عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن2

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی

ضمیر «ه » درقومه برمی گرددبه موسی

الی قومه :قوم موسی دراینجا اهل او هستندیاافرادشجره طیبه؛ آیه بعداین موضوع راتاکیدو تبیین می نماید

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفا:موسی درحالی که خشمگین بودبه سوی قوم خودبرگشت منظورازموسی می توانددراینجااولیای خدابطورکلی باشدکه درروزقیامت ازاهل خودمی پرسندبازگشت موسی می توانداشاره به برگشت او ودیگرپیامبران درروز قیامت باشدآنان ازاشتباهاتی که اهل خودمرتکب شده اندمی پرسند

قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

قالوا:قوم موسی (اهل موسی)گفتند

مااخلفناموعدک بملکنا:مابه اختیارخودباتو خلاف وعده نکردیم

ولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

آیه فوق علت خلف وعده قوم موسی رابیان می دارد:

 حملنااوزارا:بارسنگین

من زینه :برخی اززینت:کلمات مشرکان چون گنج است هرچه رابخواهندمی توانند خلق کنند اماچون گمراه است مدتی نمی پاید بخاطرهمین دزدانه واردزوج کلمه برترشده  وکلمه رابه نفع خودمصادره کرده ،به انحراف برده وثروت آنان را می دزدند

من زینه القوم :برخی اززینت قوم ، قوم دراینجاشجره خبیثه

کلمه اوزاربه معنای باربد یانامطلوب و گناه رامی رساندکلمه زینت حکایت ازبارسنگین وباارزش می نمایدچون حمل  باربردوش شجره طیبه است قرآن زینت بکاربرده است درحقیقت همان بارآتش شجره خبیثه بردوش شجره طیبه می باشدکه به زوربرآنان بارمی شوداین بارتوسط نقش قلم اولیای خداریخته می شوداینگونه است که  کلمات مشرکان ریخته وسوخته می شود( فقذفناها).گفته شد گناه برشجره طیبه عارضی وازروی نادانی است لفظ به اختیارنبودن این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

فکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی

ف :فای ترتیب وتاخیرذهنی برای جداسازی مطلب و فای نتیجه

پس این چنین  افکند( قلم زد) سامری چگونه ؟

شرح آن اززبان قوم یااهل موسی آمد: سامری کتاب خودرانقش زدبه این صورت که  برابرکلمات موسی یااهل موسی بت یاکلمه ساخت ودرداخل اهل او شد وبرآنهابارآتش ریخت این پیکری که برابرکلما ت موسی درست کردو براهل او بارکردهمان گوساله ای است که جسداست فقط صداداردیاوسوسه یاشناخت زشت می آورد(فاخرج لهم عجلا جسداخوار)

فقالواهذاالاهکم واله موسی

ضمیرفاعلی «واو» برمی گردد به برخی ازقوم موسی یا قوم سامری .چون همه ازکلمه برترنورمی گیرندبنابراین قرآن قوم سامری را قوم موسی می نامد

هذاالاهکم واله موسی : قوم سامری به قوم موسی می گوینداین گوساله خدای شماست وخدای موسی یعنی اینکه گوساله رابپرستید

فنسی :پس فراموش کرد

«ف» درفنسی فای ترتیب ذهنی و فای نتیجه

ضمیرهودرنسی برمی گردد به سامری

پس سامری فراموش کرد چه چیزی را؟

عهدی که خداازاودرعدم گرفته بودکه ازپیامبران پیروی کنیدودرشنبه تجاوزنکنیدآیات بعدآن راتاکیدوتبیین می نماید:

افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی   

لفظ «فتنتم » اشاره به عهدنخست یاعهدی که خدادرزمان خلقت ازسامری وقومش گرفت

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما.94

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتها

 ضمیرفاعلی «هو» درقال فماخطبک برمی گردد به موسی

ضمیرفاعلی «هو» درقال بصرت برمی گرددبه سامری

من اثرالرسول :از کلمه برتریعنی بواسطه نورزوج کلمه برترقرآن «پا » رااستعاره اززوج کلمه برترنیزمی گیرد

وکذلک سولت لی نفسی:سامری چگونگی حیله کردن خودراتوضیح می دهدکه همان چگونگی بت تراشیدن بااسمهای شجره طیبه می باشد(نورگرفتن غیرقانونی ازاین اسمهاوبارآتش ریختن برآنها)

قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس:ضمیرفاعلی «هو» درقال برمی گردد به موسی ضمیرفاعلی «انت » درفاذهب وتقول برمی گرددبه سامری

موسی ع گفت همانابرای تو ای سامری درزندگی دنیااینگونه است که می گویی به من دست نزنیدیامرامسح نکنید

مساس :مالش (اسم فعل امر)

لامساس :مس نمی کند

وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا:اله سامری همان کلمات یااسمهای فعال خدادرنزداومی باشد که باآنهافسادمی کندموسی به او می گویدکلماتت سوختنی است یادردریا(زوج کلمه برتر) ریختنی ونابودشدنی است

نتیجه : موسی به سامری می گویدچه شدکه به شرک روی آوردی گفت فهمیدم که می شودازنورشجره طیبه یازوج کلمه برترگرفت وباکلمات خودبت درست کرداین دانستن مرافریب دادموسی به او گفت :برای تو درزندگی دنیااینگونه خواهدبودکه بگویی کسی به من دست نزند(زیرااگرکسی به او بچسبدخواهد مردزیراهرباربابتهایش اقدام به قتل شجره طیبه  می کنداو پیوسته خودراپشت بتهایش مخفی می کندتانمیرد).امابدان مدت زندگی تو درنزد خدامعلوم است ودرزمان مرگ تو تاخیری بوجودنخواهدآمدوکلمات تو یااله تو قطعا ریختنی وسوختنی خواهدبودتنهاخدای شماالله است که جزاو معبودی نیست وعلم او همه ی کلمات رادربرگرفته است

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای 



تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

آلودگی هوا

دراین شهرراننده ها هواراآلوده می کنندمن نمی توانم باچشمهای خودم حرف بزنم

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

پ).افک چیست ؟

افک :دروغ ، برگرداندن رای

کلمه افک –بطوری که راغب می نویسد- به معنای هرچیزی است که ازوجه حقیقی خودش منحرف شده باشدوبنابه گفته وی «یوفکون » این است که ایشان درمرحله اعتقاد، ازحق بسوی باطل منحرف می شوند.تفسیرالمیزان ج 9ص 323

ابزاربرگرداندن رای چیست؟

1. بت یامثال درست کردن

پیشتردرمورداین موضوع بحث شد ببینیم مثال دیگرقرآن رادراین مورد

داستان موسی وگوساله ی سامری درقرآن

  فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناهافکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی فنسی افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی  .سوره طه آیه 85

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما. سوره طه آیه 94 به بعد

داستان موسی وگوساله سامری

این داستان درقرآن دارای وجوه متعدداست امامن برای شرح به یک وجه آن اشاره می کنم. راوی دراینجا کلمه ی پیامبریاپیامبراست که داستان موسی وگوساله سامری رابتصویرمی کشدوموسی درسه نقش ظاهرمی شود: موسی پیامبر، موسی ممثل اولیای خدا ،موسی کلمه برتریاالله (بعبارتی خدابازبان موسی سخن می گوید)

یک سرقصه یا روایت درعدم است یک سرآن درقیامت .گاهی راوی خداونداست اززبان موسی سخن می گویدگاهی راوی موسی است اززبان اولیای خدا. قبل ازخلقت بشرخداازدودسته مردم پیمان می گیردکه جزخدای یگانه رانپرستنداولیای خداوشجره آنهابه خداقول می دهندکه برسرپیمان بمانندوشجره خبیثه واربابان آنهانیز.اولیای خداو شجره ی آنها وقتی به این دنیاپامی گذارندبرسر پیمان خودمی ماننداماشجره خبیثه قانونهای الهی رانادیده گرفته تخطی می نمایندحال روزقیامت اولیای خدادرموردمیزان وفاداریشان به این پیمان ازهمه ی مردم می پرسندآنها(بعنوان مثال موسی) وقتی شجره خودرامی بینندکه درطول تاریخ اشتباه داشته اندناراحت شده ازآنان می پرسندچرابه عهدخودوفادارنکرده اید؟چرا اشتباه کرده اید؟آنهامی گویندماازخوداختیاری نداشتیم این شجره خبیثه واربابان آنها(بعنوان مثال سامری )بودندکه بت (گوساله )درست کردندوبرمابارآتش ریختند باری سنگین که توان بیرون آمدن اززیرآن باررانداشتیم ؛آنها می گفتنداین خدای شماست بایدبپرستیداماوقتی دیدیم که خدانیست ، به آنهاهشداردادیم که شرک نورزند .بعدموسی (درقیامت ) ازسامری می پرسدتو چرااین کارراکردی ؟ می گویدوقتی دیدم باکلماتی که دارم می توانم اززوج کلمه برترنوربگیرم وگوساله درست کنم نفسم مرافریب دادموسی به او می گوید (خدابازبان موسی سخن می گویددرعدم)برای توای سامری زندگانیی دردنیاخواهدبودبه اینگونه که پیوسته درحال دوری کردن ازمردم می باشی وکلمات تو خواهدسوخت وزمان مرگ تو لحظه ای به تاخیرنخواهدافتاد ووقت آن راتنهاخدامی داند

ادامه دارد...

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن

تاریخ : جمعه 12 مهر 1398 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

الف)پیچاندن زوج کلمه برتر

ب) طریقه شکاف ایجادکردن درزوج کلمه برتر

چگونه مشرکان درزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده و برآن آتش بارمی کنند؟

1.رعایت نکردن روزشنبه

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان یکبارپدیدارگشته(لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 8)  ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود(رجوع شودبه : میثاق پیامبران ،1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،شرح سوره نساء آیه 152وگفتاری درموردروزشنبه درشعراستاددرمبحث رنگهادرقرآن وشعراستاد، 10.ورنگ سیاه )

چنانچه مشرکان روزشنبه رارعایت نکنندکلمات آنها (افرادشجره خبیثه )ازلحاظ عقل ناقص شده چون بوزینگانی می شوندکه بی چون وچراازاربابان خودتقلیدمی کنند درحقیقت اینها همان مثالهاوبتهایی هستند که مشرکان بواسطه آنهازوج کلمه رابه انحراف می برندببینیم این معنارادرسوره بقره آیه 65 :

واذاخذنامیثاقکم ورفعنافوقکم الطورخذواماآتیناکم بقوه واذکروامافیه لعلکم تتقون .ثم تولیتم من بعدذلک فلولافضل الله علیکم ورحمته لکنتم من الخاسرین ولقدعلمتم الذین اعتدوامنکم فی السبت فقلنا لهم کونواقرده خاسئین فجعلناهانکالالمابین یدیهاوماخلفهماوموعظه للمتقین . بقره 65

...آن که به نیشخندگفت :«ای میمون زادگان دانشمند!» ریشخندش رالبیک می گویند... ازشعرعصیان گران دکترمحمودفتوحی

ونیز: نحل 124(سبت) ،سوره اعراف آیه161 (واذقیل لهم اسکنوا هذه القریه .کلوامنهاحیث شئتم وقولواحطه وادخلوا الباب سجدانغفرلکم خطیئاتکم سنزیدالمحسنین فبدل الذین ظلموامنهم قولا غیرالذی قیل لهم فارسلناعلیهم رجزامن السماء بماکانوایظلمون وسئلهم عن القریه التی کانت حاضره البحراذیعدون فی السبت اذتاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعاویوم لایسبتون لاتاتیهم کذلک نبلوهم بماکانوایفسقون) .

2. گره انداختن درزوج کلمه برتر

درشعر«کلمه»  شاعرعلت گره افتادن درزوج کلمه برتررابه تصویرمی کشد

 (...روزی آدم /صورت حوا را به ماه تشبیه کرد( کلمه حق را درغیرمعنای حقیقی خودبکاربرد)/و شاعران به دنیا آمدند/سیل موران /برصحرای زلال زبان تاختند /آنک کلمه /درکفنی کبود آنک کلمه /درزنجیر سیاه موران اسیر /ای کلمه !/ای خدای زلال درزنجیرغیبت تو /کلاف سر درگمی شده /واشیاء گستاخی ها می کنندازشعر«کلمه » دکترمحمودفتوحی )

ونیز: سوره فلق آیه 4(ومن شرالنفاثات فی العقد)، داستان حضرت لوط (آمدن مهمانهانزدپیامبرع)

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن

 ادامه شرح شعر«پیچک ها»:

عبارت «دوعنکبوت گوش وهوشم دوردلم تارمی تنند» رامی توان اینگونه خواند:

1.دوعنکبوتی که برروی گوش وهوش من است روی دلم تارمی تنند

دراینجا گوش ، هوش  ودل دارای یک معناست

چرااستادسه واژه ی متفاوت رابرای یک معنابکاربرده است ؟

گفته شد خدادرقرآن انسان رااستعاره ازکلمه برتر هم می گیردواعضای آن رانیز(  چشم ، گوش ، قلب ، دست و... ) باتوجه به کاربرداین واژه ها درجمله می توان ازآن معانی مختلفی اراده نمود

گوش وهوش ودل استعاره ازکلمه برتر

گوش ابزارشنیدن ، محل فهم مطلب

دلم (دل من): کلمه ام که کلمه ی برتراست یازبان پدرم

هرفرددرکلمه برترجایگاهی داردکه باتوجه به آن جایگاه شناختهای درست به او می رسد

2.گوش وهوشم چون دوعنکبوتی است که دوردل من تارمی تنند

دل استعاره ازکلمه برتر

گوش وهوش استعاره ازنقش قلم مشرکان

منظورازعنکبوت چیست ؟

عنکبوت استعاره ازنقش قلم کافران

نقش قلم کافران همانند عنکبوتی است که کلمه برتررادربرمی گیردوپوششی می شودبرای شناختهای درست ما

چراگوش وهوش دوعنکبوت است ؟

چون وقتی نقش قلم کفاربه شناختهای ما می چسبد شباهت خودرابه شناختهای ما القاء می کند؛ ظاهرش مثل هوش وعقل می نماید

چراشاعرلفظ گوش وهوشم رابکاربرده است ؟

چون وی بازبان من اولیایی سخن می گوید وهمه ی کلمات ازکلمه برترنیرو می گیرند

ببینیم عنکبوت رادرقرآن:

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون . ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون . سوره عنکبوت آیه 40

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

من دون الله :  کفارو مشرکان ، اله یابت یاکلمات شرک آمیز

کمَثَل : ک (مِثلِ یاهمانند) مَثَل (مثال ، بت)

کمثل العنکبوت : همانند مَثَل عنکبوت

عنکبوت استعاره ازمشرکان

قرآن کفاروکلمات آنهارابه عنکبوت تشبیه کرده است که با آن خانه می سازندیانقش می زنندخدااین خانه راسست ترین خانه ازلحاظ استواری واستحکام می داند

مَثَل عنکبوت درقرآن به معانی زیراشاره دارد:

1.سخن خدادرمورد عنکبوت : مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

2.بت یا پیکرعنکبوت

مَثَل : بت ، پیکر، کلمات وحروف کفار(اسمهای فعال خدادرنزدمشرکان)

ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون

امثال : مثالها، سخنان قرآن بصورت مثال وتمثیل

امثال : بتها، پیکرها

مثال زدن : حدیث گفتن بااستفاده ازمثال

مثال زدن : زدن وشکستن بتها

خانه ی عنکبوت یامشرکان سست ترین خانه هاست زیرابرروی خانه ی مومنین  بنامی کننداین خانه بواسطه خدای بزرگ خراب می شود

عنکبوت گوش وهوش درشعراستادبه همین موضوع درقرآن اشاره دارد

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تار:تارعنکبوت

هزارتوی تارهااستعاره ازاسمهای فعال خدادرنزدمشرکان هراسم هزارتاست

گنجشک استعاره ازتنزیل قرآن (نزول تدریجی قرآن برهرفرد)

برای تو: برای خدای یگانه

برای تو می لرزد:می ترسدازبی پناهی خود، می ترسدازاینکه ازتو دوربماند

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تارهای حنجره ام(حنجره ی من) استعاره اززوج کلمه برتر

انسان یکی ازاستعارات کلمه برتروزوج آن درقرآن می باشد ؛ هرعضوآن هم می توانداستعاره از خودکلمه باشدهم استعاره ازگروه فرشته ها مثل حنجره وتارهای آن

اگرماحنجره راعضوی ازکلمه برتربگیریم یک حنجره می شودیک فردازآن یا یک گروه ازفرشته ها که هرکدام کاری راانجام می دهند( تارهای حنجره درهرفرد )

نام تو : کلمه الله یاکلمه برتر(اسم اعظم خدا)

شناوراست :جاری است

آیه ذیل به این معنااشاره دارد

اگرحنجره رامازوج کلمه برتربگیریم هرفردصدای کلمه برتراست که ازاوسخن می گیردبخاطرهمین شاعربازبان من اولیایی می گویدتارهای حنجره ام درنام تو ای الله جاری است یعنی ازتو نیرووحیات می گیرد

چرامی گویدتارهای حنجره ؟

زیراازکلمه برتربه هرفردبرای سخن گفتن یک زنجیره ازکلمه می رسداین زنجیره به او هم جان می دهدهم شناخت

ببینیم این معنارادرشعرسیبستان :

طومارجان من آویخته ازآسمان / پرمشق نام توست / به خط ریحان / به رنگ زعفران

سبّح: تسبیح کرد، شناکرد

الم تران الله یسبح له من فی السموات والارض والطیرصافات ... سوره نورآیه 41

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

یادتو:یادآوری توای کلمه ی برتر

زندانهای اندرون : دوعنکبوت گوش وهوش ، مویرگهای گنگ وجدید.، پیچک های سرخ سفید

اندرون : درون

چهل ساله شدم :چهل سالگی استعاره ازرسیدن به آخرت وکلمه برتر، دوبارعرضه شدن قرآن برافراد

درداستان عزیرپیامبرع  قسمت مژده ی ظهوروزمان تقریبی وتقویمی ظهورمهدی درقرآن به این موضوع درباب چهل شب اشاره شد:وواعدناموسی ثلاثین لیله واتممناهابعشرفتم میقات ربه اربعین لیله .سوره اعراف آیه 142

چون دنیابنایش برقرآن است تارسیدن به قرآن کامل راخداچهل شب یاسی ویک کلمه گفته است که سی تای آن تمام قرآن اجرامی شودویکی آن ده سوره یایک دوره قرآن است که ازشروع قیامت تارسیدن به بهشت ابدی ورسیدن به کلمه پاک یابرتر(قرآن ) می باشد

چهل شب رامی توان دوبارنقش قلم اولیای خدایادوبارعرضه کردن قرآن برشجره طیبه گفت

تنهابایادتو درزندانهای اندرونم چهل ساله شدم : باتوجه به مفهوم چهل سالگی وافعال بکاربرده شده درشعرازابتداتاانتها{متولدشده ام (ماضی نقلی) ، پیچیده اند(ماضی نقلی) ، می روید(مضارع)، می دوند(مضارع)، شناوراست(فعل حال)، چهل ساله شدم (ماضی ساده یاماضی نقلی )}چهل ساله شدم رامی توان چهل ساله شده ام خواند؛ دراین صورت عبارت دومعنادارد:

1.اگرفعل چهل ساله شدم راماضی ساده بگیریم و چهل سالگی رادوبارعرضه کردن قرآن درهرزمان معنای عبارت می شود

تنهابایادآوری تو ای الله ازهربارآتش کفارکه برای من زندان می سازدرهاشدم

2.اگرفعل چهل سالگی راماضی نقلی بگیریم معنای عبارت می شود:

 تنهابایادآوری تو ای کلمه برترازابتدای خلقت تااول آخرت ازبارآتش کفاررهاشده ام  وبه بهشت ابدی می رسم

نکته :اگرفعل را ماضی ساده هم بگیریم چون شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویداواول وآخرکاررادیده است وامررامحقق یافته می بیندیعنی رسیدن به بهشت ابدی

ادامه دارد...

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم!



تاریخ : شنبه 6 مهر 1398 | 09:42 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم! 

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان 

قسمت سوم پیچاندن زبان قرآن- شعرپیچک هاازاستادمحمودفتوحی

پیچک ها

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

شعرپیچک ها ابتدای خلقت شجره طیبه راتارسیدن به بهشت ابدی به تصویرمی کشدشروع تولدانسان بافطرت وقوانین لایتغیرالهی می باشدپیچک ها ی گنگ جدیدو مویرگ های سرخ سفیدچون زندانی دل وهوش اورادربرگرفته وهوش سرشاراوراچون گنجشکی کوچک نموده امااین گنجشک باهمه ی کوچکی  خدای خودرادرمی یابداوهرلحظه بواسطه قلم اولیاء اش ازآن تاریکیها وزندان هارهایی می یابدزندانهایی که تا چهل سالگی (رسیدن به بهشت ابدی)ادامه خواهدداشت ؛زندانی که درآنهاقراردارد،زندانی درونی !

شرح شعر

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

شاعربازبان «من اولیایی » اززبان زوج کلمه برتریافردی ازشجره طیبه سخن می گوید

من استعاره اززوج کلمه برتریاشجره طیبه

میان زبان پدرم یعنی درون زبان پدرم که زبان اولیای خداست

من میان زبان پدرم متولدشده ام

ومن میان لبان داغ مادرم متولدشده ام

من میان زبان پدرم متولدشده ام :هرفردازشجره طیبه درنقش قلم اولیای خدابدنیا می آید

لبان : دولب استعاره ازکلمه برتر(نقش اولیای خداوسخن ایشان)

من میان لبان داغ مادرم متولدشده ام :کلمه برتروقتی برشجره طیبه (زوج خود)گشوده می شودبواسطه قلم مشرکان دارای بارآتش می گردد هرفردازشجره طیبه درزوج کلمه برتربدنیامی آید

نتیجه : رب شجره طیبه کلمه برتراست هرفردازاین شجره توسط کلمه برتربارگرفته بدنیامی آید ورشد می کند

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند

ومرادرمقررات لب ها پیچیده اند

ومرادرمقررات نگاه هاپیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند:عشق درمن قانونمنداست ومحبت درمن نسبت به هرفردتعریف خودرا داردمثل عشق به همسر، فرزند، پدرومادرو...

لب هااستعاره ازکلمه برتروزوج آن وفرشته های آنها

نگاه هااستعاره ازنگاه کلمه برتربه کل کائنات ، نگاه ما به جهان ، نگاه فرشته های دوکلمه (کلمه برترو زوج آن) به ماوجهان

ومرادرمقررات لبها پیچیده اند:فرشته های زوج کلمه برترهرکدام قانونمنددرجایگاه خودقراردارندهیچ امری داخل امردیگرنمی شود؛هربار که اولیای خداقلم می زنندباعلم وحکمتی که خدابه آنهاداده بافرم وچینش نوهمان قانون رااجرامی کننداگرمشرکان بخواهندبین آنهافاصله انداخته وامری رادرامردیگرداخل نمایندطبق قانون ، خداآنهارامجازات کرده وامرخودرابه صورت اول برمی گرداند

نگاه : دیدن فرشته ها قانونهاراوپیروی ازآنها

ومرادرمقررات نگاه ها پیچیده اند: فرشته های زوج کلمه برترهربارکه نقش قلم اولیای خدارامی بینندیادگرفته تایید وتصدیق می کنندواین دیدن وتصدیق کردن خودقانونی است که قانون اصلی راحفظ می کند

نتیجه :مرا/درقواعدبوسه ها/ومقررات لب ها ونگاه ها/پیچیده اند:کلمه ام قانونمنداست وهرچیزی درجای خودقراردارد

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

بزرگ می شوم : بزرگ شدن رابایدلحظه به لحظه اززمان تولدبگیریم

پیچک های مبهمی :زنجیره ی شناختهایی گنگ ونامفهوم

بزرگ می شوم /ولحظه لحظه در من /پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

زوج کلمه برترچون قانونمنداست  هرفردازشجره طیبه ازبدوتولدهربارباشناختی که کلمه برتربه او می دهد(بزرگ می شودورشدمی کند )شناختهای نادرست یاپیچک هایی که دراوپیچیده اندرامی بیند

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

ازاین عبارت به بعدپیچک های مبهم راتوضیح می دهند

مویرگ های گنگ جدید/برزبانم / می دوند

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

 مویرگ های گنگ جدید استعاره ازشناختهای گنگ ومبهم(شناختهای نادرست)

 برزبانم می دوند:هرلحظه برمن شناختهایی که گنگ ومبهم است واردمی شودبرزبان من که زبان پدرم یاکلمه برتراست

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

این عبارت رامی توان به صورتهای زیرخواند:

1.پیچک های سرخ برروحم می دوند

پیچک های سرخ : بارآتش کلمات مشرکان

2.پیچک های سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سفید: سایه های سپید یاشجره خبیثه

3.پیچک های سرخِ سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سرخی که درعین حال سفیدند

پیچک های سفیدی که بارآتش باخودحمل می کنند بارآتشی که مشرکان بواسطه شجره خودبرافرادشجره طیبه می ریزند

برروحم می دوند: برکلمه ام جاری می شوندیاکلمه ام رادربرمی گیرنددراینجامنظورزوج کلمه ی برتراست یافردی ازافرادشجره طیبه

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1398 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: ... 7 8 9 10 11 12 13 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم