می ترسم من از ویل و واویلایت

ازمحشروازقیامت کبرایت

ازنیش ونماز وکم فروشی کردن

ازعهدشکسته وغم مولایت

***

دلم مثل سیر وسرکه می جوشد امانت ماراشکستند

***

وقتی یاسهاشکسته می شوند

مرغابیهاسرودباران می خوانند

شهادت زهرای مرضیه ، پاره تن رسول ع رابه پنج تن زنده وجاویدع تسلیت می گویم

امشب علی وحسین وحسن وزینب وام کلثوم اشک می ریزند

امشب فرشته هابرتمام ظالمین لعنت می فرستند

وتاریخ این لعنت را بدوش می کشد

زمانی نمانده تامارخت عزا ازتن بیرون کنیم

برای پسرفاطمه ع لباس نو بپوشیم

خدایا به ماصبروایمان وعمل صالح عطا کن

***

پایان داستان زکریا ویحیی ع

وحنانامن لدنا

حنان :آرزوکننده چیزی ، بخشاینده ، متوجه شونده ، یکی ازنامهای خدای تعالی ، تیرکه صدا ، راه آشکارو پیدا

نکته : خدایحیی ع را مهربان ، بخشنده بواسطه خودش می داند

وزکاه

زکاه : پاکیزه کردن مال ، پاکیزه ونیکو

نکته : وپاک بود؛ ازپاکان بود یامال خودراپاک می کرد(اسم خداراکه دردست مشرکان بودپاک می کرد)

وکان تقیا

نکته : یحیی ع پرهیزکاربود. ازگناه دوری می کردفطرتا. تاییدی برآیات قبل است

وبرابوالدیه

نکته : به والدینش نیکی می کردیعنی :

1.به پدرومادرش نیکی می کرد

2.یعنی بواسطه کلمه اش که کلمه برتربودخوبی میآورد

چون اولیای خداصاحب کلمه اندوازکلمه ی پاک بدنیاآمده ودرآن رشد می کنند پس کلمه آنهاحکم سرپرست را دارد. چون کلمه آنها زوج است پدرش پیامبربودومادرش ازپاکان . به همین علت قرآن کلمه سرپرست اورا والدین گفته

 ولم یکن جباراعصیا

نکته : ولم یکن جباراعصیایعنی اینکه باقلم خودمهربانی می آوردونافرمان خدانبود

حال ببینیم صفات دیگریحیی را درسوره آل عمران آیه 37 :

ان الله یبشرک بیحیی مصدقابکلمه من الله وسیداوحصوراونبیامن الصالحین .

1.مصدقابکلمه من الله

نکته :قرآن وکلمه برترراتایید می کندوقبول دارد(کافرو مشرک وشکاک نیست   )

2.سیدا

مهتروبزرگوار،باشرف

3.حصورا

پنهان دارنده ی راز ، مردی که اززنان بازداشته شده یاآنکه بزن رغبت نکند

نکته : دراینجاقرآن متذکرمی شودکه یحیی ع به زنان تمایل ندارد، عدم تمایل وی به زن  فطری اوست ، ازشهوت مبراست. پیشتردراین موردگفته شدکه پیامبران شهوت ندارندامابازنانشان بخوبی برخوردکرده وبسیارمهربانندوبرای ادامه نسل وفرزنددارشدن به طورطبیعی مشکلی ندارند

4.نبیا: ازپیامبران است

5.ومن الصالحین : ازپاکان است

ادامه سوره مریم آیه14:

وسلام علیه یوم ولد

نکته  : خدابه این فرزندسلام می فرستد. باتوجه به برداشتهایی که ازتولدیحیی داشتیم . خداتولداوراازخلق اول تاخلق ثانی ومتولدشدن در دنیا می داند .

توجه : لفظ مرده ،زنده ، بعث (بیدارشدن ،زنده شدن وبرانگیخته شدن) رابایددربسترکلام قرآن معناکردزیرااین مفاهیم اعتباری است

خدالفظ زنده را درقرآن درمعانی ذیل بکارمی برد- شرح آن به استنادآیات قرآن بماندبرای بعد- :

1.ازعدم به نظام واردشدن

2.ازنظام بدنیاآمدن

3.افراددارای کلمه راخدازنده خطاب می کند.لفظ دابه درقرآن به این معنانیزاشاره دارد. البته درمواردی بنابه موقعیت فقط اولیای خودرازنده می دانداین رابایددربسترکلام خداشناخت

4.کسی که درقیامت است

5.آنهایی که ازدنیا رحلت کرده انداماوجوددارنداطلاعات آنهاوکدوجودی آنها درکلمه برتربرای برانگیخته شدن وزنده شدن درقیامت نزداولیای خداودرکلمه آنهاذخیره است

6.انسانهای مومن ومسلمان . گروه دست راستی

7.ازقیامت رفتن به جهان آخرت یابهشت ابدی

ویوم یموت

نکته : واژه مردن درقرآن کاربردهای زیادی داردکه بعدامفصل  به استناد آیات قرآن به آن خواهم پرداخت ازقبیل:

1.ازخلق اول رفتن به خلق ثانی خطاب به اولوالباب

2.ازبدنیاآمدن تارفتن روح ازبدن

3.ازاین دنیابه قیامت واردشدن

4.پاک شدن اسم واطلاعات فردازاین نظام(مخصوص اولیای غایب ازنظراست چون عیسی مسیح ع ).البته این پاک شدن بااسم واطلاعات قبلیست درصورتی که بااسم واطلاعات دیگردرنظام حضوردارند

5.انسانهایی که دردنیا هستنداما بیدارنیستندخدابه آنها خفته هم می گوید.اصطلاح شب برای کلمه این معنارانیزمی رساند

5.اصحاب قلمی که کارخدایی نمی کنندزنده اندامادرحقیقت مرده اند

6.گروه دست چپی یاگروه افرادمشرک وکافر

7.ازقیامت رفتن به آخرت یابهشت ابدی

توجه : خدابه حضرت یحیی درروزی که می میرد سلام می فرستداین یعنی چه ؟

1.وقتی خدا اوراواردکلمه برترخودمی کندیعنی هستی اوشروع می شودخدابه اودرودمی فرستد

2.وقتی ازاین دنیارحلت می کندخدابه اودرودمی فرستدچون ازپاکان است

 ویوم یبعث حیا

چون یحیی ع ازپاکان است ودارای کلمه آیه : یوم یبعث حیارامی توان اینگونه خواند:

1.سلام بریحیی روزی که پا می گذارد به این دنیا درحالیکه زنده بوده است . خدا افراددارای کلمه راهنگام بدنیاآمدن زنده می نامد.لفظ بعث این معنا  راتاکیدمی کند

2.سلام بریحیی روزی که به قیامت واردمی شود. ازقبربیرون آمده درحالی که زنده است یعنی هم کلمه داردهم زنده شده است وازخواب  درعدم بیدارشده

پایان داستان زکریا ویحیی درقرآن

***
ایام فاطمیه ع
وقتی غم روی شانه های علی سنگینی می کرددیگرفاطمه نبودماماندیم واین همه غربت

آفتاب بشدت تمام می تابیدومن تنهای تنها لب تشنه می رفتم کویربودوبیابانی پراز شن . گاهی می نشستم؛ بیابانی برهوت ومن کجای تاریخم؟ اشکهایم راباگوشه ی چادرم پاک می کردم وقتی نگاه می کنم به این بیابان جز غربت صدایی بگوشم نمی رسدوقتی طوفان می شودوقتی ریگها به رقص درمی آیندتنها یک صدادرگوشم زمزمه می کند« تنم به دونیم شدنیمی به گریه نشست ونیمی به رقص برخاست » همین صدابه من نیرو می دهد.به پاهایم می گویم برخیزاین سراب تمام می شودمگرنه این است که آخرحرف ما این بود« من و وقت تمام شدیم برویم »؟! حالا بنویس بنویس بنویس بنویس : ایوب ، زینب ، فاطمه ، علی. بنویس حسین ، بنویس غربت رضا، بنویس خدا! حالا اشکهایم راپاک می کنم می گویم ظلم تمام خواهدشدوخواهنددانست آه مظلوم چها می کند ، لب چشمه افطارمی کنم :

اذیستغیثون ربکم فاستجاب لکم انی ممدکم باالف الملائکه مردفین وماجعله الله الابشری ولیطمئن به قلوبکم وماالنصرالامن عندالله ان الله عزیز حکیم .انفال 9



تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1396 | 01:03 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم