عید آمده باز؛

 سرخمره گشا

ما مست نبودیم مگر ؟!


 

ما روزه مدامیم و افطار نداریم

باخوب و بد عالمیان کار نداریم

درحلق ما ریخته اند شهد وشکرها

ما بنده ی حقیم وسالار نداریم


باران که می بارد

یاد تمام عیدهایی می افتم

که بی تو گذشت

ومن فقط ازبوی خاک

لذت بردم


 شد فصل گل و بده مرا لعل مدام

عشاق همه به عیش مشغول و  به کام

من تشنه ام و نباشدم ماه صیام

این بود که یار من مرا داد پیام 


ازارودگاه ترک اجباری خدا آومدیم بیرون این هوا هم که بنای ناسازگاری گذاشت واین مدت بس ناجوانمردانه گرم بود

. روسیاه پیش روزه دارها تمام شدیم


باری برویم سراصل مطلب:

دراندیشه ی نقره ای رنگ مهتاب هستم : می دانیم مهتاب خاصیت رنگ بری دارد (اسم خدا را پاک می کند)

که ازجای آن گمشده : کسی که موقعیت ومقام خود را نمی داند، کسی که حیران است، کسی که گم گشته است

ناگهان اژدهای سیاهی /به شکل سوال بلند مهیبی: سوال عظیم بصورت اژدهایی به تصویرکشیده شده است

 به روی افق های نارنجی پلک من /می نشیند : افق های نارنجی همان نگاهی پر  سوال

پلک من : دوچشم

  

 گفته شد که بعداز فروپاشی غرب ، درجای جای جهان مواجه با جنگ وخونریزی و انقلاب شدیم وگفته شد استاد ازسه من درکتابش یاد می کنه که دوتاشو گفتم : من اولیا و من غیراولیا و اینکه سه جور اسم اعظم داریم .

این جهان در دست دو گروه می چرخد : 1- اولیای خدا که اسم اعظم خدا را دارند وباآن به اصلاح امور عالم می پردازند که یکی از آنها امام عصر ع است خدا در قران درسوره حاقه آیه 10 انبیا واولیای خود  را ظرف گوش می داند و آنها را مایه نجات و امن وآسایش دیگران : انا لما الماء حملناکم فی الجاریه . لنجعلها لکم تذکره و تعیها اذن واعیه 2- اولیای شیطان که درکار جهان تصرف می کنند و به زیان مردمان عمل می کنند . امام عصرع اگرچه پنهان است اما درامورمسلمین دخل وتصرف می کند بواسطه ی کلمه ای که دارد وگرنه ظلم وفساد بی حد و حصر جهان را فرا می گیرد .اما قبلا گفتم استاد از زنی سخن بمیان می اورد در مجموعه ی شعرش که زن اسطوره ای و موعود است . زنی که اسماء اعظم خدا دراو جاری می شود وتنها پس وردش را اولیای خدا دارند . آنها اسمائی که دراو واقع می شود می بینند و پاک می کنند تا قیامت زودتر بوقوع بپیوندند – قبلا اشاره کرده ام – حال استاد ازاین زن یا موجود سخن می آورد – باتوجه به کل کتابشان – که فردی بعد ازین وقایع پیدا می شود که قیامت براو وارد می شود .

ازجای ان گمشده نیز اشاره دارد به اینکه وقتی قیامت واقع می شود- نفخ صور- اول صاعقه وارد می شود صاعقه همان غش و بی حالی است بعد گیجی و گنگی و حیرانی است . سوره زمر آیه 67

ونفخ فی الصور فصعق من فی السموات ومن فی الارض الا من شاء الله ثم نفخ فیه اخری فاذا هم قیام ینظرون .

و در صور دمیده می شود . پس هرکه در آسمانها و زمین است دچار غش می شود مگر کسی را که خدا بخواهد آن گاه بار دیگر در صور دمیده می شود ناگاه برپای ایستاده – مات ومبهوت به هرسو – نظرمی کنند .

ناگهان اژدهای سیاهی /به شکل سوال بلند مهیبی: یاداور قیامت است و عظمت بیداری وجدانها

ودرقران درسوره نمل می خوانیم یکی از علائم نزدیک شدن قیامت خروج دابه الارض است (دابه : جنبنده ، رای بیشتراینکه این جنبنده انسانی است که اول ازهمه بعث و قیامت براو وارد می شود)وبه وجود خدا به یقین گواهی می دهد واین را قران ازایات خود ذکر می کند

واذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابه من الارض تکلمهم ان الناس کانوابایاتنالایوقنون(نمل 82)

واستاد دراینجا دارد به این واقعه اشاره می کند

درقرآن ما همه جا بانفخ صور مواجه می شویم که آن هم در دومرحله است اما درسوره ی مدثر خدا به نفخ ناقوراشاره می کند همان صوراست ولی این صور قبل از قیامت است و برفرد خاصی اشاره دارد خدا دراین سوره علاوه به هشدارهاو چگونگی قیامت اشاره  ضمنی به این موضوع می نماید .

 

به روی افق های نارنجی پلک من /می نشیند: استاد می خواهد سوال را بیشتر متذکر شود لفظ نارنجی را هم می آورد .

همانطور که در پست های قبل اشاره کردم استاد درشعر « کاش چشمها دوتا نبود » ازدو زن که درحقیت یک زن است نام می برد

درکنار پل

روسپی زن سیاه چرده ای

بادو چشم نخ نما

وخنده های زخم ناک

ایستاده است

اشتباه می کنی

اوهمان دختر بلند آشناست

گفته اند پل یکی

ودخترک یکی است

ولی دو چشم داده اند (کاش چشم ها دوتا نبود، سیب پرتابی)

استاد دراینجا می خواهد بگوید این  زن در دو اسم خدا واقع است هم اسم اولیا هم اسم غیراولیا ( شیاطین )

هرانسان دوچشم ودوپلک دارد

ادامه دارد ...

 



تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1395 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم