دیشب درخواب مژده ی آمدنت رادیدم 

ظهورت پس کی است ای آفتاب آبی شادترنم؟!

ج) تفضیل تساوی

منظورقرآن ازتفضیل پیامبری برپیامبردیگرچیست ؟

1.تفضیل تساوی

2.تفضیل کلمه برتربردیگراسمهای فعال خدا

3.تفضیل پیامبران برزوج کلمه ی برتر

منظورازتفضیل تساوی چیست ؟به چه دلیل بین پیامبران تفضیل تساوی است؟

برای پاسخ دادن به این پرسشها ببینیم سوره بقره آیه 250 به بعدرا:

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین. تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلّم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس. ولوشاء الله مااقتتل الذین من بعدهم من بعدماجاء تهم البینات ولکن اختلفوافمنهم من آمن ومنهم من کفرولوشاء الله مااقتتلواولکن الله یفعل مایرید. یاایهاالذین آمنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون . بقره 250

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوود، جالوت راکشت ، وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارداین آیات خداست که ما آن رابحق برتومی خوانیم وبه راستی توازجمله پیامبرانی .برخی ازآن پیامبران رابربرخی دیگربرتری بخشیدیم . ازآنان کسی بودکه خدابااوسخن گفت ودرجات بعضی ازآنان رابالابردوبه عیسی پسرمریم دلایل آشکاردادیم و او رابه وسیله روح القدس تاییدکردیم واگرخدامی خواست کسانی که پس ازآنان بودندبعدازآن دلایل روشن که برایشان آمدبه کشتاریکدیگرنمی پرداختندولی باهم اختلاف کردندپس بعضی ازآنان کسانی بودندکه کفرورزیدندواگرخدامی خواست بایکدیگرجنگ  نمی کردندولی خداوندآنچه رامیخواهدانجام می دهد

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه به شماروزی داده ایم انفاق کنیدپیش ازآنکه روزی فرارسدکه درآن نه دادوستدی است ونه دوستی ونه شفاعتی وکافران خودستمکارانند

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس.

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض

تلک الرسل : حضرت محمد،حضرت طالوت ، حضرت داوود(قبل ازاین آیات داستان حضرت طالوت وداووداست)

آن پیامبران :حضرت محمد(رسول )و حضرت طالوت (ولی پنهان)و حضرت داوود(نبی) رابرتری دادیم بعضی را بربعضی

چگونه ؟

منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به تلک الرسل

برخی ازپیامبران خداباآنهاصحبت کرده (من کلم الله)برخی ازآنهاراازلحاظ درجه بالابرده (ورفع بعضهم درجات)

دراینجا چون نگفته کدام پیامبربرپیامبر برتری دارد پس دراصل برتریی درکارنیست و تفضیل هرپیامبری برپیامبردیگرازنوع تفضیل تساوی است

وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس

نکته : مؤیدکردن حضرت عیسی ع به روح القدس همان بالابردن درجه اوست نسبت به عالمیان

 حال رجوع کنیم به سوره ها وآیات دیگربرای اثبات بیشتراین موضوع :

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا. ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما. رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما.لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .نساء 163

ماهمچنانکه به نوح وپیامبران بعدازاووحی کردیم به تو وحی کردیم وبه ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط وعیسی وایوب ویونس وهاروان وسلیمان وحی نمودیم وبه داوودزبوربخشیدیم وپیامبرانی که درحقیقت آنان راقبلا برتوحکایت نمودیم وپیامبرانی که ایشان رابرتوبازگونکرده ایم وخداباموسی آشکاراسخن گفت .پیامبرانی که بشارتگروهشداردهنده بودندتابرای مردم پس ازپیامبران درمقابل خداحجتی نباشد.خداتوانای حکیم است لیکن خدابه آنچه برتونازل کرده است گواهی می دهدآن رابه علم خویش نازل کرده است وفرشتگان گواهی می دهندوکافی است خداگواه باشد

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده

نکته : قرآن طریقه وحی وسخن گفتن خودباپیامبران راباهمه ی آنهایک جوردانسته؛ همانطورکه خدابامحمدص صحبت می کندوپیام می فرستدهمانطورباپیامبران دیگر

نکته :خدابعنوان نمونه تعدادی ازپیامبران راذکرمی نماید:

واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا.

نکته : اضافه کردن داوودپیامبردرآخرآیه مارابه این نکات رهنمون می نماید:

1.خداباداوودع هم مثل دیگرپیامبران سخن گفته یابه اوپیام فرستاده

2.دیگرپیامبران هم چون داووددارای کتابند

3.وحی می تواندکتاب پیامبران هم باشد

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل

قصص: حال ،خبر، کار، سخن ، آنچه نوشته شود

نکته : گفته شدقرآن هم سخن خدابه پیامبراست هم سخن پیامبراست به کلمه برتربرای ابلاغ به نظام

ضمیر«هم » درقصصناهم برمی گرددبه رسلا

رسلاقدقصصناهم علیک من قبل : وقتی که توای پیامبردرعدم بودی یاقبل ازابلاغ رسالت

 زندگی نامه یک عده از پیامبران رابه این صورت گفتیم که توبگویی یا شرح حال آنهاراروایت کنی یاداستان آنهارابگویی

 ورسلا لم نقصصهم علیک

ویک عده رانگفتیم توروایت کنی یاشرح حال آنهارابگویی

توجه : شرح حال عده ای ازپیامبران درقرآن آمده است حال بکاربردن فعل قصص توسط قرآن این معنارامی رساندکه پیامبرشرح حال عده ای ازپیامبران را روایت کرده نه اینکه شرح حال دیگر پیامبران رانمی داند(فقط به شرح حال عده ای بسنده کرده است ) .درحقیقت خداباآوردن این آیه همه پیامبران راداخل حکم بالاکرده است

 وکلم الله موسی تکلیما.

نکته : خدای یگانه باموسی ازطریق کلمه خودش سخن گفت

نتیجه :وحی وکتاب وسخن گفتن باپیامبران همه یکی است :

الف).خدابه همه پیامبران وحی می کند

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان

ب).وحی خداکتاب می تواندباشد

وآتیناداودزبورا.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وآتینانوح کتاباوآتیناالنبیین من بعده کتاباو...

 پ).خداباهمه پیامبران سخن می گوید

 وکلم الله موسی تکلیما.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وکلم الله نوح تکلیماوکلم الله النبیین من بعده تکلیماو...

رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما

نکته : پیامبران بشیرونذیرند

لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .

نکته : خداخودوفرشته هاراگواه می گیردبه اینکه هرچه به پیامبران فرستاده ازسوی خوداوست

2.تفضیل کلمه برتربردیگرکلمات (زوج کلمه برتر،کلمات فعال مشرکان)

وربک اعلم بمن فی السماوات والارض ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا.سوره اسراء آیه 55

نبی :پیامبر، فرشته

من فی السماوات والارض : زوج کلمه برتر، اسماء فعال خدادرنزد مشرکان

وپروردگارتو(خدای یگانه ،کلمه الله ) داناتراست به هرکس که درآسمانها وزمین است

کلمه «مَن » دراینجااستعاره اززوج کلمه برتروکلمات نزدمشرکان است زیراجزدرزمین موجودی درآسمانهازندگی نمی کندممکن است درآسمان زمین یعنی درکرات منظومه شمسی افرادی بروندوچندصباحی باشندامااینجاکلمه «آسمان » جمع آورده شده بخاطرهمین مصداق کلمه «من » برصاحبان کلمه است زیرا آسمانهاوزمین درقرآن  استعاره ازاسم فعال خداست (کلمه برترو کلمات نزد مشرکان ).البته به اعتبارکلمه فعال خدا«من » می تواندشامل  تمام انسانهانیزشود

ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا

نکته :تفضیل دراینجا بردوگونه است :

1.تفضیل پیامبری برپیامبردیگر

دراینجا صحبت ازبرتری پیامبری برپیامبردیگر نیست زیراداوودقیاس با پیامبری نشده همانطورکه گفته شد بحث تفضیل تساوی است دادن کتاب به داوودعین بالابردن درجه عیسی ع است (بقره 251)

2.برتری یک دسته فرشته برفرشته های دیگر

بخاطراینکه خدادرآیه قبل کلمه «مَن » یعنی همه اسماء فعال  خود(زوج کلمه برتروکلمات مشرکان )رانام برده است وکلمه ی خود (کلمه الله) راداناترازهمه کلمات دانسته بعدآیه تفضیل راآورده تابگویدرب پیامبر(کلمه الله ) برتری داردبه همه کلمات وفرشته های آنهابرترندازهمه ی فرشته هابعدازآن نیز آیه «وآتیناداودزبورا» راآورده تابه مابگوید فرشته ها ی  پیامبران برترندنه اینکه فرشته های پیامبری نسبت به پیامبردیگریاخودپیامبری نسبت به پیامبردیگربرتراست زیرا1.بدون علت برتری نام حضرت داودرامی آوردوکتابش راکه همان فرشته هایش می باشدذکرمی کند2.همانطورکه گفته شداسم پیامبردیگری رابرای مقایسه نمی آورد

امام علی ع دروصف بهشت درنهج البلاغه خطبه 84قسمت 6 صفحه 204می فرمایددرجات متفاضلات ومنازل متفاوتات لاینقطع نعیمهاولایظعن مقیمهاولایهرم خالدهاولایباس ساکنها

منظورازبهشت هم می تواندبهشت آخرت باشد هم نقش قلم اولیای خدابنبابراین فرشته های آنهاازلحاظ درجه مساوینددرحالی که هریک بردیگری برتراست یعنی تفضیل تساوی(درجات متفاضلات)

ببینیم شعر« سیبستان استادرادراین مورد:

طومارجان من / پرنقش معطرسیب است / زردوسرخ / هردم ازنو / نامت را مشق می کنند/ درکنارش نقش سیبی می زنند/ سیبستان نام توست / جان من

سیب زردو سرخ استعاره ازدرجات بهشت است که هررنگش بهشت است و معطراست به نام الله

شرح بیشتردرموردزبوررادرمبحث زبان قرآن 1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

بخوانید

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1398 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان.ابزاربرگرداندن رای2.بت تراشی

شرح شعرگفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

لندن :پایتخت انگلستان مظهرتمدن غرب ، استعاره ازنقش قلم مشرکان درکل کلمه یاسرزمین وقلمروحکومت آنهادرکلمه

پایتخت : کرسی ، مقرحکومتی یافرماندهی

تمدن: فرهنگ ، الگوی فکری قومی

لفظ تمدن فرهنگ مشرکان راازابتدای تاریخ به تصویرمی کشد

پلک های بسته :خواب

پلک های بسته استعاره ازعدم دیدکافی یاشناخت درست

نگاه های شکسته استعاره ازدیدمبهم وگنگ

لندن /پایتخت تمدنی /باپلک های بسته/ونگاه های شکسته :لندن شهروپایتختی است که مردم آن درخوابندودیدوشناخت کافی ندارند ؛ شهرلندن یکی ازمصداق های عینی فرهنگ مشرکان است این عبارت درحقیقت کلمات مشرکان ونقش قلم آنهارانقدمی نمایدببینیم این معنارادرقرآن :

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افک اثیم یلقون السمع واکثرهم کاذبون . سوره شعراء آیه 221

کلمات مشرکان چون خودآنهاگمراه است واکثرادروغ می گوید

درحقیقت صاحبان آنهاچون مستانی سرگردانند:

لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون . سوره حجرآیه 72

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

حافظه ی سیمانی : حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم(دارای حافظه ای محکم واستواراست ) سرطان تصویرحکایت  ازانباشتگی مفرط مطالب ونادرستی آن می نماید (سرطانی بودن هم بدو گمراه بودن آن را می رساندهم زیادبودن آن را)

گفته شد قرآن انسان رااستعاره ازکلمه می گیرد دراینجا شاعرکلمه مشرکان را به انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای سخت ومحکم است که ازابتدای تاریخ هرآنچه رادرآن قلم زده اند همانگونه درخودحفظ کرده است حافظه ای پرازتصویرهای گمراه کننده

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

چشمان الکترونیکی استعاره از کلمه مشرکان وکلمات دردست شجره آنها

شاعرچراازعبارت چشمان الکترونیکی استفاده کرده است؟

برای جواب دادن به این سؤال بهتراست به مفهوم «برق » درقرآن رجوع کنیم :

هوالذی یریکم البرق خوفاوطمعاوینشی ء السحاب الثقال ویسبح الرعدبحمده والملائکه من خیفه ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء وهم یجادلون فی الله وهوشدیالمحال رعد12

ونیز:سوره روم آیه 23

برق استعاره از نورکلمه برتروزوج آن یانورخداوندکه زندگی وحیات می بخشدبه همه موجودات

برق همین برق معمولی نیست یکی از مصداقهای آن است که خودبواسطه نورخداوندبوجودآمده است

رعدوملائکه استعاره ازفرشته های کلمه برتر

ویرسل الصواعق فیصب بمامن یشاء:صاعقه همان عذاب خداونداست کفاروقتی  قانونهای الهی رارعایت نمی کنندخداکلمات آنهارامی ریزدخداوندآن راصاعقه می نامد

وهم یجادلون فی الله وهوشدیدالمحال:

درزوج کلمه برترمشرکان واردشده وبارآتش می ریزنداین باربراین شجره باعث پرسش می شوددرآنها؛ مجادله درالله همین مفهوم رامتذکرمی شود

دراین آیه چراخداازکلمه ی برق استفاده نموده است ؟

برق همان نوراست چون نورکلمه برتر توسط اولیای خدابرشجره آنهاتابیده می شودواین کلمه (زوج کلمه برتر)درپوشش کلمه ی کفاربازمی شودقرآن ازلفظ برق بجای نوراستفاده نموده است لفظ ملائکه نوربودن برق را می رساندزیراملائکه پاکندونورندلفظ طمعا به این مفهوم اشاره داردکه  وقتی مشرکان آن را می بینندازروی طمع کلمات خودراپرمی کنندولفظ خوفا یادآورمی شودکه ازروی ترس از خدابایدپرکنند

حال چشمان الکترونیکی درشعرلندن اشاره داردبه این برداشت (استفاده )مشرکان ازنورزوج کلمه برتر

لفظ چشم اشاره دارد به کلمه بودن آن ولفظ الکترونیکی اشاره داردبه نوع برداشت آنهابنابراین کلمات مشرکان :

1.ازخودنوری ندارندبلکه ازکلمه برترنورمی گیرد

2.باآن کلمات بت می سازند

3.بتهاابزاری است دردست شجره مشرکان که برکامپیوترهای آنهاسواراست باآنهادرسطح جهان گوناگون حکم می رانند

ذات عریان دراینجا استعاره از زوج کلمه برتر

لوچ : دوبینی ، یکی رادوتادیدن

چشم سفیدی : نابینایی ، کوری

درآرزوی نمایش ذات عریان : درآرزوی به تصویرکشیدن نقش قلم اولیای خدابرزوج کلمه ی آنها

لوچ وسفیدشده : هرگزنتوانسته است آن راببیندوبه تصویربکشد،این عبارت  هم پوچی کارمشرکان رامی رساندهم عدم دیدکافی آنهارا

چشمان الکترونیکی اش /درآرزوی نمایش ذات عریان /لوچ وسفیدشده : هرگز نتوانسته زوج کلمه برتررابه نمایش بگذاردچه خودشان وچه بواسطه بتهاوکامپیوترهایشان

منظوراستادازذات عریان چیست ؟

ذات :کلمه برتریااسم اعظم خداونددرنزداولیاء اش

عریان : برهنه ، بی پوشش

ذات عریان استعاره اززوج کلمه برتراست ؛ذات است چون اسم اعظم خداست عریان است زیرامشرکان باشکافی که درزوج کلمه برترایجاد می کنندمی توانندبه تمام اطلاعات وشناختهای این شجره دست پیداکنندامااین اسم راهرگزنمی توانندببینند

برای شرح بیشترآن نظری بیفکنیم به  سوره اعراف آیه 25:

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیرذلک من آیات الله لعلهم یذکرون یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهماانه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون.

ابویکم : پدرومادر

یابنی آدم قداانزلناعلیکم لباسایواری سواتکم وریشاولباس التقوی ذلک خیر

آیه فوق به این موضوع اشاره داردکه اولیای خداهربارکه قلم می زنندتمام راههای ورودی به زوج کلمه برتررامی بندندامامشرکان باعلمی که دارندآن راشکاف داده دزدانه وارداین کلمه می شوند

یابنی آدم لایفتننکم الشیطان کمااخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهمالباسهمالیریهماسواتهما

بنی آدم دونوع است:

1.فرزندان آدم صالح یاشجره طیبه

2.فرزندان آدم غیرصالح یاشجره خبیثه  که با بهم زدن قانونهای الهی خودوفرزندان آدم صالح راازبهشت بیرون راندندآنهاباایجادشکاف درزوج کلمه برتر(مادریازمین درآیه فوق) نفوذکرده ودرکل جهان بدی می آورندبه این ترتیب که برای اینکه مشرکان بتوانندبرشجره طیبه آتش بارکننداول بایدترتیب وچینش صحیح افرادخودرادرکلمه ی خود(پدردرآیه فوق) تغییردهنداول آنهارابه اصطلاح قرآن عریان کرده بعددرزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده درآن می روند

انه یراکم هووقبیله من حیث لاترونهم اناجعلناالشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون

آیه فوق به عریان شدن زوج کلمه برتراشاره دارد

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

هرصبح :هربار، هرروز

دریای سفیدشیراستعاره ازسایه های سپید، نقش قلم مشرکان

شاعربازبان من اولیایی نقش قلم مشرکان راشرح می دهد.ضمیرفاعلی «م» در چشم بازمی کنم به من  اولیایی ومن شجره طیبه اشاره دارد :

1.چشم باز می کنم  یعنی من اولیایی می بینم:

1.1. هربارکه نگاه می کنم نقش گسترده قلم مشرکان (دریای سفیدشیر: سایه های سپید)رامی بینم

2.1. می بینم که کلمه ام درپوشش قلم مشرکان(سایه های سپید)براهلم گشوده می شود

2.چشم بازمی کنم یعنی من که شجره طیبه ام فرهنگ مشرکان رامی بینم

اینجا

درتارعنکبوتی web

مغزجوان معامله می کنند

تارعنکبوتی :تاری مثل عنکبوت سست وپوشاننده

تارعنکبوتی web استعاره ازنقش قلم مشرکان (بت) وکامپیوترهای آنهاکه مثل تارعنکبوت عمل می کند

مغزجوان استعاره ازانسان به رشد رسیده (شجره طیبه )، کلمه ی خام (کلمه تازه شکفته شده)، کلمه ی دارای نورتمام (کلمه بالغ)

اینجا، شهرمشرکان درتارعنکبوتی web (نقش قلم مشرکان ، کامپیوترهایشان )مغزجوان  (کلمه تازه شکفته شده ، کلمه بالغ ، افرادشجره طیبه )معامله می کنند(خرید وفروش می کنندبا دودست یادودسته شدن آنهاشرح آن درابزاررای برگرداندن 3می آید) ونیزرجوع نماییدبه عنکبوت درقرآن (میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن )

اینجا

برایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا ، مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی شهرلندن

برایم نگاه نقاشی کردند:

مشرکان برایم (من اولیایی) نگاه نقاشی کردند(برای فرد من بت درست کردندتاراه شناختهای مراسد کنند)

عکس درچشمم کاشتند:

درکلمه ام که کلمه ی برتراست خواستندبرای من تصویربسازند

ولی اصلا نمی بینم- نه نگاه آنهارادرخودمی بینم نه تصویرسازی های آنهارا-چون اولیای خداهرگزبارآتش نمی گیرندوهمواره پاکند. سوره قلم آیه 51 به این مضمون اشاره دارد

وان یکادالذین کفرولیزلقونک بالابصارهم لماسمعواذکرویقولون انه لمجنون وماهوالاذکرللعالمین

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا: مقرکلمه مشرکان یاشهرمشرکان درکل کلمه ،یکی ازمصداقهای عینی فرهنگ مشرکان یعنی لندن

پایتخت فرزانگی تصویر:دراینجاباظاهری بسیارفریبنده نقش می زنندیانقش های آنهابسیارفریبنده است

تزریق چشم : تزریق اسم فعال خدا

اینجادربتهایشان چشم تزریق می کنند

اینجا ، شهرمشرکان پایتخت فرزانگی تصویر(انواع واقسام فنون رابرای تصویرسازی درکلمه یافکرانسان  استفاده می کنند) وتزریق چشم(تزریق کلمه ونیروبه بتها) درشریان الکترونیکی (بتهاوکامپیوترهایشان) است

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

ادامه دارد...



تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1398 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای

2.بت تراشی

ببینیم این معنارادرشعرگفتگوی تمدنهای استاد:

گفتگوی تمدنها

لندن

پایتخت تمدنی

باپلک های بسته

ونگاه های شکسته

حافظه ی سیمانی اش

به سرطان تصویرمبتلاست

چشمان الکترونیکی اش

درآرزوی نمایش ذات عریان

لوچ وسفیدشده

اینجاهرصبح

دردریای سفیدشیر

چشم بازمی کنم

اینجا

درتارعنکبوت web

مغزجوان معامله می کنند

اینجابرایم نگاه نقاشی کردند

عکس درچشمم کاشتند

ولی اصلا نمی بینم

اینجا

پایتخت فرزانگی تصویر

وتزریق چشم

درشریان الکترونیکی

اینجا

شعورشرقی ام

درمدارهامهارمی شود

تراشه تخیل می کندکه «من » است

وهست

برای رفتن به کافی نت

بایدلبهایم

رافراموش کنم

گفتگوبا لب های بسته

وگوش های تعطیل

گفتگوی تمدن ها

لندن ، اگوست2001

شاعر دراگوست 2001 سفری به لندن داشته وشعر«لندن »را آنجا سروده است این شعر  حکایت ازشهری می نمایدکه مردم آن درخوابندیااسیررویاوتوهم ودیدکافی وشناخت درست درآنها بسیارکم است بطوری که این دیدفقط زندگی ابتدایی آنهارادراین دنیا رقم می زنددرحقیقت این شهرمقریاکرسی حکومت مشرکان است شاعراین شهررابه انسانی تشبیه کرده است که دارای حافظه ای غیرقابل نفوذومحکم است این انسان دارای دوچشم است چشم الکترونیکی و آن چون ابزارودستگاهی است که درموردکائنات شناخت سطحی به مردم خود می دهد درحدربات. گردانندگان آن ربات(مشرکان دارای کلمه ) ؛انسانهایی هستندفاقدشعوربشری تاحدی که به شکارمغزها می پردازندازاسارت فکری گرفته تاکشتاربشریت. نقطه ی مقابل این شهرمردمی هستنددارای فکر واحساسی قوی(مشرق نشینان) حاکمان لندن خواهان این هستند که فکرواحساس بشری(مشرق نشینان) را به بندکشیده وبارباتهای خودمحدودنمایندمردمان این شهردم ازتمدن وگفتگومی زننداماحاضربه شنیدن سخنان درست نیستند

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 19 مهر 1398 | 03:35 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن2

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی

ضمیر «ه » درقومه برمی گرددبه موسی

الی قومه :قوم موسی دراینجا اهل او هستندیاافرادشجره طیبه؛ آیه بعداین موضوع راتاکیدو تبیین می نماید

فرجع موسی الی قومه غضبان اسفا:موسی درحالی که خشمگین بودبه سوی قوم خودبرگشت منظورازموسی می توانددراینجااولیای خدابطورکلی باشدکه درروزقیامت ازاهل خودمی پرسندبازگشت موسی می توانداشاره به برگشت او ودیگرپیامبران درروز قیامت باشدآنان ازاشتباهاتی که اهل خودمرتکب شده اندمی پرسند

قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

قالوا:قوم موسی (اهل موسی)گفتند

مااخلفناموعدک بملکنا:مابه اختیارخودباتو خلاف وعده نکردیم

ولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناها

آیه فوق علت خلف وعده قوم موسی رابیان می دارد:

 حملنااوزارا:بارسنگین

من زینه :برخی اززینت:کلمات مشرکان چون گنج است هرچه رابخواهندمی توانند خلق کنند اماچون گمراه است مدتی نمی پاید بخاطرهمین دزدانه واردزوج کلمه برترشده  وکلمه رابه نفع خودمصادره کرده ،به انحراف برده وثروت آنان را می دزدند

من زینه القوم :برخی اززینت قوم ، قوم دراینجاشجره خبیثه

کلمه اوزاربه معنای باربد یانامطلوب و گناه رامی رساندکلمه زینت حکایت ازبارسنگین وباارزش می نمایدچون حمل  باربردوش شجره طیبه است قرآن زینت بکاربرده است درحقیقت همان بارآتش شجره خبیثه بردوش شجره طیبه می باشدکه به زوربرآنان بارمی شوداین بارتوسط نقش قلم اولیای خداریخته می شوداینگونه است که  کلمات مشرکان ریخته وسوخته می شود( فقذفناها).گفته شد گناه برشجره طیبه عارضی وازروی نادانی است لفظ به اختیارنبودن این مفهوم راتاکیدوتبیین می نماید

فکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی

ف :فای ترتیب وتاخیرذهنی برای جداسازی مطلب و فای نتیجه

پس این چنین  افکند( قلم زد) سامری چگونه ؟

شرح آن اززبان قوم یااهل موسی آمد: سامری کتاب خودرانقش زدبه این صورت که  برابرکلمات موسی یااهل موسی بت یاکلمه ساخت ودرداخل اهل او شد وبرآنهابارآتش ریخت این پیکری که برابرکلما ت موسی درست کردو براهل او بارکردهمان گوساله ای است که جسداست فقط صداداردیاوسوسه یاشناخت زشت می آورد(فاخرج لهم عجلا جسداخوار)

فقالواهذاالاهکم واله موسی

ضمیرفاعلی «واو» برمی گردد به برخی ازقوم موسی یا قوم سامری .چون همه ازکلمه برترنورمی گیرندبنابراین قرآن قوم سامری را قوم موسی می نامد

هذاالاهکم واله موسی : قوم سامری به قوم موسی می گوینداین گوساله خدای شماست وخدای موسی یعنی اینکه گوساله رابپرستید

فنسی :پس فراموش کرد

«ف» درفنسی فای ترتیب ذهنی و فای نتیجه

ضمیرهودرنسی برمی گردد به سامری

پس سامری فراموش کرد چه چیزی را؟

عهدی که خداازاودرعدم گرفته بودکه ازپیامبران پیروی کنیدودرشنبه تجاوزنکنیدآیات بعدآن راتاکیدوتبیین می نماید:

افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی   

لفظ «فتنتم » اشاره به عهدنخست یاعهدی که خدادرزمان خلقت ازسامری وقومش گرفت

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما.94

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتها

 ضمیرفاعلی «هو» درقال فماخطبک برمی گردد به موسی

ضمیرفاعلی «هو» درقال بصرت برمی گرددبه سامری

من اثرالرسول :از کلمه برتریعنی بواسطه نورزوج کلمه برترقرآن «پا » رااستعاره اززوج کلمه برترنیزمی گیرد

وکذلک سولت لی نفسی:سامری چگونگی حیله کردن خودراتوضیح می دهدکه همان چگونگی بت تراشیدن بااسمهای شجره طیبه می باشد(نورگرفتن غیرقانونی ازاین اسمهاوبارآتش ریختن برآنها)

قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس:ضمیرفاعلی «هو» درقال برمی گردد به موسی ضمیرفاعلی «انت » درفاذهب وتقول برمی گرددبه سامری

موسی ع گفت همانابرای تو ای سامری درزندگی دنیااینگونه است که می گویی به من دست نزنیدیامرامسح نکنید

مساس :مالش (اسم فعل امر)

لامساس :مس نمی کند

وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا:اله سامری همان کلمات یااسمهای فعال خدادرنزداومی باشد که باآنهافسادمی کندموسی به او می گویدکلماتت سوختنی است یادردریا(زوج کلمه برتر) ریختنی ونابودشدنی است

نتیجه : موسی به سامری می گویدچه شدکه به شرک روی آوردی گفت فهمیدم که می شودازنورشجره طیبه یازوج کلمه برترگرفت وباکلمات خودبت درست کرداین دانستن مرافریب دادموسی به او گفت :برای تو درزندگی دنیااینگونه خواهدبودکه بگویی کسی به من دست نزند(زیرااگرکسی به او بچسبدخواهد مردزیراهرباربابتهایش اقدام به قتل شجره طیبه  می کنداو پیوسته خودراپشت بتهایش مخفی می کندتانمیرد).امابدان مدت زندگی تو درنزد خدامعلوم است ودرزمان مرگ تو تاخیری بوجودنخواهدآمدوکلمات تو یااله تو قطعا ریختنی وسوختنی خواهدبودتنهاخدای شماالله است که جزاو معبودی نیست وعلم او همه ی کلمات رادربرگرفته است

ادامه دارد...

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

ابزاربرگرداندن رای 



تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

آلودگی هوا

دراین شهرراننده ها هواراآلوده می کنندمن نمی توانم باچشمهای خودم حرف بزنم

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

پ).افک چیست ؟

افک :دروغ ، برگرداندن رای

کلمه افک –بطوری که راغب می نویسد- به معنای هرچیزی است که ازوجه حقیقی خودش منحرف شده باشدوبنابه گفته وی «یوفکون » این است که ایشان درمرحله اعتقاد، ازحق بسوی باطل منحرف می شوند.تفسیرالمیزان ج 9ص 323

ابزاربرگرداندن رای چیست؟

1. بت یامثال درست کردن

پیشتردرمورداین موضوع بحث شد ببینیم مثال دیگرقرآن رادراین مورد

داستان موسی وگوساله ی سامری درقرآن

  فرجع موسی الی قومه غضبان اسفاقال یاقوم الم یعدکم ربکم وعداحسناافطال علیکم العهد ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فا اخلفتم موعدی قالوامااخلفناموعدک بملکناولکناحملنااوزارامن زینه القوم فقذفناهافکذلک القی السامری فاخرج لهم عجلا جسداخوارفقالواهذاالاهکم واله موسی فنسی افلایرون الایرجع الیهم قولاولایملک لهم ضراولانفعاولقدقال لهم هارون من قبل یاقوم انمافتنتم به وان ربکم الرحمن فاتبعونی واطیعواامری. قالوالن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الیناموسی  .سوره طه آیه 85

قال فماخطبک یاسامری قال بصرت بمالم یبصروابه فقبضت قبضه من اثرالرسول فنبذتهاوکذلک سولت لی نفسی قال فاذهب فان لک فی الحیوه ان تقول لامساس وان لک موعدالن تخلفه وانظرالی الاهک الذی ظلمت علیه عاکفالنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفاانماالاهکم الله الذی لااله الاهووسع کل شی ء علما. سوره طه آیه 94 به بعد

داستان موسی وگوساله سامری

این داستان درقرآن دارای وجوه متعدداست امامن برای شرح به یک وجه آن اشاره می کنم. راوی دراینجا کلمه ی پیامبریاپیامبراست که داستان موسی وگوساله سامری رابتصویرمی کشدوموسی درسه نقش ظاهرمی شود: موسی پیامبر، موسی ممثل اولیای خدا ،موسی کلمه برتریاالله (بعبارتی خدابازبان موسی سخن می گوید)

یک سرقصه یا روایت درعدم است یک سرآن درقیامت .گاهی راوی خداونداست اززبان موسی سخن می گویدگاهی راوی موسی است اززبان اولیای خدا. قبل ازخلقت بشرخداازدودسته مردم پیمان می گیردکه جزخدای یگانه رانپرستنداولیای خداوشجره آنهابه خداقول می دهندکه برسرپیمان بمانندوشجره خبیثه واربابان آنهانیز.اولیای خداو شجره ی آنها وقتی به این دنیاپامی گذارندبرسر پیمان خودمی ماننداماشجره خبیثه قانونهای الهی رانادیده گرفته تخطی می نمایندحال روزقیامت اولیای خدادرموردمیزان وفاداریشان به این پیمان ازهمه ی مردم می پرسندآنها(بعنوان مثال موسی) وقتی شجره خودرامی بینندکه درطول تاریخ اشتباه داشته اندناراحت شده ازآنان می پرسندچرابه عهدخودوفادارنکرده اید؟چرا اشتباه کرده اید؟آنهامی گویندماازخوداختیاری نداشتیم این شجره خبیثه واربابان آنها(بعنوان مثال سامری )بودندکه بت (گوساله )درست کردندوبرمابارآتش ریختند باری سنگین که توان بیرون آمدن اززیرآن باررانداشتیم ؛آنها می گفتنداین خدای شماست بایدبپرستیداماوقتی دیدیم که خدانیست ، به آنهاهشداردادیم که شرک نورزند .بعدموسی (درقیامت ) ازسامری می پرسدتو چرااین کارراکردی ؟ می گویدوقتی دیدم باکلماتی که دارم می توانم اززوج کلمه برترنوربگیرم وگوساله درست کنم نفسم مرافریب دادموسی به او می گوید (خدابازبان موسی سخن می گویددرعدم)برای توای سامری زندگانیی دردنیاخواهدبودبه اینگونه که پیوسته درحال دوری کردن ازمردم می باشی وکلمات تو خواهدسوخت وزمان مرگ تو لحظه ای به تاخیرنخواهدافتاد ووقت آن راتنهاخدامی داند

ادامه دارد...

شرح داستان موسی وگوساله سامری درقرآن

تاریخ : جمعه 12 مهر 1398 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران .3. تفرقه نیفکندن بین رسولان

الف)پیچاندن زوج کلمه برتر

ب) طریقه شکاف ایجادکردن درزوج کلمه برتر

چگونه مشرکان درزوج کلمه برترشکاف ایجادکرده و برآن آتش بارمی کنند؟

1.رعایت نکردن روزشنبه

استفاده ازکلمه برتردارای حدودوقوانینی است که آن قوانین راهم اولیای خدامی دانندهم کفارچون کلمه کفاردارای بارآتش است خداخواسته است که کلمه ی آنهاتابع کلمه ی اولیای خودباشد.رعایت نکردن قانون وحدودالهی عواقب سختی برای آنهادربردارد؛ سبت یا شنبه روزی است که نقش قلم اولیای خدا برزوج کلمه شان یکبارپدیدارگشته(لایسمعون الی الملاء الاعلی ویقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الامن خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب فاستفتهم اهم اشدخلقاام من خلقناهم من طین لازب بل عجبت ویسخرون .صافات 8)  ومشرکان بواسطه آن  کلمات خودراپرمی کنند خداازآنها درزمان خلقت پیمان گرفته است که ازحدودالهی تجاوزنکنندچون کفارپیوسته  درحال پیمان شکنی هستند قرآن دوباره این موضوع رایادآورمی شود(رجوع شودبه : میثاق پیامبران ،1.پاک بودن خودو پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،1.1. پاک نگه داشتن زوج کلمه ی خود،شرح سوره نساء آیه 152وگفتاری درموردروزشنبه درشعراستاددرمبحث رنگهادرقرآن وشعراستاد، 10.ورنگ سیاه )

چنانچه مشرکان روزشنبه رارعایت نکنندکلمات آنها (افرادشجره خبیثه )ازلحاظ عقل ناقص شده چون بوزینگانی می شوندکه بی چون وچراازاربابان خودتقلیدمی کنند درحقیقت اینها همان مثالهاوبتهایی هستند که مشرکان بواسطه آنهازوج کلمه رابه انحراف می برندببینیم این معنارادرسوره بقره آیه 65 :

واذاخذنامیثاقکم ورفعنافوقکم الطورخذواماآتیناکم بقوه واذکروامافیه لعلکم تتقون .ثم تولیتم من بعدذلک فلولافضل الله علیکم ورحمته لکنتم من الخاسرین ولقدعلمتم الذین اعتدوامنکم فی السبت فقلنا لهم کونواقرده خاسئین فجعلناهانکالالمابین یدیهاوماخلفهماوموعظه للمتقین . بقره 65

...آن که به نیشخندگفت :«ای میمون زادگان دانشمند!» ریشخندش رالبیک می گویند... ازشعرعصیان گران دکترمحمودفتوحی

ونیز: نحل 124(سبت) ،سوره اعراف آیه161 (واذقیل لهم اسکنوا هذه القریه .کلوامنهاحیث شئتم وقولواحطه وادخلوا الباب سجدانغفرلکم خطیئاتکم سنزیدالمحسنین فبدل الذین ظلموامنهم قولا غیرالذی قیل لهم فارسلناعلیهم رجزامن السماء بماکانوایظلمون وسئلهم عن القریه التی کانت حاضره البحراذیعدون فی السبت اذتاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعاویوم لایسبتون لاتاتیهم کذلک نبلوهم بماکانوایفسقون) .

2. گره انداختن درزوج کلمه برتر

درشعر«کلمه»  شاعرعلت گره افتادن درزوج کلمه برتررابه تصویرمی کشد

 (...روزی آدم /صورت حوا را به ماه تشبیه کرد( کلمه حق را درغیرمعنای حقیقی خودبکاربرد)/و شاعران به دنیا آمدند/سیل موران /برصحرای زلال زبان تاختند /آنک کلمه /درکفنی کبود آنک کلمه /درزنجیر سیاه موران اسیر /ای کلمه !/ای خدای زلال درزنجیرغیبت تو /کلاف سر درگمی شده /واشیاء گستاخی ها می کنندازشعر«کلمه » دکترمحمودفتوحی )

ونیز: سوره فلق آیه 4(ومن شرالنفاثات فی العقد)، داستان حضرت لوط (آمدن مهمانهانزدپیامبرع)

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1398 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 72 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم