وقتی همه ی درها به رویم بسته می شدوقتی زمان وزمین برمن تنگ می شدوقتی هیچ کس نبود تو بودی وقتی می گفتم یا امام رضاع حتی ازفاصله ها این توبودی که مراآرام می کردی بیاد ندارم وقتی تراخوانده باشم بدون جواب مانده باشم .درست پارسال نزدیک به همین روزها بودیادت هست وقتی ضریعت را می بوسیدم به تو چه گفتم ؟ یادت هست ازتو چه خواستم ؟ آنقدرسریع اجابت کردی که خودم باورم نمی شد یک سال ازان روز می گذردومن هرگزلطف تورا فراموش نمی کنم هیچ وقت محبت هایت را فراموش نمی کنم ازکودکی تا به حال همیشه ملجاوپناهم بودی اماما چه خوب شد آمدی به ایران وبه مشهد همیشه فکرمی کردم ترابه زورآورده انداما حالا که خوب نگاه می کنم می بینم تو خودت خواستی آمدی تا ماشیعیان تو تنها نباشیم تا مازیاد شویم تامابدانیم، تامارا ازتاریکی بسمت نور ببری ممنونم ازاینکه تمام سختیها را بجان خریدی وایثارکردی برای ما . خیلی دوستت دارم تو آمدی تابگویی شما تنها نیستید پدری مهربان چون تو دل ماراگرم می کند تو آمدی تابگویی جهان ازاین نقطه تمام وآغاز می شود. شهادت امام برحق یعنی مولای ماامام علی بن موسی الرضاع را به امامان ورسولان برحق یعنی پنج تن زنده وجاوید تسلیت می گویم التماس دعا

 ادامه شرح داستان قوم لوط

2. تقارن بشارت تولداسحاق ویعقوب توسط فرشته ها وخبردادن به ابراهیم ولوط ع عذاب قومش را 

چرا خبر بشارت تولداسحاق وبعداو یعقوب درست مقارن خبرعذاب قوم لوط است ؟

اگربه داستان ورود فرشته ها به منزل حضرت ابراهیم وساره نگاه کنیم دربیان داستان وحالت شخصیتهای داستان دوگانگی می بینیم حالا داستان راازاول مرور می کنیم :

ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام

فرشته ها برای بشارت نزدحضرت ابراهیم آمدنددرابتدای ورودبه پیامبرسلام کردند

نکته : همانطورکه قبلا توضیح دادم ابراهیم ع دارد به نظام می نگردوسلام فرشته ها به او یعنی اینکه این فرشته ها رام اویند ، اهل اویند ، لشکراویند . گفته شد که اولیای خدا برتمام نظام تسلط دارند . این سلام کردن فرشته ها به ابراهیم وجواب سلام دادن ابراهیم به آنان این خیال وتصوررا درذهن ایجاد می کند که اینها به هیئت انسان براو وارد شدند

 فما لبث ان جاء بعجل حنیذ

نکته : درنگ دراینجا بازتاخرذهنی است نه واقعی . چون خداداردهم خانه های ذهن مارا تقسیم می کندهم اینکه می خواهد یک داستان دارای ظاهری معقول باشد

بعجل حنیذ: گوساله بریان

خدااسم فعال خودرا که دردست مشرکان است گاو هم می نامد.

ما میدانیم این جهان بظاهربصورت  یک نظام است درحقیقت دونظام است دریک نظام . دوچشم است ویک زبان (سوره بلد ). اینجا گوساله بریان همان فرشته های ابراهیم هستند درنظام جن زده . وقتی پیامبران با کلمه خود به نظام مشرکان نامه بزنندوفرشته های خودرا بفرستند با همان نام خطاب می کند اما قرینه ای می گذاردتابفهمیم که فرشته های پیامبران منظوراست . خدا می گوید ابراهیم رفت وگوساله بریان آورد وتعارف فرشته ها کرد . یعنی فرشته های خودرا بسمت فرشته های نظام مشرکان فرستاد

فلما رءا ایدیهم لاتصل الیه

گفتیم دست یعنی اسم فعال خدا . دست فرشته ها نمی رسد به گوساله بریان یعنی اینکه فرشته ها ی نظام مشرکان نمی توانند ازفرشته های پیامبرتغذیه کنند . نمی توانند به آنها وصل شوند

نکرهم واوجس منهم خیفه

نكرهم : از آنچه از آنان دیدبدش آمدوآن رارفتاری غیرمعهوددانست

اوجس ماضی ازباب افعال ایجاس است وایجاس به معنای خطورقلبی است راغب دراین باره گفته است ماده وجس  به معنای صدای آهسته است و کلمه اوجس که مصدرباب تفعل است  به معنای آن است که کوشش کنی تاصوت آهسته ای را بشنوی و کلمه ایجاس که مصدرباب افعال است به معنای پدیدآمدن چنین چیزی درنفس آدمی است . تفسیرالمیزان ج ۱۰ صص ۴۷۸ و۴۷۹

نکته : این حالتهای پیامبرنشان ازناراحتی واقعه ای می دهد که پیش خواهد آمد . پیامبردربدوورود فرشته ها یعنی درابتدای نگاه به نظام فهمیدکه عذابی درراه است . نخوردن ودست نزدن فرشته ها به غذای پیامبرحکایت است نگرفتن فرشته های آنان ازسوی مشرکان وسخت گره افتادن در کارآنهاست که پیامبرراهم ترساند هم ناراحت کرد

قالوا لاتخف انا ارسلنا الی قوم لوط

نکته : درابتدای ورودفرشته ها خداعلت ورودآنها رابرای بشارت اعلام کرد (ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری). بعدبرای اینکه هم ظاهرداستان معقول بنظرآید وهم اشارات خودرا بگویدتااینجافرشته ها را شبیه انسانهایی نشان داد که برپیامبرواردشدند اما غذای او را نخوردند، دستشان به آن نرسیدوازاین موضوع پیامبرترسیدوناراحت شد چرا؟ همان که بیان شد . حالا برای اینکه ظاهرداستان  شکل معقول بگیرد  درادامه فرشته ها می گویند نترس ما برای قوم لوط آمده ایم . به این نقطه که می رسیم به یک متن باز برمی  خوریم هم می شود تصورکرداینها فرشته اند وازغذا نخورده اند هم می شود فهمیدکه ای ابراهیم علت ترس تو  چیست ؟ زیراما آمده ایم برای قوم لوط اینکه ترس ندارد بلکه خبرخوبی است . چرا ؟

وامراته قائمه فضحکت . وزنش ایستاده بودپس خندید.

ضحک : خندید، راضی شد ، قبول کرد

داستان دراینجا مسکوت می ماندمابایداین چرارادرمکالمه فرشته ها با همسرابراهیم بفهمیم

لفظ قائمه یعنی اینکه همسرپیامبرجزوافرادیست که دارای کلمه است و زنش هم همزمان داشته موضوع را پیگیری می کرده وبه نظام می نگریسته . اینجا به یک دوگانگی برمی خوریم قبل ازآن فرشته ها موضوع قوم لوط را گفتند وساره که داشت می دید خندیدچرا؟ مگرنه اینکه عذاب قوم لوط رافرشته ها بیان می کردند علت شادی ساره چه بود ؟

فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب

این «ف » تاخیررامی رساند -دراینجا هم تاخرذهنی است - علت شادی ساره همین بشارت او به فرزنددارشدن وی می باشد همان که دراول آیه آمد حالا چه ربطی بین موضوع عذاب قوم لوط دارد وفرزنددارشدن ساره ؟

مشرکان با قلم خود پنهان وآشکاربه قتل ومرگ پیامبران اقدام می کنندحتی نمی گذارندکه اسم آنها ازعدم بیرون آمده ومتولد شوندبخاطرهمین حضرت ابراهیم پیرشده بود درحالی که فرزندی نداشت . البته اینطورنیست که آنها همیشه قادربه این موضوع باشند . وقتی گناه قوم لوط شدت گرفت وکاربه پاک شدن کلمه آنها کشیده شد بااینکه حضرت ناراحت بودازاینکه آنها عذاب شوندساره خوشحال شد زیراافتادن کلمه آنها فرصتی می شدکه باجدید شدن کلمه ی دیگراسحاق بدنیا بیاید . این دوگانگی بخاطرهمین بود

 قالت یاویلتی ءالد وانا عجوز وهذا بعلی شیخا ان هذا لشی عجیب

یاویلتی :

کلمه ی ویل به معنای قبیح وزشتی است وهربدی راکه مایه ی اندوه آدمی شودویل می گویندمانندمردن یامصیبت دیدن یاجنایت فجیع یارسوایی وامثال آن واین ندادرجایی گفته می شودکه طرف بخواهدبطورکنایه بفهماندکه آن مصیبت آن امرفجیع آن رسوایی و...داردمی رسد پس وقتی گفته می شودیاویلی معنایش این است که مصیبتم رسیدخاک برسرم شد وآنچه مایه ی اندوه من است برسرم آمدوآوردن حرف «ت » وگفتن : یاویلتی زمانش وقتی است که بخواهدهمان ویل رافریادبزندودیگران را خبردارکنندوکلمه ی عجوزبه معنای سالخوردگی زنان وکلمه ی بل به معنای شوهرویا بعبارتی دیگرهمسرزن است ومعنای اصلی این کلمه کسی است که قائم به امری بوده ودرآن امرمستغنی ازغیرباشدمثلابه درخت خرمایی که بی نیازازآبیاری باآب نهروچشمه است وبه آب باران اکتفاء می کندبعل می گویند ونیز به صاحب ورب (همنشین ومربی ) بعل گویندکلمه ی بعلبک هم (که امروزنام شهری درلبنان است) ازهمین باب است چون درقدیم هیکل ومعبدبعضی ازبت هادرآنجا قرارداشت

تفسیرالمیزان ج 10 صص 484و485

نکته : ساره درحقیقت ازاین امرخداوند تعجب نکرده بوداو ازپاکان بودوازقدرت خداوند بی خبرنبود اماخداچون دراینجامی خواهد ظاهرداستان واقعی وزیباباشدشرم وحیای واقعی یک زن را دراین موقعیت به تصویرمی کشد مسلما یک زن دراین سن اگربچه دارشود پیش مردم شرمنده شده ومورد سرزنش پنهان وآشکارآنها قرارمی گیرداین نیزیکی اززیبایی های سخنوری  قرآن است

قالوا اتعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید .

نکته : برای اینکه ماگمان غلط به خانم ساره نداشته باشیم خدافوری می گوید شما اهل بیت هستید وخدابرکاتش را برشما می فرستدیعنی اورا تایید می کند

فلما ذهب عن ابراهیم الروع وجائته البشری یجادلنا فی قوم لوط ان ابراهیم لحلیم اواه منیب .یاابراهیم اعرض عن هذاانه قدجاء امرربک وانهم آتیهم عذاب غیرمردود ولما جائت رسلنا لوطا

روع : ترس  ، ترسیدن وترسانیدن ، شگفتی

نکته :دراصل ترس وبشارت با هم است . اگرخوب به داستان نگاه کنیم خدابرای زیبایی کلام وترتیب معقول داستان بشارت را بعد ترس آورده درواقع این تقدیم وتاخری ذهنی است که بخاطرفهم ما اینگونه آمده  . درحقیقت ترس از وقوع واقعه است نه اینکه چرا ازغذای او نمی خورند ویا اینها چه موجودیند که غذا نمی خورند  ؟ نه ترس پیامبرازااین بود چرا غذای او را نمی خورندزیرااین کارفاجعه آمیز است . دراینجا خدا خواسته ظاهرداستان را به شکل طبیعی حفظ کند فرموده  ترس پیامبررفت و این موضوع را چسبانده به خبر بشارت تولد فرزندآنها . آنقدرظرافت دراین آیات هست که نمی شود گفت .بعددوباره به داستان قوم لوط می پردازد(یجادلنا فی قوم لوط) این قسمت داستان تاحال بظاهرپوشیده ماندبرای اینکه داستان شکل طبیعی خودراحفظ کنددرحالی که ازابتدااین  موضوع دراشارات قرآن بودوداستان سیردرونی آن را نیزهمزمان طی می کرد . شرح وتوضیح آن را درآبدیت قبل دادم

درسوره عنکبوت آیه 25 به بعدخبرعذاب قوم لوط وبشارت تولداسحاق وبعداو یعقوب به شکلی دیگرآمده است

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 27 آبان 1396 | 12:44 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم