میثاق پیامبران 3:تفرقه نیفکندن بین رسولان

1. پیچاندن زبان قرآن وشکاف درزوج کلمه برتر

 ببینیم این معنارادرشعر«خاک ریزان » استادفتوحی:

خاک ریزان

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

***

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

شاعردراین شعربازبان من اولیایی سخن می گوید

نگاه عاشقانه: نگاه خدایی وآسمانی

درخاک ریخته اند: زمینی کرده اندیابارآتش درآن ریخته اند(زوج کلمه برترقابلیت شکاف برداشتن وبارآتش برآن ریختن رادارد)

نگاه عاشقانه ی مرادرخاک ریخته اند: نقش قلم اولیای خداکه درپوشش قلم کفارباز می شوددرحقیقت درخاک باز می شودبعبارتی قلم کفاربرزوج کلمه برترباراتش می ریزدنوردرنارباز می شودوقتی نوربواسطه بارآتش پوشش بخوردکم می شوددراین وقت مادچارسردرگمی شده وگاهی اشتباه می کنیم

هوش چشم های ترادرخاک ریخته اند: اهل کلمه برترکه همان زوج کلمه یاشجره طیبه است باپوشش قلم کفارهوش سرشارو خدایی خودراازدست داده وشناختهای درست آنها پوشش می خورد

ببینیم این معانی را درسوره های زیر:

ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم مایشتهون واذابشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهوکظیم یتواری من القوم من سوء مابشربه ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون للذین لایومنون بالاخره مثل السوء ولله المثل الاعلی وهوالعزیزالحکیم . سوره نحل آیه 58

دسّ: پنهان کردزیرخاک ، قطران مالید برشتران

مسک : تعلق به آن یافت وپیوندکرد وچنگ زدبه آن

وقتی کفاراندازه های خدارابه هم بزنندخدابواسطه زوج کلمه برترجهنمی برای آنان می سازد دختردراینجا نقش قلم اولیای خداست وقتی که درپوشش قلم کفاربازمی شودخدااین شجره راافریدتاکلمات کفارراپاک نمایدبه همین خاطرمشرکان به فکرچاره جویی هستندکه آنهارایاخواربدارندیاداخل خاک نموده بپوشانندنگذارندبدنیابیایند

واذاالنفوس زوجت واذالمؤوده سئلت بای ذنب قتلت .سوره تکویرآیه 8

دختران زنده درگورهمان فرشته های کلمه ی برترندیاهمان مردمک های درخشان که درخاک شده اندلفظ کشته شدن به این معنااشاره دارد

والذاریات ذروافالحاملات وقرافالجاریات یسرافالمقسمات امراانماتوعدون لصادق .سوره ذاریات

ذرت الریح ذروا: برداشت آن رابادوپراکند

ذروه، ذروه ، ذری : بالای هرچیز

فالحاملات وقرا:فرشته هایی که باصبوری بارآتش حمل می کنندیابرآنهابارکرده اند

ونفس وماسواهافالهمهافجورها وتقواهاقدافلح من زکی ها وقدخاب من دساهاکذبت ثمودبطغواهااذنبعث اشقاهافقال لهم رسول الله ناقه الله وسقاهافکذبوه فعقروهافدمدم علیهم بذنبهم فسواهاولایخاف عقباها.سوره شمس آیه 13

ضمیر«ها» درسواها، الهمها، فجورها، تقواها، زکی ها و دساها برمی گرددبه نفس یعنی زوج کلمه برتر

ضمیر«ها» درطغواها، اشقاها، فسواهاوعقباهابرمی گرددبه ثمودیانفس ثمودیان

ضمیر«هم » درلهم ، علیهم وذنبهم برمی گرددبه قوم ثمود

ضمیر«ها» درسقاها، عقروهابرمی گرددبه ناقه الله یانفس زکیه یازوج کلمه برتر

دمدم :حرف زدبااو به خشم

دمدم علیهم :هلاک گردانیدآنهارا

دمادم :تپه های خاکی

خانه ی قوم ثمودخراب شد برسرشان یاخداآنهاراهلاک کردیاخاک برسرآنهاریخت (فدمدم علیهم بذنبهم فسواها)بواسطه خاکی که برسرزوج کلمه برترریختند(قدخاب من دساها)یاازحدومیزان الهی فراتررفتند(بطغواها)وناقه (زوج کلمه برتر) راسربریدند(فعقروها)یعنی حدودرابه هم زدند

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

تاچه چیزی رانبینیم ؟ چه کسی نبیند؟

گفته شد شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویدومخاطب او شجره طیبه است:

1.من ترامثل خودم که پاک واولیای خدایم نمی بینم (نگاه خدایی وعشق پاک خدایی مراپوشش داده اندومن نمی توانم آن عشق پاک خدایی رادرتوببینم )

2.نبینیم : مخاطب نبیند

تومرا نبینی که ازاولیای خداوانسان کاملم و دارای هوش سرشاروخداییم درحقیقت برهوش چشمهای توخاک ریخته اندیابارآتش ریخته اندتاتونتوانی درک درستی ازعشق پاک خدایی داشته باشی

اولیای خداوقتی قلم می زنندیاسخن می گویندکلمه برترسخن آنهارامی بردوبه هرگروه ازاهل خودمی دهدتایادبگیرندچون قلم آنهاپوشش می خورداهل آنهادچارشناختهای اشتباه می شوندوسخن درست اولیای خدارانمی توانندبخوبی دریافت نمایند

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

بدنها: بتها ، پیکرها ، اشیاء

درقرآن چشم استعاره ازکلمه برتراست هرکلمه راچشم می گوینداجزای کلمه راکه فرشته ها می باشندرانیزچشم می گویندمردمک های درخشان همان فرشته های کلمه برتراست که دارای هوش فراوانند وبرای انسانهاشناخت دقیق وروشن می آورند

شاعرنقش قلم کفاررابه بدن تشبیه کرده است هم درکل وهم درجزءزیرادربرابرنقش قلم اولیای خداچون پوسته وپیکری بی جان و بی روح است

گفته شدکفارباکلمات خودبت هاوپیکرهادرست می کنندوباآن نقش زده ودرزوج کلمه برتردزدانه واردشده وکلمه را می پیچانند آنها کد اشیاء رابه خودزده ومردم رابه آن می چسبانندبااینکار شناخت های مارادچاراشکال کرده وازهوش سرشارما می کاهند ونقش قلم اولیای خداراپوشش میدهند (هشیاری مردمک های درخشان )

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

ضمیرفاعلی «م» برمی گرددبه :

1.شاعر

شاعربازبان من اولیایی دردعظیم خودوتنهایی اش رادراین دنیا به تصویرمی کشد

اولیای خداباقلم وسخن خودهمواره می کوشندتاهوش سرشارمارابه مابرگردانندآنها کلمه ی خودواهل خودرا«سر» خودمی دانندکه توسط کفاربرآن خاک ریخته شده یاآتش بارشده واهل آنهاتوانایی شناخت عمیق راازدست داده اند

بنابراین شاعردارای دومخاطب است :

1.1.اهل وشجره خود

شاعربازبان من اولیایی تلاش بسیارمی کندتااهل اوعشق پاک خدایی اورابفهمند

2.1.کفار

شاعرتلاش بسیارمی کندتاکفاربه سمت خدابرگردندوچشم های اورادرخاک نکنند

گرچه مستوری خوش است اما بس است

انتظارت دلکش است امابس است. ازشعرتبسم دکترمحمودفتوحی

2.کفاریاهمان کسانی که نگاه وهوش چشمهارادرخاک ریخته اند

درست است که کفاربارآتش برزوج کلمه برتریاشجره طیبه ریخته انداماباهدایت اولیای خداهرباراین بارآتش یاخاک ریخته می شودوکفار ازترس ازدست دادنکلمات خودحقیرانه وچاپلوسانه این شجره را به سمت خودمی خوانند بعبارتی منت آنهارامی کشند

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1398 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم