... واذا  بُشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهوکظیم و... سوره نحل آیه 58

یاابتا
دختری را که درآغوش پرمهرت پروریدی
هرچندپس ازرفتنت 
خواستندزنده به گور کنند
اینک ازخاک سربرآورده
وتورا فریاد می زند
وخاک برسرآنان میریزد
امروزروزمن است روزتوست 
روزماست 
وتحقق وعده خداکه همانا زمین ازآن صالحان خواهدگردید
ترابه انتظارنشسته ام


***
بیادنگاه توکه می افتم 
ازاین دوزخ عسل جاری می شود
***

اینجاشهرکاشان است یا کوفه ؟!
همه علی ،بی علی ع

یاعلی ع

اینجا شعب ابی طالب است
ومن دارم خرما می خورم !
هرروز این نخل خشک بارمی دهد
درنخلستان پدرم علی ع


***

برای گفتن ازعلی هم باید یاعلی گفت

یاعلی(ع)

عُلوّ نگاهت
 کوتاهی اندیشه ها را به تصویرمی کشد
وبرق ذوالفقار ت سیاهی ها را می درد
چون تبرابراهیم بربت های جهل
وعصای موسی برتاریکی های فریب وتفرعن .
فریادهای درون چاهت
رسوایی مدعیان رامنعکس می کند .
های چاه های ینبع به گوش دار
رقص گیسوان نخل را با آواز خون خدا
آنگاه که ندا می داد :
هل من ناصرینصرنی ؟
ودف زدن ماه را
با عطرافشانی شکوفه های یاس .
وصله های پیرهنت
حجتی است برحاکمان بی درد
وتیری است برشکم های گنده وتن های فربه .
ای امپراطوری آفتاب
کجاست پیراهنت
تا تبرک کنم دستهایم را به وصله هایش
تا نگریی برپیرهنهای پرازوصله
علی جان
کجاست مالکت تا آیین فرمانداری را فریاد کند
وکجاست ابوذرت تا استخوان بردست
بردرکاخ ها آیه کنزرا هشدار دهد
می بینمت علی جان
که نقش حصیربرپشت وپهلویت خال کوبی شده
تاتصویری به یادگار
ودهن کجی پایدار
برزمامداران کاخ نشین دین مدار باشد
علی جان
فرقت را هم چنان شکافته ی شمشیرزاهدان جاهل می بینم
ومسندت را تکیه گاه زرداران و زورمداران
وکلامت را علم یزید.
آسمان به زیرآمد
آن روزکه فریاد می زدی:
اگرنبودعهدی را که خداازعلما ودانایان گرفته

تاراضی نشوندبرسیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم
ریسمان شتر خلافت را برکوهانش می انداختم
 وآب می دادم آخرخلافت را بکاسه ی اول آن
همانا فهمیده اید
دنیای شما ازعطسه بزی برای من کمتراست.
علی جان
 شقشقیه را به دوش کشیدند
مردانی که زمان آنها را درگهواره برای یاری تو جنباند
ازبین النهرین تاوادی های مقدس
چون سلسله جبالی شدند
به طورتو
به طواف واطمینان
وگردیدند به دورفزت و رب الکعبه ات
با رقص شمشیرها
وبه معراج رفتند تاصدرالمنتهای دعوت ومحبتت
دار را به جان خریدند
تا به دورنگاه تو بگردند
وسربداران تو شوند
 که تو میزان حقی
تاریخ گواه سربداران توست
وبهشت زهراها شجرنامه ی عشاقت
علی جان بلالت کجاست
تا یک باردیگر برای دل زهرااذان بگوید
وتو بردوش پیامبربالا روی
وپرده ی سبزبردیوارکعبه بیاویزی
وما رقص عشق بپا کنیم


تاریخ : سه شنبه 22 فروردین 1396 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم