ادامه دخترخاص درقرآن  قسمت دوم : درشعراستاد فتوحی

بخاطرایجازفراوان قرآن وشعراستاد مجبورم با تکرارآنها به معانی جدیدی اشاره کنم :

حال به قسمتی ازشعرجغرافیای شعوراستادفتوحی نگاه کنیم :

.../برقله ی قاف /روبروی باغ عدن می نشینم /وهژده هزارسال زیبایی موعود را

به زیرچشم می کشم /وقتی /ازتونگاه می دزدم

استاددراین شعر خوددرست اشاره به آیات اول سوره قاف دارد . می دانیم درقرآن کوه استعاره ازاسم فعال خداست . قله قاف یعنی اسم برترخدا . ایشان ازدید من اولیایی سخن گفته که بواسطه آن کلمه پاک دارد به آن آیه ی خدا می نگرددرست روبروی باغ بهشت زیرااولیای خدا درونشان بهشتی است ودید ونظردرست دارندوگذشته و حال وآینده را می بینند . وقتی راکه آن آیه دربرابرشان است ؛ بانگاه به او وعده ی خدا را محقق شده می بینند

ودرشعردیگرخود:

 نام :../ نام همه ی دختران را/  مشق کردم /نام ماه ومریم را/نام فرشته وشبنم را /اما نامت به یادم نیامد /زندگی ام /ولوله ی نام هاست /سرنوشتم /بانامی آغازمی شود /که به یادهیچ کس نمی آید

نامی که /درحانه ی من است /برپیشانی ام بوسه می نویسد /ودرچشمانم /خودرامی جوید/همان که همیشه نیافته ام

نکته : استاد دراینجا ازاین شعرخودچندین معنی بدست می دهد یکی ازاین معانی اشاره به دخترخاصی است که سرنوشت ازلی من اولیایی است دختری که نامش را هیچ کس نمی داند امادرکلمه (پیشانی ) اوست . چون کلمه ی اولیای خداهم مانند کلمات دیگران زوج است (یعنی هم کلمه مردهست هم کلمه زن وهم درکلماتشان فرشته ها بصورت زوجند )اما می گویند دخترنیست یعنی جن نیست وبازضمنی اشاره می کنند دخترهست واین دختر، دختری است که برپیشانی او بوسه می نویسد یعنی خدا را واولیای خدارابسیاردوست داردودرچشمانش (دو چشم استعاره ازدونظامی که دریک نظام است توضیح آن رادرکلمه چشم وزبان درسوره بلددادم ) اورا می جوید وهرگزنتوانسته اورا بیابدزیرانظام نظامی نیست که افرادبتوانند بدرستی اولیای خدارادرآن دیده وبشناسند بواسطه روپوش فراوانی که نظام آلوده برروی دیدگان مردم می اندازد ؛  اشاره دیگراینکه اسم او (اسم آن دختروکلمه ی او )اسمی نیست که بتواندمن دیگرکه انسان نوع اول یعنی انسان مشرک است؛ بتواند پیداکندو به آن دست یابد همان که استاد درشعر«چشمهای تشنه » رازورمزآن کبوترآسمانی  راآشکارمی بیند اماچشم خاکیان نمی توانندآن را ببینند وایشان  دانستن آن را به بیداری آنها منوط می کند یعنی قیامت وجهان آخرت :

وان کبوترسپید/همچنان درآسمان / رازخاک روی سینه اش عیان / چشم ها هنوز/ مست وتشنه می دوند/.../ باش تا خمارچشم های مست را/ باغبارخاک بشکنند

نتیجه : استاددراشعارخود - با همان ایجازخاص خود-ازدونوع دخترنام می برد :

1- دخترخدا ؛ واین دخترخدا نیزدونوع است یکی که درسینه ودل پاکان است که همانا فرشته های پاک کلمه انبیاواولیاست ودوم دخترخاص (آیه خدا). درست است این دختردرکلمه انبیا واولیا نیست اما موردتوجه خداست وازآیات خداست .استاد درشعرتندیس هوس ونام ونام دخترخداوجغرافیای شعورو... بطورآشکارو درشعردایره ی آفتاب و... پنهان به آن اشاره می کنند

2- دختریازنی که به زشتی ازآن یاد می کنند؛  دختریازنی که استاد درشعر« کاش چشمها دوتا نبود»  به آن پرداخته همان وجودآتش یا جن درکلمه غیراولیاست . همان که خدا وجود آن را درکلمه برترخود نفی کرده . دختردراینجا معادل جن است. البته استاددراین شعربطورموجز هم به وجوددوکلمه ی پاکان وکلمه ی مشرکان اشاره داردهم به وجوددخترخاص . ذکرپل می تواند اشاره به قیامت هم باشد وچون این دخترهم توسط اولیای خدا اداره می شود ورازورمزاو را آنها فقط می دانند وهم درنظام جن زده قراردارد دوشخصیت ازآن ارائه داده اند پاکی وخوبی کلمه خدا:

.../ درکنارپل /دختری بلند/بانگاه آبی زلال/گیسوانش آبشاری ازطلا/ایستاده است

وزشتی نظام مشرکان یاوجودزن یاجن طبق فرموده ی قرآن :

 ... /درکنارپل /روسپی زن سیاه چرده ای /بادوچشم نخ نما /وخنده های زخم ناک /ایستاده است

نتیجه ای که استادمی گیرند :

اشتباه می کنی /اوهمان دختربلندآشناست /گفته اند پل یکی است /ولی دوچشم داده اند/مانده ام ازین دوزن /کدام آشنای ماست ؟!/بادوچشم باز/می شودمگردوتا ندید؟/سالهاو سالهاست /تادرآستانه ی پل بلند /مات وپات مانده ایم /کاش چشم ها دوتا نبود. ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1396 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم