عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

بیشترازچندخط نمی توانم دروبلاگم بارگذاری کنم بنابراین تصمیم گرفتم وب جدیدی دربلاگفا درست کنم آدرس وبلاگ من http://goleparande99.blogfa.com ونام وبلاگ من طارق 2می باشد

روی آدرس کلیک کنید




تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1399 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

قسمت یازدهم شرح آیات داستان یوسف ع

وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ﴿۴۲

و [یوسف] به آن كس از آن دو كه گمان میکرد خلاص مى ‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و[لى] شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)

داستان فوق به این موارداشاره دارد:

یوسف – جوانی وزندان

1.رهایی یکی ازدوجوان اززندان ویادآوری یوسف به او که ازاوبه آقایش بگویدتااورااززندان برهاند

2.فراموش کردن جوان وماندن چندسالی یوسف درزندان

3.بدنیاآمدن کلمه ای ازمشرکان وفردی ازمشرکان

4.ازیادبردن مشرکان خداراوزندانی شدن زوج کلمه ی برترتوسط آنهاتاقیامت وآخرت

بیشترازاین صفحه بارگیری نکرد



تاریخ : جمعه 15 فروردین 1399 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ماه مبارک شعبان است تولدامام حسین ع ، حضرت ابوالفضل ع ، حضرت امام سجادع وتولدامام عصرمهدی موعودع دراین ماه است این اعیادرابه اولیای زنده وغایب ع ومومنان تبریک می گویم خدایابه حق این روزهای عزیزمارادریاب

قسمت دهم شرح آیات داستان یوسف ع

وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۳۶

و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزى] یكى از آن دو گفت من خویشتن را [به خواب] دیدم كه [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و دیگرى گفت من خود را [به خواب] دیدم كه بر روى سرم نان مى برم و پرندگان از آن مى ‏خورند به ما از تعبیرش خبر ده كه ما تو را از نیكوكاران مى ‏بینیم (۳۶)

قَالَ لَا یَأْتِیكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۳۷

گفت غذایى را كه روزى شماست براى شما نمى ‏آورند مگر آنكه من از تعبیر آن به شما خبر مى‏ دهم پیش از آنكه [تعبیر آن] به شما برسد این از چیزهایى است كه پروردگارم به من آموخته است من آیین قومى را كه به خدا اعتقاد ندارند و منكر آخرتند رها كرده‏ ام (۳۷)

وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَیْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْكُرُونَ ﴿۳۸

و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‏ ام براى ما سزاوار نیست كه چیزى را شریك خدا كنیم این از عنایت‏ خدا بر ما و بر مردم است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى كنند (۳۸)

یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۳۹

اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراكنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر (۳۹)

مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۴۰

شما به جاى او جز نامهایى [چند] را نمى ‏پرستید كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى كرده‏ اید و خدا دلیلى بر [حقانیت] آنها نازل نكرده است فرمان جز براى خدا نیست دستور داده كه جز او را نپرستید این است دین درست ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۴۰)

 

یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ ﴿۴۱

اى دو رفیق زندانیم اما یكى از شما به آقاى خود باده مى ‏نوشاند و اما دیگرى به دار آویخته مى ‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مى ‏خورند امرى كه شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت (۴۱)

داستان فوق به مواردذیل اشاره می نماید:

یوسف – جوانی وزندان

1.داخل شدن دوجوان مشرک بایوسف درزندان

2.گفتن دوجوان خوابشان رابه یوسف

3.برداشت کلمه ی مشرکان اززوج کلمه ی برتر

4.حبس شدن دوکلمه ی مشرکان بایوسف ( یوسف درعدم)

یوسف – جوانی وپیامبربودن وی

1.یوسف ودانستن تعبیررویاها

2.یوسف نصیحت کردن دوجوان مشرک را

3.بری بودن یوسف ازکفرو شرک

4.یوسف ازنسل پیامبران است

5.زوج کلمه ی برترفطرتاازگناه پاک است

6.تعبیرکردن یوسف خواب دوجوان را

خبردادن یوسف به اینکه یک کلمه ازمشرکان می ریزدوفردی ازمشرکان می میردوفردی بدنیا می آید

ضمیر«ه » درمعه برمی گردد به یوسف وکلمه ی یوسف

فتیان :دوکلمه ی مشرکان ، دونفرمشرک ادامه ی آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید

فعل می بینم (ارانی) وکارهردوجوان نشان می دهدکه این دونفرازمشرکان صاحب کلمه اندقرآن به آنها « فتا» می گویدآنهادارای علمندوبدون وسیله صاحب دید

فتیان رامی توان برکلمات آنهانیزاطلاق نموداین دوکلمه یافتیان درحقیقت یک کارانجام می دهندهم مستی می آورندهم به اهل خودروزی می دهندچگونه ؟ بارفتن درزوج کلمه ی برتروکشتن مردم بی گناه

رب : صاحب کلمه یامشرک اهل قلم ، کلمات مشرکان ، پادشاه وقت

منظورقرآن ازاینکه دوجوان مشرک بایوسف داخل زندان شدندچیست ؟این زندان کجاست؟

اگردوزندانی رادوجوان مشرک بگیریم ویوسف رایوسف پیامبرمعنی آیه می شود:

وقتی که یوسف درمصربه زندان می افتددوجوان مشرک به زندان اوداخل می شوندیوسف خواب آنهاراتعبیرمی کندکه درآینده یکی ازآنهااززندان آزادمی شودودیگری به دارآویخته می شود

امااگریوسف رااستعاره ازکلمه ی یوسف بگیریم 

وقتی مشرکان دیدندکلمه ی یوسف داردآشکارمی شودازکلمه برترجوری برداشت کردندکه اسم یوسف بارنگیرد (اضافه شدن دوزندانی به یوسف درزندان همانابرداشت آنهاازکلمه ی برتررامی رساند)بنابراین زوج کلمه برتر برای روآمدن کلمه ی یوسف کلمه کم می آورداین کارمشرکان سبب می شود کلمه ی خودآنهانیزنتواند باربگیردوفردی ازمشرکان که کلمه ی اونیزآشکارشده بودبدنیانیایدزیرابرابرهرفردازمشرکان بایدیک فردازپیامبران باشدتابه اونوربدهدوحتی فردی ازآنهابعلت بارنگرفتن کلمه ی یوسف نورکم می آوردوبه پایان عمرش نزدیک می شود. فردرهاشونده اززندان بدنیاآمدن فردی ازمشرکان صاحب کلمه است وفردی که می میردفردی است که نورکم می آورد درحقیقت زندان آنهاهمان زوج کلمه ی برتراست زیرابواسطه قلم گمراه خودوبرداشت نادرست اززوج کلمه ی برتر برای خودزندان می سازند

قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ 

یوسف یاکلمه ی برترامرراتحقق یافته می بیندزیرا خبراولیای خدا یاخبرکلمه ی برترخبری قطعی است

یوسف وکلمه ی یوسف وزوج کلمه ی برتر(دراینجازوج کلمه ی برترباکلمه ی برتریکی است  )خودراازشرک وکفربری می دانندودوزندانی راازکفروشرک برحذرمی دارندادامه ی آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید

اگربه آیه : قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ  نگاه کنیم مشرکان وقتی درزوج کلمه ی برترواردمی شوندقیافه ی فردی سوالمندوچاپلوس می گیرند (إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ) تابتوانندزوج کلمه رافریب داده وازکلمه برداشت نمایند

ادامه دارد...



تاریخ : شنبه 9 فروردین 1399 | 11:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

پیچیده گلیم خیزوبخوان سوره ی طه

تاشب رودوروزشودماه ومسیحا

شق القمری کن براین قوم فسوسی

گوساله پرستندوگولندبه نزدیک صداها

امروزروزبعثت پیامبراکرم ص می باشداین روزرابه اولیای زنده وغایب ع تبریک وتهنیت می گویم وازایشان التماس دعادارم برای همه مومنان .عزیزان ما درشرایط سختی بسرمی بریم مارادریابید

وامامترفها

مترف درقرآن به معنای کسی که درخوشی وناز ونعمت زندگی کرده ومعنی رنج وسختی رانمی داند

تاچه وقت بایدزندگی مازیرپای اینهاتلف بشودمادرخانه هایمان حبس شده ایم اینهادراین وقت به خوش گذرانی مشغولندومسافرتها می روندواقایون اعلام می کنندبخاطرمسافرتهادراین ایام موج دوم کرونادرراه است

قسمت نهم شرح آیات داستان یوسف ع

فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۳۴

پس پروردگارش [دعاى] او را اجابت كرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید آرى او شنواى داناست (۳۴)

ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِینٍ ﴿۳۵

آنگاه پس از دیدن آن نشانه‏ ها به نظرشان آمد كه او را تا چندى به زندان افكنند (۳۵)

دیدگاه کلی درموردآیات فوق :

1.یوسف – جوانی وزندان

1. 1.زندانی کردن  یوسف راعزیزمصرودرباریان

2.آشکارشدن کلمه ی یوسف (یوسف درعدم)

3.بستن زوج کلمه ی برتربدست مشرکان

4.برداشت مشرکان ازکلمه ی برتربه حدی که کلمه ی یوسف نتوانست باربگیرد

ضمیر«ه » درربه برمی گردد به یوسف وکلمه ی او وکلمه ی برتر

ضمیر«هن » درکیدهن برمی گردد به زلیخاوزنان مصروکلمات مشرکان

ضمیر«هم » درلهم برمی گرددبه: مشرکان و یوسف وعزیزمصرودرباریان بنابراین باتوجه به برگشت ضمیرآیه دارای سه معنی می شود:

اگربرگشت ضمیر«هم » به مشرکان باشدقابل ذکراست که  تااینجاقرآن به کلمات آنهاباضمیرمونث اشاره می کردحالا به خودشان باضمیرمذکربنابراین معنی آیه می شود:

وقتی مشرکان نشانه های پدیدارشدن کلمه ی یوسف رادیدندکاری کردندکه کلمه ی یوسف بارنگیردتامدتی این کاررابه تاخیرانداختند

اگربرگشت ضمیر«هم » به یوسف وشاهدوعزیزمصرباشدمعنای آیه می شود:

سپس وقتی یوسف وعزیزمصروشاهدی که آنجابودخیانت زلیخارادیدندتصمیم گرفتندیوسف زندان برودالبته باخواست خودیوسف قرینه ی آیه دیدن آیات ونشانه های پاکی یوسف وخیانت زلیخا. یوسف خودخواست به زندان برودزیرادیگرنمی  توانست باکاری که زلیخاکرده درخانه ی عزیزمصربماندهم زلیخادست بردارنبود- ادامه ی آیه این موضوع راتاکیدوتبیین می نماید- هم بزرگواری عزیزمصراوراازماندن درخانه ی عزیزمنع می کردبنابراین باهم تصمیم گرفتندیوسف به زندان برود. این تصمیم درست لحظه ی آشکارشدن خیانت زلیخاگرفته شد قصه ی محفل زنان مصردرحقیقت همان حضورکلمات مشرکان درزلیخاوحضورکلمه ی انبیادراو بوداوهمان لحظه همه رادرپیش چشم می گذراندظاهرداستان چنان می نمایدکه زلیخامحفلی برای زنان مصرترتیب داده

اگرطبق ظاهرداستان برگشت ضمیر«هم » رابه عزیزمصروکارگزاران اوبدانیم معنای آیه می شود:

وقتی موضوع محفل زلیخاوزنان مصربرعزیزمصروکارگزاران او آشکارشدوپاکی یوسف وخیانت زلیخاو زنان مصررادیدندتصمیم گرفتندیوسف راتامدتی زندانی کنند

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 3 فروردین 1399 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ساکن کوی بنفشه هاکه شوی 

هرروزنومی شوی 

نوروزآمدامابوی عیدنیامدنه شیرینی خریدیم نه آجیل مجبوریم درخانه بمانیم استرس کروناماراازپای درآورده کی این واژه ی شوم می رودنمی دانم بیاییم دعاکنیم هرچه زودتربه زندگی عادی مان برگردیم ازاین زندان خانگی نجات پیداکنیم سال نو سال سلامتی وشادی برایمان باشد

واماشدائد

درداستان حضرت یوسف ع به هفت سختی درزمان اوبرمی خوریم که بوقوع می پیونددحال به اوضاع خودمان که نگاه می کنیم سختی به اوج رسیده چندسختی راپشت سرگذاشته ایم ودرگیرچندسختی هستیم رانمی دانم ولی می دانم پیاپی می آیدگرانی وحشتناک حالاهم کرونااسیردرخانه وسختی های خاص خودش ونگرانی واسترسی که کم ازکرونامرگ آورنیست آخرپدرامت توکجایی

قسمت هشتم شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّینًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِیمٌ ﴿۳۱

پس چون [همسر عزیز] از مكرشان اطلاع یافت نزد آنان [كسى] فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یك از آنان [میوه و] كاردى داد و [به یوسف] گفت بر آنان درآى پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند و [از شدت هیجان] دستهاى خود را بریدند و گفتند منزه است‏ خدا این بشر نیست این جز فرشته‏ اى بزرگوار نیست (۳۱)

قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿۳۲

[زلیخا] گفت این همان است كه در باره او سرزنشم می کردید آرى من از او كام خواستم و[لى] او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور مى‏ دهم نكند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید (۳۲)

قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی كَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ ﴿۳۳

[یوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوست‏ داشتنى‏ تر است از آنچه مرا به آن مى‏ خوانند و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله] نادانان خواهم شد (۳۳)

داستان فوق به مواردزیراشاره دارد:

1.یوسف وجوانی – یوسف درخانه ی عزیز مصر

1. 1.ترتیب دادن زلیخامحفلی برای زنان مصروبریدن دستهایشان بادیدن یوسف

1. 2.اقرارزلیخابه عشق وپاکی یوسف دربرابرزنان مصروتهدیدکردن زلیخا یوسف رابه زندان وشکنجه

 2.پاک شدن زوج کلمه ی برترازکلمات مشرکان ورسیدن به شناخت

3.آشکارشدن کلمه ی یوسف ( یوسف درعدم )

4.تهدیدمشرکان به اینکه اگرکلمه ی یوسف ازآنان نشوداوراحبس کرده یانمی گذارندبدنیا بیاید (یوسف درعدم )

فلماسمعت :

1.پس وقتی زلیخاشنید

2.پس وقتی زوج کلمه برترشنید

بِمَكْرِهِنَّ:ضمیر«هن » دربمکرهن وعلیهن برمی گرددبه زنان منظوراززنان کلمات مشرکان می باشد

ضمیر«هن» در إِلَیْهِنَّ ولَهُنَّ  و مِنْهُنَّ و عَلَیْهِنَّ برمی گرددبه دوزن (زوج کلمه ی برتر، کلمات مشرکان) گفته شدقرآن نقش قلم اولیای خدارادرزوج کلمه ی برتر زن می نامدبخاطروجودکلمات مشرکان  .دراینجاقرآن حرف «من » رابرسر«هن» آورده تابه مابگویدزن دوتاست منهن یعنی برخی اززنان درحقیقت اهل یاشجره طیبه دستهای خودرابریدندیعنی شناختهایی که به آنهاچسبیده بودرارهاکردندتاتوانستندحقیقت یایوسف راببیننددراینجا بودکه زلیخاحقیقت رادرمورد یوسف دیدوفهمیدکه اشتباه کرده وگفت یوسف بی گناه است

ضمیر«ه »  درفیه برمی گرددبه یوسف

درآیه ی فوق ازقالت تافاستعصم به دوزن اشاره دارد: :زلیخاو زوج کلمه ی برتراز وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ به زن دیگریعنی کلمات مشرکان اشاره داردزیراکلمات مشرکان دراهل یاشجره طیبه هستندودرآنهانیزسخن می گویند

قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ

فاعل قالت زلیخاوکلمات مشرکان می باشد

بنابراین آیه دارای معانی زیرمی گردد:

1.زلیخاگفت این همان است که درباره ی او مراسرزنش می کردید

2.وقتی اهل یاشجره طیبه پاک شدوبه شناخت درست رسید زوج کلمه ی برترگفت :این همان است که مرادرباره ی آن سرزنش می کردیددراینجا زوج کلمه ی برترباکلمه ی برتریکی است زیراسرپرست آنهاخوداوست

وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ 

کلمه ی مشرکان گفت : اگرزوج کلمه ی برتریاکلمه برترانجام ندهدآنچه رادستورمی دهم قطعاکلمه ی یوسف رازندانی می کنم تابارنگیردوبدنیا نیایدیاازخوارشدگان خواهدگردید

قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ

قال : یوسف گفت ،کلمه ی یوسف گفت ،کلمه ی برترگفت ، زوج کلمه ی برتر گفت دراینجامی توان زوج کلمه ی برترراکلمه ی برتردانست زیرابواقع سرپرست اوست

سجن :زندان ، سختی های ظاهری دنیا، سدیابندهایی که مشرکان درزوج کلمه ی برترایجادمی کنند، ماندن درعدم

فاعل یدعون زلیخاوزنان مصرو کلمات مشرکان است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1398 | 05:17 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم