واما برای شرح وتوضیح فرشته ها بایدبروم سراغ نورونار اگربخواهم تمام این موضوع رابحث کنم مطلب بسیارزیاداست وبه این زودیها نمی توانم برگردم به داستان قوم لوط که بحث مهمی است وبحث روز است . بحث فرشته ها بسیارزیاد است وناردرقرآن هم همینطور. ولی ناچارم به قسمتهایی اشاره کنم وکلی گویی کنم این است که باید بروم به ابتدا ،یعنی داستان خلق آدم آن هم بصورت کلی که دراولین فرصت خواهم گفت .

شوهرم ازمن پرسید براستی اِل یاسین درقرآن چه کسی یا کسانی هستندکدام پیامبراست ومن رفتم سراغ قرآن دیدم دو سوره درقرآن دراین مورد هست درآبدیت بعدشرح مفصل آن راخواهم گفت :

وزکریاویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین . سوره انعام آیه 85

وان الیاس لمن المرسلین . اذقال لقومه الاتتقون . اتدعون بعلا وتذرون احسن الخالقین . الله ربکم آبائکم الاولین فکذبوه فانهم لمحضرون .الاعبادالله المخلصین وترکناعلیه فی الاخرین سلام علی اِل یاسین .اناکذلک نجزی المحسنین .انه من عبادناالمومنین .سوره صافات آیه 122

پلی می زنم به هوایت:

صداقی معلوم عندالمطالبه

بهشتی می شوم 

***

به روی بامت نگاه کن

باران ؟!

قاصدکهایی پردادم

که با بالهای نازکشان

اشک های مرا می کشیدند

***

برخوان حدیث فی ظلل من الغمام

صبح می رسد والسلام

ما بواقع درصبحیم اما تاقیامت شب های پیاپی وصبحهای متوالی داریم

خدا وکلماتش درقرآن

برای شرح وتوضیح داستان قوم لوط بایدابتدا به مفهوم رسول درقرآن می پرداختم . رسول به دومعنا درقرآن است : فرشته وپیامبر. دربحث فرشته ها درقرآن ، بایدبه ماهیت آنها  اشاره می شد ازآنجایی که کلمه ی خدا وچگونگی کارکردکلمه توسط فرشته ها و ماهیت آنها باید روشن می شد بایدبه خدا و کلماتش درقرآن اشاره می کردم . پس به همین خاطرلازم است ابتدا برای تبیین آن ، سراغ سوره ی نور آیه 34 برویم گرچه به این آیه قبلا پرداخته بودم اما این بار باشرح بیشتروتوضیح واضحترونکات جدیدآورده ام این بحث همانطورکه دربالاذکرشد پایه ای است برای درک مطالب آینده پس لازم بود دوباره بیاورم:

الله نورالسموات والارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتون لاشرقیه ولاغربیه یکادزیتها یضی ء ولو لم تمسسه نار.نورعلی نور یهدی الله لنوره من یشاء ویضرب الله الامثال للناس والله بکل شی علیم .

البته آیات فوق همانطورکه قرآن درآخرمی فرماید ازجهت مثال است وتقریب ذهن ما به معنا

الله نورالسموات والارض . خدا نورآسمانها وزمین است

الله : خودخدا وکلمه ای است که ذات اقدس وی است

مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه

خدا ، یا نورش همانند چراغی است که دورش شیشه است وآن درداخل چراغدانی است . یک چراغ را درنظربگیریدکه نور(چراغ ) ازداخل آن برشیشه می تابد واطراف راروشن می کند. اصل ، آن نورِداخل چراغ ( خداونورش ) است که برشیشه می تابد

ترتیب تصورآیه :چراغ داخل شیشه وهردوداخل چراغدان وتصورخطی آن : چراغ - شیشه - چراغدان

چراغ : کلمه خدا وذات خداکه یکیست

شیشه : کلمه ی پاک وساخته ی دست خداست که کارخدایی می کند. قدرت خدا درآن نهفته است ومانند خدا همه کارمی  کند (تقریبا شبیه خودخداست )

چرا می فرماید شیشه است ؟

بخاطراینکه اصل الله است . آن کلمه بواسطه نورخداکه چراغ است نورگرفته . وآن چون شیشه ای است که تابش چراغ آن را نورانی کرده خود خدا نیست

بخاطراینکه بگوید ساخته دست من چون من نیست هرچند چون من ، کارآیی داشته باشد. لیس کمثله شی وهوالسمیع البصیر.سوره شوری آیه 11

خدا درقرآن به آن ، کلمه الله که برتراست(کلمه الله هی العلیا) ، اسم برترخدا می گوید .( سبح اسم ربک العلی)

باتوجه به اینکه کلمه ی پاک خدا که کلمه انبیا واولیاست وخودانبیا واولیا نیزازهمین کلمه ارتزاق می کنندوپاک وعاری از هرکجی هستندبازهم بین آنها وخود خدا پرده است . درجهان آخرت هم همین گونه است .  ما درجهان آخرت تجلی خدا را دربیرون ودرون خود به روشنی می بینیم اما نمی توانیم مثل خدا ، باآن توان فکری باشیم . «نه حقیقت نه مجازراه سومی می جویم صراط المستقیم آزادی » شعر راه سوم سیب پرتابی دکترمحمودفتوحی . اگرچه در آنجا ما به اصل حقیقت پی نمی بریم امامثل  الان هم پرازدروغ وشناخت های غلط نیستیم به حقیقت ورازهای آفرینش پی می بریم درست وپاکیم اما نه مانند خدا. ظرفیت فکری ما هرگزچون خدا نمی شود. چون ماازآن مرتبه ی نورکه ذات اقدس خداونداست پایین ترآمده ایم . چون مخلوقیم

وجود ما ازخدا جداست عین جدایی شیشه ازنور(چراغ ) . درحالی که بین ما واو فاصله است ، بازماباوجوداو زنده ایم وحیات ما به او وابسته است مثل اینکه چراغ نور نداشته باشدشیشه نورنخواهد داشت وفضاتاریک است

الزجاجه کانها کوکب درّی

زجاجه : کوکب

حالا توفکرنکن این شیشه است این مثل یک ستاره ی درخشان است (خورشید، ماه ، ستاره درقرآن استعاره از کلمه ی خدا واسم اعظم اوهم می باشند )

یعنی مثل یک ستاره پرنورمی درخشد ؛نوردارد

خدامی خواهد بااین مثال ذهن ما را تقسیم بندی کند و بین کلمه ی خودش که ذات اقدسش است  وکلمه ی دست خودش - همان اسم اعظم وکلمه پاک وبرترش ) ؛ فاصله بیندازد و بگوید ما دوتاییم هرکاری که من می کنم آن هم می کند اما آن ساخته ی دست من است

سموات والارض درقرآن استعاره ازاسمای فعال خداواسم اعظم خدانیزهست . اول بخاطرهمین می فرمایدخدا نورآسمانها وزمین است . بعد مثال را می آوردتا آن راتبیین کند

پس اینجا خدا به دوکلمه اشاره دارد یا به دونوع نور :

1-کلمه ای که خوداوست وذات پاک اوست

2-کلمه یااسم اعظم او که ساخته دست اوست وپاک است

کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه ولاغریبه

حالا نوراین ستاره ازکجاست ؟

یوقد من شجره مبارکه زیتونه . گیرانده یا برافروخته می شود ازدرخت زیتون پربرکت (پربار) که نه شرقی است نه غربی .

نه شرقی است نه غربی : نورش متاثرازجایی نیست

یکادزیتها یضیء

یعنی این نورگرچه متاثرازجایی نیست وخودبخوداست ولی بایدبه او فرمان داده شود . لفظ یکاد تاخیر ومکث درارسال نوررا می رسانداین تاخیریک فاصله ذهنی است نه حقیقی یعنی  روشن شودتاروشنی بخشد

لولم یمسسه نار

این آیه به دومطلب اشاره می کند : 1- هیچ آتشی برای روشنایی بخشی آن شجره ،آن را (روغنش را ) لمس نکرده یعنی خودبخودروشن می شود 2-این نور، پاک است هیچ آتشی به او نرسیده و به آن آمیخته نشده است؛ ناخالصی درآن راه ندارد  یعنی نورنوراست؛ نورمطلق (رجوع شود به شعرکلمه سیب پرتابی دکترمحمود فتوحی قسمت دوم : تنها بود /ترسناک بود تنهایی/ ترسناک بود بی رنگی ( این قسمت ازدیدانسان است یعنی ما نمی توانیم چون او باشیم ) / کلمه آدم را آفرید / وخود را هدیه آدم کرد /بشکوه بود درآغاز/آدم تاب نگاهش را نداشت /نور بود در آغاز / آدم تاب نگاهش را نداشت )

نورعلی نور

یعنی نوردرخت برستاره می تابد ونورستاره بردرخت یعنی دوتا یکی هستند فرق ندارندهمه ی این جدا سازیها برای این است  که خدا خانه های ذهن ما را تقسیم بندی کندتااشتباه نکنیم

حال ازالزجاجه تا نورعلی نورتوضیح کلمه خدا بود . ازجمله زیبایی های قرآن این است که باایجازبسیارمطالب بسیاری را می گوید

شیشه مثل ستاره ی درخشان است ستاره درخشان گیرانده می شود ازدرخت زیتون نوری برنوراست

الله نورالسموات والارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتون لاشرقیه ولاغربیه یکادزیتها یضی ء ولو لم تمسسه نارنورعلی نور

ازالزجاجه تایوقدشرح کلمه خداواسم ساخته خدا بود حالااین رادرنظرنگیریدبیاییدیوقدراضمیرش را برگردانید به مصباح اینجا خداخود را توضیح می دهد

می فرمایداین چراغ که خودش می باشد نورش همانند کلمه ساخته ی خودش  گیرانده می شود ازدرخت مبارک زیتون که نه شرقی است و نه غربی .نزدیک است نورش روشنی بخشد،کلمه اش را یازجاجه را (کوکب ) یا آسمانها وزمین را . درحالی که هیچ آتشی آن را روشن نکرده . وخودبخود است . یعنی نورم ازخودم است .اینجا هم ،چراغ همان درخت مبارک زیتون است که نه شرقیست و نه غربیست . مبنع نور آن ، روغن آن است ؛روغنی که بدون گیرانده ای روشن می شود وخودبخودروشن است وپاک است وزلال (شعرکلمه دکترمحمود فتوحی پاراگراف اول : درآغازانسان نبود/تنها کلمه بود /آن خدای فصیح و روشن /زلال بود ، بی رنگ بود /تنها بود.استاد دراینجا قدمت خداراازکلمه ساخته ی خودش  وانسانها وفرد بودن اورانیزمتذکرمی شود .

اگربخواهیم دراینجا ذات خدا را درنظربگیریم بایداین قسمت راپیوسته بخوانیم :این درخت روغنش پاک وزلال است نزدیک است روشنی بخشدنورش ؛که همان چراغ است برزجاجه ونوربرنوراست یعنی این نور، آن زجاجه را روشن وتابان نگه میدارد . قرینه نورالله است دراول که نورسموات والارض است

درتبیین موضوع بین دوکلمه وفرق آن ، دکترفتوحی کلمه اول را ( ذات خدا ) فصیح  وروشن وزلال ، بی رنگ وتنها می گویندوکلمه دوم را(کلمه ساخته دست خدا  ) زلال وبشکوه ونورمی دانندکه آدم ِ غیرپاک تاب نگاهش را نداشت . این نکات ظریف این آیات را بخوبی تبیین می کند

این کلمه پاک وزلال (کلمه ساخته خدا)همان کلمه ای است که خدا اولین بارتوسط آن کل کائنات رادرآن گنجانداین کلمه طیبه وشجره طیبه است برای همین خدا آن کلمه رادرخت زیتون پربرکت - چون بارهای زیادی دارد- می نامد . میوه های درخت ؛ کلمات پاک انبیا واولیاواسمهای آنهاست  ؛ کلماتی پاک که باتولداین افرادبدنیامی آیندوهرفرداینان صاحبان این کلماتندکه همانا انبیا واولیای خدایند واولی هایی که خدابااین کلمه خلق کرد می باشندوجهانی بود بهشت وعاری ازهرگونه کجی . این درحقیقت همان کلمه برترخداست که اگربدبکارمی رفت جهان هستی رابه سه قسمت تقسیم می کرد .انبیا واولیاصاحبان کلمات پاک ؛ وشیاطین صاحبان کلمه خبیثه  ( آن کلمه دودریا می شد یکی بحراولیا که رونوشتی ازکلمه پاک درنزد آنان می ماند ودیگری بحراشقیا ) ودسته سوم مردم عادی . و آدم نخستین کسی شدکه پا به هستی گذاشت .خداهم کلمه خودش را درفکراو گذاشته بودوبه او یاد داده بود(ذهنی ) که چگونه استفاده کند وگفته بودکه اگربداستفاده کنددچارچه مشکلی می شود اما آدم چون وجودش انبیایی نبودبرعکس کارکردوهستی را دچارگره کردوما به سه قسمت تقسیم شدیم . البته که اینها همه کارخدابود تابدین وسیله بندگانش را مورد امتحان قراردهد وخودشان رابه خودشان بنمایاندورشد دهدوهدایت کند (روزی آدم /صورت حوا را به ماه تشبیه کرد( کلمه حق را درغیرمعنای حقیقی خودبکاربرد)/و شاعران به دنیا آمدند/سیل موران /برصحرای زلال زبان تاختند /آنک کلمه /درکفنی کبود آنک کلمه /درزنجیر سیاه موران اسیر /ای کلمه !/ای خدای زلال درزنجیرغیبت تو /کلاف سر درگمی شده /واشیاء گستاخی ها می کنندازشعرکلمه دکترمحمودفتوحی )

خدا چون می دانست که آدم به اشتباه می رود حزم کارراکرده بودبطوری که وقتی آدم اشتباه کندافرادی بدنیا بیایندباکلمه ای که مثل کلمه اول پاک ودارای وجودی پاک باشند تاراهبربقیه باشند . پیامبران دراولندچون حزم خداوندنددرآفرینش هستی . آدم اول است دروجوددنیایی چون اولین ممتحن است .

 یهدی الله لنوره من یشاء.

این آیه تخصیص خداونداست پاکان وانبیارا . خدامی خواهد بگوید بطوراجمال- درآیات دیگرقرآن مکررتوضیح داده است- که ناچارگزینش کرده ام عده ای را تاوسیله هدایت دیگران شوند ومردمی پاک باشند تابتوانندبقیه راازتاریکی به نورهدایت بیاورند

چه فرقی بین کلمه خدا( ذات اقدس وی ) وکلمه ی ساخت دست اوست؟

این دوکلمه درظاهربه هم شبیه اندوهردوکارخدایی می کنند اما:

1-خدا نه زاده شده : لم یلد

یعنی او بوده ساخته ی دست کسی نیست

درحالی که کلمه اش ساخته ی اوست ازپرتو نوراو نورانی است دربالاشرح داده شد

2-نه می زاید : و لم یولد : ازاو چیزی صادرنمی شود. کلمه برساخته او جزء داردکه همان  فرشته هاهستندوازکلمه صادرمی شوند درصورتی که درذات او چنین نیست یعنی خدا جزء ندارد :

وانا الی ربنا لمنقلبون وجعلوا له من عباده (فرشتگانش ) جزءا ان الانسان لکفورمبین . سوره زخرف آیه 19

3-نورخداوندازخوداوست درحالی که نورکلمه ساخته او ازتاثیروجودخداست نورعلی نور

4-ولم یکن له کفوااحد: همتایی ندارد

لیس کمثله شی وهوالسمیع البصیر.سوره شوری آیه11

این توضیحات لازم بود زیرااگر نتوانیم فرق بین این دورابدانیم قرآن را غلط می خوانیم و دربحث فرشته ها به مشکل برمی خوریم  . هنگامی که  قرآن می فرمایدخدا، بتوانیم بین کلماتش وخودش فرق قائل شویم تاقرآن را بهتردرک کنیم وشرک نورزیم که این نیزمصداقی ازشرک می تواند واقع شود .

مطالب بالاباادبیات مختلف بازاویه های دیددیگربطورمفصل درقرآن آمده است که این موارد راتایید می کند به امیدخدا درآینده به آن خواهم پرداخت .

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1396 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم