عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت هفتم شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَیْدِكُنَّ إِنَّ كَیْدَكُنَّ عَظِیمٌ ﴿۲۸

پس چون [شوهرش] دید پیراهن او از پشت چاك خورده است گفت بی‏شك این از نیرنگ شما [زنان] است كه نیرنگ شما [زنان] بزرگ است (۲۸)

یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ ﴿۲۹

اى یوسف از این [پیشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطاكاران بوده‏ اى (۲۹)

وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۳۰

و [دسته‏ اى از] زنان در شهر گفتند زن عزیز از غلام خود كام خواسته و سخت‏ خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مى ‏بینیم (۳۰)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

1.یوسف وجوانی

1.1.اثبات بی گناهی یوسف

2.1.دیدن عزیزمصربی گناهی یوسف راوخواستن ازاو که این موضوع رافاش نکندوخواستن از زلیخاکه توبه کند

3.1.فهمیدن زنان مصرقصه ی عشق زلیخارابه یوسف

2. نشانه ی خیانت کلمات مشرکان ونفوذآن درزوج کلمه ی برتر

3. دیده شدن کلمه ی یوسف درزوج کلمه ی  برتر

4.متهم شدن زوج کلمه ی برتربه خیانت

فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ

فاعل رای سید، یوسف می باشد

قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَیْدِكُنَّ إِنَّ كَیْدَكُنَّ عَظِیمٌ 

فاعل قال یوسف، سید، شاهد ونقش قلم اولیای خداست

ضمیر«ه » درانه برمی گردد به جمله ی قمیصه قدمن دبر

پس وقتی دیدسید(یوسف ، شاهد،کلمه ی برتر)پیراهن یوسف پاره شده است ازپشت گفت هماناآن ازمکرزنان است براستی مکرآنان بزرگ است

ضمیر«کن» اشاره داردبه کلمات مشرکان قرآن به آن زن می گوید

اگرپیراهن رااستعاره ازنقش قلم اولیای خدابگیریم پیراهن یوسف می شودنقش قلم اویاکلمه ی برتروسیدوشاهدخوداونیزمی تواندباشد  

یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا :یوسف روی بگردان ازاین موضوع یاخیانت زلیخا

یوسف :یوسف ،کلمه ی یوسف، زوج کلمه ی برتر

دراینجایوسف به معنای کلمه برتروزوج کلمه ی برترنیزآمده است بنابراین معنای دیگرآیه می شود:

ای  کلمه ی برتریاای کلمه ی یوسف روی بگردان ازکلمات مشرکان

ای زوج کلمه ی برترروی بگردان ازکلمات مشرکان

وَاسْتَغْفِرِی لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ :

ضمیر«ک » درلذنبک برمی گردد به زلیخا،زوج کلمه ی برتر،کلمات مشرکان

ای زلیخااستغفارکن ازگناهت هماناتوازاشتباه کنندگانی

ای زوج کلمه ی برترجبران کن کم شدنت را

ای مشرکان ازاینکه زلیخاراواداربه گناه کردیدتوبه کنید

وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ

نسوه:زنان مصر، کلمات مشرکان

 مدینه :مصر،نقش قلم اولیای خدا،نقش قلم کفار

 امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ

امْرَأَتُ الْعَزِیزِ:زن عزیز مصر، استعاره ازنقش قلم اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ

فتاهاعن نفسه

فتا:یوسف ، نقش قلم اولیای خدا

ضمیر«ها» درفتاهابرمی گردد زلیخاوزوج کلمه ی برتر

 قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا

ضمیر«ها» درشغفهابرمی گردد به زلیخاوزوج کلمه ی برتر

 إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ 

باتوجه به تعاریف بالااین آیه دراین معانی می آید:

زنان مصرحسادت کردندبه عشق زلیخاوبه او بدگفتندوقیافه ی آدم خوبی گرفتند

نقش کلمات مشرکان درزوج کلمه ی برترکه به عشق زلیخاحسادت کردند به او بدگفتندوقیافه ی خوبی گرفتند

زلیخا درخودش کاربدخودش رادیدوپشیمان شد

زوج کلمه ی برترکه مورداتهام کلمه ی مشرکان قرارگرفت

ادامه دارد...

تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1398 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت ششم شرح آیات داستان یوسف ع

 وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳

و آن [بانو] كه وى در خانه‏ اش بود خواست از او كام گیرد و درها را [پیاپى] چفت كرد و گفت بیا كه از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیكو داده است قطعا ستمكاران رستگار نمى ‏شوند (۲۳)

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ ﴿۲۴

و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى كرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او میکرد چنین [كردیم] تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانیم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود (۲۴)

وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ 

قال هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا إِنْ كَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْكَاذِبِینَ ﴿۲۶

[یوسف] گفت او از من كام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پیراهن او از جلو چاك خورده زن راست گفته و او از دروغگویان است (۲۶)

وَإِنْ كَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۲۷

و اگر پیراهن او از پشت دریده شده زن دروغ گفته و او از راستگویان است (۲۷)

داستان فوق به مواردذیل اشاره دارد:

1. یوسف وجوانی

1. 1.عشق زلیخابه یوسف

1. 2.بستن درهاتوسط زلیخاوکام خواستن ازاو

1. 3.پاسخ رددادن یوسف به درخواست زلیخابخاطراینکه اواهل خیانت به آقای خودنیست درحالی که آقای یوسف اورادرخانه ی خودگرامی می دارد

1. 4.دویدن هردوبسرعت به سمت دروبودن عزیزمصروشاهدی جلوی در

1. 5.بری بودن یوسف ازگناه بخاطراینکه او پیامبرومعصوم است

2.آشکارشدن کلمه ی یوسف درزوج کلمه ی برتروکام خواستن کلمات مشرکان ازاووقرارگرفتن کلمه درجایگاه پیامبران ومعصومین

3.کام خواستن کلمه مشرکان ازکلمه پیامبران  ونتوانستن آنها

4.کم بودن کلمه ی یوسف ازلحاظ بارگیری وتولد

5 .نفوذکلمات مشرکان درزوج کلمه برتروخیانت آنهابه اولیای خداو شجره طیبه

وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ

وَرَاوَدَتْ: زلیخایازن عزیزمصر، زوج کلمه  برتر،  کلمات مشرکان

آیه فوق دارای چندمعناست :

اگرضمیر«ه» درراودته  ونفسه وضمیر«هو» بر گرددبه یوسف

وضمیر«ها» دربیتهاواسم اشاره التی بر گردد به زن عزیزمصرمعنای آیه می شود:

مراوده کرداوراآنچنان زنی که یوسف درخانه اش بودازنفسش دراینجاآن زن ، زلیخایازن عزیزمصراست

اگر ضمیر«ه » درراودته ونفسه برگردد به یوسف ویوسف استعاره ازکلمه ی یوسف باشدو«ها»دربیتهابر گرددبه راودت والتی وضمیر«ها» دربیتهابرگرددبه زلیخایازن

وزن استعاره اززوج کلمه برترباشد التی اسم موصول مونث است که به راودت برمی گرددیعنی زوج کلمه برتر.مامی توانیم التی وهوراهردواستعاره اززوج کلمه برتربگیریم ودرکل ضمایرمذکررامونث بدانیم زیرازوج کلمه برترراخدازن قرارمی دهدپس معنای آن می شود زوج کلمه برترباخودش مراوده کرددراینجاقرآن به این موضوع اشاره داردکه کلمه ی یوسف بجای اینکه کلمه ی اولیای خداقراربگیردبراثراینکه زوج کلمه برتربارکافی نداشت می خواست اهل یاشجره طیبه شودمرواده کردن کلمه خودش باخودش همان معنارامی دهدناگفته نماندزلیخازن عزیزمصرمثل خودعزیزمصراهل بوده یعنی ازکافران نبوده که خدازن عزیز مصررااستعاره اززوج کلمه برترقرارمی دهد

اگر زن راارجاع به قبل ندانیم جمله صله وموصول راتوضیحی برای  زن بگیریم «التی» وضمیر«ها» دربیتهابرمی گردد به زنی که مرواده کرده وضمیر«ه » درراودته ونفسه برمی گرددبه یوسف که دراینجایوسف وقتی که داشته کلمه می شده یابارمی گرفته

واگرزن رااستعاره ازکلمات مشرکان بگیریم -گفته شد قرآن کلمات مشرکان رابخاطراینکه دارای آتش است زن می گیرد-معنای آیه می شودمراوده کردزن، یوسف راازنفسش زنی که یوسف درخانه اش بود.مشرکان باکلمات خودبرزوج کلمه ی برتربارمی نهند

وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ

زن درآیه فوق : زلیخایازن عزیزمصرواستعاره از زوج کلمه  برترو کلمات مشرکان می باشد

وَقَالَتْ هَیْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ 

فاعل قالت زن عزیز مصراست و زن استعاره از زوج کلمه برتروکلمات مشرکان

فاعل قال  یوسف و کلمه ی یوسف است

قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ 

ضمیر«ه » درانه برمی گرددبه عزیز مصرویوسف استعاره اززوج کلمه برتروکلمه برتر

رب :عزیزمصر، کلمه برتر

أَحْسَنَ مَثْوَایَ:جایگاه پیامبر

آیه فوق دارای دومعناست :

کلمه یوسف درجایگاه پیامبرودرکلمه برترقرارگرفت نه زوج کلمه برتر

یوسف خواهش زلیخارانپذیرفت زیراعزیزمصراورادرخانه اش گرامی میداشت

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ :ضمیر«ه » برمی گرددبه یوسف

وَهَمَّ بِهَا :ضمیر«ها» برمی گرددبه زن عزیزمصر

لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ :

رب :کلمه برتر،خدای یگانه

كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ 

ضمیر«ه » درانه برمی گرددبه یوسف

مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ :ازپیامبران یااولیای خدا

وَاسْتَبَقَا الْبَابَ :ضمیرتثنیه فاعلی «ا» برمی گردد به یوسف وزن .گفته شد یوسف وزن درچه معانیی آمده است

کلمه مشرکان وزوج کلمه برتریاکلمه برتربرای رسیدن به درازیکدیگرسبقت گرفتند

یوسف وزن عزیزمصربرای رسیدن به دربریکدیگرسبقت گرفتند

وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ:

1.پاره کردزن عزیزمصرپیراهن یوسف راازپشت

2.نقش قلم اولیای خدا(پیراهن یوسف) درنقش قلم مشرکان باز شدگفته شدخدابرای امتحان کفارشکافتن کلمه رااول دراختیارآنهاگذاشته است آنهابایدامررابه اولیای خداواگذارنماینداماخوداقدام به شکافتن کلمه می نمایندبرای همین قرآن گفته زن یاکلمه مشرکان نقش قلم اولیای خدا (یوسف ) راازپشت شکافت یعنی خیانت کردودرکلمه ی آنهاواردشد

نکته :زوج کلمه برترآثاری از کلمه یوسف رانشان دادبعبارتی به اوخیانت کردزیراپدیدارشدن کلمه یوسف درغیروقت باعث می شودمشرکان کلمه راپاک نمایندوکلمه یوسف بارنگیردویوسف متولدنشود

 وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ

ضمیر«ها» درسیدهابرمی گردد به زن که زن سه تاست:

.1زن عزیزمصر

.2زن استعاره ازکلمه ی مشرکان

.3زن استعاره اززوج کلمه برتر

سید: عزیزمصر،کلمه برتر، اولیای خداکه سرپرست کلمه برترند

فاعل قَالَتْ زن عزیزمصرو زوج کلمه برتراست

قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ 

ضمیر«ک » دراهلک برمی گرددبه سید

معانی آیه فوق میشود:

.1زلیخابه عزیزمصرگفت جزای کسی که به اهل توخیانت کندچیست ؟ زندان یاعذاب پردرد

.2زوج کلمه ی برتربه کلمه ی برترگفت  (هردویک کلمه اند گفته شد میتوان  دوتارایکی هم گرفت)جزای کسی که به اهل توخیانت کندچیست؟  زندان یاعذاب پردرددراینجابواقع کلمه ی مشرکان کلمه ی اولیا ی خداراشکاف داده وخیانت کرده

فاعل قَالَ  یوسف ،کلمه ی یوسف وزوج کلمه برتراست

هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی

ضمیرفاعلی «هی»  برمی گردد به زن :

.1یوسف گفت زن عزیزمصرمی خواست ازمن مرواده کند

.2زوج کلمه برترگفت کلمه مشرکان میخواست بواسطه ی من  مرواده ازکلمه ی یوسف

3.کلمه ی یوسف گفت زوج کلمه برترمراوده کردمراازنفسم که دراینجااین مراوده برمی گرددبه کلمه ی مشرکان زیراانان براهل شجره طیبه اتش بارمی کنند

وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا

ضمیر«ها» دراهلهابرمی  گرددبه زن

شاهدی ازاهل زن عزیزمصرشهادت داد

شاهدی اززوج کلمه برترکه همان اولیای خدایاسیدباب می باشد شهادت دادیاگفت

إِنْ كَانَ قَمِیصُهُ

ضمیر«ه » درقمیص برمی گرددبه یوسف وکلمه ی برتر( نقش قلم پیامبران)

 إِنْ كَانَ قَمِیصُهُ

إِنْ كَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ :اگرپیراهن یوسف ازجلوشکافته یاپاره شده باشدیا نقش قلم اولیای خدابدست خودشان اجراشده باشدوخودتفرقه بین فرشته هایشان انداخته باشند

فَصَدَقَتْ :پس زن راست می گویدزن دراینجابه دومعناآمده است:

زن درمعنای زلیخاوکلمات مشرکان

وَهُوَ مِنَ الْكَاذِبِینَ :

ضمیرفاعلی «هو» برمی گرددبه یوسف وکلمه ی اولیای خدا

وَإِنْ كَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ :

1.اگرپیراهن یوسف شکافته شده باشدازپشت

 2 .اگرآثارخیانت مشرکان درنقش قلم اولیای خداپدیدارشودکه همان تفرقه افکندن بین فرشته های آنهایاپاره کردن امرخدامی باشد

فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ :

فکذبت :پس زن دروغ گفت یامی گویدزن دراینجا درمعنای :

زن : زلیخاوکلمات مشرکان

وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ :

ویوسف ازراستگویان است ضمیرفاعلی «هو» برمی گرددبه یوسف ونقش قلم اولیای خدا

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 9 اسفند 1398 | 03:17 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

... آن آمدن مهتابی ات رامی خواهم

که ببینندوندانند

پیداوپنهان

عین جهان بیایی...

ازشعرشراب درمهتاب استاد

قسمت پنجم شرح آیات داستان یوسف ع

وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون ﴿۲۱

و آن كس كه او را از مصر خریده بود به همسرش گفت نیكش بدار شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار كنیم و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مكانت بخشیدیم تا به او تاویل خوابها را بیاموزیم و خدا بر كار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۲۱)

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿۲۲

و چون به حد رشد رسید او را حكمت و دانش عطا كردیم و نیكوكاران را چنین پاداش مى‏ دهیم (۲۲)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

1. یوسف وکودکی

1. 1.خریدن عزیزمصریوسف رابرای همسرش

1. 2.توصیه عزیزمصربه همسرخودبه گرامیداشت یوسف ع برای نفعی درآینده یاگرفتن وی به فرزندی

2.یوسف وجوانی

2. 1.رقم خوردن آینده ی یوسف برای عزیزمصرشدن درخانه ی عزیز مصر

2. 2.پیامبرشدن یوسف

2. 3.داشتن علم وحکمت

3.جاگیرشدن کلمه ی برتردرزوج خودازاول خلقت تاآخرت

4.به رشدرسیدن زوج کلمه ی برتر

5.بارگرفتن اسم یوسف ومشخص شدن جایگاه اودرکلمه ی برتربعنوان پیامبر

وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ:

ضمیر«ه» دراشتراه برمی گرددبه یوسف وکلمه ی برتر

من مصر:برخی ازمصریاشهریعنی کلمات مشرکان

لامراته :زوج کلمه برتر، زلیخا

وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا

فاعل قال کلمه برترو عزیزمصراست قرینه اکرمی مثواه

آیه وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا حکایت ازااین موضوع می نمایدکه عزیزمصرازکفارنبوده است

وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ:

یوسف:یوسف ، استعاره ازاولیای خداوکلمه ی آنها

وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ:

مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ:برخی ازکتاب یاقرآن یاکلمه برتر

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ:

1.وقتی کلمه ی او بالغ شد، وقت به دنیاآمدن

پیامبران دروقت بدنیاآمدن دارای علم وحکمتند رجوع شودبه داستان بدنیاآمدن حضرت عیسی ع  

2.هنگام جوانی

ضمیر«ه » در آتَیْنَاهُ برمی گرددبه یوسف

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1398 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت چهارم شرح آیات داستان یوسف ع

وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ ﴿۱۹

و كاروانى آمد پس آب ‏آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده این یك پسر است و او را چون كالایى پنهان داشتند و خدا به آنچه میکردند دانا بود (۱۹)

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ ﴿۲۰

و او را به بهاى ناچیزى چند درهم فروختند و در آن بى‏ رغبت بودند (۲۰)

آیات فوق به این مفاهیم اشاره دارد:

1. یوسف وکودکی

1. 1.گرفتن کاروانیان یوسف راازچاه

1. 2.خوشحال شدن آنهاازاین حادثه

1. 3.فروختن کاروانیان یوسف رابه بهای ناچیزدرحالی که درآن معامله بی رغبت بودند

2.حرکت دادن زوج کلمه ی برترتوسط اولیای خدایاقلم زدن

3.پنهان کردن کلمه ی برترچگونگی کارخودرابرای پاک کردن کلمات مشرکان

4.مهلت دادن کلمه ی برترکلمات مشرکان رادرزوج خودبرای ریختن کلمات آنها

وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ 

وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ: :کاروانی آمد

وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ:اولیای خداقلم زدند

فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ: فاعل ارسلواکاروانیان ،اولیای خداو فرشته های کلمه برتریانقش قلم اولیای خداست

واردهم :آب آورکاروان کلمه برتریااسم اعظم خداست

ضمیر«هم » برمی گردد به کاروانیان

فَأَدْلَى دَلْوَهُ:آب آورکاروان دلوخودرادرچاه انداخت ،کلمه برترنقش قلم اولیای خدارادرزوج کلمه برترجاری کرد

قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ:

فاعل قال واردهم می باشد

غلام :یوسف ، استعاره ازکلمه برتر

یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ:درحقیقت کلمه برتردیدکه تمام نقش قلم اولیای خدااجراخواهدشدوزوج کلمه برترپاک خواهدشدیانقش قلم کفاردرزوج کلمه برترخواهدریخت گفته شددختریازن درزوج کلمه برتروجودناپاکی یابارآتش درآن است وپسریعنی کلمه پاک است ازآتش

وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ 

وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً:ضمیر«ه» برمی گردد به غلام یعنی کلمه برترنقش قلم اولیای خدارابه گونه ای اجرامی نمایدکه مشرکان نمی توانندبه آن پی ببرند

وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ :

الله :کلمه ی برتر، خدای یگانه

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ 

وَشَرَوْهُ:  فروختندکاروانیان ﴿ زوج کلمه برتریوسف را. ضمیر«ه» درشروه برمی گردد به یوسف وکلمه برتر

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ:کاروانیان یوسف رافروختندبه بهای اندک

ثَمَنٍ بَخْسٍ دراهم معدوه : چندسکه بی ارزش ، کلمات مشرکان

نکته : اولیای خدااجازه می دهند)آن را می فروشند(به مشرکان تادرزوج کلمه ی برترنفوذکنندتاکلمات آنهارابریزند

وَكَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ :چراکاروانیان درآن معامله بی رغبت بودند؟

زیرا کلمه ی برترخواهان فروش یوسف نیست بخاطرامتحان مشرکان یوسف یازوج کلمه برتررارهامی کندتاکلمات آنهارابریزد

نکته :مشرکان یاخریداران یوسف قدریوسف رانمی دانندکه یوسف رابه بهای اندک می خرند

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1398 | 07:13 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح آیات مربوط به داستان حضرت یوسف ع راتمام کردم به مروربروزمی کنم .داستان حضرت یونس ع وایوب ع رانیزنوشته ام دارم داستان داوودع رامی نویسم وقتی داستان ایوب رادرقرآن می خوانیم گمان می کنیم که حضرت ایوب ع بیشترازبقیه پیامبران رنج برده است ظاهرداستان چنین می نمایدامااگرخوب قرآن رابدانیم  زندگی پربرکت همه ی پیامبران راقرین رنج فراوان می بینیم البته موفقیت هاوپایان رنج هادرزندگی آنهانیزبه چشم می خورد.  امیدآنکه روزهای بهترراتجربه کنیم

قسمت سوم شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵

پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین كردند] و به او وحى كردیم كه قطعا آنان را از این كارشان در حالى كه نمى‏ دانند با خبر خواهى كرد (۱۵)

وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْكُونَ ﴿۱۶

و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند (۱۶)

قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷

گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش كالاى خود نهادیم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى (۱۷)

وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿۱۸

و پیراهنش را [آغشته] به خونى دروغین آوردند [یعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است اینك صبرى نیكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصیف مى ‏كنید خدا یارى ‏ده است (۱۸)

داستان فوق به دیدگاههای زیرمی پردازد:

1.یوسف وکودکی

1. 1.انداختن یوسف درچاه توسط برادرانش

1. 2.خبردادن خدابه یوسف نتیجه کارزشت برادران مشرکش را   

1. 3.آمدن برادران پیش پدرگریان

1. 4.آمدن برادران مشرک یوسف پیش پدروعذرخواهی بابت نیاوردن یوسف وخبرخورده شدن یوسف توسط گرگ

1. 5. قسم دروغ خوردن برادران یوسف

1. 6.به خون آغشته کردن پیراهن یوسف توسط برادران مشرکش وآوردن پیش پدر

1. 7.باورنکردن پدراین موضوع را ونصیحت کردن آنها

2.پیچاندن زوج کلمه  ی برتر

3.ممانعت مشرکان ازروآمدن کلمه ی یوسف

 4 .قیافه ی ماتم گرفتن مشرکان براهل شجره طیبه برای کشتن آنها

5 .به انحراف بردن زوج کلمه ی برترتوسط مشرکان به بهانه ی نادانی

6.کلمه ی برترو زوج آن نابودشدنی نیست

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ 

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ: ضمیر«ه » دربه برمی گردد به یوسف وزوج کلمه ی برتر

جب : چاه

غَیَابَتِ الْجُبِّ یعنی مشرکان بواسطه ی نقش قلم خودزوج کلمه ی برترراپوشاندند

ضمیر«هم » در لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ برمی گردد به برادران مشرک یوسف و مشرکان

ضمیر« هذا» اشاره داردبه « وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ» یا«امرهم »

آیه لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ این نکته رامتذکرمی شودکه برادران مشرک  یوسف درعین آگاهی درک درستی ندارند

برادران مشرک یوسف وقتی اورادرچاه پنهان کردندغروب گریه کنان پیش پدرمی آیند

آیه وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْكُونَ قیافه ی دروغین برادران مشرک یوسف راپیش یعقوب وکلمه ی برترنشان می دهد

قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِینَ 

قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ

نستبق : مسابقه دادن

نکته : مشرکان دودست شده بظاهرمسابقه می دهنداماباکلماتشان مردم رامی کشند؛ مسابقه می گذارنددرکشتن مردم

وَتَرَكْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَایعنی ازیوسف غافل شدیم درحالی که مسابقه میدادیم

مَتَاعِنَا:کالاهایمان ، وسایلمان ،استعاره ازکلمات مشرکان

ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ:درحال تفریح وسرگرمی بودیم درمحاسبه اشتباه کردیم یوسف کشته شد یاکلمه به انحراف رفت

الذِّئْبُ:گرگ ، استعاره ازکلمات مشرکان

آیه قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ یادآورسخن یعقوب است که درموقع درخواست برادران مشرک یوسف گفت: إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ 

آیه وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِینَ قیافه ی دروغین برادران مشرک یوسف رانشان می دهد

نکته :آیه فوق نشان می دهدکه مشرکان نقش قلم اولیای خدادرزوج کلمه برتر(یوسف)رابه انحراف برده ودلیل کارخودراغفلت وعدم آگاهی دانسته درحالی که خودرامومن وصادق نشان می دهندامادروغ می گویندآنان دودست شده به بهانه بازی وسرگرمی زوج کلمه برتررافریب داده کلمه راپیچانده وازکلمه بهره گرفته افرادشجره طیبه رامی کشند

وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ

قمیصه:پیراهن یوسف (ضمیر«ه» برمی گردد به یوسف وکلمه ی برتر)

پیراهن یوسف استعاره ازیوسف یانقش قلم اولیای خدا

دم کذب :خون گرگ ، خون غیریوسف

وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ یعنی ناقه راسربریدندیانقش قلم اولیای خدارابه انحراف بردند

ببینیم این معنارادرشعر«پیراهن ها» ازاستاد

پیراهن ها

پیراهن پدرم

تارهای مورب فریاد

پیراهن مادرم

حریرنرم لالایی

پیراهن تو

کنسرت ابریشمی رنگ

ورقص عطر

پیراهن من

پاره وپریشان دردستان باد

پیراهن من استعاره از نقش قلم اولیای خدا

باداستعاره ازنقش قلم کفار

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1398 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم