تبلیغات
طارق - واما13آبان

یاحسین ع

نمیدانم چراهرجا ترا می بویم

پیراهنم بوی خون می گیرد

وجای پایم لاله می روید

«کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا»؟


وقتی واردشدصورت وچشمش کبودبود. من خیلی ترسیدم ازش پرسیدم چی شده ؟ نکندتصادف کردید؟ گفت نه . من مانده بودم چه اتفاقی برایش افتاده . دلم طاقت نیاورد دوباره ازش پرسیدم چه اتفاقی برایتان افتاده نگاهی به من کرد وسرش را پایین انداخت وسکوت کرد. گفتم بایدازهمسرش بپرسم خیلی نگران بودم.از همسرش پرسیدم .گفت نمیدانم زنگ درصدا کرد بعدصدای افتادنش را شنیدم وقتی رفتم دیدم ازپله ها افتاده  . ماندم اخرچطور؟ هیچ ندانستم .روزی صدایم کرد گفت می خواهم بروم سفر.گفتم چرا؟ چطورشداین تصمیم را گرفتید ؟ گفت : ماندن راکدشدن است گاهی فضابرآدم تنگ می آیدناگزیری به مهاجرت . اوهی داشت توضیح می داد اما من مثل چوب خشک درمقابلش ایستاده بودم ؛ نای صحبت کردن نداشتم . همسرم ازاو پرسید چه احساسی داری ازاینکه داری مهاجرت می کنی ؟ گفت حال  یک محتضررادارم . دردا که انسان درد انسانهای بزرگ وروح های متعالی را دیرمی فهمد. امام خمینی عزیزرا تبعیدکردند اماخودعلت تبعیدش بودچون به طاغوت نه گفت وقتی نه بگویی دیگرباید بروی چه ظاهرش به پای خود رفتن باشد چه به حکم ودستورکتبی . یاد وراهش گرامی باد

اینجا ثانیه ها مرابه سخره می گیرند
ازفراق تو
 
ومن حرفی برای گفتن ندارم
تنها اشک
جواب  زخم زبان زمان است

شرح داستان داوری داوودع را به امیدخدافرداشب بروزمی کنم


تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 12:47 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم