عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

واماخمینی مظلوم

دیشب بودکه داشتم به سخنان امام خمینی ع گوش می دادم دریایی است کلامش .اوازآینده ای صحبت می کردکه آمدنی است آینده ای که می گفت ماازآن بی خبریم می آیدروزی که سختی هاراپشت سرگذاشته ایم وباعزت وشادی وراحتی زندگی می کنیم فکرنکنم تاآن روززیادمانده باشد

قسمت پانزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۵۳

و من نفس خود را تبرئه نمى ‏كنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مى ‏كند مگر كسى را كه خدا رحم كند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است (۵۳)

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ:

منظورازنفس نفس اماره یاکلمات مشرکان است

قرآن کلمه ی اولیای خداو کلمات مشرکان رانفس نیزمی نامدچون کلمه ی اولیای خدابه کلمات مشرکان نورمی دهداولیای خداآن را من دیگریانفس خودمی نامندامابه آن نفس اماره می گویند

اولیای خدادچارنفس اماره نیستندچون پاک ومعصومنداماشجره طیبه نفس اماره درآنهانفوذمی کند مشرکان وکلمات آنها (شجره خبیثه )خودنفس اماره هستند

إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ 

یوسف ازجمله رحم شدگان است ازسوی خدا اوپیامبراست هرگزدچارهوای نفس نمی شود

شجره طیبه گرفتارهوای نفس می شوندامابرمی گردندوجبران می کنند

آیه فوق دارای معانی زیراست :

1.یوسف می گویدمن درپنهان خیانت نکردم درست است که نفس اماره انسان را به بدی امرمی کنداماکسی راکه خدابه او رحم کرده دچاراین نفس نمی شودپیامبران جزو این دسته اند

2.زوج کلمه ی برترمی گوید من به کلمه ی برترخیانت نکردم زیرادرست است کلمه ی مشرکان به بدی امرمی کندامرخدابودکه صبرکردم خداجبران کننده و درگذرنده است

گفته شد گناه درآنان عارضی است نه ذاتی

ادامه دارد... 



تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 | 12:39 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

 پیشاپیش رسیدن ماه پربرکت رمضان رابه مومنان تبریک می گویم ازاین به بعددرهمین وبلاگ بروزمی کنم گویااشکال آن برطرف شده است 

قسمت چهاردهم  شرح آیات داستان یوسف ع

وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِكَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ ﴿۵۰

و پادشاه گفت او را نزد من آورید پس هنگامى كه آن فرستاده نزد وى آمد [یوسف] گفت نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس كه حال آن زنانى كه دستهاى خود را بریدند چگونه است زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است (۵۰)

قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۵۱

[پادشاه] گفت وقتى از یوسف كام [مى]خواستید چه منظور داشتید زنان گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اكنون حقیقت آشكار شد من [بودم كه] از او كام خواستم و بی‏شك او از راستگویان است (۵۱)

ذَلِكَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی كَیْدَ الْخَائِنِینَ ﴿۵۲

[یوسف گفت] این [درخواست اعاده حیثیت] براى آن بود كه [عزیز] بداند من در نهان به او خیانت نكردم و خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمى ‏رساند (۵۲)

داستان فوق به این معانی دلالت دارد:

یوسف – جوانی وزندان

1.فرستادن پادشاه مصرجوان مشرک رابه زندان برای آوردن یوسف

2.گفتن یوسف به جوان که به نزدپادشاه برووازاوقضیه ی محفل زلیخارابپرس

3.پرسیدن پادشاه مصراززلیخاوزنان مصردرموردیوسف

4.اعتراف زنان مصروزلیخابه پاکی یوسف واقرارزلیخابه کام خواستن ازاو

5.ثابت کردن یوسف عدم خیانت خودرابه عزیزمصروپادشاه مصرواعاده ی حیثیت خود

6.قلم زدن مشرکان برای برداشت اززوج کلمه ی برتر

7. به شناخت رسیدن زوج کلمه ی برتر وریختن کلمات مشرکان

8.آشکارشدن کلمه ی یوسف وبارگرفتن او

9.زوج کلمه ی برترپاک بودن وعدم خیانت خودواهل خودرا به کلمه ی برتراثبات نمود

وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِكَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ 

الملک : پادشاه صاحب قلم وازمشرکان می باشد

ائْتُونِی بِهِ

ضمیر«ه » درائتونی برمی گردد به یوسف ،کلمه ی یوسف وکلمه ی برتر

بنابراین معنای آیه می شود:

1.پادشاه مصرگفت یوسف راپیش من آورید

2.صاحب قلم که ازمشرکان بودبه کلمه ی خوددستوردادکه کلمه ی برتروکلمه ی یوسف راازآن خودکنید

فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ

رسول : فرستاده ی پادشاه ، نقش قلم کفار

قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِكَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ 

فاعل قال  یوسف و کلمه ی برترمی باشد

یوسف به فرستاده ی پادشاه مصرگفت برو پیش آقایت بگوحال زنان دست بریده چگونه است براستی که پروردگارم به کیدآنان آگاه است

آیه فوق به این نکته اشاره دارد که یوسف باکلمه ی برترقلم زدبه زوج خودوبادادن شناخت درست حیله ی کفاررابرای برداشت ازکلمه ی برتروروی کارنیامدن کلمه ی یوسف نقش برآب کرددرحقیقت دیدسرپرست مشرکان باحیله گری نفوذکرده ومی خواهدازکلمه بدبرداشت نماید

قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ

دراینجافاعل قال هم می تواندیوسف وکلمه ی برترباشدهم پادشاه مصر بنابراین آیه دارای معانی زیرمی باشد:

1.گفت پادشاه مصرای زنان چه منظوری داشتیدازاینکه می خواستیدکام بگیریدازیوسف زنان گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اكنون حقیقت آشكار شد من [بودم كه] از او كام خواستم و بی‏شك او از راستگویان است

2.کلمه ی برترپرسیداززوج کلمه ی خودچرامی خواستیدازیوسف کام بگیرید گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اكنون حقیقت آشكار شد من [بودم كه] از او كام خواستم و بی‏شك او از راستگویان است

درحقیقت پرسش وجواب فوق نشان می دهدکه اهل زوج کلمه ی برتردارای شناخت  درست شدند

ذَلِكَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ:

ضمیر«ه » دراخنه برمی گردد به عزیزمصر وپادشاه مصرو کلمه ی برتر

بنابراین آیه فوق دارای معانی زیرمی گردد:

1.یوسف گفت این موضوع برای این بودکه بداندعزیزمصریاپادشاه مصر درپنهان من به او خیانت نکردم

2.زوج کلمه ی برترگفت این برای آن بودتابداندکلمه ی برتر ، من درآن روز به اودرپنهان  (درحقیقت گرفتارمکرکفارشده بود) به اوخیانت نکردم

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 | 09:53 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت سیزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ﴿۴۷

گفت هفت‏ سال پى در پى مى ‏كارید و آنچه را درویدید جز اندكى را كه مى ‏خورید در خوشه‏ اش واگذارید (۴۷)

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸

آنگاه پس از آن هفت‏ سال سخت مى ‏آید كه آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‏ اید جز اندكى را كه ذخیره مى ‏كنید همه را خواهند خورد (۴۸)

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ ﴿۴۹

آنگاه پس از آن سالى فرا مى ‏رسد كه به مردم در آن [سال] باران مى ‏رسد و در آن آب میوه مى‏ گیرند (۴۹)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

1.یوسف – جوانی وزندان

تعبیرکردن  یوسف خواب پادشاه مصررا

2. درست قلم زدن

3.هربارقلم زدن مشرکان

4. زمان قیام مهدی

5.سرگذشت زوج کلمه ی برترازابتدای خلقت تاقیامت

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ 

گفت :هفت سال پیاپی می کارید پس آنچه رادروکردیدرهاکنید درخوشه ومقدارکمی ازآن رابخورید

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ 

سپس هفت سختی می آیدمی خورندآنچه رابرای آنهاذخیره کردیدمگرکمی ازآن را

فاعل قال یوسف یاکلمه ی برتراست.مشرکان سوال رادرزوج کلمه ی برترمطرح می کنندوباآن سدایجادکرده نمی گذارندتااولیای خدابه آن جواب بدهندجوابهای خودرامطابق میل خودگذاشته مردم را به انحراف می برندازآنجایی که اولیای خداسرپرست زوج کلمه ی برترهستندقادرندسدآنهاراشکسته جواب برای مردم بگذارند

یاکلن :گاوهای لاغر

ماقدمتم لهن :گاوهای چاق را،ذخیره را

إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ :مگرمقداراندکی ازذخیره را

دراینجاسخن یوسف یاکلمه ی برتردارای دو وجه است :

1. یوسف اینگونه خواب پادشاه مصرراتعبیرمی کند پس ازهفت سال پی درپی که کاشتید وذخیره کردیدهفت سال سختی می آیدآنچه راکه ذخیره کردیدمی خوریدمگراندکی را. ازآنجایی که عادت همیشگی کفارمی باشد آنهادرزوج کلمه ی برتررفته هفت قلم ازکلمه ی برتربرداشت می کنندپس ذخیره می کنندوبرداشت خودرامگراندکی را می خورند

2.یوسف به فرستاده ی شاه گفت برای جلوگیری ازقحطی هفت سال پیاپی بکاریدبعددروکنیدوآنچه دروکردید بگذاریددرخوشه ها بماندمگرآنچه که احتیاج دارید

بعبارت دیگریوسف یاکلمه ی برتردرمقام پیامبرکاردرست را به مشرکان توصیه می کنند یوسف گفت شماهفت قلم بزنیدآنچه نقش زدیدراذخیره کنیدمقدارکمی رابخوریدازحلال آن درست معادل آیه ی : ولوانهم قالوا سمعناواطعناواسمع وانظرنالکان خیرالهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلایومنون الاقلیلا. اینگونه که پیامبران می گویند قلمی راکه کفارمی زنندکلمات بدآنهاازدرون همدیگررامی خورندومی ریزندمگراندکی که روزی حلال راذخیره کرده اند

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ 

یوسف وکلمه ی برتر می گوید سپس ازبعدآن قلم  برکت ونعمت زیادمی آید

این داستان به زمان ظهورمهدی ع نیزاشاره داردکه مردم دچارهفت سختی می شوندوبعدآن امام مهدی ع قیام می نماید

ادامه دارد... 



تاریخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 | 09:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت دوازدهم شرح آیات داستان یوسف ع

 وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳

و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر مى ‏كنید در باره خواب من به من نظر دهید (۴۳)

قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ ﴿۴۴

گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم (۴۴)

وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ ﴿۴۵

و آن كس از آن دو [زندانى] كه نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم (۴۵)

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۴۶

اى یوسف اى مرد راستگوى در باره [این خواب كه] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان [تعبیرش را] بدانند (۴۶)

داستان فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف – جوانی وزندان

1.پادشاه مصر خوابی می بیند

2.عدم توانایی تعبیرکردن سران قوم پادشاه مصرخواب اورا

3.گفتن سران قوم پادشاه به او که خوابش ازجمله خوابهای پریشان است

4.یادآوردن جوان مشرک رهاشده اززندان یوسف رابعدازمدتی

5.رفتن جوان مشرک به دیدن یوسف درزندان برای تعبیرکردن خواب پادشاه

6.پرسیدن جوان مشرک تعبیرخواب پادشاه مصرراازیوسف

7.ارسال کردن مشرکان پیک یا نقش قلم خودرا برای برداشت اززوج کلمه ی برتر

وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرَى

ملک : دارنده ی صاحب کلمه ی مشرکان ،پادشاه مصر

یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ

ملاء :کلمه ی مشرکان

قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ

قالوا: کلمات مشرکان

نکته : مشرکان باعلمی که دارنددرزوج کلمه ی برتروقتی می نگرندمی فهمندکه به قحطی کلمه دچارخواهندشدازآنجایی که نمی خواهندبه راه راست بروندودچارقحطی نشوندچاره کارخودرادراین می بینندکه درزوج کلمه ی برتررفته وبانقصان انداختن درآن کمبودخودراجبران کنندوچون درست نمی دانندچکارکنندمکرآنهابه خودشان برگشته وخدابرآنهاعذاب نازل می کند

وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ 

خواب پادشاه مصراین بودکه هفت گاولاغرهفت گاو چاق را می خورندهفت خوشه ی خشک هفت خوشه ی سبزرایعنی نظام مشرکان روبه قحطی است درحقیقت مشرکان کلمات خودرادیدندکه درآینده بی بارخواهدشد

وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ 

فاعل قال جوان مشرک ، کلمات مشرکان ویامشرکی که بدنیاآمده  وکلمه ی او که روی کارآمده است می باشد

اگرفاعل قال راجوان مشرک بگیریم آیه فوق اشاره داردبه اینکه جوان رهاشده اززندان به نزد یوسف ع به زندان می رود اگردرمعنای مجازی آن بگیریم  به ارسال کردن مشرکان پیک یا نقش قلم خودرا برای برداشت اززوج کلمه ی برتر

نکته :فردی ازمشرکان که بدنیاآمده بوددیدبرای رهایی ازقحطی خودشان بایدقلم بزندودرزوج کلمه ی برترنفوذکندتاکلماتشان را پرکندمشرکان به بهانه ی سوال برای دزدی ازکلمه ی برتردرزوج آن می روند

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ 

آیه فوق نشان می دهدکه صاحب کلمه ی مشرکان یاسرپرست آنهابه بهانه ی سوال یانظرخواهی  بالحن چاپلوسانه یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ درزوج کلمه ی برترواردشده است قرینه آیه أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ می باشددرحقیقت قیافه ی سرپرست یاصاحب کلمه راگرفته خودراجای صاحب کلمه جامی زند.تنهااولیای خدامی توانندیااجازه دارنددرزوج کلمه ی برترنفوذکنندمشرکان خودرایکی ازبستگان ولیی که قلم زده معرفی می کنندمثلابرادر، پدر، عموو...

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا

نکته : دراینجاموردخطاب مشرکان کلمه ی برتراست چون یوسف پیامبراست ودارای کلمه برترکلمه اش رابانام خودش می خوانند

سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ:

بقره :استعاره ازاسماء فعال خدا، نقش قلم اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

سبع بقره: هفت فلک ، هفت بارقلم اولیای خدا، یک بارقلم اولیای خدا، یک قرآن

گاولاغرهفت گاوچاق رامی خورند:گاولاغرنقش قلم کفارگاوچاق نقش قلم اولیای خدا

گاولاغروچاق نقش قلم کفاریاکلمات آنها

مامی توانیم گاوهای لاغروچاق راباتوجه به بسترکلام قرآن کلمات مشرکان هم بگیریم چون وقتی خودراازنقش قلم اولیای خداپرمی کننددرخودذخیره کرده (گاوچاق)وقتی نمی توانندازکلمه برتربرداشت کنندآن رامصرف کرده بی بارمی شوند (گاولاغر)

یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ:

ضمیر«هن » برمی گردد به گاوهای چاق

وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ:

هفت خوشه ی سبزوخشک رامی توان معادل معنای گاوها گرفت

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1399 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت یازدهم شرح آیات داستان یوسف ع

وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ﴿۴۲

و [یوسف] به آن كس از آن دو كه گمان میکرد خلاص مى ‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و[لى] شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)

داستان فوق به این موارداشاره دارد:

یوسف – جوانی وزندان

1.رهایی یکی ازدوجوان اززندان ویادآوری یوسف به او که ازاوبه آقایش بگویدتااورااززندان برهاند

2.فراموش کردن جوان وماندن چندسالی یوسف درزندان

3.بدنیاآمدن کلمه ای ازمشرکان وفردی ازمشرکان

4.ازیادبردن مشرکان خداراوزندانی شدن زوج کلمه ی برترتوسط آنهاتاقیامت وآخرت

وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا

قال : یوسف گفت ، کلمه ی برترگفت ، زوج کلمه ی برترگفت

فاعل ظن جوان مشرک ، کلمه ی مشرکان و مشرک دارای کلمه می باشد

ضمیر«هو »درظن نمی تواندارجاع آن به یوسف یاکلمه ی برترباشدباتوجه به اینکه آیه قبل یوسف امررادرموردآن دو تحقق یافته دیدازطرفی خبرپیامبران قطعی ویقینی است .مشرکان به اخبارکلمه ی برتربادیده ی تردیدمی نگرند

ضمیر«ه » درانه برمی گرددبه یکی ازآن دوجوان مشرک

عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ 

رب : صاحب کلمه یامشرک اهل قلم ، کلمات مشرکان ، پادشاه وقت

نکته : درحقیقت رب فردمشرک همان شیطان است  قرآن می خواهدبگویدفردمشرک اهل یادخداوندنبود   

بضع : قسمتی ازشب ، عددبین3تا 9،3تا5،1تا4،4تا9یا7

منظورقرآن ازآیه فوق این است که وقتی کلمه ای ازکفاربارگرفت قرآن هشداردادکه بایدکلمه ی یوسف باردارشودنبایدبیش ازحدبرداشت کنندیاجلوی بارگرفتن یوسف رابگیرندتابه قحطی ومرگ ومیرنیفتندامارعایت نکردند

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1399 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم