خورشید ،ستاره ، ماه

قافیه هایی که دردلم ردیف شده

تاترابستایند

اماوقتی به تو نگاه می کنم

می روم کهکشان دیگری

منظومه ی دیگری بیاورم

تابوی ترا بدهد

«ان هذا الاملک کریم » یوسف آیه 31

***

چگونگی عذاب قوم لوط وعاقبت لوط ع وافرادمومن         

داستان عذاب قوم لوط را ازدنباله ی آیات سوره هود آیه  80 دنبال می کنیم :

قالوا یالوط انا رسل ربک لن یصلوا الیک فاسرباهلک بقطع من الیل ولایلتفت منکم احداالاامراتک انه مصیبها مااصابهم ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب .فلما جاء امرنا جعلنا علیها سافلها وامطرنا علیها حجاره من سجیل منضود . مسومه عندربک وماهی من الظالمین ببعید . سوره هود 70به بعد

قالوا یالوط انا رسل ربک لن یصلوا الیک

لن یصلوا الیک(هرگزبه تو نمی رسند) کنایه ازاین است که برتحقق دادن خواسته خودقادرنیستند. تفسیرالمیزان ج 10 صص510 و511

نکته :اگربه سیرداستان تا اینجا نگاه کنیم می بینیم همان فرشته هایی که خبرعذاب قوم لوط را به دوپیامبریعنی ابراهیم ع و لوط ع دادند اینجا بازدارندخبررهایی لوط ع را ازدست قوم خطاکار لوط می دهند یعنی همان فرشته های مشرکانند .حالا این موضوع یعنی چه ؟ گفته شدپیامبران همیشه درنامه زدن اولند وخدابه آنها اولین ها می گوید(وسابقون السابقون : لفظ سابق هم موردتوجه خدابودن نخست آنها درخلقت را می رساندوهم تلاش آنها به اصلاح کلمه وپیش قدم بودن آنها ازکفاردرنامه زدن را) بعدازآنها مشرکانندوقتی که مشرکان نامه می زنندپیامبران درنامه ی آنها می بینند و می دانندکه آنها ازچه ترفندهایی استفاده کرده اند.کاربعدی خودرابرروی آن می چینندپس رهایی خودرا حتمی دانسته و به روندکارآگاهی کامل ودقیق دارنداینجا لوط وقتی به فرشته های مشرکان می نگرد داردمی بیندکه رهایی او واهلش وکلمه اش حتمی است چون دراصل اوست که تمام نظام را درسلطه دارداگرمهلتی می دهدبخاطراینکه خداخواسته است .پیامبران بواقع ناظران وشاهدان نظامندوبرای اصلاح ورستگاری همه ی مردم آمده اند اگرنظام درست پیش نرودبتدریج اقدام به پاک کردن کلمه مشرکان کرده نوبت را به بعدی می دهند تا سیرجهان بسمت قیامت پیش برودیعنی بهشت ابدی   

فاسرباهلک بقطع من الیل

فاسر: امرازماده اسراء است که مصدرباب افعال است وثلاثی مجردآن یعنی سری با ضمه سین به معنای سیردرشب است

نکته : پیامبرداردمی بیندکه باید چکارکند تارهایی حاصل شوداینجا خداداردشیوه ی کارپیامبروروال کاررایادمی دهد گفته شد قرآن مشحون است ازپندواندرزوعلم وحکمت آموزی . این نوع سخنوری قرآن برای این است که خانه های ذهن ماراتقسیم کندتامامطلب را قاطی نکنیم بقول خود، قرآن را آسان کرده برای درک ما .

حال فرشته ها به پیامبرمی گوینداهلت رایعنی افرادمومنت را وکلمه ات را درشب حرکت بده یعنی چه ؟

جواب :

1.یعنی درقسمتی ازشبِ کلمه نامه بزن وفلکت را حرکت بده یعنی فرشته هایت را بفرست داخل نظام(قرینه آن ؛ ولایلتفت منکم احداالاامراتک انه مصیبها مااصابهم)

2.دراینجا حرکت دادن به معنای بردن وبیرون رفتن ازحیطه کارمشرکان راهم معنی می دهددراصل خدا هردومعنی را باهم اراده نموده (قرینه آن ؛ ولایلتفت منکم احدا )

 ولایلتفت منکم احداالاامراتک انه مصیبها مااصابهم

ومصدرالتفات که نهی لایلتفت ازآن مشتق است مصدرباب افتعال است وثلاثی مجردآن لفت است وراغب درمعنای آن گفته وقتی می گویندلفته عن کذا= فلانی راازفلان کارلفت کردمعنایش این است که اورامنصرف ساخت واین ماده درقرآن کریم آمده که می فرماید: قالوا جئتنالتلفتناوازهمین باب است که می گوید التفت فلان = فلانی التفات کردیعنی روی خودراازآن سویی که داشت برگرداند. تفسیرالمیزان ج 10 صص512

نکته : یعنی جوری نامه بزن که نتوانندبفمندکه تو چه می خواهی بکنی . زیراپیامبران قبل از اینکه بخواهندقوم کفاررابسمت عذاب سوق بدهند هشدارها می فرستندمراقبتها می کنندواصلاحات می کننداما همانطورکه درقبل آمدآنقدرکارمشرکان دچارگره شده بودکه باهمه تاسفی که ابراهیم ولوط نسبت به وقوع عذاب داشتند وتمام تلاشی که کرده بودندنتوانستنداین قوم معاندراازراهی که می رفتند باز دارند وعذاب حتمی شد دراینجا خدا می گوید حالا دیگروقتی است که آنها ندانندتو می خواهی چه کنی چون زمان تمام است وعذاب حتمی است نامه بزن و نظام را ترک کن

الاامراتک

این تخیصص به دومطلب اشاره داردبیایید بادوصورت آن بخوانیم :

فاسرباهلک بقطع من الیل...الاامراتک

نکته:

 اهلت را حرکت بده مگرزنت را(اهلت را حرکت بده درپاره ای ازشب ونبایدکسی ازشماکسی را مطلع کندحتی زنت را) دراینجا زن کلمه مشرکان است . گفته شد که پیامبران برتمام نظام سلطه دارندهروقت بخواهندوصلاح بدانندنامه زده ونظام رابسمت هدایت پیش می برنددرااینجا وقتی می گوید اهلت راحرکت بده وزنت را مطلع نکن یعنی همه اهل تو که تمام نظام را دربرمی گیرد مطلع نکن فقط آن دسته ازنظام را مطلع کن وباآنها حرکت کن که ازشجره ی تو هستندیعنی افراددست راستی .  وقتی می گوید که اهلت را حرکت بده یعنی فرشته هایت وافرادی که وابسته توهستندیعنی افراد دست راستی  راحرکت بده زیرالشکرپیامبران  ازفرشته ها هستند و انسانها .اینجا اهل پیامبرمی شود فرشته هایش و افراد دست راستی که ازشجره پاکانندقرآن به پیامبرمی گوید بااینها بروونامه بزن وغریبه ها را واردکارنکن اما وقتی می گویدزنت را مطلع نکن یعنی فرشته های مشرکان یعنی افراددست چپی رامطلع نکن . فرشته ها رادرنظام مشرکان خدا زن ودخترهم می گویداگرنسبت به پیامبرباشدمی شود فرشته ها ی او اگرنسبتش به مشرکان باشد می شود فرشته های آنها . درمورداهل هم مفصل توضیح دادم

ولایلتفت منکم احداالاامراتک

نکته : هیچ کسی را متوجه حرکتت نکن مگرزنت را ؛ یااهلت را حرکت بده ونبایدکسی ازشماکسی رامتوجه کندبجز زنت را. دراینجا زن کلمه پیامبراست . دراینجا اهل وزن یک معنا می شوددربالا اهلش کلمه اش بود و زنش کلمه مشرکان

فاسرباهلک بقطع من الیل ولایلتفت منکم احداالاامراتک انه مصیبها مااصابهم

دراینجا قرآن یکبارمی فرماید: اهلت راحرکت بده وغیراهلت رامتوجه حرکتت نکن حتی زنت رازیرابه او اصابت می کندآنچه که به فرشته های مشرکان اصابت می کند .«ها» ضمیرمونث است برمی گرددبه زن و « هم » ضمیرمذکراست برمی گردد به قوم لوط یا فرشته های آنها . اما ازآنجایی که جهان ،دونظام دریک نظام است یا دوچشم ویک زبان است (سوره بلد ) قرآن درحالی که این آمیختگی را بیان می کند آن دوراازهم جدا می کندبخاطرهمین است که اینجادرک مفهوم « زن » وجداکردن آن پیچیده به نظرمی آید .درصورت دوم می فرماید اهلت را حرکت بده ونبایدازشما کسی را متوجه کندجز زنت را؛یکبارزنش داخل اهلش هست یکبارزنش ازاهلش جداست چرا؟ چون می خواهد همزمان به دوموضوع اشاره کند :

1.این زن (اهل یاکلمه او)درزمان عذاب و وقوع آن درنظام حضوردارداصلا بواسطه آنهاست که کارِاصلاح ، نجات  وریزش کلمه صورت می گیرد این نامه پیامبرولشکراوست که کاررابه آن سمت سوق می دهندبخاطرهمین است که می گوید آنچه به فرشته های مشرکان می رسد به آنها هم می رسد

2.زنش راازاهلش جدا می کند زیرامی خواهد بگویددروقت عذاب اهل تو و آنهایی که می شدآنها را رهانیدازعذاب بیرون می روندونیستند درموقع عذاب . براستی انسان ازاین همه زیبایی شگفت زده می شود

ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب .

نکته : وقت وعده ی ایشان صبح است یعنی عذاب درصبح واقع خواهد شد یعنی چه صبح ؟

خداغیرازاینکه نزدیک قیامت راصبح نامیده وقیامت را روز؛ کلمه مشرکان را به وقتهای مختلف ازجمله شب وصبح نامگذاری کرده صبح یعنی وقتی که کلمه درحال ریزش شدید وافتادن وپاک شدن است . وروز یعنی وقتی که کلمه نو شده است .حالا چرادراینجا فرشته های مشرکان دروقت گفتن وخبردادن وقوع عذاب ، ضمیر «هم » را(موعدهم) می آورند ؟

1.گفته شد این پیامبراست که دارد می بیندآنها را

2.خودفرشته ها عذاب رابرخودوصاحبان خودگزارش می کنند

فلما جاء امرنا                          

نکته : دراینجا راوی خداوند می شودزیرامی خواهد بگویدهمه اینها امرمن است ، خداخودخواسته است

جعلنا علیها سافلها

نکته : دراینجا خدافعل را جمع می آورد زیراامراوست باکمک فرشته های پیامبر. دراینجا «ها» ضمیرمونث برمی گرددبه «امراه» یعنی زن یعنی کلمه مشرکان .باز اینجا همان  آمیختگی بالاست . وقتی پیامبران نامه می زنند نامه آنها می نشیند برچینش کلمات مشرکان ؛ برواژه ها و قالبهای آنها وباآنها یکی می شود وقتی قرآن می فرماید ما قراردادیم برآن کلمه ،پایین ترش را . یعنی مانامه پیامبررافرودآوردیم برپایین ترین قسمت کلمه مشرکان .یعنی جایگاههایی که کلمه اُفت می کندبشدت؛ یاهمان لغزشگاهها. هرکلمه دارای راههای مختلف است و این راهها باید دارای میزان الهی باشد این قوم نظام را به بدترین وضع دراورده بودند وراههای کلمه را به بیراهه های زیادی کشانده بودند وقلم زده بودند« سافلها » اشاره به همین موضوع دارد اگربه شعر« تندیس هوس » استادمحمودفتوحی نگاه کنیم همانندقرآن «مو» را راه گرفته ومژگان رایعنی موهای ریزی که دراطراف چشم است راههای ریزو کوچک .واینگونه می گویند: گیسوانت زنجیرهای سعادت من / ومژگانت  سرود اسارت من .یعنی اینکه این راهها ی پرگره چون زنجیری است ؛درست است بیراهه است اما همین ها ست که به ریزش می افتدو مرابه سمت خوشبختی پیش می برد یعنی به بهشت ابدی ورستگاری واین موهای ریزدرست است که خیلی بداست (بیراهه های زیاد کلمه )ومرا اسیرمی کند اما باهمین هاست که گمراهی ها عقوبت می شود استاد درآن شعربواقع «کلمه » راتوضیح داده بعداآن را شرح خواهم کرد
این مبحث ادامه دارد...


تاریخ : جمعه 24 آذر 1396 | 12:58 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم