پایان شرح شعر«آی چقدرزیبایی » :

خلاصه شرح شعر«آی چقدرزیبایی » ؛داستان زیبای هدایت پیامبران ازخلقت تاقیامت وآخرت

آی چقدرزیبایی

نیمه شب بودکه

دررازدند           

دشداشه ی سپیددرازی

پشت درایستاده بود

بی سر

دسته ی سوسن سپیدی

دردست

به لبخندی سپیدگفت :

من فرشته ی پایانم

وتوتنها

یک ساعت مهلت داری

تاناب ترین لذت هارا

ازجهان ببری

ازترس تنم دونیم شد

نیمی به گریه بنشست

نیمی به رقص برخاست

دراین مهلت اندک

چه لذتی می توان برد؟

بنویس :

«شعر؟!شراب ؟!تشنگی ؟!

خیس شدن درباران؟!

دروغ های مست ؟!

چشم به راهی ؟!

گناه ؟!

شرم؟!

شهرت؟!

پشیمانی ؟!

سؤال؟!

ترس؟!

مرگ؟!

غم نان ودردنام؟!»

بنویس !بنویس :

حتمابنویس!

شعروشراب وتشنگی ...

بنویس که اینهادربهشت نیست

بنویس 

که درابدیت بیکاری

درسکون جاودانه ی جنت

قرن هارهاخواهی بود

بنویس

دردودروغ ودلهره

بنویس آنجانیز

نازترین لحظه ها

درمرورخاطرات خوش این جهان است

تندتربنویس :

انتظاربهاروتنهایی

غریبی و...

دررادوباره می زنند

تمام شدیم

من ووقت

 برویم

بهمن 1377

داستان باخبری هول انگیزدرنیمه شب  شروع می شود -نیمه شب درست وقتی است که همه درسکوتی کامل به خواب عمیقی فرورفته اند- فردی حامل دشداشه ای بلندوسفید ویک دسته گل سوسن سپیددردست پشت درایستاده ومی گویدمن فرشته پایانم ؛ای کسی که درآن طرف درب هستی یک ساعت مهلت داری تاناب ترین لذتها راازاین جهان ببری .

راوی داستان کسی است که ،به تمام زوایای واقعه وقوف کامل دارداودری رامی بیند که فردی حامل دشداشه ای بلندوسفیددرپشت آن ایستاده وهشدارمی دهد وآن طرف درب انسانهایی رامی بیندباگونه های مختلف که باتوجه به هشدارآن فردومهلت دادن اوعکس العملهای متفاوت ازخودنشان می دهند

این شخص دشداشه ی سپیددرازی است این شخص یادشداشه ، حامل دسته ای سوسن سپیداست می توان گفت این دشداشه همان دسته ی سوسن سپیداست .درحقیقت یک شخص باسه شخصیت  پدیدارگشته که هرسه یکی است ( 1. شخصی زننده و کوبنده ی در2. دشداشه ی سپیددرازوبی جان 3.گل سوسن سپید) چطور؟

اگرخوب به فضاسازی داستان نگاه کنیم پشت درفردی است که سخن ازپایان می زندامابی سراست . ازآنجایی که حامل پیام بی سراست می تواندانسان نباشدهمانطورکه خودرامعرفی می کندفرشته باشددسته سوسن سپیدی دردست داردسوسن سپید استعاره ازاسم فعال خداست که پیام آورصلح ودوستی است زیراهمانطورکه گل سوسن سمبل فردی است که باهزارزبان خاموش است اسم فعال خداهزاراسم یاهزارصفت خداست دریک کلمه یا فرشته های کلمه فعال خدایندکه بدون سخن گفتن حاملان وحیندوپیام آوران صلح ودوستی وعامل روزی وادامه حیات وبا زبانهای گوناگونان وحمل مسؤلیتهای گوناگون جهان رااداره می کنند

ازآنجایی که حامل پیام پشت دراست وپیامش بوی بیم وامیدمی دهدپس فردپشت دررسول یافرشته های اولیای خدا هستندکه توسط کلمه آنهابه این درطرف ابلاغ پیام می کنند. مامی دانیم  خدابه کلمه ی فعال خودانسان هم می گویدسه شخصیت ذکرشده برای این شخص وقتی که هنوزپشت دراست حکایت ازکلمه برترمی نمایداودرنهایت بالبخندی سپیدخودرافرشته معرفی می نمایدزیراپیام پیامبررابه نظام ابلاغ می نمایدیانقش پیامبراست برای ابلاغ بیم وامیدبرای کسانی که طرف دیگردرب هستند

فرشته پایان ازاول خلقت تاقیامت (یک ساعت ) به مردم مهلت داده تاازدنیاشان لذت ببرند وقت ومهلت دادن فردپشت درحکایت ازاین داردکه کسی که آن طرف دیگردراست مختاراست هرگونه بخواهددرمدتی که به اومهلت داده اندزندگی کندامااین مهلت برای او مشروط است اگربه راه درست برودبهشت ازآن او خواهدشداگربه راه غیردرست،  قرین عذاب دردنیا وآخرت خواهدبود وهمواره این معناراتکرارمی نماید.

 دشداشه  یاشمشیرسپیدودرازحکایت دارداز:

1.قیامت وعذاب ؛ زنجیره ی سوال درقیامت که درهرفردمی ریزدعذاب آوراست چون شمشیری  می کشد(عذابی سخت می دهد) 2.قیامت ورهایی ؛  اسباب وعلل کفررامی برد وقطع می کند (تقطعت بهم الاسباب) 3. عامل قتل بودن ؛باکلمه فعال خداوقتی به انحراف برده شودمی توان مرگ آفرید

سپیدی دشداشه هم حکایت ازبراق بودن می نمایدهم حکایت ازصلح وآرامش

 دراز بودن دشداشه می توانداشاره به فراگیربودن کلمه درجهان یازنجیره ی کلمه درهرزمان به تناسب آن باشد

 بی سربودن دشداشه ؛ هم  اشاره می کند به اینکه این فرداصلابرای گرفتن جان وکشتن نیامده تنهاحامل سلاح است هم بواقع یک فردنیست فرشته است وهم توسط فرددیگری اداره می شود.

 بایدتوجه  داشت که فرشته های اولیای خدا،تاقیامت این درب یعنی درمرگ رابازنمی کنندبه عبارتی قرآن زندگی راحق مسلم همه انسانها می دانداوفرشته ی پایان است نه پایان عمربلکه پایان دنیاوشروع آخرت . گلهای سپیدسوسن ، لبخندسپیدودشداشه سپیدغیرازاینکه حکایت ازغم واندوه داردزیرامومنان دراین دنیا به سختی دچارند؛خبرخوش وبی مرگی وشروع زندگی جدیدباشروع قیامت ورسیدن به حیات مفرح بخش ابدی رانیزنویدمی دهند .

قرآن زندگی راحق مسلم بشر می داندومرگ راناحق . اماوقتی حاصل قلم اولیای خدا به نظام واردمی شودچون قلم مشرکان برروی آن قلم خورده به انحراف برده شده تاقیامت مرگ وغم می آفریند.

انقدراین خبر-خبر پایان - هول انگیزاست که فرداین طرف درب بدون اصابت دشداشه  تنش به دونیم می شوددرواقع ترس یا بیم همان کارکرددشداشه راداشته ؛بواقع اولیای خدادرعدم دیده اندکه نتیجه گناه ومعصیت انسانهادردنیا؛عقوبت دنیا وآخرت راداردبه همین خاطر

 باقلم وسخن خودهشدارها می دهند

گفته شد «م » درتنم اشاره داردبه من اولیایی  همان «نیمی به گریه بنشست »یعنی قلم اولیای خدا یا نقش فرشته های آنهاپیک وپیام هشدار شدندترس ازمعصیت خداوند بخاطرعذاب آخرت ودعوت به زندگی نیکو دردنیانمودند ومن غیراولیایی یا مشرکان بانقش قلم خود پیک رقص وخوشباشی ،مرگ ونابودی ،انکارقیامت ، دعوت به لذت دنیایی وگناه شدند:«نیمی به رقص برخاست » .درنتیجه بادوفرهنگ متفاوت ؛ بصورت بسته ای برطبقات  مختلف مردم گشوده شده ؛این روندادامه داردتااینکه کلمات مشرکان تمام می شودودرب توسط اولیای خدابازمی شودومهلت تمام می گرددو همه ی مردم برای سؤال وجواب قیامت بیدارمی شوند

***

ادامه دارد...

ردرهبانیت دردین 



تاریخ : جمعه 23 فروردین 1398 | 07:48 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم