وامادارم شرح داستان عیسی مسیح ع را می نویسم دریایی است بیکرانه تابادچنین بادا
این روزها زیادبیادکودکی هایم می افتم وقتی که به کلاس اول رفتم  شوق وذوق نوشتن وخواندن چنان درمن بودکه حتی قلم نمی توانستم به دست بگیرم چه روزی بودمداددرروی دفترم ومن نمی توانستم بنویسم. حالا بنویس! بنویس معصومه :آن مردآمد آن مردبااسب آمد. باباآب داد . بابانان داد. سارااناردارد. دارا اناردارد.عطربابا می آید...
***
این روزها میان باغها قدم می زنم
باغ نرگسها
یاسها
مریم ها
باغ شب بوها
این روزها عطرعیسی می آید
عطربشارت

تولدحضرت یحیی ع

یایحیی خذالکتاب بقوه

توجه : تاحال گفتگوبین خداوزکریا بودبه یکباره صورت سخن تغییرکرده وکلام متوجه یحیی شدبراستی چرا؟

برای پاسخ دادن به آن بایدازاول سوره تااینجارا مرورکنیم :

سوره مریم ابتداباحروف مقطعه شروع شده .این حروف راباشکل بیان آن ذکرپروردگارزکریا برای فرزنددارشدن وی می داندزیرا:

آن را ذکرمی گویدهمانطورکه قرآن ذکراست یعنی بیادآوردن آنچه خدادرابتدادرکلمه اول قراردا(چه شناختهای درست به مردم چه تولدیحیی ع ). پس تو ای زکریاآن را(ذکریااین حروف را) درنظام قراربده تانظام بیاد بیاوردتولدیحیی را؛ به همین خاطرموضوع فرزنددارشدن زکریا را بعدآن بیان می دارد

خدابااینگونه سخن گفتن مارابه فکروا می داردتاربط بین قسمت اول وقسمت دوم کلام را پیدا کنیم ببینیم چگونه ؟

قسمت اول :

کهیعص .ذکررحمت ربک عبده زکریا.اذنادی ربه نداء خفیا. قال رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیباولم اکن بدعائک رب شقیاوانی خفت المولی من وراء ی وکانت امراتی عاقرافهب لی من لدنک ولیایرثنی ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیایازکریاانانبشرک بغلام اسمه یحیی لم نجعل له من قبل سمیا. قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقراوقدبلغت من الکبرعتیا.قال کذالک قال ربک هوعلی هین وقدخلقتک من قبل ولم تک شیئا. قال رب اجعل لی آیه  قال آیتک الاتکلم الناس ثلاث لیال سویافخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوابکره وعشیا

قسمت دوم :

یایحیی خذالکتاب بقوه وآتیناه الحکم صبیاوحنانامن لدناوزکاه وکان تقیاوبرابوالدیه ولم یکن جباراعصیاوسلام علیه یوم ولدویوم یموت ویوم یبعث حیا. سوره مریم

 یایحیی خذالکتاب بقوه .

1.می توان گفت ای یحیی یعنی ای پدرزکریا . نام پسررابیان می نمایدازآن نام پدررا اراده می کند. درآیات قبل دلیل خلقت یحیی راباوضع موجود ،آسانی خلقت زکریابرای خدامی داندچه درخلق اول چه درخلق ثانی . دراینجابرعکس هم می توان نتیجه گرفت .ازطریقه خلق پدراراده فرزندراهم کردیعنی خلق اول یحیی برای من کاری نداشت آیا خلق ثانی برای من مشکل است ؟

2.یحیی چون گونه ی زکریاست یافرزندزکریاست وازکلمه پاکان است .یایحیی خذالکتاب یعنی ای کلمه پاک که کلمه زکریایی اسم یحیی رابگیرو درنظام قراربده

3.یایحیی یعنی ای کلمه پاک (کلمه زکریاست) اسم یحیی رابگیرونامه را بزن

4.اگرماازآیه قال کذلک راسخن زکریاهم بگیریم . تحقق امر را زکریا دارد می بیند

5.بعدازپایان گفتگوبین خداوزکریاآیه فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوابکره وعشیاقرآن بیان می داردیایحیی خذالکتاب بقوه ؛ بخاطراینکه اعلام کندزکریاباتوصیه خداکارراانجام دادویحیی یا کلمه یحیی رادرنظام قراردادویحیی بدنیا آمد

یایحیی خذالکتاب بقوه

چراخدا می گوید : ای یحیی کتاب را با قوه یانیرو بگیر؟

1.کلمه یحیی درحالی درنظام قرارگرفت که صاحب کتاب وعلم بودلفظ«قوه » این موضوع را تایید می کند.کتاب همان قرآن است و قوه یعنی دارای نیروی نامه زدن واین حاصل نمی شودمگراینکه صاحب کلمه باشی یاابزارنامه زدن داشته باشی (یحیی بلقوه توانابودابزارنامه زدن داشت )

2.ای زکریا، پدریحیی، نامه بزن باکلمه ات درنظام

3.ای یحیی حال که تو بدنیا آمدی - چون زکریا به توصیه خداکارهایی که لازم بوده انجام داده حال یحیی بدنیا آمده وخدابه او اشاره می کند: یایحیی خذالکتاب بقوه

یعنی ای یحیی حالاکه تودردنیاوجودیافتی   بانیرویعنی  باکلمه ات قرآن رااجراکن  . آیات بعداین مضمون را تبیین وتایید می کند

وآتیناه الحکم صبیا

نکته : یعنی ای یحیی !حال که به تو کلمه  وکتاب دادیم تومجری مایی درنظام . درچه وقتی ؟

حالاکه تو کودکی بسیارکوچک هستی. صبی کودک شیرخوارونوزادرامی گویند.پیامبران ازلحظه بدنیا آمدن توانایی پیامبری ونامه زدن دارند

البته صبی به معنی مهترهم می باشدپس می توان  آیه را اینگونه هم خواند: وبه او حکم دادیم وکارگزارماشددرحالی که مهتر،سرور،سرپرست وکارگزاربود. به عبارتی سرپرست بودن او مسبوق به  عدم است( بصورت بلقوه )ومجری بودن  ازوقت بدنیا آمدن می باشد.

وحنانامن لدنا

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم