حضرت سلیمان
قصه ها بسیاراست درموردحضرت سلیمان ونگین او واسرائیات بسیار،اما سخن صواب را ازقران باید شنیدخواهم گفت جریانش را
رنگ
من کید خداوندم
رنگ به رنگ 
برای خدای بی رنگ
قلمم را که بر می دارید
ازسوی خدا برای من زنگ می زنند
الو کسی خانه نیست؟
"ای قدیس فریبا"
بازبهار
بازگل کرده چه زیبا گونه های مادرم
دامن سبزش به رقص آورده چشمان ترم
یاسمن ها گیسوافشان کرده برطرف چمن 
دست شب بوها گره دورتا دور وطن 
رقص نیلوفربه روی مشک بید 
چشم نرگس ها پر از خنده ، امید
سروها میوه دادند؟ ای عجب 
اطلسی ها هم خرامان درطرب
لاله ها ،رنگین کمان آسمان روی زمین 
سرخ گل ها روی سبزه چون نگین
این بهاراست یا تخت سلیمان این چنین
بادها رامند، کلاغها خوشه چین ؟
قلب کن احوال را ای خدای چشم ودل 
تا نباشیم ما زروی بس زیبایت خجل
روزتان به ، سالتان به ، عید باد 
درپناه و لطف حق ، سالم زیید ، شاد

مادر: هستی ، طبیعت

***

تقدیم به فاطمه زهراع

ای بهار هستی 
وقتی عشق به نام توگل می کند
و در برگ برگهای گل ، عطرتو می نشیند
وطبیعت راه درازی را می پیماید
تا رسیدن به لبخندتو
من درکجای وجود خود را بیابم 
جزاین که به هوای عشق تو
به تمام گل ها لبخندبزنم 
و عطرتمام گلها را ببویم 
که توعصاره ی بهاری 




تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1395 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم