فاستقم کماامرت ومن تاب معک 

شرح داستان ذوالقرنین راتمام کردم دارم شرح داستان یوسف ع رامی نویسم البته یکباربدقت تمام داستان راخواندم درفیش هاشرح مختصری نوشتم الان دارم آیه به آیه شرح مفصل آن را می نویسم رسیدم به آیه 46 آن قسمت ازداستان که حضرت یوسف ع تعبیرخواب پادشاه مصررامی گوید:

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۴۶

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ﴿۴۷

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸

من که کمرم خم شد زیربارمشکلات ای پدرمهربانم پس کی غلبت الروم می آیدروزشادی مومنان

ادامه شرح شعر«پیشانی »:

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

پیش ازسپیده : پیش ازطلوع آفتاب ، پیش ازشکافته شدن قلم

رجوع شودبه شرح شعر«یک هفته عاشقی » استاد

بام : بام خانه ، استعاره ازمحراب جای ووقت قلم زدن

درداستان عزیزپیامبر خدااسم فعال خودرابه خانه ای مثال زده بودکه دارای سقف وستون است سوره بقره آیه 259

خورشیددومی طلوع کند: قلم نو شود، یاخورشیدقلم اولیای خداتنهابرجهان حکمفرماشود

قرآن اغلب خورشیدرااستعاره ازنقش قلم اولیای خدامی گیردوگاهی درمعنای نقش قلم کفار(سوره نمل آیه 24)  بنابراین معنای شعربالامی شود: من هرلحظه یاهرروزمنتظرمی شوم قلم نو شودیابرسم به خورشیدقلم اولیای خدایعنی جهان آخرت

واشرقت الارض بنورربهاووضع الکتاب وجاء بالنبیین والشهداء وقضی بینهم بالحق وهم لایظلمون  (سوره زمرآیه 68)

ادامه ی داستان طالوت ع

گفته شدپیامبربنی اسرائیل به آنهادرموردطالوت ع فرمود:

قال :

1.ان الله اصطفاه علیکم

2.وزاده بسطه فی العلم

3.والجسم

4. والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

وخداملکش را که همان کلمه ی برترش می باشد صاحب قدرت برتراست- به هرکس بخواهدمی دهد

آیات فوق این معانی رامتذکرمی شود:

1.طالوت پیامبرجزوثروتمندان قوم بنی اسرائیل (صاحب کلمه ی برتربودوازلحاظ جسم نیزفردی قدرتمند)بودوهمیشه درحال مبارزه ی پنهان باکفار

2.طالوت پیامبربعدازدوره ای بعنوان حاکم وقت ازطرف خدامأموراجرای قانون خدابصورت آشکارشده است

3.آن نبی که  باقوم بنی اسرائیل سخن می گویدطالوت هم می تواندباشد

4.باتوجه به ادامه داستان این حضرت داووداست که درموردپادشاهی طالوت ع باقوم بنی اسرائیل سخن می گوید

5.قرآن بطورضمنی حکومت محمدص رایادآورمی شود

نتیجه :دراصل پیامبران واولیای خداصاحب ملک دنیایندوبرکل جهان هستی تسلط ونظارت تمام دارندآنان گاهی بطورآشکارهم حکمرانی می کنندمانندامیربودن امام علی ع دربرهه ای اززمان ، عزیزبودن یوسف ، رهبری امام خمینی ع درعصرحاضر،حکومت صالحین علیهم السلام قبل ازقیامت (امام مهدی ودیگراولیای غایب ). دراینجا طالوت هم پیامبرپنهان بودهم حکمران وقت

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم

تابوت : صندوق ازچوب وغیره

سکینه :آرامش وآهستگی ، بادتیزرو

نکته : پیامبرقوم بنی اسرائیل نشانه ی پادشاهی طالوت راتابوتی دانست که درآن آرامش وآسایشی بودکه ازجانب پروردگاربود

منظورازتابوت چیست ؟ چراقرآن به آن تابوت گفته است ؟

تابوت درلغت یعنی صندوقی که ازچوب یامواددیگربسازند.خدا به زمین گهواره نیز می گویدکه محل آرامش وسکون است والارض مهادا... زمین راچون گهواره  ای می داندکه انسان درآن آرام می گیردقرآن به زوج کلمه ی برترزمین هم می گویدپس گهواره همان زمین است که انسان درآن سکونت نموده وآرام می گیردصندوق هم همان معنارابیادمی آوردزیرامحفظه ای است که ظرفیت قرارگرفتن اجسام درآن تعبیه شده است ازآنجایی که این صندوق هم حرکت داردوهم آرام بخش است پس تقریبا همان معنارامتذکرمی شودبخاطراین که این وسیله درپوشش کلمه  مشرکان قرارمی گیردخدابه آن تابوت گفته درحقیقت این تابوت همان نقش وپیکری است که اولیای خدامی زنندوباعث ارامش دلهای مومنان واصلاح جامعه می شوداین معناراادامه آیه تاکیدوتبیین می نماید

حال ببینیم این معنارادرشعرتندیس هوس استاد:

...چشمانت

دختران عریان عزرائیل اند

که پیشاپیش تابوت من می رقصند

من درنگاه تومانده ام ...

چشمانت :دوچشم:  نقش کلمه برتروسخن اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

دختران عریان عزرائیل :

دختران عریان : زوج کلمه برترکه پوششی نداردکفارآن را می بینندومی تواننددرآن نفوذکنند

دختران عریان عزرائیل: زوج کلمه ی برترقانونمنداست زیرپاگذاشتن قانونهای الهی باعث عذاب افرادخاطی می شود

تابوت من : زوج کلمه ی برتر

شاعردوچشم زوج کلمه  ی برتررابه دختران عریان عزرائیل تشبیه می کندکه تابوت اورابارقص مشایعت می نمایندتابوت او ودوچشم زوج کلمه ی برتربواقع یک چیز است شاعربااین تشبیه می خواهدبگویددرزوج کلمه ی برترمرده  ای است که اهل آن حمل می کنندحال مرده چه کسی یاکسانی هستند ؟ کسانی که برروی آن آتش بارمی کنندوتوسط نقش اولیای خدابارآتش آنهامی ریزدوعذاب می شوندوکلمه ی آنهابه سمت نابودی می رود

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین

ترکه :گذاشت آن راوترک کرداورا

ماترک:آنچه باقی گذاشت

وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون

این صندوق میراث وباقی مانده ی کاری هایی است که آل موسی وآل هارون انجام دادندوطالوت ع آن راادامه خواهددادیعنی نتیجه زحمات آن پیامبران است که درزمان طالوت بوقوع پیوست واوتوانست به عنوان پیامبری که پادشاه نیزهست برجامعه حکومت نماید

استادنیزدرشعر«تبعید» خودتلاش انبیارابرای هدایت بشرازابتدای خلقت تاولایت امام علی ع وادامه ی آن تاآخرت به تصویرمی کشد

 تحمله الملائکه

این صندوق رافرشته هاحمل می کنندزیرااین پیکریانقش همان حاصل قلم اولیای خداوفرشته های  آنهاست

ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

خدااوراوقلم اوراآیه ای قرارداده است برای همه

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح شعرپیشانی

«پیشانی ات را

بلندمی بینم » :

مردی گفت ومرد

پیشانی استعاره ازکلمه فعال خدا

پیشانی بلنداستعاره ازکلمه برترصفت بلندبودن هم به فراگیربودن کلمه اشاره می نمایدهم به رشیدبودن آن

ببینیم پیشانی رادرقرآن :

الم یعلم بان الله یری کلالئن لم ینته لنسفابالناصیه ناصیه کاذبه خاطئه فلیدع نادیه سندع الزبانیه کلالاتطعه واسجدواقترب .سوره علق آیه14

ناصیه:موی پیشانی

پیشانی استعاره ازاسم فعال خدا

صفت کاذبه برای ناصیه این معنارامی رساندکه قرآن به آن دسته اسماء فعال خدااشاره داردکه گمراه است

ببینیم رشیدرادرشعر«نام دخترخدا»:

...درسپیده ی عدم

ناگهان نسیم مبهمی وزید

قامت حریردختری رشید

مثل شیهه ای سپید

درمیان  خرمن ایستاد

آن نهال پرشکوفه ی بلور

دردل من ایستاد...

رشیددرقرآن درمعنای کلمه ی رشدیافته است:

قال یاقوم هولاء بناتی هن اطهرلکم فاتقواالله ولاتخزون فی ضیفی الیس منکم رجل رشید

سوره هودآیه78

رجل رشیدیعنی فردی که دارای کلمه ی رشد یافته باشد

ولقدارسلناموسی بایاتناوسلطانامبین الی فرعون وملائه فاتبعواامرفرعون وماامرفرعون برشید

امرفرعون باکلمه ی فرعون صادرمی شودبخاطرهمین قرآن آن را رشدنیافته می گویدفرعون ازجمله مشرکان صاحب قلم بود

سوره هودآیه 97

پیشانی ات رابلندمی بینم /مردی گفت ومردیعنی مردی درهنگام مرگ گفت :تو صاحب کلمه ی برتری. شاعراززبان من اولیایی روایت می نمایدکه یکی ازاولیای خدااوراتصدیق وتایید نموده است زیراشاعررامی شناسد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت یعنی زن دانایی به شاعرگفته است :تودارای نیروی فوق العاده ای هستی هرفردازاولیای خداخودکلمه اند ودارای کلمه ی برتروهردو دارای قدرت خدایی .

منظوراززن داناچه کسی یاکسانی می باشند؟

وقتی نقش کلمه برتردرشجره طیبه بازمی شودچون درپوشش قلم مشرکان بازشده به آن زن می گویندشاعربه این کلمه زن داناگفته است زیرا کلمه ی برترآن راسرپرستی می نماید ازطرفی هرفرداززوج کلمه ی برترقدرت خداوندرامشاهده نموده وبه آن واقفند

چراگفته شده است زنی دانا؟

زیراتنهایک ولی نقش قلم خودرابه زوج کلمه ی برترنمی فرستد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت

دختران گستاخ

درآن صورت

درخشش مرموزی دیده بودند

من هم باورم شده

منظورشاعرازدختران گستاخ چیست؟کلمات مشرکان که برشجره طیبه بارآتش می ریزند

درآن صورت :درکلمه برتر،درزوج کلمه برتر،دراولیای خدا

دیده بودند:درعدم

فعل گفت ودیده بودند زمان هرولی ازخلقت او تاکنون رامی رساند

درخشش مرموز:نوری که رازآلوداست (منبع آن رانمی دانند)، نوری که ازآن اطلاع کافی ندارند(اسم برترخدارانمی دانند)

عبارت «زنی داناگفت » بین دوعبارت «توازنیروی سرشاری » و«دختران گستاخ / درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند» آمده است مامی توانیم شعررااینگونه بخوانیم :

زنی داناگفت :توازنیرویی سرشاری

زنی داناگفت :دختران گستاخ /درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند/ من هم باورم شده

دختران گستاخ /درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند/ من هم باورم شده

زن دانا – زوج کلمه برتر-می بیندکه مشرکان ازروی علم ودانایی برروی اهل اویا کلمه ی برترجهت گرفتن نوراوبارمی گذارنداولیای خدانیزاین موضوع رادرزوج کلمه  ی خودمشاهده می نمایند

ادامه دارد...

ولادت پدرامت امام حسن عسکری ع رابه مولایمان امام مهدی ع ودیگراولیای زنده وغایب ودوستداران آنهاتبریک می گویم



تاریخ : شنبه 16 آذر 1398 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ولادت پدرامت امام حسن عسکری ع رابه مولایمان امام مهدی ع ودیگراولیای زنده وغایب ودوستداران آنهاتبریک می گویم 

توفان 

دیشب خواب دیدم ابرهای سیاهی بسرعت آسمان رافراگرفتندوتوفان بسیارشدیدی بپاخاست من پشت درخانه ی مان ایستاده بودم تابه درون خانه ی مانیایدتاحفاظی باشم برای خانواده ام آنقدرشدیدبودکه داشت درراازجامی کند

توفان می آید

ومن می ایستم 

گردبادسیاه سطور

مچاله ام می کند

جامه های درونم را

ازهم می درد

ومی برد

ازدرون عریان می شوم ...ازشعر«توفان» دکترمحمودفتوحی 

شرح داستان طالوت ع درقرآن  

الم ترالی الملاء من بنی اسرائیل من بعدموسی اذقالوالنبی لهم ابعث لناملکانقاتل فی سبیل الله

درآیه فوق چه کسی یاکسانی ازقوم بنی اسرائیل ازپیامبری ازایشان  درخواست حکمران کردند ؟چرا؟

ملاء: توانگروثروتمند، دراینجاصاحب کلمه

نبی : پیامبر، کلمه ی برتر

کلمه «ملاء » دراینجا به دواهل قلم اشاره دارد:

1.صاحبان کلمه برتر

به اولیای  خدا وکلمه ی آنها ملاء  میگویندزیراکلمه ی آنها پرباراست وآنان به این خاطرثروتمندندوباقلم خودهرلحظه هستی رانوکرده به همه موجودات روزی می بخشندازراههای گوناگون

2.مشرکان وکلمات آنها

 کلمات مشرکان چون بواسطه کلمه برترنومی شودهربارثروت زیادی رادرخودذخیره می کند

البته کلمه ملاء رابایددربسترکلام قرآن معناکرددوقتی این کلمه دررابطه بامشرکان اهل قلم بکارمی رودبارمنفی داردزیراثروتی که خدایااولیائش دراختیارآنها می گذارنددر راه نادرست استفاده می کنند

 پس دراینجا دوگروه خواهان پادشاهی بودندتابواسطه اودرراه خداکارزارکنند

آیا مشرکان براستی خواهان جنگ درراه خدابودند؟ ادامه آیه به این سؤال پاسخ می دهد

قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الاتقاتلوا

فاعل قال ضمیر«هو» می باشدکه برمی گرددبه «نبی»( پیامبر، فرشته های کلمه برتر)

پیامبرقوم بنی اسرائیل ازآنان پرسید اگرجنگ مقررشودبرشما آیاشماکارزارمی کنید؟

نکته : آوردن حرف پرسشی «هل »با فعل « عسیتم »  هم امیدواری پیامبربه خواست ملاءرامی رساندهم  تردیدپیامبردرکارآنهارازیراوی می داندکه همه ی خواهندگان راست نمی گویندادامه آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید

دلیل پیکارشان چه بود؟

قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا

گفتندچرادرراه خداکارزارنکنیم درحالی که ماازدیارمان وازنزدفرزندانمان بیرون رانده شده

ایم

فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین  

ضمیر«هم» درعلیهم ومنهم برمی گردد به ملاء

نکته : همانطورکه گفته شد پیامبردیده بودجزعده ی اندکی راغب جنگ درراه خدانمی باشند

 حال این عده ی اندک چه کسانی هستند؟چرا؟

1.اولیای خدا:

ضمیر« هم » در«علیهم » و«منهم » برمی گرددبه دودسته ملاء اماخداباحرف «الا»اولیای خودراازآنهااستثناء نموده است ادامه آیه :«والله علیم بالظالمین»  آن راتبیین می نماید

هدف اولیای خدا بواقع پیکاردرراه خداست آنهابواقع حکمران ظاهری نظام نیستندزیراشکایت دارندازاینکه به آنهادراین نظام بواسطه حکمرانان فاسدظلم شده (آنهاراازسرزمین وفرزندانشان جداکرده اند )

2.شجره ی طیبه

شجره طیبه بواقع لشکریان پنهان وآشکاراولیای خداهستند آنها  همیشه تسلیم اوامرالهی هستندخدابه آنها مسلم می گویدحال صاحب هردین وعقیده ای که باشندبه فطرت عمل کرده ودربرابرهرظلمی می ایستنددرعین اینکه خدانعمت زیادی به اینهاعطاکرده وخودنعیم یاعامل فیضندولی کم بهره می مانندبخاطرظلمی که مشرکان یاحکام ظالم برآنان روامی دارند

چرامشرکان (دسته دوم ملاء)به پیامبرقوم بنی اسرائیل پیشنهادجنگ درراه خدارادادند؟

قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین

1.مدعی بودندمظلوم واقع شده اند

مشرکان بانقش قلم خودبرکل هستی حکم می رانندوحکومت ظاهری دنیادردستان آنهامی چرخدگاهی درمصدرکارهادرسرزمین خودهستندگاهی هم نه ؛چون مردم معمولی آنهارابخوبی نمی شناسندهمیشه ازوضع موجودخودشکایت کرده وتظاهربه مظلوم بودن می نماینددرپیش روی مردم معمولی تظاهربه دینداری کرده وخواهان جنگ درراه خداهستند

 2.مدعی هستندکه تنهاکلمه ی آنهاست که به هستی حیات می بخشد

گفته شد قلم مشرکان دربسترقلم اولیای خدابازمی شودوازآن نورمی گیرداما بااین که آنهابه این موضوع واقفندخودراصاحب کلمه ونظام عالم دانسته وهیچگونه حقی رابرای اولیای خداو شجره آنهاقائل نمی شوند؛پیش روی پیامبران به طعنه ادعا می کنند آنهاراازخانه وسرزمینشان(درکلمه آنهانفوذکرده اند) بیرون کرده اند وبین آنها وفرزندانشان جدایی انداخته اند؛ وقتی هم  به آنهاجنگ درراه خدامقررمی شودازحکم پیامبران روی برمی گردانند

  وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

پیامبر قوم بنی اسرائیل دراینجا به پیامبر(یاپیامبران) بعدازحضرت موسی اطلاق می شود.حال باتوجه به ادامه آیات چون داستان پادشاهی حضرت طالوت است وجنگ بین طالوت وجالوت درزمان حضرت داوود ع اتفاق افتادپس پیامبرقوم بنی اسرائیل هم می تواندبرحضرت داوودع اطلاق شودوهم برطالوت ودیگرپیامبران هم عصراو

وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکا

فاعل قال ضمیر«هو» می باشدکه برمی گرددبه «نبی»( پیامبر، کلمه برتر)

بنابراین معنای آیه می شود:

1.کلمه برترخبردادکه خداطالوت رابه عنوان ملک یافرمانروامبعوث کرد

2.پیامبرقوم بنی اسرائیل خبردادکه خداطالوت رابه عنوان پادشاه یافرمانروامبعوث کرد

فرم سخن نبی به اینکه خداپادشاهی به نام طالوت رابرای شما برانگیخت (قدبعث) گواه براین است که این پادشاه ازپاکان واولیای  خداست ادامه آیه این مفهوم راتاکیدوتبیین می  نماید

حکمرانی طالوت توسط چه کسانی مورداعتراض واقع شد؟

جواب : شجره خبیثه اعم ازمشرکان صاحب قلم وافرادشان

دلیل اعتراض آنان چه بود؟

قالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال

قالوا:فاعل قالوا ضمیرفاعلی «واو» می باشدکه برمی گرددبه ملاء نوع دوم (مشرکان دارای کلمه)

انّی یکون له الملک علینا: چگونه طالوت برماحکمران باشد

ونحن احق بالملک منه :ودرحالی که ماازاو سزاوارتریم به پادشاهی

ولم یؤت سعه من المال: وکم بضاعت است ( کلمه ی اوپربارنیست )

قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

پیامبردرجواب مشرکان (ملاء نوع دوم ) چه گفت ؟

ضمیر«هو» درقال برمی گرددبه «نبی » (پیامبری ازبنی اسرائیل ، کلمه برتر)

پیامبرگفت :

 1. ان الله اصطفاه علیکم

اوبرگزیده خداست

گفته شد طالوت ازاولیای خداست دراینجا خبرپیامبروادامه آیه : ان الله اصطفاه علیکم... این موضوع راتاکیدمی  نماید

2. وزاده بسطه فی العلم والجسم

واورابرشمابرتری بخشیدازلحاظ وسعت درعلم وجسم 

زادزودا:مهیاوآماده کردتوشه را

زاده :عطاکرداوراتوشه

زادزیدا:افزون شد

قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم

فعل ماضی نقلی «قدبعث » درآیه قدبعث لکم طالوت ملکااستمرارپادشاهی وپیامبری طالوت راازگذشته (درعدم ، زمان بدنیا آمدن )تاحال می رساندپس برخلاف اعتقادمشرکان طالوت درگذشته  ازنظروسعت مال (کلمه)ازمشرکان برتربوده است آیه « وزاده بسطه فی العلم والجسم » این معناراتاکیدوتبیین می نماید.

وزاده بسطه فی العلم

 باتوجه به فعل قدبعث می توان گفت: قدزاده ... یعنی برتری بخشیده است اوراخدابعبارت دیگربرتری طالوت به لحاظ علم ازگذشته تاحال ادامه داشته است

برتربودن پیامبرازلحاظ علم یعنی :

کلمه ی او کلمه برتراست

زاده بسطه فی العلم والجسم

«واو» قبل ازجسم واوعطف می باشد بنابراین می توان خواند:

وزاده بسطه فی الجسم )وقدزاده بسطه فی الجسم )

منظورآیه ازبرتری طالوت دروسعت جسم چیست ؟

جسم : تن ،بدن ،اعضای بدن ، شخص ، پیکر

گفته شدقرآن انسان رااستعاره ازاسماء فعال خداقرارمی دهدبنابراین وسعت درجسم یعنی

فراگیربودن کلمه اولیای خدادرهستی وبرتری آن برکلمه مشرکان ازهمه لحاظ

کلمه درآن زمان به جایی رسیده بودکه اقتدارلازم رابرای برقراری حکومت پیامبران داشت

رشدکلمه درزمان پادشاهی طالوت بعلت بیشتربودن اولیای خدادرآن زمان بوده است

نکته : برتری طالوت درجسم برتری قدرت ونیروی خودپیامبررانیزمی رساند

ببینیم این معنارادرشعر«پیشانی » دکترمحمودفتوحی :

«پیشانی ات را

بلندمی بینم » :

مردی گفت ومرد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت

دختران گستاخ

درآن صورت

درخشش مرموزی دیده بودند

من هم باورم شده

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1398 | 10:20 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

داستان طالوت ع درقرآن

الم ترالی الملاء من بنی اسرائیل من بعدموسی اذقالوالنبی لهم ابعث لناملکانقاتل فی سبیل الله قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الاتقاتلوا قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین   وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

فلمافصل طالوت بالجنودقال ان الله مبتلیکم بنهرفمن شرب منه فلیس منی ومن لم یطعمه فانه منی الامن اغترف غرفه بیده فشربوامنه الاقلیلا منهم فلماجاوزه هووالذین آمنوامعه قالوالاطاقه لناالیوم بجالوت وجنوده قال الذین یظنون انهم ملاقواالله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین ولمابرزوالجالوت وجنوده قالواربناافرغ علیناصبراوثبت اقدامناوانصرناعلی القوم الکافرین .بقره 249

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. سوره بقره 250

آیاازسران بنی اسرائیل پس ازموسی خبرنیافتی آنگاه که به پیامبری ازخودگفتندپادشاهی برای مابگمارتادرراه خداپیکارکنیم گفت اگرجنگیدن برشمامقررگرددچه بساپیکارنکنیدگفتندچرادرراه خدانجنگنیم باآنکه ماازدیارمان وازفرزندانمان بیرون رانده شده ایم پس هنگامی که جنگ برآنان مقررشدجزشماری اندک ازآنان پشت کردندوخداوندبه ستمکاران داناست .وپیامبرشان به آنان گفت درحقیقت خداوندطالوت رابرشمابه پادشاهی گماشته است گفتندچگونه اورابرماپادشاهی باشدباآنکه مابه پادشاهی ازوی سزاوارتریم وبه او ازحیث مال گشایشی داده نشده است ؟ پیامبرشان گفت درحقیقت خدااورابرشمابرتری داده است واورادردانش ونیروی بدن برشمابرتری بخشیده است وخداوندپادشاهی خودرابه هرکس که بخواهدمیدهدوخداگشایشگرداناست وپیامبرشان بدیشان گفت : درحقیقت نشانه پادشاهی اواین است که آن صندوق که درآن آرامش خاطری ازجانب پروردگارتان وبازمانده ای ازآنچه خاندان موسی وخاندان هارون برجای نهاده اند-درحالی که فرشتگان آن راحمل می کنند-به سوی شماخواهدآمدمسلمااگرمؤمن باشیدبرای شمادراین نشانه ای است

وچون طالوت بالشکریان بیرون شدگفت خداوندشمارابه وسیله رودخانه ای خواهدآزمودپس هرکس ازآن بنوشدازمن نیست وهرکس ازآن نخوردقطعا اوازمن است مگرکسی که بادستش

کفی برگیردپس جزاندکی ازآن نوشیدندوهنگامی که باکسانی که همراه وی ایمان آورده بودندازآن گذشتندگفتندامروزمارایارای جالوت وسپاهیانش نیست کسانی که به دیدارخداوندیقین  داشتند گفتند بسا گروهی اندک که برگروهی بسیاربه اذن خداپیروزشدندوخداوندباشکیبایان است

وهنگامی که باجالوت وسپاهیانش روبروشدندگفتندپروردگارابردلهای ماشکیبایی فروریزوگامهای مارااستواردارومارابرگروه کافران پیروزفرمای .

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوودجالوت راکشت وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او می آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کردقطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارد

ادامه دارد...

شرح داستان طالوت ع 



تاریخ : دوشنبه 4 آذر 1398 | 11:56 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

 تولدپدرامت ،محمدمصطفی ص ،خاتم ونگین پیامبران وادامه دهنده ی راه پیامبران واولیای قبل ازوی راپشت سرگذاشتیم جادارداین تولدمبارک را به پنج ولی زنده وغایب ع وپیروانش تبریک بگویم

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

وکیف اخاف مااشرکتم ولاتخافون انکم اشرکتم بالله مالم ینزل به علیکم سلطانافای الفریقین احق بالامن ان کنتم تعلمون .الذین آمنواولم یلبسواایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون .وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین . ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم . ذلک هدی الله یهدی به من یشاء من عباده ولوااشرکوا لحبط عنهم ماکانوا یعملون اولئک الذین آتیناهم الکتاب والحکم والنبوه فان یکفربها هولاء فقدوکلنابهاقومالیسوابهابکافرین اولئک الذین هدی الله فبهداهم اقتده قل لااسئکم علیه اجراان هوالاذکری للعالمین .انعام 80

وچگونه ازآنچه شریک می گردانیدبترسیم باآنکه شماخودازاینکه چیزی راشریک خداساخته ایدکه دلیلی درباره ی آن برشمانازل نکرده است نمی هراسیدپس اگرمی دانیدکدام یک ازدودسته به ایمنی سزاوارتراست ؟کسانی که ایمان آورده وایمان خودرابه شرک نیالوده اندآنان راست ایمنی وایشان راه یافتگانند وآن حجت مابودکه به ابراهیم دربرابرقومش دادیم درجات هرکس راکه بخواهیم فرامی بریم زیراپروردگارتوحکیم داناست وبه او اسحاق ویعقوب رابخشیدیم وهمه رابه راه راست درآوردیم ونوح راازپیش راه نمودیم وازنسل او داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون راواین گونه نیکوکاران راپاداش می دهیم. وزکریاویحیی وعیسی والیاس راکه همه ازشایستگان بودندواسماعیل ویسع ویونس ولوط که جملگی رابرجهانیان برتری دادیم.وازپدران وفرزندان وبرادرانشان برخی راوآنان رابرگزیدیم وبه راه راست راهنمایی کردیم این هدایت خداست که هرکس ازبندگانش رابخواهدبدان هدایت می کندواگرآنان شرک ورزیده بودندقطعا آنچه انجام میدادندازدستشان می رفت آنان کسانی بودندکه کتاب وداوری ونبوت بدیشان دادیم واگراینان بدان کفرورزندبی گمان گروهی رابرآن برگماریم که بدان کافرنباشنداینان کسانی هستندکه خداهدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتداکن بگو: من ازشماهیچ مردی براین نمی طلبم این جزتذکری برای جهانیان نیست   

آیات فوق باتوجه به حرف «واو» دارای خوانش های زیرمی باشد:

1.وکیف اخاف مااشرکتم ولاتخافون انکم اشرکتم بالله مالم ینزل به علیکم سلطانافای الفریقین احق بالامن ان کنتم تعلمون(الذین آمنواولم یلبسواایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون ) وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم .

2. و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذلک نجزی المحسنین

ضمیر«ه » درذریته برمی گرددبه ابراهیم ع ونوح پس خوانش های ذیل راشامل می شود :

1.2.ومن ذریته (ذریه ابراهیم ):

داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

2.2.ومن ذریته (ذریه نوح)

داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

3. وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین.

ضمیر«ها» درآتیناهابرمی گرددبه حجتنااگربه آیات قبل خوب نگاه کنیم منظورازحجتناهمان کلمه برتریاکلمه الله است

خدااین حجت (کلمه برتر) رابالابردن درجه ومقام ابراهیم می داند

حرف «واو» آیات فوق رادارای خوانش های زیرمی گرداند:

1.3. ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون (کلاهدینا )وکذالک نجزی المحسنین .

2.3 (من ذریته: ابراهیم ونوح )  زکریا ویحیی وعیسی والیاس(کلاهدینا)کل من الصالحین

3.3. و (من ذریته :ابراهیم ونوح) اسمعیل والیسع ویونس ولوطاکلاهدینا

4.3. و(ابراهیم ونوح وذریه آن دو:تمام پیامبران نامبرده ) کلافضلناعلی العالمین .

وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم .

قرآن درآیات فوق پیامبران برشمرده رانسبت به مردمان دیگربرتردانسته ویکی ازعلتهای آن رابالابودن درجه آنان بواسطه داشتن وبودن درکلمه برترآنهامی داند

4. ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم .

وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین . ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم . (ذلک هدی الله یهدی به من یشاء من عباده ولوااشرکوا لحبط عنهم ماکانوا یعملون )اولئک الذین آتیناهم الکتاب والحکم والنبوه

 



تاریخ : شنبه 25 آبان 1398 | 09:15 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 73 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم