فاستقم کماامرت ومن تاب معک 

شرح داستان ذوالقرنین راتمام کردم دارم شرح داستان یوسف ع رامی نویسم البته یکباربدقت تمام داستان راخواندم درفیش هاشرح مختصری نوشتم الان دارم آیه به آیه شرح مفصل آن را می نویسم رسیدم به آیه 46 آن قسمت ازداستان که حضرت یوسف ع تعبیرخواب پادشاه مصررامی گوید:

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۴۶

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ﴿۴۷

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸

من که کمرم خم شد زیربارمشکلات ای پدرمهربانم پس کی غلبت الروم می آیدروزشادی مومنان

ادامه شرح شعر«پیشانی »:

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

پیش ازسپیده : پیش ازطلوع آفتاب ، پیش ازشکافته شدن قلم

رجوع شودبه شرح شعر«یک هفته عاشقی » استاد

بام : بام خانه ، استعاره ازمحراب جای ووقت قلم زدن

درداستان عزیزپیامبر خدااسم فعال خودرابه خانه ای مثال زده بودکه دارای سقف وستون است سوره بقره آیه 259

خورشیددومی طلوع کند: قلم نو شود، یاخورشیدقلم اولیای خداتنهابرجهان حکمفرماشود

قرآن اغلب خورشیدرااستعاره ازنقش قلم اولیای خدامی گیردوگاهی درمعنای نقش قلم کفار(سوره نمل آیه 24)  بنابراین معنای شعربالامی شود: من هرلحظه یاهرروزمنتظرمی شوم قلم نو شودیابرسم به خورشیدقلم اولیای خدایعنی جهان آخرت

واشرقت الارض بنورربهاووضع الکتاب وجاء بالنبیین والشهداء وقضی بینهم بالحق وهم لایظلمون  (سوره زمرآیه 68)

ادامه ی داستان طالوت ع

گفته شدپیامبربنی اسرائیل به آنهادرموردطالوت ع فرمود:

قال :

1.ان الله اصطفاه علیکم

2.وزاده بسطه فی العلم

3.والجسم

4. والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

وخداملکش را که همان کلمه ی برترش می باشد صاحب قدرت برتراست- به هرکس بخواهدمی دهد

آیات فوق این معانی رامتذکرمی شود:

1.طالوت پیامبرجزوثروتمندان قوم بنی اسرائیل (صاحب کلمه ی برتربودوازلحاظ جسم نیزفردی قدرتمند)بودوهمیشه درحال مبارزه ی پنهان باکفار

2.طالوت پیامبربعدازدوره ای بعنوان حاکم وقت ازطرف خدامأموراجرای قانون خدابصورت آشکارشده است

3.آن نبی که  باقوم بنی اسرائیل سخن می گویدطالوت هم می تواندباشد

4.باتوجه به ادامه داستان این حضرت داووداست که درموردپادشاهی طالوت ع باقوم بنی اسرائیل سخن می گوید

5.قرآن بطورضمنی حکومت محمدص رایادآورمی شود

نتیجه :دراصل پیامبران واولیای خداصاحب ملک دنیایندوبرکل جهان هستی تسلط ونظارت تمام دارندآنان گاهی بطورآشکارهم حکمرانی می کنندمانندامیربودن امام علی ع دربرهه ای اززمان ، عزیزبودن یوسف ، رهبری امام خمینی ع درعصرحاضر،حکومت صالحین علیهم السلام قبل ازقیامت (امام مهدی ودیگراولیای غایب ). دراینجا طالوت هم پیامبرپنهان بودهم حکمران وقت

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم

تابوت : صندوق ازچوب وغیره

سکینه :آرامش وآهستگی ، بادتیزرو

نکته : پیامبرقوم بنی اسرائیل نشانه ی پادشاهی طالوت راتابوتی دانست که درآن آرامش وآسایشی بودکه ازجانب پروردگاربود

منظورازتابوت چیست ؟ چراقرآن به آن تابوت گفته است ؟

تابوت درلغت یعنی صندوقی که ازچوب یامواددیگربسازند.خدا به زمین گهواره نیز می گویدکه محل آرامش وسکون است والارض مهادا... زمین راچون گهواره  ای می داندکه انسان درآن آرام می گیردقرآن به زوج کلمه ی برترزمین هم می گویدپس گهواره همان زمین است که انسان درآن سکونت نموده وآرام می گیردصندوق هم همان معنارابیادمی آوردزیرامحفظه ای است که ظرفیت قرارگرفتن اجسام درآن تعبیه شده است ازآنجایی که این صندوق هم حرکت داردوهم آرام بخش است پس تقریبا همان معنارامتذکرمی شودبخاطراین که این وسیله درپوشش کلمه  مشرکان قرارمی گیردخدابه آن تابوت گفته درحقیقت این تابوت همان نقش وپیکری است که اولیای خدامی زنندوباعث ارامش دلهای مومنان واصلاح جامعه می شوداین معناراادامه آیه تاکیدوتبیین می نماید

حال ببینیم این معنارادرشعرتندیس هوس استاد:

...چشمانت

دختران عریان عزرائیل اند

که پیشاپیش تابوت من می رقصند

من درنگاه تومانده ام ...

چشمانت :دوچشم:  نقش کلمه برتروسخن اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

دختران عریان عزرائیل :

دختران عریان : زوج کلمه برترکه پوششی نداردکفارآن را می بینندومی تواننددرآن نفوذکنند

دختران عریان عزرائیل: زوج کلمه ی برترقانونمنداست زیرپاگذاشتن قانونهای الهی باعث عذاب افرادخاطی می شود

تابوت من : زوج کلمه ی برتر

شاعردوچشم زوج کلمه  ی برتررابه دختران عریان عزرائیل تشبیه می کندکه تابوت اورابارقص مشایعت می نمایندتابوت او ودوچشم زوج کلمه ی برتربواقع یک چیز است شاعربااین تشبیه می خواهدبگویددرزوج کلمه ی برترمرده  ای است که اهل آن حمل می کنندحال مرده چه کسی یاکسانی هستند ؟ کسانی که برروی آن آتش بارمی کنندوتوسط نقش اولیای خدابارآتش آنهامی ریزدوعذاب می شوندوکلمه ی آنهابه سمت نابودی می رود

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین

ترکه :گذاشت آن راوترک کرداورا

ماترک:آنچه باقی گذاشت

وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون

این صندوق میراث وباقی مانده ی کاری هایی است که آل موسی وآل هارون انجام دادندوطالوت ع آن راادامه خواهددادیعنی نتیجه زحمات آن پیامبران است که درزمان طالوت بوقوع پیوست واوتوانست به عنوان پیامبری که پادشاه نیزهست برجامعه حکومت نماید

استادنیزدرشعر«تبعید» خودتلاش انبیارابرای هدایت بشرازابتدای خلقت تاولایت امام علی ع وادامه ی آن تاآخرت به تصویرمی کشد

 تحمله الملائکه

این صندوق رافرشته هاحمل می کنندزیرااین پیکریانقش همان حاصل قلم اولیای خداوفرشته های  آنهاست

ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

خدااوراوقلم اوراآیه ای قرارداده است برای همه

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

لندن :پایتخت انگلستان مظهرتمدن غرب ، استعاره ازنقش قلم مشرکان درکل کلمه یاسرزمین وقلمروحکومت آنهادرکلمه

پایتخت : کرسی ، مقرحکومتی یافرماندهی

تمدن: فرهنگ ، الگوی فکری قومی

لفظ تمدن فرهنگ مشرکان راازابتدای تاریخ به تصویرمی کشد

پلک های بسته :خواب

پلک های بسته استعاره ازعدم دیدکافی یاشناخت درست

نگاه های شکسته استعاره ازدیدمبهم وگنگ

لندن /پایتخت تمدنی /باپلک های بسته/ونگاه های شکسته :لندن شهروپایتختی است که مردم آن درخوابندودیدوشناخت کافی ندارند ؛ شهرلندن یکی ازمصداق های عینی فرهنگ مشرکان است این عبارت درحقیقت کلمات مشرکان ونقش قلم آنهارانقدمی نمایدببینیم این معنارادرقرآن :

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون . سوره شعراء آیه 221

کلمات مشرکان چون خودآنهاگمراه است واکثرادروغ می گوید

درحقیقت صاحبان آنهاچون مستانی سرگردانند:

لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون . سوره حجرآیه 72

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

حافظه ی سیمانی : حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم(دارای حافظه ای محکم واستواراست ) سرطان تصویرحکایت  ازانباشتگی مفرط مطالب ونادرستی آن می نماید (سرطانی بودن هم بدو گمراه بودن آن را می رساندهم زیادبودن آن را)

گفته شد قرآن انسان رااستعاره ازکلمه می گیرد دراینجا شاعرکلمه مشرکان را به انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای سخت ومحکم است که ازابتدای تاریخ هرآنچه رادرآن قلم زده اند همانگونه درخودحفظ کرده است حافظه ای پرازتصویرهای گمراه کننده

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

چشمان الکترونیکی استعاره از کلمه مشرکان وکلمات دردست شجره آنها

شاعرچراازعبارت چشمان الکترونیکی استفاده کرده است؟

برای جواب دادن به این سؤال بهتراست به مفهوم «برق » درقرآن رجوع کنیم :

هوالذی یریکم البرق خوفاوطمعاوینشی ء السحاب الثقال ویسبح الرعدبحمده والملائکه من خیفه ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء وهم یجادلون فی الله وهوشدیالمحال رعد12

ونیز:سوره روم آیه 23

برق استعاره از نورکلمه برتروزوج آن یانورخداوندکه زندگی وحیات می بخشدبه همه موجودات

برق همین برق معمولی نیست یکی از مصداقهای آن است که خودبواسطه نورخداوندبوجودآمده است

رعدوملائکه استعاره ازفرشته های کلمه برتر

ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء:صاعقه همان عذاب خداونداست کفاروقتی  قانونهای الهی رارعایت نمی کنندخداکلمات آنهارامی ریزدخداوندآن راصاعقه می نامد

وهم یجادلون فی الله وهوشدیدالمحال:

درزوج کلمه برترمشرکان واردشده وبارآتش می ریزنداین باربراین شجره باعث پرسش می شوددرآنها؛ مجادله درالله همین مفهوم رامتذکرمی شود

دراین آیه چراخداازکلمه ی برق استفاده نموده است ؟

برق همان نوراست چون نورکلمه برتر توسط اولیای خدابرشجره آنهاتابیده می شودواین کلمه (زوج کلمه برتر)درپوشش کلمه ی کفاربازمی شودقرآن ازلفظ برق بجای نوراستفاده نموده است لفظ ملائکه نوربودن برق را می رساندزیراملائکه پاکندونورندلفظ طمعا به این مفهوم اشاره داردکه  وقتی مشرکان آن را می بینندازروی طمع کلمات خودراپرمی کنندولفظ خوفا یادآورمی شودکه ازروی ترس از خدابایدپرکنند

حال چشمان الکترونیکی درشعرلندن اشاره داردبه این برداشت (استفاده )مشرکان ازنورزوج کلمه برتر

لفظ چشم اشاره دارد به کلمه بودن آن ولفظ الکترونیکی اشاره داردبه نوع برداشت آنهابنابراین کلمات مشرکان :

1.ازخودنوری ندارندبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

2.باآن کلمات بت می سازند

3.بتهاابزاری است دردست شجره مشرکان که برکامپیوترهای آنهاسواراست باآنهادرسطح جهان گوناگون حکم می رانند

ذات عریان دراینجا استعاره از زوج کلمه برتر

لوچ : دوبینی ، یکی رادوتادیدن

چشم سفیدی : نابینایی ، کوری

درآرزوی نمایش ذات عریان : درآرزوی به تصویرکشیدن نقش قلم اولیای خدابرزوج کلمه ی آنها

لوچ وسفیدشده : هرگزنتوانسته است آن راببیندوبه تصویربکشد،این عبارت  هم پوچی کارمشرکان رامی رساندهم عدم دیدکافی آنهارا

چشمان الکترونیکی اش /درآرزوی نمایش ذات عریان /لوچ وسفیدشده : هرگز نتوانسته زوج کلمه برتررابه نمایش بگذاردچه خودشان وچه بواسطه بتهاوکامپیوترهایشان

منظوراستادازذات عریان چیست ؟

ذات :کلمه برتریااسم اعظم خداونددرنزداولیاء اش

عریان : برهنه ، بی پوشش

ذات عریان استعاره اززوج کلمه برتراست ؛ذات است چون اسم اعظم خداست عریان است زیرامشرکان باشکافی که درزوج کلمه برترایجاد می کنندمی توانندبه تمام اطلاعات وشناختهای این شجره دست پیداکنندامااین اسم راهرگزنمی توانندببینند

برای شرح بیشترآن نظری بیفکنیم به  سوره اعراف آیه 25:

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیرذلک من آیات الله لعلهم یذکرون یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهماانه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون.

ابویکم : پدرومادر

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیر

آیه فوق به این موضوع اشاره داردکه اولیای خداهربارکه قلم می زنندتمام راههای ورودی به زوج کلمه برتررامی بندندامامشرکان باعلمی که دارندآن راشکاف داده دزدانه وارداین کلمه می شوند

یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهما

بنی آدم دونوع است:

1.فرزندان آدم صالح یاشجره طیبه

2.فرزندان آدم غیرصالح یاشجره خبیثه  که با بهم زدن قانونهای الهی خودوفرزندان آدم صالح راازبهشت بیرون راندندآنهاباایجادشکاف درزوج کلمه برتر(مادریازمین درآیه فوق) نفوذکرده ودرکل جهان بدی می آورندبه این ترتیب که برای اینکه مشرکان بتوانندبرشجره طیبه آتش بارکننداول بایدترتیب وچینش صحیح افرادخودرادرکلمه ی خود(پدردرآیه فوق) تغییردهنداول آنهارابه اصطلاح قرآن عریان کرده بعددرزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده درآن می روند

انه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون

آیه فوق به عریان شدن زوج کلمه برتراشاره دارد

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

هرصبح :هربار، هرروز

دریای سفیدشیراستعاره ازسایه های سپید، نقش قلم مشرکان

شاعربازبان من اولیایی نقش قلم مشرکان راشرح می دهد.ضمیرفاعلی «م» در چشم بازمی کنم به من  اولیایی ومن شجره طیبه اشاره دارد :

1.چشم باز می کنم  یعنی من اولیایی می بینم:

1.1. هربارکه نگاه می کنم نقش گسترده قلم مشرکان (دریای سفیدشیر: سایه های سپید)رامی بینم

2.1. می بینم که کلمه ام درپوشش قلم مشرکان(سایه های سپید)براهلم گشوده می شود

2.چشم بازمی کنم یعنی من که شجره طیبه ام فرهنگ مشرکان رامی بینم

اینجا

درتارعنکبوتی web

مغزجوان معامله می کنند

تارعنکبوتی :تاری مثل عنکبوت سست وپوشاننده

تارعنکبوتی web استعاره ازنقش قلم مشرکان (بت) وکامپیوترهای آنهاکه مثل تارعنکبوت عمل می کند

مغزجوان استعاره ازانسان به رشد رسیده (شجره طیبه )، کلمه ی خام (کلمه تازه شکفته شده)، کلمه ی دارای نورتمام (کلمه بالغ)

اینجا، شهرمشرکان درتارعنکبوتی web (نقش قلم مشرکان ، کامپیوترهایشان )مغزجوان  (کلمه تازه شکفته شده ، کلمه بالغ ، افرادشجره طیبه )معامله می کنند(خرید وفروش می کنندبا دودست یادودسته شدن آنهاشرح آن درابزاررای برگرداندن 3می آید) ونیزرجوع نماییدبه عنکبوت درقرآن (میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن )

اینجا

برایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا ، مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

برایم نگاه نقاشی کردند:

مشرکان برایم (من اولیایی) نگاه نقاشی کردند(برای فرد من بت درست کردندتاراه شناختهای مراسد کنند)

عکس درچشمم کاشتند:

درکلمه ام که کلمه ی برتراست خواستندبرای من تصویربسازند

ولی اصلا نمی بینم- نه نگاه آنهارادرخودمی بینم نه تصویرسازی های آنهارا-چون اولیای خداهرگزبارآتش نمی گیرندوهمواره پاکند. سوره قلم آیه 51 به این مضمون اشاره دارد

وان یکادالذین کفرولیزلقونک بالابصارهم لماسمعواذکرویقولون انه لمجنون وماهوالاذکرللعالمین

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی لندن

پایتخت فرزانگی تصویر:دراینجاباظاهری بسیارفریبنده نقش می زنندیانقش های آنهابسیارفریبنده است

تزریق چشم : تزریق اسم فعال خدا

اینجادربتهایشان چشم تزریق می کنند

اینجا ، شهرمشرکان پایتخت فرزانگی تصویر(انواع واقسام فنون رابرای تصویرسازی درکلمه یافکرانسان  استفاده می کنند) وتزریق چشم(تزریق کلمه ونیروبه بتها) درشریان الکترونیکی (بتهاوکامپیوترهایشان) است

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1398 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

2.بت تراشی

ببینیم این معنارادرشعرگفتگوی تمدنهای استاد:

گفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا

درتارعنکبوت web

مغزجوان معامله می کنند

اینجابرایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لندن ، اگوست2001

شاعر دراگوست 2001 سفری به لندن داشته وشعر«لندن »را آنجا سروده است این شعر  حکایت ازشهری می نمایدکه مردم آن درخوابندیااسیررویاوتوهم ودیدکافی وشناخت درست درآنها بسیارکم است بطوری که این دیدفقط زندگی ابتدایی آنهارادراین دنیا رقم می زنددرحقیقت این شهرمقریاکرسی حکومت مشرکان است شاعراین شهررابه انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم است این انسان دارای دوچشم است چشم الکترونیکی و آن چون ابزارودستگاهی است که درموردکائنات شناخت سطحی به مردم خود می دهد درحدربات. گردانندگان آن ربات(مشرکان دارای کلمه ) ؛انسانهایی هستندفاقدشعوربشری تاحدی که به شکارمغزها می پردازندازاسارت فکری گرفته تاکشتاربشریت. نقطه ی مقابل این شهرمردمی هستنددارای فکر واحساسی قوی(مشرق نشینان) حاکمان لندن خواهان این هستند که فکرواحساس بشری(مشرق نشینان) را به بندکشیده وبارباتهای خودمحدودنمایندمردمان این شهردم ازتمدن وگفتگومی زننداماحاضربه شنیدن سخنان درست نیستند

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 19 مهر 1398 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن2

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی

ضمیر «ه » درقومه برمی گرددبه موسی

الی قومه :قوم موسی دراینجا اهل او هستندیاافرادشجره طیبه؛ آیه بعداین موضوع راتاکیدو تبیین می نماید

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفا:موسی درحالی که خشمگین بودبه سوی قوم خودبرگشت منظورازموسی می توانددراینجااولیای خدابطورکلی باشدکه درروزقیامت ازاهل خودمی پرسندبازگشت موسی می توانداشاره به برگشت او ودیگرپیامبران درروز قیامت باشدآنان ازاشتباهاتی که اهل خودمرتکب شده اندمی پرسند

قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

قالوا:قوم موسی (اهل موسی)گفتند

مااخلفناموعدک بملکنا:مابه اختیارخودباتو خلاف وعده نکردیم

ولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

آیه فوق علت خلف وعده قوم موسی رابیان می دارد:

 حملنااوزارا:بارسنگین

من زینه :برخی اززینت:کلمات مشرکان چون گنج است هرچه رابخواهندمی توانند خلق کنند اماچون گمراه است مدتی نمی پاید بخاطرهمین دزدانه واردزوج کلمه برترشده  وکلمه رابه نفع خودمصادره کرده ،به انحراف برده وثروت آنان را می دزدند

من زینه القوم :برخی اززینت قوم ، قوم دراینجاشجره خبیثه

کلمه اوزاربه معنای باربد یانامطلوب و گناه رامی رساندکلمه زینت حکایت ازبارسنگین وباارزش می نمایدچون حمل  باربردوش شجره طیبه است قرآن زینت بکاربرده است درحقیقت همان بارآتش شجره خبیثه بردوش شجره طیبه می باشدکه به زوربرآنان بارمی شوداین بارتوسط نقش قلم اولیای خداریخته می شوداینگونه است که  کلمات مشرکان ریخته وسوخته می شود( فقذفناها).گفته شد گناه برشجره طیبه عارضی وازروی نادانی است لفظ به اختیارنبودن این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

فکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی

ف :فای ترتیب وتاخیرذهنی برای جداسازی مطلب و فای نتیجه

پس این چنین  افکند( قلم زد) سامری چگونه ؟

شرح آن اززبان قوم یااهل موسی آمد: سامری کتاب خودرانقش زدبه این صورت که  برابرکلمات موسی یااهل موسی بت یاکلمه ساخت ودرداخل اهل او شد وبرآنهابارآتش ریخت این پیکری که برابرکلما ت موسی درست کردو براهل او بارکردهمان گوساله ای است که جسداست فقط صداداردیاوسوسه یاشناخت زشت می آورد(فاخرج لهم عجلا جسداخوار)

فقالواهذاالاهکم واله موسی

ضمیرفاعلی «واو» برمی گردد به برخی ازقوم موسی یا قوم سامری .چون همه ازکلمه برترنورمی گیرندبنابراین قرآن قوم سامری را قوم موسی می نامد

هذاالاهکم واله موسی : قوم سامری به قوم موسی می گوینداین گوساله خدای شماست وخدای موسی یعنی اینکه گوساله رابپرستید

فنسی :پس فراموش کرد

«ف» درفنسی فای ترتیب ذهنی و فای نتیجه

ضمیرهودرنسی برمی گردد به سامری

پس سامری فراموش کرد چه چیزی را؟

عهدی که خداازاودرعدم گرفته بودکه ازپیامبران پیروی کنیدودرشنبه تجاوزنکنیدآیات بعدآن راتاکیدوتبیین می نماید:

افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی   

لفظ «فتنتم » اشاره به عهدنخست یاعهدی که خدادرزمان خلقت ازسامری وقومش گرفت

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما.94

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتها

 ضمیرفاعلی «هو» درقال فماخطبک برمی گردد به موسی

ضمیرفاعلی «هو» درقال بصرت برمی گرددبه سامری

من اثرالرسول :از کلمه برتریعنی بواسطه نورزوج کلمه برترقرآن «پا » رااستعاره اززوج کلمه برترنیزمی گیرد

وکذلک سولت لی نفسی:سامری چگونگی حیله کردن خودراتوضیح می دهدکه همان چگونگی بت تراشیدن بااسمهای شجره طیبه می باشد(نورگرفتن غیرقانونی ازاین اسمهاوبارآتش ریختن برآنها)

قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس:ضمیرفاعلی «هو» درقال برمی گردد به موسی ضمیرفاعلی «انت » درفاذهب وتقول برمی گرددبه سامری

موسی ع گفت همانابرای تو ای سامری درزندگی دنیااینگونه است که می گویی به من دست نزنیدیامرامسح نکنید

مساس :مالش (اسم فعل امر)

لامساس :مس نمی کند

وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا:اله سامری همان کلمات یااسمهای فعال خدادرنزداومی باشد که باآنهافسادمی کندموسی به او می گویدکلماتت سوختنی است یادردریا(زوج کلمه برتر) ریختنی ونابودشدنی است

نتیجه : موسی به سامری می گویدچه شدکه به شرک روی آوردی گفت فهمیدم که می شودازنورشجره طیبه یازوج کلمه برترگرفت وباکلمات خودبت درست کرداین دانستن مرافریب دادموسی به او گفت :برای تو درزندگی دنیااینگونه خواهدبودکه بگویی کسی به من دست نزند(زیرااگرکسی به او بچسبدخواهد مردزیراهرباربابتهایش اقدام به قتل شجره طیبه  می کنداو پیوسته خودراپشت بتهایش مخفی می کندتانمیرد).امابدان مدت زندگی تو درنزد خدامعلوم است ودرزمان مرگ تو تاخیری بوجودنخواهدآمدوکلمات تو یااله تو قطعا ریختنی وسوختنی خواهدبودتنهاخدای شماالله است که جزاو معبودی نیست وعلم او همه ی کلمات رادربرگرفته است

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای 



تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

آلودگی هوا

دراین شهرراننده ها هواراآلوده می کنندمن نمی توانم باچشمهای خودم حرف بزنم

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

پ).افک چیست ؟

افک :دروغ ، برگرداندن رای

کلمه افک –بطوری که راغب می نویسد- به معنای هرچیزی است که ازوجه حقیقی خودش منحرف شده باشدوبنابه گفته وی «یوفکون » این است که ایشان درمرحله اعتقاد، ازحق بسوی باطل منحرف می شوند.تفسیرالمیزان ج 9ص 323

ابزاربرگرداندن رای چیست؟

1. بت یامثال درست کردن

پیشتردرمورداین موضوع بحث شد ببینیم مثال دیگرقرآن رادراین مورد

داستان موسی وگوساله ی سامری درقرآن

  فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناهافکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی فنسی افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی  .سوره طه آیه 85

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما. سوره طه آیه 94 به بعد

داستان موسی وگوساله سامری

این داستان درقرآن دارای وجوه متعدداست امامن برای شرح به یک وجه آن اشاره می کنم. راوی دراینجا کلمه ی پیامبریاپیامبراست که داستان موسی وگوساله سامری رابتصویرمی کشدوموسی درسه نقش ظاهرمی شود: موسی پیامبر، موسی ممثل اولیای خدا ،موسی کلمه برتریاالله (بعبارتی خدابازبان موسی سخن می گوید)

یک سرقصه یا روایت درعدم است یک سرآن درقیامت .گاهی راوی خداونداست اززبان موسی سخن می گویدگاهی راوی موسی است اززبان اولیای خدا. قبل ازخلقت بشرخداازدودسته مردم پیمان می گیردکه جزخدای یگانه رانپرستنداولیای خداوشجره آنهابه خداقول می دهندکه برسرپیمان بمانندوشجره خبیثه واربابان آنهانیز.اولیای خداو شجره ی آنها وقتی به این دنیاپامی گذارندبرسر پیمان خودمی ماننداماشجره خبیثه قانونهای الهی رانادیده گرفته تخطی می نمایندحال روزقیامت اولیای خدادرموردمیزان وفاداریشان به این پیمان ازهمه ی مردم می پرسندآنها(بعنوان مثال موسی) وقتی شجره خودرامی بینندکه درطول تاریخ اشتباه داشته اندناراحت شده ازآنان می پرسندچرابه عهدخودوفادارنکرده اید؟چرا اشتباه کرده اید؟آنهامی گویندماازخوداختیاری نداشتیم این شجره خبیثه واربابان آنها(بعنوان مثال سامری )بودندکه بت (گوساله )درست کردندوبرمابارآتش ریختند باری سنگین که توان بیرون آمدن اززیرآن باررانداشتیم ؛آنها می گفتنداین خدای شماست بایدبپرستیداماوقتی دیدیم که خدانیست ، به آنهاهشداردادیم که شرک نورزند .بعدموسی (درقیامت ) ازسامری می پرسدتو چرااین کارراکردی ؟ می گویدوقتی دیدم باکلماتی که دارم می توانم اززوج کلمه برترنوربگیرم وگوساله درست کنم نفسم مرافریب دادموسی به او می گوید (خدابازبان موسی سخن می گویددرعدم)برای توای سامری زندگانیی دردنیاخواهدبودبه اینگونه که پیوسته درحال دوری کردن ازمردم می باشی وکلمات تو خواهدسوخت وزمان مرگ تو لحظه ای به تاخیرنخواهدافتاد ووقت آن راتنهاخدامی داند

ادامه دارد...

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن

تاریخ : جمعه 12 مهر 1398 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

الف)پیچاندن زوج کلمه برتر

ب) طریقه شکاف ایجادکردن درزوج کلمه برتر

چگونه مشرکان درزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده و برآن آتش بارمی کنند؟

1.رعایت نکردن روزشنبه

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان یکبارپدیدارگشته(لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 8)  ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود(رجوع شودبه : میثاق پیامبران ،1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،شرح سوره نساء آیه 152وگفتاری درموردروزشنبه درشعراستاددرمبحث رنگهادرقرآن وشعراستاد، 10.ورنگ سیاه )

چنانچه مشرکان روزشنبه رارعایت نکنندکلمات آنها (افرادشجره خبیثه )ازلحاظ عقل ناقص شده چون بوزینگانی می شوندکه بی چون وچراازاربابان خودتقلیدمی کنند درحقیقت اینها همان مثالهاوبتهایی هستند که مشرکان بواسطه آنهازوج کلمه رابه انحراف می برندببینیم این معنارادرسوره بقره آیه 65 :

واذاخذنامیثاقکم ورفعنافوقکم الطورخذواماآتیناکم بقوه واذکروامافیه لعلکم تتقون .ثم تولیتم من بعدذلک فلولافضل الله علیکم ورحمته لکنتم من الخاسرین ولقدعلمتم الذین اعتدوامنکم فی السبت فقلنا لهم کونواقرده خاسئین فجعلناهانکالالمابین یدیهاوماخلفهماوموعظه للمتقین . بقره 65

...آن که به نیشخندگفت :«ای میمون زادگان دانشمند!» ریشخندش رالبیک می گویند... ازشعرعصیان گران دکترمحمودفتوحی

ونیز: نحل 124(سبت) ،سوره اعراف آیه161 (واذقیل لهم اسکنوا هذه القریه .کلوامنهاحیث شئتم وقولواحطه وادخلوا الباب سجدانغفرلکم خطیئاتکم سنزیدالمحسنین فبدل الذین ظلموامنهم قولا غیرالذی قیل لهم فارسلناعلیهم رجزامن السماء بماکانوایظلمون وسئلهم عن القریه التی کانت حاضره البحراذیعدون فی السبت اذتاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعاویوم لایسبتون لاتاتیهم کذلک نبلوهم بماکانوایفسقون) .

2. گره انداختن درزوج کلمه برتر

درشعر«کلمه»  شاعرعلت گره افتادن درزوج کلمه برتررابه تصویرمی کشد

 (...روزی آدم /صورت حوا را به ماه تشبیه کرد( کلمه حق را درغیرمعنای حقیقی خودبکاربرد)/و شاعران به دنیا آمدند/سیل موران /برصحرای زلال زبان تاختند /آنک کلمه /درکفنی کبود آنک کلمه /درزنجیر سیاه موران اسیر /ای کلمه !/ای خدای زلال درزنجیرغیبت تو /کلاف سر درگمی شده /واشیاء گستاخی ها می کنندازشعر«کلمه » دکترمحمودفتوحی )

ونیز: سوره فلق آیه 4(ومن شرالنفاثات فی العقد)، داستان حضرت لوط (آمدن مهمانهانزدپیامبرع)

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 73 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم