ادامه قسمت دوم

فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب . قالت یاویلتی ءالد وانا عجوز وهذا بعلی شیخا ان هذا لشی عجیب . قالوا اتعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید .فلما ذهب عن ابراهیم الروع وجائته البشری یجادلنا فی قوم لوط ان ابراهیم لحلیم اواه منیب .یاابراهیم اعرض عن هذاانه قدجاء امرربک وانهم آتیهم عذاب غیرمردود

نکته :  ازابتدای شروع داستان ابراهیم وفرشته ها خدا می فرماید : ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام . خداورودفرشته هایش رابه نزدابراهیم ع روایت می کندبعدمکالمه بین فرشته ها وابراهیم صورت می گیردگاهی خودراوی می شودگاهی فرشته هاخود، با ابراهیم وهمسرش گفتگومی کنندتا می رسدبه آیه فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب دراینجاوقتی می خواهدبشارت تولداسحاق وبعداویعقوب را بدهدمی گوید پس بشارت دادیم اورا(ساره را) این بشارت را ازجانب خودوفرشته ها می دهدبازوقتی همسرش می گویداین پدیده ای عجیب است (چون ازنظرطبیعی هیچ کس درزمان پیری نمی تواند بچه دارشود) بعدفرشته هامی گویندآیاتعجب می کنی ازامرخدا؟حال چه ربطی بین اینهاست؟

درست است که این خبربشارت وعذاب ازجانب فرشته های نظام شرک آلوداست . اما همانطورکه گفته شدپیامبروساره می بینندکه کارقوم لوط به آخررسیده وکلمه آنهاخواهدریخت ودرکلمه جدیدمشرکان خداامرخودراتعبیه کرده به اینکه ابراهیم فرزندی بدنیا بیاوردبطورغیرطبیعی یعنی درزمان پیری خودوهمسرش . خدادرحقیقت می خواهدقدرت خودرانشان بدهدعلی رغم کارشکنی مشرکان واین مسئله توسط تلاش وکوشش اولیاوعلم وحکمت خدادادی آنها حاصل می شود. برای همین هم خدادراینجا خواست خودش وامرخودش وحصول این کاردرنظام مشرکان را تذکرمی دهد . درواقع ساره دارداین موضوع را می بیندکه بواسطه تلاش آنها وفرشته های آنها هم کلمه مشرکان پاک می شودهم درنظام بعدی امری شگفت به وقوع می پیونددیعنی تولدفرزندش درزمان پیری . گرچه آنهانمی خواهندکه قوم لوط نابودشونداماچون راهی برای نجات آنهاندارنداین اتفاق خواهدافتادوقتی خدا می گوید : یجادلنا فی قوم لوط ان ابراهیم لحلیم اواه منیب .یاابراهیم اعرض عن هذاانه قدجاء امرربک وانهم آتیهم عذاب غیرمردود لفظ یجادلنایعنی  ماباابراهیم بحث کردیم درموردقوم لوط یعنی تلاش اولیای خداوفرشته های آنهاکه همانا ازکلمه برترخداصادرمی شودبرای نجات فرشته های قوم لوط رامی رساند.یعنی ابراهیم نمی خواهداین امرواقع شودوداردسعی می کندنشودبرای همین می گوید که وی صبورودلسوزوبرگشت کننده است بسوی کاربهترالبته که این مهربانی او برخاسته ازمیل ومهربانی خداونداست اماآیه بعدمی گویدبه او گفتیم که عذاب حتمی است این دوگانگی خبرفرشته ها وقتی ازجانب پیامبرخبرباشدیعنی خداو پیامبرراضی به عذاب نیستندوقتی ازجانب نظام یعنی اینکه خودعامل عذاب خودهستندوخداهم راضی است وحکم خداونداست زیراراهی برای برگشت نگذاشته اندپس بایدعذاب شوند

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1396 | 02:17 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وقتی همه ی درها به رویم بسته می شدوقتی زمان وزمین برمن تنگ می شدوقتی هیچ کس نبود تو بودی وقتی می گفتم یا امام رضاع حتی ازفاصله ها این توبودی که مراآرام می کردی بیاد ندارم وقتی تراخوانده باشم بدون جواب مانده باشم .درست پارسال نزدیک به همین روزها بودیادت هست وقتی ضریعت را می بوسیدم به تو چه گفتم ؟ یادت هست ازتو چه خواستم ؟ آنقدرسریع اجابت کردی که خودم باورم نمی شد یک سال ازان روز می گذردومن هرگزلطف تورا فراموش نمی کنم هیچ وقت محبت هایت را فراموش نمی کنم ازکودکی تا به حال همیشه ملجاوپناهم بودی اماما چه خوب شد آمدی به ایران وبه مشهد همیشه فکرمی کردم ترابه زورآورده انداما حالا که خوب نگاه می کنم می بینم تو خودت خواستی آمدی تا ماشیعیان تو تنها نباشیم تا مازیاد شویم تامابدانیم، تامارا ازتاریکی بسمت نور ببری ممنونم ازاینکه تمام سختیها را بجان خریدی وایثارکردی برای ما . خیلی دوستت دارم تو آمدی تابگویی شما تنها نیستید پدری مهربان چون تو دل ماراگرم می کند تو آمدی تابگویی جهان ازاین نقطه تمام وآغاز می شود. شهادت امام برحق یعنی مولای ماامام علی بن موسی الرضاع را به امامان ورسولان برحق یعنی پنج تن زنده وجاوید تسلیت می گویم التماس دعا

 ادامه شرح داستان قوم لوط

2. تقارن بشارت تولداسحاق ویعقوب توسط فرشته ها وخبردادن به ابراهیم ولوط ع عذاب قومش را 

چرا خبر بشارت تولداسحاق وبعداو یعقوب درست مقارن خبرعذاب قوم لوط است ؟

اگربه داستان ورود فرشته ها به منزل حضرت ابراهیم وساره نگاه کنیم دربیان داستان وحالت شخصیتهای داستان دوگانگی می بینیم حالا داستان راازاول مرور می کنیم :

ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام

فرشته ها برای بشارت نزدحضرت ابراهیم آمدنددرابتدای ورودبه پیامبرسلام کردند

نکته : همانطورکه قبلا توضیح دادم ابراهیم ع دارد به نظام می نگردوسلام فرشته ها به او یعنی اینکه این فرشته ها رام اویند ، اهل اویند ، لشکراویند . گفته شد که اولیای خدا برتمام نظام تسلط دارند . این سلام کردن فرشته ها به ابراهیم وجواب سلام دادن ابراهیم به آنان این خیال وتصوررا درذهن ایجاد می کند که اینها به هیئت انسان براو وارد شدند

 فما لبث ان جاء بعجل حنیذ

نکته : درنگ دراینجا بازتاخرذهنی است نه واقعی . چون خداداردهم خانه های ذهن مارا تقسیم می کندهم اینکه می خواهد یک داستان دارای ظاهری معقول باشد

بعجل حنیذ: گوساله بریان

خدااسم فعال خودرا که دردست مشرکان است گاو هم می نامد.

ما میدانیم این جهان بظاهربصورت  یک نظام است درحقیقت دونظام است دریک نظام . دوچشم است ویک زبان (سوره بلد ). اینجا گوساله بریان همان فرشته های ابراهیم هستند درنظام جن زده . وقتی پیامبران با کلمه خود به نظام مشرکان نامه بزنندوفرشته های خودرا بفرستند با همان نام خطاب می کند اما قرینه ای می گذاردتابفهمیم که فرشته های پیامبران منظوراست . خدا می گوید ابراهیم رفت وگوساله بریان آورد وتعارف فرشته ها کرد . یعنی فرشته های خودرا بسمت فرشته های نظام مشرکان فرستاد

فلما رءا ایدیهم لاتصل الیه

گفتیم دست یعنی اسم فعال خدا . دست فرشته ها نمی رسد به گوساله بریان یعنی اینکه فرشته ها ی نظام مشرکان نمی توانند ازفرشته های پیامبرتغذیه کنند . نمی توانند به آنها وصل شوند

نکرهم واوجس منهم خیفه

نكرهم : از آنچه از آنان دیدبدش آمدوآن رارفتاری غیرمعهوددانست

اوجس ماضی ازباب افعال ایجاس است وایجاس به معنای خطورقلبی است راغب دراین باره گفته است ماده وجس  به معنای صدای آهسته است و کلمه اوجس که مصدرباب تفعل است  به معنای آن است که کوشش کنی تاصوت آهسته ای را بشنوی و کلمه ایجاس که مصدرباب افعال است به معنای پدیدآمدن چنین چیزی درنفس آدمی است . تفسیرالمیزان ج ۱۰ صص ۴۷۸ و۴۷۹

نکته : این حالتهای پیامبرنشان ازناراحتی واقعه ای می دهد که پیش خواهد آمد . پیامبردربدوورود فرشته ها یعنی درابتدای نگاه به نظام فهمیدکه عذابی درراه است . نخوردن ودست نزدن فرشته ها به غذای پیامبرحکایت است نگرفتن فرشته های آنان ازسوی مشرکان وسخت گره افتادن در کارآنهاست که پیامبرراهم ترساند هم ناراحت کرد

قالوا لاتخف انا ارسلنا الی قوم لوط

نکته : درابتدای ورودفرشته ها خداعلت ورودآنها رابرای بشارت اعلام کرد (ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری). بعدبرای اینکه هم ظاهرداستان معقول بنظرآید وهم اشارات خودرا بگویدتااینجافرشته ها را شبیه انسانهایی نشان داد که برپیامبرواردشدند اما غذای او را نخوردند، دستشان به آن نرسیدوازاین موضوع پیامبرترسیدوناراحت شد چرا؟ همان که بیان شد . حالا برای اینکه ظاهرداستان  شکل معقول بگیرد  درادامه فرشته ها می گویند نترس ما برای قوم لوط آمده ایم . به این نقطه که می رسیم به یک متن باز برمی  خوریم هم می شود تصورکرداینها فرشته اند وازغذا نخورده اند هم می شود فهمیدکه ای ابراهیم علت ترس تو  چیست ؟ زیراما آمده ایم برای قوم لوط اینکه ترس ندارد بلکه خبرخوبی است . چرا ؟

وامراته قائمه فضحکت . وزنش ایستاده بودپس خندید.

ضحک : خندید، راضی شد ، قبول کرد

داستان دراینجا مسکوت می ماندمابایداین چرارادرمکالمه فرشته ها با همسرابراهیم بفهمیم

لفظ قائمه یعنی اینکه همسرپیامبرجزوافرادیست که دارای کلمه است و زنش هم همزمان داشته موضوع را پیگیری می کرده وبه نظام می نگریسته . اینجا به یک دوگانگی برمی خوریم قبل ازآن فرشته ها موضوع قوم لوط را گفتند وساره که داشت می دید خندیدچرا؟ مگرنه اینکه عذاب قوم لوط رافرشته ها بیان می کردند علت شادی ساره چه بود ؟

فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب

این «ف » تاخیررامی رساند -دراینجا هم تاخرذهنی است - علت شادی ساره همین بشارت او به فرزنددارشدن وی می باشد همان که دراول آیه آمد حالا چه ربطی بین موضوع عذاب قوم لوط دارد وفرزنددارشدن ساره ؟

مشرکان با قلم خود پنهان وآشکاربه قتل ومرگ پیامبران اقدام می کنندحتی نمی گذارندکه اسم آنها ازعدم بیرون آمده ومتولد شوندبخاطرهمین حضرت ابراهیم پیرشده بود درحالی که فرزندی نداشت . البته اینطورنیست که آنها همیشه قادربه این موضوع باشند . وقتی گناه قوم لوط شدت گرفت وکاربه پاک شدن کلمه آنها کشیده شد بااینکه حضرت ناراحت بودازاینکه آنها عذاب شوندساره خوشحال شد زیراافتادن کلمه آنها فرصتی می شدکه باجدید شدن کلمه ی دیگراسحاق بدنیا بیاید . این دوگانگی بخاطرهمین بود

 قالت یاویلتی ءالد وانا عجوز وهذا بعلی شیخا ان هذا لشی عجیب

یاویلتی :

کلمه ی ویل به معنای قبیح وزشتی است وهربدی راکه مایه ی اندوه آدمی شودویل می گویندمانندمردن یامصیبت دیدن یاجنایت فجیع یارسوایی وامثال آن واین ندادرجایی گفته می شودکه طرف بخواهدبطورکنایه بفهماندکه آن مصیبت آن امرفجیع آن رسوایی و...داردمی رسد پس وقتی گفته می شودیاویلی معنایش این است که مصیبتم رسیدخاک برسرم شد وآنچه مایه ی اندوه من است برسرم آمدوآوردن حرف «ت » وگفتن : یاویلتی زمانش وقتی است که بخواهدهمان ویل رافریادبزندودیگران را خبردارکنندوکلمه ی عجوزبه معنای سالخوردگی زنان وکلمه ی بل به معنای شوهرویا بعبارتی دیگرهمسرزن است ومعنای اصلی این کلمه کسی است که قائم به امری بوده ودرآن امرمستغنی ازغیرباشدمثلابه درخت خرمایی که بی نیازازآبیاری باآب نهروچشمه است وبه آب باران اکتفاء می کندبعل می گویند ونیز به صاحب ورب (همنشین ومربی ) بعل گویندکلمه ی بعلبک هم (که امروزنام شهری درلبنان است) ازهمین باب است چون درقدیم هیکل ومعبدبعضی ازبت هادرآنجا قرارداشت

تفسیرالمیزان ج 10 صص 484و485

نکته : ساره درحقیقت ازاین امرخداوند تعجب نکرده بوداو ازپاکان بودوازقدرت خداوند بی خبرنبود اماخداچون دراینجامی خواهد ظاهرداستان واقعی وزیباباشدشرم وحیای واقعی یک زن را دراین موقعیت به تصویرمی کشد مسلما یک زن دراین سن اگربچه دارشود پیش مردم شرمنده شده ومورد سرزنش پنهان وآشکارآنها قرارمی گیرداین نیزیکی اززیبایی های سخنوری  قرآن است

قالوا اتعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید .

نکته : برای اینکه ماگمان غلط به خانم ساره نداشته باشیم خدافوری می گوید شما اهل بیت هستید وخدابرکاتش را برشما می فرستدیعنی اورا تایید می کند

فلما ذهب عن ابراهیم الروع وجائته البشری یجادلنا فی قوم لوط ان ابراهیم لحلیم اواه منیب .یاابراهیم اعرض عن هذاانه قدجاء امرربک وانهم آتیهم عذاب غیرمردود ولما جائت رسلنا لوطا

روع : ترس  ، ترسیدن وترسانیدن ، شگفتی

نکته :دراصل ترس وبشارت با هم است . اگرخوب به داستان نگاه کنیم خدابرای زیبایی کلام وترتیب معقول داستان بشارت را بعد ترس آورده درواقع این تقدیم وتاخری ذهنی است که بخاطرفهم ما اینگونه آمده  . درحقیقت ترس از وقوع واقعه است نه اینکه چرا ازغذای او نمی خورند ویا اینها چه موجودیند که غذا نمی خورند  ؟ نه ترس پیامبرازااین بود چرا غذای او را نمی خورندزیرااین کارفاجعه آمیز است . دراینجا خدا خواسته ظاهرداستان را به شکل طبیعی حفظ کند فرموده  ترس پیامبررفت و این موضوع را چسبانده به خبر بشارت تولد فرزندآنها . آنقدرظرافت دراین آیات هست که نمی شود گفت .بعددوباره به داستان قوم لوط می پردازد(یجادلنا فی قوم لوط) این قسمت داستان تاحال بظاهرپوشیده ماندبرای اینکه داستان شکل طبیعی خودراحفظ کنددرحالی که ازابتدااین  موضوع دراشارات قرآن بودوداستان سیردرونی آن را نیزهمزمان طی می کرد . شرح وتوضیح آن را درآبدیت قبل دادم

درسوره عنکبوت آیه 25 به بعدخبرعذاب قوم لوط وبشارت تولداسحاق وبعداو یعقوب به شکلی دیگرآمده است

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
شهادت پیامبراکرم ص وفرزندپاک ومطهرش امام حسن مجتبی ع را به پنج تن زنده وجاویدیعنی بهترین بندگان خدا تسلیت می گویم .
 مادوست داران واقعی آنان رادرغم خودشریک بدانیداللهم صل علی محمد وآل محمد
واما خدااولیائش را درقرآن شاهد و شهیدمی نامدچرا؟
1.آنان دردنیا وقیامت شاهداعمال ما هستند
2.همه آنها شهیدشده اند درراه خدااگرچه رحلت بعضی ازآنان بظاهربامرگ طبیعی بوده است چطور؟ زیرابواقع باقلم پنهان مشرکان مرده اندواین مرگ برای آنها رقم خورده
خدایا به وقت این شب عزیز ماراازپیروان واقعی آنان بگردان
داستان قوم لوط درقرآن
درشرح داستان قوم لوط به این موضوع ها خواهم پرداخت :
1. بشارت فرشته هابه ابراهیم وهمسروی  به بدنیا آمدن اسحاق ویعقوب درپیری
2.تقارن بشارت فرشته ها به ابراهیم با خبردادن آنهابه لوط ع عذاب قومش را
3.انحراف قوم لوط
4. حضورفرشته ها درنزدلوط پیامبرونصیحت او به کافران ودعوت آنها به راه راست
5.نجات لوط ع واهل او ازدست کافرین
6. نزول عذاب الهی برقوم فاسق لوط

***
1.  بشارت خداوندبه ابراهیم وهمسروی درپیری به بدنیا آمدن اسحاق ویعقوب
ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام فما لبث ان جاء بعجل حنیذ فلما رءا ایدیهم لاتصل الیه نکرهم واوجس منهم خیفه قالوا لاتخف انا ارسلنا الی قوم لوط . وامراته قائمه فضحکت فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب . قالت یاویلتی ءالد وانا عجوز وهذا بعلی شیخا ان هذا لشی عجیب . قالوا اتعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید . فلما ذهب عن ابراهیم الروع و جائته البشری. سوره هودآیه 70 به بعد
توضیح : آیات بالا راجع به آمدن  فرشته ها پیش حضرت ابراهیم وهمسرش ساره می باشدتامژده تولداسحاق ویعقوب را به آنهادرزمان پیری بدهند . شرح وتوضیح آن وارتباط این موضوع بانزول عذاب الهی برقوم لوط بماند برای بعد
حلیم : به آن کسی گفته می شودکه درعقوبت وانتقام گرفتن عجله نمی کند . تفسیرالمیزان ج 10 ص 487
 اواه : درباره کسی اطلاق می شودکه زیادازبدی ها وناملایماتی که می بیندآه می کشد
منیب : اسم فاعل ازمصدرانابه معنای رجوع است ومرادازآن این است که آدمی درهرامری به خدای تعالی رجوع کند. تفسیرالمیزان ج 10 ص 487
یجادلنا فی قوم لوط ان ابراهیم حلیم اواه منیب .
نکته: فرشته هایی که پیش حضرت ابراهیم ع وهمسرش آمدند آیا به ظاهرانسان بودند درباطن فرشته ؟
قبلا گفتم  باید بازبان قرآن آشناباشی تا بتوانی دقایق آن را درک کنی قرآن کتابی است درنهایت فصاحت وبلاغت وبقول استادمحمودفتوحی  کلامی است  برتروازلحاظ ماده وصورت شعر می نماید. در داستان بالا خداجوری سخنوری کرده که بظاهربه نظرمی آید که فرشته ها درهیئت بشربه نزدآنها رفتند اماازاشاراتی که درخود این داستان است که بعدا  درفرصتی دیگربه آن خواهم پرداخت ؛ مشخص است که حضرت ابراهیم وهمسرش با علم وآگاهیی که دارند به نظام می نگرند ساره به اشاره قرآن ازاهل بیت است ودارای کلمه وجزو پاکان است وقتی به نظام نگاه می کنند دارند می بینند که بزودی قوم لوط دچارعذاب خواهند شد . مجادله ی آنها بافرشته ها هم نوع سخنوری قرآن است یعنی اینکه آنان دارند می نگرندچگونه می شود این عذاب را ازااین قوم تبهکاربرداشته وراستی و درستی را به نظام برگردانند لفظ حلیم ، صبرو بردباری پیامبررادربرخورد با مشرکان می رساند ولفظ اواه یعنی بسیارآه کشنده.  بکاربردن این الفاظ ازطرف خداوند ناراحتی ودلسوزی پیامبررابرقوم مشرک می رساند.لفظ منیب هم برگشت وی را به بسوی کاربهترتذکر می دهد

ودرسوره عنکبوت آیه 25 به بعد می بینیم :
فامن له لوط وقال انی مهاجرالی  ربی انه هوالعزیزالحکیم .
و وهبنا له اسحاق ویعقوب وجعلنا فی ذریته النبوه والکتاب
و آتینا ه اجره فی الدیناوانه فی الاخره لمن الصالحین

نکته : درآیات بالا ضمن اینکه همکاربودن حضرت لوط را باابراهیم ع متذکرمی شود(فامن له لوط) . خبربدنیا آمدن اسحاق ویعقوب رابه پیامبر  می دهد
ادامه دارد...


تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 | 02:14 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
دارم شرح وتوضیح داستان قوم لوط را می نویسم .بعدآن شایدداستان ذوالقرنین رانوشتم . باکاردرروی قرآن به شگفتی هایی می رسم که حدنداردنمیدانم ازکدام وجه آن بگویم .امروزداشتم سوره کهف را نگاه می کردم دریایی است بی کران . راستی سگ اصحاب کهف که بود  ؟ چرا که بود؟ هان! بعضی وقتها یک سگ شرف دارد به مایی که اسم آدم را باخود یدک می کشیم کاش سگ اولیا باشی می ارزد به این پستی هایی که بعضی ها دارند
به مظلومان وطنم

این آسمان آوارمی شود برسرم
وقتی که آه تنها واژه ی میان ماست 

اهل درقرآن قسمت پایان :

4.گروه دست راستی یافرزندانی که ازشجره طیبه بوجودآمده اندفامیل دورونزدیک اولیای خدا

 داستان حضرت ایوب درقرآن :

 رکض :پای جنبانید

ضغث:یک دسته گیاه خشک وترآمیخته

ضر: گزندوضررخلاف نفع ، سختی وبدحالی ، نقصانی که به چیزی رسد

نصب :بیماری ، سختی ، بدی وبلا ، علم ونشان ، آنچه جهت پرستش برپای دارندازسنگ وغیره

وایوب اذنادی ربه انی مسنی الضروانت ارحم الراحمین . فاستجبناله  فکشفنامابه من ضروآتیناه اهله ومثلهم معهم رحمه من عندناوذکری للعابدین. سوره انبیا82

وایوب رایادکن هنگامی که پروردگارش راندادادکه به من آسیب رسیده است وتویی مهربانترین مهربانان . پس اورااجابت نمودیم وآسیب وارده براورابرطرف کردیم وکسان او ونظیرشان راهمراه باآنان به وی عطاکردیم رحمتی ازجانب ماوعبرتی برای عبادت کنندگان

نکته :اهل دراینجا فرشته های تحت امرحضرت ایوب است که این فرشته هابرای پیروان ایوب شناخت می برند.  آن فرشته ها ومردم اواهل اومی شوندچه فامیل اوباشندچه امت او

فاستجبناله  فکشفنامابه من ضروآتیناه اهله ومثلهم معهم

نکته :خداهم ایمان رابه امت وی (اهل او)برگرداند(ایمانی که بواسطه کلمه مشرکان خدشه دارشده بود)هم فرشته های اولونرفتندوکلمه پیامبرآسیب ندیدوبرملانشد

اهل درآیه فوق اشاره دارد به فرشته هایی که ازکلمه پیامبرصادرمی شوند وهم امت پیامبرکه ازشجره اویندچه فامیل نزدیک او باشد چه گروه ودسته او .  اما خدامی گوید مثل اهل اورا هم به پیامبردادیم این یعنی چه ؟ کلمه پیامبران برخلاف کلمه مشرکان هرچه استفاده شود بارش خالی نمی شود یعنی ازکلمه آنها کاسته نمی شود . کلمه آنها نمی ریزد . وقتی خدا می گوید اهل او ومثل اهل او را به او دادیم یعنی فرشته هایی که ازکلمه آنها صادرشده به سوی نظام؛ودرنظام مشرکان جاگیرشد ه ازدست او نرفته توفکرنکن ازکلمه پیامبران چیزی کم شده ، نه عین آنها درکلمه ی آنها هست چیزی ازآنها کم نشده . خدا دارد اینجا خانه های ذهن ماراتقسیم می کندتا خوب مطلب رابفهمیم وقاطی نکنیم  

واذکرعبدناایوب اذنادی ربه انی مسنی الشیطان بنصب وعذاب . ارکض برجلک هذامغتسل باردوشراب.و وهبناله اهله ومثلهم معهم رحمه مناوذکری لاولی الالباب . وخذبیدک ضغثافاضرب به ولاتحنث اناوجدناه صابرانعم العبدانه اواب. ص 43

وبنده ی ماایوب را به یادآورآنگاه که پروردگارش را ندادادکه شیطان مرابه رنج وعذاب مبتلاکرد. به او گفتیم باپای خودبکوب اینک این چشمه ساری است آشامیدنی وسرد . وکسانش را ونظایرآنهاراهمراه آنهابه او بخشیدیم تارحمتی ازجانب ماوعبرتی برای خردمندان باشد . بگیریک بسته ترکه و باآن بزن وسوگندمشکن . مااوراشکیبایافتیم چه نیکوبنده ای به راستی اوتوبه کاربود

مسنی الشیطان بنصب وعذاب  

نکته : خدادراینجاازعذابی که مشرکان برایوب وامت او وارد کردندیادمیکند.

پیامبران پاکندوشیطان درفکرآنها هرگزنمیتواندنفوذکندامامیتواندجسم آنهارادچاربیماری نمایدوآسیب جسمانی برساند دراینجا عذاب می تواند آزار واذیت ایوب ازسوی مشرکان باشد که اخلاق همیشگی آنهاست وهم علاوه برآزار واذیت خانواده وامت او ، خدشه دارکردن ایمان آنهانیز باشد بخاطرهمین بعدش قرآن میفرمایدمااهلش ومثل اورابه وی عطاکردیم .

ارکض برجلک : یعنی پایت راحرکت بده(یعنی فرشته هایت رابفرست وفلک رابحرکت درآور) . سپاهت راحرکت بده پا یعنی امتش و سپاهش یعنی نامه بزن وفرشته هایت را به نظام مشرکان بفرست نظامی که توسط کلمه آنها جهان اداره میشودوبداداره می شود.

هذامغتسل شراب وبارد: تابواسطه آن نظام شسته شودوخوبی وآرامش به جامعه برگردد

وخذبیدک ضغثا: به دست خودت یک بسته گیاه خشک وتربگیر

دست : اسم فعال خدا

ضغث: گیاه خشک وتریعنی فرشته های نظام

فاضرب به : پس بزن آن را

یعنی بواسطه کلمه ات که کلمه برترخداست بروداخل نظام وفرشته های ناپاک آن را حرکت بده وتغییربده دران نفوذکن واثربگذار

ولاتحنث : سوگندخودرامشکن یعنی نامه ای راکه زدی قلمی که زدی بزارباشه تغییرنده

اناوجدناه صابرانعم العبداواب : یعنی اوحرف خداراگوش کردصبرکردچون این کار وقت می بردلابدتابه نتیجه برسد

نعم العبداواب : یعنی بنده ی بسیاربرگشت کننده مابود. گفتم برگشت پیامبران یعنی صبرآنها وگذشت آنها برای کاربهتر

توجه :من وقتی به داستان حضرت ایوب ع نگاه می کنم چه به لغات چه به ضمایراصلا جایی ندیدم که خدابه اوامرکرده باشدزنت رابزن من نفهمیدم این مفسرین ازکجا این قصه راساخته اندنه دراستعاره ها چنین سخنی است نه درکلمات صریح . چقدربداست تفسیربه رای وکم کردن معانی زیبای قران وبدعت درست کردن . خدایا به ما کمک کن مهربانی ترابفهمیم

 

5.اهل بیت

قالت یا ویلتی ء الدواناعجوزوهذابعلی شیخا ان هذالشی عجیب .قالوا ا تعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید. هود73

گفت : ای وای برمن آیافرزندآورم باآنکه من پیرزنم واین شوهرم پیرمرداست ؟ واقعااین چیزبسیارعجیبی است گفتندآیاازکارخداتعجب می کنی رحمت خداوبرکات او برشماخاندان بادبی گمان او ستوده ای بزرگواراست

واقمن الصلوه وآتین الزکوه واطعن الله ورسوله انمایریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت ویطهرکم تطهیرا. واذکرن مایتلی فی بیوتکن من آیات الله والحکه ان الله کان لطیفاخبیرا . احزاب 33

واجعل لی وزیرامن اهلی . هارون اخی اشددبه ازری واشرکه فی امری . کی نسبحک کثیراونذکرک کثیرا سوره طه 29

وبرای من دستیاری ازکسانم قرارده . هارون برادرم راپشتم رابه او استوارکن واورا شیک کارم کن تاتورافراوان تسبیح گوییم وبسیاربه یاد تو باشیم .

نکته :درسوره ها وآیات بالا اهل واهل بیت به پاکان وخاندان درجه اول آنان که جزوپاکان هستنداطلاق شده




تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1396 | 09:44 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
مولا علی ع
الصبرصبران
صبرعلی ماتکره
وصبرعماتحب

امشب ادامه اهل درقرآن وداستان حضرت ایوب را که نوشته بودم می خواستم ابدیت کنم خبرزلزله آنقدرمراناراحت کردکه چندبارازروی مطلب خواندم تا اشتباه تایپی یا جمله بندی نداشته باشد اصلا تمرکزنداشتم . به امیدخدا فرداشب


4.گروه دست راستی یافرزندانی که ازشجره طیبه بوجودآمده اندفامیل دورونزدیک اولیای خدا

 داستان  حضرت ایوب ع درقرآن :

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 22 آبان 1396 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 40 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم