میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

انتظارفرج

درکوچه های مدینه قدم می زنم جای پاهای ترامی بویم شنیده ام ازهمین جا می آیی به چادرسفیدگل گلی ام نگاه می کنم می دانی آن راخریده ام برای روزی که توبیایی تا اولین نمازجمعه ام رابه تواقتداکنم ؟روزهای دلتنگی وچشم انتظاری راپشت سرمی نهم روزهای تنهایی . پرسه زدن بی امام برای من سخت است کاش توزودتربیایی کاش بشکندقفس این تنهایی! جای همه ی شماخالی است بخصوص امامی که سالهاست ازپیش مارفته

زبان درقرآن – قسمت چهارم

زبان اولیای خدا:

2.تفاوت زبان پیامبران درظاهر

ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجالتسکنوا الیهاوجعل بینکم موده ورحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون .ومن آیاته خلق السموات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لایات للعالمین .سوره روم آیه  23

آسمانها:کلمه برتر

زمین : زوج کلمه برتر

زبان کلمه برتردوگونه است :

الف ) زبان اولیای خدا

زبان اولیای خدادرحالی که ازلحاظ سبک ونوع سخن یکی است - دراصل رونوشتی ازکلمه اصلی است - به ظاهرباهم فرق دارد؛ وقتی اولیای خداباکلمه برترقلم می زنندچون هرکدام نقش خودرامی زنند  به فرم وشیوه ی خودآن ولی منتشرمی شود زبان پیامبراکرم ص زبان قرآن است اگربه نهج البلاغه بدقت نگاه کنیم ازلحاظ سبک ونوع سخن چون قرآن است امادرفرم بیان فرق دارد

ب) زبان زوج کلمه

گوناگونی فرشته هادرکلمه برترگوناگونی سخن رامی آفریندهرفردباتوجه به اسم خودوجایگاه اودرکلمه فرم سخنش بافرددیگرفرق دارد

3.پیامبران هم عصر دررشدزبان مردم به هم کمک می کنند

ببینیم این معنارادرسوره قصص آیه 26

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 14 خرداد 1398 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وامادنیا

ای دنیاچه کردی باعلی ع این پدرصالح که درغربت نخلستانهامی گریست

ای دنیا چه کردی باعلی ع که این پدرصالح سالهاخانه نشین شد

ای دنیاچه کردی باعلی ع که ترک ترارستگاری دید

ای دنیا ای کوفیان چه کردیدباعلی ع درمحراب ؟

ای کوفیان لعنت خدابرشما! به لعنت دچاریدکه اینگونه شقی گشته اید!

نوح ع دردعابه خدافرمود:خدایا یک نفرازاینهاراروی زمین باقی نگذار!الهی آمین

شرح سوره قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

اناانزلناه فی لیله القدر. وماادراک مالیله القدر لیله القدرخیرمن الف شهرتنزل الملائکه والروح فیهاباذن ربهم من کل امرسلام هی حتی مطلع الفجر

اناانزلناه فی لیله القدر

ضمیر«ه » درانزلناه برمی گرددبه « الله » دربسم الله:

الله : کلمه الله یاکلمه برتر، قرآن

چراخدا زمان نزول قرآن یاکلمه برتررا شب می گوید؟

زیرانزول کلمه برترباتوجه به سه زمان شب نامیده می شود:

1. شب استعاره از: عدم

وقتی خداکلمه برتررادرعدم خلق کرد

2. شب استعاره از:تاقیامت ،تاآخرت

اجرای این کلمه تاقیامت وآخرت راشب می گویند

3. شب استعاره از :شب کلمه

هرزمان که نامه ی اولیای خدابرشجره طیبه(زوج کلمه) گشوده می شود

چراشب قدرمی گوید؟

قدر:اندازه ی چیزی ، میانه ی پالان ،میانه ی زین ، سرشانه ، توانایی ، توانگری ، فراخی

چون باتوجه به خالق ومجریان آن (باذن ربهم ) بنابرایام مذکور(شبهای مقدس)اندازه گیری واجرامی شود

وماادراک مالیله القدرلیله القدرخیرمن الف شهرتنزل الملائکه والروح فیهاباذن ربهم من کل امرسلام هی حتی مطلع الفجر

هزارماه : هزارماه - هرماه سی روزاست سی ناظربه سی جزء قرآن نیزهست - استعاره اززوج کلمه برتریعنی اهل یاشجره طیبه ، یک قرآن برابرهزار

چراشب قدرازهزارماه بهتراست ؟

شب قدرشب خلقت کلمه برتراست چون این کلمه پاک است ازهزارماه یعنی ازبرابرآن که اهل یالشکراولیای خداست بهتراست زیرابرکلمه برترناپاکی بارنمی شودامابه اهل آن (زوج آن)توسط مشرکان آتش بارمی شود

ضمیر«ها » درفیهابرمی گرددبه لیله القدر

منظورازملائکه و روح درآیه فوق چیست ؟

قرآن کلمه ی اولیای خداراروح ونقش قلم آنهاکه بااسماء شجره طیبه می باشدرا ملائکه می گوید

وماادراک مالیله القدر

وتوچه می دانی شب قدرچیست ؟

آیات بعدشرح تفصیلی شب قدرمی باشد:

1.شب قدرشبی است که خداکلمه برتررانازل کرد یاخلق کردیافرستادکلمه ای که اززوج خودبهتراست شب خلقت این کلمه فرشته ها وکلمات اولیای خدادراین کلمه برای انجام هرکاری قرارداده شدندتاوقت آخرت سلامتی وپاکی بیاورند (طلوع فجر)

2. شب قدرشبی است که خداقرآن رابیکباره (انزلناه)برمحمدص نازل  کردقرآن مجلددرنزدمردم همان تفصیل کلمه ی برتراست این کلمه اززوج خودبهتراست تنزل یا نزول تدریجی آن بواسطه کلمه  ی محمدص می باشدکه فرشته های آن برای انجام هرکاری فرستاده می شوندتازمان نزول دیگر سلامتی وپاکی بیاورند(طلوع فجر)

3.شب قدرشبی است که اولیای خداازعدم بتدریج  به دنیامی آیند(طلوع فجر)برای اجرای کلمه الله تاقیامت (طلوع فجر)

4.شب قدرشبی است که اولیای خداقلم می زنند این شب ازهزارماه (زوج کلمه برتر)بهتراست زیرا ملائکه وروح درآن شب باقلم پاک اولیای خدا نازل می شوندتااجرای کلمه بعدزندگی وسلامتی بیاورند(طلوع فجر)

5. شب قدرشب اجرای کلمه برتراست توسط اولیای خدا تاآخرت این شب اجراازهزارماه بهتراست زیراشبی است که ملائکه وروح درآن شب نازل می شوندبرای انجام هرکاری تا آخرت (طلوع فجر)تاآن زمان سلامتی وپاکی بیاورند

ادامه دارد...

2.تفاوت زبان پیامبران درظاهر



تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1398 | 01:26 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

واماعلی ع

وماادراک مالیله القدر

وتوچه می دانی شب قدرچیست ؟

 براستی شب قدرچیست ؟

 بایدعلی ع رادانست تادانست شب قدرچیست

 چراشب قدرازبهترین شبهاست ؟

 بغض فروخورده درگلوبه توفکرمی کنم که دشمنانت هم وقتی بخواهندقیافه ی حق بگیرندتورامثل خودنشان می دهندچرادرلحظه ی شهادت غریبانه درمسجدکوفه گفتی بخدای کعبه که رستگارشدم مگراین دنیاچه کردباتو؟

ای پدرامت بزودی فرزندت عدالتی که توخواهان آن بودی برقرارخواهدکردوماآن روزرابه نظاره نشسته ایم

شرح سوره قدررادرشب شهادت مولاوسرورم خواهم گفت

زبان درقرآن – قسمت سوم

اختلاف زبانهادرقرآن

انواع زبان درقرآن ازلحاظ سبک ومحتوی

ومن آیاته خلق السموات والارض واختلف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لایات للعالمین .روم 23

وازنشانه های قدرت او آفرینش آسمانها وزمین واختلاف زبانهای شماورنگهای شماست قطعا دراین برای دانشوران نشانه هایی است .

قرآن زبانهاراچون رنگهاازلحاظ سبک ومحتوی درکلمات ومردم گوناگون ومختلف بیان می دارد(رجوع شود به بحث رنگهادرقرآن ، شرح آیه 26 سوره فاطر)

خدایک زبان رابرای هدایت خلق کرد

الم نجعل له عینین ولساناوشفتین وهدیناه نجدین .بلد9

لسانااشاره دارد به اینکه تنهاراه هدایت ، زبان روشن انبیاواولیاست

زبان هاازدیدگاه قرآن ازلحاظ سبک ومحتوی دونوع است :

الف ) زبان مشرکان

زبان مشرکان گنگ ومبهم است (شرح آن می آید: مبحث سبک سخن درقرآن قسمت منظورقرآن ازعجمه چیست ؟)

زبان مشرکان زبان کذب وافتراء است

ویجعلون لله مایکرهون وتصف السنتهم الکذب ان لهم الحسنی لاجرم ان لهم الناروانهم مفرطون .سوره نحل آیه 61

وچیزی راکه خوش نمی دارندبرای خداقرارمی دهندوزبانشان دروغ پردازی می کندکه نیکوازآن ایشان است حقا که آتش برای آنان است وبه سوی آن پیش فرستاده خواهندشد

ونیز:سوره نحل آیه 114 (انماحرم علیکم المیته والدم ولحم الخنزیرومااهل لغیرالله به فمن اضطرغیرباغ ولاعادفان الله غفوررحیم ولاتقولوا لماتصف السنتکم الکذب هذاحلال وهذاحرام لتفترواعلی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لایفلحون . جزاین نیست که مرداروخون وگوشت خوک وآنچه راکه نام غیرخدابرآن برده شده حرام گردانیده است هرکس که ناگزیرشودوسرکش وزیاده خواه نباشدقطعا خداآمرزنده ی مهربان است وبرای آنچه زبان شمابه دروغ می پردازدمگوییداین حلال است وآن حرام تابرخدادروغ بندیدزیراکسانی که برخدادروغ می بندند رستگارنمی شوند )

زبان مشرکان زبان نفاق است

سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنااموالناواهلونافاستغفرلنایقولون بالسنتهم مالیس فی قلوبهم قل فمن یملک لکم من الله شیئاان ارادبکم ضرااوارادبکم نفعابل کان الله بماتعلمون خبیرا.سوره فتح آیه 11

برجای ماندگان بادیه نشین بزودی به تو خواهندگفت اموال ماوکسانمان ماراگرفتارکردندبرای ما آمرزش بخواه چیزی راکه دردلهایشان نیست برزبان خویش می رانندبگواگرخدابخواهدبه شمازیانی یاسودی برساندچه کسی دربرابراو برای شمااختیارچیزی راداردبلکه خداست که به آنچه می کنیدهمواره آگاه است

زبان مشرکان زبان دشمنی و سوء است

ان یثقفوکم یکونوالکم اعداء ویبسطواالیکم ایدیهم والسنتهم بالسوء وودوالوتکفرون .ممتحنه 2

اگربرشمادست یابنددشمن شماباشندوبرشمابه بدی دست وزبان بگشایندوآرزودارندکه کافرشوید

روزقیامت زبان مشرکان برعلیه آنهاشهادت می دهد

یوم تشهدعلیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بماکانوایعملون . نور24

ب) زبان اولیای خداوپیامبران

1.تفاوت نداشتن زبان پیامبران باهم ازنظرسبک ومحتوی

زبان پیامبران واولیای خداازلحاظ نوع وسبک ، زبان کتاب یاقرآن یاکلمه برتراست

رجوع شودبه: زبان درقرآن 4 - زبان قرآن وزبان پیامبراکرم ص ،سوره آل عمران آیه 80 بحث عدم تفوق پیامبری برپیامبردیگر- درآینده به آن خواهم پرداخت

سوره مائده آیه 78 زبان داودوعیسی ع رایکی دانسته است :

قل یااهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم غیرالحق ولاتتبعوا اهواء قوم قدضلوا من قبل واضلوا کثیراوضلوا عن سواء السبیل . لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داودوعیسی ابن مریم ذلک بماعصوا وکانوایعتدون .مائده 78

بگوای اهل کتاب دردین خودبناحق گزافه گویی نکنیدوازپی هوسهای گروهی که پیش ازاین گمراه گشتندوبسیاری راگمراه کردندوازراه راست منحرف شدندنروید.ازمیان فرزندان اسرائیل آنان که کفرورزیدندبه زبان داوودوعیسی بن مریم موردلعنت قرارگرفتنداین کیفرازآن روی بودکه عصیان ورزیده وتجاوزمی کردند

زبان پیامبران زبان صدق است

فلمااعتزلهم ومایعبدون من دون الله وهبناله اسحاق ویعقوب وکلاجعلنانبیاووهبنالهم من رحمتناوجعلنالهم لسان صدق علیاّ. مریم 50

وچون ازآنهاوآنچه به جای خدامی پرستیدندکناره گرفت اسحاق ویعقوب رابه اوعطاکردیم وهمه راپیامبرگردانیدیم وازرحمت خویش به آنان ارزانی داشتیم وذکرخیربلندی برایشان قراردادیم

ونیز: سوره شعراء آیه  84 (واجعل لی لسان صدق فی الاخرین واجعلنی من ورثه جنه النعیم.وبرای من درمیان آیندگان آوازه ی نیکوگذار. ومراازوارثان بهشت پرنعمت گردان )

2.تفاوت زبان پیامبران درظاهر

ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجالتسکنوا الیهاوجعل بینکم موده ورحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون .ومن آیاته خلق السموات والارض واختلف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لایات للعالمین .روم 23

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 4 خرداد 1398 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زبان درقرآن قسمت دوم :

آی*

-آی ...

با توام

بازیباترین ندا

باکشیده ترین صدا

صدایت می کنم :

-آی ...

با توام

بالفظی که جانم را

ازچاه تن بالامی کشد

-آی ...

با توام

بااول وآخرهمه ی الفاظ

-آی ...

بازبان تمام جهان

صدایت می کنم

باچشمانم

آی ...

تورامی خوانم

----------------------

*آی درگویش همولایتی هایم به معنی «حقیقت واقع » است می گویند:« به آی

دیدم ، خواب نبود»

شرح شعر:

آی :حقیقت واقع :اسم اعظم خدا:الله

شاعربازبان من اولیایی کلمه برتریااسم اعظم خداراموردخطاب قرارمی دهد

خدابواسطه کلمه خودبااولیای خودسخن می گویدوپیام خودراتوسط فرشته های آن به

آنهامی فرستدآنهاهم اینگونه بااوسخن می گویند

-آی ...

با توام

بازیباترین ندا

باکشیده ترین صدا

صدایت می کنم :

این عبارت رامی توان هم ازبالابه پایین خواندهم ازپایین به بالا

صدایت می کنم باکشیده ترین صدا/ بازیباترین ندا/ باتوام / آی ...

شاعر بازبان من اولیایی  اسم اعظم خداوخداراموردخطاب قرارمی دهد

چگونه ؟

 باصدایی زیباوکشیده زیراکلمه برترپاک وبی عیب است وفرشته های آن همه زیبایند

وزیبایی می آفرینندهم درنگ وفاصله ای بین آنهانیست (کشیده صداکردن)هم کسی که

دراین فضا بسرمی بردزیباوکامل سخن می گوید

-آی ...

با توام

بالفظی که جانم را

ازچاه تن بالامی کشد

«آی .../ باتوام » دارای دومفهوم می باشد:

1.حقیقت واقع باتو هستم

دراینجاشاعربازبان من اولیایی خودراهمراه آن  می داندزیرااولیای خداخودکلمه ی برترند

باچه لفظی ؟

جمله ی « که جانم را/ ازچاه تن بالامی کشد» آن لفظ راتوضیح می دهد

آن لفظ کدام است ؟

همان «آی » است (اسم اعظم خدا)

2. حقیقت واقع باتوهستم ،تراصدامی کنم

چون فرم نوشتاری شعربه این صورت است که می توانیم «عبارت صدایت می کنم» را درپاراگراف بالاوپاراگراف های  پایین نیز بکارببریم دراین صورت  مفهوم دوم «آی ... باتوام » تاکید وتبیین می شود:

صدایت می کنم /آی .../ باتوام / بالفظی که جانم را/ ازچاه تن بالامی کشد

جانم : کلمه ام دراینجا زوج کلمه برتر

بالفظی که جانم راازچاه تن بالامی کشدیعنی بااسم اعظم خدا یاباکلمه برترکه

زوج خود(جانم)راازنقش قلم کافران (چاه تن ) پاک می کند

-آی ...

با توام

بااول وآخرهمه ی الفاظ

آی ... /باتوام :

1.حقیقت واقع باتوهستم :همراه توهستم

2.حقیقت واقع تراصدامی کنم

دراینجا شاعراسم اعظم خداراموردخطاب قرارمی دهدکه همه لفظ هابااوحیات می یابند

گفته شد عبارت «صدایت می کنم » باعبارتهای پایین نیزمشترک است دراین صورت

مفهوم دوم راتاکیدوتبیین می نماید:صدایت می کنم :/-آی .../با توام /بااول وآخرهمه ی الفاظ

-آی ...

بازبان تمام جهان

صدایت می کنم

باچشمانم

آی ...

تورامی خوانم

عبارت فوق رامی توان به صورتهای زیرخواند:

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم

صدایت می کنم /-آی .../ بازبان تمام جهان- گفته شدصدایت می کنم پاراگراف بالارا

می توان درپاراگراف های پایین بکاربرد

صدایت می کنم : بازبان تمام جهان / آی ...- می توان عبارت راازپایین به بالانیزخواند

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم /باچشمانم

صدایت می کنم /باچشمانم /آی ...

صدایت می کنم /باچشمانم /آی .../تورامی خوانم

باچشمانم /آی .../تورامی خوانم

آی .../تورامی خوانم

دوچشم استعاره ازکلمه برتروکلمه ی دردست صاحبان کلمه

آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم

حقیقت واقع بازبان تمام جهان صدایت می کنم .این عبارت حاکی ازآن است که

شاعرزبان تمام جهانیان رامی داند

ببینیم این معنارادرسوره ی نمل آیه 15:

ولقدآتیناداودوسلیمان علماوقالاالحمدلله الذی فضلناعلی کثیرمن عباده المومنین وورث

سلیمان داودوقال یاایهاالناس علمنامنطق الطیرواوتینامن کل شی ء ان هذالهوالفضل

المبین .سوره نمل آیه 15

آیه اشاره داردبه اینکه حضرت سلیمان ع ودیگراولیای خدازبان مرغان رامی دانند

(قرینه علمنا)

منظوراززبان مرغان چیست ؟

زبان مرغان استعاره اززبان کلمات خدایااسماء فعال خدا؛ پیامبران هم کارباکلمه ی خود

رامی دانندهم کارباکلمه ی مشرکان رادرحقیقت می توانندنقش قلم آنهارابخوانندهر

کلمه برهرفردازانسانهابازشوددرهرنقطه ای ازجهانکه باشدبه زبان همان فردگشوده می شود

حاصل کلمات اولیای خدابرانسانهابه هرزبانی باشدکلامی روشن واستواراست

ونقش قلم مشرکان زبانی گنگ ونارسا . پیامبران هم به نوع هرزبانی آشنایندهم زبان

عادی همه ی مردم جهان رامی دانندمنتهی تنهابه زبان عادی مردمشان سخن می گویند -

شرح آن بعدامی آید

صدایت می کنم :-آی .../بازبان تمام جهان

صدایت می کنم :بازبان تمام جهان /آی ...

اسم اعظم خدازبان همه مردم جهان رامی داندکه مخاطب قرارمی گیرد

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم /باچشمانم :

هردوچشم شاعرزبان همه جهان رامی داند

صدایت می کنم /باچشمانم /آی ...:

شاعردارای کلمه برتراست

صدایت می کنم /باچشمانم /آی .../تورامی خوانم :

صدایت می کنم بادوچشمم (کلمه برتر) ای الله ترامی خوانم

نهایت عبودیت وبندگی اولیای خدارامی رساند

باچشمانم /آی .../تورامی خوانم :

اولیای خدادرفضای کلمه برترمی بینندوشناخت می گیرند(یک چشم) وباکلمه

دردست خودتمام جهان رامشاهده می نمایند(یک چشم )

آی .../تورامی خوانم :

شاعراسم اعظم خداراصدامی زندتابرایش کارانجام دهد

اختلاف زبانهادرقرآن

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1398 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وامارمضان

ماه مبارک رمضان است خیلی این ماه رادوست دارم! بوی امام علی ع می دهدبوی غربت نخلستان علی؛بوی تنهایی . بوی مسجدکوفه می دهدبوی محراب علی ع !

چه سخت است نتوانی بازبان خودت حرف بزنی ؛بازبان دل !

چه غربت سنگینی دارداین دنیا!

زبان درقرآن

منظوراززبان درقرآن چیست ؟

برای جواب به این سؤال بایدفرق نطق وتکلم رابدانیم

نطق

نطق یعنی سخنی که ازروی فهم وآگاهی گفته شودوتکلم سخنی که ازروی تفقه نباشد

قرآن صاحبان کلمه یااولوالالباب راصاحب نطق میداندآنهادودسته اند:

 1.مشرکان

ویوم نحشرمن کل امه فوجاممن یکذب بایاتنافهم یوزعون حتی اذاجاء و قال اکذبتم بایاتی ولم تحیطوابهاعلماامّاذاکنتم تعملون ووقع القول علیهم بماظلموافهم لاینطقون .سوره نمل  آیه85

2.اولیای خداوکلمه ی آنها

والنجم اذاهوی ماضل صاحبکم وماغوی وماینطق عن الهوی ان هوالاوحی یوحی علمه شدیدالقوی ذومره فاستوی وهوبالافق الاعلی . سوره  نجم آیه 3

درآیه فوق خداپیامبرراناطق نامیده است.قرآن زبان یاسخن آشکارپیامبران را نطق می نامد

ولانکلف نفساالاوسعهاولدیناکتاب ینطق بالحق وهم لایظلمون .سوره مومنون آیه 62

ونیز:سوره جاثیه آیه 29

درآیات فوق خداقرآن وکلمه برترراناطق نامیده است زیرا صاحبان آن اولیای خدایند

درحقیقت قرآن  ، اولیای خداوکلمه آنهاراصاحب نطق می داند:

قالوااانت فعلت هذابالهتنایاابراهیم قال بل فعله کبیرهم هذافسئلوهم ان کانواینطقون فرجعواالی انفسهم فقالواانکم انتم الظالمون ثم نکسواعلی روسهم لقدعلمت ماهولاء ینطقون .قال افتعبدون من دون الله مالاینفعکم شیئاولایضرکم اف لکم ولماتعبدون من دون الله افلاتعقلون .سوره  انبیا آیه63

تکلم

درمواردذیل قرآن کلمه «تکلم» رابکارمی برد:

الف)زبان فرشته ها یاخط فکری پنهان

1.سخن گفتن خداباپیامبران

2.نقش قلم اولیای خدا(سخن گفتن خدابامردم ازطریق پیامبران)

ببینیم این معانی رادرشرح سوره شوری آیه 51:

وماکان لبشران یکلمه الله الاوحیااومن ورای حجاب اویرسل رسولافیوحی باذنه مایشاء انه علی حکیم .

الله  درآیه فوق به دومعنااشاره دارد:

1.خدای یگانه همان ذات بی همتا

2. کلمه برتر یاکلمه الله (اولیای خداوکلمه ی آنها)

خدا بابشرچگونه سخن می گوید ؟

اگرالله راذات خداوندیگانه بگیریم خدابطورغیرمستقیم بابشرسخن می گوید : ازطریق وحی یاازورای حجاب یافرستادن پیامبری (باتوجه به مرجع ضمایرمی تواندهرسه ،یک معناداشته باشدیامعانی گوناگون )درآیه فوق چون خدافرستادن پیامبرراباوحی یکی دانسته پس واسطه بین خودودیگرمردمان راپیامبرقرارداده است ازطرفی  باپیامبران نیزباکلمه برترسخن می گوید:

آیه « فیوحی باذنه مایشاء انه علی حکیم» باتوجه به مرجع ضمایردارای خوانش های زیرمی باشد:

1.فاعل یوحی  کلمه الله (کلمه الله ،پیامبراکرم ص) ومرجع ضمیر«ه » درباذنه الله یاذات خداوندبی همتاوفاعل یشاء خدا:

 پس وحی می کندکلمه الله (کلمه الله ،پیامبراکرم ص) به اذن خداوندآنچه راخدا بخواهد بنابراین خداازطریق کلمه خودباپیامبران سخن می گوید:

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلالم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما.سوره نساء آیه 164

اذقالت الملائکه یامریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیهافی الدنیاوالاخره ومن المقربین ویکلم الناس فی المهدوکهلاومن الصالحین . سوره آل عمران آیه 41

ونیز:سوره مائده آیه 110

2.فاعل یوحی کلمه الله ومرجع ضمیر«ه » درباذنه ذات خداوندوفاعل یشاء رسول :

پس وحی می کندکلمه الله به اذن خداوندآنچه راکه رسول بخواهد

الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1

3.فاعل یوحی کلمه الله یاکلمه برتر ومرجع ضمیر«ه » درباذنه رسول وفاعل یشاء پیامبر:

پس وحی می کندکلمه الله به اذن پیامبرآنچه راپیامبربخواهد    

پیامبرباکلمه خود به مردم وحی می کند درحقیقت پیامبرواسطه بین خداومردم است

ب) زبان مردم معمولی

واذاوقع القول علیهم اخرجنالهم دابه من الارض تکلمهم ان الناس کانوابایاتنالایوقنون .سوره نمل  آیه 82

درست است که وحی پیامبربواسطه کلمه خود به اهل خود همان وحی خداست (پاک و باواسطه )اماچون روی قلم اولیای خدابواسطه قلم مشرکان پوشش می خوردمردم قدرت تفقه راازدست می دهندقرآن آن رانیزتکلم نامیده است

ج) گاهی تکلم به معنای نطق بکارمی رود که آن رابایددربسترکلام شناخت

 فاشارت الیه قالواکیف نکلم من کان فی المهدصبیا قال انی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا.سوره مریم آیه  29

دراین آیه سخن گفتن حضرت عیسی ع(تکلم) به معنای نطق آمده است

ببینیم این معانی رادرشعر«آی » :

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 | 12:32 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم