دیشب درخواب مژده ی آمدنت رادیدم 

ظهورت پس کی است ای آفتاب آبی شادترنم؟!

ج) تفضیل تساوی

منظورقرآن ازتفضیل پیامبری برپیامبردیگرچیست ؟

1.تفضیل تساوی

2.تفضیل کلمه برتربردیگراسمهای فعال خدا

3.تفضیل پیامبران برزوج کلمه ی برتر

منظورازتفضیل تساوی چیست ؟به چه دلیل بین پیامبران تفضیل تساوی است؟

برای پاسخ دادن به این پرسشها ببینیم سوره بقره آیه 250 به بعدرا:

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین. تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلّم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس. ولوشاء الله مااقتتل الذین من بعدهم من بعدماجاء تهم البینات ولکن اختلفوافمنهم من آمن ومنهم من کفرولوشاء الله مااقتتلواولکن الله یفعل مایرید. یاایهاالذین آمنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون . بقره 250

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوود، جالوت راکشت ، وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارداین آیات خداست که ما آن رابحق برتومی خوانیم وبه راستی توازجمله پیامبرانی .برخی ازآن پیامبران رابربرخی دیگربرتری بخشیدیم . ازآنان کسی بودکه خدابااوسخن گفت ودرجات بعضی ازآنان رابالابردوبه عیسی پسرمریم دلایل آشکاردادیم و او رابه وسیله روح القدس تاییدکردیم واگرخدامی خواست کسانی که پس ازآنان بودندبعدازآن دلایل روشن که برایشان آمدبه کشتاریکدیگرنمی پرداختندولی باهم اختلاف کردندپس بعضی ازآنان کسانی بودندکه کفرورزیدندواگرخدامی خواست بایکدیگرجنگ  نمی کردندولی خداوندآنچه رامیخواهدانجام می دهد

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه به شماروزی داده ایم انفاق کنیدپیش ازآنکه روزی فرارسدکه درآن نه دادوستدی است ونه دوستی ونه شفاعتی وکافران خودستمکارانند

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس.

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض

تلک الرسل : حضرت محمد،حضرت طالوت ، حضرت داوود(قبل ازاین آیات داستان حضرت طالوت وداووداست)

آن پیامبران :حضرت محمد(رسول )و حضرت طالوت (ولی پنهان)و حضرت داوود(نبی) رابرتری دادیم بعضی را بربعضی

چگونه ؟

منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به تلک الرسل

برخی ازپیامبران خداباآنهاصحبت کرده (من کلم الله)برخی ازآنهاراازلحاظ درجه بالابرده (ورفع بعضهم درجات)

دراینجا چون نگفته کدام پیامبربرپیامبر برتری دارد پس دراصل برتریی درکارنیست و تفضیل هرپیامبری برپیامبردیگرازنوع تفضیل تساوی است

وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس

نکته : مؤیدکردن حضرت عیسی ع به روح القدس همان بالابردن درجه اوست نسبت به عالمیان

 حال رجوع کنیم به سوره ها وآیات دیگربرای اثبات بیشتراین موضوع :

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا. ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما. رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما.لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .نساء 163

ماهمچنانکه به نوح وپیامبران بعدازاووحی کردیم به تو وحی کردیم وبه ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط وعیسی وایوب ویونس وهاروان وسلیمان وحی نمودیم وبه داوودزبوربخشیدیم وپیامبرانی که درحقیقت آنان راقبلا برتوحکایت نمودیم وپیامبرانی که ایشان رابرتوبازگونکرده ایم وخداباموسی آشکاراسخن گفت .پیامبرانی که بشارتگروهشداردهنده بودندتابرای مردم پس ازپیامبران درمقابل خداحجتی نباشد.خداتوانای حکیم است لیکن خدابه آنچه برتونازل کرده است گواهی می دهدآن رابه علم خویش نازل کرده است وفرشتگان گواهی می دهندوکافی است خداگواه باشد

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده

نکته : قرآن طریقه وحی وسخن گفتن خودباپیامبران راباهمه ی آنهایک جوردانسته؛ همانطورکه خدابامحمدص صحبت می کندوپیام می فرستدهمانطورباپیامبران دیگر

نکته :خدابعنوان نمونه تعدادی ازپیامبران راذکرمی نماید:

واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا.

نکته : اضافه کردن داوودپیامبردرآخرآیه مارابه این نکات رهنمون می نماید:

1.خداباداوودع هم مثل دیگرپیامبران سخن گفته یابه اوپیام فرستاده

2.دیگرپیامبران هم چون داووددارای کتابند

3.وحی می تواندکتاب پیامبران هم باشد

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل

قصص: حال ،خبر، کار، سخن ، آنچه نوشته شود

نکته : گفته شدقرآن هم سخن خدابه پیامبراست هم سخن پیامبراست به کلمه برتربرای ابلاغ به نظام

ضمیر«هم » درقصصناهم برمی گرددبه رسلا

رسلاقدقصصناهم علیک من قبل : وقتی که توای پیامبردرعدم بودی یاقبل ازابلاغ رسالت

 زندگی نامه یک عده از پیامبران رابه این صورت گفتیم که توبگویی یا شرح حال آنهاراروایت کنی یاداستان آنهارابگویی

 ورسلا لم نقصصهم علیک

ویک عده رانگفتیم توروایت کنی یاشرح حال آنهارابگویی

توجه : شرح حال عده ای ازپیامبران درقرآن آمده است حال بکاربردن فعل قصص توسط قرآن این معنارامی رساندکه پیامبرشرح حال عده ای ازپیامبران را روایت کرده نه اینکه شرح حال دیگر پیامبران رانمی داند(فقط به شرح حال عده ای بسنده کرده است ) .درحقیقت خداباآوردن این آیه همه پیامبران راداخل حکم بالاکرده است

 وکلم الله موسی تکلیما.

نکته : خدای یگانه باموسی ازطریق کلمه خودش سخن گفت

نتیجه :وحی وکتاب وسخن گفتن باپیامبران همه یکی است :

الف).خدابه همه پیامبران وحی می کند

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان

ب).وحی خداکتاب می تواندباشد

وآتیناداودزبورا.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وآتینانوح کتاباوآتیناالنبیین من بعده کتاباو...

 پ).خداباهمه پیامبران سخن می گوید

 وکلم الله موسی تکلیما.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وکلم الله نوح تکلیماوکلم الله النبیین من بعده تکلیماو...

رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما

نکته : پیامبران بشیرونذیرند

لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .

نکته : خداخودوفرشته هاراگواه می گیردبه اینکه هرچه به پیامبران فرستاده ازسوی خوداوست

2.تفضیل کلمه برتربردیگرکلمات (زوج کلمه برتر،کلمات فعال مشرکان)

وربک اعلم بمن فی السماوات والارض ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا.سوره اسراء آیه 55

نبی :پیامبر، فرشته

من فی السماوات والارض : زوج کلمه برتر، اسماء فعال خدادرنزد مشرکان

وپروردگارتو(خدای یگانه ،کلمه الله ) داناتراست به هرکس که درآسمانها وزمین است

کلمه «مَن » دراینجااستعاره اززوج کلمه برتروکلمات نزدمشرکان است زیراجزدرزمین موجودی درآسمانهازندگی نمی کندممکن است درآسمان زمین یعنی درکرات منظومه شمسی افرادی بروندوچندصباحی باشندامااینجاکلمه «آسمان » جمع آورده شده بخاطرهمین مصداق کلمه «من » برصاحبان کلمه است زیرا آسمانهاوزمین درقرآن  استعاره ازاسم فعال خداست (کلمه برترو کلمات نزد مشرکان ).البته به اعتبارکلمه فعال خدا«من » می تواندشامل  تمام انسانهانیزشود

ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا

نکته :تفضیل دراینجا بردوگونه است :

1.تفضیل پیامبری برپیامبردیگر

دراینجا صحبت ازبرتری پیامبری برپیامبردیگر نیست زیراداوودقیاس با پیامبری نشده همانطورکه گفته شد بحث تفضیل تساوی است دادن کتاب به داوودعین بالابردن درجه عیسی ع است (بقره 251)

2.برتری یک دسته فرشته برفرشته های دیگر

بخاطراینکه خدادرآیه قبل کلمه «مَن » یعنی همه اسماء فعال  خود(زوج کلمه برتروکلمات مشرکان )رانام برده است وکلمه ی خود (کلمه الله) راداناترازهمه کلمات دانسته بعدآیه تفضیل راآورده تابگویدرب پیامبر(کلمه الله ) برتری داردبه همه کلمات وفرشته های آنهابرترندازهمه ی فرشته هابعدازآن نیز آیه «وآتیناداودزبورا» راآورده تابه مابگوید فرشته ها ی  پیامبران برترندنه اینکه فرشته های پیامبری نسبت به پیامبردیگریاخودپیامبری نسبت به پیامبردیگربرتراست زیرا1.بدون علت برتری نام حضرت داودرامی آوردوکتابش راکه همان فرشته هایش می باشدذکرمی کند2.همانطورکه گفته شداسم پیامبردیگری رابرای مقایسه نمی آورد

امام علی ع دروصف بهشت درنهج البلاغه خطبه 84قسمت 6 صفحه 204می فرمایددرجات متفاضلات ومنازل متفاوتات لاینقطع نعیمهاولایظعن مقیمهاولایهرم خالدهاولایباس ساکنها

منظورازبهشت هم می تواندبهشت آخرت باشد هم نقش قلم اولیای خدابنبابراین فرشته های آنهاازلحاظ درجه مساوینددرحالی که هریک بردیگری برتراست یعنی تفضیل تساوی(درجات متفاضلات)

ببینیم شعر« سیبستان استادرادراین مورد:

طومارجان من / پرنقش معطرسیب است / زردوسرخ / هردم ازنو / نامت را مشق می کنند/ درکنارش نقش سیبی می زنند/ سیبستان نام توست / جان من

سیب زردو سرخ استعاره ازدرجات بهشت است که هررنگش بهشت است و معطراست به نام الله

شرح بیشتردرموردزبوررادرمبحث زبان قرآن 1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

بخوانید

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1398 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم