عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

تولدعیسی مسیح ع برمومنان مبارک 
****
تحریم
والله بی کفایتی دست اندرکاران کاررابجایی رسانده تحریم رابهانه ای قرارداده اندهربلایی سرمردم بی گناه بیایدپنجره راکه بازمی کنی خورشیدوآسمان پردودوغباربوی گندتعفن اضافه برآن فضای تهران راپرکرده مگرخدامددی کندوگرنه ماکسی رانمی شناسیم که به مردم بی گناه کمک کند
____________________

وَیَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا ﴿۸۳

و از تو در باره ذوالقرنین مى ‏پرسند بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند (۸۳) 

إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا ﴿۸۴

ما در زمین به او امكاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‏ اى بدو بخشیدیم (۸۴) 

فَأَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۵

تا راهى را دنبال كرد (۸۵) 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ﴿۸۶

تا آنگاه كه به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد كه [خورشید] در چشمه‏ اى گل‏آلود و سیاه غروب مى ‏كند و نزدیك آن طایفه‏ اى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب مى ‏كنى یا در میانشان [روش] نیكویى پیش مى‏ گیرى (۸۶) 

قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُكْرًا ﴿۸۷

گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهیم كرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى ‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏ خواهد كرد (۸۷) 

وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا ﴿۸۸

و اما هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداشى [هر چه] نیكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان واخواهیم داشت (۸۸) 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۹

سپس راهى [دیگر] را دنبال كرد (۸۹)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا ﴿۹۰

تا آنگاه كه به جایگاه برآمدن خورشید رسید [خورشید] را [چنین] یافت كه بر قومى طلوع میکرد كه براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم (۹۰) 

كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا ﴿۹۱

این چنین [مى ‏رفت] و قطعا به خبرى كه پیش او بود احاطه داشتیم (۹۱) 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۹۲

باز راهى را دنبال نمود (۹۲) 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْمًا لَا یَكَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا ﴿۹۳

تا وقتى به میان دو سد رسید در برابر آن دو [سد] طایفه‏ اى را یافت كه نمى‏ توانستند هیچ زبانى را بفهمند (۹۳) 

قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا ﴿۹۴

گفتند اى ذوالقرنین یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد مى كنند آیا [ممكن است] مالى در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدى قرار دهى (۹۴) 

قَالَ مَا مَكَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَكُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا ﴿۹۵

گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالى شما] بهتر است مرا با نیرویى [انسانى] یارى كنید [تا] میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم (۹۵) 

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا ﴿۹۶

براى من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه كه میان دو كوه برابر شد گفت بدمید تا وقتى كه آن [قطعات] را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم (۹۶) 

فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ﴿۹۷

[در نتیجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند (۹۷) 

قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا ﴿۹۸

گفت این رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است (۹۸) 

وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا ﴿۹۹

و در آن روز آنان را رها مى ‏كنیم تا موج‏آسا بعضى با برخى درآمیزند و [همین كه] در صور دمیده شود همه آنها را گرد خواهیم آورد (۹۹) 

وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِینَ عَرْضًا ﴿۱۰۰

و آن روز جهنم را آشكارا به كافران بنماییم (۱۰۰) 

الَّذِینَ كَانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِی وَكَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا ﴿۱۰۱

[به] همان كسانى كه چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق] نداشتند (۱۰۱)

 


 


تاریخ : یکشنبه 1 دی 1398 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

سه سال پیش بودکه دیدم بالباس آبی بلندت باکتاب قطوری دردست پشت درایستاده ای و پدرم غمگین جلوی درنشسته .ای پدرامت پس توکی می آیی من و پدرم منتظریم

درموردشب اسطوره ای یلداسخن بسیاراست امابگذاربگویم یلدا برگرفته ازچه زبانی است ؟ کافی است سوره ی توحیدرابیادآوری «لم یلدولم یولد» گفته شد اصل همه ی زبانها  عربی فصیح می باشدوقتی اولیای خدا به این زبان قلم می زنندباتوجه به هرفرددرهرجاکه باشدبه زبان خودفردترجمه می شودومردم ازآنهاسخنهامی سازند

داستان ذوالقرنین درقرآن

دراین داستان راوی خداونداست وذوالقرنین در نقش ولی خداظاهرمی شود خدادراین داستان نقش اولیای خودرادراجرای قوانین خود بیان می داردببینیم این داستان رادرقرآن :

خدابه پیامبریاحضرت محمدص به کلمه ی خودمی گوید:ازتو درباره ی ذوالقرنین می پرسندبگوبزودی داستان آن را برای شما می گویم :

مابه ذوالقرنین درزمین تمکن (نیرو وقدرت)دادیم وازهرچیزی راهی وسببی برای او قراردادیم پس تبعیت کردآن راه یاسبب راتااینکه رسیدبه مغرب خورشیدودیدکه خورشیددرچشمه ای گل آلودغروب می کندودرنزدآن مردمی رایافت به او گفتیم ای ذوالقرنین تو آنهاراعذاب می کنی یادرایشان راه نیکویی پیش می گیری

گفت هرکس که ظلم کنداوراعذاب می کنیم وهرکه ایمان آورد وعمل شایسته ای انجام دهدبه فرمان خودکاراوراآسان می کنیم سپس پیروی کردراهی یاسببی رابرای آن

تااینکه به محل طلوع خورشید رسیدخورشیدرادیدطلوع می کندبر قومی که قرارندادیم برای آنهاپوششی ازغیرخورشید(خدارابی پرده می دیدند)همچنین

وقطعا به خبری که پیش او بوداحاطه داشتیم سپس پیروی کرد راهی یاسببی راتااینکه رسیدبین دوکوه ازغیرآن دوگروه ، قومی را یافت که دراموربخوبی نمی توانستندتفقه نمایندیادارای فکربلندوعمیق باشندگفتند: ای ذوالقرنین بدرستیکه یاجوج وماجوج  درزمین فسادبپامی کنندپس آیاقراربدهیم برای تو مالی تابین ماوآنهاسدی قراربدهی ؟گفت : آنچه پروردگارم درآن برای من تمکن داده بهتراست پس مرابانیرویی یاری کنیدتامیان شماوآنهاسدی استوارقراردهم برای من قطعاتی ازآهن بیاوریدتاجاییکه بین دوکوه برابرشودگفت بدمیددرآن تاوقتی که آن را آتش گردانیدگفت مس گداخته برایم بیاوریدتاروی آن بریزم پس نتوانستندیاجوج وماجوج ازآن بالاروندیادرآن نقب بزنندذوالقرنین گفت این ازرحمت پروردگارم می باشدچون وعده ی او بیایدآن رادرهم می کوبدووعده ی پروردگارم حق است ورهامی کنیم درآن روزموج بزنندبعضی ازکلمات (کلمات مشرکان) دربعضی (زوج کلمه برتر) وعرضه می کنیم جهنم رابرکافران . حرام است شهری که مردمش راهلاک کردیم زنده کنیم مگرزمان قیامت همان روزی که کتاب مشرکان گشوده می شودویاجوج وماجوج ازهربلندی ای می تازنددرآن روزوعده ی حق نزدیک است وناگهان دیده ی آنان که کفرورزیده اندخیره می شودومی گویندای وای برماکه ازاین روزدرغفلت بودیم بلکه ماستمگربودیم. درآن روزآنهابابتهایشان هیزم دوزخند

داستان ذوالقرنین درسوره های کهف آیه 83به بعد وانبیاآیه 96به بعد آمده است موقع آبدیت آیات راآوردم قلم به هم ریخت حذف کردم درآبدیت بعدی می آورم

....ادامه دارد



تاریخ : چهارشنبه 27 آذر 1398 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

زندان یعنی بودن درجایی که زبانت رانفهمندچه سخت است این تنهایی 

دارد یلدانزدیک می شودیلدابهانه ای است برای دورهم جمع شدن ومحبت ومهربانی واما ماه پربرکت دی نزدیک است تولدمسیح ع می آید وتولدحضرت زینب س. بگذاراعتراف کنم هرگاه تمام درها به رویم بسته می شودمی گویم یامسیح ع .به معجزه ی نامت ای پیامبرمارادریاب 

پایان شرح داستان طالوت ع  

فلمافصل طالوت بالجنودقال ان الله مبتلیکم بنهرفمن شرب منه فلیس منی ومن لم یطعمه فانه منی الامن اغترف غرفه بیده فشربوامنه الاقلیلا منهم فلماجاوزه هووالذین آمنوامعه قالوالاطاقه لناالیوم بجالوت وجنوده قال الذین یظنون انهم ملاقواالله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین ولمابرزوالجالوت وجنوده قالواربناافرغ علیناصبراوثبت اقدامناوانصرناعلی القوم الکافرین .بقره 249

فلمافصل طالوت بالجنودقال ان الله مبتلیکم بنهرفمن شرب منه فلیس منی

فصل :جداشد

فلمافصل طالوت بالجنود

جنود: لشکرازآدمیان ، سپاهی ازفرشته ها

آیه فوق به این نکات اشاره دارد:

1. طالوت قلم زدوفرشته های خودرابه نظام فرستادوباقلم خودجنگ راتدبیرکردولشکریان خودرابه سوی هدف تعیین شده گسیل داد

2. طالوت لشکرخودراکه ازآدمیان بودندحرکت دادزیرااوحکمران آشکارنیزبود

قال ان الله مبتلیکم بنهرفمن شرب منه فلیس منی

نهر:استعاره ازنقش قلم کفار

آیه فوق به نکات ذیل اشاره دارد:

1.جنگ پیش روی قوم بنی اسرائیل درحقیقت امتحانی بودبرای آن قوم ازجهت ایمان

2. میزان امتحان ، طالوت پیامبربودوسخنان او

 3. موردامتحان نوشیدن ازآبی بودکه ازجویی روان بود.درحقیقت آن جوی ویاآن آب همان حاصل قلم کفاراست که طالوت مردم راازآن نهی می کرد

4.درحقیقت امتحانی بودبرای کفارکه کلمات خودرادرراه شرک وکفربکارنبرند

 ومن لم یطعمه فانه منی الامن اغترف غرفه بیده فشربوامنه الاقلیلامنهم

ضمیر«ه » دریطعمه  ومنه برمی گردد به نهر

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به ملاء یاقوم بنی اسرائیل

آیات فوق این مواردرامتذکرمی شود:

1.بسیاری ازقوم بنی اسرائیل ازآن آب نوشیدندآنهاافراددست چپی یاشجره خبیثه هستند

2.فقط تعدادکمی ازآن آب  ننوشیدندکه خودبردودسته اند:

1.2.اولیای خدا

عده ای که ازقلم مشرکان اطاعت نکردنداولیای خدابودندزیراآنهااصلا ازاین نظام تغذیه نمی کنندوتعداشان  خیلی کم بود.

2.2.افرادشجره طیبه

افرادشجره طیبه ازکفارتبعیت نکردند

منظورآیه از: الامن اغترف غرفه بیده چیست ؟

غُرفه : یک مشت آّب

طالوت پیامبرملاک دینداری رااطاعت نکردن ازقلم مشرکان ومشرکان قرارداده است امابرای اینکه مردم مومن اودچارسختی نشوندگفته است دروقت اضطراریاناچاری اشکال نداردکمی ازآنان اطاعت کنید- ازآن نهریک مشت آب بخورید-

فلماجاوزه هو

ضمیر«ه » درجاوزه برمی گرددبه «نهر» یاهمان قلم مشرکان وضمیرفاعلی «هو» برمی گرددبه طالوت یاکلمه برتر

فلماجاوزه هو

یعنی طالوت ازآب نهرگذشت یاصرف نظرکردیانخوردآن را 

فلماجاوزه هووالذین آمنوامعه

جاوزه هووالذین آمنوامعه اشاره دارد به کسانی که ازآب نهرنخوردند جاوزه یعنی گذشتنداز«نهر » یاعبورکردند از«نهر» یاصرف نظرکردندازآن چه کسانی ؟همان دودسته ای بودندکه ازآن آب نخوردنددراینجا طالوت (هو)هم خودداخل دسته ای می شودکه از«نهر» نخورد(والذین آمنوامعه )

والذین آمنوامعه  قالوالاطاقه لناالیوم بجالوت وجنوده

دراینجاآمنواتنهابرافرادشجره طیبه دلالت داردزیرااینهابودندکه ازنهر گذشتندیاآب نهرراننوشیدند .اینهابادیدن لشکرجالوت ابتدا ترسیدندگفتندکه ای طالوت ماچگونه دربرابراین لشکرایستادگی کنیم ؟

قال الذین یظنون انهم ملاقواالله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین

  فعل «یظنون » مارابه این نکته رهنمون می کندکه گویندگان اولیای خدانیستندزیراایمان اولیای خداصدرصدویقینی است بلکه شجره طیبه هستندکه ایمانی گمانی دارندچون بواسطه قلم مشرکان گاهی ایمانشان کم می شودآیه ی قبل  همین کم شدن ایمان رادرآنهانشان می دهداین افرادرحقیقت همان افراد هستند که وقتی سپاه بیشمارجالوت رامی بیننددرابتدامی ترسندولی چون به خدااعتقاددارندپیروزی سپاه اندک خودرابرسپاه بیشمارکافران باورداشته ودرراه خداصبرمی کنند

نکته : می تواندفاعل آمنوا، قالوا وقال الذین ...فرشته های اولیای خداباشندچون دراصل آنهایندکه ایمان وشناخت درآنهامی ریزند

ولمابرزوالجالوت وجنوده قالواربناافرغ علیناصبراوثبت اقدامناوانصرناعلی القوم الکافرین .

دراینجا نیزفاعل قالواربناافرغ علینا...همان لشکریان یااهل اولیای خداهستنداعم ازفرشته ها وانسانها

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین

فهزموهم باذن الله

ضمیر«هم » درفهزموهم برمی گردد به لشکرجالوت 

وقتل داودجالوت

دراینجا طرف سخن ازطالوت پیامبربه داوودپیامبرتغییرکرد.جنگ طالوت ودیگراولیای خداازجمله داوود وشجره طیبه بالشکریان جالوت  بودوجالوت بواسطه داوودع کشته شد

وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء

خدابه داوودع ملک یعنی فرمانروایی وحکمت وعلم داده است . تغییرخطاب قرآن ازطالوت پیامبرکه دارای فرمانروایی آشکاربودبه داوودپیامبرکه فرمانروای پنهان است بخاطراین است که خدامی خواهدبگویددراصل پیامبرانندکه حاکم برجهانند

ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض

قرآن به این دلیل جنگ درراه خداوکشتن بعضی ازافرادراتوسط بعضی دیگرمقررکرده تاجهان فاسدنشود

 ولکن الله ذوفضل علی العالمین .تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین.

ضمیرفاعلی واواودرنتلوها برمی گردد به کلمه ی برتر-فرشته ها وخدای یگانه -، پیامبران

نتلوها:ضمیر«ها» برمی گردد به آیات

ضمیر«ک» درعلیک برمی گردد به :پیامبروکلمه ی پیامبر

خداکلمه خودرا برتر دانسته برهمه ی کلمات  وآیات خودراحقیقت می داندوپیامبررارسول خود

ادامه دارد...

داستان ذوالقرنین درقرآن



تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1398 | 05:03 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

فاستقم کماامرت ومن تاب معک 

شرح داستان ذوالقرنین راتمام کردم دارم شرح داستان یوسف ع رامی نویسم البته یکباربدقت تمام داستان راخواندم درفیش هاشرح مختصری نوشتم الان دارم آیه به آیه شرح مفصل آن را می نویسم رسیدم به آیه 46 آن قسمت ازداستان که حضرت یوسف ع تعبیرخواب پادشاه مصررامی گوید:

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۴۶

قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ ﴿۴۷

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸

من که کمرم خم شد زیربارمشکلات ای پدرمهربانم پس کی غلبت الروم می آیدروزشادی مومنان

ادامه شرح شعر«پیشانی »:

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

پیش ازسپیده : پیش ازطلوع آفتاب ، پیش ازشکافته شدن قلم

رجوع شودبه شرح شعر«یک هفته عاشقی » استاد

بام : بام خانه ، استعاره ازمحراب جای ووقت قلم زدن

درداستان عزیزپیامبر خدااسم فعال خودرابه خانه ای مثال زده بودکه دارای سقف وستون است سوره بقره آیه 259

خورشیددومی طلوع کند: قلم نو شود، یاخورشیدقلم اولیای خداتنهابرجهان حکمفرماشود

قرآن اغلب خورشیدرااستعاره ازنقش قلم اولیای خدامی گیردوگاهی درمعنای نقش قلم کفار(سوره نمل آیه 24)  بنابراین معنای شعربالامی شود: من هرلحظه یاهرروزمنتظرمی شوم قلم نو شودیابرسم به خورشیدقلم اولیای خدایعنی جهان آخرت

واشرقت الارض بنورربهاووضع الکتاب وجاء بالنبیین والشهداء وقضی بینهم بالحق وهم لایظلمون  (سوره زمرآیه 68)

ادامه ی داستان طالوت ع

گفته شدپیامبربنی اسرائیل به آنهادرموردطالوت ع فرمود:

قال :

1.ان الله اصطفاه علیکم

2.وزاده بسطه فی العلم

3.والجسم

4. والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

وخداملکش را که همان کلمه ی برترش می باشد صاحب قدرت برتراست- به هرکس بخواهدمی دهد

آیات فوق این معانی رامتذکرمی شود:

1.طالوت پیامبرجزوثروتمندان قوم بنی اسرائیل (صاحب کلمه ی برتربودوازلحاظ جسم نیزفردی قدرتمند)بودوهمیشه درحال مبارزه ی پنهان باکفار

2.طالوت پیامبربعدازدوره ای بعنوان حاکم وقت ازطرف خدامأموراجرای قانون خدابصورت آشکارشده است

3.آن نبی که  باقوم بنی اسرائیل سخن می گویدطالوت هم می تواندباشد

4.باتوجه به ادامه داستان این حضرت داووداست که درموردپادشاهی طالوت ع باقوم بنی اسرائیل سخن می گوید

5.قرآن بطورضمنی حکومت محمدص رایادآورمی شود

نتیجه :دراصل پیامبران واولیای خداصاحب ملک دنیایندوبرکل جهان هستی تسلط ونظارت تمام دارندآنان گاهی بطورآشکارهم حکمرانی می کنندمانندامیربودن امام علی ع دربرهه ای اززمان ، عزیزبودن یوسف ، رهبری امام خمینی ع درعصرحاضر،حکومت صالحین علیهم السلام قبل ازقیامت (امام مهدی ودیگراولیای غایب ). دراینجا طالوت هم پیامبرپنهان بودهم حکمران وقت

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم

تابوت : صندوق ازچوب وغیره

سکینه :آرامش وآهستگی ، بادتیزرو

نکته : پیامبرقوم بنی اسرائیل نشانه ی پادشاهی طالوت راتابوتی دانست که درآن آرامش وآسایشی بودکه ازجانب پروردگاربود

منظورازتابوت چیست ؟ چراقرآن به آن تابوت گفته است ؟

تابوت درلغت یعنی صندوقی که ازچوب یامواددیگربسازند.خدا به زمین گهواره نیز می گویدکه محل آرامش وسکون است والارض مهادا... زمین راچون گهواره  ای می داندکه انسان درآن آرام می گیردقرآن به زوج کلمه ی برترزمین هم می گویدپس گهواره همان زمین است که انسان درآن سکونت نموده وآرام می گیردصندوق هم همان معنارابیادمی آوردزیرامحفظه ای است که ظرفیت قرارگرفتن اجسام درآن تعبیه شده است ازآنجایی که این صندوق هم حرکت داردوهم آرام بخش است پس تقریبا همان معنارامتذکرمی شودبخاطراین که این وسیله درپوشش کلمه  مشرکان قرارمی گیردخدابه آن تابوت گفته درحقیقت این تابوت همان نقش وپیکری است که اولیای خدامی زنندوباعث ارامش دلهای مومنان واصلاح جامعه می شوداین معناراادامه آیه تاکیدوتبیین می نماید

حال ببینیم این معنارادرشعرتندیس هوس استاد:

...چشمانت

دختران عریان عزرائیل اند

که پیشاپیش تابوت من می رقصند

من درنگاه تومانده ام ...

چشمانت :دوچشم:  نقش کلمه برتروسخن اولیای خدادرزوج کلمه ی برتر

دختران عریان عزرائیل :

دختران عریان : زوج کلمه برترکه پوششی نداردکفارآن را می بینندومی تواننددرآن نفوذکنند

دختران عریان عزرائیل: زوج کلمه ی برترقانونمنداست زیرپاگذاشتن قانونهای الهی باعث عذاب افرادخاطی می شود

تابوت من : زوج کلمه ی برتر

شاعردوچشم زوج کلمه  ی برتررابه دختران عریان عزرائیل تشبیه می کندکه تابوت اورابارقص مشایعت می نمایندتابوت او ودوچشم زوج کلمه ی برتربواقع یک چیز است شاعربااین تشبیه می خواهدبگویددرزوج کلمه ی برترمرده  ای است که اهل آن حمل می کنندحال مرده چه کسی یاکسانی هستند ؟ کسانی که برروی آن آتش بارمی کنندوتوسط نقش اولیای خدابارآتش آنهامی ریزدوعذاب می شوندوکلمه ی آنهابه سمت نابودی می رود

وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین

ترکه :گذاشت آن راوترک کرداورا

ماترک:آنچه باقی گذاشت

وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون

این صندوق میراث وباقی مانده ی کاری هایی است که آل موسی وآل هارون انجام دادندوطالوت ع آن راادامه خواهددادیعنی نتیجه زحمات آن پیامبران است که درزمان طالوت بوقوع پیوست واوتوانست به عنوان پیامبری که پادشاه نیزهست برجامعه حکومت نماید

استادنیزدرشعر«تبعید» خودتلاش انبیارابرای هدایت بشرازابتدای خلقت تاولایت امام علی ع وادامه ی آن تاآخرت به تصویرمی کشد

 تحمله الملائکه

این صندوق رافرشته هاحمل می کنندزیرااین پیکریانقش همان حاصل قلم اولیای خداوفرشته های  آنهاست

ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

خدااوراوقلم اوراآیه ای قرارداده است برای همه

ادامه دارد...



تاریخ : چهارشنبه 20 آذر 1398 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

شرح شعرپیشانی

«پیشانی ات را

بلندمی بینم » :

مردی گفت ومرد

پیشانی استعاره ازکلمه فعال خدا

پیشانی بلنداستعاره ازکلمه برترصفت بلندبودن هم به فراگیربودن کلمه اشاره می نمایدهم به رشیدبودن آن

ببینیم پیشانی رادرقرآن :

الم یعلم بان الله یری کلالئن لم ینته لنسفابالناصیه ناصیه کاذبه خاطئه فلیدع نادیه سندع الزبانیه کلالاتطعه واسجدواقترب .سوره علق آیه14

ناصیه:موی پیشانی

پیشانی استعاره ازاسم فعال خدا

صفت کاذبه برای ناصیه این معنارامی رساندکه قرآن به آن دسته اسماء فعال خدااشاره داردکه گمراه است

ببینیم رشیدرادرشعر«نام دخترخدا»:

...درسپیده ی عدم

ناگهان نسیم مبهمی وزید

قامت حریردختری رشید

مثل شیهه ای سپید

درمیان  خرمن ایستاد

آن نهال پرشکوفه ی بلور

دردل من ایستاد...

رشیددرقرآن درمعنای کلمه ی رشدیافته است:

قال یاقوم هولاء بناتی هن اطهرلکم فاتقواالله ولاتخزون فی ضیفی الیس منکم رجل رشید

سوره هودآیه78

رجل رشیدیعنی فردی که دارای کلمه ی رشد یافته باشد

ولقدارسلناموسی بایاتناوسلطانامبین الی فرعون وملائه فاتبعواامرفرعون وماامرفرعون برشید

امرفرعون باکلمه ی فرعون صادرمی شودبخاطرهمین قرآن آن را رشدنیافته می گویدفرعون ازجمله مشرکان صاحب قلم بود

سوره هودآیه 97

پیشانی ات رابلندمی بینم /مردی گفت ومردیعنی مردی درهنگام مرگ گفت :تو صاحب کلمه ی برتری. شاعراززبان من اولیایی روایت می نمایدکه یکی ازاولیای خدااوراتصدیق وتایید نموده است زیراشاعررامی شناسد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت یعنی زن دانایی به شاعرگفته است :تودارای نیروی فوق العاده ای هستی هرفردازاولیای خداخودکلمه اند ودارای کلمه ی برتروهردو دارای قدرت خدایی .

منظوراززن داناچه کسی یاکسانی می باشند؟

وقتی نقش کلمه برتردرشجره طیبه بازمی شودچون درپوشش قلم مشرکان بازشده به آن زن می گویندشاعربه این کلمه زن داناگفته است زیرا کلمه ی برترآن راسرپرستی می نماید ازطرفی هرفرداززوج کلمه ی برترقدرت خداوندرامشاهده نموده وبه آن واقفند

چراگفته شده است زنی دانا؟

زیراتنهایک ولی نقش قلم خودرابه زوج کلمه ی برترنمی فرستد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت

دختران گستاخ

درآن صورت

درخشش مرموزی دیده بودند

من هم باورم شده

منظورشاعرازدختران گستاخ چیست؟کلمات مشرکان که برشجره طیبه بارآتش می ریزند

درآن صورت :درکلمه برتر،درزوج کلمه برتر،دراولیای خدا

دیده بودند:درعدم

فعل گفت ودیده بودند زمان هرولی ازخلقت او تاکنون رامی رساند

درخشش مرموز:نوری که رازآلوداست (منبع آن رانمی دانند)، نوری که ازآن اطلاع کافی ندارند(اسم برترخدارانمی دانند)

عبارت «زنی داناگفت » بین دوعبارت «توازنیروی سرشاری » و«دختران گستاخ / درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند» آمده است مامی توانیم شعررااینگونه بخوانیم :

زنی داناگفت :توازنیرویی سرشاری

زنی داناگفت :دختران گستاخ /درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند/ من هم باورم شده

دختران گستاخ /درآن صورت / درخشش مرموزی دیده بودند/ من هم باورم شده

زن دانا – زوج کلمه برتر-می بیندکه مشرکان ازروی علم ودانایی برروی اهل اویا کلمه ی برترجهت گرفتن نوراوبارمی گذارنداولیای خدانیزاین موضوع رادرزوج کلمه  ی خودمشاهده می نمایند

ادامه دارد...

ولادت پدرامت امام حسن عسکری ع رابه مولایمان امام مهدی ع ودیگراولیای زنده وغایب ودوستداران آنهاتبریک می گویم



تاریخ : شنبه 16 آذر 1398 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم