میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زبان درقرآن قسمت نهم 

1.5.سبک سخن درقرآن

1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

ادامه بحث قبل

وانه لفی زبرالاولین اولم یکن لهم آیه ان یعلمه علماوابنی اسرائیل ولونزلناه علی بعض الاعجمین  فقراه علیهم ماکانوابه مومنین  شعرا196

ضمیر«ه » دریعلمه برمی گرددبه قرآن وکلمه برتر

منظورازعلماء بنی اسرائیل چه کسانی هستند؟چراخدادانستن این زبان راازآنان آیه ای می داندبرای کفار؟

درآیه فوق منظورازعلماء بنی اسرائیل :

1.اولیای خداازقوم بنی اسرائیل که زبانشان عربی نیست

گفته شدزبان کلمه برتروقرآن عربی مبین یاعربی روشنگراست قبل ازنزول قرآن عده ای ازعلمای بنی اسرائیل جزواولیای خدابوده اندوصاحب کتاب  (انه لفی زبرالاولین ) بااینکه عرب زبان نبوده اندهم قرآن رادرک می کردندهم باکلمه برترحکم می راندند

2.شجره طیبه غیرعرب زبان ازنسل بنی اسرائیل

درست است که زبان قرآن وکلمه برتربه زبان عربی است اماوقتی این کلمه باقلم اولیای خدابراین شجره گشوده می شوددرهرجای دنیاکه باشندبازبان خودشان قابل فهم است

 باتوجه به آیات فوق نتیجه می گیریم که دراینجا منظورازعربی مبین زبان ظاهری کلمه برتروقرآن نیست بلکه قابل فهم بودن آن است بسا افرادی بازبان ظاهری وعلمی قرآن آشناینداماقرآن رادرک نمیکنند خدابه پیامبردرسوره فصلت آیه 1می فرماید : حم تنزیل من الرحمان الرحیم کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیالقوم یعلمون فاعرض اکثرهم فهم لایسمعون یعنی قرآن عربی رامی دانندامانمی شنوندیادرک باطنی ندارنداینان درحقیقت همان کفاروشجره ی آنهامی باشند

درآیه «ولونزلناه علی بعض الاعجمین فقراه علیهم ماکانوابه مؤمنین»

نزّلنادراینجا به معنای انزلناآمده است

ضمیر«ه» درنزلناه وقراه برمی گردد به قرآن وکلمه برتر

بعض الاعجمین  اشاره داردبه  بعضی دیگرازعلماء  بنی اسرائیل  غیرعرب زبان  یعنی مشرکان وشجره خبیثه که زبانشان گنگ ومبهم است دراینجامنظورازعجمه نوع زبان است نه زبانی که افرادباآن سخن می گویند

ضمیر«هم » درعلیهم برمی گرددبه علماء بنی اسرائیل (اولیای خداوشجره طیبه که زبانشان عربی نیست )

بنابراین معنای آیه می شود:

اگرنازل می کردیم قرآن رابرمشرکان پس قرائت می کردندآن رابرعلماء بنی اسرائیل(اولیای خداوشجره طیبه ) به آن ایمان نمی آوردندزیراقرآن بازبان گنگ وغیرروشن (زبان عجمه مشرکان) موردتصدیق این شجره قرارنمی گیرد

مایقال لک الاماقدقیل للرسل من قبلک ان ربک لذومغفره وذوعقاب الیم .ولوجعلناه قرآنااعجمیالقالوالولافصلت آیاته ء اعجمی وعربی قل هوللذین آمنواهدی وشفاء والذین لایؤمنون فی آذانهم وقروهوعلیهم عمی اولئک ینادون من مکان بعید.فصلت 44

به توجزآنچه به پیامبران پیش ازتوگفته شده است گفته نمی شودبه راستی که پروردگارتودارای آمرزش ودارنده ی کیفری پردرداست واگرقرآنی عجمه گردانیده بودیم قطعامی گفتندچراآیه های آن روشن بیان نشده ؟ کتابی گنگ ومبهم وبه زبان عربی  ؟ بگواین  برای کسانی که ایمان آورده اندرهنمودودرمانی است وکسانی که ایمان نمی آورنددرگوشهایشان سنگینی است وقرآن برایشان نامفهوم است وآنان راازجایی دورندامی دهند

مایقال لک الاماقدقیل للرسل من قبلک ان ربک لذومغفره وذوعقاب الیم :

زبان قرآن ازلحاظ سبک ومحتوی بازبان اولیاوپیامبران دیگریکی است درصورتی که زبان همه پیامبران عربی نبوده است

ولوجعلناقرآنااعجمیالقالوالولافصلت آیاته ء اعجمی وعربی

اعجمی به معنای  زبان غیرروشن آمده است نه غیرعربی  ادامه آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید لقالوالولافصلت آیاته ء:قطعا می گفتندچراآیاتش روشن بیان نشده است

اعجمی وعربی :زبان غیرروشن بازبان عربی یاعربی غیرفصیح

چون پیامبراکرم ص درمیان قوم عرب زبان به رسالت برانگیخته شداگرقرآن گنگ ومبهم بوداین مردم بااینکه بازبان ظاهری قرآن آشنابودندبه آن ایمان نمی آوردندبه همین خاطرقرآن فرموده است که قرآن بازبان روشن برپیامبرص نازل شده است

بنابراین معنای آیه می شود:

اگرماقرآن رابازبان غیرروشن می آوردیم می گفتندچرازبان روشنی نداردکتابی است غیرروشن امابه زبان عربی  ؟

سوره نحل آیه 103 قرآن راازجانب خدامی داندنه الهامات بشری زیرا زبان آن عجمه یاگنگ نیست  بلکه عربی روشن می باشد :

ولقدنعلم انهم یقولون انمایعلمه بشرلسان الذی یلحدون الیه اعجمی وهذالسان عربی مبین .. ونیک می دانیم که آنان می گویندجزاین نیست که بشری به او می آموزاندزبان کسی که نسبت رابه او می دهندغیرعربی است واین به زبان عربی روشن است

 به همین خاطربه کسانی که ادعای غیرازاین دارندمی فرمایداگرراست می گوییدمثل آن رابیاوریدیعنی مبارزمی طلبد(تحدی ) چگونه ؟

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 28 تیر 1398 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

تولدامام رضا ع

مژده ی آمدنت راازمشهدشنیدم گفتند: تو می آیی بزودی

درخواب بودم که امام هشتم با چهره ای خندان وشادبه پیشم آمدو گفت :آمده ام بروم قم دیدن خواهرم بعددوباره می آیم پیش تو؛ این رابدان که زمان زیادی نمی پایدکه ولی الله اعظم یعنی مهدی موعودخواهدآمددرست پاییزسال قبل بودکه خبرآمدنت راازامام هشتم شنیدم حالابه انتظارنشسته ام تابرسدوعده ی امامم

امام رضا ع راخیلی دوست دارم هروقت ازاو چیزی خواستم به من نه نگفت درسخترین شرایط یاروهمراهم بودازدواجم دراین روزاتفاق افتادوفرزندانم باتوسل به اوپابه این دنیاگذاشتندمبارک است برما این روز عزیز

تولدامام رضاع رابه اولیای زنده وغایب تبریک وتهنیت می گویم

زبان درقرآن قسمت هشتم

5.زبان قرآن وپیامبراکرم ص (قرآن زبان پیامبراست )

1.5.سبک سخن درقرآن

1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

وان ربک لهوالعزیزالرحیم وانه لتنزیل رب العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین .وانه لفی زبرالاولین اولم یکن لهم آیه ان یعلمه علماؤابنی اسرائیل .ولونزلناه علی بعض الاعجمین فقراه علیهم ماکانوا به مومنین .کذلک سلکناه فی قلوب المجرمین لایومنون به حتی یرواالعذاب الالیم .شعراء 195

ودرحقیقت پروردگارتو همان شکست ناپذیرمهربان است وراستی که این وحی پروردگارجهانیان است روح الامین آن رابردلت نازل کردتاازجمله هشداردهندگان باشی به زبان عربی روشن وآن درکتابهای پیشینیان آمده است. آیا برای آنان این خوددلیلی روشن نیست که علمای بنی اسرائیل ازآن اطلاع دارند؟ واگرآن رابربرخی ازغیرعرب زبانان نازل می کردیم وآن رابرایشان می خواندبه آن ایمان نمی آوردنداین گونه دردلهای گناهکاران راهی قرارمی دهیم که به آن نگروندتاعذاب پردردراببینند

وان ربک لهوالعزیزالرحیم وانه لتنزیل رب العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین

وانه لتنزیل رب العالمین

ضمیر«ه » درانه برمی گرددبه ربک (کلمه برتر)

دراینجا«تنزیل » به معنای «نزل به» آمده است

قلب استعاره ازدل پیامبریافضایی که درآن بسرمی بردوکلمه ی دردست او

کلمه «روح الامین » و«عربی مبین » حاکی ازاین معناست که کلمه برتربرمحمدص پاک نازل می شده است وحضرت محمدباکلمه خودآن رابه همان صورت قلم می زده است حاصل آن  قرآن کنونی است

آیه فوق اشاره داردبه این معناکه خداکلمه برتررایکباره برقلب محمدص نازل کرده وزبان این کلمه عربی مبین است همان زبان قرآن

وانه لفی زبرالاولین اولم یکن لهم آیه ان یعلمه علماء بنی اسرائیل»

زبور، زُبُر(جمع): نوشته ، هرکتاب حکمت ، کتاب آسمانی حضرت داوودع

ضمیر«ه » درانه برمی گرددبه کلمه برتروقرآن (نزول این کلمه برقلب محمدص )

بدرستی که کلمه برتروقرآن قطعادرنوشته هاوکتب مقدس پیشینیان است

باتوجه به آیات فوق ملاک زبان ظاهری کلمه برتروقرآن که عربی می باشدنیست زیراپیامبرغیرعرب زبان هم داشته ایم  که کتابش غیرعربی بوده است

ببینیم این معنارادرسوره نحل آیه 44:

وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم فسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون .بالبینات والزبروانزلناالیک الذکرلتبین للناس مانزل الیهم ولعلهم یتفکرون

وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم

ضمیر«ک» درقبلک به چه کسی یاکسانی برمی گردد؟                                       

1.حضرت محمدص

خدابه پیامبرمی گوید: ای پیامبرماقبل ازتوپیامبری نفرستادیم مگرمردانی که وحی می کردیم بسوی آنها

2.کلمه ی حضرت محمدع (کلمه برتر)

رسول هم برپیامبراطلاق می شودهم به کلمه ی اوکه بواسطه آن به نظام ابلاغ پیام می نمایدبه همین خاطرمنظورازرسول می تواندکلمه برترهم باشدآیه 36سوره نحل این معناراتاکیدوتبیین می نماید:

ولقدبعثنافی کل امه رسولاان اعبدوالله واجتنبواالطاغوت ...

ذکر:قرآن ، کتب آسمانی

آیات فوق رامی توان به صورت های زیرخواند:

1.وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم فسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون .

ک (قبلک):رجال : اهل الذکر

2.وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم فسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون بالبینات والزبر

منظورازرجال چه کسانی می باشند؟ چرا؟

پیامبران وکلمات آنهابه اعتبارخودآنها؛ قرینه درآیه فوق «نوحی الیهم و بالبینات والزبر»می باشد بینات یادلایل روشن رابانوشته ها ویاحکمت هامی آوردتابیانگرکاراولیای خداباشد

آیه رامی توان اینگونه خواند:

وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم ...بالبینات والزبر

3.فسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون بالبینات والزبر

مخاطب فسئلوا چه کسانی هستند؟

برای جواب به این سؤال بایدرجوع کنیم به آیات قبل:

لیبین لهم الذی یختلفون فیه ولیعلم الذین کفرواانهم کانواکاذبین . انماقولنالشی اذااردناه ان نقول له کن فیکون والذین هاجروافی الله من بعدماظلموالنبوئنهم فی الدنیاحسنه ولاجرالاخره اکبرلوکانوایعلمون الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون .سوره نحل آیه 39

1.کفاروشجره خبیثه

لیبین لهم الذی یختلفون فیه ولیعلم الذین کفرواانهم کانواکاذبین .

مخاطب اصلی سئلوا کفارمی باشندکه عامل اصلی اختلاف بین مردمند؛ درآیه فوق کفاررابه پرسش ازاهل ذکریادانندگان قرآن وکتابهای آسمانی ارجاع می دهد

2.شجره طیبه

والذین هاجروافی الله من بعدماظلموالنبوئنهم فی الدنیاحسنه ولاجرالاخره اکبرلوکانوایعلمون الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون

 ضمیرفاعلی «واو» درسئلوا برمی گرددبه «الذین هاجرواالذین صبروا» یعنی شجره طیبه

منظورقرآن ازاهل ذکرچه کسانی هستند؟چرا؟

1.پیامبران واولیای خدا

اهل الذکردارای بینات وحکمتند

واو«والزبر » عطف می شودبه «ب» دربالبینات دراصل اینگونه است :

فسئلوااهل الذکر-ان کنتم لاتعلمون –بالبینات وبالزبر

2.شجره طیبه

ذکر:قرآن ، کلمه برتر

قرآن یاذکردرحقیقت تفصیل کتاب یاکلمه برتراست آیه زیربه این موضوع اشاره دارد:

وماکان هذاالقرآن ان یفتری من دون الله ولکن تصدیق الذی بین یدیه وتفصیل الکتاب لاریب فیه من رب العالمین .سوره یونس آیه 38

دراصل قرآن یاذکر(کلمه برتر)بواسطه پیامبران برشجره طیبه گشوده می شودزیراآنان اهل یالشکرقرآنندوطالب دلایل روشن ؛ خدابه آنهامی گویداگرچیزی رانمی دانیدازپیامبران یااهل ذکربپرسیدادامه آیه این موضوع راتاکیدوتبیین می نماید:

وانزلناالیک الذکرلتبین للناس مانزل الیهم ولعلهم یتفکرون

 لتبین الناس مانزل الیهم:نزول تدریجی  قرآن براین شجره برای آنچه رانمی دانندمی باشد

ضمیر«هم » درلعلهم برمی گرددبه :

1.شجره طیبه

بنابراین معنای آیه می شود:وبیکباره نازل کردیم قرآن رابرتوبرای اینکه تبیین کنی آنچه رابه تدریج برآنهانازل می شود امیداست ایشان تفکرنمایند

2.کفاروشجره خبیثه

بنابراین معنای آیه می شود:وبیکباره نازل کردیم قرآن رابرتوبرای اینکه تبیین کنی آنچه رابه تدریج برآنها نازل می شود. کفارازطریق شجره طیبه آنچه راپیامبران (اهل ذکر)برآنهانازل می کنندمی بینندچون کفاراهل تفکردرقرآن نیستندبنابراین معنای آیه ی « لعلهم یتفکرون » می شودشایدکفارتفکرکنند

درنتیجه  آیه 44 سوره نحل(وماارسلنامن قبلک الارجالانوحی الیهم فسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون .بالبینات والزبروانزلناالیک الذکرلتبین للناس مانزل الیهم ولعلهم یتفکرون ) به این موضوع اشاره داردکه کتابهای آسمانی (زبر) باتوجه به دارندگان آنهاکه پیامبرانند ازلحاظ سبک وسیاق باقرآن یکیست

سوره انبیاآیه 105 «ذکر» رابه معنای «قرآن » ،«کلمه برتر» و«تورات » بکاربرده است :

ولقدکتبنافی الزبورمن بعدذکران الارض یرثهاعبادی الصالحون .

زبور:کتاب آسمانی حضرت داوودع ،نوشته ، حکمت

منظوراز«زبور» آن کتابی است که به حضرت داوودنازل شدچه درجای دیگرنیزآن رابه این نام اسم برده وفرموده «وآتیناداودزبورا،سوره نساء آیه 163و سوره اسری آیه 55»...وبعضی ازمفسرین گفته اندمراداز«ذکر» تورات است به دلیل اینکه خدای تعالی آن رادردوجای ازاین سوره ذکرنامیده یکی درآیه «فئسلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون » دوم درآیه «وذکراللمتقین ».وبعضی دیگرگفته اندمنظوراز«ذکر» قرآن است به دلیل اینکه خدای عزوجل آن رادرچندجای ازکلامش ذکرنامیده وبنابراین قول آن وقت بعدازقرآن بودن زبورابااینکه قبل ازآن نازل شده عیبی نداردچون مرادازبعدیت ، بعدیت رتبی است نه زمانی

تفسیرالمیزان ج 14 ص 465

نکته : باتوجه به اینکه قرآن همان تفصیل کلمه برتراست درآیه فوق منظوراز«ذکر» می تواندکلمه برتر(کتاب )باشدزیراتمام اولیای خداازابتدای خلقت بااین کلمه کارمی کرده اند به همین خاطر«زبور» رابعد «ذکر» آورده است.

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 22 تیر 1398 | 10:54 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

واما شهرمقدس قم

نرسیدم وبلاگ راآبدیت کنم . تولدحضرت فاطمه معصومه س هفته ی پیش بوداین دخترمظلوم امام موسی کاظم ع  باهمه ی سختیهایی که درپیش رو داشت به بهانه ی آمدن امام رضا ع به ایران  به قم سفرکردتاپایه گذاراسلام ناب محمدی باشداین دخترمعصوم ومظلوم امام باعمرکوتاهی که داشت خیربسیاری رانصیب ما شیعیان نمودازآن روز تاامروزوتاقیامت

تولد وی رابه اولیای زنده وغایب ع تبریک وتهنیت می گویم

زبان درقرآن قسمت هفتم

4.تفاوت نداشتن زبان پیامبران بازبان قومشان (زبان قوم :فارسی ، عربی ...)

الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید

الله الذی له مافی السموات ومافی الارض وویل للکافرین من عذاب شدیدالذین یستحبون الحیاه الدنیاعلی الاخره ویصدون عن سبیل الله ویبغونهاعوجا اولئک فی ضلال بعید وماارسلنامن رسول الابلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاءوهوالعزیزالحکیم ولقدارسلنا موسی بایاتناان اخرج قومک من الظلمات الی النوروذکرهم  بایام الله ان فی ذلک لآیات لکل صبارشکور. واذقال موسی لقومه اذکروانعمه الله علیکم اذانجاکم  من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب ویذبحون ابناء کم ویستحیون نساء کم وفی ذلکم بلاء من ربکم عظیم واذتاذن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم ولئن کفرتم ان عذابی لشدید.سوره ابراهیم آیه 4

الف ، لام ، راء .کتابی است که آن رابه سوی تو فرود آوردیم تامردم رابه اذن پروردگارشان

 ازتاریکیها به سوی روشنایی بیرون آوری به سوی راه آن شکست ناپذیرستوده خدایی که آنچه درآسمانهاوآنچه درزمین است ازآن اوست و وای برکافران ازعذابی سخت  همانان که زندگی دنیا رابرآخرت ترجیح می دهندومانع راه خدامی شوندوآن راکج می شمارندآنان درگمراهی دورودرازی هستنددکه دروماهیچ پیامبری راجزبه زبان قومش نفرستادیم تابرای آنان بیان کندپس خداهرکه رابخواهدبی راه می گذاردوهرکه رابخواهدهدایت می کندواوست ارجمندحکیم .ودرحقیقت موسی راباآیات خودفرستادیم که قوم خودراازتاریکیها به سوی روشنایی بیرون آوروروزهای خدارابه آنان یادآوری کن که قطعا دراین برای هرشکیبای سپاسگزار ی عبرتهاست وهنگامی راکه موسی به قوم خودگفت نعمت خدارابرخودرابرخودبه یادآورید آنگاه که شماراازفرعونیان رهانیدکه برشماعذاب سخت روامی داشتندوپسرانتان راسرمی بریدندوزنانتان رازنده می گذاشتندودراین برای شما ازجانب پروردگارتان آزمایشی بزرگ بودوآنگاه که پروردگارتان اعلام کردکه اگرواقعاسپاسگزاری کنیدشماراافزون خواهم کردواگرناسپاسی نماییدقطعا عذاب من سخت خواهدبود

منظورقرآن ازاینکه الرکتاب یانامه ایست که نازل شده است بسوی پیامبرچیست ؟

چه زبانی انسانهاراازتاریکی ها به سمت نورهدایت می نماید؟

الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید

کتاب : نامه ، نقش قلم پیامبر

ضمیر«ه » درانزلناه برمی گرددبه کتاب(الر) یاقرآن

ضمیر«ک » درالیک برمی گرددبه «الله » دربسم الله

چه کسی یاکسانی ، الله یاکلمه برترراموردخطاب قرارمی دهند؟

1.امرخدای یگانه  به پیامبراکرم  است ازطریق کلمه  برترتاکتاب یانامه (الر) رااجرانماید

2. امرپیامبراکرم ص به کلمه برتریاکلمه ی خودمی باشدبرای اجرای نامه یاکتاب (الر)

الرکتاب انزلناه الیک:

الرکتاب یانامه ای است که نازل کردیم بسوی تو

لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید

برای اینکه خارج کنی مردم راازبرخی ازظلمات بسوی نوربه اذن پروردگارشان به سوی راه خدای عزیزحمید

من الظلمات : ازبرخی تاریکیها

من الظلمات الی النور: ازبرخی ظلمات بسوی نور

رب : سرپرست یاپروردگار

ضمیر«هم » برمی گرددبه ناس یعنی پروردگارمردم

باذن ربهم : بااجازه رب مردم 

 رب مردم دوتاست : پیامبران وکلمه آنهاواسمهای فعال خدادرنزدمشرکان(کلمات کفر)

بنابراین معنای دقیق آیه می شود:

1.الرنامه یاکتابی است که نازل کردیم(خدای یگانه بواسطه فرشته ها) آن را بسوی توای کلمه الله یاپیامبر(خداغیرمستقیم باکلمه ی برتریاپیامبرسخن می گوید)تاخارج کنی مردم راازبرخی تاریکیهابسوی نوربه اذن پروردگارشان بسوی راه عزیزحمید

2.الرنامه یاکتابی است که نازل کردیم (پیامبرص بواسطه فرشته هایش ) بسوی توای کلمه برتر تاخارج کنی مردم راازبرخی تاریکیهابسوی نوربه اذن پروردگارشان بسوی راه عزیزحمید

درحقیقت خدا، کلمه ی برترخودرا« رب» همه ی کلمات می داندکلمه ای که برهمه ی کلمات احاطه داردوهمه ی کلمات ازاو نورمی گیرندو بواسطه او زنده اندازآن جهت که پیامبرصاحب این کلمه است ومسئول هدایت انسانها،امرخداوندبه اوست برای هرکسی که طالب هدایت باشد

ادامه آیه آن راتاکیدوتبیین می کند

کلمه ی الله عطف بیان ازالله دربسم الله ، ک درالیک والعزیزالحمید

الله الذی له مافی السموات ومافی الارض

خدایی که هرچه درآسمانهاوزمین است برای اوست یعنی رب همه ی کلمات

نکته : یکی ازنامه هایاکتاب یانقش قلم پیامبر«الر» است که بیکباره بواسطه کلمه اش برمومن ومسلمان نازل شده است البته به اذن پروردگارشان اگربرمومن گشوده شودبه همه شناختها یکباره دست پیدامی کند (رب آنهاکلمه ی پیامبریاکلمه برتراست )واگربرلشکرکفار(نقش قلم آنها)واردشودراههای کفروتاریکی به آنها بسته شده وبه شناختهای درست می رسندقرآن به همین خاطرکلمه ی « باذن ربهم » راذکرکرده تابه مابگویدشرط بیرون آمدن لشکرکفرازتاریکی هابسوی راه خدااجازه ی سرپرستان کافرشان می باشدادامه ی آیه این معناراتبیین می نماید:

وویل للکافرین من عذاب شدیدالذین یستحبون الحیوه الدنیاعلی الاخره ویصدون عن سبیل الله ویبغونهاعوجا اولئک فی ضلال بعید

چراقرآن فرموده است برخی ازظلمات ؟

زیرامومنین بخاطرهربارقلم مشرکان دارای برخی ازشناختهای نادرست می شوندیک بارقلم اولیای خداآنهاراازتمام تاریکیها بیرون می آورد اما لشکریااهل مشرکان چون دراصل خلقت بامومنان تفاوت دارندووجودآنهادارای بارآتش است بایک بارقلم اولیای خدا(یک کتاب یایک نامه ی آنها)پاک نمی شوندبلکه بایدتمام کلمه برتربرآنها گشوده شده واجراگردد

وماارسلنامن رسول الابلسان قومه

ضمیرفاعلی «نا» برمی گردد به الله و پیامبر

بنابراین معنای آیه می شود:

نفرستادیم هیچ پیامبری رامگربه زبان قومش

منظورازارسال رسول گشوده شدن کلمه پیامبران بانقش قلم آنهاهرباربرمردم درهرزمان

منظورقرآن درآیات فوق اززبان قوم هرپیامبرچیست ؟

1.زبان قوم زبان مردمی  است که در محل ابلاغ رسالت پیامبران زندگی می نمایند

مثلا زبان قوم بنی اسرائیل زبان عبری بودحضرت عیسی ، داوودوموسی و... درآن زمان به همان زبان سخن می گفتندوحضرت محمدص زبانش عربی بودوازمیان قوم عرب زبان برای رسالت برخاست پیامبرانی  فارسی زبان نیزبوده اندکه ازمیان قوم فارس به پیامبری برگزیده شده اند

2.زبان قوم زبان اهل یاشجره طیبه درکل کلمه است

زبان آنها زبان فطرت می باشد ؛نقش قلم هرپیامبری درهرفردازآنها به زبان معمولی آنهاترجمه شده وبه آنها شناخت می دهد

چراخداهرپیامبری رابه زبان قومش فرستاده است ؟

خداپیامبران رابه زبان قومشان فرستادتا آیات خودرابه وضوح برای ایشان بیان نمایدوهدایت کندآنهاراازتاریکی ها به سمت نور:

لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاءوهوالعزیزالحکیم ولقدارسلنا موسی بایاتناان اخرج قومک من الظلمات الی النوروذکرهم  بایام الله ان فی ذلک لآیات لکل صبارشکور.

5.زبان قرآن وپیامبراکرم ص

قرآن زبان پیامبراست

بل الانسان علی نفسه بصیره ولوالقی معاذیره لاتحرک به لسانک تعجل به ان علیناجمعه وقُرآنه  فاذاقرَأناه فاتبع قُرآنه ثم ان علینابیانه .قیامه 16

بلکه انسان خودبرنفس خویشتن بیناست .هرچنددست به عذرتراشی زند.زبانت رازودبه حرکت درنیاوردتادرخواندن شتابزدگی به خرج دهی .درحقیقت گردآوردن وخواندن آن برماست پس چون آن رابرخواندیم قرآنش رادنبال کن سپس توضیح آن برعهده ماست

1.5.سبک سخن درقرآن

1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1398 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زبان درقرآن – قسمت ششم

زبان اولیای خدا:

3.پیامبران هم عصر دررشدزبان مردم به هم کمک می کنند

ادامه شرح سوره قصص آیه 26به بعد:

وان الق عصاک فلمارءاهاتهتزکانهاجان ولّی مدبراولم یعقب یاموسی اقبل ولاتخف انک  من الآمنین اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء واضمم الیک جناحک من الرهب فذنک برهانان من ربک الی فرعون وملاءه انهم کانواقومافاسقین .قال رب انی قتلت منهم نفسافاخاف ان یقتلون واخی هارون هوافصح منی لسانافارسله معی ردء ایصدقنی انی اخاف ان یکذبون قال سنشدعضدک باخیک ونجعل لکماسلطانافلایصلون الیکمابآیاتناانتماومن اتبعکماالغالبون

واضمم الیک جناحک من الرهب

درسوره طه آیه 8 شبیه همین آیه راداریم :

واضمم یدک الی جناحک تخرج بیضاء من غیرسوء آیه اخری

منظورازجناحک دراین دوآیه چیست ازنظرمضمون دوآیه چه فرقی باهم دارند؟

یدبه معنای دست

جناح:بال ، بازو،دست

یدوجناح استعاره ازکلمه برتر

جناح نقش قلم حضرت موسی ع می باشدکه باکلمه خودبه زوج خودیااهل خودمی فرستد

قرآن درسوره طه آیه 8 می فرماید :« واضمم یدک الی جناحک تخرج بیضاء من غیرسوء آیه اخری»: اضافه کن دستت رابه بازویت خارج می شودسفیدبی عیب این آیه یامعجزه دیگراست

 واضمم یدک

 موسی تو خودکلمه ای (ید)پس حرف بزن

الی جناحک

تابه نقش قلمت  برودواضافه شود

نکته : وقتی سخن موسی به نقش قلم او(زوج ،اهل یابازو)اضافه می شودهمانگونه که پاک و بی عیب بوددرنقش قلم اومی ماند

قرآن درسوره قصص آیه 32می فرماید: واضمم الیک جناحک من الرهب. اضافه کن به خودت دستت یابازویت راازروی ترس

جناحک دراینجا استعاره ازکلمه برتردیگر

اضافه کن به خودت بازویت (اهلت ) را: دراینجا منظورازاهل ، هارون برادرموسی ع (کلمه ی برتردیگر) است که ازاولیای خداست ووزیروکمک کاراوست

چراقرآن می فرمایداهلت راازروی ترس به خودت اضافه کن ؟

ادامه آیه آن راتبیین می نماید

اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء واضمم الیک جناحک من الرهب فذنک برهانان من ربک الی فرعون وملاءه انهم کانواقومافاسقین

فذنک برهانان من ربک الی فرعون وملاءه انهم کانواقومافاسقین .

ذانک :ضمیراشاره دومرجع دارد: یدک وجناحک

دست وبازویت دوبرهان ازپروردگارت می باشدبرای فرعون ولشکراو

ضمیر«هم » درانهم برمی گردد به فرعون وملاءه

فرعون ولشکراوقومی فاسقند

 قال رب انی قتلت منهم نفسافاخاف ان یقتلون

فاعل قال موسی ع می باشد

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به فرعون وملاءه

فرعون وملاء ه دومعنی رادربردارد:

1.فرعون ولشکرآشکاراو

2.نقش قلم فرعون

نفس : نقش قلم فرعون یاکلمه فرعون می باشدوملاء فرشته های کلمه ی اوکه پرهستندازبارآتش

منظورحضرت  موسی ع ازاینکه می فرماید: من ازایشان نفسی راکشتم چه می باشد؟

موسی بواقع فردی ازلشکرفرعون رانکشته  بلکه کلمه فرعون راریزش داده زیرافرعون بانقش قلم خودبارآتش براهل او(زوج کلمه برتر) ریخته است

فااخاف یقتلون

می ترسم مرابکشندیعنی شمارفرشته های مراکم کنندوکلمه مرابه انحراف برده واهلم رابکشند

واخی هارون هوافصح منی لسانا فارسله معی ردء ا یصدقنی

وقتی موسی ع قلم می زند وسخن  می گوید چون بواسطه مشرکان پوشش می خورد فصاحت زبان موسی کم شده  بنابراین اگر هارون ع سخن بگویدبه فرشته های موسی ع اضافه شده وزبان موسی ع یا نقش قلم او قوت می گیردگفته شداین قسمت ازآیات مربوط به زمان خلقت موسی وبرادرش هارون بدست خداوندیگانه است حال خدا اززبان موسی علت اولیا قراردادن هارون رابیان می نمایددراینجاقرآن می خواهدبه مابفهماندکه اولیای خدادررشد زبان مردم به هم کمک می نمایندادامه آیه آن راتبیین می نماید

 انی اخاف ان یکذبون

وقتی فرشته های موسی کم شودنقش قلم کافران قوت می گیردوافرادشجره طیبه درتشخیص شناختهای خوددچارتردیدمی شوندوشناختهای درست راقبول نمی کنند

قال سنشدّعضدک باخیک ونجعل لکماسلطانافلایصلون الیکمابآیاتناانتماومن اتبعکماالغالبون

فاعل قال ، «الله» یا«کلمه برتر»است لازم به ذکراست که خداازطریق کلمه برتر،بااولیای خودسخن می گوید

بزودی تقویت می کنیم بازویت را( کلمه ات رایافرشته هایت را)بواسطه برادرت که خودکلمه است قرینه لکماسلطانا

فلایصلون الیکمابآیاتناانتماومن اتبعکماالغالبون

پس نمی رسندبه شمادوتابواسطه آیات ما؛ شماوهرکس تبعیت نمایدشمادوتاراایشان غلبه کنندگان می باشندیاپیروزند

نکته : نیرومندشدن بازوی موسی بواسطه برادرش هارون همان سخن گفتن هارون درقلم موسی یاقلم زدن هارون بعدازموسی وسخن گفتن موسی درکلمه ی هارون ونقش قلم او می باشد

ونیز: لنریک من آیاتناالکبری اذهب الی فرعون انه طغی قال رب شرح لی صدری ویسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی واجعل لی وزیرامن اهلی هارون اخی . اشددبه ازری واشرکه فی امری .کی نسبحک کثیراونذکرک کثیرا.انک کنت بنابصیرا. سوره طه آیه 27 

 تابه تو معجزات بزرگ خودرابنمایانیم .به سوی فرعون بروکه او به سوی برخاسته است .گفت پروردگاراسینه ام راگشاده گردان وکارم رابرای من آسان ساز واززبانم گره بگشای سخنم رابفهمندوبرای من دستیاری ازکسانم قرارده ، هارون برادرم راپشتم رابه اواستوارکن . واوراشریک کارم گردان تاتورافراوان تسبیح گوییم وبسیاربه یادتوباشیم . زیراتوهمواره به مابینایی

نکته : واحلل عقده من لسانی : گره اززبانم بگشای یعنی وقتی نقش قلم من درزوج کلمه ی من می رودنگذارتوسط کلمه مشرکان دچارگره ومشکل شودآیه یفقهواقولی : یعنی گفتارم راچه درکلمه چه درسخن قابل فهم کن ؛ این معناراتاکیدوتبیین می نماید.موسی ع برای این منظورازخدا می خواهدبرادرش رامشاوروکمک کاراودراین امرقراردهد:

«واجعل لی وزیرامن اهلی هارون اخی . اشددبه ازری واشرکه فی امری .کی نسبحک کثیراونذکرک کثیرا.انک کنت بنابصیرا».

ونیز: سوره شعراء آیه 13

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1398 | 12:10 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زبان درقرآن – قسمت پنجم

زبان اولیای خدا:

3.پیامبران هم عصر دررشدزبان مردم به هم کمک می کنند

فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعلکم تصطلون فلمااتاهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة  ان یاموسی انی اناالله رب العالمین .وان الق عصاک فلمارءاهاتهتزکانهاجان ولّی مدبراولم یعقب یاموسی اقبل ولاتخف انک  من الآمنین اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء واضمم الیک جناحک من الرهب فذنک برهانان من ربک الی فرعون وملاءه انهم کانواقومافاسقین .قال رب انی قتلت منهم نفسافاخاف ان یقتلون واخی هارون هوافصح منی لسانافارسله معی ردء ایصدقنی انی اخاف ان یکذبون قال سنشدعضدک باخیک ونجعل لکماسلطانافلایصلون الیکمابآیاتناانتماومن اتبعکماالغالبون.سوره قصص 29

وچون موسی آن مدت رابه پایان رسانیدواهلش رابردآتشی راازدوردرکنارطورمشاهده کردبه خانواده ی خودگفت بمانیدکه من آتشی دیدم شایدخبری ازآن یاشعله ای آتش برایتان بیاورم باشدکه خودراگرم کنیدپس چون به آن رسیدازجانب راست وادی درآن جایگاه مبارک ازآن درخت نداآمدکه ای موسی منم من خداوندپروردگارجهانیان وفرمودعصای خودرابیفکن پس چون دیدآن مثل ماری می جنبدپشت کردوبرنگشت ای موسی پیش آی ومترس که تودرامانی دست خودرابه گریبانت ببرتاسپیدبی گزندبیرون بیایدوازاین هراس بازویت رابه خویشتن بچسبان این دو برهان ازجانب پروردگارتواست به سوی فرعون  وسران او برو زیراآنان همواره قومی نافرمانندگفت پروردگارامن کسی ازایشان کشته ام می ترسم مرابکشندوبرادرم هارون ازمن آورتراست پس اورابامن به دستیاری گسیل دارتامراتصدیق کندزیرامی ترسم مراتکذیب کنندفرمودبه زودی بازویت رابه برادرت نیرومندخواهیم کردوبرای شماهردوتسلطی قرارخواهیم دادکه باوجودآیات مابه شما دست نخواهندیافت شماوهرکه شماراپیروی کندچیره خواهیدبود

سوره قصص شرح داستان زندگی حضرت موسی ازخلقت تاتولدورسیدن به پیامبری می باشدآیات فوق اشاره داردبه زمان خلقت حضرت موسی توسط خداوند ؛ قرآن بابیان این داستان بارآتش یاناپاکی رادروجودموسی ع وکلمه ی اوبکلی نفی می نماید

اهل استعاره ازکلمه ی دردست موسی که همان لشکریافرشته های او هستند

موسی به اهل یاکلمه ی خودمی فرمایدشمادراینجابمانیدتامن بروم ازکنارطوربرای شماآتش بیاورم یاخبری ازآن:

 «فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعلکم تصطلون»

قرآن بابیان این موضوع وجودآتش یاناپاکی رادرکلمه موسی بکلی نفی می نمایدزیرادرادامه ی آن می فرماید: فلمااتاها

ف درفلماتاخیروترتیب ذهنی رامی رساندتامابتوانیم بفهمیم  وقتی کلمه یا عصای موسی  مارشد (بارآتش گرفت)ازآتش دوربود( گفته شدموسی ازجایگاه کلمه حرکت کردوبه اهل ولشکرخودگفت همانجابمانند)؛ فلماآتاها؛ پس وقتی موسی به آتش رسید

آیه « فلمااتاهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة ان یاموسی انی اناالله رب العالمین» اشاره داردبه این معناکه به موسی ازطریق کلمه برتروحی می شده است

وان الق عصاک فلمارءاهاتهتزکانهاجان ولی مدبراولم یعقب :واینکه بیندازعصایت راپس درآن وقت عصارادیدمی جنبدگویی ماری است؛ پشت کردوبرنگشت ای موسی بیاونترس هماناتودرامانی

الق : بیفکن یاقلم بزن

عصا استعاره ازاهل( کلمه ی موسی) یاابزارکارحضرت موسی ع

جان :جن ، قسمی ازمارسفید

ضمیر«ها» دررءاها برمی گرددبه عصا

ولّی شی :رویگردان شد، پشت کرد

دبرادبر:پشت داد، عقب وسپس رفت

وقتی موسی با کلمه خودنقش می زند واین نقش برشجره طیبه واردمی شودچون باپوشش قلم مشرکان بازمی شودبرآن آتش بارمی شودخدادراین حالت عصای موسی رابه مارتشبیه کرده است ماری خوفناک .

قرآن می گوید: وقتی عصای موسی مارشدموسی ازعصاروی برگرداند یعنی کلمه موسی به نقش قلم اودرشجره طیبه نچسبیدوبااویکی  نشد

 وپشت نکردیعنی ازآن جداهم نشد

منظورقرآن ازاینکه موسی ازعصای خوددرحالی که مارشده رویگردان شدوپشت نکردچیست ؟

قرآن بابیان این موضوع به این نکته اشاره می نمایدکه پیامبران خودکلمه اندودارای کلمه (اسم اعظم خدا)وقتی باآن نقش  می زنندوبه اهل خودمی فرستندفرشته های کلمه ی  آنهادرحالی که پیوسته ازپیامبران نورمی گیرنداماازآنها جدایندآیه «یاموسی اقبل ولاتخف انک  من الآمنین» ای موسی بیاونترس هماناتودرامانی این معناراتاکیدوتبیین می نماید

نتیجه : به این ترتیب نه موسی  بارآتش می گیردنه کلمه ی موسی

اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء

اسلک :درآوریاداخل کن دستت را

ید استعاره ازکلمه برتر، عصایاابزارکارموسی ، نقش قلم موسی ع دراینجااستعاره ازسخن موسی ع می باشدزیراموسی خودکلمه است

جیب استعاره از گریبان ، یقه ، نقش قلم موسی درزوج کلمه برتر

دستت رادرگریبانت فروببریاداخل کن : سخن بگو

اولیای خداوقتی صحبت می کنندفرشته ها حرفهای آنهارابه کلمه ی خودآنهایانقش قلمشان می برندودررشدسریعترکلمه ودرک مردم تاثیرمی گذارند

ضمیرفاعلی «هی» درتخرج برمی گرددبه «یدک»

خارج می شوددستت سفیدبی عیب

سخن تو– ازنقش قلم تو-  پاک و بی عیب بیرون می آیدهمانگونه که بود

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1398 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم