میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
وقتی که تو می آیی
آسمان شب تیره وتاربودکه ترادیدم منورزدی؛ گلوله های نورانی تمام آسمان راپوشانیدیارب چه پیامی دارد؟ آرام درگوشم گفتی: معجزه ای درراه است یادم هست چندوقت قبل پدرم که سالهادربسترخوابیده بودوتوانایی نشستن راهم ازدست داده خودناگهان بلندشدونشست من ازتومعجزه ها دیدم کودکی هایم مملوازباورهای یقینی است دیدم منورزدی وگفتی معجزه ای درراه هست ومن حیرانم ...
یااباعبدالله الحسین
بیاددارم وقتی سختی هایم به محرم رسیده است گشایش های فراوانی درکارم رخ داده است.

 یاحسین ع کاش درکربلا بودم کاش درآن وقت پیش تو بودم

 کاش پدرم حسین ع تنها نبودکاش خانواده اش تنهانبودندکاش من بودم 



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1398 | 05:21 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وقتی که ترافیک می شودچشم های ترا کم دارم بوق ماشینهامراسردرگم می کندپس توکی برای من دست تکان میدهی تابالبخندت راه بازشود

میثاق پیامبران  درقرآن قسمت دوم : هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید

واذاخذالله میثاق النبیین لماآتیتکم من کتاب وحکمه ثم جاء کم رسول مصدق لمامعکم لتومنن به ولتنصرنه قال ء اقررتم واخذتم علی ذلکم اصری قالوااقررناقال فاشهدواوانامعکم من الشاهدین فمن تولی بعدذلک فاولئک هم الفاسقون افغیردین الله یبغون وله اسلم من فی السموات والارض طوعاوکرها والیه یرجعون .قل آمنابالله وماانزل علیناوماانزل علی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط ومااوتی موسی وعیسی والنبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون.ومن یبتغ غیرالاسلام دینافلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین . آل عمران 80

ویادکن هنگامی راکه خداوندازپیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب وحکمتی دادم سپس شمارافرستاده ای آمدکه آنچه راباشماست تصدیق کردالبته به او ایمان بیاوریدوحتمایاریش کنیدفرمودآیااقرارکردیدودراین باره پیمانم راپذیرفتید؟گفتندآری اقرارکردیم  فرمودپس گواه باشیدومن باشماازگواهانم .پس کسانی که بعدازاین روی برتابندآنان خودنافرمانانند. آیاجزدین خدارامی جویندباانکه هرکه درآسمانهاوزمین است خواه وناخواه سربه فرمان اونهاده است وبه سوی اوبازگردانیده می شوند.بگوبه خداوآنچه برمانازل شده وانچه برابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط نازل گردیده وآنچه به موسی وعیسی وانبیای دیگرازجانب پروردگارشان داده شده گرویدیم میان هیچ یک ازآنان فرق نمی گذاریم ومااورافرمانبرداریم  وهرکه جزاسلام دینی جویدهرگزازوی پذیرفته نشودووی درآخرت اززیانکاران است .

واذاخذالله میثاق النبیین لماآتیتکم من کتاب وحکمه ثم جاء کم رسول مصدق لمامعکم لتومنن به ولتنصرنه

منظورازنبی ورسول چه کسی یاکسانی هستند؟

جواب : 1.حضرت محمدص 2.پیامبران 3. کلمه برتر

منظورازکتاب دراین آیه چیست ؟ چراقرآن واژه «من کتاب» راآورده است ؟

کتاب اسم برترخدایاقرآن وراه کارکردن باآن می باشد؛همه ی پیامبران دارای کلمه برترندوکارکردن باقرآن یاکلمه برتررا می دانندآیه لماآتیتکم من کتاب وحکمه ثم جاء کم رسول مصدق لمامعکم این مفهوم راتبیین می نماید. خدادرموقع خلقت پیامبران قرآن وطریقه کارکردن باآن یارازکارکردن با اسم اعظم خودرابه ودیعه درآنهاقراردادبواقع آنهابطورفطری بافطرت پاک اززمان تولدآن رامی دانندو صاحب کتاب یاعلمند

قرآن گشوده شدن واجرای کلمه برترخدابرزوج خودیاشجره طیبه می باشد این قرآن مجلددرحقیقت تفصیل کلمه برتر به زبان حضرت محمدص است

وماکان هذاالقرآن ان یفتری من دون الله ولکن تصدیق الذی بین یدیه وتفصیل الکتاب لاریب فیه من رب العالمین .سوره یونس آیه 38

بطورکلی اسمهای خداوندیاکتاب دونوع است :

1.اسمهایی که درنزدمشرکان است وباکلمه ی برترنورمی گیرد

2. کلمات پیامبران پاکندو خوددارای نورنداسم اعظم خدادرنزداولیای خدایک اسم است هرپیامبربانام خودآن اسم رادردست دارد

من در«من کتاب » به معنای بعض وقسمتی ازکتاب می باشدکه اسم اعظم خدا یا کلمه برتر وفرشته های آن ( قرآن) است درنزداولیائش

وبعض دیگرازکتاب همان شجره ملعونه درقرآن یااسمهای فعال خداست که بواسطه شجره طیبه نورمی گیرند

ببینیم این معنارادرآیه 60 سوره اسراء:

واذقلنالک ان ربک احاط بالناس وماجعلناالریاالتی اریناک الافتنه للناس والشجره الملعونه فی القرآن ونخوفهم فمایزیدهم الاطغیاناکبیرا.سوره اسراء آیه 60

منظورازحکمه دراین آیه « لماآتیتکم من کتاب وحکمه » چیست ؟

من کتاب : برخی ازاسمهاکه همان اهل یالشکراولیای خداهستندواسم اعظم خداراتشکیل می دهند

من حکمه : همان اسمها«من کتاب » که هرکدام دارای اندازه ی درست وبه معیارند

مخاطب وقائل درآیه فوق چه کسی یاکسانی می باشند چرا؟

کلمه «اذ» (بیادبیاور) ووجودضمیر«کم» وتغییرسبک سخن ازاخذالله (غایب ) به مخاطب (آتیتکم) موجب معانی بیشتردرآیه شده است ، بطوری که وقتی ضمیر«کم » درآتیتکم ،جاء کم ، معکم به «النبیین » و ضمیر«ه » درلتومنن ولتنصرنه به «رسول » برمی گردددارای سه قائل وسه مخاطب می گردد:

قائل : خدای یگانه ، کلمه برتر، پیامبریاپیامبران

مخاطب : کلمه برتر،پیامبریاپیامبران ، کلمه هرپیامبر

1.خدای یگانه وکلمه برتر(قائل ) ، کلمه برتروپیامبریاپیامبران (مخاطب)

مادراینجابادوخداروبروهستیم یکی ذات اقدس خداونددیگری کلمه الله یاکلمه برتر

این کلمه ازقول خدای یگانه به پیامبرمی گوید : ای پیامبربیادبیاوروقتی راکه خدای یگانه ازپیامبران (نبیین )پیمان گرفت

خداازطریق کلمه برترباپیامبران  سخن می گویدوآنهاراسرپرستی می کند

2.پیامبریاپیامبران (قائل) ، کلمه هرپیامبر(مخاطب)

حضرت محمدص به کلمه خودکه کلمه برتراست می گوید: ای پیامبر(کلمه الله )ازطرف من برویادآوری کن به زوج خودیاشجره طیبه  پیمان خداازپیامبران را .کلمه پیامبران همچون خودایشان پاک وبی نقص است پیامبران بواسطه کلمه خودابلاغ پیام می کنند به اهل خودبطورمستقیم وبه غیراهل خودغیرمستقیم جهت یادآوری و آموختن علم وحکمت

لفظ «ثم» دراینجا دونوع درنگ رامی رساند:

1.تاخیرزمانی

 به اینکه هرپیامبری که بعدازپیامبردیگربدنیامی آیدپیامبردیگررابایدتصدیق نماید

2.ترتیب ذهنی

چون  خدامی خواهدخانه های ذهن ماراتقسیم کندتاباآوردن معانی بیشتربتوانیم مطالب راازهم تفکیک کنیم باآوردن ثم هم تاخیرزمانی رامی رساندهم یادآورعهدنخستین (عهددرعدم) می شود

خداچه میثاقی ازپیامبران گرفته است  ؟

هرپیامبری ، پیامبردیگرراتصدیق کند

کلمه «اذ» وفعل ماضی «اخذ» این موضوع راتاکیدوتبیین می نماید که خداازحضرت محمدودیگرپیامبران درعدم وابتدای خلقت آنهاپیمان گرفته که آنچه راازکتاب وحکمت به شما(النبیین  ) دادم سپس شمارارسولی آمددرحالی که تصدیق کننده بودهرآنچه باشماست(النبیین) قطعا ایمان می آوریدبه او (رسول )و یاری می کنید اورا(رسول )؛

دراینجا کلمه «نبی » با«رسول »  فرقی  نداردزیرا:

1. درابتدای آیه قرآن رسول اکرم ص راجزو« نبیین » قرارداده تابه مابگویدکه فرقی بین رسول ونبی نیست

2. آنچه درنزد نبی هست نزد رسول هم هست: ثم جاء کم رسول مصدق لمامعکم

3.تصدیق ویاری دوطرفه است

 ازیک طرف رسول تصدیق می کندآنچه درنزدنبی است وازطرف دیگرهرگاه رسول کتاب وحکمت نبی راتصدیق کردنبی به رسول ایمان می آوردواورایاری می کند

درتمام دوران بااینکه هرپیامبرآَشکاریاپنهانی (اولیای خدا) خوددارای کتاب بود کتاب پیامبردیگر رانیزتصدیق می کرد می دانیم هرسخن پیامبران یانوع کلمه آنهاقرآن است اما به دلیل احتیاجات هرعصرخداپیامبری رابه رسالت مبعوث می کرد باکتابی  معین ومعلوم تاهم قسمتی ازکلمه رادرزمان خوداجرانمایدهم دلیل رسالتش باشد وهم راهنمای آشکاری برای مردم ؛ مثلا داوودع بازبور، موسی ع باتورات وحضرت عیسی ع باانجیل و حضرت محمدص باقرآن و ...

حضرت عیسی ع دارای انجیل بوداماحضرت یحیی بااینکه خوددارای کتاب بود انجیل راتبلیغ می کردیاوقتی حضرت عیسی ع ظهورنمایدبااینکه خوددارای کتاب انجیل است قرآن راتبلیغ می کند آیه « مصدق لمامعکم لتومنن به ولتنصرنه» این معنارانیزتاکیدوتبیین می نماید

ونیز:سوره مائده آیه 46

قال ء اقررتم واخذتم علی ذلکم اصری قالوااقررناقال فاشهدواوانامنکم من الشاهدین

اصر:پیمان وعهد، بار

فاعل فعل قال چه کسی می باشد؟

1.خدای یگانه زیرااودراصل ازپیامبران پیمان گرفته (درزمان خلقت)

2.کلمه الله زیراخدامستقیم باپیامبران سخن نمی گوید

3.پیامبران به کلمه برترامرمی کنندکه ای پیامبر(فرشته) بروبه نظام یادآورشوبنابراین فاعل قال می تواندپیامبر(پیامبران )باشد

قالوااقررنا

فاعل فعل قالواچه کسانی هستند؟

1.ضمیرفاعلی «واو» درقالوابرمی گرددبه پیامبران (النبیین)

2.ضمیرفاعلی «واو» درقالوابرمی گرددبه پیامبران (فرشته ها)

قال فاشهدواوانامعکم من الشاهدین

فاعل فعل قال «الله »وکلمه او یعنی کلمه برترمی باشد

قال : گفت خدا، گفت کلمه الله

 ضمیرفاعلی «واو» درفاشهدوابرمی گرددبه فرشته ها وپیامبران

فاشهدوا وانامعکم من الشاهدین:  پس شاهدباشیدومن هم باشماازبرخی شاهدانم

دراینجاقرآن  باآوردن «من الشاهدین » ضمن اینکه خدارابعنوان شاهددرکناراولیائش آورده حضوردیگران رانیزنفی کرده است یعنی غیراو واولیائش کس دیگری نبوده است

فمن تولی بعدذلک فاولئک هم الفاسقون افغیردین الله یبغون وله اسلم من فی السموات والارض طوعاوکرها والیه یُرجعون .

ذلک : اشاره داردبه میثاق

مدعیان نبوت راچگونه می توان شناخت ؟

درآیات فوق شرط قبول نبوت ازطرف هرکسی که مدعی نبوت شودرابیان نموده است قرآن می فرماید:هرکس آن عهدراقبول نکندوازآن روی بگرداندپس شمابدانیداوپیامبرنیست بلکه فاسق ومدعی  است .

قل آمنابالله وماانزل علیناوماانزل علی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط ومااوتی موسی وعیسی والنبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون.

فاعل قال چه کسی است ؟ یادآوری برای چه کسانی است ؟

1.پیامبربه کلمه خودجهت یادآوری به زوج کلمه خودیاشجره طیبه

2.کلمه برتربه شجره طیبه زیرااین شجره به فطرتندواهل ذکریاقرآنند

ادامه دارد...

غم فراق

پدرم کناردرپریشان وغمگین نشسته بود درهمین موقع ترادیدم بالبخندی برلب و کتابی قطوروکهنه دردست کنارپدرم ایستاده بودی  گویا می خواستی بیایی هنوزمنتظرم فکرنکنم زمان زیادی درفراقت بمانم خدایا سختی های ماراهرچه زودترباآمدنش به پایان ببر!



تاریخ : سه شنبه 5 شهریور 1398 | 07:36 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

غم فراق

پدرم کناردرپریشان وغمگین نشسته بود درهمین موقع ترادیدم بالبخندی برلب و کتابی قطوروکهنه دردست کنارپدرم ایستاده بودی  گویا می خواستی بیایی هنوزمنتظرم فکرنکنم زمان زیادی درفراقت بمانم خدایا سختی های ماراهرچه زودترباآمدنش به پایان ببر!

واماغدیر

آیه ی ولایت امام علی ع درقرآن

الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینافمن اضطرفی مخمصه غیرمتجانف لاثم فان الله غفوررحیم . سوره مائده آیه 3

ببینیم غدیررادرسیب پرتابی استادفتوحی درشعرتبعیدایشان:

...سرانجامدرساحل آبگیری خشک

درصحرایی تشنه

عمارت دریایی ازکلام

به اتمام رسید

دریایی درآسمان

که هیچکس نمی تواند

ازآن جرعه ای بنوشد

بیچاره پسران خاک

تشنه میان دریای کلام

روزقبل ازعیدغدیرعازم گرگان شدم برای دیدن خانواده ام تازه برگشتم نرسیدم جهت تبریک عیدبه دوست داران خاندان پیامبرص ؛ به زودی بروز می کنم باموضوع میثاق پیامبران قسمت دوم : هرپیامبری پیامبردیگررابایدتصدیق نماید

واذاخذالله میثاق النبیین لماآتیتکم من کتاب وحکمه ثم جاء کم رسول مصدق لمامعکم لتومنن به ولتنصرنه قال ء اقررتم واخذتم علی ذلکم اصری قالوااقررناقال فاشهدواوانامعکم من الشاهدین فمن تولی بعدذلک فاولئک هم الفاسقون افغیردین الله یبغون وله اسلم من فی السموات والارض طوعاوکرها والیه یرجعون .قل آمنابالله وماانزل علیناوماانزل علی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط ومااوتی موسی وعیسی والنبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون.ومن یبتغ غیرالاسلام دینافلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین . آل عمران 80

ویادکن هنگامی راکه خداوندازپیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب وحکمتی دادم سپس شمارافرستاده ای آمدکه آنچه راباشماست تصدیق کردالبته به او ایمان بیاوریدوحتمایاریش کنیدفرمودآیااقرارکردیدودراین باره پیمانم راپذیرفتید؟گفتندآری اقرارکردیم  فرمودپس گواه باشیدومن باشماازگواهانم .پس کسانی که بعدازاین روی برتابندآنان خودنافرمانانند. آیاجزدین خدارامی جویندباانکه هرکه درآسمانهاوزمین است خواه وناخواه سربه فرمان اونهاده است وبه سوی اوبازگردانیده می شوند.بگوبه خداوآنچه برمانازل شده وانچه برابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط نازل گردیده وآنچه به موسی وعیسی وانبیای دیگرازجانب پروردگارشان داده شده گرویدیم میان هیچ یک ازآنان فرق نمی گذاریم ومااورافرمانبرداریم  وهرکه جزاسلام دینی جویدهرگزازوی پذیرفته نشودووی درآخرت اززیانکاران است .

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 2 شهریور 1398 | 10:25 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

عیدقربان

وقتی ازشجره ی طیبه هستی وقتی یاراولیای خدایی پس بخوان سوره ی «والعصر» راوبدان سختی تو باصبرنیکو به پایان خواهدرسید

وقتی ابراهیم به هاجرگفت : تووطفل کوچکت بایدبه سرزمین مکه مهاجرت کنیدهاجردانست چه سختی هاپیش رو دارد ، به ابراهیم نه  نگفت . قصه ها ساختندکه ساره همسرابراهیم ازاو خواسته که هاجررابه سرزمین دیگری ببردچطورممکن است زنی که ازاولیای خداست پدرش پیغمبراست نسل اندرنسل او ازپیامبراننددچارهوای نفس شده باشدوبخواهد به زنی وطفلی ظلم کندواوراتنهابه جای بدآب وهوایی چون مکه بفرستد هم هاجرمی دانست که قراراست او مکه رامحل عبادت مومنان بسازدهم ساره ؛پس یکی ماندن راپذیرفت یکی مهاجرت را. وقتی ازخانواده ی پیامبری بایدسختی های دنیا رابپذیری تاروزی بیایدکه همگان ببینندعزت مومنان را

دوست داشتم درموردعیدقربان ومراسم حج اززبان قرآن بنویسم امابه علت مشغله ی زندگی نشدانشاء الله درهرفرصتی که بدست بیایدبه آن خواهم پرداخت

4.5. پیچاندن زبان قرآن یاتفسیربه رای 

درمبحث میثاق پیامبران ، 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان (فرشته ها وپیامبران ) به آن خواهم پرداخت 

میثاق پیامبران

1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

2.هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید

 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان :فرشته ها وپیامبران

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلااولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهیناوالذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابامن السماء فقدسالواموسی اکبرمن ذلک فقالواارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعدماجاء تهم البینات فعفوناعن ذلک وآتیناموسی سلطانامبیناورفعنافوقهم الطوربمیثاقهم وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظافبمانقضهم میثاقهم وکفرهم بایات الله وقتلهم الانبیابغیرحق وقولهم قلوبناغلف بل طبع الله علیهابکفرهم فلایومنؤن الاقلیلا . سوره نساء آیه 149

میثاق پیامبران

1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

وآتیناموسی سلطانامبیناورفعنافوقهم الطوربمیثاقهم

سلطانامبینا:  کلمه برترکه دارای نیرو وروشنگری است

وآتیناموسی سلطانامبینا: به موسی کلمه ی برتررادادیم

الطوراستعاره ازکلمه برتر؛ خدادرقرآن به کلمه برترکوه نیزمی گوید

ورفعنافوقهم الطور

ضمیر«هم » درفوقهم برمی گرددبه کفاردرآیه « ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله و...» سوره نساء آیه 150

ورفعنا ( بالابردیم)  یعنی صاحب رشدگردانیدیم

ورفعنافوقهم  الطور:کلمه برترراازدسترس کفاردورنگه داشتیم

ورفعنافوقهم الطور بمیثقاقهم

ضمیر«هم » درمیثاقهم برمی گرددبه آمنوا درآیه : والذین آمنوابالله ورسله ولم تفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یؤتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما. سوره نساء آیه 152

یعنی کلمه برترراازدسترس کفاردورکردیم باپیمان استواری که ازپیامبران گرفتیم

 میثاق چه بود؟

ابتداقرآن میثاق راذکرمی نمایدبعدآن راتوضیح می دهد:

وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظا

 باب : درزوج کلمه برترواردشدن یاداخل شدن

باب استعاره اززوج کلمه برتراست یانقش قلم اولیای خدا؛ قرینه ی آن « سلطانامبینا» درآیه «آتیناموسی سلطانامبینا» و«الطور»درآیه ورفعنافوقهم الطور می باشد

باتوجه به برگشت ضمیر«هم » در«لهم» آیه دارای دومخاطب می گردد:

1.مومنان (اولیای خدا)

درزوج کلمه برترواردشویدسجده کنان یاازدراطاعت واردآن شویدبعبارتی مطیع امرخدا باشیدودرشنبه تجاوز(عصیان)نکنید

2.کفار

درزوج کلمه برترواردشویدسجده کنان یاازدراطاعت واردآن شویدبعبارتی مطیع امرخداوپیامبرش (ابتدای آیه آتیناموسی سلطانامبیناراآورده)باشیدودرشنبه تجاوز(عصیان )نکنید

تجاوزنکردن درشنبه به چه معناست ؟

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان پدیدارگشته ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود. شرح بیشترآن درمبحث میثاق پیامبران ، 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان خواهدآمد

واخذنامنهم  میثاقاغلیظا

ضمیر«هم » درمنهم برمی گرددبه مؤمنان یااولیای خدازیرامی فرماید:ازبرخی ازایشان پیمان استواری گرفتیم ببینیم این معنارادرآیه 7 سوره احزاب :

واذاخذنامن النبین میثاقهم ومنک ومن نوح وابراهیم وموسی وعیسی ابن مریم واخذنامنهم میثاقاغلیظا. وهنگامی راکه ازپیامبران گرفتیم وازتو وازنوح وابراهیم وموسی وعیسی پسرمریم وازآنان پیمانی استوارگرفتیم

ادامه ی آیه ، مومنان را ازکافران جدامی نماید:

فبمانقضهم میثاقهم وکفرهم بایات الله وقلتهم الانبیابغیرحق وقولهم قلوبناغلف بل طبع الله علیهابکفرهم فلایومنؤن الاقلیلا

«ف» درفبما نقضهم فای ترتیب ذهنی است برای توضیح  پیمان  شکنی وعاقبت آن

ضمیر«هم» درآیه ی فوق برمی گرددبه کفار

علت پیمان شکنی کفارچه بود؟

1.وکفرهم بایات الله

به آیات خداوندایمان نداشتند

2.وقتلهم الانبیا بغیرالحق

به ناحق انبیای الهی رامی کشتندوفرشته های آنهارانابودمی کردند(ازبین بردن فرشته ها باپوشش دادن نقش قلم اولیای خدا)

3.خودمی گفتند قلبهای ما درغلاف یاپوشش است

فبمانقضهم میثاقهم ... بل طبع الله علیهابکفرهم

ضمیر«ها» درعلیهابرمی گردد به «قلوبنا»

بنابراین خدا بخاطرکفرشان بردلهای آنهامهرکفرنهاد یعنی ازگروه مومنان آنهاراجداکرددرحقیقت خداازاول می دانست آنان پیمان شکنندکه «طور» راازدسترس آنهادورنگه داشت

فلایومنؤن الاقلیلا 

«ف » درفلایؤمنون فای ترتیب ذهنی است تاما بتوانیم جداجدامطلب رابفهمیم

چون درآیه « وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظا» ضمیر«هم »در«لهم » ارجاع آن به اولیای خداوکفاراست ، خدادرآخرآیه ایمان آورندگان راتعداداندک معرفی کرده است که همان اولیای خداوشجره ی آنهامی باشندصاحبان عهداستوار

2.1. پاک بودن خودآنها

گفته شد درشرح شعر«جغرافیای شعور» قسمت ششم که خداکلمه برتریعنی کلمه ی اولیای خودراپاک آفرید(خودباکلمه شان یکی هستند)وآن راازهرگونه بارآتش حفظ کرد:

رب السموات والارض ومابینهماورب المشارق انازیناالسماء الدنیابزینه الکواکب وحفظامن کل شیطان مارد.لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 7

قرآن بافعل یسمعون » ورودهرکسی را-«کواکب » و«کل شیطان مارد» - به کلمه برتر(ملاء اعلی )نفی مطلق نموده است زیرا بلافاصله بعدآن آیه «یقذفون من کل جانب دحوراولهم عذاب واصب» راآورده وبعدآن «الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب » .قرآن بااینگونه سخنوری می خواهد به مابفهماندکه درزوج کلمه برتر  برای لحظه ای شیطان می تواندواردشوداما سوزانده شده وقدرت تسخیرنداردبنابراین دو«سد» برمشرکان قراردارد: سد، شیاریاحفاظ خودکلمه برتروسدیاحفاظ زوج کلمه برتر

فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون

ضمیر«هم » درفاستفتهم برمی گرددبه کل شیطان ماردیاکفار؛ شدت خلقت کلمه اولیای خدابیانگرحصاریاحفاظ کلمه ی آنهاست

میثاق اولیای خدادرحقیقت پاک بودن خودوکلمه ی آنهاست این میثاق درزمان خلقت آنهابدست خداصورت گرفت  ببینیم این معنارادر شعر«ظرف پرسش » دکترمحمودفتوحی که با زبان من اولیایی می فرمایند:

گوش ها رابه خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم / چشم ها رامچاله کردیم / که گرفتارشعبده ی تماشانباشیم / دماغ هارابه سرب مذاب بستیم / که شیفته بویی نشویم / واین عهدمابود...

گوش ها را به خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم ؛ یادآورآیه 10 سوره کهف می باشد قرآن دروصف اولیای خدا می فرماید :فضربناعلی اذانهم فی الکهف .ما درغاربه گوشهایشان زدیم

گوش که محل ورودخبراست دراولیای خدابسته است یعنی راه ارتباط آنها بااین نظام دراولیای خدابسته است به اصطلاح آنها درنظامی دیگرنددراین نظام زندگی می کننداماازاین نظام تغذیه نمی شوند ؛ شناخت نمی گیرند بعبارتی می شنوندامادرست می شنونددچاروسوسه نمی شوندشناختهای آنها وسیستم فکری آنهاازعالمی دیگرمی رسد

قرآن درباره ی عصمت حضرت مریم هم همین مضمون رامتذکرمی شود:

ومریم ابنت عمران التی احصنت فرجهافنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربهاوکتبه وکانت من  القانتین. تحریم 12

احصنت فرجهافنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربها :

«ها » درفرجهابرمی گردد به مریم یاکلمه مریم (اولیای خداخودکلمه اند )

«ه» درنفخنافیه برمی گرددبه «فرج » 

احصنت فرجهاهم به پاکدامنی وهم به پاکی (ولی بودن ) مریم ع اشاره دارد:

1.حضرت مریم راه ارتباط بادنیاراحفظ کردیاخودنگهداربود

2.دروقتی خداحضرت مریم راخلق می کردراه منفذ او به نظام مشرکان را بست ؛ دورش دیوارکشید ؛حصارگرفت چون مریم کلمه ای پاک بود.

ادامه آیه فنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربهاوکتبه وکانت من  القانتین این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1398 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زبان درقرآن قسمت دهم – تحدی درقرآن

1.5.سبک سخن درقرآن

1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

ادامه مبحث قبل

تحدی درقرآن

1.یک سوره ازهمین قرآن راملاک تحدی قرارمی دهد

وماکان هذاالقرآن ان یفتری من دون الله ولکن تصدیق الذی بین یدیه وتفصیل الکتاب لاریب فیه من رب العالمین . ام یقولون افتراه قل فاتوابسوره مثله وادعوامن استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین .بل کذبوابمالم یحیطوابعلمه ولمایاتهم تاویله کذلک کذب الذین من قبلهم فانظرکیف کان عاقبه الظالمین . یونس 38

قرآن مجلدتفصیل همان کتاب خدا(کلمه برتر)به زبان پیامبراست وتصدیق کننده ی آن

2. یکبارقلم زدن راباکلمه برترملاک تحدی قرارمی دهد

وان کنتم فی ریب ممانزل علی عبدنافاتوابسوره من مثله وادعواشهداء کم من دون الله ان کنتم صادقین  بقره 23

3.ده سوره ازهمین قرآن راملاک تحدی قرارمی دهد

ام یقولون افتراه قل فاتوابعشرسورمثله مفتریات وادعوامن استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین فالم یستجیبوالکم فاعلموا انماانزل بعلم الله وان لااله الاهوفهل انتم مسلمون .سوره هودآیه 13

4.یک سخن که می تواندیک آیه کامل باشد

ام یقولون تقوله بل لایومنؤن فلیاتوابحدیث مثله ان کانواصادقین . سوره طورآیه 33

دراینجا سبک سخن مراداست

چراخدادریکجایک سوره یا حدیث راملاک تحدی قرارمی دهدودرجای دیگرده سوره ازقرآن را؟

وقتی روی سخن قرآن  با عموم مردم مسلمان است از آنان می خواهدکه ازکفاربخواهند ده سوره مثل قرآن رااگرمی توانندبیاورندزیرامردم مسلمان دراصل  ازروی فطرت قرآن راقبول می کننداماچون زبان قرآن عربی است ودرآن همه گونه سخن است برای اثبات ادعای خودلازم است ده سوره مثل قرآن رابیاورندتانسبت بادانایی همه مردم باشد:

ام یقولون افتراه قل فاتوابعشرسورمثله مفتریات : اگرکفارمی گوینداین قرآن دروغ است بگوپس ده سوره مثل این بیاورید

فالم یستجیبوالکم فاعلموا انماانزل بعلم الله وان لااله الاهوفهل انتم مسلمون: ای مردم مسلمان اگرشمارااجابت  نکردندپس بدانیدقرآن  ازجانب خداست

وقتی که روی سخن خداباکفاراهل قلم  باشدملاک تحدی رایک سخن کامل ، یک سوره (هرکدام ازسوره ها که باشد) ویا یک بار قلم اولیای خودقرارمی دهدزیرامی خواهدعلم خودرابه آنهانشان دهد:

ام یقولون افتراه قل فاتوابسوره مثله وادعوامن استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین .بل کذبوابمالم یحیطوابعلمه ولمایاتهم تاویله کذلک کذب الذین من قبلهم فانظرکیف کان عاقبه الظالمین .

ببینیم نظراستاد رادرموردسبک سخن درقرآن:

«پس ازنزول آیاتی ازقرآن درباره ی شعروشاعری درصدراسلام ، تامدت زمانی بازارشعروشاعری ازرونق افتادومسلمانان چندان رغبتی به شعرنشان نمی دادندوبدان بادیده ی تردیدمی نگریستند. پیش ازاسلام نیزافلاطون فیلسوف یونانی درآرمانشهرخودبرای شعرجایگاهی قائل نشده بلکه شاعران راازآرمانشهرذهنی خویش بیرون رانده بودبااین همه شعرهمزادبشراست وتخیل وهنربه جهت ایجادتعادل وجبران کاستی های روحی بشرازآغازنقشی عمده درزندگی آدمی برعهده داشته است وآدمی ازتخیل وهنرجدایی ناپذیراست

مسلمین تلاش فراوانی به کاربستندتاجایگاه شعروشاعری رادرجامعه ی دینی تبیین کنند.ازسویی قرآن که نمونه اعلای سخن بودوازحیث ماده وصورت باشعریکی می نمود، شاعران ودنباله روان ایشان راگمراه خوانده وپیامبرراازتهمت شاعری مبرادانسته وشعریت راازخودنفی کرده بودوازسوی دیگرنیازذاتی وشوق  درونی ، مسلمین رابه سرودن شعروبیان مکنونات ضمیروامی داشت .ادیبان ومنتقدان مسلمان ناگزیربودندمیان نص قرآنی ونیاز ذاتی انسان انس والفتی برقرارسازند.گرچه قرآن نیزبه کلی شعررانفی نکرده وشاعران /مؤمن وصالح رااستثناء کرده است ...» .دکترمحمود فتوحی، نقدخیال (نقدادبی درسبک هندی )،صفحات 90 و91

2.1.5.نبودن هیچ کجی درقرآن  

ولقدضربناللناس فی هذاالقرآن من کل مثل لعلهم یتذکرون . قرآنهاعربیاغیرذی عوج لعلهم یتقون . زمر28

ونیز: سوره کهف آیه 1(الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب ولم یجعل له عوجا.)

3.1.5.کامل وجامع بودن قرآن

فروگذارنکردن هیچ چیزی درقرآن:

ومامن دابه فی الارض ولاطائریطیربجناحیه الاامم امثالکم مافرطنا فی الکتاب من شیء ثم الی ربهم یحشرون. انعام 38

2.5. پیامبرامی است

هوالذی بعث فی الامیین رسولامنهم یتلواعلیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوامن قبل لفی ضلال مبین . وآخرین منهم لمایلحقوابهم وهوالعزیزالحکیم . جمعه 2

منظورازامی درآیه فوق به معنی بی سوادیادرس نخوانده نیست بلکه ازکسی نیاموخته وخوددانسته است زیراچگونه ممکن است کسی کتاب وحکمت نداندولی بتواندبه دیگران یادبدهد

ونیز: سوره اعراف آیه 157

3.5.آسان شدن قرآن به زبان پیامبران

ان الذین آمنوا وعملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودافانمایسرناه بلسانک لتبشربه المتقین وتنذربه قومالدا.مریم97

کسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته کرده اندبه زودی رحمان برای آنها محبتی قرارمیدهددرحقیقت مااین رابرزبان توآسان ساختیم تاپرهیزگاران رابدان نویددهی ومردم ستیزه جورابدان بیم دهی 

ونیز: سوره دخان آیه 58

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1398 | 05:21 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم