زبان درقرآن – قسمت پنجم

زبان اولیای خدا:

3.پیامبران هم عصر دررشدزبان مردم به هم کمک می کنند

فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعلکم تصطلون فلمااتاهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة  ان یاموسی انی اناالله رب العالمین .وان الق عصاک فلمارءاهاتهتزکانهاجان ولّی مدبراولم یعقب یاموسی اقبل ولاتخف انک  من الآمنین اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء واضمم الیک جناحک من الرهب فذنک برهانان من ربک الی فرعون وملاءه انهم کانواقومافاسقین .قال رب انی قتلت منهم نفسافاخاف ان یقتلون واخی هارون هوافصح منی لسانافارسله معی ردء ایصدقنی انی اخاف ان یکذبون قال سنشدعضدک باخیک ونجعل لکماسلطانافلایصلون الیکمابآیاتناانتماومن اتبعکماالغالبون.سوره قصص 29

وچون موسی آن مدت رابه پایان رسانیدواهلش رابردآتشی راازدوردرکنارطورمشاهده کردبه خانواده ی خودگفت بمانیدکه من آتشی دیدم شایدخبری ازآن یاشعله ای آتش برایتان بیاورم باشدکه خودراگرم کنیدپس چون به آن رسیدازجانب راست وادی درآن جایگاه مبارک ازآن درخت نداآمدکه ای موسی منم من خداوندپروردگارجهانیان وفرمودعصای خودرابیفکن پس چون دیدآن مثل ماری می جنبدپشت کردوبرنگشت ای موسی پیش آی ومترس که تودرامانی دست خودرابه گریبانت ببرتاسپیدبی گزندبیرون بیایدوازاین هراس بازویت رابه خویشتن بچسبان این دو برهان ازجانب پروردگارتواست به سوی فرعون  وسران او برو زیراآنان همواره قومی نافرمانندگفت پروردگارامن کسی ازایشان کشته ام می ترسم مرابکشندوبرادرم هارون ازمن آورتراست پس اورابامن به دستیاری گسیل دارتامراتصدیق کندزیرامی ترسم مراتکذیب کنندفرمودبه زودی بازویت رابه برادرت نیرومندخواهیم کردوبرای شماهردوتسلطی قرارخواهیم دادکه باوجودآیات مابه شما دست نخواهندیافت شماوهرکه شماراپیروی کندچیره خواهیدبود

سوره قصص شرح داستان زندگی حضرت موسی ازخلقت تاتولدورسیدن به پیامبری می باشدآیات فوق اشاره داردبه زمان خلقت حضرت موسی توسط خداوند ؛ قرآن بابیان این داستان بارآتش یاناپاکی رادروجودموسی ع وکلمه ی اوبکلی نفی می نماید

اهل استعاره ازکلمه ی دردست موسی که همان لشکریافرشته های او هستند

موسی به اهل یاکلمه ی خودمی فرمایدشمادراینجابمانیدتامن بروم ازکنارطوربرای شماآتش بیاورم یاخبری ازآن:

 «فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعلکم تصطلون»

قرآن بابیان این موضوع وجودآتش یاناپاکی رادرکلمه موسی بکلی نفی می نمایدزیرادرادامه ی آن می فرماید: فلمااتاها

ف درفلماتاخیروترتیب ذهنی رامی رساندتامابتوانیم بفهمیم  وقتی کلمه یا عصای موسی  مارشد (بارآتش گرفت)ازآتش دوربود( گفته شدموسی ازجایگاه کلمه حرکت کردوبه اهل ولشکرخودگفت همانجابمانند)؛ فلماآتاها؛ پس وقتی موسی به آتش رسید

آیه « فلمااتاهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة ان یاموسی انی اناالله رب العالمین» اشاره داردبه این معناکه به موسی ازطریق کلمه برتروحی می شده است

وان الق عصاک فلمارءاهاتهتزکانهاجان ولی مدبراولم یعقب :واینکه بیندازعصایت راپس درآن وقت عصارادیدمی جنبدگویی ماری است؛ پشت کردوبرنگشت ای موسی بیاونترس هماناتودرامانی

الق : بیفکن یاقلم بزن

عصا استعاره ازاهل( کلمه ی موسی) یاابزارکارحضرت موسی ع

جان :جن ، قسمی ازمارسفید

ضمیر«ها» دررءاها برمی گرددبه عصا

ولّی شی :رویگردان شد، پشت کرد

دبرادبر:پشت داد، عقب وسپس رفت

وقتی موسی با کلمه خودنقش می زند واین نقش برشجره طیبه واردمی شودچون باپوشش قلم مشرکان بازمی شودبرآن آتش بارمی شودخدادراین حالت عصای موسی رابه مارتشبیه کرده است ماری خوفناک .

قرآن می گوید: وقتی عصای موسی مارشدموسی ازعصاروی برگرداند یعنی کلمه موسی به نقش قلم اودرشجره طیبه نچسبیدوبااویکی  نشد

 وپشت نکردیعنی ازآن جداهم نشد

منظورقرآن ازاینکه موسی ازعصای خوددرحالی که مارشده رویگردان شدوپشت نکردچیست ؟

قرآن بابیان این موضوع به این نکته اشاره می نمایدکه پیامبران خودکلمه اندودارای کلمه (اسم اعظم خدا)وقتی باآن نقش  می زنندوبه اهل خودمی فرستندفرشته های کلمه ی  آنهادرحالی که پیوسته ازپیامبران نورمی گیرنداماازآنها جدایندآیه «یاموسی اقبل ولاتخف انک  من الآمنین» ای موسی بیاونترس هماناتودرامانی این معناراتاکیدوتبیین می نماید

نتیجه : به این ترتیب نه موسی  بارآتش می گیردنه کلمه ی موسی

اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیرسوء

اسلک :درآوریاداخل کن دستت را

ید استعاره ازکلمه برتر، عصایاابزارکارموسی ، نقش قلم موسی ع دراینجااستعاره ازسخن موسی ع می باشدزیراموسی خودکلمه است

جیب استعاره از گریبان ، یقه ، نقش قلم موسی درزوج کلمه برتر

دستت رادرگریبانت فروببریاداخل کن : سخن بگو

اولیای خداوقتی صحبت می کنندفرشته ها حرفهای آنهارابه کلمه ی خودآنهایانقش قلمشان می برندودررشدسریعترکلمه ودرک مردم تاثیرمی گذارند

ضمیرفاعلی «هی» درتخرج برمی گرددبه «یدک»

خارج می شوددستت سفیدبی عیب

سخن تو– ازنقش قلم تو-  پاک و بی عیب بیرون می آیدهمانگونه که بود

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1398 | 02:14 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم