دیشب بابانوئل ازتوی جورابش

دستمال تری برایم هدیه آورد

نقش ترمه 

من بااشکهایم خشکش کردم


حالاببینیم داستان عذاب قوم لوط را درسوره ذاریات آیه 23 به بعد :

هل اتیک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین . اذدخلواعلیه فقالواسلاماقال سلام قوم منکرون . فراغ الی اهله فجاء بعجل سمین . فقربه الیهم قال الاتاکلون . فاوجس منهم خیفه قالوالاتخف وبشروه بغلام علیم . فاقبلت امراه فی صره فصکت وجههاوقالت عجوزعقیم . قالواکذالک قال ربک انه هوالحکیم العلیم . قال فماخطبکم ایهاالمرسلون . قالوااناارسلناالی قوم مجرمین . لنرسل علیهم حجاره من طین . مسومه عندربک للمسرفین . فاخرجنامن کان فیهامن المومنین . فماوجدنافیهاغیربیت من المسلمین وترکنافیهاآیه للذین یخافون العذاب الالیم. سوره ذاریات 23

هل اتیک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین .

نکته : دراینجا قرآن مهمانهای ابراهیم (فرشته های مشرکان ) راگرامی معرفی می کندبراستی چرا؟

1.گفته شدکه دراصل ابراهیم صاحبخانه است وفرشته های مشرکان مهمان هستندلفظ مهمان قرین احترام وگرامی داشتن است

2.مهمانها دراصل فرشته های خداوندهستندکه برای امتحان مشرکان چندروزدنیابافرمان خدادردست مشرکان بکارمشغولندپس نزدپیامبروخداگرامیند

3.مهمانهاخبربشارت تولداسحاق ویعقوب راآوردندکسی که مژده می دهدگرامی است

حال کرامت این مهمانها را قرآن درهرسوره به گونه ای ،به دلایل بالا  بیان نموده است  

 اذدخلواعلیه فقالواسلاماقال سلام قوم منکرون .

نکته : منطق کلام قرآن  دراینجااینگونه است که چون درابتدای کلام ازلفظ مهمان گرامی استفاده کرده حضرت ابراهیم جواب سلام آنها راداده امابرای اینکه نشان دهداین مهمانها فرشته های مشرکان هستندازقرینه «قوم منکرون » استفاده کرده اما درسوره هودآیه 70اینگونه این داستان را آغازنموده است:

ولقدجائت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام فما لبث ان جاء بعجل حنیذ فلما رءا ایدیهم لاتصل الیه نکرهم واوجس منهم خیفه قالوا لاتخف انا ارسلنا الی قوم لوط

وقتی به آیات نگاه می کنیم  ؛ ابتدای ورودمهمانها رابه اینکه کسانی برای بشارت برپیامبروارد شدندبیان نموده و اینکه آنها چه کسی بودند را به ابهام برده وفقط گفته باورودآنهاپیامبررفت وگوساله بریان آوردولی دستشان به آن نرسیدو ابراهیم ناراحت شد وترسید. گفته شد قرینه برای اینکه مابفهمیم فرشته های مشرکانند. نرسیدن دست آنها به غذای پیامبراست. برای اینکه این داستان درذهنها خوب جابیفتدبه گونه ای سخن گفته که درذهن مخاطب این تصورایجاد شودکه فرشته ها به هیئت انسان یابشربه نزدابراهیم آمدندبازبرای اینکه ماخیال نکنیم که اینها واقعا بشربودندگفته ازغذا نخوردندوپیامبرترسیدحال اگر به عمق داستان یا لایه های زیرین آن برویم می بینیم اصلا مهمانها یافرشته هابه شکل بشرنبودند وترس پیامبربرای این بوده که عذابی سخت درراه است . دراین سوره فقط ورودآنهارا گفته وسلام هردو طرف را. اما به گونه ای دیگرآنهاراگرامی داشته (فاتقوالله ولاتخزون فی ضیفی الیس منکم رجل رشید) ودرسوره حجرمی بینیم که ابتدای داستان رااینگونه شروع می کند:

ونبئهم عن ضیف ابراهیم .اذدخلوا علیه فقالوا سلاما قال انامنکم وجلون . قالوا لاتوجل انا نبشرک بغلام علیم .

به اینکه ای پیامبرخبربده به ایشان ازمهمانهای ابراهیم. دراینجا خدابه پیامبرمی گوید به مشرکان خبرمهمانهای ابراهیم رابده .یعنی خبرفرشته های خودشان را به خودشان بده (یعنی خبرفرشته های مشرکان زمان ابراهیم را به مشرکان زمان خودت بده ). دراینجاآنها را بالفظ مهمان پیامبر،گرامی داشته  بعدبرای اینکه به ما بگویدکه اینها فرشته های مشرکانندابراهیم جواب سلام آنها را نداده وگفته من ازشما می ترسم .داستانهاهرکدام اززاویه ای روایت شده بانکات تازه.

فراغ الی اهله فجاء بعجل سمین . فقربه الیهم قال الاتاکلون .

نکته : منظورازاهل پیامبربراستی چه کسی است ؟

 می فرمایدرفت سراغ اهلش ، اهل دراینجا خانواده وزن وی نیست بلکه فرشته هایش می باشند . منظورقرآن این است که  پیامبرنامه زد -.بازفرم سخن را اینجا تغییرداده ؛ به اینکه پیامبرگوساله را نزدیک می کند به سوی فرشته ها و می گوید آیا نمی خورید؟ یعنی آیا زوج می شوید بافرشته های من (گوساله دست پخت پیامبر)؟

 فاوجس منهم خیفه قالوالاتخف وبشروه بغلام علیم .

نکته : بازاینجا ترس پیامبرازنخوردن آنها بواقع نیست بلکه می خواهد قرآن به ما بگوید. نظام پذیرای فرشته های پیامبرنبود؛راه فرشته های پیامبربرای زوج شدن با فرشته های کفاربسته شده بود. وپیامبرازاین موضوع ترسید حالا چرا؟ زیرانگرفتن فرشته های پیامبربه معنای وقوع عذاب الهی برآن قوم است .البته دراینجا بطورپوشیده قرآن به آن اشاره نموده است . قرآن برای اینکه حال وهوای بحث را عوض کند وذهن مارابه فکروادارد می گوید فرشته ها به او گفتندنترس مابرای  بشارت دادن فرزندی دانا به تو آمده ایم . مسلمادرذهن این سوال بوجودمی آید چرا پیامبروقتی مهمانهارادیدترسید ؟

مگردراین مهمانها چه دید  آنها که وقتی واردشدند سلام کردند؟

چراغذانخوردن مهمانها، ابراهیم راترسانید؟

خدابدون جواب دادن علت ترس ابراهیم ازغذانخوردن آنها باگفتن نترس ماآمده ایم ترابه فرزندی دانا بشارت بدهیم ترس را به ابهام برده  

 فاقبلت امراه فی صره

درمجمع البیان می گوید: کلمه صره به معنای فریادشدیداست ، وازصریردروازه گرفته شده که هنگام بازوبسته شدن صدامی کندواین کلمه درموردجماعت هم به همین شکل استعمال می شود. وکلمه صک زدن بااعتمادشدید است .تفسیرالمیزان ج 18ص 568

نکته : گفته شد درسوره هودآیه  70به بعد: قالوا لاتخف انا ارسلنا الی قوم لوط . وامراته قائمه فضحکت فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق یعقوب . قالت یاویلتی ءالد وانا عجوز وهذا بعلی شیخا ان هذا لشی عجیب . قالوا اتعجبین من امرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید .

  وقتی ابراهیم ع خبرعذاب قوم لوط را ازفرشته هاشنید(یادرآنها دید). همسرش هم درحال مشاهده بودخنیدید وشاد شد زیرابا افتادن کلمه قوم لوط امکان بچه دارشدن او درزمان پیری فراهم می شدکه وی آن را عجیب خواندزیراخود وهمسرش پیربودندامافرشته ها به او گفتندخدارحمت وبرکاتش را برشما می فرستد واین امرعجیب نیست . زن ابراهیم دراین سوره واقعا همسرش ساره است چرا؟ زیراهم وصف کرده که او ایستاده یاقائم بوده این وصف برای اهل قلم می آید پس اینجازن واقعا زن است و همانطورکه گفته این زن ازاولیاء وپاکان است ؛ زیرا فرشته ها او را اهل بیت خواندند. می دانیم که همسرابراهیم ساره دخترپیامبرنیزبوده است . اما دراین سوره زن ابراهیم ، همسرش نیست بلکه کلمه ی مشرکان است ، زیرااین کلمه مشرکان است که این کارازاو صادرنمی شوداین توانایی را نداردکه فرد پیری را بارورکند. عجوز وعقیم دراصل صفت کلمه مشرکان است یعنی کلمه ای که عمربسیارداردوزایاهم نیست . البته این صفت برهمسرپیامبرهم منطبق می شودزیرااگراو جوان بودکه این کلمه بطورطبیعی قادربه انجام این کاربود. خدایک ظاهرازموضوع ساخته ویک معنی عمیق که هردودرست است به ماداده

فاقبلت امراه فی صره فصکت وجههاوقالت عجوزعقیم .

اقبل :  پیش روی داشت

نکته : گفته شدکه خبرفرزنددارشدن پیامبرباتوجه به عذاب قوم لوط وروی کارامدن کلمه جدیدبه او داده شدحال آیه بالاچگونگی این کاررابه بحث می گذاردحالا یعنی چه ؟

صر: فریادوبانگ کرد/صکت : سخت زدوکوفت 

یعنی اینکه رفت سراغ کلمه آنها با فریاد وبانگ یعنی همان صیحه وعذاب را برقوم نازل کردو فلک آنها را با فرشته های خودش سخت تکان داد وکوبید (همان طارق درسوره طارق ) و گفت تو پیرو نازایی ؟ یعنی تو پیرونازاگرهستی باش تازایا شوی آیه بعداین مطلب را تقریرمیکند

قالواکذالک قال ربک انه هوالحکیم العلیم .

نکته : خداخودراحکیم ودانا معرفی می کندبه اینکه پیری عقیم زایا بشود. درحقیقت ابراهیم دارداین نکته را یادآورمی شودکه باحکمت خداوندی ودانایی او این امرمیسراست

 خداباعلم خودواندازه گیری درست ودقیق خودبعدازافتادن کلمه مشرکان زمینه را درکلمه جدید آنها جوری می چیندکه ابراهیم درزمان پیری صاحب فرزندشود(البته با تلاش وعلم پیامبرش که همانافرشته های خود اوست ). نکته ی دیگری که دراینجا لازم است ذکرشوداین است که ماحکمت خداوندی راهمواره دربرآورده نشدن حاجات ونیازهای خود ندانیم بلکه بسیاری ازپیش آمدهای خوب وبرآورده شدن حاجات خود را نیزنتیجه حکمت خداوندی بدانیم

 قال فماخطبکم ایهاالمرسلون . قالوااناارسلناالی قوم مجرمین . لنرسل علیهم حجاره من طین . مسومه عندربک للمسرفین .

نکته : باز نوع کلام دراینجاپرسش وپاسخ است گفته شدکه این نوع بیان دراینجا بیانگراین است که پیامبرع داردمی نگرد به نظام .

این مبحث ادامه دارد...

قدس ترانمازمی برد

ومادرت ترامسیح می نامد

ای پیامبرحیات وشادی



تاریخ : سه شنبه 5 دی 1396 | 01:14 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم