عیدقربان

وقتی ازشجره ی طیبه هستی وقتی یاراولیای خدایی پس بخوان سوره ی «والعصر» راوبدان سختی تو باصبرنیکو به پایان خواهدرسید

وقتی ابراهیم به هاجرگفت : تووطفل کوچکت بایدبه سرزمین مکه مهاجرت کنیدهاجردانست چه سختی هاپیش رو دارد ، به ابراهیم نه  نگفت . قصه ها ساختندکه ساره همسرابراهیم ازاو خواسته که هاجررابه سرزمین دیگری ببردچطورممکن است زنی که ازاولیای خداست پدرش پیغمبراست نسل اندرنسل او ازپیامبراننددچارهوای نفس شده باشدوبخواهد به زنی وطفلی ظلم کندواوراتنهابه جای بدآب وهوایی چون مکه بفرستد هم هاجرمی دانست که قراراست او مکه رامحل عبادت مومنان بسازدهم ساره ؛پس یکی ماندن راپذیرفت یکی مهاجرت را. وقتی ازخانواده ی پیامبری بایدسختی های دنیا رابپذیری تاروزی بیایدکه همگان ببینندعزت مومنان را

دوست داشتم درموردعیدقربان ومراسم حج اززبان قرآن بنویسم امابه علت مشغله ی زندگی نشدانشاء الله درهرفرصتی که بدست بیایدبه آن خواهم پرداخت

4.5. پیچاندن زبان قرآن یاتفسیربه رای 

درمبحث میثاق پیامبران ، 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان (فرشته ها وپیامبران ) به آن خواهم پرداخت 

میثاق پیامبران

1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

2.هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید

 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان :فرشته ها وپیامبران

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلااولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهیناوالذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابامن السماء فقدسالواموسی اکبرمن ذلک فقالواارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعدماجاء تهم البینات فعفوناعن ذلک وآتیناموسی سلطانامبیناورفعنافوقهم الطوربمیثاقهم وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظافبمانقضهم میثاقهم وکفرهم بایات الله وقتلهم الانبیابغیرحق وقولهم قلوبناغلف بل طبع الله علیهابکفرهم فلایومنؤن الاقلیلا . سوره نساء آیه 149

میثاق پیامبران

1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود

وآتیناموسی سلطانامبیناورفعنافوقهم الطوربمیثاقهم

سلطانامبینا:  کلمه برترکه دارای نیرو وروشنگری است

وآتیناموسی سلطانامبینا: به موسی کلمه ی برتررادادیم

الطوراستعاره ازکلمه برتر؛ خدادرقرآن به کلمه برترکوه نیزمی گوید

ورفعنافوقهم الطور

ضمیر«هم » درفوقهم برمی گرددبه کفاردرآیه « ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله و...» سوره نساء آیه 150

ورفعنا ( بالابردیم)  یعنی صاحب رشدگردانیدیم

ورفعنافوقهم  الطور:کلمه برترراازدسترس کفاردورنگه داشتیم

ورفعنافوقهم الطور بمیثقاقهم

ضمیر«هم » درمیثاقهم برمی گرددبه آمنوا درآیه : والذین آمنوابالله ورسله ولم تفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یؤتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما. سوره نساء آیه 152

یعنی کلمه برترراازدسترس کفاردورکردیم باپیمان استواری که ازپیامبران گرفتیم

 میثاق چه بود؟

ابتداقرآن میثاق راذکرمی نمایدبعدآن راتوضیح می دهد:

وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظا

 باب : درزوج کلمه برترواردشدن یاداخل شدن

باب استعاره اززوج کلمه برتراست یانقش قلم اولیای خدا؛ قرینه ی آن « سلطانامبینا» درآیه «آتیناموسی سلطانامبینا» و«الطور»درآیه ورفعنافوقهم الطور می باشد

باتوجه به برگشت ضمیر«هم » در«لهم» آیه دارای دومخاطب می گردد:

1.مومنان (اولیای خدا)

درزوج کلمه برترواردشویدسجده کنان یاازدراطاعت واردآن شویدبعبارتی مطیع امرخدا باشیدودرشنبه تجاوز(عصیان)نکنید

2.کفار

درزوج کلمه برترواردشویدسجده کنان یاازدراطاعت واردآن شویدبعبارتی مطیع امرخداوپیامبرش (ابتدای آیه آتیناموسی سلطانامبیناراآورده)باشیدودرشنبه تجاوز(عصیان )نکنید

تجاوزنکردن درشنبه به چه معناست ؟

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان پدیدارگشته ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود. شرح بیشترآن درمبحث میثاق پیامبران ، 3.تفرقه نیفکندن بین رسولان خواهدآمد

واخذنامنهم  میثاقاغلیظا

ضمیر«هم » درمنهم برمی گرددبه مؤمنان یااولیای خدازیرامی فرماید:ازبرخی ازایشان پیمان استواری گرفتیم ببینیم این معنارادرآیه 7 سوره احزاب :

واذاخذنامن النبین میثاقهم ومنک ومن نوح وابراهیم وموسی وعیسی ابن مریم واخذنامنهم میثاقاغلیظا. وهنگامی راکه ازپیامبران گرفتیم وازتو وازنوح وابراهیم وموسی وعیسی پسرمریم وازآنان پیمانی استوارگرفتیم

ادامه ی آیه ، مومنان را ازکافران جدامی نماید:

فبمانقضهم میثاقهم وکفرهم بایات الله وقلتهم الانبیابغیرحق وقولهم قلوبناغلف بل طبع الله علیهابکفرهم فلایومنؤن الاقلیلا

«ف» درفبما نقضهم فای ترتیب ذهنی است برای توضیح  پیمان  شکنی وعاقبت آن

ضمیر«هم» درآیه ی فوق برمی گرددبه کفار

علت پیمان شکنی کفارچه بود؟

1.وکفرهم بایات الله

به آیات خداوندایمان نداشتند

2.وقتلهم الانبیا بغیرالحق

به ناحق انبیای الهی رامی کشتندوفرشته های آنهارانابودمی کردند(ازبین بردن فرشته ها باپوشش دادن نقش قلم اولیای خدا)

3.خودمی گفتند قلبهای ما درغلاف یاپوشش است

فبمانقضهم میثاقهم ... بل طبع الله علیهابکفرهم

ضمیر«ها» درعلیهابرمی گردد به «قلوبنا»

بنابراین خدا بخاطرکفرشان بردلهای آنهامهرکفرنهاد یعنی ازگروه مومنان آنهاراجداکرددرحقیقت خداازاول می دانست آنان پیمان شکنندکه «طور» راازدسترس آنهادورنگه داشت

فلایومنؤن الاقلیلا 

«ف » درفلایؤمنون فای ترتیب ذهنی است تاما بتوانیم جداجدامطلب رابفهمیم

چون درآیه « وقلنالهم ادخلواالباب سجداوقلنالهم لاتعدوافی السبت واخذنامنهم  میثاقاغلیظا» ضمیر«هم »در«لهم » ارجاع آن به اولیای خداوکفاراست ، خدادرآخرآیه ایمان آورندگان راتعداداندک معرفی کرده است که همان اولیای خداوشجره ی آنهامی باشندصاحبان عهداستوار

2.1. پاک بودن خودآنها

گفته شد درشرح شعر«جغرافیای شعور» قسمت ششم که خداکلمه برتریعنی کلمه ی اولیای خودراپاک آفرید(خودباکلمه شان یکی هستند)وآن راازهرگونه بارآتش حفظ کرد:

رب السموات والارض ومابینهماورب المشارق انازیناالسماء الدنیابزینه الکواکب وحفظامن کل شیطان مارد.لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 7

قرآن بافعل یسمعون » ورودهرکسی را-«کواکب » و«کل شیطان مارد» - به کلمه برتر(ملاء اعلی )نفی مطلق نموده است زیرا بلافاصله بعدآن آیه «یقذفون من کل جانب دحوراولهم عذاب واصب» راآورده وبعدآن «الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب » .قرآن بااینگونه سخنوری می خواهد به مابفهماندکه درزوج کلمه برتر  برای لحظه ای شیطان می تواندواردشوداما سوزانده شده وقدرت تسخیرنداردبنابراین دو«سد» برمشرکان قراردارد: سد، شیاریاحفاظ خودکلمه برتروسدیاحفاظ زوج کلمه برتر

فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون

ضمیر«هم » درفاستفتهم برمی گرددبه کل شیطان ماردیاکفار؛ شدت خلقت کلمه اولیای خدابیانگرحصاریاحفاظ کلمه ی آنهاست

میثاق اولیای خدادرحقیقت پاک بودن خودوکلمه ی آنهاست این میثاق درزمان خلقت آنهابدست خداصورت گرفت  ببینیم این معنارادر شعر«ظرف پرسش » دکترمحمودفتوحی که با زبان من اولیایی می فرمایند:

گوش ها رابه خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم / چشم ها رامچاله کردیم / که گرفتارشعبده ی تماشانباشیم / دماغ هارابه سرب مذاب بستیم / که شیفته بویی نشویم / واین عهدمابود...

گوش ها را به خاک سپردیم / تااسیرحادثه وحدیثی نشویم ؛ یادآورآیه 10 سوره کهف می باشد قرآن دروصف اولیای خدا می فرماید :فضربناعلی اذانهم فی الکهف .ما درغاربه گوشهایشان زدیم

گوش که محل ورودخبراست دراولیای خدابسته است یعنی راه ارتباط آنها بااین نظام دراولیای خدابسته است به اصطلاح آنها درنظامی دیگرنددراین نظام زندگی می کننداماازاین نظام تغذیه نمی شوند ؛ شناخت نمی گیرند بعبارتی می شنوندامادرست می شنونددچاروسوسه نمی شوندشناختهای آنها وسیستم فکری آنهاازعالمی دیگرمی رسد

قرآن درباره ی عصمت حضرت مریم هم همین مضمون رامتذکرمی شود:

ومریم ابنت عمران التی احصنت فرجهافنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربهاوکتبه وکانت من  القانتین. تحریم 12

احصنت فرجهافنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربها :

«ها » درفرجهابرمی گردد به مریم یاکلمه مریم (اولیای خداخودکلمه اند )

«ه» درنفخنافیه برمی گرددبه «فرج » 

احصنت فرجهاهم به پاکدامنی وهم به پاکی (ولی بودن ) مریم ع اشاره دارد:

1.حضرت مریم راه ارتباط بادنیاراحفظ کردیاخودنگهداربود

2.دروقتی خداحضرت مریم راخلق می کردراه منفذ او به نظام مشرکان را بست ؛ دورش دیوارکشید ؛حصارگرفت چون مریم کلمه ای پاک بود.

ادامه آیه فنفخنافیه من روحناوصدقت بکلمات ربهاوکتبه وکانت من  القانتین این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1398 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم