شرح وتوضیح داستان داوری داوودع قسمت اول

اصبرعلی مایقولون واذکرعبدناداودذالاید انه اواب . اناسخرناالجبال معه یسبحن بالعشی والاشراق . والطیرمحشوره کل له اواب  .

نکته : خدابه داوودع علم(کلمه ) وحکمت (توانایی استفاده از کلمه خود ونامه زدن درکلمه کفاروخواندن نامه های آنها ) داده بود فرشته های خود وفرشته های کفاررام او بودنداو داوربه حق درمیان مردم وشاهد کارهای کفاربوده وجداکننده حق ازباطل

ذالایدیعنی صاحب نیرو

جبال کلمه فعال خدایعنی کلمه برتراو

نکته : ممکن است این سوال پیش آید که چرااستعاره ها ازکلمه فعال خدابسیاراست : کوه ، دریا ، کشتی ، پرنده ، ستاره ، خورشید ،ماه ، آب ،زنبورعسل و...

1-خدادرقرآن ایجازبسیاربکاربرده ومعانی بسیاربدست داده غیرازااینکه به موضوعات طبیعی پرداخته به موضوعات معنوی بسیاری نیزاشاره کرده است

2-باایجادتنوع وگوناگونی درگفتارهم به مخاطب مطلب آموخته هم ازخستگی وعادی شدن کلام جلوگیری کرده

3-قرآن کتاب علم (لدنی)وحکمت است وآموزگاری است برای یاددادن درست علم وحکمت به صاحبان کلمه فعال خدا.کسی  که دارای علم لدنی است می تواند آن را ببیندویادبگیرد البته مردم عادی ازین معنا تاقیامت بی بهره اند

4- آوردن پیامبراین کتاب راازسوی خدا برای مردم ؛ بیانگراین است که پیامبرص دارای این علم (لدنی )است .خدا درسوره جمعه هدف رسالت پیامبررااینگونه معرفی می کند:

هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین . سوره جمعه آیه 2

والطیرمحشوره کل له اواب .

یعنی فرشته های کلمه به فرمان داوود ع هستند چه کلمه خودچه کلمه های دیگر

طیریعنی فرشته

وشددناملکه وآتیناه الحکمه وفصل الخطاب:

وشددناملکه یعنی داوود ع تسلط کامل داردبرکلمات

آتیناه الحکمه 

یعنی داوود می تواندقلم کفاررابخواندوپیروآن قلم بزند

وفصل الخطاب

یعنی داوود شاهد کارکفاراست (ناظر) وداوربه حق . جداکننده حق ازباطل

وهل اتاک نبواالخصم اذتسورواالمحراب .

گفتیم مسجدکلمه فعال خداست وپیشانی هم همین معنارامی دهدچون محل سجده است اما محراب یعنی وقتی فردداخل کلمه  یانظام رادارد می بیند

ازمحراب بالامی رفتندیعنی درداخل کلمه قلم زده بودند، نامه زده بودند

بالارفتن وصعودیعنی بواسطه کلمه قلم زدن

 اذ دخلوا علی داودففزع منهم :

وقتی داخل شدند یعنی وقتی قلم زدندوداوود دیدحضورونامه آنهارا

فزع : داوودع پیامبرخداست ترس برای او معنا ندارد بیان فزع دراینجانوع سخنوری قرآن است 

قالوا لاتخف خصمان بغی بعضناعلی بعض

دراین موقع دونفرکه دشمن هم بودندیاطرف دعوا به پیش حضرتش آمدند وداوودع جاخوردوترسیدوآن دو به او گفتندنترس

دراین قصه ماباسه شخصیت روبروهستیم ؛ دونفریادوگروهی که طرف دعوابودند وبرای دادخواهی پیش داوودع آمده بودندوشخص داوود.

فاحکم ببینا بالحق ولاتشطط

ازداوودمی خواهندبه حق درموردآنها داوری کند

ان هذااخی

یکی ازآنها که شاکی است می گوید این برادرمن است

اگربه ضمایرنگاه کنیم همه جمع است جزخصمان واشاره به اینکه این برادرمن است

 له تسع وتسعون نعجه ولی نعجه واحده

می گوید :او 99 گوسفندماده داردومن یکی

نعجه : گوسفندماده را می گویندحالا چراگوسفند ماده ؟ زیراگفتیم که گوسفند استعاره از فرشته است وچون کلمه کفارجن داردوخداجن را معادل زن ودخترمی گیرد قرآن می فرماید گوسفندماده

فقال اکفلنیهاوعزنی فی الخطاب

شاکی می گویدکه برادرم 99 گوسفندداردمی خواهد یکی مراازمن بگیرد وسرپرستش او باشد

وعزنی فی الخطاب

ودرسخنوری برمن غالب آمده است

 قال لقدظلمک بسوال نعجتک الی نعاجه وان کثیرامن الخطاء لیبغی بعضهم علی بعض الاالذین آمنواوعملوا الصالحات

داوودع حق را به شاکی یعنی کسی که یک گوسفنددارد می دهد وطرف مقابل را ظالم می شمارد

 وان کثیرامن الخلطاء لیبغی بعضهم علی بعض الاالذین آمنواوعملوا الصالحات

داوودع بسیاری از شریکان را ستمگرخوانده مگرکسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام می دهند

نکته :

جمع بودن ضمایروتثنیه بودن خصمان نشان میدهدکه دونفرنبودندبلکه دوگروه بودندووقتی هم میخواهنددوطرف دعوا مشکلشان رابگویندیکی ازآنها می گوید که این برادرمن است و 99 گوسفندداردومن یک گوسفنددراینجا انگاربازاینها دونفرند. حال خدامی خواهدباچرخاندن ورقص ضمیربین جمع وتثنیه بگوید دعوا بین دونفراست امادرحقیقت دوگروهند نه دونفر

وشاکی درحقیقت آن نفری بودکه دارای گوسفندکمتربودیعنی یک گوسفندداشت وبه حضرت داوود ع می گفت : برادرم 99 تاگوسفند دارد واو به من می گوید توآن یک گوسفندخودت را هم به من بده تا سرپرستی کنم واین برادرمن درسخن گفتن برمن برتری دارد توبین ما به حق حکم کن

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1396 | 01:09 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم