می ترسم من از ویل و واویلایت

ازمحشروازقیامت کبرایت

ازنیش ونماز وکم فروشی کردن

ازعهدشکسته وغم مولایت

***

دلم مثل سیر وسرکه می جوشد امانت ماراشکستند

***

وقتی یاسهاشکسته می شوند

مرغابیهاسرودباران می خوانند

شهادت زهرای مرضیه ، پاره تن رسول ع رابه پنج تن زنده وجاویدع تسلیت می گویم

امشب علی وحسین وحسن وزینب وام کلثوم اشک می ریزند

امشب فرشته هابرتمام ظالمین لعنت می فرستند

وتاریخ این لعنت را بدوش می کشد

زمانی نمانده تامارخت عزا ازتن بیرون کنیم

برای پسرفاطمه ع لباس نو بپوشیم

خدایا به ماصبروایمان وعمل صالح عطا کن

***

پایان داستان زکریا ویحیی ع

وحنانامن لدنا

حنان :آرزوکننده چیزی ، بخشاینده ، متوجه شونده ، یکی ازنامهای خدای تعالی ، تیرکه صدا ، راه آشکارو پیدا

نکته : خدایحیی ع را مهربان ، بخشنده بواسطه خودش می داند

وزکاه

زکاه : پاکیزه کردن مال ، پاکیزه ونیکو

نکته : وپاک بود؛ ازپاکان بود یامال خودراپاک می کرد(اسم خداراکه دردست مشرکان بودپاک می کرد)

وکان تقیا

نکته : یحیی ع پرهیزکاربود. ازگناه دوری می کردفطرتا. تاییدی برآیات قبل است

وبرابوالدیه

نکته : به والدینش نیکی می کردیعنی :

1.به پدرومادرش نیکی می کرد

2.یعنی بواسطه کلمه اش که کلمه برتربودخوبی میآورد

چون اولیای خداصاحب کلمه اندوازکلمه ی پاک بدنیاآمده ودرآن رشد می کنند پس کلمه آنهاحکم سرپرست را دارد. چون کلمه آنها زوج است پدرش پیامبربودومادرش ازپاکان . به همین علت قرآن کلمه سرپرست اورا والدین گفته

 ولم یکن جباراعصیا

نکته : ولم یکن جباراعصیایعنی اینکه باقلم خودمهربانی می آوردونافرمان خدانبود

حال ببینیم صفات دیگریحیی را درسوره آل عمران آیه 37 :

ان الله یبشرک بیحیی مصدقابکلمه من الله وسیداوحصوراونبیامن الصالحین .

1.مصدقابکلمه من الله

نکته :قرآن وکلمه برترراتایید می کندوقبول دارد(کافرو مشرک وشکاک نیست   )

2.سیدا

مهتروبزرگوار،باشرف

3.حصورا

پنهان دارنده ی راز ، مردی که اززنان بازداشته شده یاآنکه بزن رغبت نکند

نکته : دراینجاقرآن متذکرمی شودکه یحیی ع به زنان تمایل ندارد، عدم تمایل وی به زن  فطری اوست ، ازشهوت مبراست. پیشتردراین موردگفته شدکه پیامبران شهوت ندارندامابازنانشان بخوبی برخوردکرده وبسیارمهربانندوبرای ادامه نسل وفرزنددارشدن به طورطبیعی مشکلی ندارند

4.نبیا: ازپیامبران است

5.ومن الصالحین : ازپاکان است

ادامه سوره مریم آیه14:

وسلام علیه یوم ولد

نکته  : خدابه این فرزندسلام می فرستد. باتوجه به برداشتهایی که ازتولدیحیی داشتیم . خداتولداوراازخلق اول تاخلق ثانی ومتولدشدن در دنیا می داند .

توجه : لفظ مرده ،زنده ، بعث (بیدارشدن ،زنده شدن وبرانگیخته شدن) رابایددربسترکلام قرآن معناکردزیرااین مفاهیم اعتباری است

خدالفظ زنده را درقرآن درمعانی ذیل بکارمی برد- شرح آن به استنادآیات قرآن بماندبرای بعد- :

1.ازعدم به نظام واردشدن

2.ازنظام بدنیاآمدن

3.افراددارای کلمه راخدازنده خطاب می کند.لفظ دابه درقرآن به این معنانیزاشاره دارد. البته درمواردی بنابه موقعیت فقط اولیای خودرازنده می دانداین رابایددربسترکلام خداشناخت

4.کسی که درقیامت است

5.آنهایی که ازدنیا رحلت کرده انداماوجوددارنداطلاعات آنهاوکدوجودی آنها درکلمه برتربرای برانگیخته شدن وزنده شدن درقیامت نزداولیای خداودرکلمه آنهاذخیره است

6.انسانهای مومن ومسلمان . گروه دست راستی

7.ازقیامت رفتن به جهان آخرت یابهشت ابدی

ویوم یموت

نکته : واژه مردن درقرآن کاربردهای زیادی داردکه بعدامفصل  به استناد آیات قرآن به آن خواهم پرداخت ازقبیل:

1.ازخلق اول رفتن به خلق ثانی خطاب به اولوالباب

2.ازبدنیاآمدن تارفتن روح ازبدن

3.ازاین دنیابه قیامت واردشدن

4.پاک شدن اسم واطلاعات فردازاین نظام(مخصوص اولیای غایب ازنظراست چون عیسی مسیح ع ).البته این پاک شدن بااسم واطلاعات قبلیست درصورتی که بااسم واطلاعات دیگردرنظام حضوردارند

5.انسانهایی که دردنیا هستنداما بیدارنیستندخدابه آنها خفته هم می گوید.اصطلاح شب برای کلمه این معنارانیزمی رساند

5.اصحاب قلمی که کارخدایی نمی کنندزنده اندامادرحقیقت مرده اند

6.گروه دست چپی یاگروه افرادمشرک وکافر

7.ازقیامت رفتن به آخرت یابهشت ابدی

توجه : خدابه حضرت یحیی درروزی که می میرد سلام می فرستداین یعنی چه ؟

1.وقتی خدا اوراواردکلمه برترخودمی کندیعنی هستی اوشروع می شودخدابه اودرودمی فرستد

2.وقتی ازاین دنیارحلت می کندخدابه اودرودمی فرستدچون ازپاکان است

 ویوم یبعث حیا

چون یحیی ع ازپاکان است ودارای کلمه آیه : یوم یبعث حیارامی توان اینگونه خواند:

1.سلام بریحیی روزی که پا می گذارد به این دنیا درحالیکه زنده بوده است . خدا افراددارای کلمه راهنگام بدنیاآمدن زنده می نامد.لفظ بعث این معنا  راتاکیدمی کند

2.سلام بریحیی روزی که به قیامت واردمی شود. ازقبربیرون آمده درحالی که زنده است یعنی هم کلمه داردهم زنده شده است وازخواب  درعدم بیدارشده

پایان داستان زکریا ویحیی درقرآن

***
ایام فاطمیه ع
وقتی غم روی شانه های علی سنگینی می کرددیگرفاطمه نبودماماندیم واین همه غربت

آفتاب بشدت تمام می تابیدومن تنهای تنها لب تشنه می رفتم کویربودوبیابانی پراز شن . گاهی می نشستم؛ بیابانی برهوت ومن کجای تاریخم؟ اشکهایم راباگوشه ی چادرم پاک می کردم وقتی نگاه می کنم به این بیابان جز غربت صدایی بگوشم نمی رسدوقتی طوفان می شودوقتی ریگها به رقص درمی آیندتنها یک صدادرگوشم زمزمه می کند« تنم به دونیم شدنیمی به گریه نشست ونیمی به رقص برخاست » همین صدابه من نیرو می دهد.به پاهایم می گویم برخیزاین سراب تمام می شودمگرنه این است که آخرحرف ما این بود« من و وقت تمام شدیم برویم »؟! حالا بنویس بنویس بنویس بنویس : ایوب ، زینب ، فاطمه ، علی. بنویس حسین ، بنویس غربت رضا، بنویس خدا! حالا اشکهایم راپاک می کنم می گویم ظلم تمام خواهدشدوخواهنددانست آه مظلوم چها می کند ، لب چشمه افطارمی کنم :

اذیستغیثون ربکم فاستجاب لکم انی ممدکم باالف الملائکه مردفین وماجعله الله الابشری ولیطمئن به قلوبکم وماالنصرالامن عندالله ان الله عزیز حکیم .انفال 9



تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1396 | 01:03 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
وامادارم شرح داستان عیسی مسیح ع را می نویسم دریایی است بیکرانه تابادچنین بادا
این روزها زیادبیادکودکی هایم می افتم وقتی که به کلاس اول رفتم  شوق وذوق نوشتن وخواندن چنان درمن بودکه حتی قلم نمی توانستم به دست بگیرم چه روزی بودمداددرروی دفترم ومن نمی توانستم بنویسم. حالا بنویس! بنویس معصومه :آن مردآمد آن مردبااسب آمد. باباآب داد . بابانان داد. سارااناردارد. دارا اناردارد.عطربابا می آید...
***
این روزها میان باغها قدم می زنم
باغ نرگسها
یاسها
مریم ها
باغ شب بوها
این روزها عطرعیسی می آید
عطربشارت

تولدحضرت یحیی ع

یایحیی خذالکتاب بقوه

توجه : تاحال گفتگوبین خداوزکریا بودبه یکباره صورت سخن تغییرکرده وکلام متوجه یحیی شدبراستی چرا؟

برای پاسخ دادن به آن بایدازاول سوره تااینجارا مرورکنیم :

سوره مریم ابتداباحروف مقطعه شروع شده .این حروف راباشکل بیان آن ذکرپروردگارزکریا برای فرزنددارشدن وی می داندزیرا:

آن را ذکرمی گویدهمانطورکه قرآن ذکراست یعنی بیادآوردن آنچه خدادرابتدادرکلمه اول قراردا(چه شناختهای درست به مردم چه تولدیحیی ع ). پس تو ای زکریاآن را(ذکریااین حروف را) درنظام قراربده تانظام بیاد بیاوردتولدیحیی را؛ به همین خاطرموضوع فرزنددارشدن زکریا را بعدآن بیان می دارد

خدابااینگونه سخن گفتن مارابه فکروا می داردتاربط بین قسمت اول وقسمت دوم کلام را پیدا کنیم ببینیم چگونه ؟

قسمت اول :

کهیعص .ذکررحمت ربک عبده زکریا.اذنادی ربه نداء خفیا. قال رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیباولم اکن بدعائک رب شقیاوانی خفت المولی من وراء ی وکانت امراتی عاقرافهب لی من لدنک ولیایرثنی ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیایازکریاانانبشرک بغلام اسمه یحیی لم نجعل له من قبل سمیا. قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقراوقدبلغت من الکبرعتیا.قال کذالک قال ربک هوعلی هین وقدخلقتک من قبل ولم تک شیئا. قال رب اجعل لی آیه  قال آیتک الاتکلم الناس ثلاث لیال سویافخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوابکره وعشیا

قسمت دوم :

یایحیی خذالکتاب بقوه وآتیناه الحکم صبیاوحنانامن لدناوزکاه وکان تقیاوبرابوالدیه ولم یکن جباراعصیاوسلام علیه یوم ولدویوم یموت ویوم یبعث حیا. سوره مریم

 یایحیی خذالکتاب بقوه .

1.می توان گفت ای یحیی یعنی ای پدرزکریا . نام پسررابیان می نمایدازآن نام پدررا اراده می کند. درآیات قبل دلیل خلقت یحیی راباوضع موجود ،آسانی خلقت زکریابرای خدامی داندچه درخلق اول چه درخلق ثانی . دراینجابرعکس هم می توان نتیجه گرفت .ازطریقه خلق پدراراده فرزندراهم کردیعنی خلق اول یحیی برای من کاری نداشت آیا خلق ثانی برای من مشکل است ؟

2.یحیی چون گونه ی زکریاست یافرزندزکریاست وازکلمه پاکان است .یایحیی خذالکتاب یعنی ای کلمه پاک که کلمه زکریایی اسم یحیی رابگیرو درنظام قراربده

3.یایحیی یعنی ای کلمه پاک (کلمه زکریاست) اسم یحیی رابگیرونامه را بزن

4.اگرماازآیه قال کذلک راسخن زکریاهم بگیریم . تحقق امر را زکریا دارد می بیند

5.بعدازپایان گفتگوبین خداوزکریاآیه فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوابکره وعشیاقرآن بیان می داردیایحیی خذالکتاب بقوه ؛ بخاطراینکه اعلام کندزکریاباتوصیه خداکارراانجام دادویحیی یا کلمه یحیی رادرنظام قراردادویحیی بدنیا آمد

یایحیی خذالکتاب بقوه

چراخدا می گوید : ای یحیی کتاب را با قوه یانیرو بگیر؟

1.کلمه یحیی درحالی درنظام قرارگرفت که صاحب کتاب وعلم بودلفظ«قوه » این موضوع را تایید می کند.کتاب همان قرآن است و قوه یعنی دارای نیروی نامه زدن واین حاصل نمی شودمگراینکه صاحب کلمه باشی یاابزارنامه زدن داشته باشی (یحیی بلقوه توانابودابزارنامه زدن داشت )

2.ای زکریا، پدریحیی، نامه بزن باکلمه ات درنظام

3.ای یحیی حال که تو بدنیا آمدی - چون زکریا به توصیه خداکارهایی که لازم بوده انجام داده حال یحیی بدنیا آمده وخدابه او اشاره می کند: یایحیی خذالکتاب بقوه

یعنی ای یحیی حالاکه تودردنیاوجودیافتی   بانیرویعنی  باکلمه ات قرآن رااجراکن  . آیات بعداین مضمون را تبیین وتایید می کند

وآتیناه الحکم صبیا

نکته : یعنی ای یحیی !حال که به تو کلمه  وکتاب دادیم تومجری مایی درنظام . درچه وقتی ؟

حالاکه تو کودکی بسیارکوچک هستی. صبی کودک شیرخوارونوزادرامی گویند.پیامبران ازلحظه بدنیا آمدن توانایی پیامبری ونامه زدن دارند

البته صبی به معنی مهترهم می باشدپس می توان  آیه را اینگونه هم خواند: وبه او حکم دادیم وکارگزارماشددرحالی که مهتر،سرور،سرپرست وکارگزاربود. به عبارتی سرپرست بودن او مسبوق به  عدم است( بصورت بلقوه )ومجری بودن  ازوقت بدنیا آمدن می باشد.

وحنانامن لدنا

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

 خانه ی خدا

وقتی ترادعامی کنم

تبسمت چه زیباست دلبندم!

میگویی فرشته های نگه دارنده ؟

می گویم ابابیل

عبدالمطب بازبگواین  خانه خدایی دارد


بشارت تولدیحیی ع قسمت سوم

 قال رب اجعل لی آیه  قال آیتک الاتکلم الناس ثلاث لیال سویا

قال رب اجعل لی آیه 

نکته : گفت پروردگارا قراربده برای من نشانه ای یعنی چه ؟

جواب : یعنی ای خدا روال کاررابرای من بگو .دراصل قرآن بااین نوع سخنوری می خواهد به ما آموزش دهدکه زکریا چه کرد وگرنه او خود می دانست .

 قال آیتک الاتکلم الناس ثلاث لیال سویا : خداوند گفت : سه روز بامردم سخن نمی گویی درحالی که ازنظرسلامت مشکلی نداری ؛ یعنی چه؟

ما می توانیم دومعناازاین آیه بگیریم :                       

سوی :راست وبرابر، استوار،سالم بااعتدال وتمام خلقت

1.لاتکلم الناس : سخن گفتن صاحبان عقل را خدا نطق می نامداما وقتی بخواهندپیامبران بافرستادن فرشته هایشان درنظام به مردم شناخت درست بدهند قرآن واژه تکلم را می آوردیعنی ای زکریا سه شبانه روز قلم نزن درحالی که کاررابه استواری وراستی قلم زده ای یعنی کاررامحکم کرده وازنظام رفته ای

2.سه روز بامردم سخن نمیگویی درحالی که سالم هستی .مشکلی درسخن گفتن تو نیست نه درخودت نه درکلمه ات (نقصی درکلمه ی تونیست)

منظورازثلاث لیال یا سه شب چیست  ؟

جواب : گفته شدکه خداکلمه را به وقتهای گوناگون تقسیم می کندازقبیل : شب ، صبح ، روزو...شب درقرآن غیرازاطلاق آن برکل زمان دنیا یعنی تاوقتی که هنوزقیامت نیامده است ، به جزء آن که قسمت آخرکلمه فعال خدا، زمانی که کلمه ،باصطلاح پیرشده وتاریزش اسم خدازمانی بیش نمانده هم اطلاق می شود . گفته شدکلمه صدقسمت داردوبه آن ده دهی هم می گویندیعنی هربارده تا ده تابکاربرده می شودوقتی خدا می گویدسه شب قلم نزن یعنی درسه قسمت آخرکلمه که می شودسی تا، دیگرقلم نزن .یعنی الان قلم بزن- زیراباوصفی که داده درست همان موقع است -بعدازاینکه قلم زدی صبرکن تاسه قسمت آخرشب بگذرد یعنی سی تا.

درآیات قبل آمده بود: وکانت امراتی عاقرا وقدبلغت من الکبرعتیا. لفظ کبرحاکی ازپیری نظام است ولفظ عتیاانحراف زیاد آن رابیان می کند.بدنبال آن آیه  : الاتکلم الناس ثلاث لیال سویا آمده به  اینکه کلمه خیلی خیلی پیرنشده یا به انتها نرسیده . زیرا می گوید سه شب قلم نزن .حالاکه سه قسمت ازده قسمت کلمه مانده یاسی درصد آن مانده قلم بزن.

سوره آل عمران آیه 37 این معنا را تایید می کند:

رب اجعل لی آیه قال آیتک الاتکلم الناس ثلاثه ایام الارمزاواذکرربک کثیراوسبح بالعشی والابکار.سوره آل عمران 37

ثلاثه ایام یعنی سه قسمت ازآخرکلمه (قرینه : پیری کلمه دراین آیه :قال رب انی یکون لی غلام وقدبلغنی الکبروامراتی عاقرسوره آل عمران 37 ). یوم درقرآن غیرازمعنی روزبه دوره یا قسمتی اززمان نیزاطلاق می شودباتوجه به اینکه درآیه سوره مریم آیه 9به شب اشاره کرده ودراین آیه به سه روز یعنی همان سه قسمت ازآخرکلمه یعنی سی تای آخر 

فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم

نکته : آیه بالابه قلم زدن ونامه زدن زکریای پیامبراشاره دارد.

منظورازقومه  چیست ؟

جواب : گفته شدکه اولیای خداباکلمه خودنامه زده وبااهل خودیاشجره خودفلک را حرکت می دهندباتوجه به اینکه فرشته هایشان به کل نظام فرستاده می شودو دونظام دریک نظام است. قوم به موارذیل اطلاق می شود:

1.فرشته های کلمه برتر

2.فرشته های پیامبرباافرادخودیعنی دست راستی ها

3.کل کلمه یاکلمه مشرکان (تمام افرادوفرشته های داخل نظام )

پیامبرنامه زدوکلمه را ترک کردپس وحی کردبه آنها

فاوحی الیهم ضمیر«هم » به چه کسانی برمی گردد:

درمرتبه اول به اهلش که فرشته هایش ودست راستی هاهستنداماچون درحقیقت همه به نوعی تسبیح خدامی گویندوکلمه راپاک می کنندمی تواندبرکل کلمه اطلاق شود(یسبح لله مافی السموات ومافی الارض ) ولی مسئولیت اصلی به دوش شجره خودشان ، شجره طیبه می باشدحال بنگریم این معنارادرسوره آل عمران آیه 37:

رب اجعل لی آیه قال آیتک الاتکلم الناس ثلاثه ایام الارمزاواذکرربک کثیراوسبح بالعشی والابکار.

سخن رمزی  پیامبریادآورآن قسمت از داستان قوم لوط می باشدکه فرشته ها به او گفتندشبانه بااهلت حرکت کن وکسی را متوجه نکن .دراینجا قرآن این معنا را متذکرمی شودکه نامه بزن جوری که کسی متوجه نشودتوچکارمی خواهی انجام دهی یعنی هشداری به آنهانده ویادکن خدایت  رابسیاروپاک کن شبانگاه وصبح .

 ان سبحوابکره وعشیا

نکته :سبحوایعنی ای فرشته ها پاک کنید  نظام رادرتمام اوقات . صبح وشب کل وقت را می رساندیعنی درتمام روز و پیوسته .

خدابه زکریا می گوید سه قسمت اخرشب را نامه نزن  آیه : ان سبحوابکره وعشیا .می خواهد به ما بفهماند، درست است که زکریا دیگرنامه نمی زندامافرشته های او تانامه مجددااو که صبح کلمه هست حضورداشته و به پاک کردن کلمه ودادن شناخت درست مشغولند .همین معنارابنگریم درسوره آل عمران آیه 37:

الارمزاواذکرربک کثیراوسبح بالعشی والابکار.

اذکرربک کثیرا: شدت ، توالی وفرم کاررامتذکرمی شود

ادامه دارد...

 



تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1396 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

یاامام رضاع
قربت را همیشه باقاف می نویسم
***
بشارت تولدیحیی ع قسمت دوم

 قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقرا وقدبلغت من الکبرعتیا.

نکته :اول سوره مریم  ، باحروف مقطعه شروع شده وخدا آن را ذکرپروردگارحضرت زکریا برای فرزنددارشدنش وچینشی برای اصلاح نظام بیان نموده ؛گفته شد ؛ متن دعای زکریادونکته را متذکرمی شود :1. فرزندنداشتن زکریادرحالی که پیراست وترس وی ازنبودن سرپرست وجانشینی برای بعدازخود 2.اوضاع بد نظام . اما بعدازمژده خدا به او این مضمون دوباره ازقول زکریا تکرارمی شودبراستی چرا ؟

آیه :قال رب انی یکون لی غلام وکانت امراتی عاقرا وقدبلغت من الکبرعتیا.

 درست همان مضمون آیه : انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا... وکانت امراتی عاقرا.

راداراست              

جواب : گفته شدبایدبه تکرارهادرقرآن توجه کردهرتکراری علاوه براینکه معنای قبل را متذکرمی شودآن رانیز تبیین می کندوهمراه خودواژه ای جدید باتعریفی جدیدو مطلبی تازه می آورد بعبارتی درجدیدی به روی ما می گشاید

حال ببینیم این معنارا:

1.آوردن واژه های جدید

آیه : انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا برابرآیه قدبلغت من الکبرعتیامی باشددرحالی که حاوی واژه های جدیدی است

2.تاکید وتبیین می کندمعنای قبل را؛ بواقع هرکدام دیگری را تاکیدوتبیین می نمایند

وقتی می گوید:استخوانم سست شده وسرم شعله ورشده یعنی هم پیرشده ام وهم نظام وضع بدی دارد، به نهایت کجی رسیده. اگرمامفهوم این آیه رابخوبی  متوجه نشویم تکرارآن به شکل دیگرمارادرفهم بهترآن کمک می کند: من پیرشده ام وازشدت پیری پشتم کمانی شده است(عتیا: دوتاشدن پشت )  ازطرفی معنای دیگر«عتیا »بزرگ منشی و گذشتن ازحداست که اشاره به وضع موجودنظام است یعنی کلمه یانظام مشرکان ازمیزان الهی دورشده است ؛ وقدبلغت من الکبرعتیا. یعنی نظام من ( پیامبردراینجا خودرا صاحبخانه  یاسرپرست نظام می داندقبلا توضیح آن درداستان قوم لوط داده شد) به پیری رسیده درحالی که ازحدگذشته .هم به او فرزندنمی دهد هم به کلمه او بارورنمی شودتا زوج شود ودرستی بیاورد

3.سوال وتعجب زکریا باب جدیدی رابرای ما می گشاید(آیات بعدگویای آن است) :

عکس العمل زکریابه بشارت تولدیحیی ازطرف خداهمانندکسی است که چیزی ازکسی بخواهدکه غیرممکن است اماآن فردبه  او وعده ی تحقق خواسته ی اورا بدهد دراینجا فردطبیعتا دچارشگفتی می شودو می پرسدچگونه ممکن است ؟ مگر می شودامرمحالی تحقق پذیرد؟ زکریا به خدا می گوید چگونه من دارای فرزند می شوم درحالی که همسرم نازااست - شرح داده شد - همین سوال وتعجب زکریای پیامبرمارابفکروامی دارد

دراول سوره می گویدهمسرم نازاست یعنی توانایی فرزنددارشدن راندارد-توضیح داده شد- تکرار این مطلب برای باردوم برای بیان نمودن چگونگی عقیم بودن و فرزنددارشدن وی است

بنگریم به آیات بعد، این موضوع را تبیین می نماید:

قال کذالک قال ربک هوعلی هین

نکته : قال کذلک : خداگفت اینچنین است یعنی ای  زکریای پیامبرباوجوداین مشکلات توفرزنددارمی شوی . قال ربک هوعلی هین : خدابه زکریامی گوید: که این کاربرای من آسان است

چراقرآن دوبارقال را آورده ؛ قال کذلک. قال ربک هوعلی هین ؟ می توانست بگوید : قال کذلک ربک هوعلی هین مگرنه این است که قرآن دارای ایجازفراوان است ؟

گفته شد این نوع سخنوری قرآن است برای بازکردن معانی بیشترچگونه ؟

1.اگرهردو « قال» را سخن زکریا بگیریم . بواقع آن دید زکریا به امرخداست .

اگربه آیه قبل آن خوب نگاه کنیم؛ این شائبه ممکن است درذهن بوجودبیایدکه مگرپیامبربه قدرت خداایمان نداشته است پس دلیل این تعجب چیست ؟ بخاطرهمین است که بعدازتعجب وسوال دوتا« قال» آورده است . قال اول جواب زکریا به سوال وتعجب خوداست . یعنی بله اینچنین می شودوقال ربک هوعلی هین یعنی من می بینم که پروردگارم برایش این کارآسان است وتاییدقال کذلک است . درواقع اوخودباتوجه به علم وحکمتی که داشت دید وقوع این امرحتمی است زیراخداهم زمینه این کاررابرای او درنظام بوجودآورده هم بادادن علم وحکمت به او ؛ تولدیحیی را محقق خواهدکرد

2.اگرما دو« قال » را سخن خدا بدانیم . برای اینکه خداچگونگی کارخود واولیائش را به تصویربکشد سخن زکریا را بصورت تعجب و پرسش بیان کرده است آیات بعداین موضوع راتبیین می نماید (خداهم زمینه رافراهم کرده هم علم وحکمت داده به اولیائش تاامراورامحقق نمایند)

قال ربک هو علی هین دونکته رامتذکرمی شود :

1.اگر« هین» را به  معنی «رفق » و « مدارا» بگیریم معنی آن می شود: گفت پروردگارت آن ( هویعنی اسم فعال خدا) برای من سازگارمی شود، باوجوداین همه سرسختی که الان درآن(اسم فعال خدابدست مشرکان ) هست بامن موافق می شودوتودارای فرزندمی شوی. بخاطراینکه خدا ازقبل هم اندازه ها را درست کرده  هم کلمه برترش که دردست اولیائش است دارای قدرت فوق العاده  است

2.اگرمعنی «هین » را آسان بگیریم  قرآن می گوید: باتمام وجودمشکلات ،امرفرزنددارشدن زکریا برای  خداکاری ندارد وآسان است

براستی چرا ؟

خدادلیل می آورد :

وقدخلقتک من قبل ولم تک شیئا

زیرا: ای زکریاوقتی که  توازقبل هیچ چیزی نبودی  خلق کردم ترا

ولم تک شیئا یعنی چی ؟

گفته شد شی یعنی کلمه . یعنی وقتی که اسم تو وکلمه تو درنظام وحتی درکلمه اول نبود من تراخلق کردم . منظورخداازخلق ، خلق اول است یعنی درابتداکه کلمه اول را آفریدم وهیچ اسمی درآن نبودمن توانستم اسم وکلمه تراخلق کنم ودرعدم قراردهم( وقتی هیچ چیزنبودی تراخلق کردم ) این کاریعنی  خلق اول سختراست ازاینکه اسمی درکلمه اول باشد وتوفقط بخواهی آن رادرنظام قراردهی تابدنیا بیاید

حال همین مفاهیم را قرآن درسوره آل عمران آیه 39متذکر میشود:

قال رب انی یکون لی غلام وقدبلغنی الکبروامراتی عاقرقال کذالک الله یفعل مایشاء .

قال رب انی یکون لی غلام وقدبلغنی الکبروامراتی عاقر

نکته : داستان تولدحضرت یحیی بازاویه ی دیدجدیدی دوباره درسوره آل عمران آیه 37به بعد تکرارشده است  درحالی که پیوندی جالب باداستان حضرت مریم برقرارکرده است.البته جای بحث زیادی دارد.درسوره آل عمران آیه 39باتوجه به فرم جدید داستان ، بطورکلی اشاره به پیری زکریا ونازابودن همسرش واوضاع بدنظام شده است

قال کذالک الله یفعل مایشاء .

نکته : ماآیه فوق را می توانیم هم سخن خدابگیریم هم سخن زکریا. دراینجابجای «قال» دوم قرآن لفظ «الله » را گذاشته است ؛البته  دراینکه ماآن را دوگونه بخوانیم تفاوتی ایجادنمی شود-شرح داده شد - .قرآن دراینجابنارابرکلی گویی گذاشته ضمن اینکه همان معانی سوره مریم رامتذکرمی شود

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 21 بهمن 1396 | 12:45 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
عطرامام ع
خیلی که دل تنگ می شوم ، خیلی که دلم می گیرد، تصویرامام خمینی راروبروی خودم می گذارم نگاه می کنم ، تمام غمهای دنیاراازیاد می برم عجب آرامشی می دهدبه من ! مردان خدااین چنینندبوی بهشت می دهند
امروزبنری ازامام دیدم واقعاماندم ازاین همه خباثت درتصویرنشان میدادکه امام درحال غرق شدن است .شماکمترازآنید که بخواهیدزحمات امام راهدردهیدبقول امام خمینی عزیزامریکاهیچ غلطی نمی تواندبکنداین پرچم خواهدماندتاروزی که پرچمدارش امام عصرع شود
واماسماور

مادربزرگم ازصدای سماورمی ترسیدبااینکه چای راخیلی دوست داشت می گفت سماورکه صدا می کنددلم می لرزد، حال دانستم چرامادربزرگم ازصدای قل قل سماورمی ترسیداما من هرگزازقل قل سماورنمی ترسم همانطورکه ازگوساله سامری نمی ترسم:
وقتی ساعتها به ابتذال حرکت می کنند
چشم ها ثانیه هارامی بلعند
تاامیدی بدرخشد
***
سرچشمه نشسته ام
گل واژه هارامی شویم
تایک سبدغزل ناب
برایت هدیه بیاورم

   ***

طلب فرزندکردن زکریا درپیری : بشارت خدابه زکریابه تولدیحیی ع                       

وانی خفت الموالی من وراء ی

وبراستی که من می ترسم ازسرپرستان بعدازخودم

نکته : این آیه اشاره داردبه اینکه :

1.بایدچندپیامبرباهم درزمانها باشندتانقص درنظام برای پیشبردهدفهای متعالی ورشدبشریت پیش نیاید

2.هرپیامبری باعث بوجودآمدن پیامبری دیگروازدیادشجره طیبه می شود

توجه : زکریا نمی گویدبعدازمن فرزندی نیست ومن ازنداشتن فرزند بعدازخودمی ترسم می گویدازسرپرستان بعدازخود می ترسم . سوره طه آیه 24: قال رب اشرح لی صدری ویسرلی امری واحلل عقده من لسانی . یفقهوا قولی واجعل لی وزیرامن اهلی هارون اخی اشددبه ازری واشرکه فی امری کی نسبحک کثیراونذکرک کثیرا.انک کنت بنابصیراقال قداوتیت سولک یاموسی ولقدمنناعلیک مره اخری . حضرت موسی ازخدامی خواهدبرادرش هارون رادستیاروکمک کارش قراربدهدبرای اینکه امرهدایت مردم وپاک کردن کلمه مشرکان سریعتروبیشترشودقرینه آن دراین آیه :کی نسبحک کثیراونذکرک کثیرا می باشد.مسلمادرزمان زکریای پیامبراولیای دیگری بوده انداما چون زکریابه سن کهولت رسیده  است ازخدا می خواسته که «ولی » دیگری بدنیا بیایدتاهم نسل او (شجره طیبه )حفظ شودهم جای خالی اورا پرکندتاکمک کاراولیای دیگرباشد

وکانت امراتی عاقرا

عاقر:زن نازا، ریگ توده بلند، مردیکه اورافرزندنشود، ریگ که هیچ نرویاند، زن بی نظیرو بی عدیل

نکته : آیه بالابه نکات ذیل اشاره دارد:

1.زنم نازاست یعنی کلمه قدرت تولیدفرزندمراندارد(بطورطبیعی انسان عقیم بچه دارنمی شود) . زن اینجا یعنی کلمه یانظام مشرکان . یکی ازمعانی عاقریعنی ریگ که هیچ نرویاند؛ گفته شدکه سنگ و گل به فرشته ها هم درقرآن اطلاق می شودبه اعتباراینکه خدااسم فعال خودراخاک و زمین هم می نامد

2.زن دراینجازن زکریامی باشد که قدرت باروری ندارد.

3.خدادرقرآن می فرمایدمابه هرکس بخواهیم دخترمی دهیم یا پسریاهردو وهرکه رابخواهیم عقیم می کنیم . این موضوع شرح زیادی می طلبد. خدادرقرآن گونه گونه به آن اشاره کرده امابطورمجمل می توان آن را درسوره طارق درخلقت انسان دید.ان شاء الله بعدبه آن خواهم پرداخت. گفته شد دکترمحمودفتوحی درشعر«حسن یوسف» و«پیچک ها» آن را توضیح داده اند.

 دراینجا طبق وضع موجودنظام که مشرکان آن را پیشبرده بودنداسم فرزندزکریاازعدم بیرون نمی آمده تامادرش به اوباردارشود، همسراو به این سبب عقیم بوده است

فهب لی من لدنک ولیا

نکته : زکریا دعامی کندکه خدایا به من فرزندی عطا کن که ولی باشد، ازپاکان باشد، پیامبرباشد

یرثنی ویرث من آل یعقوب

نکته : زکریا چون خودش پیامبربوده وهمسرش ازصالحین ،ازخانواده حضرت یعقوب ، دخترپیامبر، دردعا این نکته راذکر می کند

ببینیم این معنارادرسوره انبیاآیه 89:

وزکریااذنادی ربه رب لاتذرنی فرداوانت خیرالوارثین. فاستجبناله  و وهبناله یحیی واصلحناله زوجه انهم کانوایسارعون فی الخیرات ویدعوننارغباورهباوکانوالناخاشعین .

 وزکریا راهنگامی که پروردگارخودراخواندپروردگاررامراتنهامگذاروتو بهترین ارث برندگانی پس اورااجابت نمودیم ویحیی رابدوبخشیدیم وهمسرش رابرای اوشایسته کردیم زیراآنان درکارهای نیک شتاب می نمودندوماراروی رغبت وبیم می خواندندودربرابرمافروتن بودندوآن که خودراپاکدامن نگاه داشت وازروح  خویش دراودمیدیم واو پسرش رابرای جهانیان آیتی قراردادیم . این است امت شماکه امتی یگانه است ومنم پروردگارشماپس مرابپرستید

واصلحناله زوجه انهم کانوایسارعون فی الخیرات ویدعوننارغباورهباوکانوالناخاشعین

واصلحناله زوجه

نکته : اصلحناله زوجه : زوجش را برایش صالح گردانیدیم . یعنی زوجش رابرایش ازصالحان قراردادیم .بعبارتی همسرزکریاازصالحان وپاکان بود. زوج هرپیامبری چون ازنفس خوداو، ازکلمه ی خودش می باشدپس اونیزازصالحان است  چون زکریا ، صالح است دراینجا خداهمسراصلی اورا دراین دنیا ازصالحان قرارداده است ،زوج یاهمسراصلی هرپیامبرکه ازنفس او بوجودآمده  ممکن است ازصالحین باشد دردنیا وآخرت ؛ یادردنیا ازصالحین نباشداماحتما ازشجره طیبه یا دست راستی هاست که دراخرت جزو صالحین می شود.

انهم کانوایسارعون فی الخیرات: ضمیر«هم » برمی گردد به زکریا، یحیی وهمسرزکریاکه همان مادریحیی است . قرآن بیان می دارد که آنها درانجام عمل خیرسریع وکوشا بودند.همان معنای والسابقون السابقون .اولئک المقربون رابیاد میآورد

ویدعوننارغباورهباوکانوالناخاشعین: صفات دیگرشان : بارغبت دعوت حق را لبیک می گفتند، ازخدامی ترسیدند، و فروتن بودند درمقابل دعوت خدا

 واجعله رب رضیا

نکته : دعای بالاتاییدسخن قبل است

یازکریاانانبشرک بغلام اسمه یحیی

نکته :خدادربرابرتقاضای حضرت زکریامی فرماید: ترابه پسری به اسم یحیی بشارت می دهیم ، انانبشرک

نکته : خدافعل بشارت راجمع می آوردزیراخودبواسطه فرشته هااین خبررامی دهدچون می خواهد بگوید همه  کارها به امرخوداوست پس می گویدانانبشرک .درحقیقت این نگاه زکریاست به کلمه اش و به نظام مشرکان که تولدیحیی رامحقق می بیند

 لم نجعل له من قبل سمیا.

نکته : باتوجه به اینکه قبل ازاین آیه ، قرآن فرموده ، همسرزکریاعقیم بوده یعنی درنظام ، کلمه او بواسطه مشرکان نبوده .می فرماید : قرارندادیم  برای او اسمی ؛ یعنی مشرکان ازاین اسم خبرندارند؛ یااین اسم درنزد مشرکان نیست .درحقیقت رازی بوده بین او وخداکه اگرمشرکان خبرداشتندبازهم تلاش کرده تاپیامبرش ازعدم بدنیانیاید

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1396 | 05:36 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 46 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم