دخترخاص درقرآن

به مروربه تعدادی ازسوره ها وآیات قرآن کریم که به این موضوع پرداخته است  واشارات استادفتوحی ونظراستادبه آن سوروآیات خواهم پرداخت :

سوره نحل 57 به بعد:

ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم یشتهون . وبرای خدادخترانی می پندارید منزه است او . وبرای خودشان آنچه میل دارند

نکته : بازاینجا خداداردوجودجن را درکلمه ی خود رد می کند.اینجا دخترمعادل جن است 

واذابشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهوکظیم . وهرگاه یکی ازآنان را به دختر مژده آورند چهره اش سیاه می گردد درحالی که خشم خود را فرو می خورد

نکته : بشارت خدا به اینکه دختری رابرای آنها خواهد آوردآنها را خشمگین می کند. ابتداخداوجوددختررادرکلمه پاکان ردمیکندکه هماناوجودجن است بعدازدختردیگری سخن می گوید

یتواری من القوم من سوء مابشربه ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون . ازبدی آنچه بدوبشارت داده شده ازقبیله خود روی می پوشاند آیا او را به خواری نگاه دارد یادرخاک پنهانش کندوه چه بدداوری می کنند

نکته : بعدازاینکه خداوجود دختری را به آنهابشارت می دهد آنهاازاین مژده ی بدی که به گمان آنان خدا به آنها داده به فکرچاره جویی می افتند به اینکه یا کاری کنند که اصلا پا به دنیا نگذارد. پنهان کردن درخاک یعنی کاری کنند ازاسم فعال خدا - خاک استعاره ازآن اسم است-  ازعدم پا به هستی نگذارد بواسطه آن جلوی آمدنش را بگیرند یعنی پنهانش کنند دراسم ویا بگذارندبدنیا بیاید ولی او را دروضعیت نامناسب وبدنگه دارندوپیوسته آزار واذیتش کنند . خدا براینکارآنها تاسف می خورد

للذین لایومنون بالاخره مثل السوء ولله المثل الاعلی وهوالعزیزالحکیم . مثل زشت برای کسانی است که به آخرت ایمان ندارندوبهترین وصف ازآن خداست واوست ارجمندحکیم

 نکته : این طرزتفکری که  خدا مژده آمدن دختری رامیدهدو او را مَثَلِ زشتی می دانند برای کسانی است که به آخرت ایمان ندارنداماخدابرای خود ، وی را مثل برترمیداند وخداست که  حکیم وارجمنداست وازروی حکمت این دخترراخواهد آورد . این دختربشارتی است به مشرکان که دراخردنیا خواهد آمدو بااینکه درنظام آنها رشد ونمو می کند وجزو پاکان نیست (اومن ینشوافی الحلیه . وهوفی الخصام غیرمبین . آیاکسی که درزروزیورپرورش یافته ودرهنگام مجادله بیانش غیرروشن است)ایمان یقینی به خدا می آورد وآنان را بخاطرکفرو شرکشان مواخذه می کند سوره نمل آیه 81 وی را وعده وقول خود عنوان می کند  این آیه خداباعث برچیدن سریع کلمات ونظام مشرکان می شود.  درسوره مدثر خدا به همین موضوع اشاره دارد و درسوره ق نیزهمین موضوع را  متذکرمی شود حالا ببینیم:

سوره ق :  

ق والقرآن المجید.

نکته :یکی از کاربردهای حروف مقطعه ازسوی خدادرقرآن اشاره ی وی به اسم فعال خودیااسم اعظم خوداست ویکی دیگرازکاربردهای آن اشاره به زنجیره ی کلماتی است که به ما میرسددراین زنجیره هم ازحرف استفاده شده هم ازکلمه وهم ازجمله گاهی یک حرف به کلمه ای زنجیرمی شود کلمه یاجمله ی بعدی را باخودمی آورددراینجابایداشاره خدابه آن اسم فعال خودباشدکه نزدانبیاست وباآن قرآن بسته شده است زیرا بعدآن خداازقرآن نام می برددیگراینکه درقیامت وقتی پرده هاازجلوی چشم ها برداشته می شودما می بینیم چطورکلمات قطعه قطعه می شودورازورمزرنجیره ی کلمات برما آشکارشده وارتباط آن راباسخن قرآن دریافته وبه علم وحکمتهای درآن پی خواهیم برد

بل عجبوا ان جاء هم منذرمنهم .بلکه کافران تعجب کردندکه بیم دهنده ای ازخودشان آمده

نکته : دراینجا خداتعجب کافرین راازهشداردهنده ای مثل خودشان بیان می نمایدحالا براستی این منذرکیست ؟ ایجازفوق العاده قرآن معانی متعددراسبب می شود: 1-منظورازمنذررادرمرتبه اول بایدپیامبراکرم ص دانست زیرا مشرکان پیامبررابشری مثل خودمی بینند2- میتوان این منذررا کسی مثل خودشان دانست کسی که درنظام آنهاست ازپاکان نیست اما یقین داردبه وجودخدای یگانه برخلاف همه مردم ایمانش یقینی است واهل شهوداست همان که خدا اوراآیه برترخودمعرفی می کندهمان که درآخرزمان خدااورا به این دنیامی اوردواورااززمین خارج میکند.معنای خروج درقرآن هم آمدن ازعدم است هم بعث یاقیامت است. بشری که قبل ازهمه براوقیامت واردمی شود:

واذاوقع القول علیهم اخرجنالهم دابه من الارض تکلمهم ان الناس کانوابایتنا لایوقنون . ویوم نحشرمن کل امه فوجا ممن یکذب بایتنا فهم یوزعون . سوره نمل 81

دابه :  کلمه ،جاندار//خروج : بدنیاآمدن وی وقیامت وی هردواست

لایوقنون : اشاره است برایرادی که ازکفارمی گیردبه اینکه چرا یقین نمی آورندنمی گوید چرا ایمان نمی آورندمی گویدچرایقین نمی آورندپس خود اهل شهودویقین است که ازعدم ایقان کفارایرادمی گیرد

تکلمهم : دارای تکلم است یعنی انسان است ازاین آیه برمی آیدکه این شخص دارای نطق نیست درقرآن  ناطق  به کسی میگویندکه اولوالباب باشد. و تکلم صفت کسی است که تفقه نداردوداخل این نظام است برای همین میگویددرمجادله بیانش غیرروشن وصریح است ودارای استدلال قوی واستوارنیست :

اومن ینشوافی الحلیه . وهوفی الخصام غیرمبین . آیاکسی که درزروزیورپرورش یافته ودرهنگام مجادله بیانش غیرروشن است

فقال الکافرون هذاشی عجیب

کافران یعنی آن دسته از دانایان وعالمان به علم لدنی که حقیقت راپنهان  وانکارمیکنند.می گوینداین بیم دهنده  پدیده ای عجیب است . یعنی درعین اینکه به آن وقوف دارند وی راانکارکرده وقبول نمی کنندیکی ازمعانی شی درقرآن همان کلمه فعال خداست یافردی که صاحب کلمه است وباصطلاح قرآن همان دابه الارض است

اء ذا متنا وکنا ترابا ذلک رجع بعید .

نکته : یکی ازدلایلی که دراینجا منذرهم بر پیامبراکرم ص اطلاق می شود هم بر فرددیگری دراخردنیا وقبل ازقیامت همین بدون فاصله آوردن سخن کافران وذکرقیامت است درسوره نمل ایه 81هم خداخروج این فردرادرست قبل ازقیامت عنوان می نماید

جنیان یاکافران او راازخودشان میدانندچون مثل آنهادابه است وشی است بااینکه خلقتش مثل انبیا پاک نیست امااهل شهوداست وبه خداشرک نمی ورزدوانان را به اینکه به خدا یقین نمیاورندسرزنش کرده -خودایمان یقینی دارد- وبیم میدهد.این موضوع باعث تعجب وشگفتی آنها شده اوراباورنکرده وپدیده ای طبیعی ومادی می پندارند. کاربرد کلمه شی عجیب ازسوی کفاراین معنا را تداعی می کند .

خدادرسوره مدثرآیه 23می فرماید: فقال ان هذاالاسحریوثر. ان  هذا الاقول البشر. اززبان کفاروجنیان می گوید که کاراورا سحر و بشری وطبیعی می دانند نه خدایی . ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1396 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم