3- وجعلوابینه وبین الجنه نسبا. ومیان خدا وجن پیوندی قراردادند. ولقدعلمت الجنه انهم لمحضرون . وحال آنکه جنیان نیک دانسته اند که احضارخواهند شد (قیامت برآنان واردخواهد شد). سبحان الله عمایصفون الاعبادالله المخلصین. منزه است خداازآنچه وصف می کنند مگربندگان پاک خدا. خدادرآیات بالا اجازه داده به پاکان لفظ دختررا درموردفرشتگان خدا بکارببرند چون قبلش یصفون بود یعنی اینکه مگرآنچه که بندگان پاک خدا توصیف کنند ؛ همینجاست که استاد فتوحی درشعر«نام دخترخدا »  ؛ اسم شعر را نام دخترخدا می گذارندولی وقتی موضوع کلمه انبیا رامطرح می کنند درمقام آدم نوع دوم ومن اولیایی نام دختررشیدی را می برد که دردل وی می نشیند وآن را نهال پرشکوفه بلورمی خوانند یعنی کلمه پاک یعنی فرشته های پاک ودرادامه که ازگندم وگناه سخن می گویند وازمن غیراولیایی حرف می زنند نام دخترخدا را باپرسش می آورد یعنی مگرخدا دختردارد ؟ حالا چرا ؟ چه فرقی دارد ؟ زیراوصف فرد پاک با یک مشرک فرق دارد او شرک نمی آورد اونسبت جن به کلمه پاک خدا نمی دهد خوب سخن می گوید پاک سخن می گوید اما مشرک نه:

نام دخترخدا : .../درسپیده ی عدم /ناگهان نسیم مبهمی وزید/قامت حریردختری رشید/مثل شیهه ای سپید/درمیان خرمن ایستاد/آن نهال پرشکوفه بلور /دردل من ایستاد/.../اشتیاق جرعه ای نگاه /اشتهای گندم وگناه /بوی تازه ومکالمه /درمیان هشتی دلم خزید/ناگهان پرسشی بلند /برلبم دوید/نام دخترخدا؟

ویا درشعر« نام » ایشان ؛ وصف اسم اعظم خدارامی گویند اسمی  که خدااز خلق پنهان کرده  است (باسمک الذی حجبته عن خلقک)وآن همان کلمه پاکان است ، ابتدابدنبال نام زنی می گردنداما می گویندنام تمام دختران را مشق کردم اما نامش را نیافتم یعنی اینکه آن نام ، نه تنها نام زن نیست بلکه برمن غیراولیایی پوشیده است دوباره همانند سبک قرآن آن نام راتایید می کنندبرای چه کسی ؟ برای من اولیایی زیراآن نام رادرپیشانی (پیشانی استعاره ازکلمات فعال خداست )وی است نامی که هرلحظه دراو شکوفا می شود، نامی که سرشاراازاوست ، نامی که بواسطه آن حضرت سلیمان پادشاهی کرد، نامی که هرگزبدست کسی - شیاطین - نیفتاد اما پاکان آن نام را دارنددرآن نامندوباآن کارمی کنند(درپیشانی آنان است ):

نام :../ نام همه ی دختران را/  مشق کردم /نام ماه ومریم را/نام فرشته وشبنم را /اما نامت به یادم نیامد /زندگی ام /ولوله ی نام هاست /سرنوشتم /بانامی آغازمی شود /که به یادهیچ کس نمی آید

نامی که /درحانه ی من است /برپیشانی ام بوسه می نویسد /ودرچشمانم /خودرامی جوید/همان که همیشه نیافته ام/سرشارازنام توام /ازبس درمن نام تو می شکوفد/نگاهم عطرتودارد/ عطرنام مکتومی / که ازنگین سلیمان افتاد/ وهنوزکسی آن رانیافته

ودرشعرکاش چشمها دوتا نبود؛ ازدوزن یا دودخترنام می بردیکی درکلمه اولیای خداکه آشنای آنهاست ودیگری زنی زشت سیرت که درکلمه جنیان است و همان ناراستی کلمه آنهاست :

کاش چشمها دوتا نبود : .../ درکنارپل /دختری بلند/بانگاه آبی زلال/گیسوانش آبشاری ازطلا/ایستاده است /درکنارپل /روسپی زن سیاه چرده ای /بادوچشم نخ نما /وخنده های زخم ناک /ایستاده است

اشتباه می کنی /اوهمان دختربلندآشناست /گفته اند پل یکی است /ولی دوچشم داده اند/مانده ام ازین دوزن /کدام آشنای ماست ؟!/بادوچشم باز/می شودمگردوتا ندید؟/سالهاو سالهاست /تادرآستانه ی پل بلند /مات وپات مانده ایم /کاش چشم ها دوتا نبود

درداستان قوم لوط این موضوع را بازترمی کنم

 فانکم وماتعبدون ماانتم علیه بفانتین .درحقیقت شما وآنچه را می پرستید برضداو گمراه گرنیستید

الامن هوصال الجحیم .مگرکسی که به دوزخ رفتنی است

ومامناالا له مقام معلوم وانا لنحن الصافون وانالنحن المسبحون . وهیچ یک ازما نیست مگر برای او مقامی معین است . ودرحقیقت ماییم که صف بسته ایم وماییم که خودتسبیح گویانیم

 و ان کانوالیقولون . وبه تاکیدمی گفتند

لو ان عندناذکرامن الاولین لکنا عبادالله المخلصین . اگرپندی ازپیشینیان نزدمابودقطعا ازبندگان خالص می شدیم

 فکفروابه فسوف یعلمون . ولی به آن کافرشدندوزودا که بدانند

ولقدسبقت کلمتنالعبادناالمرسلین انهم لهم المنصورن . وقطعا فرمان مادرباره ی بندگان فرستاده ی ما ازپیش چنین رفته است

نکته : خداسبقت کلمه خود را - همان کلمه انبیا را - برکلمه مشرکان بیان می دارد

 وان جدنالهم الغالبون .و سپاه ما هرآینه غالب آیندگان است .

 سوره صافات  148

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 | 12:08 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم