انسان بودن

صندلی داغ وکوره های آدم سوزی هیتلر،هرروزبرآن می نشینم ودرآن می روم به جرم انسان بودن

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم