واما سیلی

بیادنیاوریدزینب را بااسارت

بیادنیاورید زینب را باشهادت اهل بیتش

بیادنیاورید زینب را با کربلا

بیاد نیاورید زینب را با شام آخر

بیادنیاوریدزینب را با غربت

بیادبیاورید زینب را باعلی ع

بیاد بیاورید زینب را باصبر

بیادبیاورید زینب را با

«مارایت الاجمیلا»

بیاد بیاورید اکنون را

تولد عقیله بنی هاشم یعنی زینب کبری س دخت رسول اکرم ص را به پنج تن زنده و جاویدع وشجره طیبه تبریک وتهنیت می گویم

 برگ زرین

وقتی که شکوفه ها یک سبدبرایم بهارمی آورند

لابلای آن عطرگل یاس غوغامی کند

واینک برگی زرین ازاستادارزشمندم جناب آقای دکترمحمودفتوحی

کتاب جدید ایشان ؛  درآمدی برادبیات شناسی 

برادب دوستان وخانواده ی گرانقدرش مبارک

لطفاروی لینک کلیک نمایید . لینک آن درسمت راست وبلاگ هست

کاروند پارسی

تولدحضرت مریم ع وکفالت اوبا زکریا(بعدازتولد)

وکفلهازکریا. سوره آل عمران 32

نکته : همانطورکه پیشترگفته شد زکریای پیامبربعدازبدنیاآمدن مریم بعلت فوت پدرمریم سرپرستی ظاهری اورابعهده گرفت زیرا درجامعه برای حفظ شأن زن وجودیک سرپرست مردلازم می آید  بخصوص که بعدا قراراست مریم بدون شوهردارای فرزندشود.زکریاع شایستگی این کفالت راداشت هم پیامبربودهم فامیل نزدیک حضرت مریم ع

ولی بودن حضرت مریم ع

حضرت مریم به استنادآیات ذیل ازاولیاء وپاکان است واهل قلم :

1.واذقالت الملائکه یامریم ان الله اصطفاک وطهرک واصطفاک علی نساء العالمین .

2.یامریم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین . سوره آل عمران آیه 37

نکته : توضیح آیات بالادرداستان پیش ازتولدمریم ع داده شد

3.اذ قالت الملائکه یامریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیهافی الدنیا والاخره ومن المقربین .سوره آل عمران 27

نکته : خدامریم ع راازمقربین می دانددرسوره واقعه می بینیم :والسابقون السابقون اولئک المقربون .فی جنات النعیم . مقربین درگاه الهی اولیاء وپاکانند

4.ومریم ابنت عمران التی احصنت فرجهافنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربهاوکتبه وکانت من  القانتین. تحریم 12

نکته : آیه احصنت فرجهاهم به پاکدامنی وهم به پاکی (ولی بودن ) مریم ع اشاره دارددرسوره کهف دروصف اصحاب کهف (اولیای خدا)قرآن می فرمایدمابه گوشهایشان زدیم(فضربناعلی اذانهم فی الکهف سوره کهف 10) این اصطلاح است به اینکه آنها درنظامی دیگرندوگوش که محل ورودخبراست درآنهابسته است . دراین نظام زندگی می کننداماازاین نظام تغذیه نمی شوند ؛ شناخت نمی گیرند یعنی راه ارتباطی آنها بااین نظام دراولیاء بسته است بعبارتی می شنوندامادرست می شنونددچاروسوسه نمی شنوندشناختهای آنها وسیستم فکری آنهاازعالمی دیگراست اگربه شعر«ظرف پرسش » دکترمحمودفتوحی نگاه کنیم می فرمایند:

گوش ها رابه خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم / چشم ها رامچاله کردیم / که گرفتارشعبده ی تماشانباشیم / دماغ هارابه سرب مذاب بستیم / که شیفته بویی نشویم / واین عهدمابود/تااین قسمت شعر، استادازمن اولیایی سخن می گویدکه ازکلمه برترتغذیه می کنند.شناختهای اوازنظام دیگرمی رسد

درآیه احصنت  فرجها . یعنی ازوقتی خدااورادرنظرگرفت .خاک اورا ازپاکان قرارداد وراه منفذاو به نظام مشرکان را بست ؛ دورش دیوارکشید ؛حصارگرفت . یابقول استادفتوحی گوش ها را به خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم .قرآن درباره ی حضرت مریم همین مضمون رامتذکرمی شود: احصنت فرجها  یعنی راه ارتباط بادنیاراحفظ کرده بوددراصل خدابرای او بسته بودتااسیروسوسه نشوددراین نظام . چون مریم کلمه بودوکلمه ای پاک . «ها » درفرجهااشاره داردبه کلمه یعنی کلمه اش راه ورودبه دنیای مارانداشت

ونیز: سوره انبیاآیه 89

5.وکفلهازکریا کلمادخل علیهازکریاالمحراب وجدعندهارزقا قال یامریم انی لک هذاقالت هومن عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیرحساب .سوره آل عمران آیه 32 به بعد

نکته :قابل توجه است که زکریا ع پیامبربود؛ قرآن می فرمایدهروقت زکریا درمحراب برمریم ع واردمی شدنزدمریم رزقی می دیدوازمریم می پرسیداین رزق ازکجاست ؟ مریم به وی می گفت ازنزد خداهماناخدابه هرکه بخواهدروزی بی حساب می بخشد. گفته شد محراب غیرازمعنای ظاهری که محلی است درمسجد، به صعوداولیای خداتوسط کلمه یاقلم زدن آنها اشاره دارد هرگاه کسی باکلمه اش صعودکندوقلم بزندتادرحال مشاهده نظام باشد  ، می گوینددر محراب است زکریاع داردمی گویدکه هروقت باکلمه ام ورودپیدامی کردم به نظام می دیدم که مریم  قلم زده است وفرشته های خودرابه نظام فرستاده ( رزق همین معنی را دارد) البته این نوع سخنوری قرآن است یعنی مریم اهل قلم بوده وازپاکان است . رزق بی حساب هم مخصوص پاکان است

داستان حضرت زکریا ویحیی درقرآن
ادامه دارد...


تاریخ : پنجشنبه 28 دی 1396 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وقتی که علی ع را درمسجدکوفه

ازپشت خنجرزدند مرادی ها

چه جای تعجب که تو سلمان رشدی باشی

وبگویی مگرعلی ع هم نمازمی خواند

 بعدازتولد حضرت مریم ع

فلماوضعتهاقالت رب انی وضعتهاانثی والله اعلم بماوضعت ولیس الذکرکالانثی وانی سمیتهامریم وانی اعیذهابک وذریتهامن الشیطان الرجیم فتقبلهاربهابقبول حسن وانبتهانباتاحسناوکفلهازکریا. سوره آل عمران 32

فلماوضعتها

نکته : آیه فلماوضعتها مواردزیررا متذکر می شود:

1.وقتی مادرمریم به کلمه نگاه کرد(نذرت لک مافی بطنی محررا).« ها »دروضعتها به کلمه اولیااشاره داردگاهی خدابه کلمه وفرشته ها باضمیر«ها» خطاب می کندگاهی ضمیر«ه» را می آورددراینجا چون می خواهدهم ولادت مریم رابگوید هم دیدوکارمادرمریم را ضمیر« ها » راآورده . فعل وضعت دراینجا درمعنای القی یعنی افکندونهادمی آید؛ وضعتها: کلمه را بکاربرد، افکند ، درآن دیدوباآن نامه زد.

 2.وضعتها: مریم رابدنیاآورد                                                           

3.مادرمریم خوداسم مریم را درنظام قرارداد( با نامه خود) تابدنیابیاورد

اگربخواهیم «ها»  راکلمه (مادرمریم ) بگیریم اینگونه می شود:

پس وقتی که مادرمریم باکلمه دید و نامه زد(وضعت ها) گفت خدایابراستی که من افکندم یا قراردادم آن اسم را( بواسطه کلمه )زن یامونث درنظام

اگربخواهیم «ها» را کلمه مریم بگیریم چون مریم خودکلمه مونث است  اینگونه می شود:

 آن کلمه را (که مریم باشد) درنظام ، زن قراردادم (باکلمه خودم )

قالت رب انی وضعتهاانثی

نکته : مادرمریم وقتی فرزندخودرادختردیدگفت خدایافرزندم دختراست. خدابااینگونه سخن گفتن مادرمریم ،هم دیدماراوسیع کرده هم می خواهدبه موضوع مهم اخلاقی که اکثراگریبانگیرجامعه انسانی امروزاست بپردازد.وبه آنانی که مسئله تساوی حقوق مردو زن رامطرح کرده ودین اسلام رابه گونه ای درذهنها نشان داده اندکه زن دراسلام ارزش کمی داردوقابل قیاس بامرد نیست جواب بدهد

والله اعلم بماوضعت

نکته : این آیه هم قبل راازبعدجداکرده ، هم پیوندپنهانی باآن برقرارکرده . وقتی مادرمریم می گوید من دختربدنیاآوردم خدامی گوید: خداداناتراست به اینکه توچه بدنیاآوردی یاچه قراردادی درنظام . براستی خداچرااین سخن را می گوید ؟ به خاطراینکه ذهن مارابه تفکرواداردتا به جوابهای گوناگون برسیم :

1.مادرمریم فرزندی آزاده می خواست ( ازاولیاء باشد )بنابراین تا درذهنها جانیفتدکه تنها مردها می توانندازاولیاباشند

2.تادرنظرمردم ظاهربین به فرزنددختربه چشم حقارت ننگرند

3.تابگویداین دخترحامل پیامبری می شودبامعجزات فراوان

4.ازمریم پیامبری بدنیامی آیدکه اوشجره ای می شوددارای فرزندانی پاک، مومن ومسلمان

ولیس الذکرکالانثی

نکته : وخدا داناتراست به آنچه مادرمریم قراردادوپسرمثل دخترنیست  یعنی چه ؟

والله اعلم بما وضعت :

و خدا داناتراست به آنچه نهادکلمه ی مادرمریم .

این سخن می تواند ستایش خداوند باشد از زبان مادرمریم که خدابهترمی داندکه چکاری بهتراست . یااینکه بخوانیم خدابهترمی داندبه آنچه مادرمریم باکلمه اش درنظام قراردادواین آیه راسخن خدابدانیم

حال باتوجه به قبل وبعدآن را بخوانیم :

1.مادرمریم می گوید آن کلمه یا اسم را مونث قراردادم اگرماجمله را تمام شده بدانیم و آیه « والله اعلم بماوضعت » را سخن خدابگیریم؛  درجواب سخن مادرمریم می گوید: خدابهترمی داند که تو چه قراردادی ویابدنیاآوردی ،و آیه بعد : ولیس الذکرکالانثی ادامه سخن خداباشد: وپسرمثل دخترنیست  -درمقام تحسین -زیرا می گوید پسرمثل دخترنیست نه دخترمثل پسرنیست یعنی دختربهتراست

2.می توان آیه والله اعلم بماوضعت راسخن مادرمریم ع گرفت به اینکه مادرمریم وقتی کلمه را می بینددرمقام ستایش خدااین سخن را بیان می داردیعنی اینکه تویی که دانای آَشکار ونهانی چه گوهری بدنیا خواهد آمد ولیس الذکرکالانثی ؛ ادامه سخن مادرمریم باشد معنا می شود: وخداداناتراست به این تولد ، پسرمثل دخترنیست . بازهم درستایش کارخدا وبدنیاآمدن دخترباشد

3.می توان آیه والله اعلم بماوضعت راسخن خدا گرفت وازلیس به بعدراسخن مادرمریم گرفت معنای آن می شود: خداداناتراست به آنچه وضع کردی ای مادرمریم ومادرمریم می گوید: خدایاپسرکه مثل دخترنیست یعنی چرا دخترشد؟زیرااوازخدا«ولی » می خواست

4.والله اعلم بما وضعت راسخن خداومادرمریم دانست ناظربه این معنا که : خدا بهترمی داندکه این کلمه چه نامی را درنظام قرارداد زیراگفته شد که بین مشرکان و اولیاء برسرکفالت مریم بحث وجدل بودومشرکان میخواستندباعلمی که دارندنام را درکلمه خودنگاه داشته ونگذارندازعدم بیرون بیایداما مادرمریم آن نام را درنظام قراردادبدون اینکه مشرکان بدانندچه نامی است وکاربه تولد مریم ختم شد

نتیجه : قرآن دراصل می خواهد به ما بفهماندکه به ظاهرکارنگاه نکن پسرودختربودن ملاک نیست یک دخترهم می تواند ازپاکان باشد - درشرح داستان مریم وعبادات او بیشترتوضیح خواهم داد- خدا می گوید پسرمثل دخترنیست نمی گوید دخترمثل پسرنیست ، اگربه این دقیقه نگاه کنیم واشارات فراوان موضوع درکل ، به این نتیجه می رسیم که قرآن یک تفضیل تساوی بکاربرده . اگرمادرمریم گفته من ازتو می خواهم فرزندی آزاده بدنیابیاورم ازاین طرف وقتی می بینددختراست می گویدپسرنیست یعنی چرا دختر؟ ازاین طرف برای برتری دادن دختر، سوال وتعجب مادرمریم را اینگونه مطرح می کند، پسرکه مثل دخترنیست نمی گویددخترکه مثل پسرنیست یااین فرزندچرادخترشده وازطرفی هم دانایی خدارابه تولداین فرزنددختربیان می دارد

این آیات باتوجه به ظاهروباطن امرمارابه این نتیجه می رساندنه تنها دربیان رسالت هیچ فرقی بین دختروپسرنیست بلکه اصلا بین هیچ دختروپسری هم تفاوت نیست . امابصورت پوشیده بیان نموده زیراهمانطورکه می بینیم زنان اولیاء ومردان اولیاء ، هردو به کارپنهان وآَشکارهدایت وارشادمردم می پردازندامادرابلاغ وحی همواره مردان آنهایندکه سردمدارانند . بخاطرحفظ حرمت مقام زن وزشتیهایی که درجامعه ممکن است مشرکان بوجودبیاورند

وانی سمیتهامریم

نکته : ضمیر«ها» برمی گرددبه کلمه یاانثی . قابل توجه است که اولیاء چون کلمه دارندآنهاراکلمه هم خطاب می کنندبخاطراینکه این کلمه دختراست قرآن هم ، لفظ انثی رابکاربرده وهم با ضمیر« ها» به کلمه وانثی اشاره کرده است .مادرمریم می  گویدآن  کلمه یاآن دختری که درنظام قراردادم یابدنیا آوردم (بعدامتولدمی شود) نامش را مریم گذاشتم

وانی اعیذهابک

 وذریتهامن الشیطان الرجیم

نکته : دردعای مادرمریم برای مریم این دقیقه را می بینیم که مادرمریم ازخداخواسته که مریم وذریه اورا؛ -یعنی نسلی که ازاومتولدمی شود-ازشیطان حفظ نمایداین یعنی چه ؟اینکه اوراونسل اوراازپاکان قراردهد

فتقبلهاربهابقبول حسن وانبتهانباتاحسنا

نکته : آیه بالابه چندموضوع اشاره دارد :

1.ضمیر«ها» درتقبلهابرمی گردد به مادرمریم ومعنایش می شود؛ خدایش دعای اورابه خوبی پذیرفت یعنی همانطورکه مادرمریم دعا کرد . خدانیزدعای اوراپذیرفت وآیه انبتهانباتاحسنا توضیح دعای مادرمریم را می دهدبه اینکه «ها» درانبتها برمی گردد به مریم یعنی هم مریم وهم شجره یادرخت اورادرخت نیکویا طیبه قرارداد

2.ضمیر«ها» درفتقبلها برمی گردد به مریم یعنی اینکه خدااورابه نیکویی پذیرفت .آیه وانبتهانباتاحسنا» تکمیل کننده قبلش می شودیعنی آن اسم نهاده شده راخداازاولیاء قرارمی دهدوباردارشد مریم را مادرش همانگونه که خواست یعنی ازپاکان .رویانیداورا: همان آبستن شدن مادرمریم می شود زیراهمیشه اول اسم فردبه نظام واردمی شود بعدمادربه آن آبستن می شود . بعبارتی  مریم درحالی بدنیا می آید که ولی است 

3.ضمیر«ها»درفتقبلها برمی گرددبه مریم یعنی خدامریم رابه نیکویی قبول کردوآیه وانبتهانباتاحسنامعنای آن می شودوازمریم شجره ی نیکویعنی شجره طیبه بوجودآمدیارویانید

توجه : شگفتی قرآن دراین است که مامعانی فراوان ازآن می گیریم .قرآن  درعین ایجازوزیبایی زیاد  مطالب گوناگونی رابه ما یادمیدهد

تولدحضرت مریم ع وکفالت اوبا زکریا

وکفلهازکریا. سوره آل عمران . 32

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 26 دی 1396 | 02:33 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
چه بی پروا سلمان رشدی می شوند
اماما !جای توخالی نیست
این پرچم رابااشک وخون نگه داشته ایم
***
اینجاشیپورهانفخ صورنمی کنند
مردم درگورمی کنند
اینجاخنده ها ضحاک است
خطرناک است
اما من می خندم به همه ی اینها
وقتی که رقص آب منشورآزادی می آفریند
ومهتاب پرده ی شب را می درد

واما مریم مقدس
تولدمریم ،این مولودمبارک راباموضوعهای زیر بروز می کنم کلا دارم شرح داستان مریم وعیسی ع وزکریاع ویحیی ع رادرقرآن می نویسم وبه مرورآبدیت خواهم کرد
***

داستان تولدحضرت مریم ع

ماجرای پیش ازتولدمریم ع وکفالت او

- درعدم(خلق اول - خلق ثانی )

- درشکم مادر

تولدحضرت مریم ع

کفالت زکریاع

 ماجرای پیش ازتولد- درعدم وکفالت او

واذقالت الملائکه یامریم ان الله اصطفاک وطهرک واصطفاک علی نساء العالمین . یامریم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین . ذالک من انباء الغیب نوحیه الیک وماکنت لدیهم اذیلقون اقلامهم ایهم یکفل مریم وماکنت لدیهم یختصمون . سوره آل عمران 37

وهنگامی راکه فرشتگان گفتندای مریم خداوندتورابرگزیده وپاک ساخته وتورابرزنان جهان برتری داده است ای مریم فرمانبرپروردگارخودباش وسجده کن وبارکوع کنندگان رکوع نمااین ازاخبارغیب است که به تووحی می کنیم ووقتی که آنان قلمهای خودرامی افکندندتاکدام یک سرپرستی مریم رابه عهده گیردنزدآنان نبودی و وقتی بایکدیگرکشمکش می کردندنزدشان نبودی .

واذقالت الملائکه یامریم ان الله اصطفاک وطهرک واصطفاک علی نساء العالمین .

نکته : آیه بالابه این نکات اشاره دارد:

1.مریم ع ازاولیای خدا بوده زیرابه او وحی می شده(واذقالت الملائکه ...)

2.مریم ع برگزیده ی خدا وازپاکان است (ان الله اصطفاک وطهرک)

3.به سبب ولی بودن وازپاکان بودن اززنان دیگرجهان برتراست(زنان غیراولیاء)

4.گفته شدکه درقرآن زن به معنای کلمه مشرکان است پس خداکلمه اوراازکلمه مشرکان( زن ومرد آنان )  برترنیزمی داند(اصطفاک علی نساء العالمین )

یامریم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین .

نکته : آیه بالابه این نکات اشاره دارد:

1.ایستادن درنمازوسجده ورکوع کردن غیرازمعنای ظاهری ، صاحب قلم بودن مریم ع رامتذکرمی شود

2.رکوع کن با رکوع کنندگان یعنی اینکه با جماعت نماز بخوان ؛ بادیگراولیاء همکاری کن برای گرداندن نظام واصلاح آن

ذالک من انباء الغیب نوحیه الیک

نکته : خداخبرداستان ولادت مریم رابه پیامبرمی دهد(ازغیب به او خبرمی دهد) چراخداخبرراغیبی می گوید ؟ ببینیم آیات بعدرا:

وماکنت لدیهم اذیلقون اقلامهم. ایهم یکفل مریم وماکنت لدیهم یختصمون

یلقون اقلامهم یعنی قرعه زدن یاقلم زدن .

 قرآن می فرماید: وقتی که قرعه می انداختندبرای اینکه کدامشان سرپرست مریم باشندتودرنزدشان نبودی ووقتی با هم کشمکش می کردندتودرنزدشان نبودی

منظورقرآن ازآیه بالاچیست ؟

ضمیر« هم» درآیات بالابرمی گرددبه فرشته ها خدادرقرآن گاهی برای فرشته ها ضمیرمونث می آوردگاهی مذکر.درآیات بالا قرآن به دوموضوع اشاره دارد:

1.خلق اول

خدادراینجا داردبه ما این نکته رامتذکرمی شود؛ زمانی که کلمه هستی را خلق کردم وخواستم آدم رابیافرینم دوشجره درنظرداشتم : شجره طیبه وشجره ملعونه . آن زمان درکلمه وبین فرشته های کلمه جنگ وجدالی بودبرسراسمها که کدام اسم درکدام شجره قرارگیردوقتی درآیه قبل می فرمایدکه ملائکه به مریم گفتندکه خداترابرگزید وپاک کردیعنی اینکه ازهمان نخست آفرینش به فرشته ها گفت که خاک مریم راپاک کرده واورادرزمره شجره طیبه وازپاکان قراردهید ومریم جزوپاکان شد. خدادراینجا به پیامبرمی گویدتودراین زمان حضورنداشتی یعنی چه ؟ یعنی اینکه من قصدخلقت داشتم به این که دوشجره بیافرینم داشتم اسمهارابه دوقسمت تقسیم می کردم واسم مریم رادرشجره طیبه قرارمی دادم توهنوزنبودی بخاطراینکه خدامی خواهدترتیب خلقت رابه مابگویدالبته که این ترتیب ذهنی است . خدایکباره همه راخلق کرد.خلقت محمدص بعدخلقت مریم بوده است

2.خلق ثانی

وقتی هرموجودی بخواهدازعدم بیرون بیایددوگروه اهل قلم درآن دخیلند: گروه اولیاء وگروه کفاردراینجا خدااین نکته را متذکرمی شود؛آن زمان که قراربوداسم مریم ازعدم بیرون بیایدومادرش اورا ابستن شوددوگروه فرشته هاباهم درکشمکش بودند برای سرپرستی او یعنی چه ؟ مسلماکفارنمی خواستندبرای اینکه مریم ع راازعدم خارج کنند سرپرستی او را بعهده بگیرندبلکه  می خواستنداسم اورانزدخودودرکلمه بپوشانندتابدنیا نیاید اما ازآنجایی که اولیاء مراقب گروه خودوشجره خودهستندبافرشته های مشرکان به نزاع برخاسته واوراازعدم خارج کرده وسرپرست اوشدند. ومراقب بودندتابدنیا بیایدخدابه پیامبرمی گویدتو درآن زمان حاضرنبودی زیرابواقع تولدمریم پیش ازتولد محمدص بودبایداین نکته را درنظرداشت خدامی خواهدبا این آیه ردکند سخن آنانی را که روح پیامبران وائمه راازابتدای خلقت تاقیامت بیداروشاهد می دانندزیراقبل ازتولد، آنان درعدم هستندیعنی درکلمه و بعدازرحلت باز تمام اطلاعات وجودی آنان درکلمه ی اولیاء ذخیره شده  ( خدادرقرآن می فرمایدملائکه روح را توفی می کنند یعنی بطورکامل می گیرند) برای بازگشت درقیامت؛  بعبارتی درحالتی مثل خواب یابیهوشی بسرمی برندوهیچ ارتباطی بادنیای خارج ندارند.این آیه مسئله احضارارواح رانیز رد می کند

حال چراخدا درمورددوم یعنی خلق ثانی مسئله کفالت مریم را عنوان می کند ؟

گفته شدکه هدف قرآن این است که بگویدسرپرست پاکان و آورنده ی آنان ازعدم خوداولیاهستندنه مشرکان زیرامریم ( اسم وکلمه مریم )زمانی که  ازعدم بخواهد بیرون بیایدهنوزمتولدنشده ، حتی مادرش به او آبستن نشده پس پدرمریم زنده بوده وکفیل ظاهری نمی خواسته است می دانیم که مریم هم دخترعمران پیامبراست وهم مادراو ازاولیاء است - درآیات بعدی توضیح بیشترخواهم داد- پس آنها هم می توانستند برای  خروج اسم اوازعدم تاتولدش کفیل مریم باشند .منتهی چون صحبت ازکفیل می شوداین آیه با آیه کفالتش با زکریا پیوندمی خورد ودرذهن این تصورایجاد می شودکه منظورکفالت بعدازتولدمریم است درحالی که چنین نیست امازکریا بعدازتولدناچارکفالت ظاهری مریم را بعهده می گیرد  بخاطراینکه درزمان بدنیا آمدن ، مریم پدرش راازدست داده بودودرجامعه حتما بایدبرای دخترسرپرستی باشدتاشأن ومقام او حفظ شودوکسی جرأت نکندمتعرض او شودوهم اینکه درتقدیربوده است بدون شوهر به عیسی پیامبرآبستن شود

 پیش ازتولد - درشکم مادر

اذقالت امرات عمران رب انی نذرت لک مافی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم. سوره آل عمران 31

چون زن عمران گفت پروردگاراآنچه درشکم خوددارم نذرتوکردم تاآزادشده باشدپس ازمن بپذیرکه تو خودشنوای دانایی

اذقالت امرات عمران رب انی نذرت لک مافی بطنی محررا

نکته : وقتی همسرعمران به مریم آبستن شد نذرکردکه فرزندش آزاده باشد یعنی چه ؟

یعنی اینکه مادرمریم ازخداخواست تافرزندش ازپاکان ویا اولیاء باشدمثل مردم عادی بسته نظام واسیرنظام نباشد

فی بطنی یعنی چه ؟

خداکلمه را بطن ورحم هم می نامد-بعدابه استنادقرآن توضیح خواهم داد- چون قرآن ایجازفراوان داردهم به ظاهرامراشاره دارد هم به باطن آن . چون مادرهمیشه حامل فرزنداست پس قرآن غیرازاشاره به ظاهرامرباگفتن «فی بطنی » به باطن امریعنی درون کلمه ی مادرمریم  که کلمه اولیاء است هم اشاره نموده است . گفته شدمادرمریم همسرعمران ازاولیاء بودوصاحب کلمه اودرکلمه خوددید(البته چون آنها غیب می دانندازقبل می دانسته ؛ این نوع سخنوری قرآن برای این است که خانه های ذهن ماراتقسیم کند)که فرزندی بدنیاخواهدآوردگفت خدایااورامحرریعنی آزادورها قراربده

 فتقبل منی انک انت السمیع العلیم .

نکته : مادرمریم ازخدامی خواهدکه دعایش را قبول کند

تولدحضرت مریم ع وکفالت اوبا زکریا

قل اطیعواالله والرسول فان تولوافان تولوافان الله لایحب الکافرین . ان الله اصطفی آدم ونوحاوآل ابراهیم و آل عمران علی العالمین . ذریه بعضهامن بعض والله سمیع علیم . اذقالت امرات عمران رب انی نذرت لک مافی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم . فلماوضعتهاقالت رب انی وضعتهاانثی والله اعلم بماوضعت ولیس الذکرکالانثی وانی سمیتهامریم وانی اعیذهابک وذریتهامن الشیطان الرجیم فتقبلهاربهابقبول حسن وانبتهانباتاحسناوکفلهازکریا کلمادخل علیهازکریاالمحراب وجدعندهارزقاقال یامریم انی لک هذاقالت هومن عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیرحساب . آل عمران 31

بگوخداوپیامبررااطاعت کنیدپس اگررویگردان شدندقطعاخداوندکافران رادوست ندارد. به یقین خداوندآدم ونوح وخاندان ابراهیم وخاندان عمران رابرمردم جهان برتری داده است . فرزندانی که بعضی ازآنان ازبعضی دیگرندوخداوندشنوای داناست . چون زن عمران گفت پروردگاراآنچه درشکم خوددارم نذرتوکردم تاآزادشده باشدپس ازمن بپذیرکه تو خودشنوای دانایی . پس چون فرزندش رابزادگفت پروردگارامن دخترزاده ام وخدابه آنچه او زاییده داناتربودوپسرچون دخترنیست ومن نامش رامریم نهادم و اووفرزندانش راازشیطان رانده شده به تو پناه می دهم .پس پروردگارش وی راباحسن قبول پیرشدواورانیکوبارآوردوزکریاراسرپرست وی قرارداد.زکریا هربارکه درمحراب براو واردمی شدنزداوخوراکی می یافت گفت : ای مریم این ازکجابرای توآمده است ؟ اودرپاسخ گفت این ازجانب خداست که خدابه هرکس بخواهدبی شمارروزی میدهد.

ادامه دارد...




تاریخ : یکشنبه 24 دی 1396 | 03:09 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

واماتعلیم پیامبران

خدادرقرآن به پیامبرمی گوید زبانت راتامن نگفتم حرکت مده برای قرائت قرآن ( لاتحرک به لسانک لتعجل به...سوره قیامت ). ومی گویدماقرآن رابه زبان پیامبرگفتیم یعنی اینکه قرآن وسخن آنها همان زبان پاک آنهاست همان زبان خداست وقتی می گویدزبانت راحرکت نده یعنی نامه نزن درنظام چرا؟بخاطراینکه نظام شرک آلوداست وروپوش خورده بایدمرحله مرحله پیش بروی ودرذهنها پایه وستون درست کنی تاشناختها ماندگارشودآنها طبق الگوی خداپیش می روندوگرنه همه پیامبران  تمام قرآن راقبل ازنزول این قرآن مجلد می دانسته اند امابرای ابلاغ بایدآرام آرام بادستورخدا پیش بروند.

وامافایده ی علم ودانش آموزی

اگرمابه سراغ قرآن که اصل فطرت است  وکتابهایی که بظاهرخوبندومطالب خوب برویم وروی آن کارکنیم پیامبران واولیای خدا باتوجه به خوانده های ماشناختهای درست را درمانه تنها تثبیت کرده بلکه درستی های بیشتری هم برای ما می آورند.

چراتصمیم به شرح قرآن گرفتم ؟

 گفته شد ،مقداری قرآن می دانستم هربارمی خواستم بنویسم اماشک وتردیدبه اینکه بنویسم یانه مراازاینکاربازمی داشت تااینکه روزی ، نزداستادگرانقدرقرآنم رفتم اوبه من گفت نتیجه تحقیقاتت رابنویس واجازه نوشتن دادحال می بینم مطالبی می دانستم ووقتی هم روی مطلبی تحقیق می کنم درهای بیشتری به روی من باز می شود.خداراشاکرم ازتوفیقی که هربار به من می دهدوسپاس فراوان  دارم ازاساتیدی که به من قرآن آموختند

برگردیم به سوره فیل

بسم الله الرحمن الرحیم

الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل . الم یجعل کیدهم فی تضلیل . وارسل علیهم طیراابابیل . ترمیهم بحجاره من سجیل . فجعلهم کعصف ماکول

درشرح داستان قوم لوط گفته شد که عذاب قوم لوط نتیجه مکروکردارخودشان بودابراهیم ولوط پیامبرنه تنها خواهان کمک به آنها بودند بلکه هشدارها به آنها دادندامابه قتل وکشتارمردم ووبستن نظام به وضع ناگواراقدام کردندهم کلمه آنهاریخت هم عذاب برآنها نازل شد. چیدمان این داستان بظاهرمشخصتراست ازداستان اصحاب فیل به اینکه آنها خودعامل عذاب خودشدندومکرآنها به خودشان برگشت زیرا:

1.درداستان عذاب قوم لوط ؛ خدابیشتراززبان فرشته هاوپیامبرروایت می کند

2.به جزئیات بیشترپرداخته شده است

اما درداستان اصحاب فیل  شروع داستان اینگونه است : ای پیامبرندیدی خدایت چه کردبااصحاب فیل مکرآنهارادرهلاکت قراردادوپیکهایی باکدهای مخصوص که حامل عذاب بودندراهدفمندفرستادوآنها راچون علف جویده وریزریزکرد(بواسطه پیکهایاپرندگان )

همانطورکه می بینیم ازاول تاآخرراوی خداونداست  واززبان خود خبرمی دهد گرچه اشارات وقرینه هایی هست که وجوددوکاریعنی اولیاء ومشرکان رادرآمدن عذاب بیان می داردخدابااین نوع بیان خواسته عجزمشرکان را به تصویربکشدچگونه ؟ هم راوی خودشده هم ابابیل را درتقابل فیل آورده

حال قرینه هایی که بیان می داردعذاب آنها نتیجه مکروکیدخودمشرکان بوده وباقلم خوددچارعذاب شده اندچیست ؟

1.درآیه الم یجعل کیدهم فی تضلیل

اصحاب فیل هم برخودمشرکان اطلاق می شودهم برفرشته های آنها . خدامی فرماید: مکرآنها را به خودشان برگرداندم یعنی کیدآنهارادرانحرافشان یادرنابودیشان قراردادم . مکرکردندبکشندمن آنهاراواگذاشتم به کارخودشان

2.وارسل علیهم طیراابابیل .ترمیهم بحجاره من سجیل

ارسل یعنی نامه زد یافرستاد. چه کسی ؟ ربک یعنی پروردگارت یعنی چه کسی ؟ یعنی کلمه برترت که بااجازه وسخن خودخداست (باواسطه پیامبرش ) وتو درآن پرورش کردی وترامی آموزاندیعنی خودم که صاحب آن هستم یعنی خدای یگانه ( خداازطریق کلمه ساخته خودش باآنها سخن می گویدنه بیان مستقیم بعددراین باره خواهم گفت ) . دراینجا همانندداستان لوط دوکلمه راخداعامل عذاب مشرکان معرفی می کندفعل ترمی رامونث می آورد(گفته شد خدافرشته ها را بنابه موقعیت مذکریا مونث می آورد ، چون نظام شرک آلوداست بافرشته ها معامله مونث کرده فعل «ترمی » راآورده یعنی دونظام عامل عذاب هستند همانند «زن لوط » درداستان قوم لوط که شامل هردوکلمه بود  امامشمولین عذاب رامشرکان معرفی می کندبا ضمیر«هم » که این ضمیرهم برخودمشرکان دلالت داردهم برفرشته های آنان .گفته شده که طیراابابیل همان فرشته ها هستنددراسم فعال خداکه خدادراینجا هم فعل را«ترمی » آورده هم «جعل » درفجعلهم کعصف مأکول .هم مونث وهم مذکرتاهم به فرشته ها اشاره کندهم به اسم فعال خود.

درشرح داستان ذوالقرنین خواهم گفت که خدااین نظام رابرقاعده وقانونی قرارداده که تخطی ازآن باعث نزول بلاوعذاب می شودبرای همین می گویدمکرآنهارادرهلاکت قراردادم یعنی اگرانهابخواهندازقوانین پیروی نکنندمرگ به همراه آن خواهندآورداماآنان باتوجه به اینکه شناخت دارند ازقوانین خدابرای رسیدن به نیات شوم خودتخطی می نمایندوبلا را خودبرسرخودنازل می کنند

می خواستم داستان تولدحضرت مریم ع را آبدیت کنم ازآنجایی که این داستان پیوندداردباداستان زکریای پیامبرگفتم هردوراآماده کرده بعدقسمت به قسمت آبدیت نمایم

 



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1396 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وقتی که عطرسیب درخانه ام می پیچد

بازهم هوای تومی کنم

می دانم می آیی

باعطرنرگس ها

مصور

ای موسی

چه نقشهاشستی وشکستی

تامانقاشی خداراببینیم

بزودی باداستان تولدحضرت مریم درقرآن بروزم

وقتی دختری مبارک بدنیا می آیدوه چه زیبا!


وامادیوارکج

کج نسازید ، کج کارنباشید، به سراغ راه مستقیم خدا برویدتاکارتان به درستی پیش برودآیاساختمانی دیدیدکه پایه اش را کج بسازندونریزد؟ لابدمی گویید خب هست مثلا یکیش برج پیزا. خب این مثالها رابرای این می آورندبگویندکج هم می شودساخت . اماببینیم آخرکاررا،بعدآن یک نمونه هم نمی یابیم باشدتابیاید

وامادارم داستان زکریا ویحیی پیامبرومریم ع وعیسی پیامبررادرقرآن برای شرح آماده می کنم ، برای آبدیت های بعد

کلالوتعلمون علم الیقین .

نکته : خدااین غفلت آنها را که برای بدست آوردن مال بیشترسراغ جای مرگها می روندرانتیجه ندانستن غیب وندیدن آنها باچشم بصیرت وپاک می داند ؛ اولیائش چون دارای علمی یقینی هستندوازغیب خداوند آنها را مطلع کرده است رازاسمها را دانسته وکارمشرکان را تباه می دانند دکترمحمودفتوحی درکتاب سیب پرتابی نیزعلت ندیدن رازکبوترآسمانی را غبارچشمهای آنها می داندودانستن آن رازرامنوط می کندبه شکستن غبارچشمهایعنی جهان آخرت

 لترون الجحیم.

نکته :این آیه را با آیه قبلش می توان دوصورت خواند البته علامه طباطبایی هردوصورت آن را ذکرکرده اما وجه دوم راپذیرفته :

1.اگربه علم یقین حقیقت امر را ببینیدشمارا اززیارت مقابرباز خواهدداشت . سوگندمی خورم که بزودی جحیم راخواهیددید. مرادازرویت ، دیدن آن درقیامت است . این درصورتی است که ما لترون الجحیم را آیه جدید بگیریم

2.مرادازدیدن جحیم دیدن دردنیا وقبل ازقیامت وبه چشم بصیرت است . این قول علامه طباطبایی می باشد. باتوجه به این معنامی شود: شماچون علم یقینی نداریدیاغیب نمی دانیدوبه سراغ جای مرگها می رویدقطعادوزخ راخواهید دیددرهمین دنیا. دوزخ دراینجا همان سوختن کلمه مشرکان ونزول عذاب است

 آیه 17 سوره مدثردرست همین معناراافاده می نماید: سارهقه صعودا . انه فکروقدر. فقتل کیف قدر. ثم قتل کیف قدر...ساصلیه سقر. وماادریک ماسقر. لاتبقی ولاتذر. لواحه للبشر. علیهاتسعه عشر.وماجعلنااصحاب النارالاملائکه وماجعلناعدتهم الافتنه ...ومایعلم جنودربک الاهووماهی الاذکری للبشر

سقردراین آیات همان جحیم است . خدادراینجا به اندازه گیری مشرکان بانظرتحقیروشماتت نگاه می کندکه ای مشرکان چگونه اندازه گیری می کنیدبه باطل وکج که راه نادرست برویدهمانا کارشما به دوزخ ختم خواهدشدودرپایان به آنها می گویدکه تعدادفرشته های دوزخ راکه لشکرخداوندهستند شما نمی دانیددوزخ دراینجا هم دوزخی است که کلمه آنها را خواهدسوزاندهم قیامت است که خوددرآن به عذاب دچارخواهندشداین ندانستن آنها به علم الیقین همان ندانستن اندازه های خدا وتعدادملائکه دوزخ می باشددراین دنیا وقبل قیامت .اما می توان لترون الجحیم را ازقبل جدامعنا کردواینگونه خواندکه براستی شما علم ومعرفت ندارید. یاغیب نمیدانیدکه ازروی غفلت سراغ جای مرگها می روید ی(رازاسمها را نمی دانید) پس سوگندمی خورم هرآینه می بینیددوزخ رایادردوزخ آن را به چشم یقینی می بینید.ازآنجایی که قرآن ایجازداردومعانی گوناگون بدست می دهد می توان هردو معنا را گرفت امااین چشم یقینی حاصل نمی شودمگردرقیامت یعنی درقیامت به چشم یقینی خواهید دیدکه چطورسراغ جای مرگها رفتن شمارابه دوزخ بردهم خودتان راهم کلماتتان را .همانطورکه دردنباله آیات صحبت ازاین موضوع می نماید

ثم لترونهاعین الیقین

نکته : ضمیرمونث « ها» برمی گردد به جحیم یعنی دردوزخ شمابه چشم یقین این موضوع را مشاهده می کنید

 ثم لتسئلن یومئذعن النعیم .

نکته : پایان سوره مسئله پرسش ازنعیم را می نمایدیعنی اینکه شمادردوزخ قیامت به چشم یقینی این موضوع را مشاهده خواهیدنمودوازنعمتهاازشما پرسش خواهد شد

حالامنظوراز نعیم دراینجاچیست ؟

گفته شد که اولیای خدادارای لشکرهایی ازانس وفرشته هستندکه وقت قلم زدن وبرای رساندن پیامهای حاوی روزی وحیات وشناخت درست ازآنها استفاده کرده ونظام را رو به رشد برده وبه اصلاح آن می پردازند. نعیم درمرحله اول آنهاهستندکه نامه زده وقائمندبه اوامرالهی ودرمرحله دوم افرادشجره آنهاهستندکه مسئول توزیع این نعمتها می باشندبه تمام کلمه وباعث خیرو وبرکت وازدیادنعمت درکلمه می شوندبواسطه اسم وجایگاه خوددرکلمه . اما مشرکان برخلاف توصیه های خدا به گمان اینکه بخواهندبارکلمه خودرا حفظ کرده یااینکه ماندگاری بیشتری داشته وجامعه ای فاسد بسازنداقدام به کشتن این شجره کرده ومرگ آنها را رقم می زنندکه خدامی گوید به آنها دراشتباهیدبعداخواهیددیدکه چطوراشتباه کرده وخودرابه سمت نابودی برده اید اینها باعث خیروبرکت شما بودندولی شماازسرزیاده خواهی آنهارابه سمت مرگ بردیدوازشما پرسیده خواهدشدکه براستی چه کردید بااین نعمتهایی که خدا به شما دادکه همانا اولیای او ولشکراو هستندآیه ذیل به این موضوع اشاره دارد:

یاایهاالذین آمنوااذکروانعمه الله علیکم اذجائتکم جنودفارسلناعلیهم ریحاوجنودالم تروها وکان الله بماتعملون بصیرا. سوره احزاب 8

واما موضوع « نعیم » درروایت :

ودرتفسیرقمی به سندخودازامام جمیل ازامام صادق ع روایت کرده که گفت : به آن حضرت عرضه داشتم معنای آیه « لتسئلن یومئذعن النعیم » چیست ؟ فرمود: این امت بازخواست می شودازنعمت رسول الله وسپس ازنعمت ائمه اهل بیتش . تفسیرالمیزان ج 20 ص 605

پایان



تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1396 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 44 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم