عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

داستان یوسف ع درقرآن

الگوی کلی داستان حضرت یوسف ع درقرآن با توجه به دیدگاههای مختلف:

الف) داستان یوسف پیامبرع درقرآن:

1.یوسف درعدم

1. 1.قبل ازخلقت

1. 2.زمان بارگیری کلمه ی یوسف

1. 3. زمان آشکارشدن کلمه یوسف

2.کودکی یوسف

1.2.یوسف درچاه

2.2.یوسف درخانه ی عزیز مصر

3.جوانی یوسف

1.3.یوسف پیامبر

سوره یوسف

ونیز:ویوسف وموسی وهارون وکذلک نجزی المحسنین وزکریاویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین . سوره انعام آیه 84

2.3.یوسف درخانه ی عزیزمصروعشق زلیخا

3.3.یوسف وزلیخاوزنان مصر

4.3.یوسف وزندان

5.3.یوسف وتعبیرخواب پادشاه مصر

6.3.یوسف عزیزمصر

7.3.یوسف وآمدن برادرانش پیش او ونشناختن او

8.3.بیناشدن چشمهای یعقوب

9.3.آمدن پدرومادروخانواده یوسف به مصر

4.رحلت یوسف

ولقدجاء کم یوسف من قبل بالبینات فمازلتم فی شک مماجاء کم به حتی اذاهلک قلتم لن یبعث الله من بعده رسولاکذلک یضل الله من هومسرف مرتاب . سوره غافرآیه 34

وبه یقین یوسف پیش ازاین دلایل آشکاربرای شماآوردوازآنچه برای شمادرتردیدبودیدتاوقتی که ازدنیارفت گفتیدخدابعدازاوهرگزفرستاده ای رابرنخواهدانگیخت این گونه خداهرکه راافراط گرشکاک است بی راه می گذارد

ب).داستان زوج کلمه برتر

1. ازخلقت آدم تاقیامت صغری

2. ازخلقت آدم تاقیامت کبری

3.ازخلقت آدم تاکلمه آخر

4.ازقیامت تاآخرت

5.آخرت

شرح داستان یوسف ع 

1. کودکی یوسف

1. 1.یوسف درچاه

1. 2.یوسف درخانه ی عزیز مصر

یوسف به پدرش گفت خواب دیده است که یازده ستاره وخورشیدوماه برایش سجده می کنندپدرش به او می گویدخوابت رابرای برادرانت حکایت نکن زیرابرای تو نیرنگی می اندیشند خداتراانتخاب می کندوتاویل سخنان را به تو یادمی دهدونعمت خودرابرتووخانواده ی یعقوب تمام می کندهمانطورکه ازقبل بر دوپدرت ابراهیم واسحاق تمام کردبرادران یوسف پیش خودمی گفتندیوسف وبرادرش نزدپدرمان ازمادوست داشتنی تراست درحالی که ماگروهی نیرومندهستیم قطعا پدرما درگمراهی آشکاری است یوسف رابکشیدیابه سرزمینی بیندازیدتاتوجه پدرتان معطوف شماگرددوبعدازاومردمی شایسته باشیدفردی ازایشان گفت اورانکشیددرچاه پنهان کنیدتابرخی ازمسافران اورابرگیرندبنابراین پیش پدرخودرفته گفتندای پدرچراتوماراامین یوسف نمی دانیدرحالی که ماخیرخواه اوهستیم فردااورابامابفرست تابگرددوبازی کندومابخوبی  نگهبان اوهستیم پدریوسف گفت دوری ازیوسف مراسخت اندوهگین می کندمی ترسم ازاوغافل شویدوگرگ اورابخوردگفتنداگرگرگ اورابخورددرحالی که ماگروهی نیرومندهستیم درآن صورت ماقطعابی مقدارخواهیم بودپس وقتی برادران یوسف اورابردندباهم اتفاق کردندتااینکه یوسف رادرنهانخانه چاه پنهان کنندخدابه یوسف وحی کردآنان را ازعاقبت کاری که کردندمطلع خواهی کرددرحالی که باورنمی کنندشامگاهان برادران یوسف درحالی که می گریستندپیش پدرآمدندآنان پیراهن یوسف رابه خون آغشته کرده گفتندای پدرمارفتیم مسابقه بدهیم ویوسف راپیش کالای خودنهادیم آنگاه گرگ اوراخوردهرچقدرماراست بگوییم توباورنمی کنی یعقوب گفت بلکه نفس شماامری رابرای شماآراست پس صبرمی کنم صبری زیباوخدابرآنچه توصیف می کنیدیاری کننده است کاروانی آمدآب آورخودرافرستادنددلوخودرادرچاه انداخت گفت:مژده این یک پسراست اوراچون کالایی پنهان داشتندوبعداورابه بهای اندک فروختنددرحالی که به این معامله رغبتی نداشتندعزیزمصراین پسرراخریدبرای همسرش وبه او گفت اوراگرامی دارشایدبه حال ماسودی داشته باشدیااورابه فرزندی قبول کنیم

ادامه دارد... 



تاریخ : سه شنبه 24 دی 1398 | 10:53 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح قسمت دیگری ازداستان ذوالقرنین درقرآن:

 وحرام علی قریه اهلکناهاانهم لایرجعون . حتی اذافتحت یاجوج وماجوج وهم من کل حدب ینسلون واقترب الوعدالحق فاذاهی شاخصه ابصارالذین کفروایاویلناقدکنافی غفله فی هذابل کناظالمین انکم ظالمین .انکم وماتعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لهاواردون . سوره انبیاآیه 96

وحرام علی قریه اهلکناهاانهم لایرجعون

آیه فوق اشاره داردبه اینکه :

1.قلم قبلی (قریه)راهرگزنمی توان دوباره تجدیدکرد

2.افرادی که مرده اندرانمی توان هرگزبرگرداند

نکته: آیه بعدزمان برگرداندن قلم وزنده شدن مردگان رابیان می دارد:

حتی اذافتحت یاجوج وماجوج وهم من کل حدب ینسلون

ضمیر« هم » برمی گرددبه یاجوج وماجوج

حتی اذافتحت یاجوج وماجوج یعنی زمانی که کتاب یاجوج وماجوج گشوده می شودو کلمه مشرکان بازشده وقابل نفوذمی گردددرست وقت قیامت

واقترب الوعدالحق فاذاهی شاخصه ابصارالذین کفروایاویلناقدکنافی غفله هذابل کناظالمین

واقترب الوعدالحق : نزدیک قیامت

ضمیر «هی » برمی گرددبه ابصار

انکم وماتعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لهاواردون

شماوهرآنچه می پرستیدازغیرخداهیزم جهنم است یعنی خودشان وکلماتشان برآنهاآتش می ریزندیاخودشان ازخودشان می پرسند

نتیجه : داستان ذوالقرنین شرح اجمالی کلمات خداست قرآن گاهی اززبان خداوگاهی اززبان ذوالقرنین به شرح آن می پردازدذوالقرنین اسم پیامبریاشخص خاصی نیست اسم برساخته ی خداست که می تواندشامل هرپیامبریاولیی شوددرحقیقت این اسم ممثل اولیای خداست دراینجاذوالقرنین جانشین ومامورخداست درزمین ومقام خدایی دارد:

ذوالقرنین درلغت به معنای صاحب دوقرن (دوصدسال )ودوشاخ است صاحب دوقرن یادوصدسال یعنی صاحب دوعالم یادنیاوآخرت. قرآن به یک کلمه که صدتاست عام یاسال می گویدپس دوقرن می شوددوکلمه یعنی کلمه ی آخرت وکلمه ی دنیا.ما می توانیم دنیا رایک کلمه بگیریم یایک قرآن تمام که معادل صدتاست یعنی مقداری که خدابه جهان نورمی دهدوقتی کلمه ی دنیاپاک شودد همان کلمه ی اول می شودکه صدتاست وکلمه ی آخرت است یعنی یک قرآن کامل پس صاحب دوقرن یعنی صاحب یک قرآن یاصاحب دنیا وآخرت که خدا وجانشینانش که پیامبرانندمی باشندهمانطورکه ذوالقرنین دراین داستان اسم فردخاصی نیست یاجوج وماجوج برافرادخاصی اطلاق نمی شود بلکه برمشرکان ازاول تاریخ تاآخرت اشاره داردسدی که ذوالقرنین می سازدسدمعمولی که مصداق خارجی داشته باشدنیست بلکه همانطورکه توضیح داده شدمانعی است برای ورودمشرکان به زوج کلمه ی برترقرینه ی آن علت ساختن سدکه جلوگیری کردن از فسادمشرکان است درزمین  . ازاین داستان قرآن قصه هابرساختندکه ذوالقرنین همان کوروش است این فرض درصورتی درست است که کوروش ازمعصومین باشدصرف بیان تاریخ که کوروش انسانی خیرخواه وطرفدارآبادانی سرزمینهابوده وسددرست کرده نمی توانداین ادعارااثبات نمایدنص صریح قرآن دراین آیه ذوالقرنین راازمعصومین یااولیای خدامی داند. قرآن دراین داستان کلمات خدارابه تصویرمی کشد :1.کلمه ی مشرکان ومشرکان ؛کلمه ای که درچشمه ی گل آلودفرومی رودودرکنارآن یادرآن قومی زندگی می کنندگمراه 2 .کلمه ای که ازمشرق برمردمی طلوع می کندپاک وبی عیب است وآنان بی پرده وپوشش خدارامی بیننددرمیان این دوکوه یاکلمه مردمی زندگی می کنندکه با ظلم وفسادمخالفنداماچون مشرکان می تواننددرآنهانفوذکنندگاهی شناختهای آنهابه کفرپوشیده می شودذوالقرنین سدی  برای آنهامی سازد تانتوانندمشرکان با کلمات خودآنهارابه گمراهی ببرندودرصورت ورودونفوذآنهاکلماتشان بسوزداین سدهمان کلمات اولیای خداست که باقانونهای الهی کارمی کند

پایان داستان ذوالقرنین درقرآن
ادامه دارد...
داستان یوسف ع درقرآن


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1398 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

بحمدالله مدتی است هوای تهران آلوده نیست دیشب باران وتگرگ تندی بارید

...چه آرامشی است

درملافه ی سپیدزمستان

وخواب بلنددرخت

تاسپیده ی شکوفه ی سیب... ازشعر«چهارفصل» استاد

ببینیم فلزات رادرقرآن :                               

 حدید

ولقدآتیناداودمنافضلایاجبال او بی معه والطیروالناله الحدیدان اعمل سابغات وقدرفی السردواعملواصالحاانی بماتعملون بصیر. سوره سبا آیه 10

وبه راستی داوودراازجانب خویش مزیتی عطا کردیم ای کوههابااوهم صداشویدوای پرندگان وآهن رابرای اونرم گردانیدیم زره های فراخ بسازوحلقه هارادرست اندازه گیری کن وکارشایسته کنیدزیرامن به آنچه انجام می دهیدبینایم

حدیداستعاره ازفرشته های زوج کلمه برتر

والناله الحدید :برای داوودآهن رانرم کردیم یعنی براحتی می توانددرزوج کلمه برترنفوذنماید

وقالوااء ذاکناعظاماورفاتااء نا لمبعوثون خلقاجدیداقل کونواحجاره اوحدیدااوخلقاممایکبرفی صدورکم فسیقولون من یعیدناقل الذی فطرکم اول مره فسینغضون الیک روسهم ویقولون متی هوقل عسی ان یکون قریبا. سوره اسراء آیه 49

وگفتندآیاوقتی استخوان وخاک شدیم به آفرینشی جدیدبرانگیخته می شویم بگوسنگ باشیدیاآهن یاآفریده ای ازآنچه درخاطرشمابزرگ می نمایدپس خواهندگفت چه کسی مارابازمی گرداندبگوهمان کس که نخستین بارشماراپدیدآوردسرهای خودرابه طرف توتکان می دهندومی گویندآن کی خواهدبگوشایدکه نزدیک باشد

حجاره استعاره ازنقش قلم مشرکان درزوج کلمه ی برتر

حدیداستعاره ازنقش قلم اولیای خدادرزوج کلمه برتر

لقدارسلنارسلنابالبینات وانزلنامعهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلناالحدیدفیه باس شدیدومنافع للناس ولیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب ان الله قوی عزیز. سوره حدیدآیه 25

به راستی پیامبران خودرابادلایل روشن روانه کردیم وباآنهاکتاب وترازورافرودآوردیم تامردم به انصاف برخیزندوآهن راکه درآن برای مردم خطری سخت وسودهایی است پدیدآوردیم تاخدامعلوم بداردچه کسی درنهان اووپیامبرانش رایاری می کندآری خدانیرومندشکست ناپذیراست

رسلنا: کلمه برتروفرشته های آن

کتاب : نقش قلم اولیای خدا، فرشته های کلمه ی برتر

میزان :چیده شدن درست فرشته هادرنقش قلم اولیای خدا

حدید:قوانین وحدودالهی

حدیداستعاره ازنقش قلم اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

نحاس

یامعشرالجن والانس ان استطعتم ان تنفذوامن اقطارالسموات والارض فانفذوالاتنفذون الابسلطان فبای آلاء ربکماتکذبان یرسل علیکماشواظ من نارونحاس فلاتنتصران فبای آلاء ربکماتکذبان .فاذاانشقت السماء فکانت ورده کالدهان فبای آلاء ربکماتکذبان. سوره الرحمن آیه 35

شواظ:  شعله ی آتش بی دودیادودآتش ، حرارت آتش ، گرمی آفتاب ، دشنام ،  بانگ وفریاد

شواظ استعاره ازشناختهای درست درزوج کلمه ی برتر

نِحاس ، نَحاس ، نُحاس : مس ، آتش ودودبی شعله ، آنچه بیفتدازآهن وروی وقت کوفتن سرشت واصل هرچیزی

نحاس استعاره ازپرسشی که براثرقلم کفاردراهل یاشجره طیبه بوجودمی آیدوباعث سوختن کلمات کفاروپاک شدن آن می شود

قِطر

واسلناعین القطرومن الجن من یعمل بین یدیه باذن ربه ومن یزغ منهم عن امرنانذفه من عذاب السعیر. سوره سباآیه 12

ومعدن مس رابرای اوروان کردیم وبرخی ازجن به فرمان پروردگارشان پیش اوکارمی کردندوهرکس ازآنهاازدستورماسربرمیتافت ازعذاب سوزان به او می چشانیدیم

قطر: مس گداخته یانوعی مس ، نوعی چادروجامه آن راقطریه خوانند

قطراستعاره ازکلمات مشرکان

ذهب وفضه

درآینده به آن خواهم پرداخت

حال شرح ادامه ی آیات:

فمااسطاعواان یظهروه ومااستطاعواله نقبا قال هذارحمه من ربی فاذاجاء وعدربی جعله دکاء وکان وعدربی حقا وترکنابعضهم یومئذیموج فی بعض ونفخ فی الصورفجمعناهم جمعا وعرضناجهنم یومئذللکافرین عرضاالذین کانت اعینهم فی غطاء عن ذکری وکانوالایستطیعون سمعا

ضمیر«ه » دریظهروه برمی گرددبه سدی که ذوالقرنین توسط قوم بین دوکوه ساخت

نکته : بواقع سدی ساخته نشد بلکه ذوالقرنین حریم امنی باقانونهای الهی برای قوم بین دو سددرست کردتااگرمشرکان بخواهندواردزوج کلمه ی برترشوندکلمه ی آنهابسوزدوبریزدآهن ومس گداخته به این موضوع اشاره دارد

قال هذارحمه من ربی فاذاجاء وعدربی جعله دکاء وکان وعدربی حقا

هذامن رحمه من ربی

چرااین سدرحمت پروردگاراست ؟

زیرایاجوج وماجوج براحتی نمی توانندبین دوسدبیایندازطرفی هشداری برای آنان است که بارعایت قانونهای الهی کلمه ی آنهانریزد

وترکنابعضهم یومئذیموج فی بعض ونفخ فی الصورفجمعناهم جمعا

ضمیر«هم » دربعضهم برمی گردد به کلمات کفار

 برخی ازکتاب که کلمات مشرکان است موج بزننددربرخی که کلمات اولیای خداست وزوج کلمه برتراست

ضمیر«هم » درجمعنابرمی گرددبه کلمات کفار

وعرضناجهنم یومئذللکافرین عرضاالذین کانت اعینهم فی غطاء عن ذکری وکانوالایستطیعون سمعا

جهنم همان یرسل شواظ ونحاس می باشد

ضمیر« هم » دراعینهم برمی گردد به کافرین

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 15 دی 1398 | 07:23 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

تولدحضرت زینب س براولیای زنده وغایب ع ومومنان مبارک

شرح داستان ذوالقرنین درقرآن

ویسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلواعلیکم منه ذکرا.

فاعل یسئلون شجره ی طیبه است ادامه ی آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید (قل ساتلواعلیکم منه ذکرا) زیراقرآن براین شجره تلاوت می شود

ضمیر«ک» دریسئلونک برمی گردد به :

1.پیامبر

2.کلمه ی پیامبر

 انامکناله فی الارض وآتیناه من کل شی سببا فاتبع سببا

تمکن دادن : صاحب قدرت ونیروکردن

ضمیر«نا» درمکنابرمی گردد به خدای یگانه وفرشته های کلمه ی برتر

ضمیر« ه » درله برمی گردد به ذوالقرنین

خدادرقرآن ارض رازوج کلمه ی برترمیداند

فی الارض : درزوج کلمه ی برتر

وآتیناه من کل شی سببا

سبب : راه ، سبب

من کل شی سببا: برای هرکلمه ای( شی ) راهی وسببی قراردادیم

کلمه ی برتردارای راههای گوناگون است :

1.شعر«بلاغت » استاد

گیسوان مرسل تو

بلاغت بلندبادرا

تحریرمی کند...

2.سوره ذاریات آیه 7

والسماء ذات الحبک انکم لفی قول مختلف .

فاتبع سببا:پس تبعیت کردراه را

دراینجا راه یاسبب راه درستی است که خدابرای هرکلمه ای قرارداده است

حتی اذابلغ مغرب الشمس وجدهاتغرب فی عین حمئه ووجدعندهاقوماقلنایاذاالقرنین اماان تعذب واماان تتخذفیهم حسنا

مغرب شمس : مغرب کلمه ی برتریاجایگاه کفار

ضمیر« ها » دروجدها برمی گردد به شمس

عین حمئه(چشمه ی گل آلود) استعاره از گمراه بودن کلمه ی کفاراست

ضمیر«ها» درعندهابرمی گردد به عین وشمس

قلنا: گوینده خداوفرشته های کلمه برترند

ضمیر«هم » درفیهم برمی گرددبه «وجدعندهاقوم» یعنی قوم کنارچشمه ی گل آلود

 قال امامن ظلم فسوف نعذبه ثم یردالی ربه فیعذبه عذابانکراوامامن آمن وعمل صالحافله جزاء الحسنی وسنقول له من امرنایسرا

قال : ذوالقرنین

فاعل نعذبه  خدابافرشته هایش یاکلمه ی برترمی باشد

ثم اتبع سببا: سپس راهی را دنبال کرد

حتی اذابلغ مطلع الشمس وجدهاتطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونهاستراکذلک

ضمیر«ها» دروجدها برمی گردد به شمس

ضمیر«هم » درلهم برمی گردد به قوم

ضمیر«ها» دردونهابرمی گرددبه شمس

وجدهاتطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونهاسترا: خدارابی پرده وپوشش می دیدند

وقداحطنابمالدیه خبرا ثم اتبع سببا

خدابرتمام خبرهای ذوالقرنین احاطه داشت

فاعل احطناخدای یگانه با فرشته های کلمه ی برتراست

ضمیر«ه » درلدیه برمی گرددبه ذوالقرنین

ثم اتبع سببا

درابتداآمده است خدابرای ذوالقرنین ازهرکلمه ای راهی قرارداده است

آیه «کذلک وقداحطنابمالدیه خبرا» مواردزیررامتذکرمی شود:

1.کلمه ی کذلک آیات قبل راازبعدجدا می کند

2 .خدابی سبب یاراه به تمام خبرهای کلمات احاطه داردامااولیای خدابواسطه کلمه ی برتر؛ آیه ثم اتبع سببا این معنارامی رساند

3.آیات بعدبه این معنااشاره داردکه ذوالقرنین یااولیای خدابواسطه ی شجره طیبه یازوج کلمه ی برتر(قوم بین دوسد) خبرها را دریافت می کنند

حتی اذابلغ بین السدین وجدمن دونهماقومالایکادون یفقهمون قولا قالوایاذاالقرنین ان یاجوج وماجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لک خرجاعلی ان تجعل بینناوبینهم سدا

سدین: دوکوه ، کوه مردم مغرب وکوه مردم مشرق

ضمیر«هما» درضمیردونهمابرمی گرددبه سدین یادوقوم : مردم مغرب شمس ومردم مشرق شمس

یاجوج وماجوج : مشرکان وشجره ی آنها

سد: حائل ، دیوار ، حصار، قوانین الهی

ضمیر« هم » دربینهم برمی گرددبه یاجوج وماجوج

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

1.آیه لایکادون یفقهون قولااین معنارامی رساندکه دراصل مردم بین دوسداهل تفقه هستنداماتجاوزیاجوج وماجوج به حریم آنهاترس ازعدم تفقه رادرآنهانشان می دهد

2.موضوع شکایت قوم بین دوسدازیاجوج وماجوج (مفسدفی الارض بودن آنها) مشخص می کندکه مردم بین دوسدکافرنیستند

قال مامکنی فیه ربی خیرفاعینونی بقوه اجعل بینکم وبینهم ردما

قال : ذوالقرنین

ردم :حصارقوی ،بستن رخنه ،آنچه باقیمانده درظرف خرما

سد:حصار

ضمیرکم دربینکم برمی گرددبه قوم غیرکافروضمیرهم دربینهم برمی گرددبه یاجوج وماجوج

نکته : قوم بین دوسدازذوالقرنین می خواهندسدی بین آنهاویاجوج وماجوج ایجادنمایداماذوالقرنین می گویدبین شما«ردم» ایجادمی کنم یعنی حصاری قوی این مطلب بیانگراین است که ذوالقرنین ازنظردرجه تفقه وآگاهی ازقوم بین دوسدبالاتراست 

آتونی زبرالحدیدحتی اذاساوی بین الصدفین

آتونی : شماغیرکفار(قوم بین دوسد)به من بدهید

زبرالحدید:قطعات آهن استعاره ازاسم ، شناخت

ساوی : برابر، مساوی

صدفین :کوه دوقلو ، زوج

هراسم شجره طیبه  10اسم شجره خبیثه رانورمی دهدمساوی شدن بین دوکوه یعنی آنقدراسم دراین طرف باشدتاباطرف دیگربرابرشودزیرارخنه یاشکاف درشجره خبیثه بارآتش رادرآنان برمی انگیزاندوزمینه ای می شودتادرزوج کلمه برترنفوذکرده برآنهاآتش بارکنند

قال انفخواحتی اذا جعله ناراقال آتونی افرغ علیه قطرا

قال: ذوالقرنین 

انفخوا: شماغیرکفاریاشجره طیبه بدمیدیعنی شناخت بگیرید

ضمیر«ه» درجعله برمی گرددبه زبرالحدید

قال آتونی افرغ علیه قطرا

قال : ذوالقرنین

آتونی : شمامردم بین دوسدبدهیدمرا

افرغ :بریزم

 ضمیر«ه » درعلیه برمی گرددبه زبرالحدید

قطر: مس گداخته ، بارآتش

آتونی افرغ علیه قطرا:مس گداخته برروی آن بریزم

فعل آتونی (بدهیدمرا)وافرغ (بریزم)همکاری ذوالقرنین وقوم بین دوسدرابرای ساختن حصارمحکم می رساند

مس گداخته بارآتشی است که بانقش قلم مشرکان برروی زوج کلمه برتربارمی شوداین باربواسطه نقش قلم اولیای خدابه شکل سوال بازمی شودباجوابی که اولیای خدابرای آن قرارمی دهندبارآنهاریخته می شوددرنتیجه مکرشان به خودشان برمی گردد

ببینیم درفلزات رادرقرآن :

ادامه دارد...

تاریخ : سه شنبه 10 دی 1398 | 10:25 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

یکی ازمعجزه های قرآن زیباسخن گفتن آن است اگربخوبی درآیات قرآن تفکرکنیم  می بینیم بسیارروشن ، لطیف وسنجیده سخن گفته است حتی وقتی روی سخنش باکفاراست نخواسته این زیبایی رابه هم بزنددرعین اتقان وحقیقت گویی زیباباآنان سخن می گوید .

سخن نیکوروزی انسان رازیادمی کندبرخلاف سخن زشت که روزی رامی برد

وقل لعبادی یقولواالتی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوامبینا. سوره اسراء آیه52

وبه بندگانم بگو نیکوسخن بگوییدکه شیطان میانشان رابهم می زندزیراشیطان همواره برای انسان دشمنی آشکاراست

دیشب مثل دل من آسمان تاصبح باریدوصبح باهوایی پاک درطلوع خورشیددرخشید

شرح آیات داستان ذوالقرنین: 

باعرض معذرت شرح راپاک کردم زیرانمیدانم چراقلم بهم ریخته وتمام نوشته هانامفهوم شده باآبدیت بعدی درست شده برمی گردم 



تاریخ : شنبه 7 دی 1398 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم