ادامه داستان یوسف درقرآن 

2.جوانی یوسف

1.2.یوسف پیامبر

2.2.یوسف درخانه ی عزیزمصروعشق زلیخا

3.2.یوسف وزلیخاوزنان مصر

وقتی یوسف به سن رشد رسیدهمسرعزیزمصرخواست درخانه ی خودش بااومراوده کند درهارامحکم بست وبه یوسف گفت من ازآن توام یوسف گفت: پناه برخدا! آقایم جای مراگرامی داشته چطوربه او خیانت کنم ؟!خداظالمان رارستگارنمی کند.درحقیقت زن آهنگ وی کرداگریوسف برهان پروردگارش راندیده بودیوسف نیزآهنگ وی می کردخدازشتی وبدی راازیوسف دورکردزیرااوپیامبرخدابودهردوبرای رفتن به سمت در ازیکدیگرسبقت گرفتند جلوی درهمسرزلیخاایستاده زلیخاپیش دستی کرده به همسرش گفت کسی که به خانواده ی تو خیانت کندجزایش چیست ؟ بی گمان زندان یاعذاب پردرداست یوسف گفت :زلیخابامن قصدمراوده داشته . عزیزمصراز شاهدی ازاهل زلیخاکه نزدیک دربودپرسیدچگونه می توان قضاوت کرد؟ شاهدبه او گفت :اگرپیراهن یوسف ازپشت پاره شده باشدزلیخاقصد خیانت داشته اگرازجلوپاره شده باشدیوسف می خواسته خیانت کندوقتی دیدندپیراهن یوسف ازپشت پاره شده فهمیدندزلیخاخطاکاربوده است عزیزمصربه یوسف گفت : تودراین موردبه کسی چیزی نگو و به زلیخاگفت : ازگناهت استعغفارکن . زنان مصرگفتند:زلیخاسخت عاشق غلامش شده ومی خواسته بااو مراوده نمایدزلیخاوقتی سخن زنان راشنیدمحفلی ترتیب دادفرستاده ای فرستادوزنان مصررادعوت کردهریکی راجای معلوم کردومیوه وکاردی دست هرکسی دادوبه یوسف گفت به مجلس واردشویوسف وقتی واردشدزنان شگفت زده دستهایشان رابریدندگفتند:بخداقسم این بشرنیست این فرشته ای بزرگواراست زلیخاگفت: این همان کسی است که درباره ی او سرزنشم می کردیدمن ازاو کام خواستم امااوخودرانگه داشت اگرآنچه رابه اودستورمی دهم انجام ندهدقطعازندانی خواهدشدیاازخوارشدگان خواهدگردید

4.2.یوسف وزندان

5.2.یوسف وتعبیرخواب پادشاه مصر

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 27 دی 1398 | 02:57 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم