میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ن والقلم ومایسطرون

سطرسطروجودم رامی نویسی

ومن باتعلیم تو ، فقط خودرامی خوانم

ای معلم یگانه

واماروزمعلم

این روزرابه یکی ازبهترین معلمانم استاددکترمحمودفتوحی تبریک می گویم . تحقیق علمی واصولی راازایشان دردانشگاه یادگرفتم وپیشنهاد کاربرروی داستانهای قرآن وچگونگی تحقیق روی قرآن ، آشنایی باسبک سخن قرآن وکتاب سیب پرتابی باراهنمایی ایشان بود

جای بسی تاسف است چندسالی حضورایشان درمحافل فرهنگی وادبی مشاهده نمی شودچه می توان گفت بقول خودشان :«حنجره ی جوانم زخمی است » این سخن استادمرابیادسخن مولایم علی ع انداخت

بزودی مبحث زبان درقرآن راباشرح شعراستادبروزمی کنم :

*آی

-آی ...

با توام

بازیباترین ندا

باکشیده ترین صدا

صدایت می کنم :

-آی ...

با توام

بالفظی که جانم را

ازچاه تن بالامی کشد

-آی ...

با توام

بااول وآخرهمه ی الفاظ

-آی ...

بازبان تمام جهان

صدایت می کنم

باچشمانم

آی ...

تورامی خوانم

___________

*آی درگویش همولایتی هایم به معنی «حقیقت واقع » است می گویند:« به آی دیدم ، خواب نبود»

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین ونمکن لهم فی الارض.سوره قصص آیه 5

السلام علیک یااباصالح

چقدراین روزرادوست دارم روزتولدت راای پدرراستین امت! ای محمدمهدی ع !

وقتی داستان یوسف ع را تحقیق می کردم دیدم دریایی است چندین داستان درآن نهفته است اگرخوب قرآن رابدانی شرح تمام وقایع قبل ازظهورمهدی ع وزمان ظهوروبعدآن تاقیامت درآن گفته شده است به انتظارنشسته ایم تمام نیکویی را

این روزبراولیای زنده وغایب خصوصا مهدی موعودع ودوست داران واقعی اش مبارک باد

رد رهبانیت دردین

ولقدارسلنانوحاوابراهیم وجعلنافی ذریتهما النبوه والکتاب فمنهم مهتدوکثیرمنهم فاسقون ثم قفیناعلی آثارهم برسلناوقفینابعیسی ابن مریم وآتیناه الانجیل وجعلنافی قلوب الذین اتبعوه رافه ورحمه ورهبانیه ابتدعوهاماکتبناها علیهم الاابتغاء رضوان الله فمارعوهاحق رعایتهافاتیناالذین آمنوامنهم اجرهم وکثیرمنهم فاسقون .یاایهاالذین آمنوااتقواالله وآمنوابرسله یوتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراتمشون به ویغفرلکم والله غفوررحیم .سوره حدید27

ودرحقیقت نوح وابراهیم رافرستادیم ودرمیان فرزندان آن دونبوت وکتاب راقراردادیم وازآنهاگروهی هدایت یافتندوبسیاری ازآنان فاسق بودند.آنگاه به دنبال آنان پیامبران خودراپی درپی آوردیم وعیسی پسرمریم رادرپی آوردیم وبه او انجیل عطاکردیم ودردلهای کسانی که ازاوپیروی کردندرأفت ورحمت نهادیم وترک دنیایی که ازپیش خوددرآوردندماآن رابرایشان مقررنکردیم مگربرای آنکه کسب خشنودی خداکنندبااین حال آن راچنانکه حق رعایت آن بودمنظورنداشتندپس پاداش کسانی ازایشان راکه ایمان آورده بودندبدانهادادیم وبسیاری ازآنان دستخوش انحرافند. ای کسانی که ایمان آورده ایدازخداپرواداریدوبه پیامبراوبگرویدتاازرحمت خویش شمارادو بهره عطاکندوبرای شمانوری قراردهدکه به برکت آن راه سپریدوبرشماببخشایدوخداآمرزنده مهربان است

قفّی: درپی او فرستاد

ابتداع :اهل بدعت شدن

ابتدعه :نوبیرون آوردآن را

ولقدارسلنانوحاوابراهیم وجعلنافی ذریتهم النبوه والکتاب فمنهم مهتدوکثیرمنهم فاسقون ثم قفیناعلی آثارهم برسلناوقفینابعیسی ابن مریم

نکته :آیه بالابه دودسته ازفرزندان پیامبران (ذریه نوح وابراهیم )اشاره دارد:

1.فرزندان اصلی پیامبران

وجعلنافی ذریتهم النبوه والکتاب فمنهم مهتد

 اهل  بیت آنهایندوازپیامبران وشایستگانند

2.فرزندان غیراصلی پیامبران

کثیرمنهم فاسقون

آنهاازشجره طیبه نیستندوفاسقانند. قبلادرموردفرزندناصالح نوح ع شرح داده

وقفینابعیسی ابن مریم وآتیناه الانجیل وجعلنافی قلوب الذین اتبعوه رافه ورحمه ورهبانیه ابتدعوهاماکتبناها علیهم الاابتغاء رضوان الله فمارعوهاحق رعایتها

ضمیر«ه » دراتبعوه برمی گرددبه :

1.انجیل

وآتیناه (عیسی بن مریم ) الانجیل وجعلنافی قلوب الذین اتبعوه (انجیل) رافه ورحمه ورهبانیه

2.کتاب (قرآن )

3.عیسی بن مریم

ولقدارسلنانوحاوابراهیم وجعلنافی ذریتهما النبوه والکتاب فمنهم مهتدوکثیرمنهم فاسقون - ثم قفیناعلی آثارهم برسلناوقفینابعیسی ابن مریم وآتیناه الانجیل - وجعلنافی قلوب الذین اتبعوه(الکتاب)

وجعلنافی قلوب الذین اتبعوه(انجیل ، الکتاب ،عیسی بن مریم ع) رافه ورحمه ورهبانیه

نکته  :1.رحمت ومهربانی ودوری جستن ازهوسهای دنیابایددرکنارهم باشدوملازم هم 2.رأفه ورحمه ورهبانیه باهم تفکرتازه ای است که انبیامی آورند

آیات بعداین نکته راتبیین می نماید

ورهبانیه ابتدعوهاماکتبناها علیهم الاابتغاء رضوان الله فمارعوهاحق رعایتها

اگرمرجع ضمیر«ها»رادرفعل «ابتدعوها وماکتبناها به «رهبانیه» بگیریم ومرجع ضمیر«هم » درعلیهم راپیامبران وفرزندان ناشایست آنهابگیریم آیه باتوجه به دومرجع یادومخاطب دارای دومعنا می شود :

 1.پیامبران رهبانیتی راآغازکردند که برای رضای خدابود. حرف «الا» نوع رهبانیت انبیاراتخصیص زده   

2.فاسقان رهبانیتی راپایه گذاری کردند که جایگاهی دردین نداشت . آیات بعدآن راتبیین وتاکیدمی نماید:«فمارعوهاحق رعایتها...». پس آن طورکه شایسته بودحق رهبانیت را-ضمیر«ها» درفمارعوها ورعایتها برمیگردد به رهبانیت - ادا نکردند زیرا

اگرمارهبانیت رابدعت وبرساخته مشرکان بدانیم:

1.گوشه نشینیی رابدعت گذاشتند ازراه رهبانیت طریق گمراهی راپیش گرفتند ومردم را به ترک دنیا دعوت کردند وازکاروتلاش مفید بازداشتند

2.گوشه نشینی وترک دنیارابدعت گذاشتندامابرخلاف آن عمل نموده و به ثروت اندوزی مشغول شده وسدراه حق شدند.ببینیم این معنارادرسوره توبه آیه 34:

یاایهاالذین آمنواان کثیرامن الاحباروالرهبان لیأکلون اموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب والفضه ولاینفقونهافی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم .

3.اگرما رهبانیت رادوری گزیدن ازمردم فاسدوآمیزش نداشتن باآنها یاحشرونشرنداشتن باآنهابگیریم که رضای خدادراین است آنها برعکس کارکردندیعنی باانسانهای فاسدارتباط برقرارکردندوحق رهبانیت رارعایت نکردند

فاتیناالذین آمنوامنهم اجرهم وکثیرمنهم فاسقون

ضمیر«هم » درمنهم به دودسته ذریه ابراهیم ونوح برمی گردد(پیامبران ، فاسقان )

 آیه فوق موارد ذیل رامتذکرمی شود:

1.خدا به کسانی که بخاطراو ترک دنیاکرده وازفساددوری کردنداجروپاداش میدهد

2.خداتعدادفاسقان (ذریه ناشایست)را بیشترازمومنان میداند

 یاایهالذین آمنوااتقواالله وآمنوابرسله یوتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراتمشون به یغفرلکم والله غفوررحیم

کفل :بهره، ردیف هرچیزی ، همتاومانند

کفلین : دوسهم ودوبهره

نکته:قرآن ایمان به خداورسولش راباعث بهره ی دنیا(بهره ی بیشترازاکنونشان )وآخرت وعامل هدایت میداند

ونیزسوره مائده آیه 81

 ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 31 فروردین 1398 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

پایان شرح شعر«آی چقدرزیبایی » :

خلاصه شرح شعر«آی چقدرزیبایی » ؛داستان زیبای هدایت پیامبران ازخلقت تاقیامت وآخرت

آی چقدرزیبایی

نیمه شب بودکه

دررازدند           

دشداشه ی سپیددرازی

پشت درایستاده بود

بی سر

دسته ی سوسن سپیدی

دردست

به لبخندی سپیدگفت :

من فرشته ی پایانم

وتوتنها

یک ساعت مهلت داری

تاناب ترین لذت هارا

ازجهان ببری

ازترس تنم دونیم شد

نیمی به گریه بنشست

نیمی به رقص برخاست

دراین مهلت اندک

چه لذتی می توان برد؟

بنویس :

«شعر؟!شراب ؟!تشنگی ؟!

خیس شدن درباران؟!

دروغ های مست ؟!

چشم به راهی ؟!

گناه ؟!

شرم؟!

شهرت؟!

پشیمانی ؟!

سؤال؟!

ترس؟!

مرگ؟!

غم نان ودردنام؟!»

بنویس !بنویس :

حتمابنویس!

شعروشراب وتشنگی ...

بنویس که اینهادربهشت نیست

بنویس 

که درابدیت بیکاری

درسکون جاودانه ی جنت

قرن هارهاخواهی بود

بنویس

دردودروغ ودلهره

بنویس آنجانیز

نازترین لحظه ها

درمرورخاطرات خوش این جهان است

تندتربنویس :

انتظاربهاروتنهایی

غریبی و...

دررادوباره می زنند

تمام شدیم

من ووقت

 برویم

بهمن 1377

داستان باخبری هول انگیزدرنیمه شب  شروع می شود -نیمه شب درست وقتی است که همه درسکوتی کامل به خواب عمیقی فرورفته اند- فردی حامل دشداشه ای بلندوسفید ویک دسته گل سوسن سپیددردست پشت درایستاده ومی گویدمن فرشته پایانم ؛ای کسی که درآن طرف درب هستی یک ساعت مهلت داری تاناب ترین لذتها راازاین جهان ببری .

راوی داستان کسی است که ،به تمام زوایای واقعه وقوف کامل دارداودری رامی بیند که فردی حامل دشداشه ای بلندوسفیددرپشت آن ایستاده وهشدارمی دهد وآن طرف درب انسانهایی رامی بیندباگونه های مختلف که باتوجه به هشدارآن فردومهلت دادن اوعکس العملهای متفاوت ازخودنشان می دهند

این شخص دشداشه ی سپیددرازی است این شخص یادشداشه ، حامل دسته ای سوسن سپیداست می توان گفت این دشداشه همان دسته ی سوسن سپیداست .درحقیقت یک شخص باسه شخصیت  پدیدارگشته که هرسه یکی است ( 1. شخصی زننده و کوبنده ی در2. دشداشه ی سپیددرازوبی جان 3.گل سوسن سپید) چطور؟

اگرخوب به فضاسازی داستان نگاه کنیم پشت درفردی است که سخن ازپایان می زندامابی سراست . ازآنجایی که حامل پیام بی سراست می تواندانسان نباشدهمانطورکه خودرامعرفی می کندفرشته باشددسته سوسن سپیدی دردست داردسوسن سپید استعاره ازاسم فعال خداست که پیام آورصلح ودوستی است زیراهمانطورکه گل سوسن سمبل فردی است که باهزارزبان خاموش است اسم فعال خداهزاراسم یاهزارصفت خداست دریک کلمه یا فرشته های کلمه فعال خدایندکه بدون سخن گفتن حاملان وحیندوپیام آوران صلح ودوستی وعامل روزی وادامه حیات وبا زبانهای گوناگونان وحمل مسؤلیتهای گوناگون جهان رااداره می کنند

ازآنجایی که حامل پیام پشت دراست وپیامش بوی بیم وامیدمی دهدپس فردپشت دررسول یافرشته های اولیای خدا هستندکه توسط کلمه آنهابه این درطرف ابلاغ پیام می کنند. مامی دانیم  خدابه کلمه ی فعال خودانسان هم می گویدسه شخصیت ذکرشده برای این شخص وقتی که هنوزپشت دراست حکایت ازکلمه برترمی نمایداودرنهایت بالبخندی سپیدخودرافرشته معرفی می نمایدزیراپیام پیامبررابه نظام ابلاغ می نمایدیانقش پیامبراست برای ابلاغ بیم وامیدبرای کسانی که طرف دیگردرب هستند

فرشته پایان ازاول خلقت تاقیامت (یک ساعت ) به مردم مهلت داده تاازدنیاشان لذت ببرند وقت ومهلت دادن فردپشت درحکایت ازاین داردکه کسی که آن طرف دیگردراست مختاراست هرگونه بخواهددرمدتی که به اومهلت داده اندزندگی کندامااین مهلت برای او مشروط است اگربه راه درست برودبهشت ازآن او خواهدشداگربه راه غیردرست،  قرین عذاب دردنیا وآخرت خواهدبود وهمواره این معناراتکرارمی نماید.

 دشداشه  یاشمشیرسپیدودرازحکایت دارداز:

1.قیامت وعذاب ؛ زنجیره ی سوال درقیامت که درهرفردمی ریزدعذاب آوراست چون شمشیری  می کشد(عذابی سخت می دهد) 2.قیامت ورهایی ؛  اسباب وعلل کفررامی برد وقطع می کند (تقطعت بهم الاسباب) 3. عامل قتل بودن ؛باکلمه فعال خداوقتی به انحراف برده شودمی توان مرگ آفرید

سپیدی دشداشه هم حکایت ازبراق بودن می نمایدهم حکایت ازصلح وآرامش

 دراز بودن دشداشه می توانداشاره به فراگیربودن کلمه درجهان یازنجیره ی کلمه درهرزمان به تناسب آن باشد

 بی سربودن دشداشه ؛ هم  اشاره می کند به اینکه این فرداصلابرای گرفتن جان وکشتن نیامده تنهاحامل سلاح است هم بواقع یک فردنیست فرشته است وهم توسط فرددیگری اداره می شود.

 بایدتوجه  داشت که فرشته های اولیای خدا،تاقیامت این درب یعنی درمرگ رابازنمی کنندبه عبارتی قرآن زندگی راحق مسلم همه انسانها می دانداوفرشته ی پایان است نه پایان عمربلکه پایان دنیاوشروع آخرت . گلهای سپیدسوسن ، لبخندسپیدودشداشه سپیدغیرازاینکه حکایت ازغم واندوه داردزیرامومنان دراین دنیا به سختی دچارند؛خبرخوش وبی مرگی وشروع زندگی جدیدباشروع قیامت ورسیدن به حیات مفرح بخش ابدی رانیزنویدمی دهند .

قرآن زندگی راحق مسلم بشر می داندومرگ راناحق . اماوقتی حاصل قلم اولیای خدا به نظام واردمی شودچون قلم مشرکان برروی آن قلم خورده به انحراف برده شده تاقیامت مرگ وغم می آفریند.

انقدراین خبر-خبر پایان - هول انگیزاست که فرداین طرف درب بدون اصابت دشداشه  تنش به دونیم می شوددرواقع ترس یا بیم همان کارکرددشداشه راداشته ؛بواقع اولیای خدادرعدم دیده اندکه نتیجه گناه ومعصیت انسانهادردنیا؛عقوبت دنیا وآخرت راداردبه همین خاطر

 باقلم وسخن خودهشدارها می دهند

گفته شد «م » درتنم اشاره داردبه من اولیایی  همان «نیمی به گریه بنشست »یعنی قلم اولیای خدا یا نقش فرشته های آنهاپیک وپیام هشدار شدندترس ازمعصیت خداوند بخاطرعذاب آخرت ودعوت به زندگی نیکو دردنیانمودند ومن غیراولیایی یا مشرکان بانقش قلم خود پیک رقص وخوشباشی ،مرگ ونابودی ،انکارقیامت ، دعوت به لذت دنیایی وگناه شدند:«نیمی به رقص برخاست » .درنتیجه بادوفرهنگ متفاوت ؛ بصورت بسته ای برطبقات  مختلف مردم گشوده شده ؛این روندادامه داردتااینکه کلمات مشرکان تمام می شودودرب توسط اولیای خدابازمی شودومهلت تمام می گرددو همه ی مردم برای سؤال وجواب قیامت بیدارمی شوند

***

ادامه دارد...

ردرهبانیت دردین 



تاریخ : جمعه 23 فروردین 1398 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ای ماه طلوع

ای شعبان باتو مابه عیدآخرمی رسیم

چه ماه مبارکی است این ماه !

 تولداولیای خداعلیهم السلام  برمؤمنان واقعی مبارک باد

چقدرخوب است آمدنت! به انتظارنشسته ایم

ادامه شرح شعر«آی چقدرزیبایی » :

بنویس  /که درابدیت بیکاری /درسکون جاودانه ی جنت/قرن هارهاخواهی بود

براستی اینگونه  خواهدبود ؟

جواب : ازاین عبارت به بعد «بنویس » ، یکبار ذکرشده  و یک قلم دستورمی دهدازطرفی چون چگونگی  دنیای آخرت برماپوشیده است وشناختی دراین موردنیست انسان نمی تواند بفهمداین شناخت درست است یانه :

بنویس

دردودروغ ودلهره

حکم فوق حکم یک انسان شقی است نه حکم اولیای خدا ؛ استاداین عبارت رابین عبارت قبل وبعدقرارداده تابه مابفهماند:

1.این دسته شناختهاحاصل قلم اولیای خدانیست بلکه حاصل قلم مشرکان است (قلم اولیای خداپوشش خورده) .

2.انسان به فطرت نقش قلم اولیای خداومشرکان راازهم تمیزمی دهد

بنویس آنجانیز

نازترین لحظه ها

درمرورخاطرات خوش این جهان است

تندتربنویس :

انتظاربهاروتنهایی

غریبی و...

تااینجاانسان تشنه می ماندوشناختی برای او ازقیامت ودنیای آخرت حاصل نشده به همین خاطراولیای خدادوباره باقلم جدیدمی آیندوبه ما شناخت می دهندعبارت بعدی این معناراتاکیدوتبیین می نماید:

دررادوباره می زنند

تمام شدیم

من ووقت برویم

عبارت فوق به سه وقت اشاره دارد:

1.ازابتدای تاریخ تاقیامت

قلم مشرکان توسط اولیای خدابامهلتی که باآنهاداده شده هربارشکسته وکلمه آنهاریخته  وشناختهانو می شود (اقتربت الساعه وانشق القمر)

2.پیش ازقیامت :

1.2.قیامت صغری( یک ساعت مهلت داشتن تاپایان )

2.2.اندکی پیش ازقیامت ( یک ساعت مهلت داشتن تاپایان)

این عبارت حاکی ازاین است که نظام به نقطه ای می رسدکه ذهنها بسته شده وخروجی ازذهنهابسیاراندک می شود(بعلت قلم بدمشرکان)انسان مؤمن احساس غم وغربت وتنهایی و...  می کندوازترس قیامت می گرید(رجوع شودبه : قیامت وعیسی ع ، بحث یوم الحسره

)  رسیدن به پایان این مضمون راتاکیدوتبیین می نماید

3.آغازقیامت : عبارت  تمام شدیم /من ووقت برویم به این معنااشاره دارد

اگرخوب به فرم شعراستادنگاه کنیم می بینیم این شعربرای همه گروه ها سروده شده وفرشته پایان همه راازعذاب قیامت برحذرداشته است چرا؟ مگرنه این است که مشرکان وکفاروشجره آنها اصلا قیامت راباورندارند؟

جواب :سبک سخن استادچون قرآن زیباست

گفته شد عبارت« ازترس تنم به دونیم شدیعنی قلم دوتاشدوبردوگروه تقریرشدگروه دست چپ وگروه دست راست گروه دست راست قیامت راباورداشته وازعذاب خدامی ترسند- نیمی به گریه بنشست – اماگروه دست چپ چون مرگ راپایان دانسته ووجهی ازایمان درآنهانیست وقلم اولیای خدادرآنهاهیچ تاثیری نداشته و سؤالی رادرآنها برنمی انگیزاند قیامت وجهان آخرت راباورنداشته پس تاقیامت به لذتهای نامشروع دنیاروی می آورند؛ پیک مرگ وغفلتند اماپیش روی مؤمنان منافقانه برخوردکرده  سخن ازدین وایمان می زنند تاایمان رادرنزدمؤمنان کمرنگ کرده وآنهاراباترفندهای گوناگون به سمت کفرخودبکشانند. شرح بیشترآن درافک چیست مفصل می آید

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1398 | 08:31 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ادامه شرح شعر« آی چقدرزیبایی »

چشم به راهی ؟!

گناه ؟!

شرم؟!

شهرت؟!

پشیمانی ؟!

سؤال؟!

ترس؟!

مرگ؟!

غم نان ودردنام؟!»

بنویس !بنویس :

حتمابنویس!

شعروشراب وتشنگی ...

بنویس که اینهادربهشت نیست...

شرح عبارات فوق :

چشم به راهی ؟!

زندگی دردنیاراباتوکل به خداوتلاش وکوشش سپری می کنند

وان لیس للانسان الاماسعی وان سعیه سوف یری .سوره نجم آیه 38

گناه ؟!شرم ؟!

این مبحث درپاک گناه بارتوضیح داده شد

شهرت؟!

ازلوازم گناه است

پشیمانی ؟!

ازخصوصیات شجره طیبه برگشت به سمت نوراست سوره ذیل این معناراتبیین وتاکیدمی نماید:

لااکراه فی الدین قدتبین الرشدمن الغی فمن یکفربالطاغوت ویؤمن بالله فقداستمسک بالعروه  الوثقی لاانفصام لهاوالله سمیع علیم .الله ولی الذین آمنوایخرجهم من الظلمات الی النوروالذین کفروااولیاء هم الطاغوت یخرجونهم من النورالی الظلمات اولئک اصحاب النارهم فیهاخالدون .سوره بقره آیه 256

سؤال؟!

درمبحث رنگهاتوضیح داده شد

ترس؟!

ترس درقرآن به معنای :

1.خشیت که دارای بارمعنایی مثبت است

 خدای یگانه اولیای خودوفرشته های کلمه آنهارابه صفت خشیت مختص کرده است

انمایخشی الله من عباده العلماء ان الله عزیزغفور. ان الذین یتلون کتاب الله واقامواالصلاه وانفقواممارزقناهم سراوعلانیه یرجون تجاره لن تبورلیوفیهم اجورهم ویزیدهم من فضله انه غفورشکور. سوره فاطر28

عباده العلماء : بندگان عالم خداکه اولیای او هستند،فرشته های کلمه ی آنها

ونیز: ویسبح الرعدبحمده والملائکه من خیفه . سوره الرعدآیه 13

2. ترس

دارای بارمعنایی منفی است قرآن مومنان راازآن مبرادانسته است :

1.2.ترس دراولیای خدا وفرشته های آنهاراه ندارد

یاموسی لاتخف انی لایخاف لدی المرسلون . سوره نمل آیه 10

2.2.قرآن شجره طیبه راازترس برحذرمی دارد

فمن تبع هدای فلاخوف علیهم ولاهم یحزنون . سوره بقره آیه 38

حال ببینیم این معنا رادرشعر«خشوع »:

بردرگاه تو/ عریانم / جوجه ای خیس / کنارشکسته های تخم / می لرزد.

بردرگاه تو عریانم دارای معانی زیراست:

1.تودانای نهان وآشکارمنی : تو برمن احاطه داری وهمه چیز مرامی دانی

2. سرپرستی جزتوندارم پس سرپرستم باش (جوجه ای خیس کنارشکسته های تخم می لرزد)

3. برهنه و بی پوششم تومراگرم کن (عریانی ،خیسی ، لرزیدن )

شاعراززبان من اولیایی باخدای خودکه دانای قادراست وصاحب کل هستی سخن می گویدوی خودرادرمقابل عظمت وقدرت او ناتوان می بیندوازاوکمک می خواهدعبارت« بردرگاه تو عریانم » این معناراتبیین می نمایدوعبارت بعدی آن راتاکید :« جوجه ای خیس کنارشکسته های تخم می لرزد » .و برای به تصویرکشیدن خشوع درانسان مومن ، کلمه برتروفرشته های آن رابه جوجه ای خیس تشبیه نموده است

وی برای اینکه خشوع رادرزوج کلمه برتریااهل وشجره طیبه نشان دهدآن رانیزبه جوجه ای خیس تشبیه نموده است زیراوقتی نقش اولیای خدا درپوشش قلم مشرکان بازمی شودخودراتنهاوبی سرپرست می بیندوازپروردگار خودکمک می خواهدتااورابه رشدبرساند

انسان مومن همیشه درمقابل امرپروردگارخاضع وخاشع است برخلاف انسانهای کافرو مشرک که عصیانگرند

مرگ؟!

شجره طیبه درعین ترس ازمرگ بخاطرناشناخته بودن آن ازمرگ هراسی ندارندزیرابه رستاخیزمعتقدند

غم نان ودردنام؟!»

باوجوداعتقادقلبی این شجره بخداهیچگاه نگران روزی وعزت معنوی نیستند

توجه : تااین عبارت شناختها بصورت پرسشی وتعجبی بودازاین به بعدبه فرم خبری درمی آید

دراینجاما باسه سؤال مواجه می شویم :

1.براستی چراشناختهابصورت پرسشی مطرح شده است ؟

جواب :فرشته پایان ازابتدای خلقت انسان پشت درایستاده وهشدارمی دهدودراوشناخت می ریزدچون این شناختهاتوسط قلم مشرکان روپوش می خورددرشجره طیبه بصورت سؤال وتعجب درمی آید

2. این پرسشهاچگونه اند؟

شناختهایی که درما تعجب وسؤال برمی انگیزانددونوعند :

1.2.سؤالی که باعث تعجب است وبرای ماوجهی ندارد مثال : شراب ؟! ما درمقابل این سؤال تعجب کرده وخوردن آن رامخالف عقل ودین خودمی بینیم

2.2.سؤالی که موجب یافتن جوابی می شودتامابه جواب درست برسیم که رقص ضمیردرماهمان جستجوی درماست وسرچ جوابهاست که ماجوابهای نادرست راردکرده تابه شناخت درست برسیم البته این گونه سؤالهادرافرادگاهی وجهی نداردگاهی جستجومی نمایندتابه جواب برسندمثلا ممکن است برای فردی که شناخت کافی نداردخوردن یانخوردن شراب سؤال برانگیزباشداین سؤال پیش نمی آیدمگرتاثیرقلم مشرکان درفردکه شناختهای اورادراین موردباترفندهای گوناگون بی رنگ کرده باشد

3. چراادامه شناختهابصورت خبری است ؟

زیراشناختهایی نیزبرماواردمی شود بدون اینکه درماسؤال وتعجب بوجودبیاورندماآنهاراازهم جدامی کنیم وفرق می نهیم

بنویس !بنویس :

حتمابنویس!

شعروشراب وتشنگی ...

بنویس که اینهادربهشت نیست

دراینجا استادبادوباربنویس ! یادآورمی شوندکه دوقلم برشجره طیبه واردمی شودو به آنهاامرمی کنندتابه مردم شناخت بدهنداگرچه هردوعبارت یک معنارامی رساندامادرعین مشابهت باهم فرق اساسی دارند:

قلم اولیای خدا : امربه دوری از«شعر» و«شراب » می نماید . «شعر » و« شراب » دراینجادارای بارمعنایی منفی است .دربحث «شعر»و«شراب » توضیح داده شد

قلم مشرکان :امربه خواستن شعروشراب می کند

ادامه دارد...

بنویس 

که درابدیت بیکاری

درسکون جاودانه ی جنت

قرن هارهاخواهی بود

بنویس

دردودروغ ودلهره



تاریخ : شنبه 17 فروردین 1398 | 05:15 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم