نمیدانم بخندم ، گریه کنم ، حیرانم حیران
بازحکایت قرآن دم نظرم آمدفدمدم علیهم  بذنبهم فسویها قرآن کریم سوره شمس آیه 13 
واینکه چه منتی می کشندازخاکی که خدابرسرشان ریخته 
دراین دوزخ بهشتم بهشت تابادچنین بادا
 چه روزیهایی که خدانصیب آدم می کندقربووونت برم خدا


***
خسته ام ازین تقویم تکراری
شنبه های تورانی وترور
آخرجمعه کی می آیی 
باصلاه وسرور
***
شهرشهرفرنگه 
ازهمه رنگه 
این چه کابوسیست
همه ی رنگها بوی خون میدهد
ازبنفش آرامش تاسرخ بیقرار

***
 این باغ درگودال ویل
این درختها سربرآورده بی میل 
این میوه ها زهرو زقوم 
این باغ داران یاجوج وماجوج 
اینجا فقط گورکنان کاروبارشان سکه است 
درمذهبی که کفن فروشی کراهت دارد!

***

انتظارفرج ازنیمه خردادکشم 
واما امام خوبیها رفت امام خمینی ع عزیزومن چقدراحساس می کنم یتیم شده ام گرچه امام عصرودوستانش ع هستند . اما بودنش ، حضورفیزیکی اش ، چقدربه من آرامش میداد .هیچ یادم نمی رود اولین اعلامیه امام ، من نوجوانی بیش نبودم شورو هیجانی بسیار درمن بوجودآورد و من بااو ، یعنی بواسطه او رشد کردم حق وناحق را فهمیدم وخطم شد خط امام وخط خدا ؛ او مرا ازهرکجی دورمی کرد با شوق و اشتیاقی وصف ناپذیرپای صحبتهایش می نشستم وبا جان ودل گوش می دادم . مراد ومقتدای من بود وهست . هرگز او را فراموش نخواهم کرد تا روزی که بیاید . آرزوی من این است که درحشر،اولین دیدار ، دیدار او باشد . درقلب من همیشه زنده است و زنده خواهد بود

دیگر این که : قضا وقدرالهی براین قرارگرفت تا درماه مبارک رمضان به شهرودیارخود یعنی گرگان سفرکنم .راستش ازمن وقتی می پرسند اهل کدام دیاری یاد این مثل معروف می افتم که هرجاخانه ی یار باشد . اما اگربه شناسنامه خود و پدرومادرم نگاه کنم خود را گرگانی ، بسطامی ، یزدی و... می دانم ازآنجایی که عروس سیدهایم خود را اهل مشهد ، مدینه ، مکه ، نجف ، کربلا وموطن تمام ائمه می دانم ودرحقیقت این شهرها ، شهرمن است . خلاصه دیداری تازه کردم با خانواده ام خانواده ای که بسیاردوستشان دارم گرچه دورم ازآنها ولی پیوسته بیادشانم

 واما وقتی خوب نگاه می کنم به این دنیا ، بسیار ظلم می بینم و حق کُشی و مردم کُشی با انواع و گونه های مختلف .درگذشته گاهی ازخود می پرسیدم براستی این پنج تن ازاولیاء و انبیا که دراین عصرحاضروناظرند چرا با وجود این همه ظلم که می شود سکوت اختیار کرده هیچ کاری نمی کنند آخرصبوری تا کی ؟ وچرا ؟
روزی محفل عزیزی بودم داشت ازین طرف و ان طرف صحبت می کرددربین صحبتهایش گفت این کعبه خدایی دارد وبه سخن عبدالمطلب ان ولی خدا و پدرپیامبرخدا اشاره کرد اینک سخنش را بخوبی دانستم وقتی عمیق داستان اصحاب فیل را بخوانی می بینی انها(انبیا واولیاء) بیکارننشسته اند هیچ یادم نمی رود واقعه طوفان شن را وقتی که امریکایی های تا دندان مسلح خواستند به قصد بمباران منزل امام خمینی ع و گرفتن تهران آمدند چه برسرانان اوردند این ابابیل های خدا . اینها همه درس است برای ظالمان اما کجاکه بدانند وقت نشد توضیح سوره فیل رابدهم . درفرصتی دیگر به امید خدا به آن خواهم پرداخت

***

کنسرت زیبای رنگها


ای زاغ پیس

برکن لباس سرخ حسین را

که دردستان من است

بیرون برو ازآسمان آبی دریا

دست نزن به پیراهن سبززلیخا

بوی یعقوب می دهد

فراموش کن آرامش بنفش مسیحارا

به گورخواهی برد خواب فرحبخش بیکرانه نرگس هارا

ببین! خوب نگاه کن این کنسرت حقیقی رنگها را!

خوب نگاه کن صبح طلوع چشمها را 

خورشید من ازخاورطلوع کرده

ای زاغ پیس 

دیگرزمانه نغمه ی دیگر می زند

دست بردار ازین همه رنگ ونیرنگ 

من اینجایم روی گنبدزهرا

نورمی بافم وتور می اندازم 

وکوسه درو می کنم 

دیگربهاراست فصل عطرشب بوها

وفصل شکستن تمامی بت ها


ماه شعبان به انتها رسیده و به ماه خدا ومیهمانی او داریم نزدیک می شویم . واما ماه شعبان ماه تولد تعدادی ازاولیای خداست و بقول امام خمینی ص ماه تولد ولی الله اعظم مهدی محمد ص و علی ع است . این ماه را خیلی دوست دارم . من ازمهدی ع دراین ماه فرزندی طلب کردم وی مژده دختراولم فاطمه رادرخواب داد وهمین روزها هم دختردومم الهام بدنیا آمدیعنی هردو درماه مبارک شعبان اتفاق افتاد.

واما رفتم سراغ قران تا جمع آوری کنم آیات مربوط به اُمی بودن پیامبرص را ؛ لازم بود جمع کنم آیات مربوط به عالِم بودن ایشان به علم لدنی و معصوم بودن ایشان ازخطاو اشتباه وگناه ازبدو تولد وهم جمع کنم ایاتی که مربوط است به اهل کتاب و کتاب که همه ی آن آیات باید آورده می شدوبه آن استناد می شد  رفتم بروم سراغ کتاب واهلش که کتاب به سراغم امد و من غرق شدم درکتاب و آموخته های قران . دوست ندارم ازین غرق بیایم بیرون سیاحتی است زیبا و فوق تصور .این بماند برای بعد ؛ تاثابت کنم که امی بودن پیامبرص باانچه ما می دانیم بسیارفرق دارد بقول شاعرکه می گه میان ماه من تا ماه گردون تفاوت اززمین تا آسمون بی

میخواهم تاجایی که میشه ؛ یعنی اینکه بتوانم تاحدی که قابل گفتن وشنیدن است سوره فیل را بگویم . میدانیم که سال تولد پیامبرهمان سالی است که واقعه اصحاب فیل اتفاق افتاد وسال تولد ایشان را عام الفیل می گویند .

اصحاب فیل

این سوره به داستان اصحاب فیل اشاره دارد که ازدیارخود به قصد تخریب کعبه حرکت کردندوخدا آنان راهلاک کرد
تاریخ نوبسان آن رامسلم دانسته و شعرای جاهلیت ازآن یادکرده اند(تفسیرالمیزان جلدبیست ص 620(
سوال:
آیا داستان واقعا به این صورت بوده که پرندگانی به اسم ابابیل کلوخ های سنگی برسرافرادبریزندو انها رابه صورت گوشت جویده شان کردند؟

واما داستان :
گویندپادشاه یمن که قصدویران کردن کعبه راداشته شخصی بوده به نام ابرهه بن صباح اشرم . او دریمن کعبه ای بناکردو درآن گنبدهایی ازطلا نهاد واهل مملکت خودرا فرمان داد تا آن خانه ها را همچون مراسم حج زیارت نموده وطواف کنند. وقتی دید کسی به آن رغبت نمی کندوهمه متوجه کعبه  هستندسپاهی فراهم آورد ازپیل سوران برای خرابی آن به سمت مکه رفتند وقتی مقدمات  لشکر ابرهه به شترانی ازقریش برخورده آنها راغنیمت گرفتندازجمله دویست شتر ازعبدالمطلب رابردند وقتی خبرشتران به عبدالمطلب رسید ازشهرخارج شد وبه طرف لشکرگاه ابرهه روانه گشت حاجب ودربان ابرهه مردی ازاشعری ها بود وعبدالمطلب را می شناخت ازپادشاه اجازه ورود برای وی گرفت وگفت اینک بزرگ قریش بردر است که انسانها رادرشهرو وحشیان رادرکوه طعامی می دهد ابرهه گفت بگو تاداخل شود عبدالمطلب مردی تنومند وزیبا بود همین که چشم ابرهه به او افتاد بسیاراحترامش کرد به خود اجازه نداد او را روی زمین بنشاند درحالی که خودش برکرسی تکیه زده و نخواست او را درکنارخودبرکرسی بنشاندبناچارازکرسی پیاده شد وباان جناب روی زمین نشست آنگاه پرسید چه حاجتی داشتی ؟ گفت : حاجت من دویست شتراست که مقدمه لشکر تو ازمن برده اند . ابرهه گفت : به خدا سوگند دیدنت مراشیفته ات کرد ولی سخنت تو را ازنظرم انداخت . عبدالمطلب پرسید چرا ؟ گفت : برای اینکه من امده ام  خانه ی عزت و مایه ی آبرو و فضیلت شما اعراب ومعبد دینیتان را که می پرستید ویران سازم و ان را درهم بکوبم ودرضمن دویست شترهم ازتو گرفته ام تو درباره ی خانه دینی ات هیچ سخن نمی گویی و درباره ی شترانت حرف می زنی ازآن هیچ دفاع نمی کنی ازمال شخصیت دفاع می کنی .

عبدالمطلب درپاسخ گفت : ای ملک من با تو درباره ی مال خودم سخن می گویم که اختیار ان را دارم و موظف برحفظ ان هستم این خانه هم برای خود صاحبی دارد که از ان دفاع خواهد کرد این سخن ان چنان ابرهه را مرعوب کرد که بدون درنگ دستور داد شتران او را به وی باز دهند .وعبدالمطلب برگشت.  ان شب برای لشکر ابرهه سنگین بود ستارگانش تیره وتار به نظر می رسید درنتیجه دلهایشان احساس کرد   گویا می خواهد عذابی نازل شود وفردای ان روزعذاب نازل شد

معانی لغات سوره 

تَرَ: از رَاَیَ یرمی
نظر کردن به چشم اگریک مفعول داشته باشد
دانستن ونظر کردن به عقل با دومفعول
رویت :دیدن به چشم نیست ، علمی است به مانند احساس باحواس ظاهری وروشن یعنی علم یقینی (المیزان 20ص 621(
فال :سست وضعیف گردید،خطا رفت
فیل : پیل ، به شکل ، مردفرومایه ، گران


جَعل : نامیدن ،پیدا وآشکارکردن ، نسبت دادن بسوی چیزی ، بزرگ داشتن و گردانیدن ، دگرگون کردن
جَعَلَ : ساخت آن را وقرار داد
کید: حیله ، مکر ، بدسگالی ، جنگ
کید: کاده : فریب داد اورا وخدعه کرد ، حیله وجنگ کرد ، قی کرد او ، کوشید زاغ در بانگ کردن ، آهنگ نمودن ، درشتی نمودن
تضلیل :ضَلَلَ : هلاک گردید ، مُرد ، پنهان شد ، خاک شد
تضلیل : نسبت داد به گمراهی
ضَلّ ،ضُلّ،ضلال ،ضلاله : گمراهی ، انحراف
کیدهم فی تضلیل : کیدآنهارا درتضلیل قرارداد، نقشه آنها را برآب ساخت ، زحمتشان را بی نتیجه ساخت (تفسیرالمیزان جلد20 ص 621(
اَرسَلَ : برگماشت
مراسله :نامه ، پیغام کردن بیکدیگر
طیرا:پرنده ، دماغ ، آنچه بدان فال گیرندبدباشد یانیک ، بهره و روزی ، کار وعمل ، خشم ، پریدن درهوا
ابابیل : جماعتهای متفرق ودسته دسته
ترمی :رَمی یرمی ، انداخت آن را ازدست
حجاره : حجر،سنگ
حجر: بازداشت ، کنار مردم ، حرام
حجر: عقل ، شمال خانه کعبه ، اندرون دیواری که آن را حطیم خوانند و غالبا به اسماعیل مضاف است و حجراسماعیل گویند، بازداشت ، کنارمردم ، حرام ، مادیان
سجیل : سنگ وگل ، نصیب ، سخت ازهرچیز
عصف : سبزه ، برگ کشت ، کاه
کعصف ماکول : مانند زراعت کاشتنی
عصف : برگ زراعت
ماکول : رعیت وخورده شده
اَکَلَ : خورد
عصف ماکول : برگ زراعتی مثلا گندم است که دانه هایش را خورده باشند . به معنای پوست زراعتی است مثل غلاف نخود ولوبیاکه دانه اش راخورده باشند
اصحاب فیل بصورت جسدهای بی روح شدند(تفسیرالمیزان جلد 20 ص 621(

واما توضیح ان بماند برای بعد



تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1396 | 07:22 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم