جمعه تون نورانی به رنگ خدا

لاله ها قد می كشند درهرزمان

تابگویند داغ ها  و دردمان

بازوقت پرپرگشتن آلاله هاست

روزخون روز حسین خون خداست

ازكجا گویم از آن درُعزیز

كربلا و كاظمین و كوفه نیز

باز ازدریای طوفانی و شب

هم زچاه و نخل و هم ازرطب

غصه ها دارد مكرر می شود

جان و حالمان دیگر می شود

تو بیا بامن به دشت كربلا

خوب جانان وبه یاران وفا

ازچه پرپر گشته اند آن لاله ها

ازچه نام دشت شدست كرب و بلا

درسر آنان چه سودایی بدست

ازچه آفتاب درغم آنان شكست

گفته اند نیزه دگر نایی شدست

برلب مردم غم آوایی شدست

اشك می ریخت آن  روزها آفتاب

تیغ می بارید برسراصحاب آب

درحق آنان خدا گفته است چنین

قاسمم به طور و زیتون و به تین

گفته است كوهند و اوتاد زمین

تكیه گاه مردمند و شاه دین

ننگ و شرم باد برتمام ناكسان

بریزید و شمر و براهل خسان

چونكه عطشان ماندند آن طفلكان

نام شط شد تا ابد شط بدان

شط را با آب چشمانت بشو

تو نما با آن دوباره گفتگو

كه چرا عباس زتو آبی نخورد

وزبرای كودكان آن آب برد

ازچه طوفانی نشد آن آب پست

قوم ظالم آب را یكسرببست

ازچه رو به ماه شب پر زده چنگ

یا چرابرعباس راه را كرده تنگ

یا چرا آواز بوف است به كر ب و بلا

چون بهشت است با وجود اولیا

من نمی دانم چرا گشته ست چنین

هرچه خوب است او فدای قهر و كین

ای خدا پرعدل كن تو این جهان

آوراكنون مهدی صاحب زمان


 


امشب شمع ها همه خاموشند

امشب قاصدک ها سیه پوشند

امشب اقاقی ها سردرگریبانند

امشب محبوبه ها مرثیه خوانند

امشب پروانه ها دست به دعا دارند

امشب نیلوفرها عزادارند

امشب گلهای سرخ همه پژمردند

همه ی لاله ها را بخاک بسپردند

امشب ستاره ها همه می میرند

امشب ماه و پروین زمین گیرند

امشب فرشته ها نمی خوابند

امشب کبوتران حرم بی تابند

امشب زمان کسوف خورشید است

امشب وقت مرگ زهره وناهیداست

امشب تمامی عشق درخاک است

امشب طلوع نحسی افلاک است

امشب غزل پاره پاره می گردد

امشب زمین پرازستاره می گردد

امشب غزل غزل بدرود است

امشب پیکرعشق خون آلود است

امشب شام غریبان است

زینب هم علی دوران است 


 یاحسین ع

رقص عشق

امشب خوشم با نای تو ، چنگ می زنم برجای تو

می می خورم با رای تو ، ای وای من ای وای تو

دستک زنید ای مطربان ، این سرزند نی این زمان

ای ناصران ابروکمان ، ای گلبنان خوش زبان

آواز خوش دراین جهان ، تنها ندای اوست بدان

گردین ندارید ای مهان ، باشید چومن آزادگان

من مست او گشتم چنان ، دادم به باد من خان ومان

عشق است چون آیین مان ، باید نهاد هم جسم وجان

ازبهرچه سینه زنان ، رخت سیه برتن کنان 

چون من خوشم دراین زمان ، دستک زنید ای مردمان 

ادامه جن چیست ازنظرآیت الله غفاری :

 پرسش از استاد غفاری  ...


آیا جنّ‏ها قوای خلاقه دارند؟

 پاسخِ استاد:

خیر. این‏ها انسان‏های وحشی هستند که بالقوه در وجودشان از نظر عقل و درایت است، منتهی این قوا باید در وجودشان تربیت شود. 

عاطفه و شعور مردم را باید تربیت کرد.

الان در مسیر تربیت، جنیان از آتشند و مردم از خاک. 

وقتی می‏گوید یا معشرالجن والانس، 

مثل این است که می‏گوید یا ایها الانسان و یا ایها الکافرون.

همه از نوع انسان هستند: 

انسان‏های شناخته شده،

و شناخته نشده .

یعنی ای انسان‏های اجتماعی و غیر اجتماعی و ای انسان‏های استثمارگر و استثمارشده.

بانهایت تاسف خبردرگذشت پدرگرامی جناب آقای سهیل رضا زاده - صاحب وبلاگ پرچنان -مددکاربامسئولیت و ورزشکارمتعهد را شنیدم پدرایشان تنها پدرنبود دوستی صمیمی بودروحشان شاد

برای رفتن به وب ایشان روی تصویرراکلیک نماید

گل لاله سیاه black tulips





تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1395 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم