شرح قسمت دیگری ازداستان ذوالقرنین درقرآن:

 وحرام علی قریه اهلکناهاانهم لایرجعون . حتی اذافتحت یاجوج وماجوج وهم من کل حدب ینسلون واقترب الوعدالحق فاذاهی شاخصه ابصارالذین کفروایاویلناقدکنافی غفله فی هذابل کناظالمین انکم ظالمین .انکم وماتعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لهاواردون . سوره انبیاآیه 96

وحرام علی قریه اهلکناهاانهم لایرجعون

آیه فوق اشاره داردبه اینکه :

1.قلم قبلی (قریه)راهرگزنمی توان دوباره تجدیدکرد

2.افرادی که مرده اندرانمی توان هرگزبرگرداند

نکته: آیه بعدزمان برگرداندن قلم وزنده شدن مردگان رابیان می دارد:

حتی اذافتحت یاجوج وماجوج وهم من کل حدب ینسلون

ضمیر« هم » برمی گرددبه یاجوج وماجوج

حتی اذافتحت یاجوج وماجوج یعنی زمانی که کتاب یاجوج وماجوج گشوده می شودو کلمه مشرکان بازشده وقابل نفوذمی گردددرست وقت قیامت

واقترب الوعدالحق فاذاهی شاخصه ابصارالذین کفروایاویلناقدکنافی غفله هذابل کناظالمین

واقترب الوعدالحق : نزدیک قیامت

ضمیر «هی » برمی گرددبه ابصار

انکم وماتعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لهاواردون

شماوهرآنچه می پرستیدازغیرخداهیزم جهنم است یعنی خودشان وکلماتشان برآنهاآتش می ریزندیاخودشان ازخودشان می پرسند

نتیجه : داستان ذوالقرنین شرح اجمالی کلمات خداست قرآن گاهی اززبان خداوگاهی اززبان ذوالقرنین به شرح آن می پردازدذوالقرنین اسم پیامبریاشخص خاصی نیست اسم برساخته ی خداست که می تواندشامل هرپیامبریاولیی شوددرحقیقت این اسم ممثل اولیای خداست دراینجاذوالقرنین جانشین ومامورخداست درزمین ومقام خدایی دارد:

ذوالقرنین درلغت به معنای صاحب دوقرن (دوصدسال )ودوشاخ است صاحب دوقرن یادوصدسال یعنی صاحب دوعالم یادنیاوآخرت. قرآن به یک کلمه که صدتاست عام یاسال می گویدپس دوقرن می شوددوکلمه یعنی کلمه ی آخرت وکلمه ی دنیا.ما می توانیم دنیا رایک کلمه بگیریم یایک قرآن تمام که معادل صدتاست یعنی مقداری که خدابه جهان نورمی دهدوقتی کلمه ی دنیاپاک شودد همان کلمه ی اول می شودکه صدتاست وکلمه ی آخرت است یعنی یک قرآن کامل پس صاحب دوقرن یعنی صاحب یک قرآن یاصاحب دنیا وآخرت که خدا وجانشینانش که پیامبرانندمی باشندهمانطورکه ذوالقرنین دراین داستان اسم فردخاصی نیست یاجوج وماجوج برافرادخاصی اطلاق نمی شود بلکه برمشرکان ازاول تاریخ تاآخرت اشاره داردسدی که ذوالقرنین می سازدسدمعمولی که مصداق خارجی داشته باشدنیست بلکه همانطورکه توضیح داده شدمانعی است برای ورودمشرکان به زوج کلمه ی برترقرینه ی آن علت ساختن سدکه جلوگیری کردن از فسادمشرکان است درزمین  . ازاین داستان قرآن قصه هابرساختندکه ذوالقرنین همان کوروش است این فرض درصورتی درست است که کوروش ازمعصومین باشدصرف بیان تاریخ که کوروش انسانی خیرخواه وطرفدارآبادانی سرزمینهابوده وسددرست کرده نمی توانداین ادعارااثبات نمایدنص صریح قرآن دراین آیه ذوالقرنین راازمعصومین یااولیای خدامی داند. قرآن دراین داستان کلمات خدارابه تصویرمی کشد :1.کلمه ی مشرکان ومشرکان ؛کلمه ای که درچشمه ی گل آلودفرومی رودودرکنارآن یادرآن قومی زندگی می کنندگمراه 2 .کلمه ای که ازمشرق برمردمی طلوع می کندپاک وبی عیب است وآنان بی پرده وپوشش خدارامی بیننددرمیان این دوکوه یاکلمه مردمی زندگی می کنندکه با ظلم وفسادمخالفنداماچون مشرکان می تواننددرآنهانفوذکنندگاهی شناختهای آنهابه کفرپوشیده می شودذوالقرنین سدی  برای آنهامی سازد تانتوانندمشرکان با کلمات خودآنهارابه گمراهی ببرندودرصورت ورودونفوذآنهاکلماتشان بسوزداین سدهمان کلمات اولیای خداست که باقانونهای الهی کارمی کند

پایان داستان ذوالقرنین درقرآن
ادامه دارد...
داستان یوسف ع درقرآن


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1398 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم