دیشب درخواب مژده ی آمدنت رادیدم 

ظهورت پس کی است ای آفتاب آبی شادترنم؟!

ج) تفضیل تساوی

منظورقرآن ازتفضیل پیامبری برپیامبردیگرچیست ؟

1.تفضیل تساوی

2.تفضیل کلمه برتربردیگراسمهای فعال خدا

3.تفضیل پیامبران برزوج کلمه ی برتر

منظورازتفضیل تساوی چیست ؟به چه دلیل بین پیامبران تفضیل تساوی است؟

برای پاسخ دادن به این پرسشها ببینیم سوره بقره آیه 250 به بعدرا:

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین. تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلّم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس. ولوشاء الله مااقتتل الذین من بعدهم من بعدماجاء تهم البینات ولکن اختلفوافمنهم من آمن ومنهم من کفرولوشاء الله مااقتتلواولکن الله یفعل مایرید. یاایهاالذین آمنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون . بقره 250

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوود، جالوت راکشت ، وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارداین آیات خداست که ما آن رابحق برتومی خوانیم وبه راستی توازجمله پیامبرانی .برخی ازآن پیامبران رابربرخی دیگربرتری بخشیدیم . ازآنان کسی بودکه خدابااوسخن گفت ودرجات بعضی ازآنان رابالابردوبه عیسی پسرمریم دلایل آشکاردادیم و او رابه وسیله روح القدس تاییدکردیم واگرخدامی خواست کسانی که پس ازآنان بودندبعدازآن دلایل روشن که برایشان آمدبه کشتاریکدیگرنمی پرداختندولی باهم اختلاف کردندپس بعضی ازآنان کسانی بودندکه کفرورزیدندواگرخدامی خواست بایکدیگرجنگ  نمی کردندولی خداوندآنچه رامیخواهدانجام می دهد

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه به شماروزی داده ایم انفاق کنیدپیش ازآنکه روزی فرارسدکه درآن نه دادوستدی است ونه دوستی ونه شفاعتی وکافران خودستمکارانند

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس.

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض

تلک الرسل : حضرت محمد،حضرت طالوت ، حضرت داوود(قبل ازاین آیات داستان حضرت طالوت وداووداست)

آن پیامبران :حضرت محمد(رسول )و حضرت طالوت (ولی پنهان)و حضرت داوود(نبی) رابرتری دادیم بعضی را بربعضی

چگونه ؟

منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به تلک الرسل

برخی ازپیامبران خداباآنهاصحبت کرده (من کلم الله)برخی ازآنهاراازلحاظ درجه بالابرده (ورفع بعضهم درجات)

دراینجا چون نگفته کدام پیامبربرپیامبر برتری دارد پس دراصل برتریی درکارنیست و تفضیل هرپیامبری برپیامبردیگرازنوع تفضیل تساوی است

وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس

نکته : مؤیدکردن حضرت عیسی ع به روح القدس همان بالابردن درجه اوست نسبت به عالمیان

 حال رجوع کنیم به سوره ها وآیات دیگربرای اثبات بیشتراین موضوع :

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا. ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما. رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما.لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .نساء 163

ماهمچنانکه به نوح وپیامبران بعدازاووحی کردیم به تو وحی کردیم وبه ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط وعیسی وایوب ویونس وهاروان وسلیمان وحی نمودیم وبه داوودزبوربخشیدیم وپیامبرانی که درحقیقت آنان راقبلا برتوحکایت نمودیم وپیامبرانی که ایشان رابرتوبازگونکرده ایم وخداباموسی آشکاراسخن گفت .پیامبرانی که بشارتگروهشداردهنده بودندتابرای مردم پس ازپیامبران درمقابل خداحجتی نباشد.خداتوانای حکیم است لیکن خدابه آنچه برتونازل کرده است گواهی می دهدآن رابه علم خویش نازل کرده است وفرشتگان گواهی می دهندوکافی است خداگواه باشد

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده

نکته : قرآن طریقه وحی وسخن گفتن خودباپیامبران راباهمه ی آنهایک جوردانسته؛ همانطورکه خدابامحمدص صحبت می کندوپیام می فرستدهمانطورباپیامبران دیگر

نکته :خدابعنوان نمونه تعدادی ازپیامبران راذکرمی نماید:

واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا.

نکته : اضافه کردن داوودپیامبردرآخرآیه مارابه این نکات رهنمون می نماید:

1.خداباداوودع هم مثل دیگرپیامبران سخن گفته یابه اوپیام فرستاده

2.دیگرپیامبران هم چون داووددارای کتابند

3.وحی می تواندکتاب پیامبران هم باشد

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل

قصص: حال ،خبر، کار، سخن ، آنچه نوشته شود

نکته : گفته شدقرآن هم سخن خدابه پیامبراست هم سخن پیامبراست به کلمه برتربرای ابلاغ به نظام

ضمیر«هم » درقصصناهم برمی گرددبه رسلا

رسلاقدقصصناهم علیک من قبل : وقتی که توای پیامبردرعدم بودی یاقبل ازابلاغ رسالت

 زندگی نامه یک عده از پیامبران رابه این صورت گفتیم که توبگویی یا شرح حال آنهاراروایت کنی یاداستان آنهارابگویی

 ورسلا لم نقصصهم علیک

ویک عده رانگفتیم توروایت کنی یاشرح حال آنهارابگویی

توجه : شرح حال عده ای ازپیامبران درقرآن آمده است حال بکاربردن فعل قصص توسط قرآن این معنارامی رساندکه پیامبرشرح حال عده ای ازپیامبران را روایت کرده نه اینکه شرح حال دیگر پیامبران رانمی داند(فقط به شرح حال عده ای بسنده کرده است ) .درحقیقت خداباآوردن این آیه همه پیامبران راداخل حکم بالاکرده است

 وکلم الله موسی تکلیما.

نکته : خدای یگانه باموسی ازطریق کلمه خودش سخن گفت

نتیجه :وحی وکتاب وسخن گفتن باپیامبران همه یکی است :

الف).خدابه همه پیامبران وحی می کند

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان

ب).وحی خداکتاب می تواندباشد

وآتیناداودزبورا.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وآتینانوح کتاباوآتیناالنبیین من بعده کتاباو...

 پ).خداباهمه پیامبران سخن می گوید

 وکلم الله موسی تکلیما.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وکلم الله نوح تکلیماوکلم الله النبیین من بعده تکلیماو...

رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما

نکته : پیامبران بشیرونذیرند

لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .

نکته : خداخودوفرشته هاراگواه می گیردبه اینکه هرچه به پیامبران فرستاده ازسوی خوداوست

2.تفضیل کلمه برتربردیگرکلمات (زوج کلمه برتر،کلمات فعال مشرکان)

وربک اعلم بمن فی السماوات والارض ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا.سوره اسراء آیه 55

نبی :پیامبر، فرشته

من فی السماوات والارض : زوج کلمه برتر، اسماء فعال خدادرنزد مشرکان

وپروردگارتو(خدای یگانه ،کلمه الله ) داناتراست به هرکس که درآسمانها وزمین است

کلمه «مَن » دراینجااستعاره اززوج کلمه برتروکلمات نزدمشرکان است زیراجزدرزمین موجودی درآسمانهازندگی نمی کندممکن است درآسمان زمین یعنی درکرات منظومه شمسی افرادی بروندوچندصباحی باشندامااینجاکلمه «آسمان » جمع آورده شده بخاطرهمین مصداق کلمه «من » برصاحبان کلمه است زیرا آسمانهاوزمین درقرآن  استعاره ازاسم فعال خداست (کلمه برترو کلمات نزد مشرکان ).البته به اعتبارکلمه فعال خدا«من » می تواندشامل  تمام انسانهانیزشود

ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا

نکته :تفضیل دراینجا بردوگونه است :

1.تفضیل پیامبری برپیامبردیگر

دراینجا صحبت ازبرتری پیامبری برپیامبردیگر نیست زیراداوودقیاس با پیامبری نشده همانطورکه گفته شد بحث تفضیل تساوی است دادن کتاب به داوودعین بالابردن درجه عیسی ع است (بقره 251)

2.برتری یک دسته فرشته برفرشته های دیگر

بخاطراینکه خدادرآیه قبل کلمه «مَن » یعنی همه اسماء فعال  خود(زوج کلمه برتروکلمات مشرکان )رانام برده است وکلمه ی خود (کلمه الله) راداناترازهمه کلمات دانسته بعدآیه تفضیل راآورده تابگویدرب پیامبر(کلمه الله ) برتری داردبه همه کلمات وفرشته های آنهابرترندازهمه ی فرشته هابعدازآن نیز آیه «وآتیناداودزبورا» راآورده تابه مابگوید فرشته ها ی  پیامبران برترندنه اینکه فرشته های پیامبری نسبت به پیامبردیگریاخودپیامبری نسبت به پیامبردیگربرتراست زیرا1.بدون علت برتری نام حضرت داودرامی آوردوکتابش راکه همان فرشته هایش می باشدذکرمی کند2.همانطورکه گفته شداسم پیامبردیگری رابرای مقایسه نمی آورد

امام علی ع دروصف بهشت درنهج البلاغه خطبه 84قسمت 6 صفحه 204می فرمایددرجات متفاضلات ومنازل متفاوتات لاینقطع نعیمهاولایظعن مقیمهاولایهرم خالدهاولایباس ساکنها

منظورازبهشت هم می تواندبهشت آخرت باشد هم نقش قلم اولیای خدابنبابراین فرشته های آنهاازلحاظ درجه مساوینددرحالی که هریک بردیگری برتراست یعنی تفضیل تساوی(درجات متفاضلات)

ببینیم شعر« سیبستان استادرادراین مورد:

طومارجان من / پرنقش معطرسیب است / زردوسرخ / هردم ازنو / نامت را مشق می کنند/ درکنارش نقش سیبی می زنند/ سیبستان نام توست / جان من

سیب زردو سرخ استعاره ازدرجات بهشت است که هررنگش بهشت است و معطراست به نام الله

شرح بیشتردرموردزبوررادرمبحث زبان قرآن 1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

بخوانید

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1398 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان قسمت چهارم پیچاندن زبان قرآن

 ادامه شرح شعر«پیچک ها»:

عبارت «دوعنکبوت گوش وهوشم دوردلم تارمی تنند» رامی توان اینگونه خواند:

1.دوعنکبوتی که برروی گوش وهوش من است روی دلم تارمی تنند

دراینجا گوش ، هوش  ودل دارای یک معناست

چرااستادسه واژه ی متفاوت رابرای یک معنابکاربرده است ؟

گفته شد خدادرقرآن انسان رااستعاره ازکلمه برتر هم می گیردواعضای آن رانیز(  چشم ، گوش ، قلب ، دست و... ) باتوجه به کاربرداین واژه ها درجمله می توان ازآن معانی مختلفی اراده نمود

گوش وهوش ودل استعاره ازکلمه برتر

گوش ابزارشنیدن ، محل فهم مطلب

دلم (دل من): کلمه ام که کلمه ی برتراست یازبان پدرم

هرفرددرکلمه برترجایگاهی داردکه باتوجه به آن جایگاه شناختهای درست به او می رسد

2.گوش وهوشم چون دوعنکبوتی است که دوردل من تارمی تنند

دل استعاره ازکلمه برتر

گوش وهوش استعاره ازنقش قلم مشرکان

منظورازعنکبوت چیست ؟

عنکبوت استعاره ازنقش قلم کافران

نقش قلم کافران همانند عنکبوتی است که کلمه برتررادربرمی گیردوپوششی می شودبرای شناختهای درست ما

چراگوش وهوش دوعنکبوت است ؟

چون وقتی نقش قلم کفاربه شناختهای ما می چسبد شباهت خودرابه شناختهای ما القاء می کند؛ ظاهرش مثل هوش وعقل می نماید

چراشاعرلفظ گوش وهوشم رابکاربرده است ؟

چون وی بازبان من اولیایی سخن می گوید وهمه ی کلمات ازکلمه برترنیرو می گیرند

ببینیم عنکبوت رادرقرآن:

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون . ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون . سوره عنکبوت آیه 40

مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

من دون الله :  کفارو مشرکان ، اله یابت یاکلمات شرک آمیز

کمَثَل : ک (مِثلِ یاهمانند) مَثَل (مثال ، بت)

کمثل العنکبوت : همانند مَثَل عنکبوت

عنکبوت استعاره ازمشرکان

قرآن کفاروکلمات آنهارابه عنکبوت تشبیه کرده است که با آن خانه می سازندیانقش می زنندخدااین خانه راسست ترین خانه ازلحاظ استواری واستحکام می داند

مَثَل عنکبوت درقرآن به معانی زیراشاره دارد:

1.سخن خدادرمورد عنکبوت : مثل الذین اتخذوامن دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاوان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوایعلمون

2.بت یا پیکرعنکبوت

مَثَل : بت ، پیکر، کلمات وحروف کفار(اسمهای فعال خدادرنزدمشرکان)

ان الله یعلم مایدعون من دونه من شی ء وهوالعزیزالحکیم وتلک الامثال نضربهاللناس ومایعقلهاالاالعالمون

امثال : مثالها، سخنان قرآن بصورت مثال وتمثیل

امثال : بتها، پیکرها

مثال زدن : حدیث گفتن بااستفاده ازمثال

مثال زدن : زدن وشکستن بتها

خانه ی عنکبوت یامشرکان سست ترین خانه هاست زیرابرروی خانه ی مومنین  بنامی کننداین خانه بواسطه خدای بزرگ خراب می شود

عنکبوت گوش وهوش درشعراستادبه همین موضوع درقرآن اشاره دارد

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تار:تارعنکبوت

هزارتوی تارهااستعاره ازاسمهای فعال خدادرنزدمشرکان هراسم هزارتاست

گنجشک استعاره ازتنزیل قرآن (نزول تدریجی قرآن برهرفرد)

برای تو: برای خدای یگانه

برای تو می لرزد:می ترسدازبی پناهی خود، می ترسدازاینکه ازتو دوربماند

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تارهای حنجره ام(حنجره ی من) استعاره اززوج کلمه برتر

انسان یکی ازاستعارات کلمه برتروزوج آن درقرآن می باشد ؛ هرعضوآن هم می توانداستعاره از خودکلمه باشدهم استعاره ازگروه فرشته ها مثل حنجره وتارهای آن

اگرماحنجره راعضوی ازکلمه برتربگیریم یک حنجره می شودیک فردازآن یا یک گروه ازفرشته ها که هرکدام کاری راانجام می دهند( تارهای حنجره درهرفرد )

نام تو : کلمه الله یاکلمه برتر(اسم اعظم خدا)

شناوراست :جاری است

آیه ذیل به این معنااشاره دارد

اگرحنجره رامازوج کلمه برتربگیریم هرفردصدای کلمه برتراست که ازاوسخن می گیردبخاطرهمین شاعربازبان من اولیایی می گویدتارهای حنجره ام درنام تو ای الله جاری است یعنی ازتو نیرووحیات می گیرد

چرامی گویدتارهای حنجره ؟

زیراازکلمه برتربه هرفردبرای سخن گفتن یک زنجیره ازکلمه می رسداین زنجیره به او هم جان می دهدهم شناخت

ببینیم این معنارادرشعرسیبستان :

طومارجان من آویخته ازآسمان / پرمشق نام توست / به خط ریحان / به رنگ زعفران

سبّح: تسبیح کرد، شناکرد

الم تران الله یسبح له من فی السموات والارض والطیرصافات ... سوره نورآیه 41

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

یادتو:یادآوری توای کلمه ی برتر

زندانهای اندرون : دوعنکبوت گوش وهوش ، مویرگهای گنگ وجدید.، پیچک های سرخ سفید

اندرون : درون

چهل ساله شدم :چهل سالگی استعاره ازرسیدن به آخرت وکلمه برتر، دوبارعرضه شدن قرآن برافراد

درداستان عزیرپیامبرع  قسمت مژده ی ظهوروزمان تقریبی وتقویمی ظهورمهدی درقرآن به این موضوع درباب چهل شب اشاره شد:وواعدناموسی ثلاثین لیله واتممناهابعشرفتم میقات ربه اربعین لیله .سوره اعراف آیه 142

چون دنیابنایش برقرآن است تارسیدن به قرآن کامل راخداچهل شب یاسی ویک کلمه گفته است که سی تای آن تمام قرآن اجرامی شودویکی آن ده سوره یایک دوره قرآن است که ازشروع قیامت تارسیدن به بهشت ابدی ورسیدن به کلمه پاک یابرتر(قرآن ) می باشد

چهل شب رامی توان دوبارنقش قلم اولیای خدایادوبارعرضه کردن قرآن برشجره طیبه گفت

تنهابایادتو درزندانهای اندرونم چهل ساله شدم : باتوجه به مفهوم چهل سالگی وافعال بکاربرده شده درشعرازابتداتاانتها{متولدشده ام (ماضی نقلی) ، پیچیده اند(ماضی نقلی) ، می روید(مضارع)، می دوند(مضارع)، شناوراست(فعل حال)، چهل ساله شدم (ماضی ساده یاماضی نقلی )}چهل ساله شدم رامی توان چهل ساله شده ام خواند؛ دراین صورت عبارت دومعنادارد:

1.اگرفعل چهل ساله شدم راماضی ساده بگیریم و چهل سالگی رادوبارعرضه کردن قرآن درهرزمان معنای عبارت می شود

تنهابایادآوری تو ای الله ازهربارآتش کفارکه برای من زندان می سازدرهاشدم

2.اگرفعل چهل سالگی راماضی نقلی بگیریم معنای عبارت می شود:

 تنهابایادآوری تو ای کلمه برترازابتدای خلقت تااول آخرت ازبارآتش کفاررهاشده ام  وبه بهشت ابدی می رسم

نکته :اگرفعل را ماضی ساده هم بگیریم چون شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویداواول وآخرکاررادیده است وامررامحقق یافته می بیندیعنی رسیدن به بهشت ابدی

ادامه دارد...

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم!



تاریخ : شنبه 6 مهر 1398 | 09:42 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

وامااخبارقرآن 

خبرهای قرآن دسته بندی است به نسبت زمانها،یک خبر درزمان حضرت محمدص ممکن است اتفاق افتاده باشدوقبل ازآن نیزوخبری بعدازپیامبریش به نسبت های زمانی متفاوت .امادیشب داشتم سوره اسراء رامی خواندم اوایل سوره به دوفروپاشی بزرگ اشاره داردکه بعدازآن امام مهدی ع خواهدآمدکلی ذوق کردم! 

میثاق پیامبران 3. تفرقه نیفکندن بین رسولان 

قسمت سوم پیچاندن زبان قرآن- شعرپیچک هاازاستادمحمودفتوحی

پیچک ها

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

درهزارتوی تارها

گنجشکی برای تو می لرزد

تارهای حنجره ام

درنام توشناوراست

تنهابایادتو

درزندان های اندرونم

چهل ساله شدم

شعرپیچک ها ابتدای خلقت شجره طیبه راتارسیدن به بهشت ابدی به تصویرمی کشدشروع تولدانسان بافطرت وقوانین لایتغیرالهی می باشدپیچک ها ی گنگ جدیدو مویرگ های سرخ سفیدچون زندانی دل وهوش اورادربرگرفته وهوش سرشاراوراچون گنجشکی کوچک نموده امااین گنجشک باهمه ی کوچکی  خدای خودرادرمی یابداوهرلحظه بواسطه قلم اولیاء اش ازآن تاریکیها وزندان هارهایی می یابدزندانهایی که تا چهل سالگی (رسیدن به بهشت ابدی)ادامه خواهدداشت ؛زندانی که درآنهاقراردارد،زندانی درونی !

شرح شعر

من میان زبان پدرم

ولبان داغ مادرم

متولدشده ام

شاعربازبان «من اولیایی » اززبان زوج کلمه برتریافردی ازشجره طیبه سخن می گوید

من استعاره اززوج کلمه برتریاشجره طیبه

میان زبان پدرم یعنی درون زبان پدرم که زبان اولیای خداست

من میان زبان پدرم متولدشده ام

ومن میان لبان داغ مادرم متولدشده ام

من میان زبان پدرم متولدشده ام :هرفردازشجره طیبه درنقش قلم اولیای خدابدنیا می آید

لبان : دولب استعاره ازکلمه برتر(نقش اولیای خداوسخن ایشان)

من میان لبان داغ مادرم متولدشده ام :کلمه برتروقتی برشجره طیبه (زوج خود)گشوده می شودبواسطه قلم مشرکان دارای بارآتش می گردد هرفردازشجره طیبه درزوج کلمه برتربدنیامی آید

نتیجه : رب شجره طیبه کلمه برتراست هرفردازاین شجره توسط کلمه برتربارگرفته بدنیامی آید ورشد می کند

مرا

درقواعدبوسه ها

ومقررات لب ها ونگاه ها

پیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند

ومرادرمقررات لب ها پیچیده اند

ومرادرمقررات نگاه هاپیچیده اند

مرادرقواعدبوسه هاپیچیده اند:عشق درمن قانونمنداست ومحبت درمن نسبت به هرفردتعریف خودرا داردمثل عشق به همسر، فرزند، پدرومادرو...

لب هااستعاره ازکلمه برتروزوج آن وفرشته های آنها

نگاه هااستعاره ازنگاه کلمه برتربه کل کائنات ، نگاه ما به جهان ، نگاه فرشته های دوکلمه (کلمه برترو زوج آن) به ماوجهان

ومرادرمقررات لبها پیچیده اند:فرشته های زوج کلمه برترهرکدام قانونمنددرجایگاه خودقراردارندهیچ امری داخل امردیگرنمی شود؛هربار که اولیای خداقلم می زنندباعلم وحکمتی که خدابه آنهاداده بافرم وچینش نوهمان قانون رااجرامی کننداگرمشرکان بخواهندبین آنهافاصله انداخته وامری رادرامردیگرداخل نمایندطبق قانون ، خداآنهارامجازات کرده وامرخودرابه صورت اول برمی گرداند

نگاه : دیدن فرشته ها قانونهاراوپیروی ازآنها

ومرادرمقررات نگاه ها پیچیده اند: فرشته های زوج کلمه برترهربارکه نقش قلم اولیای خدارامی بینندیادگرفته تایید وتصدیق می کنندواین دیدن وتصدیق کردن خودقانونی است که قانون اصلی راحفظ می کند

نتیجه :مرا/درقواعدبوسه ها/ومقررات لب ها ونگاه ها/پیچیده اند:کلمه ام قانونمنداست وهرچیزی درجای خودقراردارد

بزرگ می شوم

ولحظه لحظه در من

پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

بزرگ می شوم : بزرگ شدن رابایدلحظه به لحظه اززمان تولدبگیریم

پیچک های مبهمی :زنجیره ی شناختهایی گنگ ونامفهوم

بزرگ می شوم /ولحظه لحظه در من /پیچک ها ی مبهمی کشف می شود

زوج کلمه برترچون قانونمنداست  هرفردازشجره طیبه ازبدوتولدهربارباشناختی که کلمه برتربه او می دهد(بزرگ می شودورشدمی کند )شناختهای نادرست یاپیچک هایی که دراوپیچیده اندرامی بیند

مویرگ های گنگ جدید

برزبانم

پیچک های سرخ سفید

برروحم می دوند

ازاین عبارت به بعدپیچک های مبهم راتوضیح می دهند

مویرگ های گنگ جدید/برزبانم / می دوند

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

 مویرگ های گنگ جدید استعاره ازشناختهای گنگ ومبهم(شناختهای نادرست)

 برزبانم می دوند:هرلحظه برمن شناختهایی که گنگ ومبهم است واردمی شودبرزبان من که زبان پدرم یاکلمه برتراست

پیچک های سرخ سفید/برروحم می دوند

این عبارت رامی توان به صورتهای زیرخواند:

1.پیچک های سرخ برروحم می دوند

پیچک های سرخ : بارآتش کلمات مشرکان

2.پیچک های سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سفید: سایه های سپید یاشجره خبیثه

3.پیچک های سرخِ سفیدبرروحم می دوند

پیچک های سرخی که درعین حال سفیدند

پیچک های سفیدی که بارآتش باخودحمل می کنند بارآتشی که مشرکان بواسطه شجره خودبرافرادشجره طیبه می ریزند

برروحم می دوند: برکلمه ام جاری می شوندیاکلمه ام رادربرمی گیرنددراینجامنظورزوج کلمه ی برتراست یافردی ازافرادشجره طیبه

دوعنکبوت گوش وهوشم

دوردلم تارمی تنند

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1398 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

میثاق پیامبران 3:تفرقه نیفکندن بین رسولان

1. پیچاندن زبان قرآن وشکاف درزوج کلمه برتر

 ببینیم این معنارادرشعر«خاک ریزان » استادفتوحی:

خاک ریزان

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

***

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

شاعردراین شعربازبان من اولیایی سخن می گوید

نگاه عاشقانه: نگاه خدایی وآسمانی

درخاک ریخته اند: زمینی کرده اندیابارآتش درآن ریخته اند(زوج کلمه برترقابلیت شکاف برداشتن وبارآتش برآن ریختن رادارد)

نگاه عاشقانه ی مرادرخاک ریخته اند: نقش قلم اولیای خداکه درپوشش قلم کفارباز می شوددرحقیقت درخاک باز می شودبعبارتی قلم کفاربرزوج کلمه برترباراتش می ریزدنوردرنارباز می شودوقتی نوربواسطه بارآتش پوشش بخوردکم می شوددراین وقت مادچارسردرگمی شده وگاهی اشتباه می کنیم

هوش چشم های ترادرخاک ریخته اند: اهل کلمه برترکه همان زوج کلمه یاشجره طیبه است باپوشش قلم کفارهوش سرشارو خدایی خودراازدست داده وشناختهای درست آنها پوشش می خورد

ببینیم این معانی را درسوره های زیر:

ویجعلون لله البنات سبحانه ولهم مایشتهون واذابشراحدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهوکظیم یتواری من القوم من سوء مابشربه ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون للذین لایومنون بالاخره مثل السوء ولله المثل الاعلی وهوالعزیزالحکیم . سوره نحل آیه 58

دسّ: پنهان کردزیرخاک ، قطران مالید برشتران

مسک : تعلق به آن یافت وپیوندکرد وچنگ زدبه آن

وقتی کفاراندازه های خدارابه هم بزنندخدابواسطه زوج کلمه برترجهنمی برای آنان می سازد دختردراینجا نقش قلم اولیای خداست وقتی که درپوشش قلم کفاربازمی شودخدااین شجره راافریدتاکلمات کفارراپاک نمایدبه همین خاطرمشرکان به فکرچاره جویی هستندکه آنهارایاخواربدارندیاداخل خاک نموده بپوشانندنگذارندبدنیابیایند

واذاالنفوس زوجت واذالمؤوده سئلت بای ذنب قتلت .سوره تکویرآیه 8

دختران زنده درگورهمان فرشته های کلمه ی برترندیاهمان مردمک های درخشان که درخاک شده اندلفظ کشته شدن به این معنااشاره دارد

والذاریات ذروافالحاملات وقرافالجاریات یسرافالمقسمات امراانماتوعدون لصادق .سوره ذاریات

ذرت الریح ذروا: برداشت آن رابادوپراکند

ذروه، ذروه ، ذری : بالای هرچیز

فالحاملات وقرا:فرشته هایی که باصبوری بارآتش حمل می کنندیابرآنهابارکرده اند

ونفس وماسواهافالهمهافجورها وتقواهاقدافلح من زکی ها وقدخاب من دساهاکذبت ثمودبطغواهااذنبعث اشقاهافقال لهم رسول الله ناقه الله وسقاهافکذبوه فعقروهافدمدم علیهم بذنبهم فسواهاولایخاف عقباها.سوره شمس آیه 13

ضمیر«ها» درسواها، الهمها، فجورها، تقواها، زکی ها و دساها برمی گرددبه نفس یعنی زوج کلمه برتر

ضمیر«ها» درطغواها، اشقاها، فسواهاوعقباهابرمی گرددبه ثمودیانفس ثمودیان

ضمیر«هم » درلهم ، علیهم وذنبهم برمی گرددبه قوم ثمود

ضمیر«ها» درسقاها، عقروهابرمی گرددبه ناقه الله یانفس زکیه یازوج کلمه برتر

دمدم :حرف زدبااو به خشم

دمدم علیهم :هلاک گردانیدآنهارا

دمادم :تپه های خاکی

خانه ی قوم ثمودخراب شد برسرشان یاخداآنهاراهلاک کردیاخاک برسرآنهاریخت (فدمدم علیهم بذنبهم فسواها)بواسطه خاکی که برسرزوج کلمه برترریختند(قدخاب من دساها)یاازحدومیزان الهی فراتررفتند(بطغواها)وناقه (زوج کلمه برتر) راسربریدند(فعقروها)یعنی حدودرابه هم زدند

درخاک ریخته اند

نگاه عاشقانه ی مرا

وهوش چشمهای ترا

تانبینیم

تاچه چیزی رانبینیم ؟ چه کسی نبیند؟

گفته شد شاعربازبان «من اولیایی » سخن می گویدومخاطب او شجره طیبه است:

1.من ترامثل خودم که پاک واولیای خدایم نمی بینم (نگاه خدایی وعشق پاک خدایی مراپوشش داده اندومن نمی توانم آن عشق پاک خدایی رادرتوببینم )

2.نبینیم : مخاطب نبیند

تومرا نبینی که ازاولیای خداوانسان کاملم و دارای هوش سرشاروخداییم درحقیقت برهوش چشمهای توخاک ریخته اندیابارآتش ریخته اندتاتونتوانی درک درستی ازعشق پاک خدایی داشته باشی

اولیای خداوقتی قلم می زنندیاسخن می گویندکلمه برترسخن آنهارامی بردوبه هرگروه ازاهل خودمی دهدتایادبگیرندچون قلم آنهاپوشش می خورداهل آنهادچارشناختهای اشتباه می شوندوسخن درست اولیای خدارانمی توانندبخوبی دریافت نمایند

هشیاری مردمک های درخشان را

درلای ولوش بدنهاپیچانده اند

بدنها: بتها ، پیکرها ، اشیاء

درقرآن چشم استعاره ازکلمه برتراست هرکلمه راچشم می گوینداجزای کلمه راکه فرشته ها می باشندرانیزچشم می گویندمردمک های درخشان همان فرشته های کلمه برتراست که دارای هوش فراوانند وبرای انسانهاشناخت دقیق وروشن می آورند

شاعرنقش قلم کفاررابه بدن تشبیه کرده است هم درکل وهم درجزءزیرادربرابرنقش قلم اولیای خداچون پوسته وپیکری بی جان و بی روح است

گفته شدکفارباکلمات خودبت هاوپیکرهادرست می کنندوباآن نقش زده ودرزوج کلمه برتردزدانه واردشده وکلمه را می پیچانند آنها کد اشیاء رابه خودزده ومردم رابه آن می چسبانندبااینکار شناخت های مارادچاراشکال کرده وازهوش سرشارما می کاهند ونقش قلم اولیای خداراپوشش میدهند (هشیاری مردمک های درخشان )

چه منتی می کشم

ازخاکی که برسرم ریخته اند!

ضمیرفاعلی «م» برمی گرددبه :

1.شاعر

شاعربازبان من اولیایی دردعظیم خودوتنهایی اش رادراین دنیا به تصویرمی کشد

اولیای خداباقلم وسخن خودهمواره می کوشندتاهوش سرشارمارابه مابرگردانندآنها کلمه ی خودواهل خودرا«سر» خودمی دانندکه توسط کفاربرآن خاک ریخته شده یاآتش بارشده واهل آنهاتوانایی شناخت عمیق راازدست داده اند

بنابراین شاعردارای دومخاطب است :

1.1.اهل وشجره خود

شاعربازبان من اولیایی تلاش بسیارمی کندتااهل اوعشق پاک خدایی اورابفهمند

2.1.کفار

شاعرتلاش بسیارمی کندتاکفاربه سمت خدابرگردندوچشم های اورادرخاک نکنند

گرچه مستوری خوش است اما بس است

انتظارت دلکش است امابس است. ازشعرتبسم دکترمحمودفتوحی

2.کفاریاهمان کسانی که نگاه وهوش چشمهارادرخاک ریخته اند

درست است که کفاربارآتش برزوج کلمه برتریاشجره طیبه ریخته انداماباهدایت اولیای خداهرباراین بارآتش یاخاک ریخته می شودوکفار ازترس ازدست دادنکلمات خودحقیرانه وچاپلوسانه این شجره را به سمت خودمی خوانند بعبارتی منت آنهارامی کشند

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1398 | 12:52 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ترافیک

وقتی که ترافیک می شودچشم های ترا کم دارم بوق ممتد ماشینهامراسردرگم می کندپس توکی برای من دست تکان میدهی تابالبخندت راه بازشود

میثاق پیامبران 3:تفرقه نیفکندن بین رسولان

دراین مبحث به این موضوعات خواهم پرداخت:

1. پیچاندن زبان قرآن وشکاف درزوج کلمه برتر

2.طریقه برگرداندن کلام یاافک وابزاربرگرداندن رای :

1.3.بت یامثال درست کردن

2.3.سددرست کردن بابتهاوایستادن درزوج کلمه برتر

3.3.دودست شدن (آیه سوت وکف)

4.3.قیافه های گوناگون گرفتن درکلمه شجره طیبه

5.3. چگونگی بهره گرفتن کفارازبتها

4.زمان پیچاندن زبان قرآن

5.عواقب پیچاندن زبان قرآن

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلااولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهیناوالذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابامن السماء فقدسالواموسی اکبرمن ذلک فقالواارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعدماجاء تهم البینات فعفوناعن ذلک.نساء 154

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله ویقولون نؤمن ببعض ونکفرببعض ویریدون ان یتخذوابین ذلک سبیلا

ان الذین یکفرون بالله ورسله ویریدون ان یفرقوا بین الله ورسله

فاعل یریدون ویقولون کافرین می باشند

 الفاظ «الله » و «رسل» برچه معانیی دلالت دارد؟

الله :بر کلمه برترو زوج آن ورسل بر:

1.پیامبران

2.کلمات پیامبران

3.کتاب پیامبران ، فرشته ها

منظورقرآن ازتفرقه نیفکندن بین «الله » و«پیامبرانش» چیست؟

چراوچگونه کافران بین خداوپیامبرانش جدایی می اندازند؟

1.به ظاهروبازبان آشکار

کفاردارای کلمه ، بین خداوپیامبرانش جدایی وتفرقه می اندازندبه این صورت که می گویندبه بعضی ایمان داریم به بعضی ایمان نداریم درحالی که همه فرستاده ی خدایند باین کارمی خواهندراهی پیداکنندبرای اینکه مردم رابه گمراهی ببرند

2.درکلمه

آنان بین کلمه وصاحبان آنها که پیامبرانندفاصله می اندازندبه اینگونه که زوج کلمه برترراپیچانده خودراجای اولیای خداجامی زنندتاتباهی وفسادبیاورند

3.فرشته ها

کافرین بین الله (کلمه برتر) ورسولان کلمه برترجدایی می اندازندوقتی پیامبران باکلمه خودنقش می زنندوبه زوج کلمه برترمی فرستندآنها بانقش قلم خود باایجادشک درزوج کلمه برتریاشجره طیبه  راهی بوجودمی آورند تاقلم اولیای خداراپوشش داده وبین فرشته های آنهاتفرقه وجدایی بیندازندمی گویندبه بعضی ازآیات ایمان داریم وبه بعضی ایمان نداریم شرح مفصل آن درقسمت پیچاندن زوج کلمه برترمی آید

اولئک هم الکافرون حقاواعتدناللکافرین عذابامهینا

درحقیقت کافران به هیچکدام ازپیامبران وایات خداایمان ندارند

ببینیم راه تفرقه انداختن بین فرشته های کلمه برتروپاره پاره کردن کتاب خدارادرسوره بقره آیه 26

ان الله لایستحی ان یضرب مثلا مابعوضه فمافوقهافاماالذین آمنوافیعلمون انه الحق من ربهم واماالذین کفروا فیقولون ماذاارادالله بهذامثلایضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .الذین ینقضون عهدالله من بعدمیثاقه ویقطعون ماامرالله به ان یوصل ویفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون .سوره بقره آیه 26

بعوضه :پشه ،استعاره از کلمات مشرکان ، خودمشرکان

مابعوضه فمافوقها:کوچکترازپشه ، استعاره ازکلمات مشرکان ، شجره خبیثه

یضرب مثلا : مثال بزند، مثالی یابتی رابشکند

ان الله لایستحی ان یضرب مثلا مابعوضه فمافوقها

یضرب مثلا دراین آیه به دومفهوم اشاره دارد:

1.مثالی بزند

هماناخداشرم نداردازاینکه مثالی بزندبعنوان مثال پشه وکوچکترازآن را

2.مثالی یابتی رابشکند

هماناخداشرم نداردازاینکه مثالی یابتی رابشکندبعنوان مثال پشه یاکوچکترازآن را

مثال پشه وکوچکترازآن درقرآن برای این است که صفت پشه خون خوردن است بتی که خون می خوردیعنی قلم پاک اولیای خدارابکارنمی بردوبه همین خاطربدنبال قتل ومردم کشی است

فاماالذین آمنوافیعلمون انه الحق من ربهم

پس کسانی که ایمان دارندمی دانندکه آن سخن یاکارپروردگارشان حق است

مؤمنان هرکارپروردگارراحق دانسته ودرآن چون وچرانمی کنندوتسلیم امرویند

یضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .

فاعل « یضل »ضمیرمستترفاعلی «هو» می باشدکه دارای دومرجع است:

1.الله

گمراه می کندخدابواسطه آن مثال گروه کثیری را وهدایت می کندبواسطه آن گروه کثیری را وگمراه نمی کندبواسطه آن مگرفاسقین را

2.کافرین

واماالذین کفروا فیقولون ماذاارادالله بهذامثلایضل به کثیراویهدی به کثیراومایضل به الاالفاسقین .

وکسانی که کافرشده اندپس می گویندچه خواسته است خدابواسطه این مثال یاشکستن بت

گمراه می کنندبواسطه آن سؤال گروه بسیاری راوهدایت می کنندبواسطه آن گروه کثیری راوگمراه نمی کنندمگرگروه فاسقین را چگونه ؟

اگرمثال راسخن یاحدیث خدابدانیم کافران درمردم با ایجادسؤال که آیا خدامثال بهتری نمی توانست بزندچراپشه یاکوچکترازآن رامثال زده است درمردم شک ایجادمی کنند

اگرمثال رابت بدانیم کافران درمقام اعتراض می گویندچراخدابتی راشکسته است ؟

چرادراین آیه گمراه کردن رابه خداوکافران هردونسبت داده است ؟

زیراهرسخنی خدابگویدکافران همیشه بدنبال شک ایجادکردن درمردمندبرای اینکارازجاهایی که می داننددرکلمه شکاف یاشک ایجادمی کنندخدابرای اینکه کارکافرین رامی دانست درهمان جایگاهها؛ شک رابصورت سؤال درآوردکه هرگاه آنهابپرسنداولیای خدابتواننددرآنجا جواب برای مردم قراردهندتاشک آنهابرطرف شده وهدایت یابندحال کفارهم درست همان جایگاه برای سؤال بوجودآمده جوابهای خودراقرارمی دهند تاباجواب خود مردم راگمراه نمایندبخاطرهمین خدا گمراهی (سؤال بواقع کارخدانیست)و هدایت راکارخوددانسته اماهدایت رامخصوص خودگردانیده زیرااین فاسقانندکه گمراه می کنندوگمراه می شوندامامؤمنان وقتی شناخت می گیرندشناختهای اشتباه یابتهای کافران رامی شکنندومی ریزندوبه سمت رشد می روندوهدایت می یابند

الذین ینقضون عهدالله من بعدمیثاقه ویقطعون ماامرالله به ان یوصل ویفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون والذین آمنوابالله ورسله ولم یفرقوا بین احدمنهم اولئک سوف یوتیهم اجورهم وکان الله غفورارحیما

نتیجه :کافران درحقیقت همان عهدشکنانندکه بین فرشته های خداجدایی می افکنندوامرخداوکتاب اوراپاره پاره می کنندبرخلاف اولیای خداوشجره آنها

پیچاندن زبان یاشکاف درزوج کلمه :

وان منهم لفریقا یلون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وماهومن الکتاب ویقولون هومن عندالله وماهومن عندالله ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون ماکان لبشران یوتیه الله الکتاب

والحکم والنبوه ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله ولکن کونواربانین بماکنتم تعلمون الکتاب وبماکنتم تدرسون .آل عمران 78

وازمیان آنان گروهی هستندکه زبان خودرابه کتاب می پیچانندتاآن راازکتاب پنداریدبااینکه آن ازکتاب نیست و می گویندآن ازجانب خداست درصورتی که ازجانب خدانیست وبرخدادروغ می بندندبااینکه خودشان میدانندهیچ بشری رانسزدکه خدابه او کتاب وحکم وپیامبری بدهدسپس اوبه مردم بگویدبه جای خدابندگان من باشیدبلکه به سبب آنکه کتاب تعلیم میدادیدوازآن روکه درس می خواندیدعلمای دین باشید

درس الکتاب درسا:خواندنوشته را

درس الرسم دروسا:ناپدیدشدن نشان

ضمیر«هم » درمنهم برمی گرددبه اهل کتاب (سوره آل عمران آیه 70به بعد)

اهل کتاب درقرآن دوگروهند:

1.پیامبران که صاحبان کتاب یاکلمه برترند

2.مشرکان که صاحبان کلمه اند

قرآن می گوید: برخی ازاهل کتاب (مشرکان ) زبانهای خود(کلمات خود) رابه کتاب (کلمه برتریانقش قلم اولیای خدا) می پیچانند تاشماگمان کنیدآن ازکتاب یاکلمه برتروازنزدخداست  ودرحالی که ازکتاب وکلمه ی برتروازنزدخدانیست وبرخدادروغ می بندندودرحالی  که می دانندهیچ پیامبری به مردم نمی گویدکه بجای خدابندگان او باشندودرعین حال فرشتگان باشیدبه آنچه می دانیدودرس می دهید

ادامه دارد...



تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1398 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
وقتی که تو می آیی
آسمان شب تیره وتاربودکه ترادیدم منورزدی؛ گلوله های نورانی تمام آسمان راپوشانیدیارب چه پیامی دارد؟ آرام درگوشم گفتی: معجزه ای درراه است یادم هست چندوقت قبل پدرم که سالهادربسترخوابیده بودوتوانایی نشستن راهم ازدست داده خودناگهان بلندشدونشست من ازتومعجزه ها دیدم کودکی هایم مملوازباورهای یقینی است دیدم منورزدی وگفتی معجزه ای درراه هست ومن حیرانم ...
یااباعبدالله الحسین
بیاددارم وقتی سختی هایم به محرم رسیده است گشایش های فراوانی درکارم رخ داده است.

 یاحسین ع کاش درکربلا بودم کاش درآن وقت پیش تو بودم

 کاش پدرم حسین ع تنها نبودکاش خانواده اش تنهانبودندکاش من بودم 



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1398 | 05:21 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 72 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم