میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

2.بت تراشی

ببینیم این معنارادرشعرگفتگوی تمدنهای استاد:

گفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا

درتارعنکبوت web

مغزجوان معامله می کنند

اینجابرایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لندن ، اگوست2001

شاعر دراگوست 2001 سفری به لندن داشته وشعر«لندن »را آنجا سروده است این شعر  حکایت ازشهری می نمایدکه مردم آن درخوابندیااسیررویاوتوهم ودیدکافی وشناخت درست درآنها بسیارکم است بطوری که این دیدفقط زندگی ابتدایی آنهارادراین دنیا رقم می زنددرحقیقت این شهرمقریاکرسی حکومت مشرکان است شاعراین شهررابه انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم است این انسان دارای دوچشم است چشم الکترونیکی و آن چون ابزارودستگاهی است که درموردکائنات شناخت سطحی به مردم خود می دهد درحدربات. گردانندگان آن ربات(مشرکان دارای کلمه ) ؛انسانهایی هستندفاقدشعوربشری تاحدی که به شکارمغزها می پردازندازاسارت فکری گرفته تاکشتاربشریت. نقطه ی مقابل این شهرمردمی هستنددارای فکر واحساسی قوی(مشرق نشینان) حاکمان لندن خواهان این هستند که فکرواحساس بشری(مشرق نشینان) را به بندکشیده وبارباتهای خودمحدودنمایندمردمان این شهردم ازتمدن وگفتگومی زننداماحاضربه شنیدن سخنان درست نیستند

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 19 مهر 1398 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن2

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی

ضمیر «ه » درقومه برمی گرددبه موسی

الی قومه :قوم موسی دراینجا اهل او هستندیاافرادشجره طیبه؛ آیه بعداین موضوع راتاکیدو تبیین می نماید

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفا:موسی درحالی که خشمگین بودبه سوی قوم خودبرگشت منظورازموسی می توانددراینجااولیای خدابطورکلی باشدکه درروزقیامت ازاهل خودمی پرسندبازگشت موسی می توانداشاره به برگشت او ودیگرپیامبران درروز قیامت باشدآنان ازاشتباهاتی که اهل خودمرتکب شده اندمی پرسند

قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

قالوا:قوم موسی (اهل موسی)گفتند

مااخلفناموعدک بملکنا:مابه اختیارخودباتو خلاف وعده نکردیم

ولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

آیه فوق علت خلف وعده قوم موسی رابیان می دارد:

 حملنااوزارا:بارسنگین

من زینه :برخی اززینت:کلمات مشرکان چون گنج است هرچه رابخواهندمی توانند خلق کنند اماچون گمراه است مدتی نمی پاید بخاطرهمین دزدانه واردزوج کلمه برترشده  وکلمه رابه نفع خودمصادره کرده ،به انحراف برده وثروت آنان را می دزدند

من زینه القوم :برخی اززینت قوم ، قوم دراینجاشجره خبیثه

کلمه اوزاربه معنای باربد یانامطلوب و گناه رامی رساندکلمه زینت حکایت ازبارسنگین وباارزش می نمایدچون حمل  باربردوش شجره طیبه است قرآن زینت بکاربرده است درحقیقت همان بارآتش شجره خبیثه بردوش شجره طیبه می باشدکه به زوربرآنان بارمی شوداین بارتوسط نقش قلم اولیای خداریخته می شوداینگونه است که  کلمات مشرکان ریخته وسوخته می شود( فقذفناها).گفته شد گناه برشجره طیبه عارضی وازروی نادانی است لفظ به اختیارنبودن این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

فکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی

ف :فای ترتیب وتاخیرذهنی برای جداسازی مطلب و فای نتیجه

پس این چنین  افکند( قلم زد) سامری چگونه ؟

شرح آن اززبان قوم یااهل موسی آمد: سامری کتاب خودرانقش زدبه این صورت که  برابرکلمات موسی یااهل موسی بت یاکلمه ساخت ودرداخل اهل او شد وبرآنهابارآتش ریخت این پیکری که برابرکلما ت موسی درست کردو براهل او بارکردهمان گوساله ای است که جسداست فقط صداداردیاوسوسه یاشناخت زشت می آورد(فاخرج لهم عجلا جسداخوار)

فقالواهذاالاهکم واله موسی

ضمیرفاعلی «واو» برمی گردد به برخی ازقوم موسی یا قوم سامری .چون همه ازکلمه برترنورمی گیرندبنابراین قرآن قوم سامری را قوم موسی می نامد

هذاالاهکم واله موسی : قوم سامری به قوم موسی می گوینداین گوساله خدای شماست وخدای موسی یعنی اینکه گوساله رابپرستید

فنسی :پس فراموش کرد

«ف» درفنسی فای ترتیب ذهنی و فای نتیجه

ضمیرهودرنسی برمی گردد به سامری

پس سامری فراموش کرد چه چیزی را؟

عهدی که خداازاودرعدم گرفته بودکه ازپیامبران پیروی کنیدودرشنبه تجاوزنکنیدآیات بعدآن راتاکیدوتبیین می نماید:

افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی   

لفظ «فتنتم » اشاره به عهدنخست یاعهدی که خدادرزمان خلقت ازسامری وقومش گرفت

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما.94

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتها

 ضمیرفاعلی «هو» درقال فماخطبک برمی گردد به موسی

ضمیرفاعلی «هو» درقال بصرت برمی گرددبه سامری

من اثرالرسول :از کلمه برتریعنی بواسطه نورزوج کلمه برترقرآن «پا » رااستعاره اززوج کلمه برترنیزمی گیرد

وکذلک سولت لی نفسی:سامری چگونگی حیله کردن خودراتوضیح می دهدکه همان چگونگی بت تراشیدن بااسمهای شجره طیبه می باشد(نورگرفتن غیرقانونی ازاین اسمهاوبارآتش ریختن برآنها)

قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس:ضمیرفاعلی «هو» درقال برمی گردد به موسی ضمیرفاعلی «انت » درفاذهب وتقول برمی گرددبه سامری

موسی ع گفت همانابرای تو ای سامری درزندگی دنیااینگونه است که می گویی به من دست نزنیدیامرامسح نکنید

مساس :مالش (اسم فعل امر)

لامساس :مس نمی کند

وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا:اله سامری همان کلمات یااسمهای فعال خدادرنزداومی باشد که باآنهافسادمی کندموسی به او می گویدکلماتت سوختنی است یادردریا(زوج کلمه برتر) ریختنی ونابودشدنی است

نتیجه : موسی به سامری می گویدچه شدکه به شرک روی آوردی گفت فهمیدم که می شودازنورشجره طیبه یازوج کلمه برترگرفت وباکلمات خودبت درست کرداین دانستن مرافریب دادموسی به او گفت :برای تو درزندگی دنیااینگونه خواهدبودکه بگویی کسی به من دست نزند(زیرااگرکسی به او بچسبدخواهد مردزیراهرباربابتهایش اقدام به قتل شجره طیبه  می کنداو پیوسته خودراپشت بتهایش مخفی می کندتانمیرد).امابدان مدت زندگی تو درنزد خدامعلوم است ودرزمان مرگ تو تاخیری بوجودنخواهدآمدوکلمات تو یااله تو قطعا ریختنی وسوختنی خواهدبودتنهاخدای شماالله است که جزاو معبودی نیست وعلم او همه ی کلمات رادربرگرفته است

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای 



تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم