فاستقم کماامرت ومن تاب معک 

شرح داستان ذوالقرنین راتمام کردم دارم شرح داستان یوسف ع رامی نویسم البته یکباربدقت تمام داستان راخواندم درفیش هاشرح مختصری نوشتم الان دارم آیه به آیه شرح مفصل آن را می نویسم رسیدم به آیه 46 آن قسمت ازداستان که حضرت یوسف ع تعبیرخواب پادشاه مصررامی گوید:

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۴۶

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ﴿۴۷

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸

من که کمرم خم شد زیربارمشکلات ای پدرمهربانم پس کی غلبت الروم می آیدروزشادی مومنان

ادامه شرح شعر«پیشانی »:

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

پیش ازسپیده : پیش ازطلوع آفتاب ، پیش ازشکافته شدن قلم

رجوع شودبه شرح شعر«یک هفته عاشقی » استاد

بام : بام خانه ، استعاره ازمحراب جای ووقت قلم زدن

درداستان عزیزپیامبر خدااسم فعال خودرابه خانه ای مثال زده بودکه دارای سقف وستون است سوره بقره آیه 259

خورشیددومی طلوع کند: قلم نو شود، یاخورشیدقلم اولیای خداتنهابرجهان حکمفرماشود

قرآن اغلب خورشیدرااستعاره ازنقش قلم اولیای خدامی گیردوگاهی درمعنای نقش قلم کفار(سوره نمل آیه 24)  بنابراین معنای شعربالامی شود: من هرلحظه یاهرروزمنتظرمی شوم قلم نو شودیابرسم به خورشیدقلم اولیای خدایعنی جهان آخرت

واشرقت الارض بنورربهاووضع الکتاب وجاء بالنبیین والشهداء وقضی بینهم بالحق وهم لایظلمون  (سوره زمرآیه 68)

ادامه ی داستان طالوت ع

گفته شدپیامبربنی اسرائیل به آنهادرموردطالوت ع فرمود:

قال :

1.ان الله اصطفاه علیکم

2.وزاده بسطه فی العلم

3.والجسم

4. والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

وخداملکش را که همان کلمه ی برترش می باشد صاحب قدرت برتراست- به هرکس بخواهدمی دهد

آیات فوق این معانی رامتذکرمی شود:

1.طالوت پیامبرجزوثروتمندان قوم بنی اسرائیل (صاحب کلمه ی برتربودوازلحاظ جسم نیزفردی قدرتمند)بودوهمیشه درحال مبارزه ی پنهان باکفار

2.طالوت پیامبربعدازدوره ای بعنوان حاکم وقت ازطرف خدامأموراجرای قانون خدابصورت آشکارشده است

3.آن نبی که  باقوم بنی اسرائیل سخن می گویدطالوت هم می تواندباشد

4.باتوجه به ادامه داستان این حضرت داووداست که درموردپادشاهی طالوت ع باقوم بنی اسرائیل سخن می گوید

5.قرآن بطورضمنی حکومت محمدص رایادآورمی شود

نتیجه :دراصل پیامبران واولیای خداصاحب ملک دنیایندوبرکل جهان هستی تسلط ونظارت تمام دارندآنان گاهی بطورآشکارهم حکمرانی می کنندمانندامیربودن امام علی ع دربرهه ای اززمان ، عزیزبودن یوسف ، رهبری امام خمینی ع درعصرحاضر،حکومت صالحین علیهم السلام قبل ازقیامت (امام مهدی ودیگراولیای غایب ). دراینجا طالوت هم پیامبرپنهان بودهم حکمران وقت

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم

تابوت : صندوق ازچوب وغیره

سکینه :آرامش وآهستگی ، بادتیزرو

نکته : پیامبرقوم بنی اسرائیل نشانه ی پادشاهی طالوت راتابوتی دانست که درآن آرامش وآسایشی بودکه ازجانب پروردگاربود

منظورازتابوت چیست ؟ چراقرآن به آن تابوت گفته است ؟

تابوت درلغت یعنی صندوقی که ازچوب یامواددیگربسازند.خدا به زمین گهواره نیز می گویدکه محل آرامش وسکون است والارض مهادا... زمین راچون گهواره  ای می داندکه انسان درآن آرام می گیردقرآن به زوج کلمه ی برترزمین هم می گویدپس گهواره همان زمین است که انسان درآن سکونت نموده وآرام می گیردصندوق هم همان معنارابیادمی آوردزیرامحفظه ای است که ظرفیت قرارگرفتن اجسام درآن تعبیه شده است ازآنجایی که این صندوق هم حرکت داردوهم آرام بخش است پس تقریبا همان معنارامتذکرمی شودبخاطراین که این وسیله درپوشش کلمه  مشرکان قرارمی گیردخدابه آن تابوت گفته درحقیقت این تابوت همان نقش وپیکری است که اولیای خدامی زنندوباعث ارامش دلهای مومنان واصلاح جامعه می شوداین معناراادامه آیه تاکیدوتبیین می نماید

حال ببینیم این معنارادرشعرتندیس هوس استاد:

...چشمانت

دختران عریان عزرائیل اند

که پیشاپیش تابوت من می رقصند

من درنگاه تومانده ام ...

چشمانت :دوچشم:  نقش کلمه برتروسخن اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

دختران عریان عزرائیل :

دختران عریان : زوج کلمه برترکه پوششی نداردکفارآن را می بینندومی تواننددرآن نفوذکنند

دختران عریان عزرائیل: زوج کلمه ی برترقانونمنداست زیرپاگذاشتن قانونهای الهی باعث عذاب افرادخاطی می شود

تابوت من : زوج کلمه ی برتر

شاعردوچشم زوج کلمه  ی برتررابه دختران عریان عزرائیل تشبیه می کندکه تابوت اورابارقص مشایعت می نمایندتابوت او ودوچشم زوج کلمه ی برتربواقع یک چیز است شاعربااین تشبیه می خواهدبگویددرزوج کلمه ی برترمرده  ای است که اهل آن حمل می کنندحال مرده چه کسی یاکسانی هستند ؟ کسانی که برروی آن آتش بارمی کنندوتوسط نقش اولیای خدابارآتش آنهامی ریزدوعذاب می شوندوکلمه ی آنهابه سمت نابودی می رود

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین

ترکه :گذاشت آن راوترک کرداورا

ماترک:آنچه باقی گذاشت

وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون

این صندوق میراث وباقی مانده ی کاری هایی است که آل موسی وآل هارون انجام دادندوطالوت ع آن راادامه خواهددادیعنی نتیجه زحمات آن پیامبران است که درزمان طالوت بوقوع پیوست واوتوانست به عنوان پیامبری که پادشاه نیزهست برجامعه حکومت نماید

استادنیزدرشعر«تبعید» خودتلاش انبیارابرای هدایت بشرازابتدای خلقت تاولایت امام علی ع وادامه ی آن تاآخرت به تصویرمی کشد

 تحمله الملائکه

این صندوق رافرشته هاحمل می کنندزیرااین پیکریانقش همان حاصل قلم اولیای خداوفرشته های  آنهاست

ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

خدااوراوقلم اوراآیه ای قرارداده است برای همه

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

دیشب درخواب مژده ی آمدنت رادیدم 

ظهورت پس کی است ای آفتاب آبی شادترنم؟!

ج) تفضیل تساوی

منظورقرآن ازتفضیل پیامبری برپیامبردیگرچیست ؟

1.تفضیل تساوی

2.تفضیل کلمه برتربردیگراسمهای فعال خدا

3.تفضیل پیامبران برزوج کلمه ی برتر

منظورازتفضیل تساوی چیست ؟به چه دلیل بین پیامبران تفضیل تساوی است؟

برای پاسخ دادن به این پرسشها ببینیم سوره بقره آیه 250 به بعدرا:

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین. تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلّم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس. ولوشاء الله مااقتتل الذین من بعدهم من بعدماجاء تهم البینات ولکن اختلفوافمنهم من آمن ومنهم من کفرولوشاء الله مااقتتلواولکن الله یفعل مایرید. یاایهاالذین آمنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون . بقره 250

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوود، جالوت راکشت ، وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارداین آیات خداست که ما آن رابحق برتومی خوانیم وبه راستی توازجمله پیامبرانی .برخی ازآن پیامبران رابربرخی دیگربرتری بخشیدیم . ازآنان کسی بودکه خدابااوسخن گفت ودرجات بعضی ازآنان رابالابردوبه عیسی پسرمریم دلایل آشکاردادیم و او رابه وسیله روح القدس تاییدکردیم واگرخدامی خواست کسانی که پس ازآنان بودندبعدازآن دلایل روشن که برایشان آمدبه کشتاریکدیگرنمی پرداختندولی باهم اختلاف کردندپس بعضی ازآنان کسانی بودندکه کفرورزیدندواگرخدامی خواست بایکدیگرجنگ  نمی کردندولی خداوندآنچه رامیخواهدانجام می دهد

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه به شماروزی داده ایم انفاق کنیدپیش ازآنکه روزی فرارسدکه درآن نه دادوستدی است ونه دوستی ونه شفاعتی وکافران خودستمکارانند

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس.

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض

تلک الرسل : حضرت محمد،حضرت طالوت ، حضرت داوود(قبل ازاین آیات داستان حضرت طالوت وداووداست)

آن پیامبران :حضرت محمد(رسول )و حضرت طالوت (ولی پنهان)و حضرت داوود(نبی) رابرتری دادیم بعضی را بربعضی

چگونه ؟

منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به تلک الرسل

برخی ازپیامبران خداباآنهاصحبت کرده (من کلم الله)برخی ازآنهاراازلحاظ درجه بالابرده (ورفع بعضهم درجات)

دراینجا چون نگفته کدام پیامبربرپیامبر برتری دارد پس دراصل برتریی درکارنیست و تفضیل هرپیامبری برپیامبردیگرازنوع تفضیل تساوی است

وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس

نکته : مؤیدکردن حضرت عیسی ع به روح القدس همان بالابردن درجه اوست نسبت به عالمیان

 حال رجوع کنیم به سوره ها وآیات دیگربرای اثبات بیشتراین موضوع :

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا. ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما. رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما.لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .نساء 163

ماهمچنانکه به نوح وپیامبران بعدازاووحی کردیم به تو وحی کردیم وبه ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط وعیسی وایوب ویونس وهاروان وسلیمان وحی نمودیم وبه داوودزبوربخشیدیم وپیامبرانی که درحقیقت آنان راقبلا برتوحکایت نمودیم وپیامبرانی که ایشان رابرتوبازگونکرده ایم وخداباموسی آشکاراسخن گفت .پیامبرانی که بشارتگروهشداردهنده بودندتابرای مردم پس ازپیامبران درمقابل خداحجتی نباشد.خداتوانای حکیم است لیکن خدابه آنچه برتونازل کرده است گواهی می دهدآن رابه علم خویش نازل کرده است وفرشتگان گواهی می دهندوکافی است خداگواه باشد

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده

نکته : قرآن طریقه وحی وسخن گفتن خودباپیامبران راباهمه ی آنهایک جوردانسته؛ همانطورکه خدابامحمدص صحبت می کندوپیام می فرستدهمانطورباپیامبران دیگر

نکته :خدابعنوان نمونه تعدادی ازپیامبران راذکرمی نماید:

واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا.

نکته : اضافه کردن داوودپیامبردرآخرآیه مارابه این نکات رهنمون می نماید:

1.خداباداوودع هم مثل دیگرپیامبران سخن گفته یابه اوپیام فرستاده

2.دیگرپیامبران هم چون داووددارای کتابند

3.وحی می تواندکتاب پیامبران هم باشد

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل

قصص: حال ،خبر، کار، سخن ، آنچه نوشته شود

نکته : گفته شدقرآن هم سخن خدابه پیامبراست هم سخن پیامبراست به کلمه برتربرای ابلاغ به نظام

ضمیر«هم » درقصصناهم برمی گرددبه رسلا

رسلاقدقصصناهم علیک من قبل : وقتی که توای پیامبردرعدم بودی یاقبل ازابلاغ رسالت

 زندگی نامه یک عده از پیامبران رابه این صورت گفتیم که توبگویی یا شرح حال آنهاراروایت کنی یاداستان آنهارابگویی

 ورسلا لم نقصصهم علیک

ویک عده رانگفتیم توروایت کنی یاشرح حال آنهارابگویی

توجه : شرح حال عده ای ازپیامبران درقرآن آمده است حال بکاربردن فعل قصص توسط قرآن این معنارامی رساندکه پیامبرشرح حال عده ای ازپیامبران را روایت کرده نه اینکه شرح حال دیگر پیامبران رانمی داند(فقط به شرح حال عده ای بسنده کرده است ) .درحقیقت خداباآوردن این آیه همه پیامبران راداخل حکم بالاکرده است

 وکلم الله موسی تکلیما.

نکته : خدای یگانه باموسی ازطریق کلمه خودش سخن گفت

نتیجه :وحی وکتاب وسخن گفتن باپیامبران همه یکی است :

الف).خدابه همه پیامبران وحی می کند

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان

ب).وحی خداکتاب می تواندباشد

وآتیناداودزبورا.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وآتینانوح کتاباوآتیناالنبیین من بعده کتاباو...

 پ).خداباهمه پیامبران سخن می گوید

 وکلم الله موسی تکلیما.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وکلم الله نوح تکلیماوکلم الله النبیین من بعده تکلیماو...

رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما

نکته : پیامبران بشیرونذیرند

لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .

نکته : خداخودوفرشته هاراگواه می گیردبه اینکه هرچه به پیامبران فرستاده ازسوی خوداوست

2.تفضیل کلمه برتربردیگرکلمات (زوج کلمه برتر،کلمات فعال مشرکان)

وربک اعلم بمن فی السماوات والارض ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا.سوره اسراء آیه 55

نبی :پیامبر، فرشته

من فی السماوات والارض : زوج کلمه برتر، اسماء فعال خدادرنزد مشرکان

وپروردگارتو(خدای یگانه ،کلمه الله ) داناتراست به هرکس که درآسمانها وزمین است

کلمه «مَن » دراینجااستعاره اززوج کلمه برتروکلمات نزدمشرکان است زیراجزدرزمین موجودی درآسمانهازندگی نمی کندممکن است درآسمان زمین یعنی درکرات منظومه شمسی افرادی بروندوچندصباحی باشندامااینجاکلمه «آسمان » جمع آورده شده بخاطرهمین مصداق کلمه «من » برصاحبان کلمه است زیرا آسمانهاوزمین درقرآن  استعاره ازاسم فعال خداست (کلمه برترو کلمات نزد مشرکان ).البته به اعتبارکلمه فعال خدا«من » می تواندشامل  تمام انسانهانیزشود

ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا

نکته :تفضیل دراینجا بردوگونه است :

1.تفضیل پیامبری برپیامبردیگر

دراینجا صحبت ازبرتری پیامبری برپیامبردیگر نیست زیراداوودقیاس با پیامبری نشده همانطورکه گفته شد بحث تفضیل تساوی است دادن کتاب به داوودعین بالابردن درجه عیسی ع است (بقره 251)

2.برتری یک دسته فرشته برفرشته های دیگر

بخاطراینکه خدادرآیه قبل کلمه «مَن » یعنی همه اسماء فعال  خود(زوج کلمه برتروکلمات مشرکان )رانام برده است وکلمه ی خود (کلمه الله) راداناترازهمه کلمات دانسته بعدآیه تفضیل راآورده تابگویدرب پیامبر(کلمه الله ) برتری داردبه همه کلمات وفرشته های آنهابرترندازهمه ی فرشته هابعدازآن نیز آیه «وآتیناداودزبورا» راآورده تابه مابگوید فرشته ها ی  پیامبران برترندنه اینکه فرشته های پیامبری نسبت به پیامبردیگریاخودپیامبری نسبت به پیامبردیگربرتراست زیرا1.بدون علت برتری نام حضرت داودرامی آوردوکتابش راکه همان فرشته هایش می باشدذکرمی کند2.همانطورکه گفته شداسم پیامبردیگری رابرای مقایسه نمی آورد

امام علی ع دروصف بهشت درنهج البلاغه خطبه 84قسمت 6 صفحه 204می فرمایددرجات متفاضلات ومنازل متفاوتات لاینقطع نعیمهاولایظعن مقیمهاولایهرم خالدهاولایباس ساکنها

منظورازبهشت هم می تواندبهشت آخرت باشد هم نقش قلم اولیای خدابنبابراین فرشته های آنهاازلحاظ درجه مساوینددرحالی که هریک بردیگری برتراست یعنی تفضیل تساوی(درجات متفاضلات)

ببینیم شعر« سیبستان استادرادراین مورد:

طومارجان من / پرنقش معطرسیب است / زردوسرخ / هردم ازنو / نامت را مشق می کنند/ درکنارش نقش سیبی می زنند/ سیبستان نام توست / جان من

سیب زردو سرخ استعاره ازدرجات بهشت است که هررنگش بهشت است و معطراست به نام الله

شرح بیشتردرموردزبوررادرمبحث زبان قرآن 1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

بخوانید

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1398 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

نشدشهادت پدرامت یعنی امام حسن عسکری رابه مولایمان امام مهدی ع وچهارتن ازاولیای زنده وغایب دیگروشیعیان دوست دارآنان تسلیت بگویم براستی که فقدان آنهاجبران نشدنی است

میثاق پیامبران 4

4.برترنبودن هیچ پیامبری برپیامبردیگر

آیابین پیامبران فرقی وجوددارد؟چرا؟

برای پاسخ دادن به این پرسش رجوع کنیم به سوروآیات ذیل :

وقالوا کونواهودااونصاری تهتدواقل بل مله ابراهیم حنیفا وماکان من المشرکین .قولواآمنابالله ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون .فان آمنوا بمثل ماآمنتم به فقداهتدوا وان تولوا فانما هم فی شقاق فسیکفیکهم الله وهوالسمیع العلیم.صبغه الله ومن احسن من الله صبغه ونحن له عابدون قل اتحاجوننافی الله وهوربناوربکم ولنااعمالناولکم اعمالکم ونحن له مخلصون ام تقولون ان ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط کانواهودااونصاری قل ءانتم اعلم ام الله ومن اظلم ممن کتم شهاده عنده من الله وماالله بغافل عماتعلمون سوره بقره 135

وگفتندیهودی یامسیحی باشیدتاهدایت یابیدبگو نه بلکه آیین ناب ابراهیم حق گراوی ازمشرکان نبودبگوییدمابه خداوبه آنچه برمانازل شده و به آنچه برابراهیم واسحاق ویعقوب واسباط نازل آمده وبه آنچه به موسی وعیسی داده شده وبه همه پیامبران ازسوی پروردگارشان داده شده ایمان آورده ایم میان هیچ یک ازآنها فرق نمیگذاریم ودربرابراوتسلیم هستیم پس اگرآنان به آنچه شمابدان ایمان آورده ایدایمان آوردندقطعا هدایت شده اندولی اگرروی برتافتندجزاین نیست که سرستیزدارندوبه زودی خداوندآنان راازتو کفایت خواهدکردکه اوشنوای داناست نگارگری الهی وکیست خوش نگارترازخداومااوراپرستندگانیم .

بگوآیادرباره خدابامابحث وگفتگومی کنید؟باآنکه اوپروردگارماوشماست وکردارهای ماازآن ماوکردارهای شماازآن شماست ومابرای اواخلاص می ورزیم یامی گوییدابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط یهودی یانصرانی بوده  اندبگوآیاشمابهترمیدانیدیاخداوکیست ستمکارترازآن کس که شهادتی ازخدارادرنزدخویش پوشیده داردوخداازآنچه می کنیدغافل نیست

خدابین هیچ پیامبری فرق نمی گذاردوهیچ پیامبری رابرپیامبردیگربرترنمی شماردبه چه دلیل ؟

الف )آنهاازلحاظ:  1.سخن گفتن خداباآنها(وحی)

2.کتاب(کلمه برتر) وحکمت 3. درجه؛  درنزدوی برابرند

ب) .درقرآن بین تعریف «نبی » و«رسول » فرقی نیست بعبارتی مخاطب یکیست

ج) تفضیل پیامبران برهم ازنوع تفضیل تساوی است

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

وقالوا کونواهودااونصاری تهتدواقل بل مله ابراهیم حنیفا وماکان من المشرکین

مشرکان می گویند یهودی یامسیحی باشید خدااصل دین راحق گرابودن ودوری ا زشرک میداندحال فرق نداردتوصاحب هردینی باشی

قولواآمنابالله ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

الف )پیامبران ازلحاظ:  1.سخن گفتن خداباآنها(وحی)

2.کتاب(کلمه برتر) وحکمت 3. درجه؛  درنزدوی برابرند

قولواآمنابالله

ضمیرفاعلی «واو» درقولوا وضمیر «نا» در«آمنا»و«الینا »برمی گرددبه :

1.پیامبران

1.1.خطاب خدا به همه پیامبران برای اقرارگرفتن وعهدبستن درروزی که خداپیامبران راخلق می کرده

2.1.خطاب خدابه پیامبران برای ابلاغ به مردم مسلمان  

1.2.1.ازطریق سخن گفتن پیامبران بامردم

حضرت محمدوپیامبران دیگربه مردم می گویندکه به مشرکان بگویند بین پیامبران فرق نگذارند

2.2.1.ازطریق قلم زدن

پیامبران  به کلمه برترامرمی کنندکه ای پیامبربروبه مردم بگوکه به کافران بگویند

ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

2.فرشته ها

کلمه ی برتربه فرشته هاامرمی کند برو به فردفردمردم مسلمان این پیام را ابلاغ کن

ونیز: سوره آل عمران آیه 81(میثاق پیامبران 2: هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید

)

لانفرق بین احدمنهم

نفرق :پراکنده کرد، جداکرد

اگرضمیر«هم » درمنهم ارجاع آن رابه پیامبران وکلمه ی آنهابگیریم معنای آیه می شود:

هرپیامبری پیامبردیگرراازلحاظ رتبه ودرجه وآنچه خدابراو فرستاده مثل خودمی داند

اگرضمیر«هم » درمنهم ارجاع آن را به فرشته هابگیریم معنای آیه می شود:

هرکلمه ای ازپیامبران بین سخنان پیامبردیگریاقلم اوفرق یافاصله نمی اندازدوسخن اوراازهم جدانمی کند

ونیز:مومنون 53، شوری 13

ب) .درقرآن بین تعریف «نبی » و«رسول » فرقی نیست بعبارتی مخاطب یکیست

 ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

ونیز:سوره آل عمران آیه 80(میثاق پیامبران 2: هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید)

کلمه «النبیون » درآیه « واوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون» هم حکم کلی درموردهمه پیامبران صادرمی کندهم درموردفرشته های آنها ؛دراین آیه پیامبران رابه دودسته تقسیم کرده :حضرت ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، اسباط که به آنهاوحی شده (ماانزل)وحضرت  موسی وعیسی که به آنها کتاب وحکمت داده  (مااوتی) وبعدازآن «ومااوتی النبیون» راآورده وحکم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون را؛ تابه مابفهمانداولابین هیچ پیامبری فرقی نیست ازلحاظ وحی وکتاب وحکمت ثانیا تعریف این واژه ها درقرآن یکیست ثالثافرشته های پیامبران دراین حکم باهم برابرند

نکته : خدادرکنارپیامبران صاحب کتاب لفظ «اسباط» رامی آوردتابه این نکات اشاره نماید:

1.اسباط لفظ عام است به معنای خاص وبه آن دسته ازپیامبران یااولیای خدااطلاق می شودکه صاحب وحی وکتابند که درقرآن نامشان برده نشده یا شده

2. آن دسته ازاولیای خداهستندکه مردم عادی آنهارانمی شناسندیانامشان راهرگز نشنیده اند اماازنظر درجه وقرب نزد خدا بادیگرپیامبران فرقی ندارند

 اسباط بنی اسرائیل : دوازده طایفه ازیهود

سبط (مفرد)، اسباط (جمع): پسرپسر، گروه ازیهود، اولادیعقوب

سبطه(مفرد)، اسباط (جمع):هردرخت که بریک ریشه شاخه های بسیارداشته باشد

نکته : کلمه «اسباط » درسورزیر براولیای معصوم دلالت دارد:

سوره بقره آیه 136، 140، سوره آل عمران 84، سوره نساء آیه 163

این لفظ درسوره اعراف آیه 160 هم براولیای خداهم برفرزندان غیرمعصوم آنها (شجره طیبه ) اشاره دارد

داستان طالوت پیامبردرقرآن مثالی است براینکه فرقی بین پیامبرصاحب کتاب وولی پنهان درنزدخداازنظردرجه وقرب نیست ( شرح داستان طالوت بعدخواهدآمد.سوره بقره آیه 246)

توجه : مشرکان باقلم خودهم پیامبری انبیا رانزدمردم موردشک قرارمی دهندهم هرپیامبری رابرترازپیامبردیگر نشان می دهندوهم آیات وکتاب آنها را به تردید می برندزیراروی قلم آنها قلم زده وسخن آنهاراتکه تکه کرده و به انحراف می برند(رجوع شودبه میثاق پیامیران 3)

فان آمنوا بمثل ماآمنتم به فقداهتدوا وان تولوا فانما هم فی شقاق فسیکفیهم الله وهوالسمیع العلیم

ام تقولون ان ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط کانواهودااونصاری قل ءانتم اعلم ام الله ومن اظلم ممن کتم شهاده عنده من الله وماالله بغافل عماتعلمون

پیامبران نام برده شده پیامبران قبل ازآیین یهودی ودین مسیحی است بنابراین قرآن معیارراحق گرایی میداندوپیروی ازهردینی بایدحول آن معیاربچرخدحال خداسخن کسانی راکه پیامبران پیش ازآیین مسیح ویهودرامبنی براینکه آنهاهم براین دین بوده اندنادرست می خواندچون اولاهنوزحضرت عیسی وموسی بدنیانیامده اندثانیا آن دینی که آنان برای آنهابرمی شمارنددین حق گرانبوده است.

ببینیم این معنارادرسوره آل عمران آیه 64:

یااهل الکتاب لم تحاجون فی ابرهیم وماانزلت التوراه والانجیل الامن بعده افلاتعقلون هانتم هولاء حاجبتم فیمالکم به علم فلم تحاجون فیمالیس لکم به علم والله یعلم وانتم لاتعلمون ماکان ابراهیم یهودیاولانصرانیاولکن کان حنیفا مسلماوماکان من المشرکین .سوره آل عمران آیه 67  

قرآن دین ابراهیم ع را حق گرای مسلمان معرفی می کندواوراازمبراازشرک می داند

ج) تفضیل تساوی

ادامه دارد...




تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1398 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

برای دیدن خانواده ام گرگان بودم نشدرحلت پیامبراکرم ص وشهادت امام حسن مجتبی ع وامام رضاع راتسلیت بگویم روزها می گذردومابه رسیدن آرزوهایمان باهمه ی سختی هایش نزدیک می شویم

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

چچگونگی بهره گرفتن کفارازبتها

ویجعلون لمالایعلمون نصیباممارزقناهم تالله لتسئلن عماکنتم تفترون ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم مایشتهون .نحل 55

وازآنچه به ایشان روزی دادیم نصیبی برای آن که نمیدانندمی نهندبه خداسوگندکه ازآنچه به دروغ برمی بافتیدحتماسوال خواهیدشدوبرای خدادخترانی می پندارندمنزه است او وبرای خودشان آنچه رامیل دارند

ویجعلون لمالایعلمون نصیباممارزقناهم تالله لتسئلن عماکنتم تفترون

گفته شدکه پیکرتراشی وبت پرستی کفاربخاطراین است که راه روزیی که اولیای خدامستقیم دراختیارمردم قرارمی دهندراسدکرده به انحراف ببرندوهمتایانی ازاسماء مقدس درست می کنندتاباحیله کارتقسیم روزی رابدست خودگرفته ،مردم رادرفقرمادی ومعنوی قراردهند.خدااین کارآنهاراازروی نادانی ونداشتن علم میداندزیراازین کارآنهارابازخواست کرده وعذاب دنیاوآخرت رانصیب آنهاخواهدکرد

ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم مایشتهون .

همان اشاره به درست کردن بتها یاشرک آوردن درکلمه است گفته شدکه خداوجود«آتش یاجن » رادرکلمه مشرکان « زن » یا«دختر» هم می گویدووجودآن رادرکلمه پاک خودنفی می کنددراصل کلمه مقسم روزی کلمه اولیاست وپاک است آنهاباقلم خودروی قلم آنها شرک وبت تولید کرده روزی حلال رابه حرام تبدیل کرده موجب فساد، فقر،تباهی وقتل وغارت درجامعه می شوند

ولهم مایشتهون

بادرست کردن بتهاآنچه رامی خواهندبه خوداختصاص داده وخدایی خداراپوشش داده ونصیبی اندک برای بندگان خدابجامی گذارند

ح) ترفندهای گوناگون برای پیچاندن زبان قرآن

ایجاددرنگ های گوناگون درزوج کلمه برتر، استفاده ازسرعت ،آوردن دلیل و بهانه برای ورود، استفاده کردن ازظاهرقرآن برای فریب مردم ، دورزدن قانونهای الهی

خ) زمان پیچاندن زبان قرآن

قبل ازقلم زدن کتاب اولیای خدارادیده کتاب خودرا جهت پیچاندن گام به گام انتخاب کرده قلم خودرامی شکافند

شنبه

 هنوزدرخوابند

وپشت پلک های خمارشان

ماهیان لیزشناورند

آن دوسیاه مست

تمام شنبه را

خواب ماه وماهی دیده اند

یکشنبه

دیشب

تمام عدم سیاه سیال را

یکجانوشیده اند... ازشعریک هفته عاشقی استاد

د) عواقب پیچاندن زبان قرآن

1.واردشدن عذاب عظیم

ان الذین جاءوابالافک عصبه منکم لاتحسبوه شرالکم بل هوخیرلکم امرئ منهم ما اکتسب من الاثم والذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم .نور11

2.واردشدن عذاب الیم

 ویل لکل افاک اثیم یسمع آیات الله تتلی علیه ثم یصره مستکبراکان لم یسمعهافبشره بعذاب الیم .جاثیه 7

3.ازدست دادن معبودان(کلمات ، بتها، افراد)

فلولانصرهم الذین اتخذوامن دون الله قرباناآلهه بل ضلواعنهم وذلک افکهم وماکانوایفترون. احقاف 28

ذ). هدف ازآمدن انبیاواولیای خدابرگرداندن رای به قرآن یاکلمه ی برتر

قسمتی ازخطبه  امام علی ع درموردآمدن امام مهدی ع وبرگرداندن رای به قرآن

یعطف الهوی علی الهدی اذاعطفواالهدی علی الهوی ویعطف الرای علی القرآن اذاعطفواالقرآن علی الرای خطبه  138ص 424

ادامه دارد...

میثاق پیامبران 4

4.برترنبودن هیچ پیامبری برپیامبردیگر 



تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1398 | 09:35 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

الم ترالی الذین اوتوانصیبامن الکتاب یشترون الضلاله ویریدون ان تضلوا السبیل .والله اعلم باعدائکم وکفی بالله ولیاوکفی بالله نصیرا. من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعناوعصیناواسمع غیرمسمع وراعنالیابالسنتهم وطعنافی الدین ولوانهم قالوا سمعناواطعناواسمع وانظرنالکان خیرالهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلایومنون الاقلیلا. نساء 46

آیا به کسانی که بهره ای ازکتاب یافته اندننگریستی ؟ گمراهی را می خرندو می خواهندشماگمراه شوید.وخدابه دشمنان شماداناتراست کافی است که خداسرپرست شماباشدوکافی است که خدایاورشماباشدبرخی ازآنان که یهودی اندکلمات راازجاهای خودبرمی گردانندوباپیچانیدن زبان خودوبه قصدطعنه زدن دردین می گویندشنیدیم ونافرمانی کردیم وبشنوناشنواگردی وراعنایعنی التفات کن واگرآنان می گفتندشنیدیم وفرمان بردیم وبشنووبه مابنگرقطعا برای آنان بهترودرست تربودولی خداآنان رابه علت کفرشان لعنت کرددرنتیجه جزاندک ایمان نمی آورند.

مشرکان باتغییردادن کلمه هاازجایگاهایش نقش قلم اولیای خدارابازبان خودمی پیچانندومعناراعوض می کنندبه این طریق که حروف وقالب کلمه برترراباتوجه به کتاب خودتغییرداده ورای راازقرآن به سمت خودبرمی گردانندبه کلمه خود اینگونه امرمی کنند:سمعناوعصیناشنیدیم وعصیان کردیم وبشنووناشنواگردوالتفات کن .

روش کاربه اینگونه است که دودست شده باایحادحلقه های گوناگونی ازافرادخودباکدهای مشخص شده شجره طیبه رادربرگرفته باطرح ونقشه های ازپیش تعیین شده (کتاب )باآنها درجامعه ارتباط برقرارکرده  درکلمه تاثیرمی گذارند .

دراصل دوطرح می زنند:

1.نقشی برای خودمی سازندبرای اجرای کلمه

2.ازکلمات فعال خودبتی ساخته یاپیکری وآنرابه دانایان خودمی دهند

گفته شد هربت یاپیکردارای کدی است این کدهارابرابرطرح یا نقش های خودازکلمه خود قرارداده به اصطلاح کتاب  خودرااجراکرده یانامه می زنندو بااین برابرهاروزی را اززوج کلمه برتر به سمت خودبرمی گردانند(رجوع شودبه سوره زخرف آیه 57، قیام عیسی ،زمان قیام،شکست بتها)                   

ونیز: سوره نور آیه 15 ،رجوع کنیدبه عیسی وپیامبری ، مصادیق شرک وایمان ، ردغلودردین ، افک چیست .وردافک شرح سوره توبه آیه 29

درحقیقت مشرکان باسددرست کردن بواسطه بتهایشان وایستادن درزوج کلمه برترروزی مومنان راازآنان می گیرندببینیم این معنارادرقرآن :

یاایهاالذین آمنوا ان کثیرامن الاحباروالرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله واذین یکنزون الذهب والفضه ولاینفقونهافی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم .سوره توبه آیه 34

برای اینکاربا قیافه های گوناگون  درکلمه شجره طیبه ظاهرمی شوند

مشرکان ابتدادرنگ درزوج کلمه برترانداخته ودروغهای طبقه بندی شده ی خودرابادلایل خودبه این شجره ارائه می دهند. دوتیپ یاقیافه ای که درکل می گیرند1. قیافه مستکبرانه 2. قیافه ی مزورانه البته هرکدام به صورتهای گوناگون است

وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْكُونَ ﴿۱۶

و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند (۱۶)

  میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

چچگونگی بهره گرفتن کفارازبتها

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1398 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

انسان بودن

صندلی داغ وکوره های آدم سوزی هیتلر،هرروزبرآن می نشینم ودرآن می روم به جرم انسان بودن

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 73 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم