زبان درقرآن قسمت دوم :

آی*

-آی ...

با توام

بازیباترین ندا

باکشیده ترین صدا

صدایت می کنم :

-آی ...

با توام

بالفظی که جانم را

ازچاه تن بالامی کشد

-آی ...

با توام

بااول وآخرهمه ی الفاظ

-آی ...

بازبان تمام جهان

صدایت می کنم

باچشمانم

آی ...

تورامی خوانم

----------------------

*آی درگویش همولایتی هایم به معنی «حقیقت واقع » است می گویند:« به آی

دیدم ، خواب نبود»

شرح شعر:

آی :حقیقت واقع :اسم اعظم خدا:الله

شاعربازبان من اولیایی کلمه برتریااسم اعظم خداراموردخطاب قرارمی دهد

خدابواسطه کلمه خودبااولیای خودسخن می گویدوپیام خودراتوسط فرشته های آن به

آنهامی فرستدآنهاهم اینگونه بااوسخن می گویند

-آی ...

با توام

بازیباترین ندا

باکشیده ترین صدا

صدایت می کنم :

این عبارت رامی توان هم ازبالابه پایین خواندهم ازپایین به بالا

صدایت می کنم باکشیده ترین صدا/ بازیباترین ندا/ باتوام / آی ...

شاعر بازبان من اولیایی  اسم اعظم خداوخداراموردخطاب قرارمی دهد

چگونه ؟

 باصدایی زیباوکشیده زیراکلمه برترپاک وبی عیب است وفرشته های آن همه زیبایند

وزیبایی می آفرینندهم درنگ وفاصله ای بین آنهانیست (کشیده صداکردن)هم کسی که

دراین فضا بسرمی بردزیباوکامل سخن می گوید

-آی ...

با توام

بالفظی که جانم را

ازچاه تن بالامی کشد

«آی .../ باتوام » دارای دومفهوم می باشد:

1.حقیقت واقع باتو هستم

دراینجاشاعربازبان من اولیایی خودراهمراه آن  می داندزیرااولیای خداخودکلمه ی برترند

باچه لفظی ؟

جمله ی « که جانم را/ ازچاه تن بالامی کشد» آن لفظ راتوضیح می دهد

آن لفظ کدام است ؟

همان «آی » است (اسم اعظم خدا)

2. حقیقت واقع باتوهستم ،تراصدامی کنم

چون فرم نوشتاری شعربه این صورت است که می توانیم «عبارت صدایت می کنم» را درپاراگراف بالاوپاراگراف های  پایین نیز بکارببریم دراین صورت  مفهوم دوم «آی ... باتوام » تاکید وتبیین می شود:

صدایت می کنم /آی .../ باتوام / بالفظی که جانم را/ ازچاه تن بالامی کشد

جانم : کلمه ام دراینجا زوج کلمه برتر

بالفظی که جانم راازچاه تن بالامی کشدیعنی بااسم اعظم خدا یاباکلمه برترکه

زوج خود(جانم)راازنقش قلم کافران (چاه تن ) پاک می کند

-آی ...

با توام

بااول وآخرهمه ی الفاظ

آی ... /باتوام :

1.حقیقت واقع باتوهستم :همراه توهستم

2.حقیقت واقع تراصدامی کنم

دراینجا شاعراسم اعظم خداراموردخطاب قرارمی دهدکه همه لفظ هابااوحیات می یابند

گفته شد عبارت «صدایت می کنم » باعبارتهای پایین نیزمشترک است دراین صورت

مفهوم دوم راتاکیدوتبیین می نماید:صدایت می کنم :/-آی .../با توام /بااول وآخرهمه ی الفاظ

-آی ...

بازبان تمام جهان

صدایت می کنم

باچشمانم

آی ...

تورامی خوانم

عبارت فوق رامی توان به صورتهای زیرخواند:

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم

صدایت می کنم /-آی .../ بازبان تمام جهان- گفته شدصدایت می کنم پاراگراف بالارا

می توان درپاراگراف های پایین بکاربرد

صدایت می کنم : بازبان تمام جهان / آی ...- می توان عبارت راازپایین به بالانیزخواند

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم /باچشمانم

صدایت می کنم /باچشمانم /آی ...

صدایت می کنم /باچشمانم /آی .../تورامی خوانم

باچشمانم /آی .../تورامی خوانم

آی .../تورامی خوانم

دوچشم استعاره ازکلمه برتروکلمه ی دردست صاحبان کلمه

آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم

حقیقت واقع بازبان تمام جهان صدایت می کنم .این عبارت حاکی ازآن است که

شاعرزبان تمام جهانیان رامی داند

ببینیم این معنارادرسوره ی نمل آیه 15:

ولقدآتیناداودوسلیمان علماوقالاالحمدلله الذی فضلناعلی کثیرمن عباده المومنین وورث

سلیمان داودوقال یاایهاالناس علمنامنطق الطیرواوتینامن کل شی ء ان هذالهوالفضل

المبین .سوره نمل آیه 15

آیه اشاره داردبه اینکه حضرت سلیمان ع ودیگراولیای خدازبان مرغان رامی دانند

(قرینه علمنا)

منظوراززبان مرغان چیست ؟

زبان مرغان استعاره اززبان کلمات خدایااسماء فعال خدا؛ پیامبران هم کارباکلمه ی خود

رامی دانندهم کارباکلمه ی مشرکان رادرحقیقت می توانندنقش قلم آنهارابخوانندهر

کلمه برهرفردازانسانهابازشوددرهرنقطه ای ازجهانکه باشدبه زبان همان فردگشوده می شود

حاصل کلمات اولیای خدابرانسانهابه هرزبانی باشدکلامی روشن واستواراست

ونقش قلم مشرکان زبانی گنگ ونارسا . پیامبران هم به نوع هرزبانی آشنایندهم زبان

عادی همه ی مردم جهان رامی دانندمنتهی تنهابه زبان عادی مردمشان سخن می گویند -

شرح آن بعدامی آید

صدایت می کنم :-آی .../بازبان تمام جهان

صدایت می کنم :بازبان تمام جهان /آی ...

اسم اعظم خدازبان همه مردم جهان رامی داندکه مخاطب قرارمی گیرد

-آی .../بازبان تمام جهان /صدایت می کنم /باچشمانم :

هردوچشم شاعرزبان همه جهان رامی داند

صدایت می کنم /باچشمانم /آی ...:

شاعردارای کلمه برتراست

صدایت می کنم /باچشمانم /آی .../تورامی خوانم :

صدایت می کنم بادوچشمم (کلمه برتر) ای الله ترامی خوانم

نهایت عبودیت وبندگی اولیای خدارامی رساند

باچشمانم /آی .../تورامی خوانم :

اولیای خدادرفضای کلمه برترمی بینندوشناخت می گیرند(یک چشم) وباکلمه

دردست خودتمام جهان رامشاهده می نمایند(یک چشم )

آی .../تورامی خوانم :

شاعراسم اعظم خداراصدامی زندتابرایش کارانجام دهد

اختلاف زبانهادرقرآن

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1398 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم