یاامام رضاع
قربت را همیشه باقاف می نویسم
***
بشارت تولدیحیی ع قسمت دوم

 قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقرا وقدبلغت من الکبرعتیا.

نکته :اول سوره مریم  ، باحروف مقطعه شروع شده وخدا آن را ذکرپروردگارحضرت زکریا برای فرزنددارشدنش وچینشی برای اصلاح نظام بیان نموده ؛گفته شد ؛ متن دعای زکریادونکته را متذکرمی شود :1. فرزندنداشتن زکریادرحالی که پیراست وترس وی ازنبودن سرپرست وجانشینی برای بعدازخود 2.اوضاع بد نظام . اما بعدازمژده خدا به او این مضمون دوباره ازقول زکریا تکرارمی شودبراستی چرا ؟

آیه :قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقرا وقدبلغت من الکبرعتیا.

 درست همان مضمون آیه : انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا... وکانت امراتی عاقرا.

راداراست              

جواب : گفته شدبایدبه تکرارهادرقرآن توجه کردهرتکراری علاوه براینکه معنای قبل را متذکرمی شودآن رانیز تبیین می کندوهمراه خودواژه ای جدید باتعریفی جدیدو مطلبی تازه می آورد بعبارتی درجدیدی به روی ما می گشاید

حال ببینیم این معنارا:

1.آوردن واژه های جدید

آیه : انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا برابرآیه قدبلغت من الکبرعتیامی باشددرحالی که حاوی واژه های جدیدی است

2.تاکید وتبیین می کندمعنای قبل را؛ بواقع هرکدام دیگری را تاکیدوتبیین می نمایند

وقتی می گوید:استخوانم سست شده وسرم شعله ورشده یعنی هم پیرشده ام وهم نظام وضع بدی دارد، به نهایت کجی رسیده. اگرمامفهوم این آیه رابخوبی  متوجه نشویم تکرارآن به شکل دیگرمارادرفهم بهترآن کمک می کند: من پیرشده ام وازشدت پیری پشتم کمانی شده است(عتیا: دوتاشدن پشت )  ازطرفی معنای دیگر«عتیا »بزرگ منشی و گذشتن ازحداست که اشاره به وضع موجودنظام است یعنی کلمه یانظام مشرکان ازمیزان الهی دورشده است ؛ وقدبلغت من الکبرعتیا. یعنی نظام من ( پیامبردراینجا خودرا صاحبخانه  یاسرپرست نظام می داندقبلا توضیح آن درداستان قوم لوط داده شد) به پیری رسیده درحالی که ازحدگذشته .هم به او فرزندنمی دهد هم به کلمه او بارورنمی شودتا زوج شود ودرستی بیاورد

3.سوال وتعجب زکریا باب جدیدی رابرای ما می گشاید(آیات بعدگویای آن است) :

عکس العمل زکریابه بشارت تولدیحیی ازطرف خداهمانندکسی است که چیزی ازکسی بخواهدکه غیرممکن است اماآن فردبه  او وعده ی تحقق خواسته ی اورا بدهد دراینجا فردطبیعتا دچارشگفتی می شودو می پرسدچگونه ممکن است ؟ مگر می شودامرمحالی تحقق پذیرد؟ زکریا به خدا می گوید چگونه من دارای فرزند می شوم درحالی که همسرم نازااست - شرح داده شد - همین سوال وتعجب زکریای پیامبرمارابفکروامی دارد

دراول سوره می گویدهمسرم نازاست یعنی توانایی فرزنددارشدن راندارد-توضیح داده شد- تکرار این مطلب برای باردوم برای بیان نمودن چگونگی عقیم بودن و فرزنددارشدن وی است

بنگریم به آیات بعد، این موضوع را تبیین می نماید:

قال کذالک قال ربک هوعلی هین

نکته : قال کذلک : خداگفت اینچنین است یعنی ای  زکریای پیامبرباوجوداین مشکلات توفرزنددارمی شوی . قال ربک هوعلی هین : خدابه زکریامی گوید: که این کاربرای من آسان است

چراقرآن دوبارقال را آورده ؛ قال کذلک. قال ربک هوعلی هین ؟ می توانست بگوید : قال کذلک ربک هوعلی هین مگرنه این است که قرآن دارای ایجازفراوان است ؟

گفته شد این نوع سخنوری قرآن است برای بازکردن معانی بیشترچگونه ؟

1.اگرهردو « قال» را سخن زکریا بگیریم . بواقع آن دید زکریا به امرخداست .

اگربه آیه قبل آن خوب نگاه کنیم؛ این شائبه ممکن است درذهن بوجودبیایدکه مگرپیامبربه قدرت خداایمان نداشته است پس دلیل این تعجب چیست ؟ بخاطرهمین است که بعدازتعجب وسوال دوتا« قال» آورده است . قال اول جواب زکریا به سوال وتعجب خوداست . یعنی بله اینچنین می شودوقال ربک هوعلی هین یعنی من می بینم که پروردگارم برایش این کارآسان است وتاییدقال کذلک است . درواقع اوخودباتوجه به علم وحکمتی که داشت دید وقوع این امرحتمی است زیراخداهم زمینه این کاررابرای او درنظام بوجودآورده هم بادادن علم وحکمت به او ؛ تولدیحیی را محقق خواهدکرد

2.اگرما دو« قال » را سخن خدا بدانیم . برای اینکه خداچگونگی کارخود واولیائش را به تصویربکشد سخن زکریا را بصورت تعجب و پرسش بیان کرده است آیات بعداین موضوع راتبیین می نماید (خداهم زمینه رافراهم کرده هم علم وحکمت داده به اولیائش تاامراورامحقق نمایند)

قال ربک هو علی هین دونکته رامتذکرمی شود :

1.اگر« هین» را به  معنی «رفق » و « مدارا» بگیریم معنی آن می شود: گفت پروردگارت آن ( هویعنی اسم فعال خدا) برای من سازگارمی شود، باوجوداین همه سرسختی که الان درآن(اسم فعال خدابدست مشرکان ) هست بامن موافق می شودوتودارای فرزندمی شوی. بخاطراینکه خدا ازقبل هم اندازه ها را درست کرده  هم کلمه برترش که دردست اولیائش است دارای قدرت فوق العاده  است

2.اگرمعنی «هین » را آسان بگیریم  قرآن می گوید: باتمام وجودمشکلات ،امرفرزنددارشدن زکریا برای  خداکاری ندارد وآسان است

براستی چرا ؟

خدادلیل می آورد :

وقدخلقتک من قبل ولم تک شیئا

زیرا: ای زکریاوقتی که  توازقبل هیچ چیزی نبودی  خلق کردم ترا

ولم تک شیئا یعنی چی ؟

گفته شد شی یعنی کلمه . یعنی وقتی که اسم تو وکلمه تو درنظام وحتی درکلمه اول نبود من تراخلق کردم . منظورخداازخلق ، خلق اول است یعنی درابتداکه کلمه اول را آفریدم وهیچ اسمی درآن نبودمن توانستم اسم وکلمه تراخلق کنم ودرعدم قراردهم( وقتی هیچ چیزنبودی تراخلق کردم ) این کاریعنی  خلق اول سختراست ازاینکه اسمی درکلمه اول باشد وتوفقط بخواهی آن رادرنظام قراردهی تابدنیا بیاید

حال همین مفاهیم را قرآن درسوره آل عمران آیه 39متذکر میشود:

قال رب انی یکون لی غلام وقدبلغنی الکبروامراتی عاقرقال کذالک الله یفعل مایشاء .

قال رب انی یکون لی غلام وقدبلغنی الکبروامراتی عاقر

نکته : داستان تولدحضرت یحیی بازاویه ی دیدجدیدی دوباره درسوره آل عمران آیه 37به بعد تکرارشده است  درحالی که پیوندی جالب باداستان حضرت مریم برقرارکرده است.البته جای بحث زیادی دارد.درسوره آل عمران آیه 39باتوجه به فرم جدید داستان ، بطورکلی اشاره به پیری زکریا ونازابودن همسرش واوضاع بدنظام شده است

قال کذالک الله یفعل مایشاء .

نکته : ماآیه فوق را می توانیم هم سخن خدابگیریم هم سخن زکریا. دراینجابجای «قال» دوم قرآن لفظ «الله » را گذاشته است ؛البته  دراینکه ماآن را دوگونه بخوانیم تفاوتی ایجادنمی شود-شرح داده شد - .قرآن دراینجابنارابرکلی گویی گذاشته ضمن اینکه همان معانی سوره مریم رامتذکرمی شود

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 21 بهمن 1396 | 01:45 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم