میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

الف)پیچاندن زوج کلمه برتر

ب) طریقه شکاف ایجادکردن درزوج کلمه برتر

چگونه مشرکان درزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده و برآن آتش بارمی کنند؟

1.رعایت نکردن روزشنبه

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان یکبارپدیدارگشته(لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 8)  ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود(رجوع شودبه : میثاق پیامبران ،1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،شرح سوره نساء آیه 152وگفتاری درموردروزشنبه درشعراستاددرمبحث رنگهادرقرآن وشعراستاد، 10.ورنگ سیاه )

چنانچه مشرکان روزشنبه رارعایت نکنندکلمات آنها (افرادشجره خبیثه )ازلحاظ عقل ناقص شده چون بوزینگانی می شوندکه بی چون وچراازاربابان خودتقلیدمی کنند درحقیقت اینها همان مثالهاوبتهایی هستند که مشرکان بواسطه آنهازوج کلمه رابه انحراف می برندببینیم این معنارادرسوره بقره آیه 65 :

واذاخذنامیثاقکم ورفعنافوقکم الطورخذواماآتیناکم بقوه واذکروامافیه لعلکم تتقون .ثم تولیتم من بعدذلک فلولافضل الله علیکم ورحمته لکنتم من الخاسرین ولقدعلمتم الذین اعتدوامنکم فی السبت فقلنا لهم کونواقرده خاسئین فجعلناهانکالالمابین یدیهاوماخلفهماوموعظه للمتقین . بقره 65

...آن که به نیشخندگفت :«ای میمون زادگان دانشمند!» ریشخندش رالبیک می گویند... ازشعرعصیان گران دکترمحمودفتوحی

ونیز: نحل 124(سبت) ،سوره اعراف آیه161 (واذقیل لهم اسکنوا هذه القریه .کلوامنهاحیث شئتم وقولواحطه وادخلوا الباب سجدانغفرلکم خطیئاتکم سنزیدالمحسنین فبدل الذین ظلموامنهم قولا غیرالذی قیل لهم فارسلناعلیهم رجزامن السماء بماکانوایظلمون وسئلهم عن القریه التی کانت حاضره البحراذیعدون فی السبت اذتاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعاویوم لایسبتون لاتاتیهم کذلک نبلوهم بماکانوایفسقون) .

2. گره انداختن درزوج کلمه برتر

درشعر«کلمه»  شاعرعلت گره افتادن درزوج کلمه برتررابه تصویرمی کشد

 (...روزی آدم /صورت حوا را به ماه تشبیه کرد( کلمه حق را درغیرمعنای حقیقی خودبکاربرد)/و شاعران به دنیا آمدند/سیل موران /برصحرای زلال زبان تاختند /آنک کلمه /درکفنی کبود آنک کلمه /درزنجیر سیاه موران اسیر /ای کلمه !/ای خدای زلال درزنجیرغیبت تو /کلاف سر درگمی شده /واشیاء گستاخی ها می کنندازشعر«کلمه » دکترمحمودفتوحی )

ونیز: سوره فلق آیه 4(ومن شرالنفاثات فی العقد)، داستان حضرت لوط (آمدن مهمانهانزدپیامبرع)

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن

 ادامه شرح شعر«پیچک ها»:

عبارت «دوعنکبوت گوش وهوشم دوردلم تارمی تنند» رامی توان اینگونه خواند:

1.دوعنکبوتی که برروی گوش وهوش من است روی دلم تارمی تنند

دراینجا گوش ، هوش  ودل دارای یک معناست

چرااستادسه واژه ی متفاوت رابرای یک معنابکاربرده است ؟

گفته شد خدادرقرآن انسان رااستعاره ازکلمه برتر هم می گیردواعضای آن رانیز(  چشم ، گوش ، قلب ، دست و... ) باتوجه به کاربرداین واژه ها درجمله می توان ازآن معانی مختلفی اراده نمود

گوش وهوش ودل استعاره ازکلمه برتر

گوش ابزارشنیدن ، محل فهم مطلب

دلم (دل من): کلمه ام که کلمه ی برتراست یازبان پدرم

هرفرددرکلمه برترجایگاهی داردکه باتوجه به آن جایگاه شناختهای درست به او می رسد

2.گوش وهوشم چون دوعنکبوتی است که دوردل من تارمی تنند

دل استعاره ازکلمه برتر

گوش وهوش استعاره ازنقش قلم مشرکان

منظورازعنکبوت چیست ؟

عنکبوت استعاره ازنقش قلم کافران

نقش قلم کافران همانند عنکبوتی است که کلمه برتررادربرمی گیردوپوششی می شودبرای شناختهای درست ما

چراگوش وهوش دوعنکبوت است ؟

چون وقتی نقش قلم کفاربه شناختهای ما می چسبد شباهت خودرابه شناختهای ما القاء می کند؛ ظاهرش مثل هوش وعقل می نماید

چراشاعرلفظ گوش وهوشم رابکاربرده است ؟

چون وی بازبان من اولیایی سخن می گوید وهمه ی کلمات ازکلمه برترنیرو می گیرند

ببینیم عنکبوت رادرقرآن:

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون . ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون . سوره عنکبوت آیه 40

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

من دون الله :  کفارو مشرکان ، اله یابت یاکلمات شرک آمیز

کمَثَل : ک (مِثلِ یاهمانند) مَثَل (مثال ، بت)

کمثل العنکبوت : همانند مَثَل عنکبوت

عنکبوت استعاره ازمشرکان

قرآن کفاروکلمات آنهارابه عنکبوت تشبیه کرده است که با آن خانه می سازندیانقش می زنندخدااین خانه راسست ترین خانه ازلحاظ استواری واستحکام می داند

مَثَل عنکبوت درقرآن به معانی زیراشاره دارد:

1.سخن خدادرمورد عنکبوت : مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

2.بت یا پیکرعنکبوت

مَثَل : بت ، پیکر، کلمات وحروف کفار(اسمهای فعال خدادرنزدمشرکان)

ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون

امثال : مثالها، سخنان قرآن بصورت مثال وتمثیل

امثال : بتها، پیکرها

مثال زدن : حدیث گفتن بااستفاده ازمثال

مثال زدن : زدن وشکستن بتها

خانه ی عنکبوت یامشرکان سست ترین خانه هاست زیرابرروی خانه ی مومنین  بنامی کننداین خانه بواسطه خدای بزرگ خراب می شود

عنکبوت گوش وهوش درشعراستادبه همین موضوع درقرآن اشاره دارد

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تار:تارعنکبوت

هزارتوی تارهااستعاره ازاسمهای فعال خدادرنزدمشرکان هراسم هزارتاست

گنجشک استعاره ازتنزیل قرآن (نزول تدریجی قرآن برهرفرد)

برای تو: برای خدای یگانه

برای تو می لرزد:می ترسدازبی پناهی خود، می ترسدازاینکه ازتو دوربماند

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تارهای حنجره ام(حنجره ی من) استعاره اززوج کلمه برتر

انسان یکی ازاستعارات کلمه برتروزوج آن درقرآن می باشد ؛ هرعضوآن هم می توانداستعاره از خودکلمه باشدهم استعاره ازگروه فرشته ها مثل حنجره وتارهای آن

اگرماحنجره راعضوی ازکلمه برتربگیریم یک حنجره می شودیک فردازآن یا یک گروه ازفرشته ها که هرکدام کاری راانجام می دهند( تارهای حنجره درهرفرد )

نام تو : کلمه الله یاکلمه برتر(اسم اعظم خدا)

شناوراست :جاری است

آیه ذیل به این معنااشاره دارد

اگرحنجره رامازوج کلمه برتربگیریم هرفردصدای کلمه برتراست که ازاوسخن می گیردبخاطرهمین شاعربازبان من اولیایی می گویدتارهای حنجره ام درنام تو ای الله جاری است یعنی ازتو نیرووحیات می گیرد

چرامی گویدتارهای حنجره ؟

زیراازکلمه برتربه هرفردبرای سخن گفتن یک زنجیره ازکلمه می رسداین زنجیره به او هم جان می دهدهم شناخت

ببینیم این معنارادرشعرسیبستان :

طومارجان من آویخته ازآسمان / پرمشق نام توست / به خط ریحان / به رنگ زعفران

سبّح: تسبیح کرد، شناکرد

الم تران الله یسبح له من فی السموات والارض والطیرصافات ... سوره نورآیه 41

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

یادتو:یادآوری توای کلمه ی برتر

زندانهای اندرون : دوعنکبوت گوش وهوش ، مویرگهای گنگ وجدید.، پیچک های سرخ سفید

اندرون : درون

چهل ساله شدم :چهل سالگی استعاره ازرسیدن به آخرت وکلمه برتر، دوبارعرضه شدن قرآن برافراد

درداستان عزیرپیامبرع  قسمت مژده ی ظهوروزمان تقریبی وتقویمی ظهورمهدی درقرآن به این موضوع درباب چهل شب اشاره شد:وواعدناموسی ثلاثین لیله واتممناهابعشرفتم میقات ربه اربعین لیله .سوره اعراف آیه 142

چون دنیابنایش برقرآن است تارسیدن به قرآن کامل راخداچهل شب یاسی ویک کلمه گفته است که سی تای آن تمام قرآن اجرامی شودویکی آن ده سوره یایک دوره قرآن است که ازشروع قیامت تارسیدن به بهشت ابدی ورسیدن به کلمه پاک یابرتر(قرآن ) می باشد

چهل شب رامی توان دوبارنقش قلم اولیای خدایادوبارعرضه کردن قرآن برشجره طیبه گفت

تنهابایادتو درزندانهای اندرونم چهل ساله شدم : باتوجه به مفهوم چهل سالگی وافعال بکاربرده شده درشعرازابتداتاانتها{متولدشده ام (ماضی نقلی) ، پیچیده اند(ماضی نقلی) ، می روید(مضارع)، می دوند(مضارع)، شناوراست(فعل حال)، چهل ساله شدم (ماضی ساده یاماضی نقلی )}چهل ساله شدم رامی توان چهل ساله شده ام خواند؛ دراین صورت عبارت دومعنادارد:

1.اگرفعل چهل ساله شدم راماضی ساده بگیریم و چهل سالگی رادوبارعرضه کردن قرآن درهرزمان معنای عبارت می شود

تنهابایادآوری تو ای الله ازهربارآتش کفارکه برای من زندان می سازدرهاشدم

2.اگرفعل چهل سالگی راماضی نقلی بگیریم معنای عبارت می شود:

 تنهابایادآوری تو ای کلمه برترازابتدای خلقت تااول آخرت ازبارآتش کفاررهاشده ام  وبه بهشت ابدی می رسم

نکته :اگرفعل را ماضی ساده هم بگیریم چون شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویداواول وآخرکاررادیده است وامررامحقق یافته می بیندیعنی رسیدن به بهشت ابدی

ادامه دارد...

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم!



تاریخ : شنبه 6 مهر 1398 | 09:42 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم! 

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان 

قسمت سوم پیچاندن زبان قرآن- شعرپیچک هاازاستادمحمودفتوحی

پیچک ها

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

شعرپیچک ها ابتدای خلقت شجره طیبه راتارسیدن به بهشت ابدی به تصویرمی کشدشروع تولدانسان بافطرت وقوانین لایتغیرالهی می باشدپیچک ها ی گنگ جدیدو مویرگ های سرخ سفیدچون زندانی دل وهوش اورادربرگرفته وهوش سرشاراوراچون گنجشکی کوچک نموده امااین گنجشک باهمه ی کوچکی  خدای خودرادرمی یابداوهرلحظه بواسطه قلم اولیاء اش ازآن تاریکیها وزندان هارهایی می یابدزندانهایی که تا چهل سالگی (رسیدن به بهشت ابدی)ادامه خواهدداشت ؛زندانی که درآنهاقراردارد،زندانی درونی !

شرح شعر

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

شاعربازبان «من اولیایی » اززبان زوج کلمه برتریافردی ازشجره طیبه سخن می گوید

من استعاره اززوج کلمه برتریاشجره طیبه

میان زبان پدرم یعنی درون زبان پدرم که زبان اولیای خداست

من میان زبان پدرم متولدشده ام

ومن میان لبان داغ مادرم متولدشده ام

من میان زبان پدرم متولدشده ام :هرفردازشجره طیبه درنقش قلم اولیای خدابدنیا می آید

لبان : دولب استعاره ازکلمه برتر(نقش اولیای خداوسخن ایشان)

من میان لبان داغ مادرم متولدشده ام :کلمه برتروقتی برشجره طیبه (زوج خود)گشوده می شودبواسطه قلم مشرکان دارای بارآتش می گردد هرفردازشجره طیبه درزوج کلمه برتربدنیامی آید

نتیجه : رب شجره طیبه کلمه برتراست هرفردازاین شجره توسط کلمه برتربارگرفته بدنیامی آید ورشد می کند

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند

ومرادرمقررات لب ها پیچیده اند

ومرادرمقررات نگاه هاپیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند:عشق درمن قانونمنداست ومحبت درمن نسبت به هرفردتعریف خودرا داردمثل عشق به همسر، فرزند، پدرومادرو...

لب هااستعاره ازکلمه برتروزوج آن وفرشته های آنها

نگاه هااستعاره ازنگاه کلمه برتربه کل کائنات ، نگاه ما به جهان ، نگاه فرشته های دوکلمه (کلمه برترو زوج آن) به ماوجهان

ومرادرمقررات لبها پیچیده اند:فرشته های زوج کلمه برترهرکدام قانونمنددرجایگاه خودقراردارندهیچ امری داخل امردیگرنمی شود؛هربار که اولیای خداقلم می زنندباعلم وحکمتی که خدابه آنهاداده بافرم وچینش نوهمان قانون رااجرامی کننداگرمشرکان بخواهندبین آنهافاصله انداخته وامری رادرامردیگرداخل نمایندطبق قانون ، خداآنهارامجازات کرده وامرخودرابه صورت اول برمی گرداند

نگاه : دیدن فرشته ها قانونهاراوپیروی ازآنها

ومرادرمقررات نگاه ها پیچیده اند: فرشته های زوج کلمه برترهربارکه نقش قلم اولیای خدارامی بینندیادگرفته تایید وتصدیق می کنندواین دیدن وتصدیق کردن خودقانونی است که قانون اصلی راحفظ می کند

نتیجه :مرا/درقواعدبوسه ها/ومقررات لب ها ونگاه ها/پیچیده اند:کلمه ام قانونمنداست وهرچیزی درجای خودقراردارد

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

بزرگ می شوم : بزرگ شدن رابایدلحظه به لحظه اززمان تولدبگیریم

پیچک های مبهمی :زنجیره ی شناختهایی گنگ ونامفهوم

بزرگ می شوم /ولحظه لحظه در من /پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

زوج کلمه برترچون قانونمنداست  هرفردازشجره طیبه ازبدوتولدهربارباشناختی که کلمه برتربه او می دهد(بزرگ می شودورشدمی کند )شناختهای نادرست یاپیچک هایی که دراوپیچیده اندرامی بیند

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

ازاین عبارت به بعدپیچک های مبهم راتوضیح می دهند

مویرگ های گنگ جدید/برزبانم / می دوند

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

 مویرگ های گنگ جدید استعاره ازشناختهای گنگ ومبهم(شناختهای نادرست)

 برزبانم می دوند:هرلحظه برمن شناختهایی که گنگ ومبهم است واردمی شودبرزبان من که زبان پدرم یاکلمه برتراست

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

این عبارت رامی توان به صورتهای زیرخواند:

1.پیچک های سرخ برروحم می دوند

پیچک های سرخ : بارآتش کلمات مشرکان

2.پیچک های سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سفید: سایه های سپید یاشجره خبیثه

3.پیچک های سرخِ سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سرخی که درعین حال سفیدند

پیچک های سفیدی که بارآتش باخودحمل می کنند بارآتشی که مشرکان بواسطه شجره خودبرافرادشجره طیبه می ریزند

برروحم می دوند: برکلمه ام جاری می شوندیاکلمه ام رادربرمی گیرنددراینجامنظورزوج کلمه ی برتراست یافردی ازافرادشجره طیبه

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1398 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3:تفرقه نیفکندن بین رسولان

1. پیچاندن زبان قرآن وشکاف درزوج کلمه برتر

 ببینیم این معنارادرشعر«خاک ریزان » استادفتوحی:

خاک ریزان

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

***

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

شاعردراین شعربازبان من اولیایی سخن می گوید

نگاه عاشقانه: نگاه خدایی وآسمانی

درخاک ریخته اند: زمینی کرده اندیابارآتش درآن ریخته اند(زوج کلمه برترقابلیت شکاف برداشتن وبارآتش برآن ریختن رادارد)

نگاه عاشقانه ی مرادرخاک ریخته اند: نقش قلم اولیای خداکه درپوشش قلم کفارباز می شوددرحقیقت درخاک باز می شودبعبارتی قلم کفاربرزوج کلمه برترباراتش می ریزدنوردرنارباز می شودوقتی نوربواسطه بارآتش پوشش بخوردکم می شوددراین وقت مادچارسردرگمی شده وگاهی اشتباه می کنیم

هوش چشم های ترادرخاک ریخته اند: اهل کلمه برترکه همان زوج کلمه یاشجره طیبه است باپوشش قلم کفارهوش سرشارو خدایی خودراازدست داده وشناختهای درست آنها پوشش می خورد

ببینیم این معانی را درسوره های زیر:

ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم مایشتهون واذابشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهوکظیم یتواری من القوم من سوء مابشربه ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون للذین لایومنون بالاخره مثل السوء ولله المثل الاعلی وهوالعزیزالحکیم . سوره نحل آیه 58

دسّ: پنهان کردزیرخاک ، قطران مالید برشتران

مسک : تعلق به آن یافت وپیوندکرد وچنگ زدبه آن

وقتی کفاراندازه های خدارابه هم بزنندخدابواسطه زوج کلمه برترجهنمی برای آنان می سازد دختردراینجا نقش قلم اولیای خداست وقتی که درپوشش قلم کفاربازمی شودخدااین شجره راافریدتاکلمات کفارراپاک نمایدبه همین خاطرمشرکان به فکرچاره جویی هستندکه آنهارایاخواربدارندیاداخل خاک نموده بپوشانندنگذارندبدنیابیایند

واذاالنفوس زوجت واذالمؤوده سئلت بای ذنب قتلت .سوره تکویرآیه 8

دختران زنده درگورهمان فرشته های کلمه ی برترندیاهمان مردمک های درخشان که درخاک شده اندلفظ کشته شدن به این معنااشاره دارد

والذاریات ذروافالحاملات وقرافالجاریات یسرافالمقسمات امراانماتوعدون لصادق .سوره ذاریات

ذرت الریح ذروا: برداشت آن رابادوپراکند

ذروه، ذروه ، ذری : بالای هرچیز

فالحاملات وقرا:فرشته هایی که باصبوری بارآتش حمل می کنندیابرآنهابارکرده اند

ونفس وماسواهافالهمهافجورها وتقواهاقدافلح من زکی ها وقدخاب من دساهاکذبت ثمودبطغواهااذنبعث اشقاهافقال لهم رسول الله ناقه الله وسقاهافکذبوه فعقروهافدمدم علیهم بذنبهم فسواهاولایخاف عقباها.سوره شمس آیه 13

ضمیر«ها» درسواها، الهمها، فجورها، تقواها، زکی ها و دساها برمی گرددبه نفس یعنی زوج کلمه برتر

ضمیر«ها» درطغواها، اشقاها، فسواهاوعقباهابرمی گرددبه ثمودیانفس ثمودیان

ضمیر«هم » درلهم ، علیهم وذنبهم برمی گرددبه قوم ثمود

ضمیر«ها» درسقاها، عقروهابرمی گرددبه ناقه الله یانفس زکیه یازوج کلمه برتر

دمدم :حرف زدبااو به خشم

دمدم علیهم :هلاک گردانیدآنهارا

دمادم :تپه های خاکی

خانه ی قوم ثمودخراب شد برسرشان یاخداآنهاراهلاک کردیاخاک برسرآنهاریخت (فدمدم علیهم بذنبهم فسواها)بواسطه خاکی که برسرزوج کلمه برترریختند(قدخاب من دساها)یاازحدومیزان الهی فراتررفتند(بطغواها)وناقه (زوج کلمه برتر) راسربریدند(فعقروها)یعنی حدودرابه هم زدند

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

تاچه چیزی رانبینیم ؟ چه کسی نبیند؟

گفته شد شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویدومخاطب او شجره طیبه است:

1.من ترامثل خودم که پاک واولیای خدایم نمی بینم (نگاه خدایی وعشق پاک خدایی مراپوشش داده اندومن نمی توانم آن عشق پاک خدایی رادرتوببینم )

2.نبینیم : مخاطب نبیند

تومرا نبینی که ازاولیای خداوانسان کاملم و دارای هوش سرشاروخداییم درحقیقت برهوش چشمهای توخاک ریخته اندیابارآتش ریخته اندتاتونتوانی درک درستی ازعشق پاک خدایی داشته باشی

اولیای خداوقتی قلم می زنندیاسخن می گویندکلمه برترسخن آنهارامی بردوبه هرگروه ازاهل خودمی دهدتایادبگیرندچون قلم آنهاپوشش می خورداهل آنهادچارشناختهای اشتباه می شوندوسخن درست اولیای خدارانمی توانندبخوبی دریافت نمایند

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

بدنها: بتها ، پیکرها ، اشیاء

درقرآن چشم استعاره ازکلمه برتراست هرکلمه راچشم می گوینداجزای کلمه راکه فرشته ها می باشندرانیزچشم می گویندمردمک های درخشان همان فرشته های کلمه برتراست که دارای هوش فراوانند وبرای انسانهاشناخت دقیق وروشن می آورند

شاعرنقش قلم کفاررابه بدن تشبیه کرده است هم درکل وهم درجزءزیرادربرابرنقش قلم اولیای خداچون پوسته وپیکری بی جان و بی روح است

گفته شدکفارباکلمات خودبت هاوپیکرهادرست می کنندوباآن نقش زده ودرزوج کلمه برتردزدانه واردشده وکلمه را می پیچانند آنها کد اشیاء رابه خودزده ومردم رابه آن می چسبانندبااینکار شناخت های مارادچاراشکال کرده وازهوش سرشارما می کاهند ونقش قلم اولیای خداراپوشش میدهند (هشیاری مردمک های درخشان )

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

ضمیرفاعلی «م» برمی گرددبه :

1.شاعر

شاعربازبان من اولیایی دردعظیم خودوتنهایی اش رادراین دنیا به تصویرمی کشد

اولیای خداباقلم وسخن خودهمواره می کوشندتاهوش سرشارمارابه مابرگردانندآنها کلمه ی خودواهل خودرا«سر» خودمی دانندکه توسط کفاربرآن خاک ریخته شده یاآتش بارشده واهل آنهاتوانایی شناخت عمیق راازدست داده اند

بنابراین شاعردارای دومخاطب است :

1.1.اهل وشجره خود

شاعربازبان من اولیایی تلاش بسیارمی کندتااهل اوعشق پاک خدایی اورابفهمند

2.1.کفار

شاعرتلاش بسیارمی کندتاکفاربه سمت خدابرگردندوچشم های اورادرخاک نکنند

گرچه مستوری خوش است اما بس است

انتظارت دلکش است امابس است. ازشعرتبسم دکترمحمودفتوحی

2.کفاریاهمان کسانی که نگاه وهوش چشمهارادرخاک ریخته اند

درست است که کفاربارآتش برزوج کلمه برتریاشجره طیبه ریخته انداماباهدایت اولیای خداهرباراین بارآتش یاخاک ریخته می شودوکفار ازترس ازدست دادنکلمات خودحقیرانه وچاپلوسانه این شجره را به سمت خودمی خوانند بعبارتی منت آنهارامی کشند

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1398 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ترافیک

وقتی که ترافیک می شودچشم های ترا کم دارم بوق ممتد ماشینهامراسردرگم می کندپس توکی برای من دست تکان میدهی تابالبخندت راه بازشود

میثاق پیامبران 3:تفرقه نیفکندن بین رسولان

دراین مبحث به این موضوعات خواهم پرداخت:

1. پیچاندن زبان قرآن وشکاف درزوج کلمه برتر

2.طریقه برگرداندن کلام یاافک وابزاربرگرداندن رای :

1.3.بت یامثال درست کردن

2.3.سددرست کردن بابتهاوایستادن درزوج کلمه برتر

3.3.دودست شدن (آیه سوت وکف)

4.3.قیافه های گوناگون گرفتن درکلمه شجره طیبه

5.3. چگونگی بهره گرفتن کفارازبتها

4.زمان پیچاندن زبان قرآن

5.عواقب پیچاندن زبان قرآن

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلااولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهیناوالذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابامن السماء فقدسالواموسی اکبرمن ذلک فقالواارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعدماجاء تهم البینات فعفوناعن ذلک.نساء 154

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلا

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله

فاعل یریدون ویقولون کافرین می باشند

 الفاظ «الله » و «رسل» برچه معانیی دلالت دارد؟

الله :بر کلمه برترو زوج آن ورسل بر:

1.پیامبران

2.کلمات پیامبران

3.کتاب پیامبران ، فرشته ها

منظورقرآن ازتفرقه نیفکندن بین «الله » و«پیامبرانش» چیست؟

چراوچگونه کافران بین خداوپیامبرانش جدایی می اندازند؟

1.به ظاهروبازبان آشکار

کفاردارای کلمه ، بین خداوپیامبرانش جدایی وتفرقه می اندازندبه این صورت که می گویندبه بعضی ایمان داریم به بعضی ایمان نداریم درحالی که همه فرستاده ی خدایند باین کارمی خواهندراهی پیداکنندبرای اینکه مردم رابه گمراهی ببرند

2.درکلمه

آنان بین کلمه وصاحبان آنها که پیامبرانندفاصله می اندازندبه اینگونه که زوج کلمه برترراپیچانده خودراجای اولیای خداجامی زنندتاتباهی وفسادبیاورند

3.فرشته ها

کافرین بین الله (کلمه برتر) ورسولان کلمه برترجدایی می اندازندوقتی پیامبران باکلمه خودنقش می زنندوبه زوج کلمه برترمی فرستندآنها بانقش قلم خود باایجادشک درزوج کلمه برتریاشجره طیبه  راهی بوجودمی آورند تاقلم اولیای خداراپوشش داده وبین فرشته های آنهاتفرقه وجدایی بیندازندمی گویندبه بعضی ازآیات ایمان داریم وبه بعضی ایمان نداریم شرح مفصل آن درقسمت پیچاندن زوج کلمه برترمی آید

اولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهینا

درحقیقت کافران به هیچکدام ازپیامبران وایات خداایمان ندارند

ببینیم راه تفرقه انداختن بین فرشته های کلمه برتروپاره پاره کردن کتاب خدارادرسوره بقره آیه 26

ان الله لایستحی ان یضرب مثلا مابعوضه فمافوقهافاماالذین آمنوافیعلمون انه الحق من ربهم واماالذین کفروا فیقولون ماذاارادالله بهذامثلایضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .الذین ینقضون عهدالله من بعدمیثاقه ویقطعون ماامرالله به ان یوصل ویفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون .سوره بقره آیه 26

بعوضه :پشه ،استعاره از کلمات مشرکان ، خودمشرکان

مابعوضه فمافوقها:کوچکترازپشه ، استعاره ازکلمات مشرکان ، شجره خبیثه

یضرب مثلا : مثال بزند، مثالی یابتی رابشکند

ان الله لایستحی ان یضرب مثلا مابعوضه فمافوقها

یضرب مثلا دراین آیه به دومفهوم اشاره دارد:

1.مثالی بزند

هماناخداشرم نداردازاینکه مثالی بزندبعنوان مثال پشه وکوچکترازآن را

2.مثالی یابتی رابشکند

هماناخداشرم نداردازاینکه مثالی یابتی رابشکندبعنوان مثال پشه یاکوچکترازآن را

مثال پشه وکوچکترازآن درقرآن برای این است که صفت پشه خون خوردن است بتی که خون می خوردیعنی قلم پاک اولیای خدارابکارنمی بردوبه همین خاطربدنبال قتل ومردم کشی است

فاماالذین آمنوافیعلمون انه الحق من ربهم

پس کسانی که ایمان دارندمی دانندکه آن سخن یاکارپروردگارشان حق است

مؤمنان هرکارپروردگارراحق دانسته ودرآن چون وچرانمی کنندوتسلیم امرویند

یضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .

فاعل « یضل »ضمیرمستترفاعلی «هو» می باشدکه دارای دومرجع است:

1.الله

گمراه می کندخدابواسطه آن مثال گروه کثیری را وهدایت می کندبواسطه آن گروه کثیری را وگمراه نمی کندبواسطه آن مگرفاسقین را

2.کافرین

واماالذین کفروا فیقولون ماذاارادالله بهذامثلایضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .

وکسانی که کافرشده اندپس می گویندچه خواسته است خدابواسطه این مثال یاشکستن بت

گمراه می کنندبواسطه آن سؤال گروه بسیاری راوهدایت می کنندبواسطه آن گروه کثیری راوگمراه نمی کنندمگرگروه فاسقین را چگونه ؟

اگرمثال راسخن یاحدیث خدابدانیم کافران درمردم با ایجادسؤال که آیا خدامثال بهتری نمی توانست بزندچراپشه یاکوچکترازآن رامثال زده است درمردم شک ایجادمی کنند

اگرمثال رابت بدانیم کافران درمقام اعتراض می گویندچراخدابتی راشکسته است ؟

چرادراین آیه گمراه کردن رابه خداوکافران هردونسبت داده است ؟

زیراهرسخنی خدابگویدکافران همیشه بدنبال شک ایجادکردن درمردمندبرای اینکارازجاهایی که می داننددرکلمه شکاف یاشک ایجادمی کنندخدابرای اینکه کارکافرین رامی دانست درهمان جایگاهها؛ شک رابصورت سؤال درآوردکه هرگاه آنهابپرسنداولیای خدابتواننددرآنجا جواب برای مردم قراردهندتاشک آنهابرطرف شده وهدایت یابندحال کفارهم درست همان جایگاه برای سؤال بوجودآمده جوابهای خودراقرارمی دهند تاباجواب خود مردم راگمراه نمایندبخاطرهمین خدا گمراهی (سؤال بواقع کارخدانیست)و هدایت راکارخوددانسته اماهدایت رامخصوص خودگردانیده زیرااین فاسقانندکه گمراه می کنندوگمراه می شوندامامؤمنان وقتی شناخت می گیرندشناختهای اشتباه یابتهای کافران رامی شکنندومی ریزندوبه سمت رشد می روندوهدایت می یابند

الذین ینقضون عهدالله من بعدمیثاقه ویقطعون ماامرالله به ان یوصل ویفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون والذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما

نتیجه :کافران درحقیقت همان عهدشکنانندکه بین فرشته های خداجدایی می افکنندوامرخداوکتاب اوراپاره پاره می کنندبرخلاف اولیای خداوشجره آنها

پیچاندن زبان یاشکاف درزوج کلمه :

وان منهم لفریقا یلون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وماهومن الکتاب ویقولون هومن عندالله وماهومن عندالله ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون ماکان لبشران یوتیه الله الکتاب

والحکم والنبوه ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله ولکن کونواربانین بماکنتم تعلمون الکتاب وبماکنتم تدرسون .آل عمران 78

وازمیان آنان گروهی هستندکه زبان خودرابه کتاب می پیچانندتاآن راازکتاب پنداریدبااینکه آن ازکتاب نیست و می گویندآن ازجانب خداست درصورتی که ازجانب خدانیست وبرخدادروغ می بندندبااینکه خودشان میدانندهیچ بشری رانسزدکه خدابه او کتاب وحکم وپیامبری بدهدسپس اوبه مردم بگویدبه جای خدابندگان من باشیدبلکه به سبب آنکه کتاب تعلیم میدادیدوازآن روکه درس می خواندیدعلمای دین باشید

درس الکتاب درسا:خواندنوشته را

درس الرسم دروسا:ناپدیدشدن نشان

ضمیر«هم » درمنهم برمی گرددبه اهل کتاب (سوره آل عمران آیه 70به بعد)

اهل کتاب درقرآن دوگروهند:

1.پیامبران که صاحبان کتاب یاکلمه برترند

2.مشرکان که صاحبان کلمه اند

قرآن می گوید: برخی ازاهل کتاب (مشرکان ) زبانهای خود(کلمات خود) رابه کتاب (کلمه برتریانقش قلم اولیای خدا) می پیچانند تاشماگمان کنیدآن ازکتاب یاکلمه برتروازنزدخداست  ودرحالی که ازکتاب وکلمه ی برتروازنزدخدانیست وبرخدادروغ می بندندودرحالی  که می دانندهیچ پیامبری به مردم نمی گویدکه بجای خدابندگان او باشندودرعین حال فرشتگان باشیدبه آنچه می دانیدودرس می دهید

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1398 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم