عیدفطر

امروزعیدفطراست روزعیدپاکی هاست روزی که یک ماه عبادت کردیم تابرگردیم به فطرت پاکمان امیدوارم این روزسرآغازی باشدبرای گشایش مشکلات تمام مستضعفان سراسرعالم.

 این روزرابه تمام مستضعفان ومومنان جهان واولیای غایب ع تبریک وتهنیت می گویم

واماروزقدس

سبحان الذی اسری بعبده لیلامن المسجدالحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکناحوله لنریه من آیاتناانه هوالسمیع البصیر.سوره اسراء 

نمی گویم روزقدس چه روزی است نمی گویم چراامام روزی رابه اسم روزقدس نامگذاری کردولی می گویم این آیه وعده ی موعوداست دراخرالزمان به ظهورپدرامت حضرت مسیح ع .چطوروچگونه؟ تفسیرآن بماندبرای بعد.این آیه وآیات بعدش به این موضوع اشاره دارد.آن کس که قدس رامی دانست خبرآمدن رامی دانست ودرسخنانش مرتب مژده می دادامابه مامی گفتنداین یک آرزوست وبعیداست وماداریم نزدیک می شویم طبق گواهی های این سوره ومژده های امام خمینی

قسمت نوزدهم  شرح آیات داستان یوسف ع

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۶۳

پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود (۶۳)

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۶۴

[یعقوب] گفت آیا همان گونه كه شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان (۶۴)

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ ﴿۶۵

و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دریافتند كه سرمایه‏ شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر [دیگر] چه مى‏ خواهیم این سرمایه ماست كه به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى ‏كنیم و [با بردن او] یك بار شتر مى‏ افزاییم و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‏ اى ناچیز است (۶۵)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصروبرادران مشرک وی

1.برگشتن برادران یوسف پیش پدرشان

2.گفتن برادران یوسف به یعقوب که برای گرفتن باردیگرروزی ازیوسف برادردیگرشان راباآنهابفرستد وقول دادن آنهابه اوکه ازبنیامین مواظبت می کنند

3.گفتن یعقوب به پسرانش که به شمااعتمادندارم زیراهمین حرف را درموردیوسف زدید

4.برادران یوسف وقتی بارهایشان راگشودنددیدندسرمایه شان بهشان برگردانده شده است وخواستن ازیعقوب برای فرستادن برادریوسف باآنهابرای  گرفتن روزی دوباره

5.مشرکان وقتی نقش قلم خودرابازکردنددیدندپیمانه ی آنهاپرشده بدون اینکه اولیای خداازکلمه ی آنهااستفاده کرده باشند

6.شروط اولیای خدابرای پرکردن پیمانه ی مشرکان (روزی حلال به مردم خودبدهند

ازبرادرشان نگهبانی کنندیعنی درزوج کلمه ی برترنروند)

7.مشرکان این روزی وپیمانه راکم می دانند

8.آمدن مشرکان درزوج کلمه ی برتربرای گرفتن روزی

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ

ضمیر« هم » درابیهم برمی گردد به برادران مشرک یوسف

 قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ 

اب : کلمه ی برتر وزوج آن

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ 

فاعل قَالَ یعقوب ، کلمه برتروزوج آن می باشد

ضمیر«ه» درعلیه برمی گردد به اخ یابرادرپدری مشرکان یا برادریوسف

ضمیر«کم » برمی گردد به برادران مشرک یوسف

باتوجه به تعاریف بالامعنی آیه می شود:

وقتی برادران مشرک یوسف به یعقوب گفتندکه برادرمارابامابفرست زیراپیمانه ازمامنع شده است ومامواظب اوهستیم گفت همانطورکه برادرش رامواظب بودید؟پس خدابهترین نگهبان است

نکته :کلمه ی برترمی داندقسم وقول مشرکان موقع شکافتن کلمه شان مبنی براینکه درزوج کلمه ی برترواردنشوندمورداعتمادنیست آیه فوق به این معنااشاره دارد

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ : وقتی مشرکان قلم زدند

وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ:

بضاعت : کلمات ، پول ، سرمایه

بنابراین باتوجه به تعاریف فوق آیه دارای دومعنامی گردد:

1.وقتی برادران یوسف بارهایشان رابازکردنددیدندسرمایه ی آنهابه آنهابازگردانیده شده است

2.وقتی مشرکان قلم خودراشکافتنددیدندبدون اینکه اولیای خداازکلماتشان استفاده کنندکلمات آنهاراپرکرده یانورداده اند

قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ 

وَنَمِیرُ أَهْلَنَا: اهل آنهاهمان شجره ی مشرکان که شجره خبیثه است

نکته : آیه فوق به این مطلب اشاره داردکه اولیای خدابه این شرط کلمات آنهاراپرکرده اند:

وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِیكُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

اگراین شرط رابجابیاورندمی توانند:

 وَنَمِیرُ أَهْلَنَا:به اهل خودروزی بدهند

 وَنَحْفَظُ أَخَانَا:واردزوج کلمه ی برترنشوند

وَنَزْدَادُ كَیْلَ بَعِیرٍ:ازخدایک بارشتربیشتربگیرندیابهره ی کلماتشان دوبرابرشود

آنهااین را می داننداماقانع نیستندزیرادرآخرآیه می گویند: ذَلِكَ كَیْلٌ یَسِیرٌ :این پیمانه ای ناچیزاست

ادامه دارد...



تاریخ : جمعه 2 خرداد 1399 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

ولادت پدرامت امام حسن عسکری ع رابه مولایمان امام مهدی ع ودیگراولیای زنده وغایب ودوستداران آنهاتبریک می گویم 

توفان 

دیشب خواب دیدم ابرهای سیاهی بسرعت آسمان رافراگرفتندوتوفان بسیارشدیدی بپاخاست من پشت درخانه ی مان ایستاده بودم تابه درون خانه ی مانیایدتاحفاظی باشم برای خانواده ام آنقدرشدیدبودکه داشت درراازجامی کند

توفان می آید

ومن می ایستم 

گردبادسیاه سطور

مچاله ام می کند

جامه های درونم را

ازهم می درد

ومی برد

ازدرون عریان می شوم ...ازشعر«توفان» دکترمحمودفتوحی 

شرح داستان طالوت ع درقرآن  

الم ترالی الملاء من بنی اسرائیل من بعدموسی اذقالوالنبی لهم ابعث لناملکانقاتل فی سبیل الله

درآیه فوق چه کسی یاکسانی ازقوم بنی اسرائیل ازپیامبری ازایشان  درخواست حکمران کردند ؟چرا؟

ملاء: توانگروثروتمند، دراینجاصاحب کلمه

نبی : پیامبر، کلمه ی برتر

کلمه «ملاء » دراینجا به دواهل قلم اشاره دارد:

1.صاحبان کلمه برتر

به اولیای  خدا وکلمه ی آنها ملاء  میگویندزیراکلمه ی آنها پرباراست وآنان به این خاطرثروتمندندوباقلم خودهرلحظه هستی رانوکرده به همه موجودات روزی می بخشندازراههای گوناگون

2.مشرکان وکلمات آنها

 کلمات مشرکان چون بواسطه کلمه برترنومی شودهربارثروت زیادی رادرخودذخیره می کند

البته کلمه ملاء رابایددربسترکلام قرآن معناکرددوقتی این کلمه دررابطه بامشرکان اهل قلم بکارمی رودبارمنفی داردزیراثروتی که خدایااولیائش دراختیارآنها می گذارنددر راه نادرست استفاده می کنند

 پس دراینجا دوگروه خواهان پادشاهی بودندتابواسطه اودرراه خداکارزارکنند

آیا مشرکان براستی خواهان جنگ درراه خدابودند؟ ادامه آیه به این سؤال پاسخ می دهد

قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الاتقاتلوا

فاعل قال ضمیر«هو» می باشدکه برمی گرددبه «نبی»( پیامبر، فرشته های کلمه برتر)

پیامبرقوم بنی اسرائیل ازآنان پرسید اگرجنگ مقررشودبرشما آیاشماکارزارمی کنید؟

نکته : آوردن حرف پرسشی «هل »با فعل « عسیتم »  هم امیدواری پیامبربه خواست ملاءرامی رساندهم  تردیدپیامبردرکارآنهارازیراوی می داندکه همه ی خواهندگان راست نمی گویندادامه آیه آن راتاکیدوتبیین می نماید

دلیل پیکارشان چه بود؟

قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا

گفتندچرادرراه خداکارزارنکنیم درحالی که ماازدیارمان وازنزدفرزندانمان بیرون رانده شده

ایم

فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین  

ضمیر«هم» درعلیهم ومنهم برمی گردد به ملاء

نکته : همانطورکه گفته شد پیامبردیده بودجزعده ی اندکی راغب جنگ درراه خدانمی باشند

 حال این عده ی اندک چه کسانی هستند؟چرا؟

1.اولیای خدا:

ضمیر« هم » در«علیهم » و«منهم » برمی گرددبه دودسته ملاء اماخداباحرف «الا»اولیای خودراازآنهااستثناء نموده است ادامه آیه :«والله علیم بالظالمین»  آن راتبیین می نماید

هدف اولیای خدا بواقع پیکاردرراه خداست آنهابواقع حکمران ظاهری نظام نیستندزیراشکایت دارندازاینکه به آنهادراین نظام بواسطه حکمرانان فاسدظلم شده (آنهاراازسرزمین وفرزندانشان جداکرده اند )

2.شجره ی طیبه

شجره طیبه بواقع لشکریان پنهان وآشکاراولیای خداهستند آنها  همیشه تسلیم اوامرالهی هستندخدابه آنها مسلم می گویدحال صاحب هردین وعقیده ای که باشندبه فطرت عمل کرده ودربرابرهرظلمی می ایستنددرعین اینکه خدانعمت زیادی به اینهاعطاکرده وخودنعیم یاعامل فیضندولی کم بهره می مانندبخاطرظلمی که مشرکان یاحکام ظالم برآنان روامی دارند

چرامشرکان (دسته دوم ملاء)به پیامبرقوم بنی اسرائیل پیشنهادجنگ درراه خدارادادند؟

قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین

1.مدعی بودندمظلوم واقع شده اند

مشرکان بانقش قلم خودبرکل هستی حکم می رانندوحکومت ظاهری دنیادردستان آنهامی چرخدگاهی درمصدرکارهادرسرزمین خودهستندگاهی هم نه ؛چون مردم معمولی آنهارابخوبی نمی شناسندهمیشه ازوضع موجودخودشکایت کرده وتظاهربه مظلوم بودن می نماینددرپیش روی مردم معمولی تظاهربه دینداری کرده وخواهان جنگ درراه خداهستند

 2.مدعی هستندکه تنهاکلمه ی آنهاست که به هستی حیات می بخشد

گفته شد قلم مشرکان دربسترقلم اولیای خدابازمی شودوازآن نورمی گیرداما بااین که آنهابه این موضوع واقفندخودراصاحب کلمه ونظام عالم دانسته وهیچگونه حقی رابرای اولیای خداو شجره آنهاقائل نمی شوند؛پیش روی پیامبران به طعنه ادعا می کنند آنهاراازخانه وسرزمینشان(درکلمه آنهانفوذکرده اند) بیرون کرده اند وبین آنها وفرزندانشان جدایی انداخته اند؛ وقتی هم  به آنهاجنگ درراه خدامقررمی شودازحکم پیامبران روی برمی گردانند

  وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

پیامبر قوم بنی اسرائیل دراینجا به پیامبر(یاپیامبران) بعدازحضرت موسی اطلاق می شود.حال باتوجه به ادامه آیات چون داستان پادشاهی حضرت طالوت است وجنگ بین طالوت وجالوت درزمان حضرت داوود ع اتفاق افتادپس پیامبرقوم بنی اسرائیل هم می تواندبرحضرت داوودع اطلاق شودوهم برطالوت ودیگرپیامبران هم عصراو

وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکا

فاعل قال ضمیر«هو» می باشدکه برمی گرددبه «نبی»( پیامبر، کلمه برتر)

بنابراین معنای آیه می شود:

1.کلمه برترخبردادکه خداطالوت رابه عنوان ملک یافرمانروامبعوث کرد

2.پیامبرقوم بنی اسرائیل خبردادکه خداطالوت رابه عنوان پادشاه یافرمانروامبعوث کرد

فرم سخن نبی به اینکه خداپادشاهی به نام طالوت رابرای شما برانگیخت (قدبعث) گواه براین است که این پادشاه ازپاکان واولیای  خداست ادامه آیه این مفهوم راتاکیدوتبیین می  نماید

حکمرانی طالوت توسط چه کسانی مورداعتراض واقع شد؟

جواب : شجره خبیثه اعم ازمشرکان صاحب قلم وافرادشان

دلیل اعتراض آنان چه بود؟

قالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال

قالوا:فاعل قالوا ضمیرفاعلی «واو» می باشدکه برمی گرددبه ملاء نوع دوم (مشرکان دارای کلمه)

انّی یکون له الملک علینا: چگونه طالوت برماحکمران باشد

ونحن احق بالملک منه :ودرحالی که ماازاو سزاوارتریم به پادشاهی

ولم یؤت سعه من المال: وکم بضاعت است ( کلمه ی اوپربارنیست )

قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم

پیامبردرجواب مشرکان (ملاء نوع دوم ) چه گفت ؟

ضمیر«هو» درقال برمی گرددبه «نبی » (پیامبری ازبنی اسرائیل ، کلمه برتر)

پیامبرگفت :

 1. ان الله اصطفاه علیکم

اوبرگزیده خداست

گفته شد طالوت ازاولیای خداست دراینجا خبرپیامبروادامه آیه : ان الله اصطفاه علیکم... این موضوع راتاکیدمی  نماید

2. وزاده بسطه فی العلم والجسم

واورابرشمابرتری بخشیدازلحاظ وسعت درعلم وجسم 

زادزودا:مهیاوآماده کردتوشه را

زاده :عطاکرداوراتوشه

زادزیدا:افزون شد

قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم

فعل ماضی نقلی «قدبعث » درآیه قدبعث لکم طالوت ملکااستمرارپادشاهی وپیامبری طالوت راازگذشته (درعدم ، زمان بدنیا آمدن )تاحال می رساندپس برخلاف اعتقادمشرکان طالوت درگذشته  ازنظروسعت مال (کلمه)ازمشرکان برتربوده است آیه « وزاده بسطه فی العلم والجسم » این معناراتاکیدوتبیین می نماید.

وزاده بسطه فی العلم

 باتوجه به فعل قدبعث می توان گفت: قدزاده ... یعنی برتری بخشیده است اوراخدابعبارت دیگربرتری طالوت به لحاظ علم ازگذشته تاحال ادامه داشته است

برتربودن پیامبرازلحاظ علم یعنی :

کلمه ی او کلمه برتراست

زاده بسطه فی العلم والجسم

«واو» قبل ازجسم واوعطف می باشد بنابراین می توان خواند:

وزاده بسطه فی الجسم )وقدزاده بسطه فی الجسم )

منظورآیه ازبرتری طالوت دروسعت جسم چیست ؟

جسم : تن ،بدن ،اعضای بدن ، شخص ، پیکر

گفته شدقرآن انسان رااستعاره ازاسماء فعال خداقرارمی دهدبنابراین وسعت درجسم یعنی

فراگیربودن کلمه اولیای خدادرهستی وبرتری آن برکلمه مشرکان ازهمه لحاظ

کلمه درآن زمان به جایی رسیده بودکه اقتدارلازم رابرای برقراری حکومت پیامبران داشت

رشدکلمه درزمان پادشاهی طالوت بعلت بیشتربودن اولیای خدادرآن زمان بوده است

نکته : برتری طالوت درجسم برتری قدرت ونیروی خودپیامبررانیزمی رساند

ببینیم این معنارادرشعر«پیشانی » دکترمحمودفتوحی :

«پیشانی ات را

بلندمی بینم » :

مردی گفت ومرد

«تو

ازنیرویی سرشاری »:

زنی داناگفت

دختران گستاخ

درآن صورت

درخشش مرموزی دیده بودند

من هم باورم شده

هرروزپیش ازسپیده

بربام می آیم

به انتظار

که خورشیددومی طلوع کند

ادامه دارد...



تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1398 | 10:20 ق.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

داستان طالوت ع درقرآن

الم ترالی الملاء من بنی اسرائیل من بعدموسی اذقالوالنبی لهم ابعث لناملکانقاتل فی سبیل الله قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الاتقاتلوا قالواومالناالانقاتل فی سبیل الله  وقداخرجنامن دیارناوابنائنا فلماکتب علیهم القتال تولواالاقلیلامنهم والله علیم بالظالمین   وقال لهم نبیهم ان الله قدبعث لکم طالوت ملکاقالواانی یکون له الملک علیناونحن احق بالملک منه ولم یؤت سعه من المال قال ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم والجسم والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم وقال لهم نبیهم ان آیه ملکه ان یاتیکم التابوت فیه سکینه من ربکم وبقیه مماترک آل موسی وآل هارون تحمله الملائکه ان فی ذلک لآیه لکم ان کنتم مؤمنین بقره  246

فلمافصل طالوت بالجنودقال ان الله مبتلیکم بنهرفمن شرب منه فلیس منی ومن لم یطعمه فانه منی الامن اغترف غرفه بیده فشربوامنه الاقلیلا منهم فلماجاوزه هووالذین آمنوامعه قالوالاطاقه لناالیوم بجالوت وجنوده قال الذین یظنون انهم ملاقواالله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین ولمابرزوالجالوت وجنوده قالواربناافرغ علیناصبراوثبت اقدامناوانصرناعلی القوم الکافرین .بقره 249

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. سوره بقره 250

آیاازسران بنی اسرائیل پس ازموسی خبرنیافتی آنگاه که به پیامبری ازخودگفتندپادشاهی برای مابگمارتادرراه خداپیکارکنیم گفت اگرجنگیدن برشمامقررگرددچه بساپیکارنکنیدگفتندچرادرراه خدانجنگنیم باآنکه ماازدیارمان وازفرزندانمان بیرون رانده شده ایم پس هنگامی که جنگ برآنان مقررشدجزشماری اندک ازآنان پشت کردندوخداوندبه ستمکاران داناست .وپیامبرشان به آنان گفت درحقیقت خداوندطالوت رابرشمابه پادشاهی گماشته است گفتندچگونه اورابرماپادشاهی باشدباآنکه مابه پادشاهی ازوی سزاوارتریم وبه او ازحیث مال گشایشی داده نشده است ؟ پیامبرشان گفت درحقیقت خدااورابرشمابرتری داده است واورادردانش ونیروی بدن برشمابرتری بخشیده است وخداوندپادشاهی خودرابه هرکس که بخواهدمیدهدوخداگشایشگرداناست وپیامبرشان بدیشان گفت : درحقیقت نشانه پادشاهی اواین است که آن صندوق که درآن آرامش خاطری ازجانب پروردگارتان وبازمانده ای ازآنچه خاندان موسی وخاندان هارون برجای نهاده اند-درحالی که فرشتگان آن راحمل می کنند-به سوی شماخواهدآمدمسلمااگرمؤمن باشیدبرای شمادراین نشانه ای است

وچون طالوت بالشکریان بیرون شدگفت خداوندشمارابه وسیله رودخانه ای خواهدآزمودپس هرکس ازآن بنوشدازمن نیست وهرکس ازآن نخوردقطعا اوازمن است مگرکسی که بادستش

کفی برگیردپس جزاندکی ازآن نوشیدندوهنگامی که باکسانی که همراه وی ایمان آورده بودندازآن گذشتندگفتندامروزمارایارای جالوت وسپاهیانش نیست کسانی که به دیدارخداوندیقین  داشتند گفتند بسا گروهی اندک که برگروهی بسیاربه اذن خداپیروزشدندوخداوندباشکیبایان است

وهنگامی که باجالوت وسپاهیانش روبروشدندگفتندپروردگارابردلهای ماشکیبایی فروریزوگامهای مارااستواردارومارابرگروه کافران پیروزفرمای .

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوودجالوت راکشت وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او می آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کردقطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارد

ادامه دارد...

شرح داستان طالوت ع 



تاریخ : دوشنبه 4 آذر 1398 | 11:56 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

 تولدپدرامت ،محمدمصطفی ص ،خاتم ونگین پیامبران وادامه دهنده ی راه پیامبران واولیای قبل ازوی راپشت سرگذاشتیم جادارداین تولدمبارک را به پنج ولی زنده وغایب ع وپیروانش تبریک بگویم

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

وکیف اخاف مااشرکتم ولاتخافون انکم اشرکتم بالله مالم ینزل به علیکم سلطانافای الفریقین احق بالامن ان کنتم تعلمون .الذین آمنواولم یلبسواایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون .وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین . ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم . ذلک هدی الله یهدی به من یشاء من عباده ولوااشرکوا لحبط عنهم ماکانوا یعملون اولئک الذین آتیناهم الکتاب والحکم والنبوه فان یکفربها هولاء فقدوکلنابهاقومالیسوابهابکافرین اولئک الذین هدی الله فبهداهم اقتده قل لااسئکم علیه اجراان هوالاذکری للعالمین .انعام 80

وچگونه ازآنچه شریک می گردانیدبترسیم باآنکه شماخودازاینکه چیزی راشریک خداساخته ایدکه دلیلی درباره ی آن برشمانازل نکرده است نمی هراسیدپس اگرمی دانیدکدام یک ازدودسته به ایمنی سزاوارتراست ؟کسانی که ایمان آورده وایمان خودرابه شرک نیالوده اندآنان راست ایمنی وایشان راه یافتگانند وآن حجت مابودکه به ابراهیم دربرابرقومش دادیم درجات هرکس راکه بخواهیم فرامی بریم زیراپروردگارتوحکیم داناست وبه او اسحاق ویعقوب رابخشیدیم وهمه رابه راه راست درآوردیم ونوح راازپیش راه نمودیم وازنسل او داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون راواین گونه نیکوکاران راپاداش می دهیم. وزکریاویحیی وعیسی والیاس راکه همه ازشایستگان بودندواسماعیل ویسع ویونس ولوط که جملگی رابرجهانیان برتری دادیم.وازپدران وفرزندان وبرادرانشان برخی راوآنان رابرگزیدیم وبه راه راست راهنمایی کردیم این هدایت خداست که هرکس ازبندگانش رابخواهدبدان هدایت می کندواگرآنان شرک ورزیده بودندقطعا آنچه انجام میدادندازدستشان می رفت آنان کسانی بودندکه کتاب وداوری ونبوت بدیشان دادیم واگراینان بدان کفرورزندبی گمان گروهی رابرآن برگماریم که بدان کافرنباشنداینان کسانی هستندکه خداهدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتداکن بگو: من ازشماهیچ مردی براین نمی طلبم این جزتذکری برای جهانیان نیست   

آیات فوق باتوجه به حرف «واو» دارای خوانش های زیرمی باشد:

1.وکیف اخاف مااشرکتم ولاتخافون انکم اشرکتم بالله مالم ینزل به علیکم سلطانافای الفریقین احق بالامن ان کنتم تعلمون(الذین آمنواولم یلبسواایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون ) وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم .

2. و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذلک نجزی المحسنین

ضمیر«ه » درذریته برمی گرددبه ابراهیم ع ونوح پس خوانش های ذیل راشامل می شود :

1.2.ومن ذریته (ذریه ابراهیم ):

داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

2.2.ومن ذریته (ذریه نوح)

داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین

3. وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین.

ضمیر«ها» درآتیناهابرمی گرددبه حجتنااگربه آیات قبل خوب نگاه کنیم منظورازحجتناهمان کلمه برتریاکلمه الله است

خدااین حجت (کلمه برتر) رابالابردن درجه ومقام ابراهیم می داند

حرف «واو» آیات فوق رادارای خوانش های زیرمی گرداند:

1.3. ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون (کلاهدینا )وکذالک نجزی المحسنین .

2.3 (من ذریته: ابراهیم ونوح )  زکریا ویحیی وعیسی والیاس(کلاهدینا)کل من الصالحین

3.3. و (من ذریته :ابراهیم ونوح) اسمعیل والیسع ویونس ولوطاکلاهدینا

4.3. و(ابراهیم ونوح وذریه آن دو:تمام پیامبران نامبرده ) کلافضلناعلی العالمین .

وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم .

قرآن درآیات فوق پیامبران برشمرده رانسبت به مردمان دیگربرتردانسته ویکی ازعلتهای آن رابالابودن درجه آنان بواسطه داشتن وبودن درکلمه برترآنهامی داند

4. ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم .

وتلک حجتناآتیناهاابراهیم علی قومه نرفع درجات من نشاء ان ربک حکیم علیم . و وهبناله اسحاق ویعقوب کلاهدیناونوحاهدینامن قبل ومن ذریته داوودوسلیمان وایوب ویوسف وموسی وهارون وکذالک نجزی المحسنین . وزکریا ویحیی وعیسی والیاس کل من الصالحین واسمعیل والیسع ویونس ولوطاوکلافضلناعلی العالمین . ومن آبائهم وذریاتهم واخوانهم واجتبیناهم وهدیناهم الی صراط مستقیم . (ذلک هدی الله یهدی به من یشاء من عباده ولوااشرکوا لحبط عنهم ماکانوا یعملون )اولئک الذین آتیناهم الکتاب والحکم والنبوه

 



تاریخ : شنبه 25 آبان 1398 | 09:15 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

دیشب درخواب مژده ی آمدنت رادیدم 

ظهورت پس کی است ای آفتاب آبی شادترنم؟!

ج) تفضیل تساوی

منظورقرآن ازتفضیل پیامبری برپیامبردیگرچیست ؟

1.تفضیل تساوی

2.تفضیل کلمه برتربردیگراسمهای فعال خدا

3.تفضیل پیامبران برزوج کلمه ی برتر

منظورازتفضیل تساوی چیست ؟به چه دلیل بین پیامبران تفضیل تساوی است؟

برای پاسخ دادن به این پرسشها ببینیم سوره بقره آیه 250 به بعدرا:

فهزموهم باذن الله وقتل داودجالوت وآتاه الله الملک والحکمه وعلمه ممایشاء ولولادفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض  ولکن الله ذوفضل علی العالمین. تلک آیات الله نتلوهاعلیک بالحق وانک لمن المرسلین. تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلّم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس. ولوشاء الله مااقتتل الذین من بعدهم من بعدماجاء تهم البینات ولکن اختلفوافمنهم من آمن ومنهم من کفرولوشاء الله مااقتتلواولکن الله یفعل مایرید. یاایهاالذین آمنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخله ولاشفاعه والکافرون هم الظالمون . بقره 250

پس آنان رابه اذن خداشکست دادندوداوود، جالوت راکشت ، وخداوندبه او پادشاهی وحکمت ارزانی داشت وازآنچه می خواست به او آموخت واگرخداوندبرخی ازمردم رابه وسیله ی برخی دیگردفع نمی کرد قطعا زمین تباه می گردیدولی خداوندنسبت به جهانیان تفضل دارداین آیات خداست که ما آن رابحق برتومی خوانیم وبه راستی توازجمله پیامبرانی .برخی ازآن پیامبران رابربرخی دیگربرتری بخشیدیم . ازآنان کسی بودکه خدابااوسخن گفت ودرجات بعضی ازآنان رابالابردوبه عیسی پسرمریم دلایل آشکاردادیم و او رابه وسیله روح القدس تاییدکردیم واگرخدامی خواست کسانی که پس ازآنان بودندبعدازآن دلایل روشن که برایشان آمدبه کشتاریکدیگرنمی پرداختندولی باهم اختلاف کردندپس بعضی ازآنان کسانی بودندکه کفرورزیدندواگرخدامی خواست بایکدیگرجنگ  نمی کردندولی خداوندآنچه رامیخواهدانجام می دهد

ای کسانی که ایمان آورده ایدازآنچه به شماروزی داده ایم انفاق کنیدپیش ازآنکه روزی فرارسدکه درآن نه دادوستدی است ونه دوستی ونه شفاعتی وکافران خودستمکارانند

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس.

تلک الرسل فضلنابعضهم علی بعض

تلک الرسل : حضرت محمد،حضرت طالوت ، حضرت داوود(قبل ازاین آیات داستان حضرت طالوت وداووداست)

آن پیامبران :حضرت محمد(رسول )و حضرت طالوت (ولی پنهان)و حضرت داوود(نبی) رابرتری دادیم بعضی را بربعضی

چگونه ؟

منهم  من کلم الله ورفع بعضهم درجات

ضمیر«هم » درمنهم برمی گردد به تلک الرسل

برخی ازپیامبران خداباآنهاصحبت کرده (من کلم الله)برخی ازآنهاراازلحاظ درجه بالابرده (ورفع بعضهم درجات)

دراینجا چون نگفته کدام پیامبربرپیامبر برتری دارد پس دراصل برتریی درکارنیست و تفضیل هرپیامبری برپیامبردیگرازنوع تفضیل تساوی است

وآتیناعیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس

نکته : مؤیدکردن حضرت عیسی ع به روح القدس همان بالابردن درجه اوست نسبت به عالمیان

 حال رجوع کنیم به سوره ها وآیات دیگربرای اثبات بیشتراین موضوع :

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا. ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل ورسلا لم نقصصهم علیک وکلم الله موسی تکلیما. رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما.لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .نساء 163

ماهمچنانکه به نوح وپیامبران بعدازاووحی کردیم به تو وحی کردیم وبه ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط وعیسی وایوب ویونس وهاروان وسلیمان وحی نمودیم وبه داوودزبوربخشیدیم وپیامبرانی که درحقیقت آنان راقبلا برتوحکایت نمودیم وپیامبرانی که ایشان رابرتوبازگونکرده ایم وخداباموسی آشکاراسخن گفت .پیامبرانی که بشارتگروهشداردهنده بودندتابرای مردم پس ازپیامبران درمقابل خداحجتی نباشد.خداتوانای حکیم است لیکن خدابه آنچه برتونازل کرده است گواهی می دهدآن رابه علم خویش نازل کرده است وفرشتگان گواهی می دهندوکافی است خداگواه باشد

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده

نکته : قرآن طریقه وحی وسخن گفتن خودباپیامبران راباهمه ی آنهایک جوردانسته؛ همانطورکه خدابامحمدص صحبت می کندوپیام می فرستدهمانطورباپیامبران دیگر

نکته :خدابعنوان نمونه تعدادی ازپیامبران راذکرمی نماید:

واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان وآتیناداودزبورا.

نکته : اضافه کردن داوودپیامبردرآخرآیه مارابه این نکات رهنمون می نماید:

1.خداباداوودع هم مثل دیگرپیامبران سخن گفته یابه اوپیام فرستاده

2.دیگرپیامبران هم چون داووددارای کتابند

3.وحی می تواندکتاب پیامبران هم باشد

ورسلاقدقصصناهم علیک من قبل

قصص: حال ،خبر، کار، سخن ، آنچه نوشته شود

نکته : گفته شدقرآن هم سخن خدابه پیامبراست هم سخن پیامبراست به کلمه برتربرای ابلاغ به نظام

ضمیر«هم » درقصصناهم برمی گرددبه رسلا

رسلاقدقصصناهم علیک من قبل : وقتی که توای پیامبردرعدم بودی یاقبل ازابلاغ رسالت

 زندگی نامه یک عده از پیامبران رابه این صورت گفتیم که توبگویی یا شرح حال آنهاراروایت کنی یاداستان آنهارابگویی

 ورسلا لم نقصصهم علیک

ویک عده رانگفتیم توروایت کنی یاشرح حال آنهارابگویی

توجه : شرح حال عده ای ازپیامبران درقرآن آمده است حال بکاربردن فعل قصص توسط قرآن این معنارامی رساندکه پیامبرشرح حال عده ای ازپیامبران را روایت کرده نه اینکه شرح حال دیگر پیامبران رانمی داند(فقط به شرح حال عده ای بسنده کرده است ) .درحقیقت خداباآوردن این آیه همه پیامبران راداخل حکم بالاکرده است

 وکلم الله موسی تکلیما.

نکته : خدای یگانه باموسی ازطریق کلمه خودش سخن گفت

نتیجه :وحی وکتاب وسخن گفتن باپیامبران همه یکی است :

الف).خدابه همه پیامبران وحی می کند

انااوحیناالیک کمااوحیناالی نوح والنبیین من بعده واوحیناالی ابراهیم واسماعیل  واسحاق ویعقوب والاسباط وعیسی وایوب ویونس وهارون وسلیمان

ب).وحی خداکتاب می تواندباشد

وآتیناداودزبورا.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وآتینانوح کتاباوآتیناالنبیین من بعده کتاباو...

 پ).خداباهمه پیامبران سخن می گوید

 وکلم الله موسی تکلیما.

واوعطف است به همه پیامبران یعنی وکلم الله نوح تکلیماوکلم الله النبیین من بعده تکلیماو...

رسلامبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعدالرسل وکان الله عزیزاحکیما

نکته : پیامبران بشیرونذیرند

لکن الله یشهدبماانزل الیک انزله بعلمه والملائکه یشهدون وکفی بالله شهیدا .

نکته : خداخودوفرشته هاراگواه می گیردبه اینکه هرچه به پیامبران فرستاده ازسوی خوداوست

2.تفضیل کلمه برتربردیگرکلمات (زوج کلمه برتر،کلمات فعال مشرکان)

وربک اعلم بمن فی السماوات والارض ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا.سوره اسراء آیه 55

نبی :پیامبر، فرشته

من فی السماوات والارض : زوج کلمه برتر، اسماء فعال خدادرنزد مشرکان

وپروردگارتو(خدای یگانه ،کلمه الله ) داناتراست به هرکس که درآسمانها وزمین است

کلمه «مَن » دراینجااستعاره اززوج کلمه برتروکلمات نزدمشرکان است زیراجزدرزمین موجودی درآسمانهازندگی نمی کندممکن است درآسمان زمین یعنی درکرات منظومه شمسی افرادی بروندوچندصباحی باشندامااینجاکلمه «آسمان » جمع آورده شده بخاطرهمین مصداق کلمه «من » برصاحبان کلمه است زیرا آسمانهاوزمین درقرآن  استعاره ازاسم فعال خداست (کلمه برترو کلمات نزد مشرکان ).البته به اعتبارکلمه فعال خدا«من » می تواندشامل  تمام انسانهانیزشود

ولقدفضلنابعض النبیین علی بعض وآتیناداودزبورا

نکته :تفضیل دراینجا بردوگونه است :

1.تفضیل پیامبری برپیامبردیگر

دراینجا صحبت ازبرتری پیامبری برپیامبردیگر نیست زیراداوودقیاس با پیامبری نشده همانطورکه گفته شد بحث تفضیل تساوی است دادن کتاب به داوودعین بالابردن درجه عیسی ع است (بقره 251)

2.برتری یک دسته فرشته برفرشته های دیگر

بخاطراینکه خدادرآیه قبل کلمه «مَن » یعنی همه اسماء فعال  خود(زوج کلمه برتروکلمات مشرکان )رانام برده است وکلمه ی خود (کلمه الله) راداناترازهمه کلمات دانسته بعدآیه تفضیل راآورده تابگویدرب پیامبر(کلمه الله ) برتری داردبه همه کلمات وفرشته های آنهابرترندازهمه ی فرشته هابعدازآن نیز آیه «وآتیناداودزبورا» راآورده تابه مابگوید فرشته ها ی  پیامبران برترندنه اینکه فرشته های پیامبری نسبت به پیامبردیگریاخودپیامبری نسبت به پیامبردیگربرتراست زیرا1.بدون علت برتری نام حضرت داودرامی آوردوکتابش راکه همان فرشته هایش می باشدذکرمی کند2.همانطورکه گفته شداسم پیامبردیگری رابرای مقایسه نمی آورد

امام علی ع دروصف بهشت درنهج البلاغه خطبه 84قسمت 6 صفحه 204می فرمایددرجات متفاضلات ومنازل متفاوتات لاینقطع نعیمهاولایظعن مقیمهاولایهرم خالدهاولایباس ساکنها

منظورازبهشت هم می تواندبهشت آخرت باشد هم نقش قلم اولیای خدابنبابراین فرشته های آنهاازلحاظ درجه مساوینددرحالی که هریک بردیگری برتراست یعنی تفضیل تساوی(درجات متفاضلات)

ببینیم شعر« سیبستان استادرادراین مورد:

طومارجان من / پرنقش معطرسیب است / زردوسرخ / هردم ازنو / نامت را مشق می کنند/ درکنارش نقش سیبی می زنند/ سیبستان نام توست / جان من

سیب زردو سرخ استعاره ازدرجات بهشت است که هررنگش بهشت است و معطراست به نام الله

شرح بیشتردرموردزبوررادرمبحث زبان قرآن 1.1.5.زبان قرآن عربی فصیح یاروشن است

بخوانید

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

ادامه دارد...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1398 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات

نشدشهادت پدرامت یعنی امام حسن عسکری رابه مولایمان امام مهدی ع وچهارتن ازاولیای زنده وغایب دیگروشیعیان دوست دارآنان تسلیت بگویم براستی که فقدان آنهاجبران نشدنی است

میثاق پیامبران 4

4.برترنبودن هیچ پیامبری برپیامبردیگر

آیابین پیامبران فرقی وجوددارد؟چرا؟

برای پاسخ دادن به این پرسش رجوع کنیم به سوروآیات ذیل :

وقالوا کونواهودااونصاری تهتدواقل بل مله ابراهیم حنیفا وماکان من المشرکین .قولواآمنابالله ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون .فان آمنوا بمثل ماآمنتم به فقداهتدوا وان تولوا فانما هم فی شقاق فسیکفیکهم الله وهوالسمیع العلیم.صبغه الله ومن احسن من الله صبغه ونحن له عابدون قل اتحاجوننافی الله وهوربناوربکم ولنااعمالناولکم اعمالکم ونحن له مخلصون ام تقولون ان ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط کانواهودااونصاری قل ءانتم اعلم ام الله ومن اظلم ممن کتم شهاده عنده من الله وماالله بغافل عماتعلمون سوره بقره 135

وگفتندیهودی یامسیحی باشیدتاهدایت یابیدبگو نه بلکه آیین ناب ابراهیم حق گراوی ازمشرکان نبودبگوییدمابه خداوبه آنچه برمانازل شده و به آنچه برابراهیم واسحاق ویعقوب واسباط نازل آمده وبه آنچه به موسی وعیسی داده شده وبه همه پیامبران ازسوی پروردگارشان داده شده ایمان آورده ایم میان هیچ یک ازآنها فرق نمیگذاریم ودربرابراوتسلیم هستیم پس اگرآنان به آنچه شمابدان ایمان آورده ایدایمان آوردندقطعا هدایت شده اندولی اگرروی برتافتندجزاین نیست که سرستیزدارندوبه زودی خداوندآنان راازتو کفایت خواهدکردکه اوشنوای داناست نگارگری الهی وکیست خوش نگارترازخداومااوراپرستندگانیم .

بگوآیادرباره خدابامابحث وگفتگومی کنید؟باآنکه اوپروردگارماوشماست وکردارهای ماازآن ماوکردارهای شماازآن شماست ومابرای اواخلاص می ورزیم یامی گوییدابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب واسباط یهودی یانصرانی بوده  اندبگوآیاشمابهترمیدانیدیاخداوکیست ستمکارترازآن کس که شهادتی ازخدارادرنزدخویش پوشیده داردوخداازآنچه می کنیدغافل نیست

خدابین هیچ پیامبری فرق نمی گذاردوهیچ پیامبری رابرپیامبردیگربرترنمی شماردبه چه دلیل ؟

الف )آنهاازلحاظ:  1.سخن گفتن خداباآنها(وحی)

2.کتاب(کلمه برتر) وحکمت 3. درجه؛  درنزدوی برابرند

ب) .درقرآن بین تعریف «نبی » و«رسول » فرقی نیست بعبارتی مخاطب یکیست

ج) تفضیل پیامبران برهم ازنوع تفضیل تساوی است

د.منظورقرآن ازبرتری پیامبران، برتری بردیگرمردم است

وقالوا کونواهودااونصاری تهتدواقل بل مله ابراهیم حنیفا وماکان من المشرکین

مشرکان می گویند یهودی یامسیحی باشید خدااصل دین راحق گرابودن ودوری ا زشرک میداندحال فرق نداردتوصاحب هردینی باشی

قولواآمنابالله ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

الف )پیامبران ازلحاظ:  1.سخن گفتن خداباآنها(وحی)

2.کتاب(کلمه برتر) وحکمت 3. درجه؛  درنزدوی برابرند

قولواآمنابالله

ضمیرفاعلی «واو» درقولوا وضمیر «نا» در«آمنا»و«الینا »برمی گرددبه :

1.پیامبران

1.1.خطاب خدا به همه پیامبران برای اقرارگرفتن وعهدبستن درروزی که خداپیامبران راخلق می کرده

2.1.خطاب خدابه پیامبران برای ابلاغ به مردم مسلمان  

1.2.1.ازطریق سخن گفتن پیامبران بامردم

حضرت محمدوپیامبران دیگربه مردم می گویندکه به مشرکان بگویند بین پیامبران فرق نگذارند

2.2.1.ازطریق قلم زدن

پیامبران  به کلمه برترامرمی کنندکه ای پیامبربروبه مردم بگوکه به کافران بگویند

ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

2.فرشته ها

کلمه ی برتربه فرشته هاامرمی کند برو به فردفردمردم مسلمان این پیام را ابلاغ کن

ونیز: سوره آل عمران آیه 81(میثاق پیامبران 2: هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید

)

لانفرق بین احدمنهم

نفرق :پراکنده کرد، جداکرد

اگرضمیر«هم » درمنهم ارجاع آن رابه پیامبران وکلمه ی آنهابگیریم معنای آیه می شود:

هرپیامبری پیامبردیگرراازلحاظ رتبه ودرجه وآنچه خدابراو فرستاده مثل خودمی داند

اگرضمیر«هم » درمنهم ارجاع آن را به فرشته هابگیریم معنای آیه می شود:

هرکلمه ای ازپیامبران بین سخنان پیامبردیگریاقلم اوفرق یافاصله نمی اندازدوسخن اوراازهم جدانمی کند

ونیز:مومنون 53، شوری 13

ب) .درقرآن بین تعریف «نبی » و«رسول » فرقی نیست بعبارتی مخاطب یکیست

 ومااُنزل الیناومااُنزل الی ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاَسباط ومااوتی موسی و عیسی ومااوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون

ونیز:سوره آل عمران آیه 80(میثاق پیامبران 2: هرپیامبری پیامبردیگرراتصدیق نماید)

کلمه «النبیون » درآیه « واوتی النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون» هم حکم کلی درموردهمه پیامبران صادرمی کندهم درموردفرشته های آنها ؛دراین آیه پیامبران رابه دودسته تقسیم کرده :حضرت ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، اسباط که به آنهاوحی شده (ماانزل)وحضرت  موسی وعیسی که به آنها کتاب وحکمت داده  (مااوتی) وبعدازآن «ومااوتی النبیون» راآورده وحکم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون را؛ تابه مابفهمانداولابین هیچ پیامبری فرقی نیست ازلحاظ وحی وکتاب وحکمت ثانیا تعریف این واژه ها درقرآن یکیست ثالثافرشته های پیامبران دراین حکم باهم برابرند

نکته : خدادرکنارپیامبران صاحب کتاب لفظ «اسباط» رامی آوردتابه این نکات اشاره نماید:

1.اسباط لفظ عام است به معنای خاص وبه آن دسته ازپیامبران یااولیای خدااطلاق می شودکه صاحب وحی وکتابند که درقرآن نامشان برده نشده یا شده

2. آن دسته ازاولیای خداهستندکه مردم عادی آنهارانمی شناسندیانامشان راهرگز نشنیده اند اماازنظر درجه وقرب نزد خدا بادیگرپیامبران فرقی ندارند

 اسباط بنی اسرائیل : دوازده طایفه ازیهود

سبط (مفرد)، اسباط (جمع): پسرپسر، گروه ازیهود، اولادیعقوب

سبطه(مفرد)، اسباط (جمع):هردرخت که بریک ریشه شاخه های بسیارداشته باشد

نکته : کلمه «اسباط » درسورزیر براولیای معصوم دلالت دارد:

سوره بقره آیه 136، 140، سوره آل عمران 84، سوره نساء آیه 163

این لفظ درسوره اعراف آیه 160 هم براولیای خداهم برفرزندان غیرمعصوم آنها (شجره طیبه ) اشاره دارد

داستان طالوت پیامبردرقرآن مثالی است براینکه فرقی بین پیامبرصاحب کتاب وولی پنهان درنزدخداازنظردرجه وقرب نیست ( شرح داستان طالوت بعدخواهدآمد.سوره بقره آیه 246)

توجه : مشرکان باقلم خودهم پیامبری انبیا رانزدمردم موردشک قرارمی دهندهم هرپیامبری رابرترازپیامبردیگر نشان می دهندوهم آیات وکتاب آنها را به تردید می برندزیراروی قلم آنها قلم زده وسخن آنهاراتکه تکه کرده و به انحراف می برند(رجوع شودبه میثاق پیامیران 3)

فان آمنوا بمثل ماآمنتم به فقداهتدوا وان تولوا فانما هم فی شقاق فسیکفیهم الله وهوالسمیع العلیم

ام تقولون ان ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب والاسباط کانواهودااونصاری قل ءانتم اعلم ام الله ومن اظلم ممن کتم شهاده عنده من الله وماالله بغافل عماتعلمون

پیامبران نام برده شده پیامبران قبل ازآیین یهودی ودین مسیحی است بنابراین قرآن معیارراحق گرایی میداندوپیروی ازهردینی بایدحول آن معیاربچرخدحال خداسخن کسانی راکه پیامبران پیش ازآیین مسیح ویهودرامبنی براینکه آنهاهم براین دین بوده اندنادرست می خواندچون اولاهنوزحضرت عیسی وموسی بدنیانیامده اندثانیا آن دینی که آنان برای آنهابرمی شمارنددین حق گرانبوده است.

ببینیم این معنارادرسوره آل عمران آیه 64:

یااهل الکتاب لم تحاجون فی ابرهیم وماانزلت التوراه والانجیل الامن بعده افلاتعقلون هانتم هولاء حاجبتم فیمالکم به علم فلم تحاجون فیمالیس لکم به علم والله یعلم وانتم لاتعلمون ماکان ابراهیم یهودیاولانصرانیاولکن کان حنیفا مسلماوماکان من المشرکین .سوره آل عمران آیه 67  

قرآن دین ابراهیم ع را حق گرای مسلمان معرفی می کندواوراازمبراازشرک می داند

ج) تفضیل تساوی

ادامه دارد...




تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1398 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : معصومه شعبانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 74 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • پرشین جیم