شرح وتوضیح سوره جن(قسمت اول )

قل اوحی الی انه استمع نفرمن الجن فقالوااناسمعناقرءاناعجبا

بگو: به من وحی شده است که تنی چندازجنیان گوش فراداشتند.پس گفتندبراستی ماشنیدیم قرآنی شگفت آور

یهدی الی الرشدفآمنابه ولن نشرک بربنااحدا

به راه راست هدایت می کندپس به آن ایمان آوردیم وهرگزکسی راشریک پروردگارمان قرارنخواهیم داد

وانه تعالی جدربنامااتخذصاحبه ولاولدا. واینکه او پروردگاروالای ماهمسروفرزندی اختیارنکرده است

وانه کان یقول سفیهناعلی الله شططا. وآنکه کم خردما، درباره خداسخنانی یاوه می سراید

واناظنناان لن تقول الانس والجن علی الله کذبا. وماپنداشته بودیم که انس وجن هرگزبه خدادروغ نمی بندند

وانه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا

ومردانی ازآدمیان به مردانی ازجن پناه می بردندوبرسرکشی آنهامی افزودند

وانهم ظنواکماظننتم ان لن یبعث الله احدا. وآنهاآن گونه که پنداشته ایدگمان بردندکه خداهرگزکسی رازنده نخواهدگردانید

نتیجه :

نفر:گروه مردم ، گروهی که ازیک دیگرگریزنددرجنگ یابکاری پیش آیند، گروه مردم ازسه تاده تا .واحدشمارش شتروانسان  

طبق تعریف نفرهم به انسان ازسه تاده تا میگویندهم واحدشتراست می دانیم که شتردرقرآن استعاره ازکلمه یااسم فعال خداست پس می توان به این نتیجه رسید که : 

دراینجا خدابه دوموضوع می پردازد:

1_کلمه ای که پاک نیست وبرعدل نمی چرخد

2_کسانی که این کلمه رادارند

اینجامیتوان نفرراافراددارای کلمه گرفت یاخودکلمه به اعتبارافرادش/ مخاطب خداپیامبراست

طرف خطاب پیمبربرای رساندن خبر، کل مردم اعم ازجن (صاحبان کلمه خبیثه) است ومردم عادی

خدادراینجااززبان جنها اشاره به این موضوع داردکه هم کلمه ای که افرادجن دارندقابلیت این راداردکه به انسانها شناخت درست بدهداگرخوب بکاررودچرا؟ازکجامعلوم است ؟ 1-ازاینکه به شگفت بودن قران اقرارکرده اند2- به اینکه قرآن انسانها رابه به سوی رشدهدایت میکندوایمان به آن وقبول وحدانیت خداوقرارندادن شریک برای او3-خلاف حق راقبول ندارند4-دروغ برخدارانمیپذیرند5- استفاده نابجاازکلمه راگمراهی میدانند5-پناه بردن برغیرخداراجایزنمیدانندهمه اینهایعنی اینکه میتوانندباکلمه خودنظام رابه سمت درست پیش ببرند. یعنی کلمات شیاطین هم می تواندشناخت درست را به ما بدهدوقابلیت این رادارد.اقرارهای بالا، اقرارکلمه است یعنی کلمات آنهاایمان پذیراست

میتوان البته این سخنان را به جنیان هم نسبت دادالبته درعالم ذرچون خدادرقران آنان رامومن دراول وپیمان شکن دربعدمی داندیعنی گل آنها قابل هدایت است وایمان و برگشت پذیراست ازگناه چون آدم

وانهم ظنواکماظننتم ان لن یبعث الله احدا. وآنهاآن گونه که پنداشته ایدگمان بردندکه خداهرگزکسی رازنده نخواهدگردانید

وقتی سخن به اینجا می رسدمامی توانیم به دونتیجه مهم برسیم:

ایادرحقیقت این آیه خطاب چه کسی به چه کسی است؟

آیه می فرمایدایشان گمان کردندهمانطورکه شماپنداشتیدکه هرگزخدابرنمی انگیزدکسی را

اگربگوییم جنیان خطاب به جنیان دیگرباشدکه درست نیست چون پیامبرداردنقل قول میکندوجنیان دارندایمان خودرابیان میکنندبه پیامبر

اینجا پیامبریاخداکلام جنیان یاکلمه راقطع کرده و ایمان آنهارازیرسوال می بردزیراقبول مسئله بعث راازسوی آنهاردمیکندبالفظ هرگز

اگرنفرراجنیان بگیریم؛وقتی جنیان میگوینددربالاکه مامومنیم درحقیقت مومن نیستندهمانطورکه پیشینیان آنهامومن نبودند

پیامبربه مردم جن می گویدشماایمان به بعث نداریدهمانطورکه پیشینیان شمانداشتند

یعنی این کلمه این ظرفیت رادارداماهرگزبه راه درست نمیروندگذشته همین جوربوده حالا هم همین است

اگرماسخن جنیان رادرعالم ذربگیریم پس بعث راهم میشودامدن رسول گرفت هم وجودقیامت

اگرسخن جنیان رامربوط به حال بگیریم دیگرنمی شودازبعث مبعوث شدن پیامبران گرفت چون معنانداردزیراازقبل هم پیامبرانی امده اند

وانالمسناالسماء فوجدناهاملئت حرساشدیداوشهبا. ومابرآسمان بالارفتیم وآن راپرازنگهبانان تواناوتیرهای شهاب یافتیم

نکته : دراینجا جنیان (یاگروهی ازفرشته های درکلمه یاخودافرادی ازجن ) می گویندمابرآسمان بالارفتیم یعنی باکلمه ای که داریم وصل شدیم وخواستیم خبربگیریم از آسمان وبه اسرارمخفی آن پی ببریم اما آن را پرازنگهبان های توانا وسخت یافتیم به لغت پر(ملئت) توجه کنید .

واناکنانقعدمنهامقاعدللسمع فمن یستمع الان یجدله شهابارصدا

ودرآسمان برای شنیدن ، به کمین می نشستیم اکنون هرکه بخواهدبه گوش باشد، تیرشهابی درکمین خودمی یابد

نکته :اگربه معنای آیه توجه کنیم می بینیم جنیان می گویند:

وماهمانا می نشستیم برآن آسمان جایی برای گوش دادن پس هرکس اکنون گوش بدهد شهابی درکمین خودمی یابد یعنی اینکه اصلا نمی توان ازعالم بالااستراق سمع کرد

باتوجه به دوآیه این سوال برای ما پیش می آید که آیا قبلا امکان استراق سمع درآسمان بوده الان نیست یا ازاول نبوده اگربه آیه اول نگاه کنیم لفظ ملئت را خدامی آورد درقرآن یعنی پربوده ازنگهبان آن هم چه نگهبانی ؟ نگهبانانی توانا وسخت پس موضوع استراق سمع بکلی منتفی می شود خدامی خواهدمارابه این نکته برساندکه این که نه تنها الان بلکه همان موقع هم امکان استراق سمع نبوده است این زیبایی کلام قرآن است که موضوعی را بیان کرده بعدآن را پس گرفته تادوموضوع را باهم بگوید اگررجوع کنیم به سوره صافات آیه 5 خدامی فرماید : انازیناالسماء الدنیا بزینه الکواکب . وحفظا من کل شیطان مارد. لایسمعون الی الملاء الاعلی .یقذفون من کل جانب . دحوراولهم عذاب واصب . الا من خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب .دراینجا منظورازکواکب پیامبران واولیای خدانیزهست خدابه معصوم بودن آنها ودسترسی نداشتن شیطان به آنها اشاره دارد ونتوانستن شیطان به دست یافتن ملاء اعلی یا کلمه برترخداکه آنهایند وکلمه ی دست آنها. اینجا خدابطورکلی گفته که به آسمان بالا شیاطین یا جنیان  نمی توانند دست پیداکنندگذشته وحال وآینده نداردازبدوخلقت چنین بوده است .

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | 01:34 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
واما بظاهرغریبم آنقدرکه گاهی چنان بی تاب می شوم که هوس می کنم بروم مشهد بست بنشینم بگویم مولایم توبدان واین غربتی که ظالمانه برسرم آوارمی شودهمان کاری که خیلی وقتها رفته ونرفته کرده ام وانتقام خدارابرسرشان آواردیده ام . وقتی به این مرحله می رسم مرابانگ میزنندفرشته هایی که بااشکهای من اشک می ریزندوباشادی های من شادندکه صبورباش ویادآورمی شوندتومگرتنهایی ؟ وبیادمادرم فاطمه میافتم که بین درودیوارفریادش به عرش بلندشدوخداوتمام فرشته ها برنابکاران لعنت فرستادندوعلی بودکه استخوان درگلووخاردرچشم می گریست که همسرنازنینش  راکتک زدندبیاداسارت خواهرم زینب می افتم که چها که نکردندبااو واهل حرم پیامبر.بیادسربریده ی حسین می افتم که برسرنیزه شهربه شهرمی گشت وطفلان حسین بابای خودرابرسردارمی دیدندبیادعلی می افتم که خانه نشینش کردندکسی که پیامبرخدااورابرادروجانشین خودنامیدوبیادامام عزیزم خمینی مهربان می افتم که همیشه دردمحرومان داشت وبی پناهان وهرگزنیامدسالی وروزی را به نامی بگذاردکه گردن مظلومان را بشکندوخط نشان بکشدبرای کسانی که تنهاجرمشان این است که می خواهنددرراه خداباشندبرمامی گذردهمچنان که سالهای رنج وسختی راگذرانیدم ومحروم بودیم ازکوچکترین حق خود . بیادسوره ی مطففین می افتم که خدافریادمی زندوای برشماکه به نام بنده های من ازمن روزی می گیریدوقتی که بایدبین آنهاتقسیم کنیدحقشان را نمی دهیدکتاب استادم راورق می زنم سری به قرآن می زنم وخداراحمدمی گویم ولعنت می فرستم برقوم ظالمان همانطورکه نوح ع نفرین کردنفرین می کنم همان طورکه خدالعنت فرستاده لعنت می فرستم .وامی گذارم بنده ی خدارابه خداومنتظرمی مانم ببینم آنها را دردوزخی که خداوعده داده الیس الصبح بقریب
سوره جن آماده ابدیت است امامانده ام داوری داودع را بگویم یاسوره جن را.روزسختی داشتم به امیدخداهرچه زودترآبدیت می کنم


تاریخ : شنبه 1 مهر 1396 | 11:42 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

محرم گرامی باد

انجاکه دستها قلم شود

یادگاری ها نوشته می شود

ای استخوان پرصلابت تاریخ

ای نگاه شیرین زینب

ای حسین واصحاب حسین

واما براستی چرا  وقتی که یزید ملعون به کشتن امام حسین ع واصحابش دربرابرخاندان اهل بیت ع بخودافتخارمی کردزینب س به او گفت : مارایت الاجمیلا . زینب ع یکی واقعه ای نزدیک را می دید یکی به دوردستها می نگریست . او می دانست خون بهای سختی ملعونان هم درآینده نزدیک هم درآینده دورخواهندپرداخت . درواقع به قحطی ای نابکاران افتادندکه مجبورشدند مختارراعلم کنندوتمام افراددخیل درواقعه عاشورا رابکشندبه طرزفجیعی ؛ازبزرگ تاکوچکِ خودشان را - کتابداران وتاریخ نویسان  می فهمند من چه می گویم - بعدنگاه دیگرزینب به دوردستها این بود که کشتارخوبان باعث می شودقیامت با پاک شدن کلمه ظالمان به جلوبرودوحکومت بدست صالحان بیفتد. ماحرمت می داریم تمام خونهای به ناحق ریخته را درطول زمانها

شرح وتوضیح کامل داستان آدم وهمسرش- پایان

اگر شعر« کلمه »و« تبعید» دکترمحمودفتوحی رابخوبی بخوانیم می بینیم که استادبطورموجزازقبل خلقت تابعداشتباه آدم را شرح وتفسیرکرده اند .

خدا داستان آدم وابلیس وفرشته ها رابسیارهنرمندانه توضیح داده ؛ برای اینکه خانه های ذهن ماراتقسیم کندو به فهم بیشترما کمک کندو ما بتوانیم مرحله به مرحله به رمز وراز هستی ازآغازآفرینش پی ببریم ؛ مکالمه ای ترتیب داده با سه شخصیت داستان : آدم ،فرشته ، ابلیس . هرباراززبان یکی ازآنها سخن گفته ؛ گاهی راوی است گاهی خودش هم یکی ازشخصیت های داستان است درحقیقت این گفتگوها  شرح حال است وبرواقعیتی پنهان دلالت می کند . مثلا آنجا که می گوید به فرشته ها به آدم سجده کنید روبرویش فرشته ها نیستندیا آنجا که به ابلیس می گویدچرا تو سجده نکردی واقعا ابلیس درمقابلش قرارندارد. درواقع خدادارد به ما توضیح می دهد که وقتی خواستم جهان را بیافرینم چه مشکلی برسرراه بود باید نورخودم راکه همان دم خودش می باشد یا همان فرشته ها را ، هبوط میدادم تابتواند انسان بشود ؛ انسانی که چون من باشد بتواند چون من همه کاری انجام بدهددرحقیقت جانشین من باشد اما اگراین نورپایین بیاید، خاک بشودچگونه ممکن است پاک باشدو  به خطا واشتباه نرود ؛ گناه نکند؛ فساد نکند ؛ همنوع خود را نکشد وجانشینی لایق باشد . وقتی فرشته ها سخن می گویند ؛ هرگزبه این معنا نیست که قبل ازآدم انسانهای دیگری وجودداشته اندوفرشته ها باسابقه ذهنی  به خلق آدم به خدااعتراض می کنند. آدم اولین مخلوق بشری خدابوده وماازنسل انسانیم نه میمون وانسانهایی دارای هوش پایین واینگونه سخن گفتن فرشته ها هنرمندی خداوندست تاباترتیب دادن این صحنه ها خانه ی ذهن ماراتقسیم بندی کندتا موضوع های مختلف  را باهم قاطی نکنیم این یکی ازشیوه هایی است که خدا دربیان سخن استفاده کرده واین فصاحت وبلاغت بی نظیرقرآن را می رسانداگرخوب به این مکالمه نگاه کنیم - از مکالمه ای که بین آدم وخدا وفرشته ها انجام شده بخوبی درمی یابیم که خدا کلام را باگونه های مختلف بین آنها می چرخانددرحالی که دارد یک حرف را می زندوشرح حالی است ازچگونگی آفرینش انسانها وجهان هستی که همانا  درکلمات خودش مندرج است - حال  می بینیم بازخدا ،خود اززبان خود دراعتراض  فرشته ها به خلق آدم می گوید می شودکه  انسانی خلیفه من روی زمین باشد وصفاتی چون من داشته باشدچون من این خاک خشک بدبو وسیاه را بادست خوددرست کردم ،آن رابه اعتدال درآوردم وازروح خودم دمیدم وازهرناخالصی پاک کردم . این ناخالصی همان وجودشیطانیست ؛همان درجه ی پایین ترازنور، همان جن یا آتش است ،همان انحراف ازراستی و نوراست .اگرنورکمی پایین بیاید می شود جن ؛ ناخالص وناپاک ؛ برای همین است می گوید سرراه راست تو ای پروردگارمی نشینم ومردم را گمراه میکنم مگربندگان پاک تورا . یعنی وجودخالص ، وجود راست ، وجود ی که پاک باشدنه جن می تواند باشدنه می تواند درآن جن راه پیدا کند می شود فرشته ، می شودخاک برترومساوی نورخدا . آن درخت ملعونه بواقع   ؛  افراد وکلماتی که ناخالصند می باشد یعنی وجودشان دارای کجی است، یعنی دردرونشان الهامات شیطانیست،  یعنی جن دارند، یعنی مجنونند .کسی که خالص است ؛عهدشکن نیست ،عزمی استواردارد، مطابق نوراست،  شبیه خداست ؛پاک و بی عیب ،البته نه مثل مثل خدا .منظورخداوندازاینکه می خواهم جانشینی برای خودم درزمین خلق کنم همین پاکانند. حال ابتدا خدا جهان هستی راپاک وبی عیب آفریدخود آن را بهشتی می نامدکه؛ نه تشنه می شوی نه گرسنه (ازلحاظ مادی وخوراک معنوی بخوبی بهره مندی )و نه آفتاب زده یعنی جن زده . اما چون دراین هستی ودرکلمه نخست خود آدم را قراردادواین آدم خالص نبود؛ درحقیقت خودازجن مایه داشت وجزوشجره ملعونه بودوایمان آورده ی ؛پیمان شکن بود؛ کلمه ی فعال خدا را که خدابه وی داده بود  ، درست استفاده نکردوجهان به دودرخت تقسیم شد ؛ ذکرش را قبلا گفتم .خداعمدا اینکارراکردهمانطورکه فرموده است برای امتحان بشرزیراهمه باید هدایت را ازگمراهی تشخیص میدادندخدا نخواست ازاول فقط وجودی چون انبیافرشته صفت بدنیابیاورد- البته که به انبیا نیزدرعالم ذر تمام این شناختها راداده وآنها را آزموده و به خودشان آنها را نمایانده  واین ابتلای پبامبران درقرآن درزمان قبل ازتولدآنان است؛  درعالم ذر است باتوجه به قرینه های خود قرآن .اگرآنها را می خواست مثل بقیه بیافریند وناپاک به این دنیا بیاورد ؛ دیگرکسی نبود بتواند راه راازچاه به ما نشان بدهد پس لازم بودانها پیش ازدنیاآمدن امتحان شوند وپاک شده ازطرف خدابدنیابیایندوامابقیه راگونه ای دیگرآفریدتادرجهانی بادونظام  بدنیا بیایندتاآنان رابه خودبنمایاندکه به کدام راه می روند به راه انبیا وعقل یا به گمراهی شیطان ؟ آیا جزوآنهایی هستند که میزانشان درقیامت سنگین است وعمل خوب آنها زیاد است یا برعکس .ودرقیامت ،اول خود ما را به ما بنمایاندوبعد پاک کندوبه بهشت آخرت ببرد تاما باشناخت به بهشت وبه سمت رشد برویم وخدای خود وجهان خودوخود را بشناسیم .اما کاربردضمایروکل داستان این موضوع را خاطرنشان می کند که منظورخدا اززمین همان کلمه ی ساخته ی دست خود است (اسم برترخدا .سبح اسم ربک الاعلی . که اشاره به دواسم برتردارد اسمی  نزدپاکان ودیگری بدل آن که زمین وجهان هستی برآن استواراست ) اسمی که چون خوداو می تواند همه کارکندوهم زمین انسان است وکلماتی که دارند. خداازدونوع انسان نام می بردیکی جانشین خوددرزمین ودیگرآدمی که خطاکاراست وتاقیامت مهلت داده شده . شیطان همان وجود شیطانی اوست وشجره ملعونه همان انسانها ی ناخالص وسرکش و کلمات آنهایند. شیطان بعنوان فردی موهوم نیست انسانی است که گل وجوداو ناخالصی دارد همان که فرشته ها دراو فساد وخونریزی دیدندهمان که اهل عصیان وتکبروبرترجویی است یعنی همان ابلیس ؛ همان کسی که تن به حکم خدا نمی دهد؛ همان وجودی که فکرمی کندخدا بد او را می خواهد. وقتی می گوید کلمه را بد بکارنبرفکرمی کند خدا نمی خواهد او جاودانه شود وحکومتش پایداربماند .اینجا ابلیس شخصیتی است که واقعا این نظررا به خدا دارد؛ درواقع فردی  نیست درمقابلش . ابلیس ، همان انسانی است که گلش خالص نیست؛ خدا بااین شیوه سخنوری وترتیب دادن سه شخصیت ابعادشخصیت انسان وچگونگی کارواهداف خودرابه تصویرمی کشدتا درک همه ی اینها درعین موجز بودن کلام برای ماراحترباشدومابه تاویلهای مختلف ازین متن برسیم .ابلیس ، بعدشیطانی انسانی است  که به خدا اعتماد ندارد وراه خودش را می رود وباهمه تذکرات وهشدارهایی که خدا به او می دهد چه درقالب خودش چه درقالب آدم بازکارخود را می کند وازبهشت بیرون می شود یک جنبه ی او که آدم باشد توبه می کند وطلب عفو می کند  ومی بیندازااین که خود وفرزندانش را به تیره روزی انداخته  پشیمان می شود ویک جنبه  او برای خدا خط نشان می کشد و تاقیامت مهلت می خواهد تامردم را گمراه کند وخدا اوراتاقیامت مهلت می دهد واین شجره که ذریه آدم هستند وخدا به آنها ملعونه می گوید دارای قدرت هستندتاحکومت کنند وخود آنها ومردم آزمایش شوند  .اما آنجایی که  آدم دچاراشتباه می شود وشجره ممنوعه را می خورد وبه زیانی که به خود وفرزندان خود زده واقف می شود ونظام را دچارآفت  وزشتی می کند قرآن می گویدشروع کردندآن دو به چسباندن ورقه یا برگهایی ازبهشت برآن دو یعنی اینکه دوکلمه حوا وآدم که بواقع یک کلمه می باشد برخودبرگ هایی ازبهشت برخودچسباندند( برکلمه ی  اول خدا ) یعنی اینکه گروه صالحان یاشجره بهشت را درکلمه بوجودآوردند یعنی ذریه صالح خود را.  البته نه اینکه آن کلمه خودرا به شجره طیبه پوشش داددرحقیقت این  نحوه سخنوری قرآن است دراصل این  تقدیرخدابودکه اگردرکلمه مشکلی پیش آید که بااشتباه آدم وزنش پیش آمدشجره صالح هم ازآن بوجود آید. اگرآدمِ پیمان شکن دربدنیا آمدن اول بود  شجره طیبه اول بوددرنظرخدا. چون خدا زیباحرف می زند وهمه جوانب را درنظرمی گیردوقتی گفت دربهشت عریان نمی مانید اینجا میگوید حالا که ازآن درخت خوردندازبهشت بیرون افتادندوعریان شدند ؛خودرابابرگهای درخت بهشت پوشاندند؛ ماهرانه عمق داستان را باظاهرداستان پیوند می زند . وحدت موضوع وارتباط اجزاء داستان وشخصیت ها با لایه های زیرین داستان بخوبی برقراراست.  درهرسوره بااینکه ظاهرداستان باهم تقریبا یکی است خداوند هم موضوع را جدید کرده هم شیوه ی مکالمه ها را. بطوری که درعین حال که هرکدام دیگری را کامل می کنند درجای خوداستقلال دارند


پایان داستان حضرت آدم وهمسرش وشیطان

تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1396 | 03:19 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
واما سوره جن را بحول وقوه الهی شرحش را تمام کردم پیشترگفتم که برای شرح داستان حضرت لوط ع وقومش بایدبه ابتدای خلقت آدم بروم وبعددرموردفرشته ها صحبت کنم قبل ازفرشته ها باید سوره  ی جن را می گفتم اولی که می خواستم به شرح آن بپردازم گفتم یاالله مددی چطوربگویم اماوقتی شروع کردم قلم چون آب روان شد تابادچنین بادا
قول دادم درموردمباهله درقرآن بحث کنم نرسیدم ولی سعی می کنم هرچه زودتراین موضوع را توضیح دهم وبه زنده ی جاویددیگرکه حضرت مسیح ع می باشدبااستنادقرآن که به جریان مباهله ربط داردبپردازم
***
واما اسیرغربتم ازعزیزترینهایم دورم ، گاهی دلم هوای مادرم را می کند یکدل سیرباهش حرف بزنم وهی قربان صدقه ام برودیابنشینم پیش پدربیمارم برایم قصه های شاهنامه ازحفظ بگویدویا...اماحالم خوب است . وقتی که مشکلات برسرم آوارمی شود؛وقتی که اشکهایم بی اختیارسرازیرمی شود؛وقتی بشدت دلم می سوزدلبخندمی زنم ویادسوره مدثرمی افتم ، یادزینب س می افتم ؛خجالت می کشم ازاین همه ناشکیبایهایم به خدا می گویم حالا تو ببخش ، من انسانم باظرفیت کم؛ توندیده بگیر.یادم باشه درموردمباهله بعداصحبت کنم

 عاقبت آدم وهمسرش چه شد ؟

قلنااهبطوامنهاجمیعا: گفتیم هبوط کنیدازبهشت همگی

فامایاتینکم منی هدی : پس اگربیایدهدایتی ازمن

 فمن تبع هدای فلاخوف علیهم ولاهم یحزنون : پس هرکسی پیروی کردهدایت راپس خوف وبیم وناراحتی برای اونباشد

والذین کفرواوکذبوابایاتنا: وکسانی که کافرشدندآیات مارا

اولئک اصحاب النارهم فیهاخالدین . :آنان یاران آتشندودرآن جاویدان

بقره

فامایاتینکم منی هدی: پس اگربرای شماازجانب من رهنمودی رسد

 فمن اتبع هدای فلایضل ولایشقی : هرکس ازهدایتم پیروی کندنه گمراه می شود ونه تیره بخت

ومن اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا: وهرکس ازیادمن روبگردانددرحقیقت زندگی تنگ خواهدداشت

ونحشره یوم القیامه اعمی : وروز رستاخیز او را نابینا محشورمی کنیم

قال رب لم حشرتنی اعمی وقدکنت بصیرا:می گویدچرامرانابینامحشورکردی باآنکه بینا بودم

 قال کذلک اتتک آیاتنافنسیتهاوکذلک الیوم تنسی : می فرمایدهمان طورکه نشانه های ما برتوآمدو آن را به فراموشی سپردی امروزهمان گونه فراموش می شوی  

طه

نتیجه :

1-آدم وزنش وشیطان ازبهشت رانده می شوند

2-خدامی فرماید من راهنماوهدایت گربرای شما می فرستم هرکس ازهدایتم پیروی کندسعادت مند می شودهرکس روی بگرداندزندگی او سخت می شود وبه جهنم می رود

3-روزحشرگمراهان کورمحشورمی شوند.اولیای شیاطین یاوارثان کلمه خبیثه کلمه خودراازدست می دهند. چشم درقرآن استعاره ازکلمه نیزهست

آیا خدا، شجره ممنوعه را دربهشت قرارداد؟چراخدا بااینکه میدانست آدم وزنش موردوسوسه شیطان قرارخواهندگرفت وازبهشت هبوط خواهندکردآن را درکلمه قرارداد؟ 

خداشجره ممنوعه رادر بهشت قراردادزیراهمانگونه خودبه حضرت محمد ص می فرماید : وماجعلناالرویاالتی اریناک الافتنه للناس : وقرارندادیم رویایی را که به تو نمایاندیم مگر امتحان برای مردم

والشجره الملعونه فی القرآن : ودرخت لعنت شده درقرآن را

ونخوفهم فمایزیدهم الاطغیاناکبیرا: وما بیم می دهیم ایشان را پس نمی افزایدایشان را مگر سرکشی بزرگ ( جز برطغیان بیشترشان نمی افزاید). سوره اسراء

خدااشاره دارد به اینکه شجره ملعونه راجزفتنه برای مردم قرارندادیم. خدا با آفریدن این درخت وقراردادن آن درکلمه ی خودخواست مردم را بیازماید وبه خود بنمایاند او می دانست که آدم دارای اراده ای استوارنیست وگول شیطان را خواهد خورد :

  ولقدعهدناالی آدم من قبل فنسی: وبه یقین پیش ازاین باآدم پیمان بستیم وفراموش کرد

 ولم نجدله عزما: وبرای او عزمی استوارنیافتیم

سوره طه

وصف شیطان ویارانش

افتتخذونه وذریته اولیاء من دونی : آیا بجای من او وذریه او راسرپرست خود می گیرید

وهم لکم عدوبئس للظالمین بدلا.وحال آنکه ایشان برای شمادشمنند وچه بدجانشینی است برای ستمکارانند

مااشهدتهم خلق السموات والارض : آنان رانه درآفرینش آسمانهاوزمین به شهادت طلبیدم

ولاخلق انفسهم وماکنت تتخذالمضلین عضدا. ونه درآفرینش خودشان ومن آن نیستم که گمراه گران راهمکارخودبگیرم

سوره کهف

نکته :

1- شیطان یاابلیس یاهمان آتش (جن ) یاناخالصی درخاک آدم نوع اول واستانداردنبودن ومیزان نبودن شناختها درکلمه وپایین بودن مرتبه فرشته هاست واولیای شیطان یعنی کسانی که کلمه خبیثه را دارندودیگران را بواسطه آن به گمراهی می برند وشناخت نادرست به مردم می دهندکه خداآنها را جن هم می نامد.ذریه شیطان همان نسلی که ازآنان پدیدمی آید

2-خداشیطان را دشمن وجانشین بد می داندوپیروان آن را ظالم وگمراه می خواند

فسجدوا الاابلیس ابی واستکبر:پس سجده کردندآدم رافرشته ها مگرابلیس که خودداری کردوکبرورزید

وکان من الکافرین:وبودازکافران

بقره 33

نکته :خداشیطان را کافرومستکبرمی داند

 والذین کفرواوکذبوابایاتنا: وکسانی که کافرشدندآیات مارا

اولئک اصحاب النارهم فیهاخالدین . :آنان یاران آتشندودرآن جاویدان

بقره 38

نکته :خداپیروان شیطان را کافرودروغگوویاران آتش می خواند

فسجدالملائکه کلهم اجمعون الاابلیس : پس سجده کردند فرشته ها همه شان مگرابلیس

استکبروکان من الکافرین : کبرورزیدوازکافران بود.

 سوره ص

نکته : خداابلیس رامستکبروکافرمی داند

فمایکون لک ان تتکبرفیها:پس ترانرسد اینکه درآن تکبرکنی

فاخرج انک من الصاغرین : پس خارج شو. براستی تو ازخوارشدگانی

اعراف

نکته : خداابلیس را متکبروخوارشده می داند

قال فاخرج منها: فرمودپس خارج شوازآن

فانک رجیم : پس همانا تو رانده شده ای

حجر

نکته : خداابلیس رارانده شده می خواند

قال یاابلیس مامنعک ان تسجدلماخلقت بیدی: فرمودای ابلیس چه چیز ترامنع کردبه اینکه سجده نکنی انچه را بادست خودم خلق کردم

 استکبرت ام کنت من العالین: آیا تکبرورزیدی یا ازبرتری جویانی ؟

سوره ص

 قال اخرج منها مذمومامدحورا: گفت : خارج شوازآن نکوهیده وورانده شده

حجر

نکته : خداابلیس را برتری طلب ومستکبرمی داندورانده شده ونکوهیده خطاب می کند

ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین . قطعا ترابربندگان من تسلطی نیست مگرکسانی ازگمراهان که ازتو پیروی کنند

 وان جهنم لموعدهم اجمعین .و قطعا دوزخ وعدگاه همه آنها ست

اعراف

نکته : خداپیروان ابلیس را گمراه می داند

نتیجه :

خداابلیس رادشمن و جانشین بد ، برتری طلب ، متکبر، مستکبر، کافروگمراه می داند ونکوهیده ، رانده شده وخوارشده خطاب می کند

خداپیروان شیطان را کافر،دروغگو، ظالم ، گمراه ویاران آتش می خواند

قیامت آدم وفرزندان آدم درکجاست ؟ وچگونه است ؟

خدا می فرماید :

قال فیهاتحیون وفیها تموتون ومنها تخرجون: گفت درزمین زندگی می کنید و درآن می میرید وازآن خارج می شوید  

شمادرزمین زنده می شویدودرآن می میریدوازآن خارج می شوید(خروج هم به معنای انسان زنده ای که قیامت براو وارد می شودوبپا می خیزدهم فردی که مرده وزنده می شودمیباشد ) . یعنی برخلاف سخنان عده ای مغرض که خدارانیز باورندارندونمی توانندباورکنندکه تمام مرده ها زنده می شوند وباجسم قیامت برآنان واردمی شودو می گوید حشرانسانها روحانی است نه جسمانی واینگونه دلسردی درمردم ایجاد می کنند خدا می گوید اززمین خارج می شوید یعنی باهمین جسم برمی گردید

ادامه دارد..




تاریخ : شنبه 25 شهریور 1396 | 06:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

دلم لک زده برم حرم امام رضاع،روبروی ضریع پیشانیم را بگذارم روی زمین ،بگویم ونفسی لک الفدی .براستی می شنوی سلامم را وپاسخ می دهی ازفاصله ها


داستان زندگی آدم وهمسرش وشجره ممنوعه

وقلنایاآدم اسکن انت و زوجک الجنه:وگفتیم ای آدم آرام گیریددربهشت تو وهمسرت

 وکلامنها رغداحیث شئتما: وهردوبخوریدازآن بفراوانی ازهرجاکه خواستید

ولاتقرباهذه الشجره فتکونامن الظالمین :. ونزدیک این درخت نشویدکه ازظالمان می شوید

 فازلهماالشیطان عنها: پس لغزاندآن دورا شیطان ازبهشت

 فاخرجهمامماکانافیه: وبیرون بردآن دوراازآنچه که درآن بودند

 وقلنااهبطوابعضکم لبعض عدوولکم فی الارض :گفتیم هبوط کنید. بعضی ازشما دشمن بعضی می شویددرزمین

مستقرومتاع الی حین .وجایگیروبرخوردارمی شویدتازمانی

سوره بقره

ویاآدم اسکن انت و زوجک الجنه : وای آدم تو وهمسرت دربهشت آرام گیرید

فکلا من حیث شئتماولاتقرباهذه الشجره : پس ازهرجای آن خواستید بخوریدونزدیک این درخت نشوید

الاتکونا من الظالمین : که ازستمکاران خواهیدشد

 فوسوس لهماالشیطان لیبدی لهماماوری عنهمامن سواتهما:پس شیطان آن دو را وسوسه کردتاآنچه ازعورتهایشان (زشتی هایشان ) برایشان پوشیده مانده بودبرایشان آشکارشود

وقال مانهاکماربکماعن هذه الشجره الاان تکوناملکین اوتکونامن الخالدین :وگفت پروردگارتان شماراازاین درخت منع نکردجزآنکه  دوفرشته گردیدیاازجاودانان شوید

وقاسمهماانی لکمالمن الناصحین : وبرای آن دو سوگندیادکردکه قطعا من خیرخواه شماهستم

فدلاهمابغرور: پس آن دورابه گمراهی بردوفریب داد

فلماذاقاالشجره بدت لهماسواتهما: پس چون آن دو میوه ازآن درخت چشیدندبرهنگی هایشان برای آن دو آشکارشد

وطفقایخصفان علیهمامن ورق الجنه: وشروع کردندآن دو برآنها چسباندن برگهایی ازبهشت

 وناداهماربهماالم انهکماعن تلکماالشجره : وپروردگارآن دو برآنها بانگ زد آیانهی نکردم شماراازاین درخت

واقل لکماان الشیطان لکماعدومبین : و نگفتم به شمادوتاکه شیطان درحقیقت دشمن آشکارشماست

قال ربناظلمناانفسناوان لم تغفرلناوترحمنالنکونن من الخاسرین : گفتند پروردگارماظلم کردیم برخودمان واگرمارانبخشی ورحم نکنی قطعا اززیانکاران خواهیم شد

 قال اهبطوابعضکم لبعض عدو:گفت هبوط کنیدبعضی ازشما دشمن بعضی دیگر می شوید

ولکم فی الارض مستقرومتاع الی حین : وبرای شما درزمین تاهنگامی قرارگاه وبرخورداری است

سوره اعراف

ان لک الاتجوع فیهاولاتعری وانک لاتظموافیهاولاتضحی : هم اینکه درآنجا نه گرسنه می شوی ونه برهنه وهمانا تو نه تشنه می شوی درآن نه آفتاب زده

فوسوس الیه الشیطان قال یاآدم هل ادلک علی شجره الخلدوملک لایبلی : پس وسوسه کردشیطان اورا گفت ای آدم آیا تورا به درخت جاودانگی وملکی که زایل نمی شود راه نمایم  

فاکلامنهافبدت لهماسوء اتهما: آنگاه ازآن درخت خوردندوبرهنگی آنان برایشان نمایان شد

وطفقا یخصفان علیهمامن ورق الجنه وعصی آدم ربه فغوی : وشروع کردندبه چسباندن برگهای بهشت برخودوآدم به پروردگارخودعصیان ورزیدوبیراهه رفت

 ثم اجتباه ربه فتاب علیه وهدی : سپس پروردگارش او را برگزیدوبراو ببخشودوهدایت کرد

قال اهبطامنهاجمیعابعضکم لبعض عدو: فرمود همگی ازآن فرودآیید درحالی که بعضی ازشمادشمن بعضی دیگراست

سوره طه

نتیجه :

1-خداآدم وحوارادربهشت سکونت دادازهمان اول .لفظ سکونت، آرامش همراه با جایگیرشدن رامی رساند

2-آدم وهمسرش ابتدا دربهشت بودند؛ دربهشت فراوانی بودو می توانستند ازهمه قسمتهای بهشت بهره مند شوندبهشتی که نه درآن گرسنه می شدند نه تشنه ونه آفتاب زده

3-خداآنهاراازدرختی دربهشت منع می کند. خطاب خداوند برای نزدیک نشدن به درخت ممنوعه شامل آدم و همسرش می باشد ضمیر«هما » این موضوع را بخوبی نشان می دهد

4-خدالفظ خوردن وچشیدن را درمورددرخت استفاده می کند. خوردن ونوشیدن درقرآن دوتاست :1-خوردن ونوشیدن به معنای ظاهری 2-خوردن ونوشیدن به معنای خوراک فکری وغذای روح وروان . دراینجا به معنای استفاده کردن کلمه فعال خداست وبکاربردن آن ،درواقع کاربرد درمعنای غیرواقعی یا بکاربردن وبهره جستن کلمه رادرمعنای غیرحقیقی خود

5-خدامی فرماید باخوردن ازدرخت ممنوعه ، آن دوبه مشقت می افتندو ظالم می شوند

6-شیطان آن دورالغزاندازبهشت یعنی هبوط داد؛ پایین آورد

7-لفظ لغزش و خروج همان هبوط را می رساند یعنی پایین آمدن ازدنیای بهشتی

8- شیطان با وسوسه کردن  آدم وحوا به اینکه ازآن  درخت بخورند وخوردند - بعداخواهدآمد- زشتیهایی که برآنها پوشیده مانده بودآشکارشد. با توجه به اینکه لفظ ، سوء به معانی : بدی ،اندوه، ضعف بینایی ،خیانت ،آفت ،آتش ولفظ سوآه به معانی : عوره ،رسوایی ، سخت بدی ، خوی زشت درفرهنگ لغت آمده است می توان معنی وسیعی ازاین آیه گرفت .می توان گفت: آدم وحوا  خودرادیدندکه قابل اعتمادنیستند- همان که خدابه فتنه ازآن نام می برد- نظام دچارضعف بینایی شدوآنهاکجی نظام را دیدند، نظام به آتش یاجن ویاشناخت نادرست مبتلا شد ، نظام دچارآفت شد . همان که استادفتوحی درشعر«کلمه »به گره درکلمه ( آنک کلمه / درزنجیرسیاه موران اسیر) وسیل موران «سیل موران برصحرای زلال زبان تاختند» اشاره می کنند  ودرشعر«تبعید» اشتباه آدم رابه تصویرمی کشندوخدابه ظهوروبروزشجره ملعونه به آدم وهمسرش هشدارمی دهدکه اگرآن دو به آن سمت تمایل کنندوکلمه را بدکارببرندبه خود وآیندگان ظلم می کنندوبهشت راازدست می دهند وباوسوسه شیطان وتوجه نکردن به هشدارخداو بدبکاربردن کلمه به این موضوع واقف شدند

6-خدادراین آیه عمل شیطان را وسوسه ای می داند؛ تاآدم به خودپی ببرد وخودراببیندودرمعرض امتحان قراربگیرد

7-ترفندشیطان برای فریب آدم وحوا این بودکه به آنها گفت خدا، شمارانهی کردازین درخت تااینکه فرشته نشویدیاجاودانه نگردیدویابه ملکی که همیشگی است دست نیابیدو به آنهاباوراندکه من خیرخواه شماهستم . چون انسان میل جاودانگی ونوربودن دروجوداوتعبیه شده بهترین راه این است که وی  به واسطه آن فریفته وآزمایش شود.شیطان ازاین صفت خدادادی درانسان استفاده کردوقیافه ی خیرخواه گرفت وآنهارافریب دادوجالب اینکه برای اینکه انسان را بهترفریب بدهدقسم خورد

8-خدادرقرآن درسوره بقره واعراف فعل هبوط راجمع آورده واین ممکن است بخاطراین باشد که امربه هبوط برای آدم وهمسرش و شیطان باشد زیرامکالمه شیطان باآدم وهمسرش دربهشت است . قابل توجه است که ابتدامحیط بهشتی بوده پس کلمه نخست مشکلی نداشته این جنس آدم بوده که موردوسوسه قرار گرفته وباخوردن ازشجره ممنوعه باعث شده که بهشت ازبین برودوهبوط ازنورصورت گیردومحیط  زمینی  شود . بعدازاینکه آدم وحواازآن درخت چشیدندیاخوردندودیدندکه چه شد بقول استادفتوحی : «سیل موران برصحرای زلال زبان تاختند» یعنی همان شجره ملعونه آشکارشد؛ خدادر کلمه ی نخست وبرترخود؛ کلمه انبیا واولیاوشجره آنها را قرارداده بود-حزم خدا بود ازاول - بطوری که وقتی  آدم بدبکارببرد؛آن شجره طیبه نیزبروزوظهورپیداکند .، شجره طیبه نیزدرآن بوجودبیایدتانظام بتواندبسوی رشد پیش برود. آیه وطفقا یخصفان علیهما من ورقه الجنه ؛ درحقیقت همین مطلب را می خواهد به ما بگوید. اگربه ضمایرفاکلا منها فبدت لهما سوء اتهما وطفقایخصفان  علیهما من ورقه الجنه نگاه کنیم می بینیم خدامی فرمایدپس خوردندازآن درخت پس آشکارشد برآن دو زشتی هایشان وهردوشروع کردندبه چسباندن برآن دو ازورقه بهشت این یعنی چه ؟ اگرهرجوربخواهیم ضمایر«هما» راارجاع بدهیم می توانیم به این مطلب  برسیم که این کلمه که دچارمشکل شد (کلمه آدم وحوا ) کلمه ای که جهان هستی برآن بناشده است ؛ خودآن دوکلمه ورقهایی ازبهشت به خودشان ایجادکردندیاچسباندند.اگربخواهیم آن را درآدم وحواهم درنظربگیریم به این معنا می رسیم که  درآنهابلقوه نسلی ازشجره طیبه درنظام هستی قرارداده شد ه بودکه بعدافرزندان آنها ازنسل صالحان نیزشدند یعنی ازذریه هابیل

9-خدابعدازاین واقعه به آدم و زنش گفت من به شماهشدارداده بودم وازشیطان وگمراه شدن بواسطه  اوبه شماگفته بودم وگفته بودم که  اودشمن آشکارشماست . پس به  آدم وحوا ازقبل آگاهی های لازم ازطرف خدا  داده شده بود

10-آدم وحوا به اشتباه خوداعتراف کرده واین کارخودرا - خوردن ازشجره ملعونه -ظلم به خودنامیدندوازخدادرخواست عفو ومهربانی کرده وگفتندکه اگرمارانبخشی اززیانکاران خواهیم بود.یعنی  اینکه همین آدم خاکی قابل برگشت وتوبه هست

11-خداآدم وهمسرش وشیطان را ازبهشت بیرون میکندیعنی چی ؟ یعنی اینکه بااین کارشان دیگربهشتی ندارند ، برای خودبهشتی نگذاشتند ، جهنم کردند جهان را ،شیطان را واردبهشتشان کردند برای همین بعدش می گویدازین به بعدبه دشمنی مبتلا می شوید .خدالفظ هبوط راجمع بکارمی بردزیراآدم وحوا وشیطان هرسه دربهشت بودندیعنی هرسه ازجهان بهشتی رفتندوهرسه به دنیای فعلی پاگذاشتندومستقرشدندتازمان معلوم

12-خوردن آدم ازدرخت ممنوعه عصیان ازامرخدابودواورابه گمراهی کشاندبعدتوبه کردوخدااو را برگزیدوهدایت کردالبته این برگزیدن خدا به معنای انتخاب شدن به عنوان پیامبری نیست زیرابعدش می فرماید هدایتش کرداگرغیرازین بودخداباصفتهای دیگراوراممتاز می کرد

اما خدادرسوره آل عمران  آیه33 آدم را درکنارپیامبران قرارداده واورا برگزیده گفته اینجا آدم بعنوان پیامبراست نه آدمی که درابتدا پا به هستی گذاشت و عصیان کردبلکه آدم نوع دوم که ازشجره طیبه است و فرزندآدم است : قل اطیعواالله والرسول فان تولوافان الله لایحب الکافرین ان الله اصطفی آدم ونوحا وآل ابراهیم وآل عمران علی العالمین . ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم .

 ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 24 شهریور 1396 | 09:57 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 35 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم