تولدحضرت زینب س براولیای زنده وغایب ع ومومنان مبارک

شرح داستان ذوالقرنین درقرآن

ویسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلواعلیکم منه ذکرا.

فاعل یسئلون شجره ی طیبه است ادامه ی آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید (قل ساتلواعلیکم منه ذکرا) زیراقرآن براین شجره تلاوت می شود

ضمیر«ک» دریسئلونک برمی گردد به :

1.پیامبر

2.کلمه ی پیامبر

 انامکناله فی الارض وآتیناه من کل شی سببا فاتبع سببا

تمکن دادن : صاحب قدرت ونیروکردن

ضمیر«نا» درمکنابرمی گردد به خدای یگانه وفرشته های کلمه ی برتر

ضمیر« ه » درله برمی گردد به ذوالقرنین

خدادرقرآن ارض رازوج کلمه ی برترمیداند

فی الارض : درزوج کلمه ی برتر

وآتیناه من کل شی سببا

سبب : راه ، سبب

من کل شی سببا: برای هرکلمه ای( شی ) راهی وسببی قراردادیم

کلمه ی برتردارای راههای گوناگون است :

1.شعر«بلاغت » استاد

گیسوان مرسل تو

بلاغت بلندبادرا

تحریرمی کند...

2.سوره ذاریات آیه 7

والسماء ذات الحبک انکم لفی قول مختلف .

فاتبع سببا:پس تبعیت کردراه را

دراینجا راه یاسبب راه درستی است که خدابرای هرکلمه ای قرارداده است

حتی اذابلغ مغرب الشمس وجدهاتغرب فی عین حمئه ووجدعندهاقوماقلنایاذاالقرنین اماان تعذب واماان تتخذفیهم حسنا

مغرب شمس : مغرب کلمه ی برتریاجایگاه کفار

ضمیر« ها » دروجدها برمی گردد به شمس

عین حمئه(چشمه ی گل آلود) استعاره از گمراه بودن کلمه ی کفاراست

ضمیر«ها» درعندهابرمی گردد به عین وشمس

قلنا: گوینده خداوفرشته های کلمه برترند

ضمیر«هم » درفیهم برمی گرددبه «وجدعندهاقوم» یعنی قوم کنارچشمه ی گل آلود

 قال امامن ظلم فسوف نعذبه ثم یردالی ربه فیعذبه عذابانکراوامامن آمن وعمل صالحافله جزاء الحسنی وسنقول له من امرنایسرا

قال : ذوالقرنین

فاعل نعذبه  خدابافرشته هایش یاکلمه ی برترمی باشد

ثم اتبع سببا: سپس راهی را دنبال کرد

حتی اذابلغ مطلع الشمس وجدهاتطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونهاستراکذلک

ضمیر«ها» دروجدها برمی گردد به شمس

ضمیر«هم » درلهم برمی گردد به قوم

ضمیر«ها» دردونهابرمی گرددبه شمس

وجدهاتطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونهاسترا: خدارابی پرده وپوشش می دیدند

وقداحطنابمالدیه خبرا ثم اتبع سببا

خدابرتمام خبرهای ذوالقرنین احاطه داشت

فاعل احطناخدای یگانه با فرشته های کلمه ی برتراست

ضمیر«ه » درلدیه برمی گرددبه ذوالقرنین

ثم اتبع سببا

درابتداآمده است خدابرای ذوالقرنین ازهرکلمه ای راهی قرارداده است

آیه «کذلک وقداحطنابمالدیه خبرا» مواردزیررامتذکرمی شود:

1.کلمه ی کذلک آیات قبل راازبعدجدا می کند

2 .خدابی سبب یاراه به تمام خبرهای کلمات احاطه داردامااولیای خدابواسطه کلمه ی برتر؛ آیه ثم اتبع سببا این معنارامی رساند

3.آیات بعدبه این معنااشاره داردکه ذوالقرنین یااولیای خدابواسطه ی شجره طیبه یازوج کلمه ی برتر(قوم بین دوسد) خبرها را دریافت می کنند

حتی اذابلغ بین السدین وجدمن دونهماقومالایکادون یفقهمون قولا قالوایاذاالقرنین ان یاجوج وماجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لک خرجاعلی ان تجعل بینناوبینهم سدا

سدین: دوکوه ، کوه مردم مغرب وکوه مردم مشرق

ضمیر«هما» درضمیردونهمابرمی گرددبه سدین یادوقوم : مردم مغرب شمس ومردم مشرق شمس

یاجوج وماجوج : مشرکان وشجره ی آنها

سد: حائل ، دیوار ، حصار، قوانین الهی

ضمیر« هم » دربینهم برمی گرددبه یاجوج وماجوج

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

1.آیه لایکادون یفقهون قولااین معنارامی رساندکه دراصل مردم بین دوسداهل تفقه هستنداماتجاوزیاجوج وماجوج به حریم آنهاترس ازعدم تفقه رادرآنهانشان می دهد

2.موضوع شکایت قوم بین دوسدازیاجوج وماجوج (مفسدفی الارض بودن آنها) مشخص می کندکه مردم بین دوسدکافرنیستند

قال مامکنی فیه ربی خیرفاعینونی بقوه اجعل بینکم وبینهم ردما

قال : ذوالقرنین

ردم :حصارقوی ،بستن رخنه ،آنچه باقیمانده درظرف خرما

سد:حصار

ضمیرکم دربینکم برمی گرددبه قوم غیرکافروضمیرهم دربینهم برمی گرددبه یاجوج وماجوج

نکته : قوم بین دوسدازذوالقرنین می خواهندسدی بین آنهاویاجوج وماجوج ایجادنمایداماذوالقرنین می گویدبین شما«ردم» ایجادمی کنم یعنی حصاری قوی این مطلب بیانگراین است که ذوالقرنین ازنظردرجه تفقه وآگاهی ازقوم بین دوسدبالاتراست 

آتونی زبرالحدیدحتی اذاساوی بین الصدفین

آتونی : شماغیرکفار(قوم بین دوسد)به من بدهید

زبرالحدید:قطعات آهن استعاره ازاسم ، شناخت

ساوی : برابر، مساوی

صدفین :کوه دوقلو ، زوج

هراسم شجره طیبه  10اسم شجره خبیثه رانورمی دهدمساوی شدن بین دوکوه یعنی آنقدراسم دراین طرف باشدتاباطرف دیگربرابرشودزیرارخنه یاشکاف درشجره خبیثه بارآتش رادرآنان برمی انگیزاندوزمینه ای می شودتادرزوج کلمه برترنفوذکرده برآنهاآتش بارکنند

قال انفخواحتی اذا جعله ناراقال آتونی افرغ علیه قطرا

قال: ذوالقرنین 

انفخوا: شماغیرکفاریاشجره طیبه بدمیدیعنی شناخت بگیرید

ضمیر«ه» درجعله برمی گرددبه زبرالحدید

قال آتونی افرغ علیه قطرا

قال : ذوالقرنین

آتونی : شمامردم بین دوسدبدهیدمرا

افرغ :بریزم

 ضمیر«ه » درعلیه برمی گرددبه زبرالحدید

قطر: مس گداخته ، بارآتش

آتونی افرغ علیه قطرا:مس گداخته برروی آن بریزم

فعل آتونی (بدهیدمرا)وافرغ (بریزم)همکاری ذوالقرنین وقوم بین دوسدرابرای ساختن حصارمحکم می رساند

مس گداخته بارآتشی است که بانقش قلم مشرکان برروی زوج کلمه برتربارمی شوداین باربواسطه نقش قلم اولیای خدابه شکل سوال بازمی شودباجوابی که اولیای خدابرای آن قرارمی دهندبارآنهاریخته می شوددرنتیجه مکرشان به خودشان برمی گردد

ببینیم درفلزات رادرقرآن :

ادامه دارد...

تاریخ : سه شنبه 10 دی 1398 | 10:25 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم