واما همیشه این کوه قاف برایم سوال بود که چیست ؟ قصه ها بافته بودند سخنها ساخته بودند داشتم قرآن را مطالعه می کردم به مشکلی برخوردم من معمولا به سه منبع اینجورموقع ها رجوع می کنم : «سیب پرتابی» دکترمحمودفتوحی شگفت اوراست درتفسیرقرآن و تفسیرعلامه طباطبایی و فرهنگ جامع عربی به فارسی . رفتم سراغ کتاب دکترفتوحی دیدم یک شعردارد به اسم «جغرافیای شعور »انجا به کوه یا قله قاف اشاره کرده . کوه مرابیاد اسم وکلمه حق انداخت درقران و ق بیاد سوره ق درقران . بَه چه دیدم ! بسم الله الرحمن الرحیم . ق . والقرآن مجید . بل عجبوا ان جاء هم منذرمنهم فقال الکافرون هذا شی عجیب . ماتم برد حالا شما بروید شعردکترفتوحی رابخوانید شاید پی ببرید به مضمون آیه . این کوه قاف همان کلمه ی خدا واسم اوست که فقط دردست پیامبران واولیای انهاست . که خدا باان قران را محکم کرده . واین ( قران ) درقیامت لوح لوح می شود برما عرضه می شود . خیلی حرف دارد این سوره . خیلی ذوق زده شدم وقتی به عمق این معنا رفتم صید عجیبی بود .شاید وقتی تمام ان را گفتم وشعردکترراهم توضیح دادم  .

*****

برای توضیح سوره فیل باید به این موضوعها درقرآن اشاره می شد: سه قسم مردم ، کلمه حق  واشاره های دیگرخدا به حیوانات دیگر ، برابرهای دیگر اصحاب فیل ، کید ومکرخدا ، سنگ وگل درقران . من خیلی مختصرآن را اوردم خیلی زیاد است .برای توضیح سوره و روشن شدن مطلب همین مقدارکافی است . مقدمه بپایان رسید جمع بندی مطلب درابدیت بعدی

اصحاب فیل درقرآن همان گروه شوم یامشئمه هستندکه دارای کلمه اندوباان فسادبپا می کنندقرآن به انان فاسق ، کافر، مشرک ، مترف ،ملاء ومستکبرو ...می گوید

هریک ازین اسامی به دلیلی ویا دلایلی است .کافرندبخاطراینکه روی حقیقت پرده می اندازند، مشرکندبخاطراینکه هم تولیدکننده شرکند یعنی نام را ناپاک اداره می کنند هم بجای پرستش خدای واحد بدنبال پرستش غیراویند.فاسقند یعنی درحدگذرنده اند؛ میزانهای الهی را رعایت نمی کنند .مترفند وملاء وصاحب فیل یعنی سرمایه دارهایی ( کلمه )هستند که فقط بفکررفاء خود ودارودسته ی خودشان هستندبعبارت دیگر منفعت طلب ورفاء طلبند

مترف

واذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول قددمرنا ها تدمیرا. سوره الاسراء آیه 15

ملاء

وقال الملاء من قومه الذین کفروا وکذبوا بلقاء الاخره واترفناهم فی الدنیا ماهذا الابشرمثلکم یاکل مماتاکلون منه ویشرب مما یشربون . مومنون 64

سوره ها و آیاتی که استعاره از کلمه حق واسم اعظم خداست . البته دربعضی ها به جزء آن که فرشته ها می باشند و یا به هردو اشاره دارد .البته که این اسامی علاوه به معنای حقیقی واین معانی ؛ دلالتهای دیگری نیزدارند . البته من باب مثال به چندمورداشاره کرده ام ایات بسیاری دراین مورد درقرآن آمده است خداوندمتعال کلمه واسم خودش و فرشته ها را به اسامی پرندگان ، حیوانات ، گیاهان و جمادات نامبرده است برحسب موضوع ودلالت. درآینده اسمای متعددخدارا درقران هربارمی اورم واین که کجا به خود اسم یاکلمه اشاره دارد  یا به فرشته ها که اجزاء ان هستند رامشخص می کنم

انعام -جبال - دواب - ماء

الم تران الله من السماء ماء فاخرجنا ثمرات مختلفا الوانها ومن الجبال جددبیض وحمرمختلف الوانها وغرابیب سود. ومن الناس والدواب والانعام مختلف الوانه کذالک انما یخشی الله من عباده العلماء ان الله عزیز غفور. سوره فاطر28

*   من بااین ایه خاطره ی شیرینی دارم. با اشاره ی عزیزی  به این آیه دریایی ازمعارف قران به رویم باز شد تا باد چنین بادا

هدهد

وتفقدالطیرفقال مالی لااری الهدهدام کان من الغائبین .لاعذبنه عذابا شدیدا او لااذبحنه او لیاتینی بسلطان مبین فمکث غیربعیدفقال احطت بمالم تحط به وجئتک من سبابنبایقین. سوره نمل آبه 20

 اسب - استر- خر

والخیل والبغال والحمیرلترکبوها وزینه ویخلق مالاتعملون سوره نحل آیه 77

وانظرالی حمارک ولنجعلک . آیه للناس . بقره 259

اسب

واعدوا لهم ما استطعتم من قوه ومن رباط الخیل ترهبون به عدوالله وعدوکم وآخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم وماتنفقوا من شی فی سبیل الله یوف الیکم وانتم لاتظلمون . انفال 58

طیر

و ورث سلیمان داودوقال یاایهاالناس علمنا منطق الطیرواوتینا من کل شی ان هذا لهوالفضل المبین وحشرلسلیمان جنوده من الجن والانس والطیرفهم یوزعون . سوره نحل آیه 16

مورچه

وحشرلسلیمان جنوده من الجن والانس والطیرفهم یوزعون حتی اذااتواعلی وادالنمل قالت نمله یاایهاالنمل ادخلوا مساکنکم لایحطمنکم سلیمان وجنوده وهم لایشعرون . نمل 17

زنبورعسل

واوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا ومن الشجرومما یعرشون . نحل 67

ماهی

وذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدرعلیه فنادی فی الظلمات ان لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین . سوره انبیا ایه 87

واذقال موسی لفتاه لاابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبا . فلما بلغا مجمع بینهما نسیا حوتهما فاتخذسبیله فی البحر سریا . سوره کهف 59

فالتقمه الحوت وهوملیم . فلولا انه کان من المسبحین . سوره صافات 141

بقره

قالواادع لنا لیبین لنا ما لونها قال انه یقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسرالناظرین .بقره 69

ومن الابل اثنین ومن البقراثنین قل آلذکرین ....سوره انعام 144

غنم - نعجه

اذ دخلوا علی داود ففزع منهم قالوا لاتخف خصمان بغی بعضنا علی بعض فاحکم  بیننا بالحق ولاتسطط واهدنا الی سواء الصراط ان هذا اخی له تسع وتسعون نعجه ولی نعجه واحده فقال اکفلینها وعزنی فی الخطاب . سوره صاد آیه 21

وداود وسلیمان اذ یحکمان فی الحرث اذنفشت فیه غنم القوم وکنا لحکمهم شاهدین . سوره انبیا 77

شتر

واذاالعشارعطلت . تکویر3

والی ثموداخاهم  صالحا قال یاقوم اعبدوالله مالکم من اله غیره قدجاء تکم بینه من ربکم هذه ناقه الله لکم آیه فذروها تاکل فی الارض الله ولاتمسوها بسوء فیاخذکم عذاب الیم .... سوره اعراف 73

افلا ینظرون الی الابل کیف نصبت . سوره غاشیه 18

ادامه دارد



تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396 | 01:19 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ازآفتاب به تنگ آمده ام
ازباران به تنگ آمده ام 
ابرها مرابه حصارخوددعوت میکنند
ازقاصدکها به تنگ آمده ام 
این گشایشهاکه به کارمن می شود
ازاین همه بستگیست
بوی تو که درزمی کند
این بهشت رابه دنیانمی خرم

**
اینجا کودکان می میرند
تابزرگسالان دیوارچین بسازند
واهرام ثلاثه .
این نیل به خون نشسته 
خشکسالی راجدی بگیر!

***

واما من این صفحه راخیلی دوست دارم وبه حول و قوه الهی ترک نخواهم کرد

عزیزانی دارم که می آیند این صفحه را می خوانند ونوشته های مرا دنبال می کنند

پس می مانم وخواهم بود

ان شاء الله بعدازتوضیح سوره فیل به توضیح قران درمورد قوم لوط می پردازم

مطلب خیلی سنگین وعمیق است اما بحث درمورد ان اززبان قرآن خیلی پرفایده است

امیدوارم تاحدی بتوانم حق مطلب را ادا کنم . امیدوارم خدا نقصان کلامم را برمن ببخشد

***

وکم ارسلنا من نبی فی الاولین . ومایاتیهم من نبی الا کانوا به یستهزون .

فاهلکنا اشدمنهم بطشا ومضی مثل الاولین . سوره ی زخرف آیه 5

واما خبربسیارمسرت بخش برگزیده شدن کتاب صدسال عشق مجازی

 دکتر محمود فتوحی  ب
ه عنوان کتاب برگزیده قلم زرین را اتفاقی و

درلابلای خروارها خبردیدم جا دارد که این اتفاق قشنگ را که واقعا

برازنده ی استادگرانقدروفاضلم می باشد به خانواده ی ارجمندش و

دانشجویانی که به ایشان ازلحاظ ایمان وعلم وتواضع ایمان دارند

تبریک بگویم بیاد ندارم ایشان کتابی نوشته باشند و مشمول

 جایزه ی ادبی نشده باشد .

باشد که بیش ازپیش قدراستاد را جامعه ی فرهنگی کشورمان بدانند

وازسواد ومعرفت ایشان استفاده نمایند .

هنوز دارم آیات مربوط به سوره فیل را درمی آورم ان شاء الله درآبدیت بعدی بقیه را

می نویسم وتوضیح لازم را دراین مورد می دهم راستش این گرمی هوا کارها را

 به کندی پیش می برد مدام با خود می گویم : هوا بس ناجوانمردانه گرم است خدایا

 من نمی دانم مگر این جنگ نرم است ؟!

***
تقدیم به مظلومان تاریخ ازجمله مردم مظلوم این عصر

که این روزها به اسمها ی گوناگون هرستمی را به ایشان روا می دارند  ازداعش و طالبان و ...

یک روزعلی

این قرآن ها که برسرنیزه می کنید
این زنجیرها که درماتم حسین می زنید
پرچمتان جامه عثمان است
این روزها  نیز بگذرد
اما یک روز علی 
درهمین کوچه های کوفه 
گردن شما را به خاک می مالد
این روزها
زینب هرشب به شام می رود
هرشب به نجف 
به مشهد.
سقای تشنه لب 
درکنارفرات نشسته 
دعای فرج می خواند
دارداین زمین ترک برمی دارد
هرچند توقارون باشی


تاریخ : یکشنبه 18 تیر 1396 | 11:32 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تقدیم به آتشکده فارس دریزد
شهریزدگردبه مناسبت تولدپدرم محمدص

آتشی برپا بودهمه سبز
هزاران سال می سوزد
امامن
فتیله راپایین کشیدم
من ازدیاروعده ام
بالالایی من سرزمینی بخواب خواهدرفت
اماکوروش توبخواب
***
این سبز، این سبزینه 
این جل بک 
کاش تو یک اسب بودی
حیوانی نجیب
***

قیام آب
وقتی آب قیام کندسیل می شود
این کهنه درخت راازریشه خواهدکند
وقتی آب قیام کندآبشارمیشود
توربین ها راخواهدچرخاند
نیروی عظیمی می شود
سه فازش ترادرجا خشک می کند
وقتی آب قیام کند
جهان اقیانوس اطلس خواهدشد
بهتراست این کهنه قباراروی دوشت بیندازی وبروی
چقدراین جهان داردسریع می چرخد

***
این تارها که به دورم می تنید
این هذیانها که برایم شعرمی کنید
این شعبده ها ، این تردستی ها 
پیش یک آه اژدها دودمی شود 
می رود هوا
***

امروزز روزتولد خواهرم محبوبه است لینک وبلاگش به اسم رویای من گوشه ی وبم هست . خدا این خواهرخوبم را دراین روز به ما هدیه داد روزتولدش را بخوبی بیاد دارم . سالها ازآن روز می گذرد وقتی به خانواده کوچک وبزرگم نگاه می کنم ؛ بخوبی می فهمم تنهایی علی ع واهل بیتش را وحقهایی که ازآنها سلب شد وهمه گوشه نشین .درطول دورانها شایسته سالاری یا نبوده یا کم رنگ بوده . باشد برمااین روزها می گذرد روزی هم می شود که روز ما بیاید ؛ الیس الصبح بقریب

فاطر
وقتی خدادانه رامی شکافت
خودرا فاطرنامید
این دانه به بی نهایت رسید
وما دراین بی نهایت خدا
سربرآوردیم
وچه زیبا تولدت راخدادرفطرخواست
تولدت مبارک محبوبه جان
***
اینجا امروز
حرفی برای گفتن ندارم
بااین چشمهای صبور
باین دستهای پرکار
به دست بوسیت آمده ام
این زمین بایدانقدرببارد
این اسمان انقدربایدطوفانی شود
تاافات اززمین پاک شود
وقت دروگندمهافقط مراصدابزن
تادامن پرچینم رابپوشم
مقابل باد،کاه راازگندم جداکنم
این مردم گرسنه اند
خسته نباشی گلم
واما هر روز حیرانتر از قبلم حیران ازمکر آدمها ، وحیران ازکارهای خدا . من یقین دارم به قرآن یعنی ؛ حس می کنم آیاتش را با پوست وگوشتم این مطلبی بود که تهیه کرده بودم ازقبل تا درادامه ی مقدمه توضیح سوره ی فیل بنویسم اما دراین فاصله چها دیدم از مکرآدمها و چاره اندیشی خدا . مقدمه بازهم ادامه دارد

مکروچاره اندیشی خدا واولیایش ومکرکافران ومشرکان

ومکروا ومکرالله والله خیرالماکرین . سوره آل عمران آیه 54

ومکروا مکرا ومکرنا مکرا وهم لایشعرون . سوره نحل آیه 50

وقدمکروامکرهم وعندالله مکرهم . ابراهیم 46

افامن الذین مکروا السیئات ان نخسف الله بهم الارض . سوره نحل 45

ویمکرون ویمکرالله خیرالماکرین . انفال آیه 30

فانظر کیف کان عاقبه مکرهم انا دمرناهم وقومهم اجمعین . نمل 51

کیدوچاره اندیشی خدا واولیایش ، کیدکافران ومشرکان 

انهم یکیدون کیدا. واکیدا کیدا . سوره طارق 16

مرسلات 39 ، مرسلات 39 ، صافات 98 ، اعراف 183 ، قلم 45

سجیل و حجردرقرآن

فلما امرنا جعلنا علیها سافلها وامطرنا علیها حجاره من سجیل منضود . مسومه عندربک وماهی من الظالمین ببعید . سوره هود 82

آیات بالا اشاره به عذاب قوم لوط دارد

فجعلنها علیها سافلها وامطرنا علیهم حجاره من سجیل ان فی ذالک لاآیات للمتوسمین

 سوره حجرآیه 74

ونیز: سوره هود 82، فیل 4

ادامه دارد


تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1396 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
انسان گاهی نمی داند بی بیتابیهایش راچه کند !فردا روزقدس است .روزی که خمینی عزیزنامش را گذاشت. امامم ازوقتی تو رفتی همه ی روزها شنبه است دیگربرای من جمعه ای نگذاشتندوجمعه ها همه پرازدلتنگی کسانیست که بسیاردوستشان دارم
یعنی شما اولیای خدا 
زمینی ندارم که مالک ان باشم روبروی پنجره ی دلتنگی می نشینم وبرغاصبان لعنت می فرستم ومی خوانم :
یااباصالح
هربارمی آیم پشت پنجره به دو
می بینم بازهم این لوگو
last seen a long time ago
بازهم جمعه است ودلتنگی تو 

سوره ی فیل
(ادامه )

دلم دریا می خواهدبنشینم لب ساحل شعربگویم به ماهی هایی که هرزگاهی نزدیک ساحل می آیندنگاهی بکنم دریا را دوست دارم . رودها را دوست دارم . قنات را دوست دارم حوض دوران کودکیم را دوست دارم . کوزه را دوست دارم . دریا مرا بیادشهرم می اورد و رود وقنات و کوزه مرا یادکودکی هایم ( بسطام) . مادربزرگم وقتی می گفت معصومه بروازسُو(قنات) آب بیاور.کوزه راازسو پرآب می کردم  می گذاشتم لب ایوان جای سردوقتی تشنه بودم یک لیوان میخوردم جگرم سرد می شد . ماه رمضان دارد می رود درحالی که هوا بس ناجوانمردانه گرم بود . راستی دریا چگونه بود؟ ماهی ها چه حالی داشتند ؟ فقط میدانم مادربزرگم نیست (ماهی دریای دیگراست ) ومن درغربتم . پارسال ماه رمضان درهمین گرمای هوا با همین دهان روزه بسیاراشک ریختم دراینجا همسرم زمین خورد و مدتی بیمارستان بود و درگرگان پدرم زمین خورد و بیمارستان بود. مصائب غربت زیاد است . امسال هم که چند بارپدرم تا پای مرگ رفت و بیمارستان بود آری رمضان ما چون رمضان اهل بیت پرازغم بود. بااین حال رمضان را دوست دارم . بخاطرصبری که خدا درمن می ریزد. بخاطردعای دم افطارش بخاطرپرواز بینهایت فرشته ها. رمضان برعاشقان رمضان مبارک


سوره فیل

الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل . الم یجعل کیدهم فی تضلیل . وارسل علیهم طیراابابیل . ترمیهم بحجاره من سجیل . فجعلهم کعصف ماکول .

 واما وقتی داشتم سوره یوسف را می خواندم سخت شگفت زده شدم شایدمثلا 10 سال قبل وقتی سوره یوسف را می خواندم داستانِ شیرین و پرازپند وعبرت یوسف وزلیخا و یوسف وبرادرانش را دران می دیدم اما وقتی بتازگی ان را خواندم سخت دچار شگفتی شدم . خدادراین سوره به تمام راز و رمزهای آفرینش تا اخرت اشاره کرده . خیلی دوست دارم توضیحش را بنویسم فعلا که نمی توانم ، این زبان قاصراست ازبیانش ؛ شاید دروقتی هربار به گوشه ای ازانها اشاره کردم . خودخدا دراین سوره فرموده : لقدکان فی یوسف واخوته آیات للسائلین  . سوره یوسف آیه 6 . یعنی هرچه می خواهی بدانی دراین سوره هست برای پرسندگان .

برای توضیح سوره فیل باید ابتدا مواردی را توضیح داد تا سوره را بخوبی درک کرد :

1-داستان اصحاب فیل قبل ازتولد وسال تولد حضرت محمد اتفاق افتاده است وقوف پیامبربراین موضوع یقینی و باچشم باطنی وعلم لدنی است .لفظ رویت درسوره این موضوع را می رساند . خدا نفرموده پیامبرتو خبراصحاب فیل را شنیده ای یا خوانده ای بلکه فرموده آیا ندیده ای ؟ ورویت ، دیدن به چشم نیست علمی است به مانند باحواس ظاهری وروشن یعنی علم یقینی ( تفسیرالمیزان جلد 20ص621.

این هستی نظامند است ؛ وجود دونظام هماهنگ درهستی :

الف-نظامی که بدست اولیاء پنهان وآشکار( پیامبران و اولیاء) می گردد

ب -نظامی که بدست کفارومشرکان می چرخدبصورت پنهان وآشکار( خداوند ازاینها به شیطان و جن  نیزتعبیرمی کند)

دسته اول ازفرزندان آدمندو ازشجره طیبه و نسل هابیل  ( بواسطه این دسته نظام هستی به سمت خیرو برکت وصلح ودوستی می رود )

دسته دوم ازفرزندان آدم وازنسل قابیلند ( بواسطه این دسته کارهستی به سمت فساد وبطلان وتباهی و جنگ وخونریزی پیش می رود )

دسته اول ودسته دوم هردو درپیشبرد نظام دخیلند اما چون خدا به قابیلیان مهلت داده برای آزمایش وامتحان ،   هابیلیان کمتردرکارنظام دخالت می کنند بخاطر همین ما بسیار بی عدالتی وظلم درجهان می بینیم . این دودسته باقلم پنهان وافراد آشکارو پنهان خود نظام را می چرخانند . کارهردو دسته منطقه ای و مختص به کشورخاصی نیست . به کل کائنات برمی گردد جهانی وهماهنگ است

الم نجعل له عینین ولسانا وشفتین وهدیناه النجدین . فلااقتحم العقبه و... سوره بلد

چشم استعاره ازکلمه حق واسم خدا . خدا به ان چشم می گوید زیرا با ان می توان کل کائنات ازریز ودرشت را دید البته قابلیتهای فراوان دارد ازجمله آفرینش وایجاد

عینین :دوچشم یعنی دوگروه عقلا خدا به انها اولوالالباب می گوید همان دودسته بالا (سوره مائده 99 ، سوره آل عمران آیه 7 ) و... خدا این دسته را باتوصیفی که قبل وبعد می دهد می نمایاند مثلا مومنان صالح یا راسخ درعلم و...

شفتین :دولب همان دو چشم است . لب کارش گفتن است و حرف ریختن درانسان وانها چنین می کنند

زبان : یعنی آن دو چشم ودو لب درهم ادغام شده یک خط و یک نظام فکری را بوجود می آورند

دراصل دونظام فکری است که بصورت یک نظام درما جلوه گری می کند بصورت یک زبان درما نمود پیدا می کند

دودسته شناخت درما ریخته می شود شناخت درست واین شناخت های درست ما را هدایت می کند به نجات ورستگاری وخدا این را متذکرمی شود

وشناختهای نادرست که مارابسمت گمراهی می برد این دودسته شناخت باهم درما ریخته می شود تا ما آزموده شویم که به کدام راه می رویم درادامه همین سوره خدای متعال  این موضوع را متذکرمی شود( آمنوا و کفروا)

خداوند درقرآن ما را بطورکلی به سه دسته تقسیم می کند:

سوره واقعه آیه 6

وکنتم ازواج ثلاثه . فاصحاب المیمنه مااصحاب المیمنه . واصحاب المشئمه مااصحاب المشئمه . والسابقون السابقون اولئک المقربون

1-اصحاب دست راست .2- اصحاب شوم .3- اصحاب مقرب و اولی ها

دربالا ذکرشد که دودسته ازافراد مقدرات نظام هستی را بااجازه خداوند بدست دارند اما دسته سومی هستند که مردم هستند که نظام برانها جاری می شود اینها عالم به علوم لدنی نیستند ودارای کلمه حق واسم اعظم خداوند نیستند

اولیا وانبیا یا مقربان  واولی ها

خدا به این دسته صاحبان عقل کامل خطاب می کند که دارای ایمانی محکم ، اراده  قوی ، معصوم ازخظا وگناه ازبدو تولد تالحظه رحلت هستند

آنان دارای کلمه حق واسم اعظم خدا هستند خدا کلمه انها را وخود آنهاا را طیبه و شجره طیبه میداند ( زیراهم خود مصون ازخطا وگناهند هم باکلمه خود به کارخیرو صواب می پردازند  )

وادخل الذین آمنوا وعملواالصالحات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها باذن ربهم تحیتهم فیها سلام . الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت وفرعها فی السماء توتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتدکرون

کلمه طیبه وشجره هم اولیا وانبیا می باشد هم کلمه ی حق دردست آنان واشاره به داخل بودن اهل ایمان دربهشت وبودن سلام وسلامتی دران مخصوص اولیاوانبیا دراین دنیا وآخرت و مردم گرویده به خدا درآخرت است

کفارومشرکان واصحاب شوم وشیطان

شجره خبیثه همین دسته هستند انان هم  راه به گمراهی می برند هم با کلمه ای که خدا دراختیارشان قرارداده به فساد وتباهی و  برادرکشی می پردازند جنگها بپا می کنند وظلمها وبی عدالتی ها می کنند

خدا کلمه اولیا را کلمه خود و  عُلیا (برتر )وطیبه ( پاک )می داند وکلمه کفارشیطان صفت را سُفلی (کم وپایین ) و خبیث (ناپاک ) می داند :

الا تنصروه فقدنصره الله اذاخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذهما فی الغار اذیقول لصاحبه لاتحزن ان الله معنا فانزل الله سکینه وایده بجنودلم تروها  وجعل کلمه الذین  کفروالسفلی وکلمه الله هی العلیا الله عزیز حکیم .

من کان یرید العزه فلله العزه جمیا الیه یصعد الکم الطیب والعمل الصالح یرفعه واذین  یمکرون السئات لهم عذاب شدید ومکرواولئک هویبوروالله خلقکم من تراب ثم من نطقه ثم جعلکم ازواجا   

یادداشتن علم لدنی آدم وانبیا ع وقلم زدن انها و اشاره قران به آن

وعلم ادم الاسماء کلها ثم عرضها علی الملائکه . سوره آیه 31

ونیز: سوره کهف آیه 65 ، سوره بقره آیه 250 ، سوره جمعه آیه 2 ، سوره نحل  آیه 16 ، عنکبوت 43

قلم آیه 1 ، سوره علق آیه 4

سوره کهف آیه 9 اصحاب رقیم یکی ازمعانیش می شود اصحاب اهل قلم

البته آیات دراین موارد بسیاراست من به چندتایی اشاره کردم. ضمنا قرآن دارای متنی بسیارفصیح وبلیغ است . بااینکه بسیارموجزاست کلام خدا خللی درزیبایی وبدست دادن معانی مختلف ودرست دران نیست ذکرآیات ومعانی که من ازآن استخراج می کنم دررابطه بااین موضوع است با زبان الکن من وگرنه دلالتهای بسیاردرآنها هست . که هرباربه سراغ قران می روم دری نو به رویم بازمی شود که آن معانی پیشین را نیز دارد  

رسالت انبیا واولیا

پیامبران با آوردن کتاب ازسوی خدا و تبلیغ دین وی به ارشاد وراهنمایی همگان می پردازند . انچه ما درظاهرمی بینیم وواقعا همینطورهم هست . اما این کارآشکار انبیا واولیای خداست . کارپنهان انان بواسطه کلمه ای که دارند به اصلاح نامی که دردست کفارومشرکان است نه تنها می پردازند بلکه با سوزاندن وازبین بردن کلمه انان در زمانی معلوم هربارقدرت را ازدست یک نفرانان گرفته تاانقدرکه به پایان این نظام دوگانه برسیم وتنها کلمه ، کلمه ی حق و پاک انبیا واولیا امور هستی را بدست بگیرد واین همانا وعده خداست که می فرماید :عاقبت ما زمین رااز ان صالحان خواهیم کرد وان بعدازقیامت وزنده شدن مرده ها و اماده شدن بهشت است

خدابه انبیا واولیا می گوید اُذُن ُواعیه :

فعصوا رسول ربهم فاخذه رابیه انالما طغاالماء حملنا کم فی الجاریه . لنجعلها لکم تذکره وتعیها اذن واعیه . سوره الحاقه آیه 9

دراین سوره خدا ابتدا به داستان عاد و ثمود اشاره می نماید و چگونگی نابود شدن خود وکلمه آنها

وعلت اصلی آن را عصیان بر رسول خودش می داند ودرآیات بعد آنها ( انبیا واولیارا) را کشتی نجات (جاریه ) و ظرف گوش ( اذن واعیه ) می داند که بواسطه اینها که عقل کاملند- گوش فراگیر - ودارای کلمه هستند ( جاریه ) همانا به  نجات انسانها وبه اصلاح نظام هستی مبادرت کرده و زمین راازمفسدان پاک می کنند  تامردم عادی به رشد و آسایش برسند اذن واعیه همانا دید وسیع آنان است وعقل کامل انها و بررسی عالم بواسطه ی چشم پاک وهوشیار وکلمه ی حق است

آیاتی که قرآن اشاره دارد که انبیا واولیا  کلمه واسم خدا را نیز پاک می کنند :

سبح باسم ربک الاعلی . سوره اعلی 

فصل لربک وانحر. قربانی کردن شتر اشاره به پاک کردن اسم خدا دارد  زیرا درقران شتراستعاره ازاسم خداست وقربانی کردن  یعنی سربریدن ، پاک کردن

فسبح باسم ربک العظیم . سوره واقعه آیات 73و 96

او زد علیه ورتل القرآن ترتیلا .اناسنقلی علیک قولا ثقیلا. ان ناشئه الیل هی اشد وطا واقوم قیلا . ان لک فی النهار سبحا طویلا واذکر اسم ربک وتبتل الیه تبتیلا . سوره مزمل آیه 2

سبح و تسبیح غیرازستایش وتسبیح به معانی پاک کردن هم هست

 ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1396 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
واما خنده . دیدید لبخندکودکان را چقدرزیباست ؟ دیدیدبعضی ها چقدرزیبا می خندند؟ من دیدم افرادی که وقتی می خندند بهشت را به آدم هدیه میدهند بی اغراق . واقعا خنده ی آنها بهشته من که پیش آمده درهمین دنیا به بهشت رفتم خنده ی مردان خدا بهشته ، شرح صدرمی ده . قلب آدموبازمیکنه .عسل دردل آدم جا میگیره من درطول عمرم غیرازخنده ی کودکان که خیلی شیرینه ؛ خنده ی دونفررا چشیدم که عسله ، بهشته.  یکی ازاونا لبخند وخنده ی امام خمینی بود . بهشتم آرزوست 

"اگر گلهای رخسارش از آن گلش بخندیدی

بهارجان شده تازه نهال تن بخندیدی"(مولانا)

درون گلشنی جانا ، بهاری برتن مرده

حضوری بایدم اکنون که جان وتن بخندیدی

دراین بیغوله غم گشته مرا منزل میان جان

کجا خنده ؟کجا شادی؟ مگردرمن بخندیدی

نگویم که چه کرد بامن فراق ای دوست

وگر گویم تو براین پاره پیراهن بخندیدی

گلی تو درمیان باغ زیبایی خوش و خرم

به تلخی من و هر سرو ویاسیمن بخندید ی

نظربرهرکه اندازی چو شهد و شکر ست جانا

درون دل وطن داری و براهریمن بخندیدی

ملولانند ابناء زمن درهرزمان ای جان

چو دانستی شها بی وقفه در هرمرد وزن بخندیدی 

این شعربداهه ای بودکه دارای اشکال فنی است نه  دلی نشده درستش کنم 
__________

درکسی خندیدن : خنده ی عاشقانه 

به کسی خندیدن : خنده ی ازروی استهزاء

***

اینجا سامرا
ومن دربندانفرادیم 
گدایان دزد پررو وبی حیا
هرلحظه ازین میله ها 
بوی تراازمن گدایی می کنند
می دزدند
***
پشت در
جوان  که بودم هروقت  صحبت ازحضرت فاطمه س می شد وقتی می شنیدم که آن دنیا خواهان پست ، آن مدعیان صحابی رسول اکرم ص ، آن نامردهای غدار ، حمله آوردند به خانه ی زهرا و آن دخترمحبوب پیامبررا، مادرائمه ،آن چشم و چراغ عرش و فرشتگان مقرب درگاه خدا رامجروح کردند که باعث شهادتش شدیعنی می شود؟ همش می گفتم براستی علی ع ان موقع کجا بود ؟ علی که جان ودلش زهرا بود وقتی اورا دران وضع دید چه حالی داشت ؟ چه برسران دوآمد ؟ وقتی با پدرم صحبت می کردم می گفتم بابابراستی  آنها چه کردند با دّر رسول ؟ می گفت : دخترتو چقدرساده ای عقلت کو ؟ چطورمی تواند درست باشد ؟ ان علی یگانه ی مرد کارزار ، او دارنده ی اسماء خداوند متعال ودارنده ی کلید عرش وفرش چطورکسی می توانست متعرض زهرایش شود؟
پدرم راست می گفت او علی را درست می دید اما او رسالت انبیا واولیایش وصبرآنان را تا قیامت ندیده بود
چه دردی داشت به دل علی که شبانه محبوبش را به خاک سپرد وتاهنوزقبرش پنهان است
چه دردی داشت علی به دل وقتی می دانست بزودی کل خانواده اش را درکربلا ناجوانمردانه شهید می کنند
چه دردی داشت علی  وقتی می دانست چه برسرزینبش- شبیه ومثل پدر -می آید واو رابه اسارت می برند و شلاق برسر وروی اهل حرمش می زنند
وچه دردی داشت علی به دل که چاههای کوفه ازناله های او پربود
چه دردی داشت علی به دل برای اولادی  که بعد ازاو خواهند امد وپشت در فریادشان به عرش خواهد رفت
چه دردی داشت علی به دل که فریاد برسراین دنیا می زد ووقتی ضربت شمشیربرسرنازنینش خورد گفت فزت ورب الکعبه
چه دردی دارند اولیا و انبیا به دل که خسته اند ازین دنیای دون ازین همه نامردی و نامردمیها
پدرم اینک میدانم حکایت در و دیوار را،  باورمی کنم پهلوی شکسته مادرم را
یقین دارم این نامردمان به دخترپیامبرهم رحم نمی کنند

واما قدروشب قدر؛ وقتی خدا خواست آدم را بیافریند گِل ادم رادردستانش گرفت ،گِل گفت : آخرمن بااین ظرفیت کم چطورمی شود کسی شوم که تو می خواهی ؟ بین من و تو فاصله ها می افتد؛ حجاب اندرحجاب ! نورکجا و گِل کجا ؟ این فاصله ها مراازتو می گیرد اشتباه می کنم ،گناه می کنم ،دست به خونریزی می زنم - خدا همه ی اینها را درگل می دید- خدا به او گفت ای بنده ی من ،ای گِل ! مگرنه این است که من خدایم ؟ تو چه می دانی که من چطور همین گِل را نور می کنم ؟ نوری چون علی ، نوری چون فاطمه ، نوری چون 124000 پیامبر .من این شب تیره را آفتابی روشن خواهم کرد بواسطه خلقت اینها باتوی گِل ، پس ترس ونگرانی معنا ندارد. و خدا انسان را دربهترین قوام آفرید وبه خود تبریک گفت « سوره ی تین » حال هرکس به گِل خود می رود اگرچه این گل می تواند ازنورفاصله داربشود جنگ راه بیندازد گناه واشتباه کند وبه حسرت وتاسف بیفتددر روزاخر. اما من ازهمین گل ،اولیارا درشب دنیا می آفرینم واین شب را قدرنامید اول خوبان را درخلقت خود منظورداشت وبه انها گفت اولی ها والسابقون وبعدبقیه را درنظراوردتااخردنیا ، تا وقتی شب دنیا به آخربرسد وروزاخرت بیاید

واما چه شد اصحاب فیل دارم توضیح آن را می نویسم کمی مانده


تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 30 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم