از وقتی تو خواب مرا دیده ای
هر روز این برادران غیور 
برسربازار برده فروشان شلاق می زنند مرا
دریغ از یک زلیخا 


دلبرکم !
دارم نمازهای قضایم را بجا می آورم 
با حضور«قلب » 
اهدنا الصراط ِ«تو» 

منظره رویایی برف زمستانی beautiful winter snow

تولد حضرت محمدص  وامام جعفرصادق ع ، یلدا ، تولد حضرت عیسی ع

پیشاپیش مبارک

اسباب طرب گشته مهیا 
یک خوشه زپروین و یک جام ز زهرا
زهره به نوا ، ماه چو دف دست ثریا 
دیوانه به رقص آمد و آوا 
همدم شد و هم رای عیسی به مولا(1) 
خورشید و مه رفته به آغوش یلدا 
دی گشته فروَدین به این سور سه گانه 
زردتشت بخواند کنون آیه دریا 
مرده زکفن خیزد و درگور برقصد 
یاسین بخواند به آوای بلند ماری عذرا 
مَی  گرم کند بتکده و معبد بودا 
یاران نشکستم قدح و روزه شکستم 
کی توبه زعشق است و زمی؟!
 نیست به مولا(2)

1-مولا: امام عصرع
2-مولا: امام علی ع


دیشب اَبَرماه درآمدی 

رطل گران برما مبارک است

تاباد چنین بادا !

عنكبوت

من اینجایم درمحاصرۀ هاله های نور 
قاصدک ها درحال رصد کردنند
حلقه حلقه ، این عنکبوتیان 
براطلس هستی 
بند می تنند 
اما برگردنم همواره نجم ثاقب 
رسالت خود می کشد به دوش 
هشیار ، اماخموش 

***
استعاره های بحران ساز یک رئیس جمهور

شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵

دکتر محمود فتوحی رودمعجنی

استعاره آرایة زیبایی‌آفرین منحصر به شعر و ادبیات نیست. اگر به عنوان‌های روزنامه‌های این روزها نگاه کنیم استعاره‌های جنگ در ورزش و استعاره‌های بیولوژیک در اقتصاد (تورم، بیماری، رشد، شوک، بحران1) نشان می‌دهد که ما از همه سو گرفتار استعاره‌ایم، با استعاره زنده می‌شویم و می‌میریم. استعاره‌ها به ما امکان می‌دهند تا عقاید و احساسات متنوع خود را بفهمیم و بگوییم؛ جهان را بشناسیم و بشناسانیم؛ موقعیت‌های خود را شکل دهیم و آن را کنترل کنیم.

در عالم سیاست هم سیاستمداران و هم مردم به طور ناخودآگاه دربارة دولت‌ها و رابطة خود با دولتشان با استعاره، سخن می‌گویند. هر دولتی نظام استعاری ویژة خود را دارد که با آن سپهر سیاسی را شکل می‌دهد و کنترل می‌کند. دولت دهم در استعاره‌سازی شیوة متمایزی داشت. شخص رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد در تولید استعاره‌ها و فضاسازی با زبان استعاری سرعت عمل بالایی داشت. استعاره‌های او که بیشتر به کار تحقیر و تهدید رقیبان سیاسی می‌آمد در کوتاه‌مدت تأثیر تندی داشت اما به‌زودی علیه خود وی به کار می‌رفت. برای روشن‌ترشدن بحث چنداستعارة جنجالی در دولت نهم احمدی‌نژاد را تحلیل می‌کنیم:

1. استعارة گوجه‌فرنگی (بهمن 1385)

در خبرها آمده بود که «با بالاتررفتن سبزیجات و میوه در بازار، دیروز در صحن علنی مجلس نمایندگان درمورد قیمت گوجه‌فرنگی (کیلویی 3000 تومان) به رئیس‌‌جمهور اعتراض کردند و جواب شنیدند: بیایید از تره‌بار نزدیک خانة ما خرید کنید، چرا از جاهای گران خرید می‌کنید؟ گوجه‌فرنگی نزدیک خانة ما 1200 تومان است.» (اعتماد، 2  بهمن)

پس از آن جلسه، «گوجه‌فرنگی بلافاصله در محافل سیاسی، در کانون نگاه‌ها قرار گرفت و به یک میوة سیاسی بدل شد. مدت‌زمانی در گفتار سیاستمداران، روزنامه‌ها، سایت‌های سیاسی و حتی در محاورة مردم، دست‌مایة نقد رویکرد اقتصادی دولت نهم بود. گوجه‌فرنگی استعارة سیاسی شد و در گفتمان منتقدان دولت نهم، حاوی این معانی استعاری بود:

- به شوخی گرفتن بحران اقتصادی (افزایش قیمت‌ها و تورم) توسط رئیس‌جمهور

- بی‌اطلاعی دولت‌مردان از وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه

- کتمان بحران اقتصادی توسط دولت

در جملة رئیس‌جمهور «چرا از جاهای گران خرید می‌کنید؟ گوجه‌فرنگی نزدیک خانة ما 1200 تومان است»، دو نکتة بلاغی هست: اول این که او شهر را به دو بخش تقسیم کرده: «جاهای گران» (بخش مرفه) و «تره‌بار نزدیک خانة ما» (بخش مستضعف‌نشین که خود رئیس‌جمهور هم به آن‌جا تعلق دارد). این بخش‌بندی در زیرساخت خود دیدگاه بنیادی رئیس‌جمهور دربارة جامعة دوطبقه را نشان می‌دهد. نکتة بلاغی دوم در این سخن تعریض به منتقدان است که «شما به بخش مرفه تعلق دارید». این مفهوم در سخنان «مهدی کلهر» به‌وضوح روشن شد.

مهدی کلهر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد، در جدال بر سر «گوجه‌فرنگی» نقش یک دست‌یار چرخش، spin dictor را به‌خوبی بازی کرد. در بلاغت سیاسی دست‌یار چرخش2 کسی است که به منظور جلوگیری از تبلیغات منفی [مخالفان]، استخدام می‌شود و کارش تبیین و شرح و تفسیر مطلوب اندیشه‌ها و کردار یک شخصیت مؤثر سیاسی است. او به عنوان دستیار سیاسی مسئولیت دارد تا روشن کند که تعبیرها و تفسیرهایی که دیگران از یک رویداد سیاسی یا سخن سیاسی می‌کنند متفاوت با دیدگاه گوینده است. در دستگاه‌های سیاسی ایران این وظیفه بیشتر بر عهدة سخنگویان سازمان‌ها و نهادهای سیاسی است. مهدی کلهر، در یک چرخش تفسیری «گوجه‌فرنگی» را در معنی «رفاه‌طلبی و اشرافیت» چنین تعبیر کرد: «کوتوله‌هایی در مجلس داریم که نهایت ایده‌آلشان گوجه‌فرنگی است و وقتی گوجه‌فرنگی سالادشان کم می‌شود نعره می‌زنند» (28 تیر 1386 در مشهد). این سخن واکنش‌های نمایندگان مجلس را به دنبال داشت. و استعارة «کوتوله» هم برای کلهر دردسرساز شد.

کلهر، در یک بافت کلامی این استعارة اقتصادی را در هم‌نشینی با «سالاد» به کار برد که متضمن مفهوم «رفاه‌طلبی و بی‌دردی» است. وی بار دیگر در نامه‌ای به رئیس مجلس (مرداد 1386) گوجه‌فرنگی را در تقابل با «انرژی هسته‌ای» قرار داد و نوشت: «هرگز ندیده‌ام که مردم بگویند: گوجه‌فرنگی حق مسلم ماست». در این سخن‌ گوجه‌فرنگی استعاره از «رفاه‌طلبی اقتصادی» در مقابل انرژی هسته‌ای (= رشد تکنولوژی) برجسته می‌شود و به طور ضمنی دیدگاه گوینده را در ترجیح فناوری بر رفاه اقتصادی بیان می‌کند. این چرخش تفسیری، توانست استفادة طنزآمیز منتقدان از این واژه را در گفتمان رسمی سیاسی تقلیل دهد.

2. بزغاله استعاره از روشنفکران (آبان 1386)

«دکتر احمدی‌نژاد در جمع صمیمی خانواده‌های شهدا و ایثارگران استان خراسان جنوبی (بیرجند 16 آبان 1386) «بعضی‌ها این حرف‌ها را تمسخر می کنند؛ برای این‌که این‌ها دلشان از ایمان خالی است. این‌ها بت‌پرست‌ها و شیطان‌پرست‌های مدرن هستند. قیافة روشنفکری می‌گیرند اما به‌اندازة بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.» (فردانیوز، تاریخ: 20 آبان 1386-18:39).

این سخنان، اعتراض گروه‌های روشنفکر و منتقدان دولت نهم را برانگیخت. واژة روشنفکری از کلیدواژه‌های تاریخ فکری معاصر ایران است. تشبیه روشنفکر به بزغاله، رئیس‌جمهور را در تقابل با گروه نخبگان جامعه قرار می‌دهد. محمدجعفر بهداد، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور در تبیین این سخنان گفت بهره‌گیری از قواعد تشبیه و تمثیل از جمله قواعد قرآنی است که در کلام الهی نیز عبارت "اولئک کالانعام بل هم اضل"  را هم می‌بیند. وی گفت: «عده‌ای سخنان رئیس‌جمهور را تحریف و بعد براساس جملة تحریف‌شده، شروع به جوسازی و شارلاتانیسم مطبوعاتی کردند... دکتر احمدی نژاد در این بخش از سخنان خود، مخالفان فرهنگ انتظار را مورد خطاب و مورد نقد قرار داد و تعجب‌آور است که چرا بعضی‌ها این‌قدر اصرار دارند خودشان را جزو مخاطبان این سخن رئیس‌جمهور بدانند.»

3. کاغذپاره استعاره برای مدارک تحصیلی و توافق‌نامه‌های بین‌المللی

یکی از استعاره‌های پرکاربرد در مردادماه 1387 (تا زمان استیضاح وزیر کشور) تعبیر «کاغذپاره) بود. ابهام در مدرک دکترای وزیر کشور به یک جریان بزرگ در گفتمان سیاسی منجر شد. رئیس‌جمهور در دفاع از وزیرش گفت:

«بگذریم از کسانی که گفتند فوق‌لیسانس ایشان قلابی است. وقتی که خداوند توفیق دوستی و آشنایی به ما داد و ما با ایشان آشنا شدیم به چیزی که توجه نکردیم این مسئله بود. مگر خدمت‌گزاری به این کاغذپاره‌ها نیاز دارد؟ این‌قدر در این سرزمین انسان‌های والا زندگی می‌کنند و بالاترین مقام عزت را دارند که دنبال این کاغذپاره‌ها نیستند.» (روزنامة صبح ایران، دوشنبه 21/5/1387 نسخة شماره 3109).

استعارة «کاغذپاره» برای مدرک تحصیلی دو بار در آن سخنرانی در مجلس به کار رفته است. قضیة مدرک تحصیلی وزیر کشور به یک استعارة مؤثر در «ترجیح رابطه بر ضابطه» و بی‌اعتنایی به تخصص در دولت نهم بدل شد و دست‌مایة طنزهای سیاسی و اجتماعی شد. مدت‌ها پس از عدم رأی اعتماد مجلس به وزیر بر سر زبان‌ها بود. استعارة «کاغذپاره» را احمدی‌نژاد برای قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران نیز به کار برد. (اسفند 1385). در مناظرة انتخاباتی احمدی‌نژاد و رقیبانش (13 خرداد 1388) بار دیگر این استعاره در نقد تیم‌های مدیریتی دولت احمدی‌نژاد زنده شد و رئیس دولت باز هم از مدیر خود دفاع کرد و مدرک همسر رقیب انتخاباتی خود را در رسانة ملی، جعلی قلمداد کرد. استعارة کاغذپاره هنوز گریبان دولت عدالت را رها نکرده است. همین روزها در منازعات سیاسی پیرامون برجام (توافق هسته‌ای) همچنان برای هواداران احمدی‌نژاد که با عنوان دلواپسانِ به مخالفت با گفت‌وگو با آمریکا برخاستند مشکل‌ساز می‌شد.

4. نفت سر سفره: استعارة اقتصادی

«سهم مردم از نفت» در میان شعارهای دولت نهم پرکاربردترین و کلیدی‌ترین مفهومی بود که توجه همة رأی‌دهندگان و منتقدان سیاسی احمدی‌نژاد را به خود جلب کرد. مشهور است که وعدة انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد این بود: «نفت را باید سر سفرة مردم ببریم.» گرچه خود رئیس‌جمهور گفت که چنین تعبیری را شخصاً به کار نبرده اما به نام وی ثبت شد و به‌سرعت به یک استعارة مؤثر بدل شد که بعدها خود رئیس جمهور هم آن را مکرر به کار می‌برد. تعابیر مهمانی نفتی، بوی نفت در سفره‌ها، سفره‌پردازی و گداپروری که در نقد این رویکرد دولت نهم رایج شد همه بر محور آن استعارة اولیه می‌چرخد. این استعاره وارد شعرها و ترانه‌های طنز و پیامک‌های تلفنی نیز شد.

5. خس‌وخاشاک استعاره برای معترضان انتخابات

در میدان ولی‌عصر (26 خرداد 66) جنجالی‌ترین عبارتی که بر زبان احمدی‌نژاد رفت و خشم عمومی را برانگیخت و آن‌ها را به خیابان ریخت و منجر به تقابل‌های خیابانی هم شد. او در گردهمایی پیروزی انتخاباتی خود، معترضان نتایج انتخابات را «مشتی خس و خاشاک» نامید. استعارة «معترضان انتخابات مشتی خس و خاشاک هستند» حاکی از عدم قبول اعتراضات و تحقیر و تقلیل معترضان بود. این استعاره نه‌تنها فضای ملتهب سیاسی را تحت کنترل نیاورد بلکه فضا را تند و رادیکال کرد. خشمی که این استعاره در مخالفان احمدی‌نژاد ایجاد کرد از مرز معنی و تشبیه گروهی از مردم به خاشاک گذشت. سخن احمدی‌نژاد نه‌تنها کمکی به وی نکرد بلکه مخالفان او را متحد و مصمم ساخت.

نمودهای ریز و درشت بسیاری در رفتار و گفتار رئیس دولت نهم و دهم بود که در شمار استعاره‌های سیاسی احمدی نژاد درآمد مانند هالة نورانی، «بگم؟ بگم؟»، «لیست مفسدان در جیب دکتر»، «کاپشن احمدی‌نژادی»، قطار بی ترمز هسته‌ای، رأی سیب‌زمینی. برخی از این تعابیر هنوز در گفتمان سیاسی مخالفان دولت پیشین، برای طعنه و تعریض شنیده می‌شود. در درون گفتمان هواداران احمدی‌نژاد استعاره‌هایی که برساختة این رهبر سیاسی

باشد شنیده نمی‌شود و از منظر بلاغت سیاسی او با این سبک استعاره‌پردازی، سخنان وی وارد پادگفتمان او شده و بلاغت وارونه و علیه خویش بوده است. علت این امر یکی در فقدان پایگاه فرهنگی استعاره‌هاست و دیگری در عدم مطابقت گفتار با کردار.

پس از رخ‌دادهای تابستان 1388 قدرت استعاره‌سازی دولت احمدی‌نژاد رو به افول نهاد. دلیل این امر کاهش هژمونی (سلطة مشروع) فرهنگی اجتماعی و تزلزل در مبنی تئوریک دولت نهم (عدالت‌محوری) بود که در اثر عدم تحقق وعده‌ها و برنامه‌های اقتصادی‌اش پدیدار شد. شعار سیاسی عدالت و مهرورزی، به‌تدریج چیرگی و سلطة خود بر لایه‌های اجتماع را از دست داد. دولت در وضعیت دفاعی قرار گرفت. دولت نهم که با رویکرد انتقادی به دولت اصلاحات توانسته بود بافت مقتدر نوینی بسازد درست پس از گذشت دو سال در موضع انفعال و در معرض نقدهای تند قرار گرفت و استعاره‌هایش سویة دفاعی و تخریب حریف را پیدا کرد. دولت دهم، دیگر «موقعیت‌ساز»نبود تا با خلق موقعیت‌های تازه، استعاره‌های موقعیت‌ساز و پیشرو بسازد. در سال‌های آخر دولت دهم، استعاره‌های بهار، برادر چاوز، و درآغوش‌گرفتن مادر چاوز (پیام میل به ارتباط باز) نتوانست حامل پیام تازه‌ای شود و موقعیت‌های سیاسی تازه‌ای ایجاد کند.

استعارة سیاسی هم از شرایط و با رفتار نیرو می‌گیرد، هم موقعیت را به وجود می‌آورد و هم شرایط را تحت کنترل درمی‌آورد. استعاره‌های احمدی‌نژاد گرچه فضا را به هم می‌ریخت اما نه‌تنها موقعیت‌های سازندة پیشرو نمی‌ساخت بلکه به دست و پای خود دولت هم می‌پیچید.

بلاغت بنا بر تعریفی سخن گفتن به اقتضای حال، تلاش برای رفع سوءتفاهم و اقناع مخاطب است. چنان‌که مخالف را آرام و معترض را متقاعد کند. ابن‌اثیر جزری در قرن هفتم گفته است «مدار بلاغت تماماً بر واداشتن خصم به پذیرش و تسلیم است».

1. بحران: تغییر ناگهانی بیمار در امراض شدید: والاطباء یسمون التغیر الذی یحدث للعلیل دفعه فی‌الامراض الحاده: بحرانا، یقولون: هذایوم بحران بالاضافه، (لسان العرب، ماده بحر)

2. کسی که استخدام می‌شود تا به‌منظور جلوگیری از تبلیغات منفی مخالفان، شرح و تفسیر مطلوب و دل‌پسندی دربارة اندیشه‌ها و کردار یک شخصیت مشهور (معمولاً در سیاست) منتشر کند. در فرهنگ آکسفورد آمده است: «کسی که شغلش ارائة اطلاعات دربارة یک سیاستمدار، یک سازمان و ... به مردم است به شیوه‌ای که مثبت‌تر به نظر برسد».

  منبع: صبح اندیشه




تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم