میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفت وگوی تمدن هاقسمت دوم

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

اینجا ، لندن ،مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان

شعورشرقی ام استعاره ازکلمه ی برتروزوج آن که شرق کلمه است ضمیر«م» درشرقی ام این موضوع راگوشزدمی نمایدکه شاعربازبان من اولیایی اززوج کلمه برترسخن می گوید

شعورشرقی ام:عقل وفطرتم

درمدارها :راههای برساخته مشرکان

مهارمی شود:سددرست می کنند

اینجا/شعورشرقی ام/درمدارهامهارمی شود :مشرکان  باسددرست کردن جلوی عقل وفطرم می ایستند

ببینیم مشرق را درشعر تاج محل استاددروصف مسجدآن :

...تجسم حیا

وتندیس وفای مشرقی است

که درپیرهن آتش یار

نشسته ...

آیات زیربه شرق کلمه یازوج کلمه برتراشاره دارد:

1.واذکرفی الکتاب مریم اذانتبذت من اهلهامکاناشرقیافاتخذت من دونهم حجابافارسلناالیهاروحنافتمثل لهابشراسویا.سوره مریم 16

2. فلماقضی موسی الاجل وسارباهله آنس من جانب الطورناراقال لااهله امکثواانی آنست نارالعلی آتیکم منهابخبراوجذوه من النارلعکم تصطلون فلمااتیهانودی من شاطی ء الوادالایمن فی البقعةالمبارکة من الشجرة.سوره قصص 29

3.فاخذتهم الصیحه مشرقین . سوره حجرآیه 73

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

تراشه :

1.کلمات فعال مشرکان

شاعربه کلمات مشرکان تراشه می گویدزیراخداآن راازکلمه برتردرآورده یاساخته وبه آنهاجهت امتحانشان داده است

2. بت

مشرکان باکلمات خودبت می تراشندیادرست می کنندو به افرادخودمی دهندتابه اعمال شیطانی خودادامه دهندموضوع بت وبت پرستی به زبانهای گوناگون بسیار درقرآن آمده است  

واذقال ابراهیم لابیه آزراتتخذاصناماآلهه انی اراک وقومک فی ضلال مبین .انعام 74

...پیغمبرآتش / نقش هاراشست و شکست /کلامی نیافت ...ازشعرتبعیداستاد

3. کامپیوتر

تراشه اصطلاح کامپیوتری است این وسیله بااستفاده ازکلمات مشرکان کارکرده ونیرومی گیرد

تراشه تخیل می کند :لفظ تخیل می کندرااستادبرای تراشه بکاربرده است زیراتراشه هرچه باشد(بت ، کلمات مشرکان ، تراشه کامپیوتر) ازخودنورنداردبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

من : کلمه ، انسان

تراشه تخیل می کندکه «من » است وهست

هرکلمه ازمشرکان برابریک انسان یا گروهی ازفرشته هاییست که بارآتش دارندبنابراین کلمه ، انسان است وهربت نیزنقش یاپیکریک انسان است که بواسطه کلمه معناومفهوم یک بشرراالقاء می نمایدچون تراشه کامپیوترهاازخودکلمه ی کفارنیرو می گیرندبنابراین استادتراشه راهم کلمه وانسان دانسته هم ندانسته زیرابواقع ازخودنوری ندارند

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

کافی نت : محل وصل شدن دراینجااشاره دارد به :

1.محراب یامحل وصل شدن کلمه ی برتربه کلمه مشرکان برای نوردادن به این کلمه واینکار توسط زوج کلمه برترانجام می شود

2.جایی که مردم بافضای مجازی کارمی کنند

برای رفتن به کافی نت /بایدلبهایم /رافراموش کنم : درکافی نت نمی شودبامردم آنگونه که باید، سخن گفت زیرا قلم مشرکان وافراد آنها فضا رامسموم کرده اند

لبهایم :دولب

لب استعاره ازکلمه برتر

دولب :نقش قلم اولیای خدا و سخن آنها

وقت وصل شدن کلمات مشرکان( برای نورگرفتن) به کلمه ام بایدلبهایم (نقش قلمم وحرف زدنم) رافراموش کنم (حرف نزنم ، درکلمه ی مشرکان نروم زیرابه من که ولی خداهستم  اذن نمی دهندتاهدایت شوندگفته شد شاعربازبان من اولیایی سخن می گوید)

گفته شد خدادونوع کلمه دارد؛کلمه ی برترخودرابه اولیاء اش داده و کلمات دیگرش را به مشرکان هرکدام شجره ای دارندوسرپرستی ،چون کلمه ی مشرکان گمراه است بایدازکلمه ی اولیای خداتبعیت کند(اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم سوره نساءآیه  59)بااین حال خدابرای وروداولیای خدابه کلمه ی کفاراذن سرپرست آنهارا شرط قرارداده است(الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النورباذن ربهم الی صراط العزیزالحمید. سوره ابراهیم 1) شاعربه این موضوع اشاره دارد

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لب ها: دولب کلمه برتر ولب دیگر( کلمات مشرکان است که برزوج کلمه برترداخل می شوند)

گفته شد کلمات مشرکان بواسطه زوج کلمه برترنورمی گیرندبنابرای شاعربازبان من اولیایی آن کلمات رالب خودنیزمی داند

گفتگوبالبهای بسته یعنی من که ولی خدایم حرف نزنم وآنهاهم نگذارندسخن من ونقش قلم من واردکلماتشان بشود

گفتگوباگوش های تعطیل

گوش دراینجااستعاره ازکلمات مشرکان وخودآنهاست

گفتگوباگوشهای تعطیل یعنی گفتگوباافرادی که خودرابه کری زده ونمی خواهند بشنوند؛ببینیم این معنا را درقرآن:

1.انک لاتسمع الموتی ولاتسمع الصم الدعااذاولوامدبرین وماانت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بایتنافهم مسلمون .نمل 80

البته تومردگان راشنوانمی گردانی واین ندارابه کران چون پشت بگردانندنمی توانی بشنوانی وراهبرکوران ازگمراهی شان نیستی تو جز کسانی را که به نشانه های ما ایمان آورده اندومسلمانندنمی توانی بشنوانی

2.افانت تسمع الصم اوتهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین .زخرف 40

3.مثل الفریقین (کافران ومومنان)کالعمی والاصم والبصیروالسمیع هل یستویان مثلاافلاتذکرون .هود24

گفتگوبا لب های بسته /وگوش های تعطیل /گفتگوی تمدن ها

کفارومشرکان دم ازگفتگوی تمدنهامی زننداماوقتی گوشهای خودراگرفته اندوبرای اصلاح کلماتشان راه را براولیای خدا بسته انددیگرچه گفتگویی می ماند

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

3. دودست شدن (آیه سوت وکف)

پیشتردرقیامت وحضرت عیسی قسمت ششم درشرح سوره انفال آیه 36 طریقه دودست شدن مشرکان وچسباندن خودوکلماتشان وبرگرداندن رای ازکلمه برتروقرآن به سمت خودذکرشد:

ومالهم اَلّایُعذبهم الله وهم  یصُدون عن المسجدالحرام وماکانوااولیاءه الاالمتقون ولکن اکثرهم لایعلمون . وماکان صلاتُهم عندالبیت الّامُکاء وتَصدیه فذوقواالعذاب بماکنتم تکفرون إنّ الذین کفرواینفقون اموالهم لِیَصُدّواعن سبیل الله فسینفقونهاثم تکون علیهم حسره ثم یغلبون والذین کفرواالی جهنم یحشرون .

چراخداعذابشان نکندبااینکه آنان ازمسجدالحرام بازمی دارنددرحالی که ایشان سرپرست آن نباشندچراکه سرپرست آن جزپرهیزگاران نیستندولی بیشترشان نمی دانندونمازشان درخانه ی خدا جزسوت کشیدن وکف زدن نبودپس به آنکه کفرورزیدیداموال خودراخرج می کنندتاازراه خدابازدارندپس به زودی آن راخرج می کنندوآنگاه حسرتی برآنان خواهدگشت سپس مغلوب می شوندوکسانی که کفرورزیدندبه سوی دوزخ گردآورده خواهندشد

 وماکان صلاتُهم عندالبیت إلّامُکاء وتَصدیه

کلمه «مُکاء» به معنای صفیر(سوت ) است ومُکّاء بروزن صیغه مبالغه است مرغی است درحجازکه دارای صفیرشدیدی است ومثل معروف عرب که می گویند: «بنیک حمّری ومکئکینی» نیزبه این معنااست وکلمه ی «تصدیه»  به معنای کف زدن است .تفسیرالمیزان ج 9 ص 95

مَکا( مُکاء،مکوا):بانگ وفریادکرد

تصدیه :صداوآوازی که کوه برمی گرداند، کف زدن

ضمیر«هم» درصلاتهم برمی گرددبه مشرکان وکفاراهل قلم ودانایان آنها

نمازشان نزدخانه ی خداجزسوت زدن وکف زدن نیست  یعنی چه ؟

1.اگرنماز را به معنای همین نمازمعمولی بگیریم منظوراین است که نمازخواندن رادرخانه ی خدایاحج یاعبادت خداراسبک می شمارند

2.اگرنمازخواندن را قلم زدن بگیریم – این معنابسیاردرقرآن آمده – خدامی گوید: قلم مشرکان ازروح عبادت خالی است تنها بانگ وآوازی داردمثل طبل میان تهی است . آنها بااستفاده ازاهل کتاب خودازراههای مختلف قلم اولیای خدا(بیت :کلمه برتر)راازراه درست منحرف کرده ورای راازقرآن وقلم آنهابسمت کفروشرک خودبرمی گردانندواز رشد وآگاهی مردم جلوگیری می کنندقرآن این کارراسوت زدن یاتولیدصدامی نامد.اصطلاح تصدیه یاکف زدن یعنی دودست راباهم زدن وصداتولیدکردن .به این خاطرقرآن این لفظ رابکاربرده زیرامشرکان دودست شده یکی خودآنهاودیگری اهل کتاب ودانایانشان تاقلم اولیای خدارابه انحراف  ببرندیعنی دوتایی تولیدصدامی کنند


میثاق پیامبران 3 تفرقه نیفکندن بین رسولان

ج) طریقه برگرداندن کلام یاافک چیست؟

تغییرکلمه ازجایگاههای آن:

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 26 مهر 1398 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

لندن :پایتخت انگلستان مظهرتمدن غرب ، استعاره ازنقش قلم مشرکان درکل کلمه یاسرزمین وقلمروحکومت آنهادرکلمه

پایتخت : کرسی ، مقرحکومتی یافرماندهی

تمدن: فرهنگ ، الگوی فکری قومی

لفظ تمدن فرهنگ مشرکان راازابتدای تاریخ به تصویرمی کشد

پلک های بسته :خواب

پلک های بسته استعاره ازعدم دیدکافی یاشناخت درست

نگاه های شکسته استعاره ازدیدمبهم وگنگ

لندن /پایتخت تمدنی /باپلک های بسته/ونگاه های شکسته :لندن شهروپایتختی است که مردم آن درخوابندودیدوشناخت کافی ندارند ؛ شهرلندن یکی ازمصداق های عینی فرهنگ مشرکان است این عبارت درحقیقت کلمات مشرکان ونقش قلم آنهارانقدمی نمایدببینیم این معنارادرقرآن :

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون . سوره شعراء آیه 221

کلمات مشرکان چون خودآنهاگمراه است واکثرادروغ می گوید

درحقیقت صاحبان آنهاچون مستانی سرگردانند:

لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون . سوره حجرآیه 72

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

حافظه ی سیمانی : حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم(دارای حافظه ای محکم واستواراست ) سرطان تصویرحکایت  ازانباشتگی مفرط مطالب ونادرستی آن می نماید (سرطانی بودن هم بدو گمراه بودن آن را می رساندهم زیادبودن آن را)

گفته شد قرآن انسان رااستعاره ازکلمه می گیرد دراینجا شاعرکلمه مشرکان را به انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای سخت ومحکم است که ازابتدای تاریخ هرآنچه رادرآن قلم زده اند همانگونه درخودحفظ کرده است حافظه ای پرازتصویرهای گمراه کننده

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

چشمان الکترونیکی استعاره از کلمه مشرکان وکلمات دردست شجره آنها

شاعرچراازعبارت چشمان الکترونیکی استفاده کرده است؟

برای جواب دادن به این سؤال بهتراست به مفهوم «برق » درقرآن رجوع کنیم :

هوالذی یریکم البرق خوفاوطمعاوینشی ء السحاب الثقال ویسبح الرعدبحمده والملائکه من خیفه ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء وهم یجادلون فی الله وهوشدیالمحال رعد12

ونیز:سوره روم آیه 23

برق استعاره از نورکلمه برتروزوج آن یانورخداوندکه زندگی وحیات می بخشدبه همه موجودات

برق همین برق معمولی نیست یکی از مصداقهای آن است که خودبواسطه نورخداوندبوجودآمده است

رعدوملائکه استعاره ازفرشته های کلمه برتر

ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء:صاعقه همان عذاب خداونداست کفاروقتی  قانونهای الهی رارعایت نمی کنندخداکلمات آنهارامی ریزدخداوندآن راصاعقه می نامد

وهم یجادلون فی الله وهوشدیدالمحال:

درزوج کلمه برترمشرکان واردشده وبارآتش می ریزنداین باربراین شجره باعث پرسش می شوددرآنها؛ مجادله درالله همین مفهوم رامتذکرمی شود

دراین آیه چراخداازکلمه ی برق استفاده نموده است ؟

برق همان نوراست چون نورکلمه برتر توسط اولیای خدابرشجره آنهاتابیده می شودواین کلمه (زوج کلمه برتر)درپوشش کلمه ی کفاربازمی شودقرآن ازلفظ برق بجای نوراستفاده نموده است لفظ ملائکه نوربودن برق را می رساندزیراملائکه پاکندونورندلفظ طمعا به این مفهوم اشاره داردکه  وقتی مشرکان آن را می بینندازروی طمع کلمات خودراپرمی کنندولفظ خوفا یادآورمی شودکه ازروی ترس از خدابایدپرکنند

حال چشمان الکترونیکی درشعرلندن اشاره داردبه این برداشت (استفاده )مشرکان ازنورزوج کلمه برتر

لفظ چشم اشاره دارد به کلمه بودن آن ولفظ الکترونیکی اشاره داردبه نوع برداشت آنهابنابراین کلمات مشرکان :

1.ازخودنوری ندارندبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

2.باآن کلمات بت می سازند

3.بتهاابزاری است دردست شجره مشرکان که برکامپیوترهای آنهاسواراست باآنهادرسطح جهان گوناگون حکم می رانند

ذات عریان دراینجا استعاره از زوج کلمه برتر

لوچ : دوبینی ، یکی رادوتادیدن

چشم سفیدی : نابینایی ، کوری

درآرزوی نمایش ذات عریان : درآرزوی به تصویرکشیدن نقش قلم اولیای خدابرزوج کلمه ی آنها

لوچ وسفیدشده : هرگزنتوانسته است آن راببیندوبه تصویربکشد،این عبارت  هم پوچی کارمشرکان رامی رساندهم عدم دیدکافی آنهارا

چشمان الکترونیکی اش /درآرزوی نمایش ذات عریان /لوچ وسفیدشده : هرگز نتوانسته زوج کلمه برتررابه نمایش بگذاردچه خودشان وچه بواسطه بتهاوکامپیوترهایشان

منظوراستادازذات عریان چیست ؟

ذات :کلمه برتریااسم اعظم خداونددرنزداولیاء اش

عریان : برهنه ، بی پوشش

ذات عریان استعاره اززوج کلمه برتراست ؛ذات است چون اسم اعظم خداست عریان است زیرامشرکان باشکافی که درزوج کلمه برترایجاد می کنندمی توانندبه تمام اطلاعات وشناختهای این شجره دست پیداکنندامااین اسم راهرگزنمی توانندببینند

برای شرح بیشترآن نظری بیفکنیم به  سوره اعراف آیه 25:

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیرذلک من آیات الله لعلهم یذکرون یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهماانه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون.

ابویکم : پدرومادر

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیر

آیه فوق به این موضوع اشاره داردکه اولیای خداهربارکه قلم می زنندتمام راههای ورودی به زوج کلمه برتررامی بندندامامشرکان باعلمی که دارندآن راشکاف داده دزدانه وارداین کلمه می شوند

یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهما

بنی آدم دونوع است:

1.فرزندان آدم صالح یاشجره طیبه

2.فرزندان آدم غیرصالح یاشجره خبیثه  که با بهم زدن قانونهای الهی خودوفرزندان آدم صالح راازبهشت بیرون راندندآنهاباایجادشکاف درزوج کلمه برتر(مادریازمین درآیه فوق) نفوذکرده ودرکل جهان بدی می آورندبه این ترتیب که برای اینکه مشرکان بتوانندبرشجره طیبه آتش بارکننداول بایدترتیب وچینش صحیح افرادخودرادرکلمه ی خود(پدردرآیه فوق) تغییردهنداول آنهارابه اصطلاح قرآن عریان کرده بعددرزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده درآن می روند

انه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون

آیه فوق به عریان شدن زوج کلمه برتراشاره دارد

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

هرصبح :هربار، هرروز

دریای سفیدشیراستعاره ازسایه های سپید، نقش قلم مشرکان

شاعربازبان من اولیایی نقش قلم مشرکان راشرح می دهد.ضمیرفاعلی «م» در چشم بازمی کنم به من  اولیایی ومن شجره طیبه اشاره دارد :

1.چشم باز می کنم  یعنی من اولیایی می بینم:

1.1. هربارکه نگاه می کنم نقش گسترده قلم مشرکان (دریای سفیدشیر: سایه های سپید)رامی بینم

2.1. می بینم که کلمه ام درپوشش قلم مشرکان(سایه های سپید)براهلم گشوده می شود

2.چشم بازمی کنم یعنی من که شجره طیبه ام فرهنگ مشرکان رامی بینم

اینجا

درتارعنکبوتی web

مغزجوان معامله می کنند

تارعنکبوتی :تاری مثل عنکبوت سست وپوشاننده

تارعنکبوتی web استعاره ازنقش قلم مشرکان (بت) وکامپیوترهای آنهاکه مثل تارعنکبوت عمل می کند

مغزجوان استعاره ازانسان به رشد رسیده (شجره طیبه )، کلمه ی خام (کلمه تازه شکفته شده)، کلمه ی دارای نورتمام (کلمه بالغ)

اینجا، شهرمشرکان درتارعنکبوتی web (نقش قلم مشرکان ، کامپیوترهایشان )مغزجوان  (کلمه تازه شکفته شده ، کلمه بالغ ، افرادشجره طیبه )معامله می کنند(خرید وفروش می کنندبا دودست یادودسته شدن آنهاشرح آن درابزاررای برگرداندن 3می آید) ونیزرجوع نماییدبه عنکبوت درقرآن (میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن )

اینجا

برایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا ، مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

برایم نگاه نقاشی کردند:

مشرکان برایم (من اولیایی) نگاه نقاشی کردند(برای فرد من بت درست کردندتاراه شناختهای مراسد کنند)

عکس درچشمم کاشتند:

درکلمه ام که کلمه ی برتراست خواستندبرای من تصویربسازند

ولی اصلا نمی بینم- نه نگاه آنهارادرخودمی بینم نه تصویرسازی های آنهارا-چون اولیای خداهرگزبارآتش نمی گیرندوهمواره پاکند. سوره قلم آیه 51 به این مضمون اشاره دارد

وان یکادالذین کفرولیزلقونک بالابصارهم لماسمعواذکرویقولون انه لمجنون وماهوالاذکرللعالمین

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی لندن

پایتخت فرزانگی تصویر:دراینجاباظاهری بسیارفریبنده نقش می زنندیانقش های آنهابسیارفریبنده است

تزریق چشم : تزریق اسم فعال خدا

اینجادربتهایشان چشم تزریق می کنند

اینجا ، شهرمشرکان پایتخت فرزانگی تصویر(انواع واقسام فنون رابرای تصویرسازی درکلمه یافکرانسان  استفاده می کنند) وتزریق چشم(تزریق کلمه ونیروبه بتها) درشریان الکترونیکی (بتهاوکامپیوترهایشان) است

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1398 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

2.بت تراشی

ببینیم این معنارادرشعرگفتگوی تمدنهای استاد:

گفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا

درتارعنکبوت web

مغزجوان معامله می کنند

اینجابرایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لندن ، اگوست2001

شاعر دراگوست 2001 سفری به لندن داشته وشعر«لندن »را آنجا سروده است این شعر  حکایت ازشهری می نمایدکه مردم آن درخوابندیااسیررویاوتوهم ودیدکافی وشناخت درست درآنها بسیارکم است بطوری که این دیدفقط زندگی ابتدایی آنهارادراین دنیا رقم می زنددرحقیقت این شهرمقریاکرسی حکومت مشرکان است شاعراین شهررابه انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم است این انسان دارای دوچشم است چشم الکترونیکی و آن چون ابزارودستگاهی است که درموردکائنات شناخت سطحی به مردم خود می دهد درحدربات. گردانندگان آن ربات(مشرکان دارای کلمه ) ؛انسانهایی هستندفاقدشعوربشری تاحدی که به شکارمغزها می پردازندازاسارت فکری گرفته تاکشتاربشریت. نقطه ی مقابل این شهرمردمی هستنددارای فکر واحساسی قوی(مشرق نشینان) حاکمان لندن خواهان این هستند که فکرواحساس بشری(مشرق نشینان) را به بندکشیده وبارباتهای خودمحدودنمایندمردمان این شهردم ازتمدن وگفتگومی زننداماحاضربه شنیدن سخنان درست نیستند

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 19 مهر 1398 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن2

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی

ضمیر «ه » درقومه برمی گرددبه موسی

الی قومه :قوم موسی دراینجا اهل او هستندیاافرادشجره طیبه؛ آیه بعداین موضوع راتاکیدو تبیین می نماید

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفا:موسی درحالی که خشمگین بودبه سوی قوم خودبرگشت منظورازموسی می توانددراینجااولیای خدابطورکلی باشدکه درروزقیامت ازاهل خودمی پرسندبازگشت موسی می توانداشاره به برگشت او ودیگرپیامبران درروز قیامت باشدآنان ازاشتباهاتی که اهل خودمرتکب شده اندمی پرسند

قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

قالوا:قوم موسی (اهل موسی)گفتند

مااخلفناموعدک بملکنا:مابه اختیارخودباتو خلاف وعده نکردیم

ولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

آیه فوق علت خلف وعده قوم موسی رابیان می دارد:

 حملنااوزارا:بارسنگین

من زینه :برخی اززینت:کلمات مشرکان چون گنج است هرچه رابخواهندمی توانند خلق کنند اماچون گمراه است مدتی نمی پاید بخاطرهمین دزدانه واردزوج کلمه برترشده  وکلمه رابه نفع خودمصادره کرده ،به انحراف برده وثروت آنان را می دزدند

من زینه القوم :برخی اززینت قوم ، قوم دراینجاشجره خبیثه

کلمه اوزاربه معنای باربد یانامطلوب و گناه رامی رساندکلمه زینت حکایت ازبارسنگین وباارزش می نمایدچون حمل  باربردوش شجره طیبه است قرآن زینت بکاربرده است درحقیقت همان بارآتش شجره خبیثه بردوش شجره طیبه می باشدکه به زوربرآنان بارمی شوداین بارتوسط نقش قلم اولیای خداریخته می شوداینگونه است که  کلمات مشرکان ریخته وسوخته می شود( فقذفناها).گفته شد گناه برشجره طیبه عارضی وازروی نادانی است لفظ به اختیارنبودن این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

فکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی

ف :فای ترتیب وتاخیرذهنی برای جداسازی مطلب و فای نتیجه

پس این چنین  افکند( قلم زد) سامری چگونه ؟

شرح آن اززبان قوم یااهل موسی آمد: سامری کتاب خودرانقش زدبه این صورت که  برابرکلمات موسی یااهل موسی بت یاکلمه ساخت ودرداخل اهل او شد وبرآنهابارآتش ریخت این پیکری که برابرکلما ت موسی درست کردو براهل او بارکردهمان گوساله ای است که جسداست فقط صداداردیاوسوسه یاشناخت زشت می آورد(فاخرج لهم عجلا جسداخوار)

فقالواهذاالاهکم واله موسی

ضمیرفاعلی «واو» برمی گردد به برخی ازقوم موسی یا قوم سامری .چون همه ازکلمه برترنورمی گیرندبنابراین قرآن قوم سامری را قوم موسی می نامد

هذاالاهکم واله موسی : قوم سامری به قوم موسی می گوینداین گوساله خدای شماست وخدای موسی یعنی اینکه گوساله رابپرستید

فنسی :پس فراموش کرد

«ف» درفنسی فای ترتیب ذهنی و فای نتیجه

ضمیرهودرنسی برمی گردد به سامری

پس سامری فراموش کرد چه چیزی را؟

عهدی که خداازاودرعدم گرفته بودکه ازپیامبران پیروی کنیدودرشنبه تجاوزنکنیدآیات بعدآن راتاکیدوتبیین می نماید:

افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی   

لفظ «فتنتم » اشاره به عهدنخست یاعهدی که خدادرزمان خلقت ازسامری وقومش گرفت

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما.94

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتها

 ضمیرفاعلی «هو» درقال فماخطبک برمی گردد به موسی

ضمیرفاعلی «هو» درقال بصرت برمی گرددبه سامری

من اثرالرسول :از کلمه برتریعنی بواسطه نورزوج کلمه برترقرآن «پا » رااستعاره اززوج کلمه برترنیزمی گیرد

وکذلک سولت لی نفسی:سامری چگونگی حیله کردن خودراتوضیح می دهدکه همان چگونگی بت تراشیدن بااسمهای شجره طیبه می باشد(نورگرفتن غیرقانونی ازاین اسمهاوبارآتش ریختن برآنها)

قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس:ضمیرفاعلی «هو» درقال برمی گردد به موسی ضمیرفاعلی «انت » درفاذهب وتقول برمی گرددبه سامری

موسی ع گفت همانابرای تو ای سامری درزندگی دنیااینگونه است که می گویی به من دست نزنیدیامرامسح نکنید

مساس :مالش (اسم فعل امر)

لامساس :مس نمی کند

وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا:اله سامری همان کلمات یااسمهای فعال خدادرنزداومی باشد که باآنهافسادمی کندموسی به او می گویدکلماتت سوختنی است یادردریا(زوج کلمه برتر) ریختنی ونابودشدنی است

نتیجه : موسی به سامری می گویدچه شدکه به شرک روی آوردی گفت فهمیدم که می شودازنورشجره طیبه یازوج کلمه برترگرفت وباکلمات خودبت درست کرداین دانستن مرافریب دادموسی به او گفت :برای تو درزندگی دنیااینگونه خواهدبودکه بگویی کسی به من دست نزند(زیرااگرکسی به او بچسبدخواهد مردزیراهرباربابتهایش اقدام به قتل شجره طیبه  می کنداو پیوسته خودراپشت بتهایش مخفی می کندتانمیرد).امابدان مدت زندگی تو درنزد خدامعلوم است ودرزمان مرگ تو تاخیری بوجودنخواهدآمدوکلمات تو یااله تو قطعا ریختنی وسوختنی خواهدبودتنهاخدای شماالله است که جزاو معبودی نیست وعلم او همه ی کلمات رادربرگرفته است

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای 



تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

آلودگی هوا

دراین شهرراننده ها هواراآلوده می کنندمن نمی توانم باچشمهای خودم حرف بزنم

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

پ).افک چیست ؟

افک :دروغ ، برگرداندن رای

کلمه افک –بطوری که راغب می نویسد- به معنای هرچیزی است که ازوجه حقیقی خودش منحرف شده باشدوبنابه گفته وی «یوفکون » این است که ایشان درمرحله اعتقاد، ازحق بسوی باطل منحرف می شوند.تفسیرالمیزان ج 9ص 323

ابزاربرگرداندن رای چیست؟

1. بت یامثال درست کردن

پیشتردرمورداین موضوع بحث شد ببینیم مثال دیگرقرآن رادراین مورد

داستان موسی وگوساله ی سامری درقرآن

  فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناهافکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی فنسی افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی  .سوره طه آیه 85

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما. سوره طه آیه 94 به بعد

داستان موسی وگوساله سامری

این داستان درقرآن دارای وجوه متعدداست امامن برای شرح به یک وجه آن اشاره می کنم. راوی دراینجا کلمه ی پیامبریاپیامبراست که داستان موسی وگوساله سامری رابتصویرمی کشدوموسی درسه نقش ظاهرمی شود: موسی پیامبر، موسی ممثل اولیای خدا ،موسی کلمه برتریاالله (بعبارتی خدابازبان موسی سخن می گوید)

یک سرقصه یا روایت درعدم است یک سرآن درقیامت .گاهی راوی خداونداست اززبان موسی سخن می گویدگاهی راوی موسی است اززبان اولیای خدا. قبل ازخلقت بشرخداازدودسته مردم پیمان می گیردکه جزخدای یگانه رانپرستنداولیای خداوشجره آنهابه خداقول می دهندکه برسرپیمان بمانندوشجره خبیثه واربابان آنهانیز.اولیای خداو شجره ی آنها وقتی به این دنیاپامی گذارندبرسر پیمان خودمی ماننداماشجره خبیثه قانونهای الهی رانادیده گرفته تخطی می نمایندحال روزقیامت اولیای خدادرموردمیزان وفاداریشان به این پیمان ازهمه ی مردم می پرسندآنها(بعنوان مثال موسی) وقتی شجره خودرامی بینندکه درطول تاریخ اشتباه داشته اندناراحت شده ازآنان می پرسندچرابه عهدخودوفادارنکرده اید؟چرا اشتباه کرده اید؟آنهامی گویندماازخوداختیاری نداشتیم این شجره خبیثه واربابان آنها(بعنوان مثال سامری )بودندکه بت (گوساله )درست کردندوبرمابارآتش ریختند باری سنگین که توان بیرون آمدن اززیرآن باررانداشتیم ؛آنها می گفتنداین خدای شماست بایدبپرستیداماوقتی دیدیم که خدانیست ، به آنهاهشداردادیم که شرک نورزند .بعدموسی (درقیامت ) ازسامری می پرسدتو چرااین کارراکردی ؟ می گویدوقتی دیدم باکلماتی که دارم می توانم اززوج کلمه برترنوربگیرم وگوساله درست کنم نفسم مرافریب دادموسی به او می گوید (خدابازبان موسی سخن می گویددرعدم)برای توای سامری زندگانیی دردنیاخواهدبودبه اینگونه که پیوسته درحال دوری کردن ازمردم می باشی وکلمات تو خواهدسوخت وزمان مرگ تو لحظه ای به تاخیرنخواهدافتاد ووقت آن راتنهاخدامی داند

ادامه دارد...

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن

تاریخ : جمعه 12 مهر 1398 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 71 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم